جمع بندی وحی؛ ارتباط واقعی با منبع قدسی یا بیماری روانی؟

تب‌های اولیه

89 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

Masood11;807864 نوشت:
منظورش اینه که هر روز مشغول عبادت نیست!! گفته که اسمی یهودیه! پس احساسات قدیمیش، میشه باورهای یهود! و به همین دلیلم هست که میخواست قوم یهودو رستگار کنه!!
دانشمندا میگن خدا یعنی چی و بعدش با توجه به جواب میگن به چنین چیزی نیاز هست یا نه! هیچکس نمیتونه با اطمینان چیزی که مدرکی نداره رو رد کنه!
الان باور به خدا هست، پس مکان باور به خدا م باید باشه! مثلا میتونه با قسمت مسئول ترس انسان مرتبط باشه یا...!
پس نهايتاً ميشود نتيجه گرفت كه دنشمندان محل فكر كردن به خدا در نغز را پيدا كرده اند
يعني آن قسمت از مغز كه در زمان فكر كردن به خدا ، در زمانِ سلامتيِ فرد فعال ميشد ، بعد از ديوانگيِ او نيز فعال ميشود
درست مثل ترس كه نقطهء خاصي از مغز را فعال ميكند

خب اين چه ارتباطي به اين جملهء شما دارد:

(( وحي ، ارتباط واقعي با منبع قدسي يا بيماري رواني ))

بسمه البصیر

Masood11;807861 نوشت:
بله خب! بحثم سر اینه که این اتفاق توهمیه!
از طرفی هیچکس نگفته که تمام متدینین به صرع گرفتارن! مقاله گفته لوب پیشانی و همچنین بیماری هایی مثل این نوع صرع عامل برخی از تجربه های روحانیه که مردم ادعا میکنن!

لوب فرونتال مرکز تفکرات انتزاعی است،پیچیده ترین فعالیتهای فکری در این قسمت انجام می شود

تجربیات روحانی و شهودات عرفانی درست است که حالتی ماورائی و متافیزیکی دارند اما تمامی فعالیتهای

نفس مجرد در عالم مادی با جسم و از طریق آن انجام می شود بنابراین این تجربیات ممکن است در مقام

تجزیه و تحلیل و بیان در این قسمت مغز اتفاق بیفتند،نه اینکه ادعا شود فقط در اثر اختلال لب پیشانی یا فرونتال

انسان مدعی تجربه ی دینی می شود،بعضی از بزرگان معاصر که دارای چنین تجربیاتی بوده اند،از اندیشمندان

و علمای بزرگ محسوب می شوند حتی کتبی در جبر و هندسه و نجوم دارند،چطور می توانید مشاهدات روحانی

و عرفانی آنان را به اختلال در "لب فرونتال" نسبت دهید یا دهند؟

می گن پیامبر گاهی وقتا در هنگامی که ادعا می فرمودند بهشون وحی رسیده، بدنشون سست می شد.سنگین می شد.گاهی غش می کردن.حتی در منابعی ذکر شده، از دهان مبارک پیامبر آبی بیرون می آمد و پیامبر به حالت بیهوشی می رفتن....البته طبیعتا نمی خوام بگم که پیامبر بیمار بودن و اینها...ولی دنیا خیلی پیچیده تر از اونی هست که فکر می کنیم

بسمه الجبّار

پارسا مهر;807870 نوشت:
می گن پیامبر گاهی وقتا در هنگامی که ادعا می فرمودند بهشون وحی رسیده، بدنشون سست می شد.سنگین می شد.گاهی غش می کردن.حتی در منابعی ذکر شده، از دهان مبارک پیامبر آبی بیرون می آمد و پیامبر به حالت بیهوشی می رفتن....البته طبیعتا نمی خوام بگم که پیامبر بیمار بودن و اینها...ولی دنیا خیلی پیچیده تر از اونی هست که فکر می کنیم

زحمت کشیده منابع ادعای خویش مربوط به غش و خروج آب از دهان مبارک رسول الله(ص) را بیان بفرمائید.

سلام

حبیبه;807871 نوشت:
مربوط به غش

در کتاب سنن النبی نوشته علامه سید محمد حسین طباطبایی که الان در دست دارم نوشته شده

باب بیست و یکم...
از امام صادق پرسیدند:حالت بی هوشی و بی خودی که به رسول خدا دست می داد، آیا زمانی بود که جبرئیل بر رسول خدا نال می گشت؟
امام فرمودند:خیر..............حالت بی هوشی برای زمانی بود که خداوند بی واسطه با پیامبر سخن می گفت.

به امام صادق ع گفتند:آیا پیامبر دو حال داشت که گاه می فرمود:جبرئیل گفت و این جبرئیل است و اینگونه فرمان می دهد و گاهی هم آن حضرت بی هوش می شدند؟
امام فرمودند:هر گاه وحی بدون واسطه جبرئیل بود، به حاطر سنگینی وحی، حال غش به پیامبر دست می داد و اگر به واسطه جبرئیل بود، این سنگینی وجود نداشت.

در روز های بسیار سرد، هرگاه وحی بر پیامبر نازل می گشت، بعد از اتمام وحی دانه های عرق بر روی پیشانی شریف رسول خدا دیده می شد.

اینها که ذکر کردم در مورد غش کردن و حالت سنگینی در هنگام وحی بود.من در منابعی از اهل سنت خوانده ام که پیامبر حتی در هنگام وحی گاهی آب دهانشان بیرون می آمد.این مطالعه بر می گردد به یک سالی پیش.باید بگردم پیدا کنم.امیدوارم اشتباه نکرده باشم.در صورتی که منابع را پیدا کردم.اینجا ذکر می کنم.

بسم الله الرحمن الرحیم

پارسا مهر;807876 نوشت:
سلام

در کتاب سنن النبی نوشته علامه سید محمد حسین طباطبایی که الان در دست دارم نوشته شده

باب بیست و یکم...
از امام صادق پرسیدند:حالت بی هوشی و بی خودی که به رسول خدا دست می داد، آیا زمانی بود که جبرئیل بر رسول خدا نال می گشت؟
امام فرمودند:خیر..............حالت بی هوشی برای زمانی بود که خداوند بی واسطه با پیامبر سخن می گفت.

به امام صادق ع گفتند:آیا پیامبر دو حال داشت که گاه می فرمود:جبرئیل گفت و این جبرئیل است و اینگونه فرمان می دهد و گاهی هم آن حضرت بی هوش می شدند؟
امام فرمودند:هر گاه وحی بدون واسطه جبرئیل بود، به حاطر سنگینی وحی، حال غش به پیامبر دست می داد و اگر به واسطه جبرئیل بود، این سنگینی وجود نداشت.

در روز های بسیار سرد، هرگاه وحی بر پیامبر نازل می گشت، بعد از اتمام وحی دانه های عرق بر روی پیشانی شریف رسول خدا دیده می شد.

اینها که ذکر کردم در مورد غش کردن و حالت سنگینی در هنگام وحی بود.من در منابعی از اهل سنت خوانده ام که پیامبر حتی در هنگام وحی گاهی آب دهانشان بیرون می آمد.این مطالعه بر می گردد به یک سالی پیش.باید بگردم پیدا کنم.امیدوارم اشتباه نکرده باشم.در صورتی که منابع را پیدا کردم.اینجا ذکر می کنم.

حالت غشوه و صعق با صرع تفاوت دارد و به خاطر سنگینی وحی و مشاهدات و تجلیّات الهی است،

نمونه اش در باره ی موسی علی نبیّنا و علیه السلام هنگام رؤیت تجلی حق بر جبل"کوه" بیان شده است:

"..... فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُۥ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُۥ دَكًّۭا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًۭا ...."

موسی از مشاهده ی این تجلی بیهوش بر زمین افتاد.

در باره سنگینی وحی هم در قران می فرماید:"سنلقی علیک قولا ثقیلا"

ضمن اینکه حتی در انسانهای عادی هم کیفیات روحی بر جسم تأثیر گذارند مثل شنیدن یک خبر مصیب بار

که باعث بیهوشی ممکن است بشود بدون داشتن سابقه ی صرع قبل و بعد آن خبر.

خبرهای شادی آور گاهی باعث هیجانات شدید می شوند،ضمن اینکه در همان منبع مذکور حضرتعالی از حالات جسمانی

پیامبر اکرم در هنگام وحی با واسطه ی جبرئیل حالت اضطراب گزارش شده است.نظائر این حالات برای معصومین علیهم السلام

در موقع وضو و در حال نماز ذکر شده است حتی در حالات آیت الله ملکی تبریزی می خوانیم هنگام ایستادن به نماز

حالت اضطراب،زرد رویی و لرزش و ....داشته اند.

[="Tahoma"][="Blue"][="3"]

حبیبه;807869 نوشت:
اما تمامی فعالیتهای

نفس مجرد در عالم مادی با جسم و از طریق آن انجام می شود


تمامی فعالیتها؟![/][/][/]

واقعا چطوری میشه به کسانیکه هیچ اعتقادی به روح و خدا ندارن این مسائل رو شرح داد ؟ چون میخوان بصورت عینی و آزمایشگاهی اینا بهشون اثبات بشه!!

بسمه العلیم

اویس;807883 نوشت:

تمامی فعالیتها؟!

عرض سلام و ادب

مقصودم را در سطر بعد عرض نمودم استاد گرامی:

حبیبه;807869 نوشت:
بنابراین این تجربیات ممکن است در مقام

تجزیه و تحلیل و بیان در این قسمت مغز اتفاق بیفتند

اگر اشتباه کرده ام لطفا تصحیح و از بیانات عالمانه خویش بهره مند فرمائید.

با تشکر

[="Tahoma"][="Blue"][="3"]

حبیبه;807905 نوشت:
اگر اشتباه کرده ام لطفا تصحیح و از بیانات عالمانه خویش بهره مند فرمائید.

با تشکر


اولا از تواضع و فروتنی شما بسیار سپاسگزارم.
ثانیا بنده با تمامی فرمایشات شما در پاسخهایی که به این اشکال دادید کاملا موافقم.فقط نکته بسیار ریزی بود که برای تصحیح فرمایشتان عرض نمودم و آن اینکه:
پاسخ سوالی که بنده محضرتان عرض کردم مقصودی نبود که شما در سطر بعد بیان فرمودید.
شما به صورت یک قاعده کلی فرمودید:

حبیبه;807869 نوشت:
تمامی فعالیتهای

نفس مجرد در عالم مادی با جسم و از طریق آن انجام می شود


در حالی که چنین قاعده ای برای نفس مجرد وجود ندارد آنچه موجود است این قاعده است:
برخی از فعالیتهای نفوس مجردی که تعلق به عالم ماده دارند در عالم ماده با جسم و از طریق آن انجام می شود.

در حقیقت اشکال فرمایش شما در دو نکته است:
1- برخی فعالیتهای نفوس مجرد ولو اینکه در عالم ماده هستند بدون نیاز به جسم صورت میگیرد مانند تعقلات در معانی و معقولات.
2- برخی نفوس مجرد هستند که برای تاثیر گذاری و فعالیت خویش در عالم ماده نیازی به جسم و ادوات مادی ندارند مانند نفوس اولیای الهی و معصومین علیهم السلام ولو پس از مفارقت از بدن مادی.
از توجهتان سپاسگزارم[/][/][/]

موضوع قفل شده است