جمع بندی وضو بالاتر است یا غسل؟

تب‌های اولیه

19 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

روح بخش;332920 نوشت:
مثلا این که شراب باعث زوال عقل می شود آیا می تواند پاسخ این سؤال را هم بدهد که اندکی شراب خوردن و یا آن را با آب رقیق نمودن نیز موجب زوال عقل است. و یا اصلا منظور از زوال عقلی چیست؟ آیا کم هوشیاری است؟ یا ناهوشیاری؟ اگر ناهوشیاری است پس مقداری نوشیدن شراب نباید اشکال داشته باشد و اگر کم هوشیاری است باید هرچه موجب کم هوشیاری می شود نیز حرام شود مثل استعمال دخانیات و یا تریاک! آیا همه فقهاء استعمال ایندو را حرام می دانند؟

با سلام خدمت جناب روح بخش عزیز.
بنده در این تاپیک :
http://www.askdin.com/thread25917-5.html
با جناب نور مباحثاتی دارم که بی ارتباط با بحث شما نیست. متاسفانه بحث با ایشان هنوز به سرانجام مشخصی نرسیده است البته ایشان کارشناس فقه و احکام شرعی است. خوشحال می شوم از زبان کارشناسان کلام هم پاسخی دریافت کنم.
سوال اصلی آن تاپیک این است :
اگر ما نمی توانیم به تمام فلسفه احکام دست پیدا کنیم چرا توانستیم به تمام فلسفه حکم حرمت شطرنج دست پیدا کنیم؟
چرا حضرت امام حرمت شطرنج را فقط آلت قمار بودن آن دانستند که با رفع آلت قمار حکم حرمت برداشته شد ولی با توجه به مثال شما چرا نمی توانیم حکم حرمت شراب را فقط کم هوشیاری یا ناهوشیاری بدانیم؟ اصلا شما از کجا مطمئن هستید که اگر در زمان ائمه سیگار وجود داشت حرام نمی شد؟
( به واژه های فقط دقت شود. )
به اعتقاد بنده همه این موارد به علم روز جامعه و توانایی انسان در درک مضرات و معایب مواد و امور بر می گردد. مطمئنا اگر علم روز جامعه در زمان صدر اسلام به گونه ای بود که می توانستند مانند امروز به مکانیزم عملکرد شراب یا گوشت خوک یا .... دست پیدا کنند دیگر به جای واژه های دینی چون حرام و حلال و ... می گفتند : فلان چیز ضرر دارد یا مثلا زیادش ضرر دارد و کمش موردی ندارد و ... .
به عنوان مثال امروزه شاهدیم برای بیماران دیابتی قند مضر است. ولی حکم حرمت و عدم حرمت آن به عهده مکلف گذاشته شده است با اینکه ممکن است ضررش بسیار بیشتر از شراب باشد. از ظاهر بسیاری از احکام می توان این نتیجه را گرفت که شارع آنها را صرفا برای زندگی بهتر در این دنیا وضع کرده است و هیچ اثر اخروی و ملکوتی و متافیزیکی ندارند.
و من الله توفیق

[="arial"][="4"]سلام علیکم
احکام شرعى دو گونه‏ اند: 1- دسته‏اى که برخى از حکمت‏هاى آنها در قرآن و روایات اسلامى بیان شده است؛ مانند روزه که یکى از حکمت‏هاى آن را قرآن پرهیز از گناه دانسته است (بقره، آیه 183).
2- احکامى که در آیات و روایات اشاره‏اى به فلسفه آنها نشده و یا دست‏کم به دست ما نرسیده است. در این موارد ممکن است با دلیل‏هاى عقلى یا تجربى به بخشى از آنها پى‏ببریم، ولى چون علم و عقل ما محدود است نمى‏توانیم فلسفه کامل آن را به دست آوریم. البته این بدان معنا نیست که انجام کار را بر دانستن حکمتش مبتنى کنیم، بلکه روحیه بندگى خداوند اقتضا مى‏کند تا فرمان‏بردار بى‏چون و چراى پروردگار خود باشیم و هر دستورى را- هر چند بدون آگاهى از حکمت آن- اطاعت کنیم و این‏ به معناى تقلید کورکورانه نیست، چرا که فرض این است که پروردگار خود را به خوبى مى‏شناسیم و مى‏دانیم که هرگز فرمانى را به زیان بنده‏اش صادر نمى‏کند، بلکه تمام احکام الهى براى رساندن او به کمال و تأمین سعادت و خوش‏بختى او در آخرت است و هر دستورى به ما دهد، صلاح و خیر ما را در آن دیده است. هم‏چنان که یک بیمار چون مى‏داند پزشک معالجش خیر و صلاح او را مى‏خواهد و در پى بهبودى بیمارى اوست، داروهایى را که برایش تجویز کرده است مصرف مى‏کند، بدون این‏که از حکمت آنها آگاهى داشته باشد. «1»
درباره حکمت و فلسفه وضو و غسل نیز همه حکمت‏هاى آنها براى ما روشن نیست، لیکن دست‏کم دو فایده روشن مى توان براى آنها بیان کرد:
نخست: فایده بهداشتى؛ از نظر بهداشتى، شستن دست‏ها و صورت، آن هم پنج بار در شبانه روز، اثر قابل ملاحظه‏اى بر نظافت بدن دارد، ضمن این که تماس آب با پوست بدن در تعادل اعصاب بسیار مؤثر است.
دوّم: فایده اخلاقى و معنوى؛ از نظر اخلاقى و معنوى نیز چون این عمل با قصد قربت و براى خدا انجام مى‏شود، اثر تربیتى دارد و به یک معنا انسان با انجام وضو از فرق سر تا قدم، در راه اطاعت خدا گام بر مى‏دارد.
امام رضا علیه السلام فرمود: فرمان به وضو، براى این است که بندگان هنگام ملاقات خدا پاک باشندو دستورهاى او را به کار بندند؛ از آلودگى‏ها و نجاست‏ها بر کنار شوند؛ علاوه بر این، وضو سبب مى‏شود که آثار خواب و کسالت از انسان برطرف شده و قلب براى قیام در پیشگاه خدا نور و صفا یابد. «2»
غسل نیز فلسفه مشابهى دارد و طهارت و پاکى بدن از آلودگى‏ها در آن نهاده شده و مانند عبادت، سبب تقرب الهى و رشد معنویت انسان است. البته برخى مى‏گویند: موضع خاصى در غسل نجس شده و شستن همان موضع باید کافى باشد، پس چرا همه بدن را باید شست؟

درپاسخ باید گفت: از نکاتى که دانشمندان مى‏گویند و هم‏چنین روایتى که از امام رضا علیه السلام نقل شده است استفاده مى‏شود که جنابت، همه بدن را تحت تأثیر قرار مى‏دهد، نه موضع خاصى را، لذا شستن همه بدن لازم است. «3»

این مطالب از آیه 6 سوره مائده نیز استفاده مى‏شود: «مَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُم مّنْ حَرَجٍ وَلکِن یُرِیدُ لِیُطَهّرَکُمْ»؛ خدا نمى‏خواهد براى شما مشکل ایجاد کند، بلکه مى‏خواهد شما را پاک سازد. «4» هم‏چنین انسان وقتى در محضر بزرگى قرار مى‏گیرد، خود را آراسته و نظیف مى‏نماید و شرف‏یابى به محضر خدا به طهارت و نظافت نیاز دارد که با غسل و وضو تأمین مى‏شود.
__________________________________________________

(1). محمدحسن نجفى، جواهرالکلام، ج 26، ص 38

(2). حرّعاملى، وسائل الشیعه، ج 1، ص 257؛ ناصر مکارم شیرازى، پرسش و پاسخ، ص 397

(3). همان، وسائل الشیعه، ج 1، ص 466؛ همان، پرسش و پاسخ، ص 399

(4). برگرفته از تفسیرنمونه، ج 4، ص 291

[/][/]

با سلام.
جسارتاً یک تذکر آیین نامه ای داشتم:

چرا وقتی دوستان عیناً مطلبی را از سایت دیگری کپی و پیست می کنند به لینک آن ارجاع نمی دهند؟ این خلاف انصاف نیست؟ دزدی ادبی نیست؟ و آیا این دزدی شرعی است؟

به نظر من بهتر است در این گونه موارد فقط ارجاع بدهیم و لینک بگذاریم. اگر به نظرمان نقل قول بخشی از مطالب دیگران ضروری بود حداقل به منبع اصلی هم اشاره کنیم. مثل مطلب پست قبل که قبلاً در جاهای دیگری تحت این عنوان که «فلسفه وضو و غسل چیست؟» آمده است:

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=934&articleID=647966
http://mr532011mr.persianblog.ir/tag/%D8%A7%D8%AD%DA%A9%D8%A7%D9%85_%D8%B4%D8%B1%D8%B9%D9%89_%D8%AF%D9%88_%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87%E2%80%8F_%D8%A7%D9%86%D8%AF%3A
http://salat.ir/que2.php
http://salat.ir/sharepage.php?module=pesare&start=70

سلام
من خوندم وقتی وضو میگیریم یک هاله ای نور در اطراف ما ایجاد میشه برای غسل هم همینطور است؟

عزرائیل;335032 نوشت:
سلام
من خوندم وقتی وضو میگیریم یک هاله ای نور در اطراف ما ایجاد میشه برای غسل هم همینطور است؟

عزرائیل;335032 نوشت:
سلام
من خوندم وقتی وضو میگیریم یک هاله ای نور در اطراف ما ایجاد میشه برای غسل هم همینطور است؟

در پاسخ سوال شما تحقیق نمودم ،مرحوم سید یزدی در عروة الوثقی کلامی دارند در مساله 20 الاغسال المندوبه مبنی بر اینکه غسل بر خلاف وضو استحباب نفسی ندارد (یعنی بخودی خود مستحب نیست بر خلاف وضو که اینگونه است ) ولی اگر غسل را بقصد رجاء و به امید انکه نزد خدا دارای ثواب و مطلوبیت باشد انجام دهد و نه بقصد ورود اشکالی ندارد .
این نص عبارت ایشان که تقدیم میگردد :
[1050] مسألة 20: ربما قيل بكون الغسل مستحباً نفسياً، فيشرع الإتيان به في كلّ زمان من غير نظر إلى سبب أو غاية، و وجهه غير واضح، و لا بأس به لا بقصد الورود.
قابل توجه اینکه: هیچ یک از مراجع عظام بر این مساله حاشیه نزده اند و مورد اتفاق همه ی مراجع است


l

گمنام;328753 نوشت:
چرا با غسل نمیتوان نماز خواند وبا وضو می توان؟

سلام علیکم
البته این مساله ای که شما فرمودید نطر همه ی فقها نیست.عده ای از آنان من جمله آیت الله سیستانی فرمودند که با غسل،اگرچه مستحبی هم باشد میتوان نماز خواند.

باغ بهشت;362141 نوشت:
سلام علیکم
البته این مساله ای که شما فرمودید نطر همه ی فقها نیست.عده ای از آنان من جمله آیت الله سیستانی فرمودند که با غسل،اگرچه مستحبی هم باشد میتوان نماز خواند.

عرض ادب و سلام خدمت دوست عزیزمان باغ بهشت
فرماش شما ربطی به عرض حقیر نداره، بنده عرض کردم غسل ،استحباب نفسی نداره ؛ برخلاف وضو که میتوان ان را بقصد قربت و طهارت و نزدیکتر شدن بخدا و بدون سبب خاصی که باعث استحباب ان شود انجام داد و بخودی خود مستحب است غسل اینگونه نیست وباید مثلا بخاطر روز جمعه بودن یا شب های فرد رمضان بودن و مانند ان سبب خاصی باشد تا مستحب شود و بخودی خود مستحب نیست .
اما فتوایی که نقل فرمودید اینست که باغسلی که بسبب خاصی مستحب شده و ان را انجام دادیم میشود نماز خواند این یه بحث دیگری است غیر از انچه حقیر عرض کردم
ارادتمند شما

پرسش:
همان طور که میدانیم وضو و غسل برای طهارت باطنی و ظاهری می باشند حال همان گونه که مشخص می باشد از لحاظ پاکی غسل بالاتر است چرا با غسل نمیتوان نماز خواند وبا وضو می توان؟


پاسخ:

برای پاسخ به این سوال باید به دو نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:

آنچه که می فرمایید مسئله ای اتفاقی در میان فقها نیست، برخی از فقها معتقد هستند با هر غسلی که استحباب و مشروعیت آن ثابت شده باشد می توان نماز خواند(1) بنابراین حکمی که می فرمایید یک حکم اختلافی است که نظر قطعی دین اسلام در خصوص آن روشن نیست تا بتوان با قاطعیت از چرایی آن بحث کرد.

نکته دوم:

بر فرض اینکه نماز با غسل صحیح نبوده و با وضو صحیح باشد باید توجه داشت که این ارتباطی با بالاتر بودن وضو و غسل ندارد بلکه از باب تفاوت در آثار است، نباید در این مسائل کمّی نگاه کرد و چنین استدلال نمود که چون در غسل مقدار بیشتری شسته میشود پس حتما تاثیری فراتر از وضو دارد.
شما ببینید در حمام رفتن انسان تمام بدنش را می شوید، آن هم نه با آب خلی، بلکه با کف و صابون و انواع شوینده ها، اما نه جای غسل را می گیرد و نه جای وضو را! کیفیت شستن و همچنین نیت در وضو و غسل شرط تحقق آثار این عبادات است، رعایت این شروط است که آثار غسل و وضو را به ارمغان می آورد، نه صرفا کمیّت شستشو.

این تحلیل های ظنّی که در اصطلاح فقهی «قیاس» نامیده میشوند، به شدت در روایات مورد نهی قرار گرفته است و هرگز نمی توانند ملاک سنجش در احکام دین باشد، همان طور که امام کاظم(علیه السلام) می فرمایند: «مَا لَكُمْ وَ لِلْقِيَاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُسْأَلُ كَيْفَ أَحَلَّ وَ كَيْفَ حَرَّمَ»؛ شما را چه به قیاس؟! زیرا خداوند درباره چرائی حلال و حرامش سؤال نمی شود.(2)
امام صادق(علیه السلام) نیز در روایتی می فرمایند: «إِنَّ أَصْحَابَ الْمَقَايِيسِ طَلَبُوا الْعِلْمَ بِالْمَقَايِيسِ فَلَمْ تَزِدْهُمُ الْمَقَايِيسُ مِنَ الْحَقِّ إِلَّا بُعْداً»؛ ­ اصحاب مقاییس علم را از قیاس می‌طلبند و حال آنکه قیاس جز دوری از حق بر آنها نمی‌افزاید.(3)

پی نوشت ها:
1. سایت دفتر آیت الله سیستانی: https://www.sistani.org/persian/qa/0984/
سایت دفتر آیت الله مکارم شیرازی: https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=45146&mid=257087
2. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، دار إحياء التراث العربي‏، بیروت، چاپ دوم، 1403ق، ج 2 ص 307
3. کلینی، محمد، الكافي، دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج1، ص56

موضوع قفل شده است