جمع بندی وظیفه‌ی مردم نسبت به کاستی های نظام

تب‌های اولیه

173 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
وظیفه‌ی مردم نسبت به کاستی های نظام

سلام.

میخوام مباحث سیاسی مطرح شده در انجمن رو یه جور دیگه نگاه کنم و این بار از خود پاسخگو بخوام در رابطه با نظام و مردم صحبت کنند.

خیلی خلاصه میپرسم:
این نظام چه کاستی هایی دارد و وظیفه ما به عنوان مردم در برابر این کاستی ها چیست؟

ممنون

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد مسلم

[TD][/TD]

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

momi14;1021062 نوشت:
این نظام چه کاستی هایی دارد و وظیفه ما به عنوان مردم در برابر این کاستی ها چیست؟


تاپیک برای ابراز نظر دوستان باز گذاشته میشود، فقط خواهش می کنم این نکات را در نظر داشته باشید:

اول: با دلیل و منطق سخن بگویند، و بدون استناد به منبع معتبر، ادعایی را طرح نکنند.
دوم: با توجه به گستردگی موضوه مباحث کلان را که مربوط به نظام میشود طرح کنند، موضوعات جزئی و تجربیات شخصی مثل این که فلان پلیس از من رشوه خواست، یا فلان مغازه جنسش را به من گران فروخت، و مانند آن را طرح نکنید چون جز حاشیه سازی کمکی به بحث نخواهد کرد.
سوم: در برابر کاستی هایی که بیان می کنند حتما راهکار ارائه دهند حتی اگر نظر ایشان تغییر نظام باشد، یعنی ارائه کاستی بدون راهکار نباشد، شفاف بگویند که چه راهکاری پیشنهاد می دهند تا نظرشان کامل باشد و دیدگاهشان در مورد راهکار هم به نقد و نظر دوستان گذاشته شود.

پیشاپیش از همه دوستان تشکر می کنم

@};-

momi14;1021513 نوشت:
دوستان قبل از شما نظری نخواهند گذاشت.
بنده هم منتظر تبیین کاستی های نظام و وظیفه ی مردم در برابر این تبیین ها از شما هستم.

خب این را در همین تاپیک مطرح میفرمودید
بله به روی چشم
به زودی نظرم را ارسال خواهم کرد

مسلم;1021388 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام


تاپیک برای ابراز نظر دوستان باز گذاشته میشود، فقط خواهش می کنم این نکات را در نظر داشته باشید:

اول: با دلیل و منطق سخن بگویند، و بدون استناد به منبع معتبر، ادعایی را طرح نکنند.
دوم: با توجه به گستردگی موضوه مباحث کلان را که مربوط به نظام میشود طرح کنند، موضوعات جزئی و تجربیات شخصی مثل این که فلان پلیس از من رشوه خواست، یا فلان مغازه جنسش را به من گران فروخت، و مانند آن را طرح نکنید چون جز حاشیه سازی کمکی به بحث نخواهد کرد.
سوم: در برابر کاستی هایی که بیان می کنند حتما راهکار ارائه دهند حتی اگر نظر ایشان تغییر نظام باشد، یعنی ارائه کاستی بدون راهکار نباشد، شفاف بگویند که چه راهکاری پیشنهاد می دهند تا نظرشان کامل باشد و دیدگاهشان در مورد راهکار هم به نقد و نظر دوستان گذاشته شود.

پیشاپیش از همه دوستان تشکر می کنم@};-


با سلام.خوب می شه الان پاسخ داد و نظرمون رو گفت؟؟

راستش نمی دونم این سوال خیلی کلیه.آیا باید ریشه ای به این موضع نگاه کنیم.تا چه اندازه ریشه ای؟یکی میآد، بالای درخت رو می بینه و میگه، مشکلا اون کرم های روی درخته که باعث میشه درخت میوه نده.یکی میاد اب و هوا رو میبینه و می گه، مشکل اینه که آب و هوا طوریه که خواه نا خواه کرم پیدا بشه؟؟یکی میآد میوه رو میبینه و می گه، مشکل میوه هست که انقدر شکننده هست که با یک پشه از بین میره.یعنی آدم می می مونه از کدوم زاویه نگاه کنیم.از کجا نگاه کنیم.کار جایی سخت میشه که میبینیم که تمام این کرم و جنس میوه و باد و بارن به هم ارتباط تنگاتنگی دارند.مثلا یکی از دیگری تاثیر می گیره.یکی باعث قدرت دیگری میشه.و آدم نمی دونه که این سر نخ و ابتدای نخ کجاست.نمی دونم منظورم رو درست رسوندم یا نه.

خوب به نظر من.کاستی بزرگ و اصلی نظام که الان خیلی تو چشمه و آشکاره به نظرم، در حال حاظر نداشتن یک رهبر شایسته و مقتدره.
به نظر من، رهبر کنونی نظام، اصلا شایستگی های لازم رو برای رهبری ندارند.
حالا چرا رهبری شایستگی کافی ندارند.سند و مدرکم چیه.خب این چیزی هست که درمجموع باید دید.باید مجموع عملکرد رهبر رو دید.

مثلا سخنرانی ها و فرمایشاتی که رهبری دارند رو نگاه کنیم.
مثلا سخنانی که رهبری در مورد زبان انگلیسی زدند که اینجا هم بحثش شد.به نظرم در حد شاهکار بود.نمی دونم اینکه انگلیسی میراث طاغوته!!انگلیسی زبان یک جزیزه کوچگه؟زبان یاد بگیریم خوبه، اما چرا انگلیسی، پرتقالی و چینی یاد بگیریم و ازاین حرفا که رهبری زدند واقعا عجیب بود؟؟این حرف ه حرف های ناپخته ای بود و چرا باید گفته بشه اونم توی برهه ای که مردم دیدشون و نگاهشون خیلی عوض شده.برای این مردم حرف زدن و سخن گفتن و قانع کردن به همین سادگی نیست.اینکه بیاییم بگیم انگلیسی میراث طاغوته و از این حرفا، جدا از اشتباه بودنش، شما فکر کنید چقدر دید منفی میاره نسبت به رهبری؟؟؟یعنی هم محتوا و هم طرز و شکل بیان رهبری اینجا مشکل داشت.

یا افرادی که رهبر برای کاری و امری انتخاب می کنند رو اگر نگاه کنیم... مثلا من همیشه برای خودم سواله، یک کسی مثل آقای جنتی با اون سن و سال، چرا باید بیان توی مراسم نماز جمعه ده دقیقه کم یا زیاد وقت مردم رو بگیرن؟؟واقعا کسی شایسته تر، عالم تر، سخن ور تر، محبوب تر از آقای جنتی نیست و نبود؟؟آقای جنتی با میل و رضایت و انتخاب چه کسی در نماز جمعه برای مردم خطبه می خواندند؟باز جای شکرش هست که خودشان نامه نوشند و کنار رفتند؟ نمی دونم، خدا وکیلی به نظر شما، امام خمینی هم اگر زنده بودند آقای جنتی رو به عنوان سخنران نماز جمعه انتخاب می کردند؟؟؟ واقعا مایه شگفتی هست!!

حالا اینها رو به صورت کلی می گم.می دونم این مثل ها که زدم کافی نیست.نمی دونم چگونه ثابت کنم.فقط می توانم چند مواردی را مثال بزنم و خود دوستان یک فکر و تحقیقی بکنند.واقعا رهبری به خوبی عمل کرده اند تا الان؟؟ مردم راضی هستند؟؟ می خوام بگم در مجموع اگر نگاه کنیم به نظرم، رهبری شایستگی کافی رو نداشت.و خیلی از مشکلات و بدبختی ها اگر داریم، با وجود یک رهبر شایسته و عالم و با بصیرت پیدا نمیشدند.یا اصلا رهبری رو بردارید.یا اگر رهبری هست خوب انتظار می ره که رهبری شایسته ای داشته باشیم.نمیشه که اینطور.
وظیفه ی ما.ما باید اعتراض و انتقادمان را جدی و صریح مطرح کنیم.اما متاسفانه یک سکوت خیلی عجیبیبین تریبیون بدست ها نسبت به شخص رهبری وجود دارد.آیا واقعا رهبری هیچ کار اشتباهی نکردند؟؟هیچ انتقادی چرا نمیشود؟؟باید انقدر انتقاد بشود که یا رهبری کناربروند کسی دیگر بیاید و یا رهبری خودشون رو تصحیح کنن.

سلام.
ممنون از نظرتون.

اما خواهش میکنم اجازه بدهید کارشناس خودشون از هر زاویه ای که صلاح میدونن به مسئله نگاه کنن.
الان این مسئله ی رهبری که مطرح کردید به بحث جهت میده.

بنده مایل هستم خود کارشناس جهت بحث رو مشخص کنند.
ممنون.

بدون شک حکومت ما کاستی های متعددی دارد: چه در حیطه مدیریت ناکارآمد، چه در حیطه باند بازی و جناح گرایی و جایگزین شدن آن به جای شایسته سالاری، چه در حیطه عدم عدالت و برابری و ایجاد فاصله طبقاتی، چه در حیطه انواع فساد چون رانت و رشوه و اختلاس و...

اما راهکاری که برای اصلاح می توان ارائه کرد از دو حال خارج نیست: یا تغییر یا اصلاح که ما هر دو را بررسی می کنیم:

1. تغییر نظام
اگ برای رفع این کاستی ها بخواهیم حکومت را تغییر دهیم راهکار های پیش رو اینهاست:
الف) جمهوری اسلامی دیگر
ب) جمهوری سکولار
ج) دیکتاتوری

دیکتاتوری که مورد پذیرش هیچ کسی نیست جز برخی سلطنت طلبان که به قدری در اقلیت هستند، وبه قدری چنین ادعایی برای رشد و آباد شدن ایران واضح البطلان است که ارزش پرداختن به آن را ندارد. می ماند جمهوری، طبیعت کار حکومت این است که هر کسی ولو با انتخاب مردم به قدرت برسد ممکن است اگر خودساختگی نداشته باشد از قدرتش سوء استفاده کند، این حتی در بسیاری از موارد قابل پیگیری هم نیست، بنابراین اگر ما جمهوری دیگری برپا کردیم چه اسلامی و چه سکولار قرار نیست مسئولین حکومت جدید که از سوی مردم تعیین میشوند از قدرتشان سوء استفاده نکنند.

از طرف دیگر مشکلات ما از قوانین اسلامی یا نظارت ولی فقیه نیست که با کنار گذاشتن آنها مشکلات حل شود، بلکه ولایت فقیه و قوانین اسلامی نقطه قوت این حکومت است که مانع بسیاری از توطئه ها، انحراف ها، و تک روی ها و دیکتاتوری ها شده است، یعنی در کارنامه 40 ساله انقلاب قطعا یکی از نقاط قوت ما که خصوصا در نفوذ کلان ایران در منطقه دیده میشود ولایت فقیه است، پس اگر این حکومت نقاط ضعفی دارد از جای دیگر است، هیچ کسی برای برطرف کردن نقاط ضعفش، نقطه قوتش را کنار نمی گذارد.

2. اصلاح نظام
راهکار دوم اصلاح همین نظام است که با ابطال گزینه «تغییر نظام» خود به خود اثبات می شود، اما در این خصوص باید به چند نکته توجه داشت:

اولا: نگرش منطقی و دیدن نقاط مثبت در کنار نقاط منفی به جهت پیشگیری از ناامیدی در میان مردم
نگاه یک جانبه به کاستی ها موجب میشود انسان از حالت منطقی خارج شده و نگاهی احساسی به وقایع داشته باشد، اما وقتی جامع به یک مسئله نگاه کنیم این نگاه یک نگاه منطقی خواهد بود.

دوم:
ایجاد بصیرت و آگاهی نسبت به آنچه که در شبکه های رسانه ای معاند و همچنین فضای مجازی به صورت هدفمند ترویج میشود تا از این کاستی ها سوء استفاده کنند.
شبکه ها و رسانه های غربی با تمام توان به میدان آمده اند تا همان نگاه احساسی که در نکته اول آمده است را در میان مردم ترویج کنند، راحت ترین راه برای این مطلب این است که تقریبا محال است شما یک خبر مثبت در مورد ایران از این رسانه ها بشنوید! دقت کنید آخر مگر یک اتفاق مثبت در این مملکت نمی افتد؟ اما چرا یک خبر از کارکرد مثبت ایران در این شبکه ها بازخورد ندارد؟ این باید یک علامت سوال در ذهن مخاطبین آنها ایجاد کند.

مقام معظم رهبری در این خصوص می فرمایند: «یکی از چیزهایی که خیلی لازم است، سوءظنّ به جریان رسانه‌ای دشمن است. امروز یکی از بخشهای پُرخرج دشمنان ما عبارت است از بخش رسانه؛ خیلی پُرخرج است برایشان، یعنی هزینه میکنند، پول میگذارند، آدمهای متخصّص می‌آورند؛ خیلی خرج دارد برایشان؛ علیه چه کسی؟ علیه جمهوری اسلامی. خب، اصلاً همّت این جریان رسانه‌ای این است که بر روی یک نقاطی تکیه کند که جمهوری اسلامی را میتواند زمین‌گیر کند؛ مثلاً ایجاد یأس، ایجاد نقاط منفی، نقاط منفی را درشت کردن، نقاط مثبت را بکلّی حذف کردن» (بیانات در دیدار جمعى از دانشجویان، ۱۳۹۵/۰۴/۱۲)

سوم:
مهمترین راه اصلاح در تمام حکومت های جمهوری انتخاب مسئولین در پای صندوق های رأی است، این یکی از مهمترین راه های اصلاح است، تشخیص در این مسئله هم علی رغم آسان به نظر آمدنش بسیار دشوار است.
مردم باید گذشته ی شخص را ببینند، سوابق مدیریت های او را بی طرفانه به قضاوت بنشینند که آیا موفق بوده است یا خیر؛ همچنین شعارهایش چه شعارهایی است؟ اولویت ها را به چه موضوعاتی اختصاص می دهد؟ شجاعت، جسارت و قدرت مدیریت او چقدر است؟

چهارم:
اتحاد و ایجاد گفتمان مشترک در مردم هم یکی از مهمترین راهکارهاست، شما به وضوح می بینید که آنچه که در شبکه های مجازی بُلد میشود به صورت جدی تر و سریع تری از سوی حکومت دنبال می شود، چون یک مطالبه عمومی را ایجاد کرده است.
مدیریت جهادی، پرهیز از اشرافی گری، امانت داری، شایسته سالاری باید از آن اموری باشد که مردم باید نسبت به آنها به گونه ای توقع جدی داشته باشد که مسئولین بدانند یکی از ملاک های جدی آنها در انتخاب است، در این صورت است که خودشان را با این ملاک ها وفق خواهند داد. وگرنه اگر مسئولی ابایی نداشته باشد از اینکه از حقوق چند ده میلیونی خویش بگوید یا از ثروت چند هزار میلیاردی اش سخن بگوید یعنی در نگاه او هنوز چنین توقع و مطالبه گری در مردم وجود ندارد و آینده مسئولیتی وی را تهدید نمی کند.

پنجم:
یکی دیگر از مهم ترین اموری که موجب کاستی در یک جامعه میشود این است که انسان ها به جای توجه به خود، تمام توجهشان را معطوف به دولت و دیگران کنند. ما فقط توقع از حکومت داریم در حالی که خود ما هم یک وظایفی در قبال حکومت و سایر هموطنان داریم.

شما در جریان ارز ببینید صف هایی که شکل می گیرد در حالی که نمی دانند خود این جوّ روانی موجب افزایش قیمت ارز و از آن طرف گران شدن دارو، ماشین و لوازم یدکی، موبایل، و سایر لوازم خانگی، و سایر اجناس وارداتی میشود. یا احتکارهایی که برای گران شدن کالا شاهد آن بوده و هستیم، یا کم فروشی شرکت ها و کارخانجات، خب اگرچه یک طرف آن نظارت است که منتسب به دولت است، اما طرف دیگر آن مردم هستند.

ایران را ما باید بسازیم، صنعت را باید دانشجویان رشته مهندسی با رشد و پیشرفت خویش بسازند، پزشکی را دانشجویان پزشکی، معنویت و فرهنگ جامعه را باید روحانیت و نهادهای فرهنگی بسازند، و...، ایران خود به خود یا با دولت به تنهایی ساخته نمیشود، پیشرفت در همه رشته ها در گرو تلاش و مجاهدت علمی خود ماست؛ حتی اگر دولت حمایت های لازم را نمی کند باز هم میشود کار کرد، باز هم میشود رشد داشت. همچنین ایرانیانی که به لحاظ علمی در موقعیت خوبی قرار گرفته اند وظیفه دارند ایران را رشد دهند، تفاوت نوع نگرش های سیاسی، یا توقع پیشنهادهای ویژه را هم نباید داشته باشند اگر واقعاخواهان رشد ایران هستند، مانند کاری که پرفسور سمیعی در ایران انجام میدهد.

ششم:

نکته دیگر این است که باید دانست شکل گیری یک حکومت کامل و آباد کردن یک مملکت زمان بر است، 40، 50 سال زمان کافی برای رسیدن به یک تکامل و تمدن نیست، لیبرالیسم و شکل گیری تمدن غرب چندین قرن زمان برده است.
فراز و نشیب های موقتی در دوران این دولت و آن دولت نباید ما را نسبت به اصل حرکت انقلاب بدبین کند، بالاخره هر دولتی دیدگاه های خاص خودش را دارد، توانایی خاص خودش را دارد، و ممکن است موجب رشد سریع تر، یا حتی بدتر شدن وضع شود، اما این را وقتی در مجموعه حرکت انقلاب ببینیم یک جزء کوچک است، مثل دندانه های اره که حرکت برخی رو به بالا و برخی رو به پایین است، اما مجموعی که به اره نگاه می کنید می بینید مجموع این دندانه ها روبه بالاست.

مقام معظم رهبری در این خصوص سخنان متعددی دارند که به برخی اشاره می کنم:

«شما آرزوها را خیلی راحت بیان میکنید، بنده فاصله‌ی بین وضع موجود و آرزوها را از لحاظ شرایط و موانع به تجربه میبینم و لمس میکنم؛ تفاوت فقط اینجا است. بله، خیلی از این اشکالات وارد است امّا رفع این اشکالات به این آسانی نیست. کار لازم دارد، تلاش لازم دارد، مقدّمات لازم دارد»( بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان، ۱۳۹۷/۰۳/۰۷)

«خب، چهل سال [از انقلاب] گذشته است. چهل سال زمان زیادی نیست؛ برای عمر تمدّنها چهل‌سالگی آغاز بلوغ و حرکت فکری است. چهل‌سالگی دوران پیری نیست»( بیانات در دیدار مردم قم، ۱۳۹۷/۱۰/۱۹)

«فرایند تحقق هدف‌هاى اسلامى، یک فرایند طولانى و البته دشوارى است. به‌طور نسبى انسان به آن اهداف نزدیک مى‌شود؛ اما تحقق آن‌ها، بسیار طولانى است»( بیانات رهبر انقلاب در دیدار با دانشجویان کرمانشاه
۱۳۹۰/۷/۲۴)

«وقتی‌که ملّت ایران توانست خود را به آن نقطه‌ای برساند که بتواند به‌عنوان یک ملّت مُسلمِ به معنای حقیقی کلمه خود را به دنیا نشان بدهد، این بزرگ‌ترین تبلیغ اسلام است... این قضیّه هم قضیّه‌ی یک‌سال و دوسال نیست، قضیّه‌ی بلندمدّت است؛ زمان میبرد؛ کمااینکه در تمدّن اسلامی [اگر] شما نگاه کنید، می‌بینید اوج تمدّن اسلامی در قرنهای چهارم و پنجم است که از لحاظ علمی سرآمد است و بزرگان علما، محقّقین، فلاسفه، دانشمندان مادّی در دنیای اسلام به وجود آمدند که دنیا را توانستند پیش ببرند که بسیاری از این پیشرفتهای امروزِ غربی‌ها مرهون آن حرکت است. خب، امروز البتّه سرعت ما بیشتر خواهد بود، ما سریع‌تر ان‌شاءالله به آن نتیجه خواهیم رسید، لکن بالاخره زمان‌بَر است.»( بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، ۱۳۹۵/۰۵/۱۱)

سلام پارسا مهر عزیز

پارسا مهر;1021519 نوشت:
مثلا سخنانی که رهبری در مورد زبان انگلیسی زدند که اینجا هم بحثش شد.به نظرم در حد شاهکار بود.نمی دونم اینکه انگلیسی میراث طاغوته!!انگلیسی زبان یک جزیزه کوچگه؟زبان یاد بگیریم خوبه، اما چرا انگلیسی، پرتقالی و چینی یاد بگیریم و ازاین حرفا که رهبری زدند واقعا عجیب بود؟

اجازه بدهید وارد این مقولات نشویم، فقط یک نکته عرض کنم بسیاری از قضاوت های ما در خصوص سخنان یک شخصیت به نوع نگاه و جایگاه آن شخص در نگاه ما برمی گردد، اگر او را شخص حکیمی بدانیم یک طور نگاه می کنیم، و اگر ناآگاه بدانیم طور دیگر.

مثال میزنم، اگر یک انسان خیلی با صداقت، با محبت که خیلی زود با انسان صمیمی میشود را به شما تلقین کنند که او جاسوس است، در این صورت وقتی با صداقت به شما محبت می کندحکم می کنید که دارد مقدمه چینی می کند برای جاسوسی، وقتی به شما لبخند می زند بدبینی شما افزایش می یابد، هرچه او صمیمی تر میشود بدبینی شما بیشتر و بیشتر میشود! وقتی از شما در مورد خودتان می پرسد می گویید ببین جاسوسی اش شروع شد!
در حالی که تمام این برداشت های اشتباه ما به خاطر پیش فرض های اشتباه ماست. وقتی در ذهن ما کسی محکوم به رفتارهای نادرست باشد، اصلا ذهن ما به ایراد گرفتن از او گرایش دارد.

بسیاری از قضاوت های ما در خصوص رفتارها و گفتارها به شناخت پیشینی ما از اشخاص برمیگردد، و البته کنار گذاشتن این پیش فرض ها بسیار دشوارتر از اصل قضاوت است.

سلام
به نظرم ایده وجود رهبر در جامعه ایده مثبتیه. سیستم جمهوری برای حل بعضی مشکلات به مانع بر می خوره که رهبر می تونند این موانع رو برطرف کنند. اگر یک مسئول عادی بخواد منافع یک سری افراد رو به خطر بندازه، ممکنه بر علیهش جوسازی بشه یا مشکلاتی براش به وجود بیاد. اما رهبری این محدودیت رو ندارند و می تونند فارغ از این مسائل کار اصلاح مشکلات رو انجام بدهند.

فکر می کنم مهمترین اقدامی که باید صورت بگیره، ایجاد ساز و کاریه که نظرات افراد صاحب نظر بتونه به ایشان منتقل بشه بدون اینکه افراد ذینفع امکان فیلتر کردن نظرات رو داشته باشند.

پارسا مهر;1021519 نوشت:
با سلام.خوب می شه الان پاسخ داد و نظرمون رو گفت؟؟
خوب به نظر من.کاستی بزرگ و اصلی نظام که الان خیلی تو چشمه و آشکاره به نظرم، در حال حاظر نداشتن یک رهبر شایسته و مقتدره.
به نظر من، رهبر کنونی نظام، اصلا شایستگی های لازم رو برای رهبری ندارند.
حالا چرا رهبری شایستگی کافی ندارند.سند و مدرکم چیه.خب این چیزی هست که درمجموع باید دید.باید مجموع عملکرد رهبر رو دید.

حالا اینها رو به صورت کلی می گم.می دونم این مثل ها که زدم کافی نیست.نمی دونم چگونه ثابت کنم.فقط می توانم چند مواردی را مثال بزنم و خود دوستان یک فکر و تحقیقی بکنند.واقعا رهبری به خوبی عمل کرده اند تا الان؟؟ مردم راضی هستند؟؟ می خوام بگم در مجموع اگر نگاه کنیم به نظرم، رهبری شایستگی کافی رو نداشت.و خیلی از مشکلات و بدبختی ها اگر داریم، با وجود یک رهبر شایسته و عالم و با بصیرت پیدا نمیشدند.یا اصلا رهبری رو بردارید.یا اگر رهبری هست خوب انتظار می ره که رهبری شایسته ای داشته باشیم.نمیشه که اینطور.
وظیفه ی ما.ما باید اعتراض و انتقادمان را جدی و صریح مطرح کنیم.اما متاسفانه یک سکوت خیلی عجیبیبین تریبیون بدست ها نسبت به شخص رهبری وجود دارد.آیا واقعا رهبری هیچ کار اشتباهی نکردند؟؟هیچ انتقادی چرا نمیشود؟؟باید انقدر انتقاد بشود که یا رهبری کناربروند کسی دیگر بیاید و یا رهبری خودشون رو تصحیح کنن.

با سلام و عرض معذرت از صاحب تاپیک!

در مورد رهبری این رو باید در نظر بگیریم که امام علی هم در زمان خودشان گرفتار مشکلات حکومتی بودند تا جایی که میدانید خوارج و ابوموسی اشعری و... با ایشان چه ها کردند!

در زمان حال هم رهبری نظام مشروعیت و مقبولیت بین اکثریت جامعه رو ندارند تا بعنوان ولایت مطلقه فقیه حکومت کنند لذا دیدید که شخصی لیبرال و باطنا مخالف رهبری و البته با فریب مردم 27 میلیون رای آورد! (بنظر بنده رای جناح اصلاح طلبان 16 تا 17 میلیون و بقیه رایشان، مال افراد مستقل و غیرجناحی بود)

اگر رهبری بخواهند قاطعانه در همه امور وارد شوند جناحهای لیبرال و سکولار مثل سال 88 علیه نظام ایجاد تفرقه و ... میکنند تا جایی که حتی بین اعضای یک خانواده تفرقه ایجاد میشود! اگر اینها نبود که همین رئیس جمهور لیبرال فعلی جرات نمیکرد بگوید : اگر دست به برادرم بزنید اعلام جنگ میکنم و... و حتی در فکر جانشینی رهبری باشد!!!

در شرایط اقتصادی کشور در سالهای اخیر رهبری سعی میکنند تا از بروز هر گونه تنشهای داخلی جلوگیری کنند! حتی با وجود ضعفهای معامله برجام، بخاطر منتخب بودن دولت، این توافق را پذیرفتند و حتی سپاه رو از ورود به برخی مسائل سیاسی باز داشتند!

محدوده اختیارات رهبری بیشتر در مسائل کلی نظام است و لذا در این موارد میشه از ایشان انتظار داشت! مثلا ربای بانکی و بخت آزمایی برنامه های سیما رو رهبری نباید تذکر دهند چون خود این نهادها شورای نظارتی فقهی دارند اما وقتی نظارت درست نبود و صدای همه درآمد، ورود کردند!

نهادهای مختلف نظارتی بازرسی وظایفشان را درست انجام نمیدهند و عده ای جلوی دولت الکترونیک که ضد فساد است سنگ اندازی میکنند و...

وقتی دولتهای بدون برنامه و مفت خور و فریبکار سرکار میان و نظارت و بازرسی در همه مسائل هم درست و کامل نیست معلوم است چه فجایعی بروز میکند! رهبری که نباید بر کل نظام نظارت داشته باشند! یا مثلا قوه قضاییه که بیشترشون فقیه هستند و...

پارسا مهر;1021519 نوشت:
با سلام.خوب می شه الان پاسخ داد و نظرمون رو گفت؟؟
مثلا سخنرانی ها و فرمایشاتی که رهبری دارند رو نگاه کنیم.
مثلا سخنانی که رهبری در مورد زبان انگلیسی زدند که اینجا هم بحثش شد.به نظرم در حد شاهکار بود.نمی دونم اینکه انگلیسی میراث طاغوته!!انگلیسی زبان یک جزیزه کوچگه؟زبان یاد بگیریم خوبه، اما چرا انگلیسی، پرتقالی و چینی یاد بگیریم و ازاین حرفا که رهبری زدند واقعا عجیب بود؟؟این حرف ه حرف های ناپخته ای بود و چرا باید گفته بشه اونم توی برهه ای که مردم دیدشون و نگاهشون خیلی عوض شده.برای این مردم حرف زدن و سخن گفتن و قانع کردن به همین سادگی نیست.اینکه بیاییم بگیم انگلیسی میراث طاغوته و از این حرفا، جدا از اشتباه بودنش، شما فکر کنید چقدر دید منفی میاره نسبت به رهبری؟؟؟یعنی هم محتوا و هم طرز و شکل بیان رهبری اینجا مشکل داشت.
.

متن کامل سخنان رهبری در مورد زبان علم:من همین‌جا این حرفی را که گاهی هم گفته‌ام به مسئولین آموزش‌ و پرورش [تکرار می کنم‌]؛ شاید به مسئولین محترم فعلی نگفته باشم امّا قبل ها مکرّر گفته‌ام؛ این اصرار بر ترویج زبان انگلیسی در کشور ما یک کار ناسالم است. بله، زبان خارجی را باید بلد بود امّا زبان خارجی که فقط انگلیسی نیست، زبان علم که فقط انگلیسی نیست. چرا زبانهای دیگر را در مدارس به‌عنوان درس زبان معیّن نمیکنند؟ چه اصراری است؟

این میراث دوران طاغوت است، این میراث دوران پهلوی است.

[مثلاً] زبان اسپانیولی؛ امروز کسانی که به زبان اسپانیولی حرف میزنند کمتر از کسانی نیستند که به زبان انگلیسی حرف میزنند؛ در کشورهای مختلف، در آمریکای لاتین یا در آفریقا کسان زیادی هستند. مثلاً میگویم؛ بنده حالا مروّج [زبان] اسپانیا نیستم که بخواهم برای آنها کار بکنم، امّا مثال دارم میزنم. چرا زبان فرانسه یا زبان آلمانی تعلیم داده نمی شود؟

زبان های کشورهای پیشرفته‌ی شرقی هم زبان بیگانه است، اینها هم زبان علم است.

آقا جان! در کشورهای دیگر به این مسئله توجّه می کنند و جلوی نفوذ و دخالت و توسعه‌ی زبان بیگانه را می گیرند؛ ما حالا از پاپ کاتولیک‌تر شده‌ایم! آمده‌ایم میدان را باز کرده‌ایم و علاوه بر اینکه این زبان را کرده‌ایم زبانِ خارجیِ انحصاریِ مدارسمان، مدام داریم می‌آوریمش [در مقاطع] پایین؛ در دبستان ها و در مهدِکودک‌ها! چرا؟

ما که میخواهیم زبان فارسی را ترویج کنیم، باید یک عالَم خرج کنیم و زحمت بکشیم. [وقتی‌] کرسی زبان را در یک‌جا تعطیل می کنند، باید تماس های دیپلماتیک بگیریم که چرا کرسی زبان را تعطیل کردید. نمی گذارند، اجازه‌ی دانشجو گرفتن نمی دهند، امتیاز نمی دهند، برای اینکه زبان فارسی را یک‌جا می خواهیم ترویج کنیم؛ آن‌وقت ما بیاییم زبان آن ها را خودمان با پول خودمان، با خرج خودمان، با مشکلات خودمان ترویج کنیم.

این عقلائی است؟ من نمیفهمم! این را داخل پرانتز گفتم، برای اینکه همه بدانند، توجّه کنند. [البتّه‌] نمیگویم که فردا برویم زبان انگلیسی را در مدارس تعطیل کنیم؛ نه، حرف من این نیست؛ حرف این است که بدانیم چه‌کار داریم میکنیم؛ بدانیم طرف میخواهد چگونه نسلی در این کشور پرورش بیابد، و با چه خصوصیّاتی

یحبّونه;1021547 نوشت:
در شرایط اقتصادی کشور در سالهای اخیر رهبری سعی میکنند تا از بروز هر گونه تنشهای داخلی جلوگیری کنند!

یحبّونه;1021547 نوشت:
محدوده اختیارات رهبری بیشتر در مسائل کلی نظام است و لذا در این موارد میشه از ایشان انتظار داشت! مثلا ربای بانکی و بخت آزمایی برنامه های سیما رو رهبری نباید تذکر دهند چون خود این نهادها شورای نظارتی فقهی دارند اما وقتی نظارت درست نبود و صدای همه درآمد، ورود کردند!

اختیارات رهبر فقط در مسائل کلی نظام نیست. در مسائل دینی، ایشان چه به صورت مستقیم و چه از طریق نهادها ورود می کنند. مثلاً بعید می دونم دولت بتونه در مسئله ای مثل اجباری بودن حجاب برخلاف نظر رهبر عمل کنه.

اینطور هم نیست که همیشه ورود مستقیم به مسائل موجب تنش بشه. خیلی از کارهایی که لازمه در کشور انجام بشه مطابق خواست اکثریت هم هست. مثلاً تخصیص ارز 4200 تومنی به وارد کننده ها کلی فساد ایجاد کرده و از ابتدا هم اقتصاددانان در مورد تبعاتش هشدار داده بودند. اکثر مردم هم حس کردند که این یارانه به جیب واسطه ها میره نه مردم. حالا ممکنه دولت به خاطر وجود افراد ذینفع نتونه خیلی آزادانه در این موضوع ورود کنه اما رهبری این محدودیت را ندارند.

در واقع حتی اگر نگرانی از نارضایتی مردم وجود داشته باشه، رهبر می تونند در مسائلی که مورد خواست اکثریت هست ورود داشته باشند. توی بعضی کشورهای پیشرفته، سامانه ای هست که اگر طرحی در اون مطرح بشه و تعداد زیادی رای بیاره، طرح به مجلس ارائه میشه برای بررسی. چنین سامانه ای می تونه مورد استفاده رهبر هم قرار بگیره. دیگه اینطوری ورود رهبر به مسائل مستند میشه به رای مردم و زمینه اعتراض ایجاد نمیشه.

موضوع قفل شده است