جمع بندی وابستگی های انسانی در آخرت بيشتر می شود يا از بين می رود؟

تب‌های اولیه

44 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
وابستگی های انسانی در آخرت بيشتر می شود يا از بين می رود؟

سلام و عرض ادب
ما انسان ها در اين دنيا وابستگي هايي داريم كه ميشود گفت قوي ترين آنها عشق به خانواده است
مثلاً بارها ديده يا شنيده ايم كه خانمها علاقه اي به وجود هوو ندارند و مي خواهند تنها معشوقه شوهر ، خودشان باشند
كه اين برميگردد به همان وابستگي هاي عاطفي

حال از يك طرف گفته ميشود وابستگي هاي عاطفيِ اين دنيا ، در آخرت نيز ادامه ميابد. مثلاً كودك به خدا ميگويد وارد بهشت نميشوم تا پدر و مادرم را نيز با من وارد بهشت كني
همچنين گفته ميشود كه اگر مرد و زن مومن باشند هر دو با هم وارد بهشت شده و زنِ مومن از تمام حوري ها زيباتر خواهد بود
اما از طرف ديگر گفته ميشود در آخرت براي مردان حوري بهشتي فراهم خواهد بود


پرسش من اين است كه چگونه ميشود بين اينها جمع كرد؟
اگر روابط عاطفي اين دنيا در آخرت نيز برقرار است پس چرا خداوند بجز همسر ، حوري هم براي مرد قرار مي دهد؟
و اگر اين وابستگي هاي عاطفي ديگر برقرار نيست ، چطور است كه فرزند ، بهشتي شدن والدينش را طلب ميكند و يا اعضاي خانواده براي هم شفاعت مي كنند؟

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد هادی

Reza-D;922395 نوشت:
سلام و عرض ادب
ما انسان ها در اين دنيا وابستگي هايي داريم كه ميشود گفت قوي ترين آنها عشق به خانواده است
مثلاً بارها ديده يا شنيده ايم كه خانمها علاقه اي به وجود هوو ندارند و مي خواهند تنها معشوقه شوهر ، خودشان باشند
كه اين برميگردد به همان وابستگي هاي عاطفي

حال از يك طرف گفته ميشود وابستگي هاي عاطفيِ اين دنيا ، در آخرت نيز ادامه ميابد. مثلاً كودك به خدا ميگويد وارد بهشت نميشوم تا پدر و مادرم را نيز با من وارد بهشت كني
همچنين گفته ميشود كه اگر مرد و زن مومن باشند هر دو با هم وارد بهشت شده و زنِ مومن از تمام حوري ها زيباتر خواهد بود
اما از طرف ديگر گفته ميشود در آخرت براي مردان حوري بهشتي فراهم خواهد بود

پرسش من اين است كه چگونه ميشود بين اينها جمع كرد؟
اگر روابط عاطفي اين دنيا در آخرت نيز برقرار است پس چرا خداوند بجز همسر ، حوري هم براي مرد قرار مي دهد؟
و اگر اين وابستگي هاي عاطفي ديگر برقرار نيست ، چطور است كه فرزند ، بهشتي شدن والدينش را طلب ميكند و يا اعضاي خانواده براي هم شفاعت مي كنند؟


با سلام و عرض ادب خدمت بردر عزیز جناب رضا

دو دلیل قرآنی و روایی بر وجود عاطفه در آخرت:
دلیل قرآنی:
قران کریم می‌فرماید: « يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِه» (عبس:35-34) یعنی روزی که انسان (بخاطر هول و وحشت محشر و یا بخاطر حقوقی که نزدیکان ممکن است بر گردن او داشته باشند) از برادر و مادر و پدر و دوست و فرزندانش فرار می‌کند.
از آیه شریفه استفاد می شود که در قیامت نسبت های خویشاوندی من جمله پدر و فرزند، مادر و فرزند وجود دارد، بالطبع با وجود این نسبت ها عاطفه نیز وجود خواهد داشت.
دلیل روایی بر این ادّعا:
از پیامبر بزرگ اسلام (ص) نقل شده است که فرمودند: کودکان مؤمنان در روز قیامت آن گاه که زمان حسابرسی خلایق می رسد حاضر می شوند. خدای تعالی به جبرئیل می فرماید: اینان را به بهشت وارد کن؛ کودکان بر دروازه های بهشت می ایستند و از پدران و مادران خود سؤال می کنند. خازن بهشت به آنان می گوید: آنان مثل شما نیستند و گناهان و خطاهایی دارند که باید از آن بازخواست شوند. کودکان صدای خود را با گریه بلند می کنند؛ پس خدای تعالی می فرماید: ای جبرئیل این چه صدای گریه و زاری است که بلند شده است؟ جبرئیل عرض می کند: خدایا! تو خود از من داناتری، اینان کودکان مؤمنان هستند و می گویند ما وارد بهشت نخواهیم شد تا زمانی که پدران و مادران ما وارد بهشت شوند. پس خدای تعالی می فرماید: ای جبرئیل در میان جمع وارد شو و دست پدران و مادران آنان را بگیر و همراه کودکان – به خاطر رحمتی که دارم - وارد بهشت کن. [1]
اگر عاطفه در قیامت وجود نداشت کودکان گریه کنان طالب ورود پدر و مادر به بهشت نمی شدند، لذا از مجموع آیات و روایات این نتیجه به دست می آید که در عالم آخرت عاطفه وجود دارد.

اما در پاسخ به این فرمایش شما که « اگر روابط عاطفی اين دنيا در آخرت نيز برقرار است پس چرا خداوند بجز همسر ، حوری هم برای مرد قرار می دهد؟» عرض می شود:
احساس زنانه که زن‌ها در دنیا نسبت به هوو دارند، احساسی است غریزی و از نوع احساس‌های طبیعی حیوانی. لذا برخلاف فطرت توحیدی است. لذا بر پایه ی احساسات دنیایی توهّم نشود که حور العین هووی زنان بزرگوار بهشتی قرار می گیرد. مردان بهشتی همسرانی از سنخ خودشان دارند که در وجاهت و زیبایی هزاران برابر از حورالعین زیباترند. چرا که مؤمن از اعتقاد و عمل خویش برتر و زیباتر است؛ و حورالعین ظهور اعتقاد و عمل خود شخص است.
لذا زنان دنیایی مؤمن که وارد بهشت می شوند، بسی برتر از حور العین می باشند؛ و هیچگاه هم از وجود حورالعین احساس ناراحتی نخواهند کرد. چون:
اوّلاً حورالعین هر کسی در بهشت باطن اوست؛ و بی اذن او کسی نمی تواند آنها را ملاقات کند. هر کسی را دو بهشت است، بهشت درون و بهشت بیرون. اهل بهشت، در همان حال که در بهشت عامّ وارد می شوند، بهشتی نیز در مملکت وجود خویش دارند، که نمود اعتقادات آنهاست. لذا چنین نیست که همسر انسانی مرد بهشتی بی اذن خود آن مرد بتواند حورالعین او را ببیند.
ثانیاً همسران انسانی مردان بهشتی، از دیدن حورالعین همسرانشان نه تنها ناراحت نمی شوند، بلکه بسی خوشحال هم می شوند. و هر چه آن حورالعینها زیادتر و زیباتر باشند، به همان اندازه همسران انسانی مردان بهشتی، خوشحالتر نیز خواهند شد. چون زیادی و زیبایی آنها نمودار عظمت معنوی آن مرد است. چرا که حورالعین، نمود اعتقادات و اعمال شخص است. آیا یک زن مومنه از زیادی ایمان شوهرش ناراحت می شود؟

حاصل سخن اینکه حور العین ظهور اعتقاد و عمل شخص است و منافاتی ندارد که یک شخص در بهشت هم همسر دنیایی اش را داشته باشد و هم حور العین داشته باشد چرا که حور العین ظهور اعتقاد و عمل شخص است و در قبال اعتقاد و عملش حور العین در اختیار شخص قرار داده می شود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج 2، ص390، موسسه آل البیت، 1408ق. "عَنْ أَعْلَامِ الدِّینِ لِلدَّیْلَمِیِّ عَنِ النَّبِیِّ ص قَالَ تَجِی‏ءُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَطْفَالُ الْمُؤْمِنِینَ عِنْدَ عَرْضِ الْخَلَائِقِ لِلْحِسَابِ فَیَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى لِجَبْرَئِیلَ ع اذْهَبْ بِهَؤُلَاءِ إِلَى الْجَنَّةِ فَیَقِفُونَ عَلَى أَبْوَابِ الْجَنَّةِ وَ یَسْأَلُونَ عَنْ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِمْ فَتَقُولُ لَهُمُ الْخَزَنَةُ آبَاؤُکُمْ وَ أُمَّهَاتُکُمْ لَیْسُوا کَأَمْثَالِکُمْ لَهُمْ ذُنُوبٌ وَ سَیِّئَاتٌ یُطَالَبُونَ بِهَا فَیَصِیحُونَ صَیْحَةً بَاکِینَ فَیَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى یَا جَبْرَئِیلُ مَا هَذِهِ الصَّیْحَةُ فَیَقُولُ اللَّهُمَّ أَنْتَ أَعْلَمُ هَؤُلَاءِ أَطْفَالُ الْمُؤْمِنِینَ یَقُولُونَ لَا نَدْخُلُ الْجَنَّةَ حَتَّى یَدْخُلَ آبَاؤُنَا وَ أُمَّهَاتُنَا فَیَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى یَا جَبْرَئِیلُ تَخَلَّلِ الْجَمْعَ وَ خُذْ بِیَدِ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِمْ فَأَدْخِلْهُمْ مَعَهُمُ الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِی".

هادی;922909 نوشت:

از پیامبر بزرگ اسلام (ص) نقل شده است که فرمودند: کودکان مؤمنان در روز قیامت آن گاه که زمان حسابرسی خلایق می رسد حاضر می شوند. خدای تعالی به جبرئیل می فرماید: اینان را به بهشت وارد کن؛ کودکان بر دروازه های بهشت می ایستند و از پدران و مادران خود سؤال می کنند. خازن بهشت به آنان می گوید: آنان مثل شما نیستند و گناهان و خطاهایی دارند که باید از آن بازخواست شوند. کودکان صدای خود را با گریه بلند می کنند؛ پس خدای تعالی می فرماید: ای جبرئیل این چه صدای گریه و زاری است که بلند شده است؟ جبرئیل عرض می کند: خدایا! تو خود از من داناتری، اینان کودکان مؤمنان هستند و می گویند ما وارد بهشت نخواهیم شد تا زمانی که پدران و مادران ما وارد بهشت شوند. پس خدای تعالی می فرماید: ای جبرئیل در میان جمع وارد شو و دست پدران و مادران آنان را بگیر و همراه کودکان – به خاطر رحمتی که دارم - وارد بهشت کن. [1]
اگر عاطفه در قیامت وجود نداشت کودکان گریه کنان طالب ورود پدر و مادر به بهشت نمی شدند، لذا از مجموع آیات و روایات این نتیجه به دست می آید که در عالم آخرت عاطفه


سلام
این روایت چقدر معتبر است
و اگه امکان داره و نمونه دیگری هم موجود است بیاورید
باتشکر

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

Reza-D;922395 نوشت:
سلام و عرض ادب
ما انسان ها در اين دنيا وابستگي هايي داريم كه ميشود گفت قوي ترين آنها عشق به خانواده است
مثلاً بارها ديده يا شنيده ايم كه خانمها علاقه اي به وجود هوو ندارند و مي خواهند تنها معشوقه شوهر ، خودشان باشند
كه اين برميگردد به همان وابستگي هاي عاطفي

حال از يك طرف گفته ميشود وابستگي هاي عاطفيِ اين دنيا ، در آخرت نيز ادامه ميابد. مثلاً كودك به خدا ميگويد وارد بهشت نميشوم تا پدر و مادرم را نيز با من وارد بهشت كني
همچنين گفته ميشود كه اگر مرد و زن مومن باشند هر دو با هم وارد بهشت شده و زنِ مومن از تمام حوري ها زيباتر خواهد بود
اما از طرف ديگر گفته ميشود در آخرت براي مردان حوري بهشتي فراهم خواهد بود

پرسش من اين است كه چگونه ميشود بين اينها جمع كرد؟
اگر روابط عاطفي اين دنيا در آخرت نيز برقرار است پس چرا خداوند بجز همسر ، حوري هم براي مرد قرار مي دهد؟
و اگر اين وابستگي هاي عاطفي ديگر برقرار نيست ، چطور است كه فرزند ، بهشتي شدن والدينش را طلب ميكند و يا اعضاي خانواده براي هم شفاعت مي كنند؟


سلام
ملاک علاقه و گسست در آخرت سنخیت و عدم سنخیت است لذا خوبان به یکدیگر علاقه خواهند داشت و بدان دور هم جمع خواهند شد
فروعات مساله را هم باید بر این اساس تفسیر کرد
البته مساله شفاعت به معنای استعداد تحول برای هم سنخ شدن است
یا علیم[/][/][/]

هادی;922909 نوشت:

با سلام و عرض ادب خدمت بردر عزیز جناب رضا

دو دلیل قرآنی و روایی بر وجود عاطفه در آخرت:
دلیل قرآنی:
قران کریم می‌فرماید: « يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِه» (عبس:35-34) یعنی روزی که انسان (بخاطر هول و وحشت محشر و یا بخاطر حقوقی که نزدیکان ممکن است بر گردن او داشته باشند) از برادر و مادر و پدر و دوست و فرزندانش فرار می‌کند.
از آیه شریفه استفاد می شود که در قیامت نسبت های خویشاوندی من جمله پدر و فرزند، مادر و فرزند وجود دارد، بالطبع با وجود این نسبت ها عاطفه نیز وجود خواهد داشت.
دلیل روایی بر این ادّعا:
از پیامبر بزرگ اسلام (ص) نقل شده است که فرمودند: کودکان مؤمنان در روز قیامت آن گاه که زمان حسابرسی خلایق می رسد حاضر می شوند. خدای تعالی به جبرئیل می فرماید: اینان را به بهشت وارد کن؛ کودکان بر دروازه های بهشت می ایستند و از پدران و مادران خود سؤال می کنند. خازن بهشت به آنان می گوید: آنان مثل شما نیستند و گناهان و خطاهایی دارند که باید از آن بازخواست شوند. کودکان صدای خود را با گریه بلند می کنند؛ پس خدای تعالی می فرماید: ای جبرئیل این چه صدای گریه و زاری است که بلند شده است؟ جبرئیل عرض می کند: خدایا! تو خود از من داناتری، اینان کودکان مؤمنان هستند و می گویند ما وارد بهشت نخواهیم شد تا زمانی که پدران و مادران ما وارد بهشت شوند. پس خدای تعالی می فرماید: ای جبرئیل در میان جمع وارد شو و دست پدران و مادران آنان را بگیر و همراه کودکان – به خاطر رحمتی که دارم - وارد بهشت کن. [1]
اگر عاطفه در قیامت وجود نداشت کودکان گریه کنان طالب ورود پدر و مادر به بهشت نمی شدند، لذا از مجموع آیات و روایات این نتیجه به دست می آید که در عالم آخرت عاطفه وجود دارد.

اما در پاسخ به این فرمایش شما که « اگر روابط عاطفی اين دنيا در آخرت نيز برقرار است پس چرا خداوند بجز همسر ، حوری هم برای مرد قرار می دهد؟» عرض می شود:
احساس زنانه که زن‌ها در دنیا نسبت به هوو دارند، احساسی است غریزی و از نوع احساس‌های طبیعی حیوانی. لذا برخلاف فطرت توحیدی است. لذا بر پایه ی احساسات دنیایی توهّم نشود که حور العین هووی زنان بزرگوار بهشتی قرار می گیرد. مردان بهشتی همسرانی از سنخ خودشان دارند که در وجاهت و زیبایی هزاران برابر از حورالعین زیباترند. چرا که مؤمن از اعتقاد و عمل خویش برتر و زیباتر است؛ و حورالعین ظهور اعتقاد و عمل خود شخص است.
لذا زنان دنیایی مؤمن که وارد بهشت می شوند، بسی برتر از حور العین می باشند؛ و هیچگاه هم از وجود حورالعین احساس ناراحتی نخواهند کرد. چون:
اوّلاً حورالعین هر کسی در بهشت باطن اوست؛ و بی اذن او کسی نمی تواند آنها را ملاقات کند. هر کسی را دو بهشت است، بهشت درون و بهشت بیرون. اهل بهشت، در همان حال که در بهشت عامّ وارد می شوند، بهشتی نیز در مملکت وجود خویش دارند، که نمود اعتقادات آنهاست. لذا چنین نیست که همسر انسانی مرد بهشتی بی اذن خود آن مرد بتواند حورالعین او را ببیند.
ثانیاً همسران انسانی مردان بهشتی، از دیدن حورالعین همسرانشان نه تنها ناراحت نمی شوند، بلکه بسی خوشحال هم می شوند. و هر چه آن حورالعینها زیادتر و زیباتر باشند، به همان اندازه همسران انسانی مردان بهشتی، خوشحالتر نیز خواهند شد. چون زیادی و زیبایی آنها نمودار عظمت معنوی آن مرد است. چرا که حورالعین، نمود اعتقادات و اعمال شخص است. آیا یک زن مومنه از زیادی ایمان شوهرش ناراحت می شود؟

حاصل سخن اینکه حور العین ظهور اعتقاد و عمل شخص است و منافاتی ندارد که یک شخص در بهشت هم همسر دنیایی اش را داشته باشد و هم حور العین داشته باشد چرا که حور العین ظهور اعتقاد و عمل شخص است و در قبال اعتقاد و عملش حور العین در اختیار شخص قرار داده می شود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج 2، ص390، موسسه آل البیت، 1408ق. "عَنْ أَعْلَامِ الدِّینِ لِلدَّیْلَمِیِّ عَنِ النَّبِیِّ ص قَالَ تَجِی‏ءُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَطْفَالُ الْمُؤْمِنِینَ عِنْدَ عَرْضِ الْخَلَائِقِ لِلْحِسَابِ فَیَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى لِجَبْرَئِیلَ ع اذْهَبْ بِهَؤُلَاءِ إِلَى الْجَنَّةِ فَیَقِفُونَ عَلَى أَبْوَابِ الْجَنَّةِ وَ یَسْأَلُونَ عَنْ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِمْ فَتَقُولُ لَهُمُ الْخَزَنَةُ آبَاؤُکُمْ وَ أُمَّهَاتُکُمْ لَیْسُوا کَأَمْثَالِکُمْ لَهُمْ ذُنُوبٌ وَ سَیِّئَاتٌ یُطَالَبُونَ بِهَا فَیَصِیحُونَ صَیْحَةً بَاکِینَ فَیَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى یَا جَبْرَئِیلُ مَا هَذِهِ الصَّیْحَةُ فَیَقُولُ اللَّهُمَّ أَنْتَ أَعْلَمُ هَؤُلَاءِ أَطْفَالُ الْمُؤْمِنِینَ یَقُولُونَ لَا نَدْخُلُ الْجَنَّةَ حَتَّى یَدْخُلَ آبَاؤُنَا وَ أُمَّهَاتُنَا فَیَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى یَا جَبْرَئِیلُ تَخَلَّلِ الْجَمْعَ وَ خُذْ بِیَدِ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِمْ فَأَدْخِلْهُمْ مَعَهُمُ الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِی".

با سلام وعرض ادب وتشکر

استاد گرامی اگه میشه لطفا بفرمایین هوو به چه معناییه؟

شما از یه طرف حوریه ها رو هووی ما نمیدونید

از طرف دیگه میفرمایید ما از لحاظ فطرت توحیدی

نباید از هوو داشتن ناراحت بشیم .

بالاخره ما هوو داریم یا نه ؟

نکته بعد اینکه

مگه زن دنیایی از هر لحاظ برترنیست, دیگه چه لزومی داره

خداوند به مردا حوریه ببخشه؟

ویه نکته دیگه اینکه به فرض همسر اول یه مردی فوت شده

وبعد از فوت ایشون مرد مجبوره یه زن دیگه ای بگیره

خب تکلیف این خانمها توی اون دنیا چی میشه ؟

در صورتیکه هز سه تاشون بهشتی وهم رتبه باشن؟

وبه فرض هیچکدوم از اون دو تا زن دوست ندارن هوو

داشته باشن؟

هادی;922909 نوشت:
از پیامبر بزرگ اسلام (ص) نقل شده است که فرمودند: کودکان مؤمنان در روز قیامت آن گاه که زمان حسابرسی خلایق می رسد حاضر می شوند. خدای تعالی به جبرئیل می فرماید: اینان را به بهشت وارد کن؛ کودکان بر دروازه های بهشت می ایستند و از پدران و مادران خود سؤال می کنند.

استاد گرامی اصلا مگر ما در بهشت کودک هم داریم؟ یعنی کسی که در کودکی میمیرد در اخرت باز کودک محشور میشود؟
پس یعنی اگر فردی در صد سالگی بمیرد هم با همون ظاهر صد ساله محشور میشه و اگرم درکودکی بمیره با ظاهر کودکیش محشور میشه؟
من از یکی از کارشناس ها در اینباره پرسیده بود و ایشون گفته بودن که در اخرت هر کسی به بهترین حالت خودش محشور میشه و بهشت میره و همه کاستی های بدنش از بین میره.خب چرا پس کودکی که از شانس بدش در کودکی مرده باید بازم در بهشت کودک باشد؟
گفته اند زنان بهشتی 18 ساله و مردان 30 ساله که اوج جوانی باشه محشور میشن.کودکی و پیری هر دو نقص هستند مگر غیر ازین نیست؟

غریبه آشنا;922919 نوشت:
سلام
این روایت چقدر معتبر است
و اگه امکان داره و نمونه دیگری هم موجود است بیاورید
باتشکر


سلام علیکم

نمونه ای از روایات در این زمینه :
از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) نیز نقل شده است: «کودکان امت محمد (صلله) در روز قیامت در زیر عرش در کنار حوض‌های بهشتی جمع می‌شوند. خداوند از حال آنان مطلع می‌شود و می‌فرماید: چه شده است که سرهایتان را به سوی من بلند کرده‌اید؟ می‌گویند ای پروردگار ما! پدران و مادران ما در عطش گرفتارند و آنگاه ما در کنار حوض‌های بهشتی هستیم. پس به آنان وحی می‌شود: وارد صفوف قیامت شوید و پدران و مادران خود را سیراب کنید.» (مستدرک‌الوسائل، ج 2، ص 401)

امام صادق علیه السلام فرموند: «ان اولاد المسلمون موسومون عنداللّه شافع و مشفع .... (کافی، ج 6، ص 3. )؛ فرزندان مسلمانان ـ اگر در سن کودکی از دنیا بروند ـ نزد خداوند بخشیده می شوند و شفاعت کننده هستند....»

پيامبر اكرم :فرزند جگرگوشه مومن است. اگر پيش از والدين بميرد، برايشان شفاعت می كند و اگر بعد از آنها بميرد، برايشان استغفار می كند و خداوند در اثر استغفار فرزند، والدين را می بخشد.(مستدرك الوسائل.ج15.ص112.)

برای مشاهده احادیث و توضیحات بیشتری در این زمینه ر.ک: شهید ثانی، مسکن الفواد

همای رحمت;922990 نوشت:
با سلام وعرض ادب وتشکر

استاد گرامی اگه میشه لطفا بفرمایین هوو به چه معناییه؟

شما از یه طرف حوریه ها رو هووی ما نمیدونید

از طرف دیگه میفرمایید ما از لحاظ فطرت توحیدی

نباید از هوو داشتن ناراحت بشیم .

بالاخره ما هوو داریم یا نه ؟

نکته بعد اینکه

مگه زن دنیایی از هر لحاظ برترنیست, دیگه چه لزومی داره

خداوند به مردا حوریه ببخشه؟

ویه نکته دیگه اینکه به فرض همسر اول یه مردی فوت شده

وبعد از فوت ایشون مرد مجبوره یه زن دیگه ای بگیره

خب تکلیف این خانمها توی اون دنیا چی میشه ؟

در صورتیکه هز سه تاشون بهشتی وهم رتبه باشن؟

وبه فرض هیچکدوم از اون دو تا زن دوست ندارن هوو

داشته باشن؟


با سلام و عرض ادب
همچنانکه در پست اول نیز اشاره شد حوریه از جنس انسان نیست، بلکه ظهور اعتقاد و عمل شخص است لذا زنان مومنه حوری بهشتی را هووی خود نمی دانند.
برای توضیح بیشتر در این رابطه متن زیر را مطالعه کنید:

حورالعين زن نيست، بلكه ظهور اخروي اعتقاد شخص است به ولايت خدا، ولايت انبياء(ع) و ولايت رسول(ص) و ولايت اهل بيت(ع)؛ كه به صورت زني زيبارو جلوه گر مي شود. چون ولايت، از سنخ جمال است؛ و اسم الوليّ از اسماء جماليّه ي خداست؛ و جمال با قيافه ي زنانه تناسب بيشتري دارد.
« عَنِ النَّبِی ص مَنْ قَالَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ- بَنَى اللَّهُ لَهُ فِی الْجَنَّةِ سَبْعِینَ أَلْفَ قَصْرٍ مِنْ یاقُوتَةٍ حَمْرَاءَ فِی كُلِّ قَصْرٍ سَبْعُونَ أَلْفَ بَیتٍ مِنْ لُؤْلُؤٍ بَیضَاءَ فِی كُلِّ بَیتٍ سَبْعُونَ أَلْفَ سَرِیرٍ مِنْ زَبَرْجَدٍ خَضْرَاءَ فَوْقَ كُلِّ سَرِیرٍ سَبْعُونَ أَلْفَ فِرَاشٍ مِنْ سُنْدُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ وَ عَلَیهِ زَوْجَةٌ مِنَ الْحُورِ الْعِینِ وَ لَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ ذُؤَابَةٍ مُكَلَّلَةٍ بِالدُّرِّ وَ الْیاقُوتِ مَكْتُوبٌ عَلَى خَدِّهَا الْأَیمَنِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ- وَ عَلَى خَدِّهَا الْأَیسَرِ عَلِی وَلِی اللَّهِ وَ عَلَى جَنْبَیهَا الْحَسَنُ وَ عَلَى ذَقَنِهَا الْحُسَینُ وَ عَلَى شَفَتَیهَا بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ- قُلْتُ یا رَسُولَ اللَّهِ لِمَنْ هَذِهِ الْكَرَامَةُ قَالَ لِمَنْ یقُولُ بِالْحُرْمَةِ وَ التَّعْظِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

رسول خدا فرمودند: هر كه بگوید: « بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم‏ » خداوند بنا كند از براى او در بهشت، هفتاد هزار قصر از یاقوت؛ که در هر قصرى هفتاد هزار خانه از مروارید سفید باشد؛ و در هر خانه هفتاد هزار تخت از زِبَرجَد سبز؛ و بر هر تختى هفتاد هزار فراش از سُندُس و اِستَبرَق؛ و بر آن همسری است از حور العین؛ و او راست هفتاد گیسوی آراسته به مروارید و یاقوت؛ که نوشته شده بر گونه ی راست او « محمّدٌ رسولُ اللَّه‏» و بر گونه ی چپ او نوشته شده « علىٌّ ولىُ اللَّه‏» و بر پیشانی او حسن و بر چانه ی او حسین و بر دو لب او بسم اللَّه الرّحمن الرحیم‏ نقش بسته. راوی گوید: گفتم یا رسول اللَّه از آنِ كیست این كرامت؟ فرمودند: از برای آنكه با حرمت و تعظیم بگوید:« بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم‏ ».» (مستدرك‏ الوسائل،ج4 ،ص387)

اینکه فرمودند: بر جاهای مختلف صورت حور العین جملاتی نوشته شده، روشن است که مراد نوشته شدن به معنای عادی کلمه نیست. چرا که در این صورت چنان همسری را نمی شد حور العین نامید؛ چه در این صورت قیافه ای نازیبا از او پدید می آمد. اهل معنا در تفسیر این روایت می گویند: مراد این است که صورت حور العین ظهور ولایت اهل بیت (ع) می باشد؛ به گونه ای که هر که به او نظر کند نور وجود و جمال باطنی اهل بیت(ع) را مشاهده می کند. و نور وجود اهل بیت (ع) همانا ظهور اسم الله می باشد که وجه الله خوانده می شود. لذا فرمودند: « نَحْنُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى» ماییم اسماء حسنای خدا. و فرمودند: « ... نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى فَأَینَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّه» ماییم وجه الله که خداوند متعال فرمود: پس هر کجا سر بگردانید ، وجه الله آنجاست؛ یعنی حقیقت نوری انسان کامل در وجود تمام موجودات عالم و از جمله در نعمات بهشتی جلوه گر است.


زنان دنیایی مؤمن که وارد بهشت می شوند، بسی برتر از حور العین می باشند؛ و هیچگاه هم از وجود حورالعین احساس ناراحتی نخواهند کرد.
چون:
اوّلاً حورالعین هر کسی در بهشت باطن اوست؛ و بی اذن او کسی نمی تواند آنها را ملاقات کند. هر کسی را دو بهشت است، بهشت درون و بهشت بیرون. اهل بهشت، در همان حال که در بهشت عامّ وارد می شوند، بهشتی نیز در مملکت وجود خویش دارند، که نمود اعتقادات آنهاست. لذا چنین نیست که همسر انسانی مرد بهشتی بی اذن خود آن مرد بتواند حورالعین او را ببیند.

ثانیاً همسران انسانی مردان بهشتی، از دیدن حورالعین همسرانشان نه تنها ناراحت نمی شوند، بلکه بسی خوشحال هم می شوند. و هر چه آن حورالعینها زیادتر و زیباتر باشند، به همان اندازه همسران انسانی مردان بهشتی، خوشحالتر نیز خواهند شد. چون زیادی و زیبایی آنها نمودار عظمت معنوی آن مرد است. چرا که حورالعین، نمود اعتقادات و اعمال شخص است. آیا یک زن مومنه از زیادی ایمان شوهرش ناراحت می شود؟

ثالثا در بهشت، اساساً چیزی به نام نارحتی وجود ندارد. ناراحتی ناشی از محدودیّت است. در این دنیا، اگر دو نفر در بیابانی گم شده باشند و یکی از آنها با زور، تمام آب را برای خود بردارد و به دیگری ندهد، آن دیگری به خاطر محرومیّت از آب ناراحت می شود. امّا اگر این دنیا چنان بود که هر کدام آنها در آن واحد می توانستند به هر مقدار می خواهند آب داشته باشد، در این صورت دیگری ناراحت نمی شدند. امّا واقعیّت این است که در دنیا چنین امکانی وجود ندارد؛ یعنی اگر من یک چیزی را از آنِ خود نمودم دیگر شما نمی توانید مالک آن شوید. امّا در آخرت، یک نعمت می تواند در آن واحد، برای همه ی اهل بهشت باشد. برای مثال، یک میوه را هزاران نفر در آنِ واحد می خورند ولی آن میوه عیناً بر سر درخت هم باقی است. در دنیا، تنها یک نعمت است که چنین می باشد، که آن هم علم است. یک عالم می تواند علم خود را در آنِ واحد به هزاران نفر منتقل کند، و همه ی آنها از آن علم برخوردار شوند بی آنکه از علم خودش هم چیزی کاسته شود. بر این اساس، عرض می شود: در دنیا هوو یک موجود مزاحم است. چون وقتی مردی همسر دوم می گیرد، زمانی را که اختصاص به همسر اوّلش می داد نصف خواهد کرد. همینطور توجّهش هم نصف خواهد شد. لذا همسر اوّل با نوعی محرومیّت مواجه می شود؛ و همین امر است موجب ناراحتی او می گردد. بر همین اساس است که زنها حتّی به تلویزیون هم به چشم هوو نگاه می کنند. چون نظر مرد را از زن منصرف می کند. امّا در آخرت چنین محرومیّتی وجود ندارد. چون یک مرد بهشتی در آن واحد می تواند هم با هزاران همسر خویش باشد، و در همان حین با دوستانش در حال گفتگو باشد و در همان حین در حال راز و نیاز با خدا باشد و ... . چرا که عالم آخرت، اگر چه جسمانی است ولیّ مادّی نیست. و جسم غیر مادّی در آنِ واحد می تواند همه جا حضور داشته باشد. البته فهم این معنا برای افراد ناآشنا با حکمت متعالیه و عرفان نظری دشوار است. خلاصه آنکه وجود همسران متعدّد برای مرد بهشتی، ابداً موجب نمی شود که زن بهشتی احساس محرومیّت بکند. لذا از احساس ناراحتی نیز خبری نخواهد بود. بلکه اساساً در بهشت ناراحتی معنا ندارد؛ چون محرومیّت معنا ندارد. دقّت شود: نمی گوییم خدا ناراحتی را برمی دارد؛ بلکه اساساً ناراحتی در بهشت معنی ندارد؛ همان گونه که مربّع سه ضلعی معنی ندارد.

رابعاً زن بهشتی نه تنها از وجود هوو ناراحت نمی شود، بلکه خوشحال هم خواهد بود. چون زنها از دیدار زنان دیگری که بینشان محبّت است، خوشحال می شوند. آیا زنها از دیدن خواهر و مادر و امثال اینها ناراحت می شوند؟! یقیناً ناراحت نمی شوند. پس چرا از داشتن هوو ناراحت می شوند؟ فقط برای اینکه آن هوو باعث محرومیّت او می شود. لذا حتّی اگر خواهر و مادر او نیز چنین محرومیّتی را موجب شوند،آنها را هم به چشم هوو نگاه خواهد کرد. حال اگر این محرومیّت برداشته شود، بدیهی است که ناراحتی ناشی از آن محرمیّت نیز برداشته خواهد شد. در بهشت، یک زن با هووی خویش انس می گیرد و از گفتگوی محبّانه با او لذّت می برد، و در همان حال با شوهر خویش خلوت کرده، و در همان حال با خواهر و مادر خویش در حال گفتگوی محبّانه است، و در همان حال مشغول لذّت بردن از خوردنی های بهشت است؛ و در همان حال هزاران کار دیگر نیز می کند، بی آنکه یکی از این کارها، او یا دیگری را محدود نماید.

هادی;923568 نوشت:
زنان دنیایی مؤمن که وارد بهشت می شوند، بسی برتر از حور العین می باشند؛ و هیچگاه هم از وجود حورالعین احساس ناراحتی نخواهند کرد. چون: اوّلاً حورالعین هر کسی در بهشت باطن اوست؛ و بی اذن او کسی نمی تواند آنها را ملاقات کند. هر کسی را دو بهشت است، بهشت درون و بهشت بیرون. اهل بهشت، در همان حال که در بهشت عامّ وارد می شوند، بهشتی نیز در مملکت وجود خویش دارند، که نمود اعتقادات آنهاست. لذا چنین نیست که همسر انسانی مرد بهشتی بی اذن خود آن مرد بتواند حورالعین او را ببیند. ثانیاً همسران انسانی مردان بهشتی، از دیدن حورالعین همسرانشان نه تنها ناراحت نمی شوند، بلکه بسی خوشحال هم می شوند. و هر چه آن حورالعینها زیادتر و زیباتر باشند، به همان اندازه همسران انسانی مردان بهشتی، خوشحالتر نیز خواهند شد. چون زیادی و زیبایی آنها نمودار عظمت معنوی آن مرد است. چرا که حورالعین، نمود اعتقادات و اعمال شخص است. آیا یک زن مومنه از زیادی ایمان شوهرش ناراحت می شود؟ ثالثا در بهشت، اساساً چیزی به نام نارحتی وجود ندارد. ناراحتی ناشی از محدودیّت است. در این دنیا، اگر دو نفر در بیابانی گم شده باشند و یکی از آنها با زور، تمام آب را برای خود بردارد و به دیگری ندهد، آن دیگری به خاطر محرومیّت از آب ناراحت می شود. امّا اگر این دنیا چنان بود که هر کدام آنها در آن واحد می توانستند به هر مقدار می خواهند آب داشته باشد، در این صورت دیگری ناراحت نمی شدند. امّا واقعیّت این است که در دنیا چنین امکانی وجود ندارد؛ یعنی اگر من یک چیزی را از آنِ خود نمودم دیگر شما نمی توانید مالک آن شوید. امّا در آخرت، یک نعمت می تواند در آن واحد، برای همه ی اهل بهشت باشد. برای مثال، یک میوه را هزاران نفر در آنِ واحد می خورند ولی آن میوه عیناً بر سر درخت هم باقی است. در دنیا، تنها یک نعمت است که چنین می باشد، که آن هم علم است. یک عالم می تواند علم خود را در آنِ واحد به هزاران نفر منتقل کند، و همه ی آنها از آن علم برخوردار شوند بی آنکه از علم خودش هم چیزی کاسته شود. بر این اساس، عرض می شود: در دنیا هوو یک موجود مزاحم است. چون وقتی مردی همسر دوم می گیرد، زمانی را که اختصاص به همسر اوّلش می داد نصف خواهد کرد. همینطور توجّهش هم نصف خواهد شد. لذا همسر اوّل با نوعی محرومیّت مواجه می شود؛ و همین امر است موجب ناراحتی او می گردد. بر همین اساس است که زنها حتّی به تلویزیون هم به چشم هوو نگاه می کنند. چون نظر مرد را از زن منصرف می کند. امّا در آخرت چنین محرومیّتی وجود ندارد. چون یک مرد بهشتی در آن واحد می تواند هم با هزاران همسر خویش باشد، و در همان حین با دوستانش در حال گفتگو باشد و در همان حین در حال راز و نیاز با خدا باشد و ... . چرا که عالم آخرت، اگر چه جسمانی است ولیّ مادّی نیست. و جسم غیر مادّی در آنِ واحد می تواند همه جا حضور داشته باشد. البته فهم این معنا برای افراد ناآشنا با حکمت متعالیه و عرفان نظری دشوار است. خلاصه آنکه وجود همسران متعدّد برای مرد بهشتی، ابداً موجب نمی شود که زن بهشتی احساس محرومیّت بکند. لذا از احساس ناراحتی نیز خبری نخواهد بود. بلکه اساساً در بهشت ناراحتی معنا ندارد؛ چون محرومیّت معنا ندارد. دقّت شود: نمی گوییم خدا ناراحتی را برمی دارد؛ بلکه اساساً ناراحتی در بهشت معنی ندارد؛ همان گونه که مربّع سه ضلعی معنی ندارد. رابعاً زن بهشتی نه تنها از وجود هوو ناراحت نمی شود، بلکه خوشحال هم خواهد بود. چون زنها از دیدار زنان دیگری که بینشان محبّت است، خوشحال می شوند. آیا زنها از دیدن خواهر و مادر و امثال اینها ناراحت می شوند؟! یقیناً ناراحت نمی شوند. پس چرا از داشتن هوو ناراحت می شوند؟ فقط برای اینکه آن هوو باعث محرومیّت او می شود. لذا حتّی اگر خواهر و مادر او نیز چنین محرومیّتی را موجب شوند،آنها را هم به چشم هوو نگاه خواهد کرد. حال اگر این محرومیّت برداشته شود، بدیهی است که ناراحتی ناشی از آن محرمیّت نیز برداشته خواهد شد. در بهشت، یک زن با هووی خویش انس می گیرد و از گفتگوی محبّانه با او لذّت می برد، و در همان حال با شوهر خویش خلوت کرده، و در همان حال با خواهر و مادر خویش در حال گفتگوی محبّانه است، و در همان حال مشغول لذّت بردن از خوردنی های بهشت است؛ و در همان حال هزاران کار دیگر نیز می کند، بی آنکه یکی از این کارها، او یا دیگری را محدود نماید.
با سلام وعرض ادب وتشکر از شما

لطفا پاسخ سوال سومم رو بفرمایید! اینکه, هووی انسانی چی,ما داریم؟ ممنون میشم به این پرسشم هم پاسخ بدید.
در مورد چگونگی پاداش اعمالمون اینطوری که
جسممون در عین وحدت به کثرات تبدیل میشه ؟

موضوع قفل شده است