جمع بندی وسواس در عمل به فرایض واجبی دین یا دقت عمل در ان؟؟؟؟

تب‌های اولیه

7 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
وسواس در عمل به فرایض واجبی دین یا دقت عمل در ان؟؟؟؟

سلام بر عزیزان حق جو:

ندای حسادت به بندگان خوب خدا ، مرا به اینجا کشاند تا بدانم:

کسانی که در انجام فرایض خود حساسیت بیشتری نسبت به عمل انجام می دهند ، ایا وسواس است یا اینکه دوست دارند احکام واجبی فردی را طوری انجام دهند که مورد قبول حق تعالی قرار بگیرد؟
بنده سن زیادی ندارم و یک جوان خام هستم .:Khandidan!:اما در عین حال واجبات و تا حد امکان مستحباتم را به گونه ای انجام می دهم تا اشکالی در ان نباشد و انشا الله مورد قبول قرار گیرد.اما دوستان و اطرافیان لطف دارند و معتقدند که وسواس به خرج می دهم.مثلا نمازم بسیار طول می کشد ، چون با خود می گویم بگذار : کلمات را حتما درست و واضح بگویم و به معانی اش تمرکز کنم و قنوتم پر محتوا باشد و دعای بعد از نمازم با درایت باشد و تسبیحات را هم در حد امکان رعایت کنم.
یا برای نماز لباس های تمیزتری می پوشم تا مورد پسند باشم اما دوستان اینکار را حمل بر وسواس می دانند!

کداممان اشتباه می کنیم؟ من یا دوستان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:Gig:

کارشناس بحث :استاد

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

fagatbakhodabash;306547 نوشت:
سلام بر عزیزان حق جو:

ندای حسادت به بندگان خوب خدا ، مرا به اینجا کشاند تا بدانم:

کسانی که در انجام فرایض خود حساسیت بیشتری نسبت به عمل انجام می دهند ، ایا وسواس است یا اینکه دوست دارند احکام واجبی فردی را طوری انجام دهند که مورد قبول حق تعالی قرار بگیرد؟
بنده سن زیادی ندارم و یک جوان خام هستم .:khandidan!:اما در عین حال واجبات و تا حد امکان مستحباتم را به گونه ای انجام می دهم تا اشکالی در ان نباشد و انشا الله مورد قبول قرار گیرد.اما دوستان و اطرافیان لطف دارند و معتقدند که وسواس به خرج می دهم.مثلا نمازم بسیار طول می کشد ، چون با خود می گویم بگذار : کلمات را حتما درست و واضح بگویم و به معانی اش تمرکز کنم و قنوتم پر محتوا باشد و دعای بعد از نمازم با درایت باشد و تسبیحات را هم در حد امکان رعایت کنم.
یا برای نماز لباس های تمیزتری می پوشم تا مورد پسند باشم اما دوستان اینکار را حمل بر وسواس می دانند!

کداممان اشتباه می کنیم؟ من یا دوستان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:gig:

کارشناس بحث :استاد


بسمه تعالی
وسواس حالتی است که به عبادت نیز ضربه می زند و اصولا ممکن در زمینه های مختلف بروز کند.
برخی از بزرگان در مورد وسواس این تعبیر را دارند:وسواس از شیطان است.
یک رفتار وسواسی ممکن است شدّت و ضعف داشته باشد ولی نکته ای که مهم است قابل درمان بودن انواع وسواس است.
با توضیحات مختصر شما نمی شود حکم به وسواس یا عدم آنرا برای شما صادر کرد.چیزی که می شود خدمت شما عرض کرد اینست که سعی کنید به جای حساسیت در ظواهر و طول دادن نماز،به کسب معرفت پرداخته و با عمیق کردن سطح معرفت خود،تمام شئون زندگیتان را به عبادت پروردگار زینت دهید.
روح نماز حضور قلب است.
در روایات داریم که نماز به میزان حضور قلبش پذیرفته می شود.
این حضور قلب که با حضور ذهن هم فرق دارد،مقدماتی دارد که مهمترین آنها گناه نکردن و سیاه نکردن قلب است تا بتواند کار تجلّی گری خود را خوب انجام دهد و اتصال مطلوبی با عالم غیب بر قرار کند.
به قول مرحوم آیت الله العظمی بهجت:اگر نماز را تحفّظ کردید،همه چیزتان محفوظ می ماند.
این تحفظ یعنی ضایع نکردن نماز با عدم حضور قلب.
اللهم أجعلنا مِنَ المُصَلیّن.آمین.
[/][/][/]

استاد;308089 نوشت:

خیلی ممنون استاد.ولی من دقیقا جوابم رو نگرفتم.یعنی اینه که می گویند لباس اراسته داشته باشید در نماز و قبل ان مسواک بزنید و عطر هم بزنید .درسته؟یا اصلا تاثیری نداره که گفتن؟من که اینجوری برداشت کردم که مهم نیست اینا باشن،شما میگین ؛باید حضور قلب باشه!

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

fagatbakhodabash;308114 نوشت:
خیلی ممنون استاد.ولی من دقیقا جوابم رو نگرفتم.یعنی اینه که می گویند لباس اراسته داشته باشید در نماز و قبل ان مسواک بزنید و عطر هم بزنید .درسته؟یا اصلا تاثیری نداره که گفتن؟من که اینجوری برداشت کردم که مهم نیست اینا باشن،شما میگین ؛باید حضور قلب باشه!

سلام علیکم
بنده هرگز چنین چیزهائی رو رد نکردم،اتفاقا این مستحباتی که در شرع مقدس ذکر شده و شما هم مواردی را از آن بیان کردید،به حضور قلب کمک می کند.
اما رعایت این موارد، جایگزین حضور قلب نیست،و باید در مسیر اعتلای حضور قلب باشد.زیرا همانطور که عرض شد حضور قلب روح نماز است.
استاد شهید مطهری در ملاقاتی که با مرحوم سید هاشم حداد از شاگردان مبرز مرحوم قاضی طباطبائی داشتند،در موردنماز خواندنشان چنین توضیح می دهند که بنده روی معانی الفاظ نماز خیلی دقت می کنم.
آنوقت مرحوم حداد به ایشان می گویند:پس کی نماز می خوانی؟
این جواب پر مغز البته برای چون شهید مطهری ای و برای مرتبه او بوده است.اما حقیقتی را برای ما نیز روشن می کند که نماز همین مسائل ظاهری نیست.این ظواهر باید به باطن ختم شود و إلا ماندن در ظواهر که هنر نیست.
امیدوارم مقصودم روشن شده باشد.
امری بود در خدمتم.
[/][/][/]

سلام
ممنون از پاسختون استاد.:Gol:
چیزی که نوشتید به این مفهوم هست که توجه به معانی هم باز به معنی حضور قلب نیست.بله؟
بنده راه کارهای توپ برای نماز رو که در این سایت هست رو مطالعه کردم.

هنوز متوجه نشدم که برای حضور قلب به غیر گناه نکردن چه موارد دیگه ای هست!

fagatbakhodabash;308612 نوشت:
چیزی که نوشتید به این مفهوم هست که توجه به معانی هم باز به معنی حضور قلب نیست.بله؟

سلام علیکم
بله،توجه به معانی نماز می تواند مقدمه و کمکی برای حضور قلب باشد ولی حضور قلب نیست.
برای رسیدن به معنای حضور قلب باید اول معنای قلب مشخص شود.
در معنای قلب گفته اند:((يكي از شئون نفس ناطقة انسان مرتبة قلب اوست كه در فارسي از آن به «دل» تعبير مي‌كنند. قلب به معناي «گرديدن» و «جابه جا شدن» است. نفس انسان حال واحدي ندارد و دائماً در انقلاب است. به تعبير لطيف آقايان اهل معرفت، حقيقت انسان كه به لحاظ تعلق به بدن و عالم ظاهر «نفس» و به لحاظ تعلق به عالم إله «روح» ناميده مي‌شود، در هر دو سو در حال رفت و آمد است. گاهي به اين سو نظر مي‌كند و گاه آن سويي مي‌شود. گاه حال خوشي دارد و گاه بد حال است. گاهي در هنگام نماز و ديگر عبادات حال مناجات دارد و گاهي ندارد. يك وقت است دست به قلم مي‌شود و خوب مي‌نويسد و وقت ديگر هرچه سعي مي‌كند، نمي‌تواند بنويسد. دوستي‌ها، معاشرت‌ها، رفت و آمدها همه و همه در حالات و دگرگوني‌هاي قلب مؤثرند. گاهي انسان مي‌بيند جرقه‌اي خورده و حالات خوشي دارد اما پس از مدتي متوجه مي‌شود به واسطة جرقه‌اي ديگر افول كرده و آن حال خوش را از دست داده است. حال كه منقلب شد، خوب و بد مي‌گردد. اين بخش از نفس ناطقه را تعبير به «قلب» يا «دل» مي‌كنند.))
این شأن یا بخش از نفس ناطقه انسان هنگامی که با توجه کامل به سوی خداوند معطوف شود،در واقع حضور پیدا کرده است.چیزی که نقش اساسی در پیدا شدن این حضور دارد،گناه نکردن و سیاه نکردن این آئینه حق نماست.
با توجه به معنای قلب مشخص می شود که این حضور به طور کامل برای بیشتر افراد،یکدفعه حاصل نمی شود،بلکه نیاز به تدریج و تمرین است.
اما راهکار دیگر برای حصول این حضور قلب و در واقع سر دیگر این راه و مسیر،توحید است.
توضیح آنکه در صورت صاف و صیقلی بودن آئینه دل،این آئینه به چه چیز باید توجه کند؟
لذا باید معنائی از توحید،هر چند ساده برای انسان مشخص شده باشد،وگرنه دل در توجه به پروردگارش دچار مشکل خواهد شد.
چون درک و شناخت صحیحی از پرودگارش ندارد تا به آن توجه کند.
پس باید به دنبال توحید نیز بود.
موفق باشید.

پست جمعبندی:

سوال:

کسانی که در انجام فرایض خود حساسیت بیشتری نسبت به عمل انجام می دهند ، ایا وسواس است یا اینکه دوست دارند احکام واجب فردی را طوری انجام دهند که مورد قبول حق تعالی قرار بگیرد؟

پاسخ:

وسواس حالتی است که به عبادت نیز ضربه می زند و اصولا ممکن در زمینه های مختلف بروز کند.برخی از بزرگان در مورد وسواس این تعبیر را دارند:وسواس از شیطان است.یک رفتار وسواسی ممکن است شدّت و ضعف داشته باشد ولی نکته ای که مهم است قابل درمان بودن انواع وسواس است.با توضیحات مختصر شما نمی شود حکم به وسواس یا عدم آنرا برای شما صادر کرد.چیزی که می شود خدمت شما عرض کرد اینست که سعی کنید به جای حساسیت در ظواهر و طول دادن نماز،به کسب معرفت پرداخته و با عمیق کردن سطح معرفت خود،تمام شئون زندگیتان را به عبادت پروردگار زینت دهید.یکی از مهمترین اموردرنماز حضور قلب است.حضور قلب درنمازمقدماتی دارد که مهمترین آنها گناه نکردن و سیاه نکردن قلب است تا بتواند کار تجلّی گری خود را خوب انجام دهد و اتصال مطلوبی با عالم غیب بر قرار کند.
مستحباتی که در شرع مقدس ذکر شده ،به حضور قلب کمک می کند.اما رعایت این موارد، جایگزین حضور قلب نیست،و باید در مسیر اعتلای حضور قلب باشد.زیرا حضور قلب روح نماز است. توجه به معانی نماز می تواند مقدمه و کمکی برای حضور قلب باشد ولی حضور قلب نیست.

موضوع قفل شده است