جمع بندی همسر یا حورالعین؟

تب‌های اولیه

30 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

ماهمون;244905 نوشت:

همیشه از وجود حوری و قلمان در قرآن به بهشتیان وعده داده میشه
اگر چشم از نامحرم بپوشونی حورالعینی همانند اون در اختیار ت قرار میگیره

سلام عليكم
پاسخ به سوالتان را به کارشناسان امر واگذار میکنم. فقط دو نکته را متذکر میشوم.
یک: "غلمان" درسته که جمع "غلام" است و به معنای جوان و نوجوان. که البته به نظر می آید اشتباه تایپی است اما از آنجا که درباره قران است نیازمند تذکر بود.
دوم: حور العین: از جمله اشتباهات رایج در زبان فارسی شده است به گونه ای که حتی گاهی دیده ام که در کتابها هم متاسفانه اینگونه اشتباه به کار رفته است. درستش "حور عین" با کسره عین است. در اصل "حور" جمع حوراء(و همچنین أحور) است و "عین" جمع عیناء (و همینطور أعیَن"). که هر دو صفت هستند برای چشم. یعنی این موجودات که خدا روزی همه ما کند:khandeh!:دارای چشمانی درشت و زیبا هستند. و تذکر باز از این باب بود که این تعبیر در قرآن آمده است.
موفق و پیروز باشید
به جامعه مجازی ask din خوش امدید.:Hedye::Kaf:

ماهمون;244905 نوشت:
سلام

این سوال همیشه در ذهن من بوده ممنون میشم راهنمایی م کنین
همیشه از وجود حوری و قلمان در قرآن به بهشتیان وعده داده میشه
اگر چشم از نامحرم بپوشونی حورالعینی همانند اون در اختیار ت قرار میگیره و همچنین حوریانی که دست هیچ مردی به آنها نرسیده
از طرفی هم گفته شده زن و مرد مومن(همسر) در بهشت درکنار هم خواهند بود
حالا چطور یه زن و شوهر با وجود حورالعین ها و قلمان هاشون درکنار هم در بهشت زندگی میکنند؟:Narahat az:

کارشناس بحث : روشن

:samt::samt::samt:

بهلول;245708 نوشت:
سلام

گفتم حوری و غلمان! پس دو طرفه ست !

من با خیال راحت اینجا سوالاتی که تو ذهنم هست و علم کافی نسبت بهشون ندارم رو رو مطرح میکنم

منتظر نظر کارشناسی کارشناسان محبوب انجمن دوست داشتنی اسک دین هستم :Gol:
نظر دیگران هم با رعایت احترام و ادب برام ارزشمند هست:Gol:

به نام خدا.

کاش بعضی ها از غرور این خواهرمون یکم یاد میگرفتند و در بیرون از این دنیای مجازی این غرور رو نشون میدادند. کلی از مشکلاتمون حل میشد.

سرکار خانم ماهمون ، بنده از شما سپاسگذارم که به خودتون اینقدر اهمیت میدید. خدا به شما خیر بده.

با آرزوی سلامتی ، ستایشگر :Gol:

ماهمون;244905 نوشت:
سلام این سوال همیشه در ذهن من بوده ممنون میشم راهنمایی م کنین همیشه از وجود حوری و قلمان در قرآن به بهشتیان وعده داده میشه اگر چشم از نامحرم بپوشونی حورالعینی همانند اون در اختیار ت قرار میگیره و همچنین حوریانی که دست هیچ مردی به آنها نرسیده از طرفی هم گفته شده زن و مرد مومن(همسر) در بهشت درکنار هم خواهند بود حالا چطور یه زن و شوهر با وجود حورالعین ها و قلمان هاشون درکنار هم در بهشت زندگی میکنند؟

سلام دوستان
طاعاتتون قبول...التماس دعا

اول اینکه دعوا نکنید خوبیت نداره
دوم اینکه خانم ماهمون همانطور که دوستان قبلا اشاره کردند غلمانها برای خدمت به بهشتیان ،در بهشت وجود دارند.
و اما حور العین
حور العین های گرامی در نقش همسر بهشتیان ظاهر میشن که خود شما هم به این مسئله اشاره کردین.
اما کی گفته که قراره مردی هم همسر زمینی خود رو داشته باشه و هم حورالعین!اونجا که دیگه تعدد زوجات وجود نداره.
ببینید قطعا و حتما زنان مومنه بهشتی از حور العین ها بسیار بالاترند(از لحاظ همه چی) که حتی من شنیده ام که حور العین ها به مقام و جایگاه زنان مومنه بهشتی غبطه میخورن.
پس همسران این زنان،مردانی در شان و مقام خود این زنان هستن.ولی یه مشکلی که به نظر میرسه اینه که انگار تعداد زنان بهشتی حتما کمتر از مردان بهشتیه که مجبور میشن به باقی مردان حورالعین بدن دیگه!!!:khandeh!:والا

ببینم یعنی نعوذ بالله در بهشتد مثلا حضرت علی علیه السلام،حضرت فاطمه (س) را با باقی زوج های دنیایی خود دارد؟
اصلا با عقل جور در میاد؟
حتی میشه تو اون دنیا زنی بگه که میخواد با یک نفر غیر از شوهر زمینی خودش در بهشت ازدواج کنه!!!مشکلی نیست!
اصلا شاید مقام اون زن یا مرد از هسر خودش خیلی بالاتر باشه و باید با یکی هم شان خودش ازدواج کنه:ok:

izraeel;245854 نوشت:
سلام ای بابا بازم همون میوه ها رو دوباره میدن به خوردمون؟!!؟ پس تفاوت بهشت با باغ ما توی چیه خب؟

سلام

مفسران براى اين جمله تفسيرهاى مختلفى ذكر كرده‏اند:
بعضى گفته‏اند: منظور اين است كه اين نعمتها به خاطر اعمالى است كه ما قبلا در دنيا انجام داديم و زمينه آن از قبل فراهم شده است.
بعضى ديگر گفته‏اند: هنگامى كه ميوه‏هاى بهشتى را براى دومين بار براى آنها مى‏آورند مى‏گويند اين همان ميوه‏اى است كه قبلا خورديم، ولى هنگامى كه آن را مى‏خورند مى‏بينند، طعم جديد و لذت تازه‏اى دارد! و به تعبير ديگر فى المثل سيب و انگورى را كه در اين دنيا مى‏خوريم در هر مرتبه همان طعم قبل را احساس مى‏كنيم، ولى ميوه‏هاى بهشتى هر چند ظاهرا يك نوع بوده باشند هر بار طعم جديدى دارند، و اين از امتيازات آن جهان است كه گويى تكرار در آن نيست!.
بعضى ديگر گفته‏اند: منظور اين است كه آنها هنگامى كه ميوه‏هاى بهشتى را مى‏بينند آن را شبيه ميوه‏هاى دنيا مى‏يابند، تا خاطره نامانوسى نداشته باشد، اما به هنگامى كه مى‏خورند طعم كاملا تازه و عالى در آن احساس مى‏كنند.
هيچ مانعى ندارد كه جمله بالا اشاره به همه اين مفاهيم و تفاسير باشد چرا كه الفاظ قرآن گاه داراى چندين معنى است .

تفسیر نمونه

جواب بی احترامی ها رو نمیدم چون از بحث های بی مورد اصلا خوشم نمیاد و میخوام زودتر جوابم رو بگیرم برای همین همچنان منتظر نظر کارشناسان محترم هستم

فقط " بهلول " که گفت شما فرق حوری و غلمان رو نمیدونی و ...

باید بگم بله نمیدونم,برای همین هم این سوال رو مطرح کردم

چیزهای زیادی نمیدونم برای همین به اینجا اومدم که انشالله به مرور نسبت بهشون معرفت کسب خواهم کرد.

خیر البریه;245954 نوشت:
با سلام

http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=442&urlId=419

ممنون از منبعی که در اختیارم گذاشتین:Gol:
من کل متن رو خوندم ولی جواب سوالم رو هنوز نگرفتم

در اون متن اشاره به این موضوع شده بود که حورالعین فقط مختص مردان بهشتی نیست بلکه به زنان مومنه هم اعطا میشه

شاید من سوالم رو درست مطرح نکردم الان بیشتر توضیح میدم

یادمه یه بار یه استادی داشتیم که خیلی با شخصیت بود ولی معلوم بود اعتقاداتش رو برای خودش میخواد برای همین هیچ وقت درباره ی مسائل مذهبی باهامون بحث نمیکرد و لبخند میزد
کلاس ترجمه ی متون اسلامی داشتیم باهاش( ترجمه ی آیات قرآن از فارسی به انگلیسی) که یه بار تو کلاس گفت بهشت خیلی خیلی بهتر از اون چیزی هست که خدا در قرآن ش گفته...اینها تنها صفات بکار رفته ای هستن تا برای ذهن ما قابل درک باشن وگرنه اگه بهشت فقط باغ و زن و میوه ست که سواحل میامی از بهشت بهتره
و البته اینقدر آقا بود که بعد صحبت ش گفت لقا الله برای مومنین شیرین تر هست

این نشون میده که این توصیف از بهشت برای خیلی ها خوشایند نیست و اونهایی که اسلام رو دوست دارن ترجیح میدن بگن اینها تنها صفات هست و بهشت خیلی خیلی بالاتر از اینهاست و اونهایی که شناخت درستی از اسلام ندارن میگن این بهشت چرا اینقدر ... هست و خیلی راحت بی خیال اسلام میشن!

این حدیث در تاپیک " حورالعین شوهر دیده "مطرح شده بود
1. امام باقر عليه السلام فرمودند: كسى كه سوره انسان را صبحهاى پنج شنبه بخواند، خداوند [="Red"]هشتصد حورالعين بكر [/]و چهار هزار حور العين شوهر ديده به همسرى به او عطا مى نمايد و غير از اين ، حورالعين ديگرى نيز، و همراه با حضرت محمد صلى الله عليه و آله خواهد بود.

خوب به فرض مردی به این دستور عمل کنه (خواندن سوره ی انسان) و همسر مومنه ای هم داشته باشه که در بهشت از خدای قادر و عزیز بخواد در کنار همسرش باشه....اون 800 حورالعین هم در کنار این مرد خواهند بود؟

نمی دونم شاید منظور از حورالعین چیزی غیر از زن و مرد زیبا باشه,شاید منظور همراهان و دوستهای خوب....ولی 800 زن که تن شان از زیر 70 لباس مشخصه و ... درکنار همسر هرکسی باشه خوشایند نیست

یه چیزی هم بگم لطفا بحث حسادت و .. رو کنار بذارین و منطقی برخورد کنین تا اسلام ناب محمدی(ص) انشالله دست نخورده و به دور از تحریف برای همه ما با هر سطحی از ادب و فرهنگ و ایمان و علم که هستیم فراهم باشه.

چیزی که در جامعه ی امروزی باب شده افکار و عقاید اشخاصی هست که خوشون رو -به اصطلاح -روشن فکر میدونن و اسلام رو با توجه به سلیقه های خودشون تفسیر میکنن و هرکاری هم بخوان میکنن و میگن که درسته و وقتی کسی واجبات خودش رو انجام میده اون رو محکوم به خشک مذهبی میکنن.

خیلی از بی دین ها و ضد اسلام های ایرانی( اونهایی که در خانواده مسلمان به دنیا اومدن) به خاطر برداشت های غلط شون از آیه های مقدس قرآن عزیز, بی دینی یا دین های غیر اسلامی رو برای خودشون انتخاب کردن

خواهش میکنم دلسوزانه جواب کاربرها رو بدین.البته کارشناس ها برخوردشون خیلی دلسوزانه و پدرانه ست انشالله اول خدا و بعد هم حضرت قائم (عج) ازشون راضی باشن و در دو دنیا آبرومند و روسفید باشند

ولی متاسفانه بعضی از کاربرها تند برخورد میکنن یا سعی میکنن همدیگرو تحقیر کنن که از خدا میخوام این محیط دینی گرمتر و صمیمی تر بشه و احترام ها حفظ بشه تا همه در کمال آرامش بتونن شبهاتشون رو مطرح و برطرف کنن و جوابی برای سوالاتشون پیدا کنن

خدا همه مون رو به راه راست هدایت کنه انشالله

بهلول;245972 نوشت:
بنده این عزیزان را منباب نمونه اوردم حال بفرمایید کدامیک از زنان امام حسن یا امام حسین یا سایر بهشتیان در شان انان هستند مگر میشود فقط یک زن از بقیه زنها جدا کنیم پس قسط و عدل چه میشود در ثانی در ایات از اولاد هم نام برده شده پس یعنی فقط یکی از فرزندان منظور است و بقیه حذف میشوند لطفاً وقتی برای بیرون کردن طرف از حربه های ملائی استفاده میکنی کمی تامل بد نیست

عدل به معنای مساوات نیست برادر من...عدل به معنای اینه که هرچیزی سر جای خودش قرار بگیره...به هر چیزی یا کسی حق خودش داده بشه...حقوق با هم برابر نیستن...هر کسی با جنمی که از خودش نشون میده میتونه به مقدار بیشتر یا کمتر همجواری با ائمه داشته باشه...این حتی در مورد فرزندان خود ائمه هم صادقه...همسر انسان کسی هست که الی الابد در کنار خودشه...پس شانی یا هم شان خود او یا بسیار نزدیک به او دارد(البته در مورد انسان نه حور العین)
پیشنهاد میکنم مباحث شفاعت حجت الاسلام عالی رو یکشنبه ها در برنامه "سمت خدا" دنبال کنید.خیلی از مسائل براتون روشن میشه.:ok:

بهلول;246080 نوشت:
مگر هیچ زنی به استثنای فاطمه زهرا (س)میتواند هم شان ائمه باشد بجای ادرس دادن بهتر است جواب مناسب بدهید ؟

من هم به این نکته اشاره کردم!
برخی همسرشان زنان مومنه این زمینی هستند و برخی حور العین....حور العین ها هم که اصلا در ردیف انسانها نیستند که بخواهیم شان اون ها رو با انسان ها مقایسه کنیم.
یکی یا زن داره یا حور العین
الهی آمین

سلام علیکم

در برخي روايات اشاره شده كه در آخرت خداوند زنان مؤمنه را به صورت حورالعين در مي آورد و با همسران صالح خود در بهشت نيز زندگي مي كنند.(1) اما اين گونه روايات به مفهوم آن نخواهد بود كه زنان مجبور باشند كه در آخرت نيز با همسران دنيايي خود زندگي كنند. اما اگر خود بخواهند مي توانند(2)

هم چنين در تفسير مجمع البيان آمده كه مراد از زناني كه در بهشت نصيب انسان مي شوند همين زناني هستند كه مؤمنين در دنيا دارند ولي در آخرت به صورت حورالعين در مي آيند و با همسران خود در بهشت زندگي مي كنند.(3) از اين مطلب معلوم مي شود كه در بهشت نيز زنان مي توانند با همسران دنيايي خود زندگي كنند.

دربارة اين مسئله كه سرانجام زنان بي شوهر و يا زناني كه شوهرشان اهل جهنم است نظير آسيه زن فرعون، در بهشت چه خواهد شد؟ بايد گفت: چون در بهشت براي بهشتيان همه چيز فراهم است و هرگونه لذت در اختيار آنان قرار مي گيرد،(4) طبق اين اصل كلي براي آن دسته از زنان در بهشت همسران صالح بهشتي فراهم خواهد شد. تا آن دسته از زنان مؤمنه در كنار آن همسران خود زندگي خوب و شيرين داشته باشد. مثلاً در قرآن كريم آمده: و فيها ما تشتهيه الانفس و تلذ الاعين(5) يعني در بهشت آنچه دل مي خواهد و چشم از آن لذت مي برد موجود است. و از آن جا كه جمله (ما تشتهيه الا نفس) همه نوع لذت ها را شامل مي شود.(6) مي توان گفت كه زنان بهشتي از داشتن همسران صالح بهشتي بهره مند خواهد بود. و در آية ديگر نيز به همين مسئله كه هر چه مورد آرزوي بهشتيان باشد تأكيد شده و فرمود: و لكم فيها ما تشتهي انفسكم و لكم فيها ما تدّعون(7) يعني براي شما هر چه بخواهيد در بهشت فراهم است و هر چه طلب كنيد به شما مي دهند . و روشن تر از همه، اين آية مباركه است كه مي فرمايد: و لهم فيها ازواج مطهره(8) يعني براي بهشتيان در آن جا همسران پاك و پاكيزه است. از مجموع اين آيات بخوبي به دست مي آيد كه زنان بهشتي همانند مردان بهشتي از هرگونه لذت دل خواه بهره مند خواهند بود و از جمله لذت ها، زندگي با همسر دل خواه است.(9)

هم چنين در برخي روايات آمده كه پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود:‌در بهشت بازاري است كه در آن جا هيچ خريد و فروشي نيست مگر صورت هايي از مردان و زنان، هر كس ميل و اشتهاي صورتي را داشته باشد در آن بازار داخل مي شود و آن جا مجتمع حورالعين است.(10)

قرآن كريم جريان همسران بهشتي را براي بهشتيان در چند جا مطرح كرده از جمله مي فرمايد: وزوّجناهم بحورٍ عين(11) يعني ما آنها را با حورالعين تزويج مي كنيم. اما اين كه آيا اين تزويج با حوريان بهشتي اختصاص به مردان دارد و يا نصيب زنان هم مي شود؟ پاسخ آن است كه هيچ دليلي وجود ندارد كه اين وعده هاي الهي اختصاص به مردان داشته باشد. بخصوص آن كه اگر در واژة (حور) و واژة (عين) دقت شود و از نظر مفهوم لغوي بخوبي مشخص گردد معلوم خواهد شد كه نعمت حورالعين اختصاص به مردان ندارد. از تحليل استاد علامه حسن زاده آملي «توضيح واژة (حورالعين)(12) بدست مي آيد كه اگر در متون ديني (آيات و روايات و دعاها) سخن از ازدواج با حورالعين به ميان آمده اختصاص به مردان ندارد بلكه زنان بهشتي نيز با مردي كه به اصطلاح (احور) و (اعين) است يعني چشم هاي درشت همچون چشم آهويي دارد و زيباست ازدواج مي كند پس اين نعمت بهشتي يعني همسر (حورالعين) داشتن اختصاص به مردها نخواهد داشت و زنان بهشتي نيز از آن بي نصيب نخواهند بود.

به نقل از کارشناس رسا:http://www.askdin.com/thread20226.html

پاورقی:
1. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، نشر مؤسسة الوفاء، 1403 ق، ج 8، ص 213.
2. همان.
3. طبرسي، فضل بن حسن، مجمع البيان، بيروت، نشر دارالاحياء لتراث العربي، 1412 ق، ج 1 ـ 2، ص 81، ذيل آيه 25، سورة بقره.
4. واقعه: 21.
5. زخرف: 7.
6. مكارم شيرازي، ناصر، پيام قرآن، قم، نشر مدرسة اميرالمؤمنين، 1370 ش، ج 6، ص 273.
7. فصلت: 31.
8. بقره: 25.
9. مكارم شيرازي، ناصر، پيام قرآن، نشر پيشين، ج 6، ص 260.
10. جامع الاخبار، چاپ سنگي قديم،‌ بي تا، فصل 137، ص202.
11. دخان: 54.
12. آغاز و انجام خواجه، با شرح و تعليقه حسن زاده آملي، تهران، نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1366 ش، ص 225.

درباره واژه حور باید گفت که برخی لغویون و واژه شناسان، واژه "حور" را هم جمع حوراء(برای مونث) و هم جمع احور (برای مذکر)می

دانند.راغب اصفهانی در مفردات می گوید:

«حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ‏ [الرحمن/ 72]، وَ حُورٌ عِينٌ [الواقعة/ 22]، جمع أَحْوَرَ و حَوْرَاء»( المفردات في غريب القرآن، ص: 262)

در تفسیر نمونه نیز ذیل آیه 54 دخان آمده است:«" حور" جمع" حوراء" و" احور" به كسى مى‏گويند كه سياهى چشم او كاملا مشكى و سفيدى آن كاملا شفاف است!." عين" (بر وزن چين) جمع" اعين" و" عيناء" به معنى درشت چشم است.»(تفسير نمونه، ج‏21، ص: 212)

بدیهی است که به قرینه ضمایر مونث یا اوصاف خاص،حور به زنان گفته می شود.با توجه به سیاق آیات،ظاهرا در بسیاری موارد نیز اینچنین است.اما در حالت اطلاق به دو جنس مذکر و مونث گفته می شود.

بنابراین حور برای مذکر و مونث هر دو بکار می رود .این معنا به ضمیمه مطلبی که در پست قبلی ذکر شد(فیها ما تشتهیه الانفس) نتیجه میدهد که برای زنان مومنه نیز در صورت طلب،جفتی خواهد بود.

به نقل از کارشناس رسا:http://www.askdin.com/thread806-2.html

ممنون از مطالبی که در اختیارم گذاشتیم
ولی من همچنان جوابم سوالم برام روشن نشده:Gol:

ماهمون;246002 نوشت:
خوب به فرض مردی به این دستور عمل کنه (خواندن سوره ی انسان) و همسر مومنه ای هم داشته باشه که در بهشت از خدای قادر و عزیز بخواد در کنار همسرش باشه....اون 800 حورالعین هم در کنار این مرد خواهند بود؟ نمی دونم شاید منظور از حورالعین چیزی غیر از زن و مرد زیبا باشه,شاید منظور همراهان و دوستهای خوب....ولی 800 زن که تن شان از زیر 70 لباس مشخصه و ... درکنار همسر هرکسی باشه خوشایند نیست


با سلام

تفصیل در :

http://www.askdin.com/thread11731.html

https://sites.google.com/site/hojjah/hoor.zip

[=&quot]بسم الله الرحمن الرحیم[/]
[=&quot]با سلام و احترام و تشکر از دقت نظر شما در مسایل دینی[/]
[=&quot]ضمن عذر خواهی از تأخیر پیش آمده توجهتان را به پاسخ جلب می کنم.[/]

[=&quot]در قرآن همسران و غلمان(خدمت کاران) به عنوان بخشی از نعمت های جسمانی و حسی بهشتی معرفی شده اند . به نظر می رسد ابتدا بهتر است درباره این دو نعمت نکاتی را ذکر نماییم.[/]
[=&quot]1.همسران[/]
[=&quot]: حکمت خداوند به مقتضای طبع انسان اقتضا دارشته که از آغاز آفرینش او جفت و همسری برای او بیافریند و در فرایند زندگی باری بزرگ و وظیفه ای سنگین و مشترک بر عهده آنان نهد و گم به گام همراه باشند و باهم زندگی دنیوی را سپری سازند. قرآن می فرماید از این دنیا بهتر، این است:[/]
[=&quot]الف) " [/][=&quot]لِلَّذِينَ اتَّقَوْاْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِى مِن تحَْتِهَا الْأَنْهَرُ خَلِدِينَ فِيهَا وَ أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَ رِضْوَانٌ مِّنَ الله [/][=&quot]" برای کسانی که تقوا پیشه کرده اند، نزد پروردگارشان باغهایی است که زیر درختان آنها نهرها روان است. در آن جاودانه بمانند و همسرانی پاکیزه و نیز خشنودی خدا را دارند.( آل عمران/15)[/]
[=&quot]امام صادق علیه السلام می فرمایند: زنان بهشتی از هرگونه آلودگی و از آلودگی های زنانه پاک و مبرا هستند.[/]
[=&quot]ب) " [/][=&quot]كَذَالِكَ وَ زَوَّجْنَاهُم بحُِورٍ عِين[/][=&quot] " ما آنان را با حوریان زیبا و چشم سیاه تزویج می کنیم.(دخان/54)[/]
[=&quot]ج) " [/][=&quot]وَ حُورٌ عِينٌ كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُو الْمَكْنُون[/][=&quot] ‏" حوران چشم درشت همانند لؤلؤ نهان در میان صدف(واقعه/23-22)[/]
[=&quot]د) "[/][=&quot]حُورٌ مَّقْصُورَاتٌ فىِ الخِْيَام[/][=&quot] " حوران بهشتی در خیمه های بهشتی پوشیده اند.(الرحمن/72)[/]
[=&quot]2.خدمت کاران:[/]
[=&quot]الف)[/][=&quot]" [/][=&quot]وَ يَطُوفُ عَلَيهِْمْ غِلْمَانٌ لَّهُمْ كَأَنهَُّمْ لُؤْلُؤٌ مَّكْنُون[/][=&quot] "[/][=&quot]و پسرانی مانند مروارید نهفته در صدفٰ برای خدمت گردشان می گردند.(طور/24)[/]
[=&quot]ب) [/][=&quot]" [/][=&quot]يَطُوفُ عَلَيهِْمْ وِلْدَانٌ مخَُّلَّدُون‏[/][=&quot] " این پسران در جمال و زیبایی جاویدانند و برای خدمت کمر بسته اند. (واقعه/17؛ انسان/19) [/]
[=&quot]گفتنی است این گروه خدمت کاران غیر از حوران خدمت گزارند.[=&quot][1][/][/]
[=&quot]البته علامه طباطبایی (ره) ذیل آیه 54 سوره دخان مراد از تزویج اهل بهشت با حوریان را قرین بودن با حوریان می دانند و می گویند: این تزویج به معنای ازدواج اصطلاحی نیست بلکه مراد از زوج ،به معنای قرین است.[=&quot][2][/][/]
[=&quot]ادامه دارد...[/]

[=&quot][1][/] [=&quot] ر.ک: آیت الله جوادی آملی ،تفسیر موضوعی قرآن کریم،ج5،معاد در قرآن، ص 309-306.[/]

[=&quot][2][/] [=&quot] ر.ک: علامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج 18، ص228.[/]

[=&quot] نکته دیگر این که از نصوص ديني شايد بتوان استشمام كرد كه در بهشت ، مردان ميل به جنس مخالف و تعدد زوجات دارند پس آن را مي خواهند ؛ و خواستن بهشتي همان و تحقق خواسته او همان ؛ اما در مورد زنان استشمام چنين چیزی در زنان دور تر به نظر مي رسد. بلي اگر ثابت شود كه در آخرت زنان نيز چنين ميلي خواهند داشت ؛ مي توان به طور حتم گفت كه زنان نيز تعدد همسر خواهند داشت و اين همسران تجسم اعمال خود آنان است و بين آنها رابطه تكويني برقرار است , نه رابطه قراردادي و اعتباري. [/][=&quot][/]
[=&quot]شيوه تربيتي قرآن كريم و اهل بيت (ع) درباره مسائل زنان، اين است كه درباره مسائل جنسي خانمها يا سخن نمي گويند يا اگر گفتند در لفافه و با كنايه مي گويند تا حيا،كرامت و نفاست و شرافت زن تحت الشعاع اين گونه مسائل قرار نگيرد. با اينكه اديان اين گونه در مورد زن با احتياط سخن گفته اند اما باز جوامع امروزي زن را در همين وجهش خلاصه كرده اند و به او به عنوان يك شي زينتي نگاه مي كنند؛ اگر اديان به بعد جنسي زن اشاره مي كردند اين نگاه خيلي فراگيرتر مي شد ؛ و بسا عده اي براي اين نوع نگاه مبتذل وجه ديني هم درست مي كردند. لذا خداوند متعال نه تنها در دنيا، براي حفظ كرامت زن، جنسيت او را در حجاب قرار داد؛ بلكه در بهشت هم به جنبه هاي جنسي او با احترام اشاره نموده و فرمود : " [/][=&quot]فيهِنَّ خَيْراتٌ حِسانٌ[/][=&quot] " (الرحمن/70) ولي به رابطه جنسي آنها با مردان مومن بهشتي تصريح نفرمود ؛ اما از حور العين كه از سنخ انسان نيستند با صراحت بيشتري سخن گفت[/][=&quot] . [/][=&quot]لذا خداوند متعال حتي براي تشويق مردان هم از زوجيت آنها با زنان مومنه با صراحت سخن نگفت ؛ تا حيا و حرمت و كرامت زن مومنه حفظ شود ؛ بنابراين اين امكان في حدّ نفسه وجود دارد كه زنان بهشتي نيز زوجهايي بهشتي داشته باشند ـ اما اين كه در واقعيت نيز تعدد همسر خواهند داشت يا نه ، مشروط به اين است كه ثابت شود زنان بهشتي هم ميل به تعدد همسر خواهند داشت ؛ كه البته اثبات يا رد اين مطلب كار آساني نيست . بويژه آن كه در همين جهان نيز از نظر روانشناختي زن تك همسر گرا[/][=&quot]monogamousE) [/][=&quot]شناخته شده و مرد چند همسرگرا[/][=&quot]
[/]

[=&quot](polygamouse)[/][=&quot][=&quot][1][/][/][=&quot][/]
[=&quot] نتیجه این که در بهشت همسران در کنار هم زندگی نیک و شایسته و آرامش بخشی دارند و از آنجا که در بهشت هیچ گونه حزن، خوف، ترس، دلهرهه، کوفتگی و خستگی وجود ندارد، مصاحبت و قرین بودن با حوریان و غلمان، کنیزان و غلامان بهشتی صرفا بر سرور و بهجت بهشتیان می افزاید. این نکته را نیز باید ذکر کرد که در بهشت نعمت هایی است که هیچ کس از ماهیت آنها خبردار نیستو و در هیچ تصوری نمی گنجد: " [/][=&quot]فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِىَ لهَُم مِّن قُرَّةِ أَعْينُ‏ٍ جَزَاءَ بِمَا كاَنُواْ يَعْمَلُون[/][=&quot] "(سجده/17) هیچ کس نمی داند چه چیز از آنچه روشنی بخش دیدگان است به پاداش آنچه انجام می دادند برای آنها پنهان شده است.[=&quot][2][/][/]


[=&quot][1][/][=&quot] [/]http://www.porseman.org/q/show.aspx?id=97579[=&quot][/]

[=&quot][2][/][=&quot] ر.ک: [/][=&quot]آیت الله جوادی آملی ،تفسیر موضوعی قرآن کریم،ج5،معاد در قرآن، ص 330 و 343[/][=&quot].[/]

[="3"]پاسخگوی محترم واقعا ممنونم از توضیحات کاملتون

راستش هنوز این جمله " اگر ثابت شود كه در آخرت زنان نيز چنين ميلي خواهند داشت ؛ مي توان به طور حتم گفت كه زنان نيز تعدد همسر خواهند داشت " و جملاتی از این قبیل آزار دهنده ست

ولی با توجه به این جمله " در بهشت هیچ گونه حزن، خوف، ترس، دلهرهه، کوفتگی و خستگی وجود ندارد" مشخص میشه که هیچ حس منفی ای در بهشت نیست

خدا انشالله فرج قرآن ناطق آخرالزمان حضرت مهدی (عج) رو نزدیکتر کنه تا از تفسیر ناب و محمدی اون بزرگوار بهره مند بشیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
[/]

ماهمون;244905 نوشت:
سلام
این سوال همیشه در ذهن من بوده ممنون میشم راهنمایی م کنین
همیشه از وجود حوری و قلمان در قرآن به بهشتیان وعده داده میشه
اگر چشم از نامحرم بپوشونی حورالعینی همانند اون در اختیار ت قرار میگیره و همچنین حوریانی که دست هیچ مردی به آنها نرسیده
از طرفی هم گفته شده زن و مرد مومن(همسر) در بهشت درکنار هم خواهند بود
حالا چطور یه زن و شوهر با وجود حورالعین ها و قلمان هاشون درکنار هم در بهشت زندگی میکنند؟:narahat az:
کارشناس بحث : روشن

با سلام و درود بر سركار ماهمون
در بيان فرمايش حضرتعالي كه برگشت به زندگي اخروي دارد ياد آوري دو نكته لازم است اينكه
1- حسادت بخاطر رذيله بودنش از ملزومات عالم دنياست نه آخرت بنا بر اين توصيف اينكه شايد در بهشت بين همسران حسادتي وجود داشته باشد از محل بحث خارج است ماهيت بهشت رحمت مطلق الهي هست و بس
2- حسادت بخاطر اينكه از رذائل اخلاقي هست از وجود آن در بهشت خبري نخواهد بود به استناد آيه شريفه لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً إِلَّا قِيلًا سَلاماً سَلاما و چون حسادت يكي از مصاديق عام لغو ميباشد بنا بر اين در بهشت وجود خارجي نخواهد داشت

توضيح : بحثهاي فراواني در اين انجمن حول محور مشروعيت تعدد زوجات گرديده است و نظرات مخالف و موافق بسيار بيان شده است اما آنچه را كه بايد مد نظر داشت حكمت جعل و وضع چنين قوانيني براي جامعه بشري مي باشد كه متاسفانه در لفافه هاي ذهنيت هاي ناقص برخي افراد زير سوال رفته است
نميخواهم بحث را به كج راهه ها بكشانم و مسائل ديگر را در اين مقال بيان كنم كه اگر بخواهم بحث را به آنجاها بكشانم خودش مثنوي هفتاد من كاغذ خواهد شد
خانم ماهمون در حقيقت سر منشاء اين افكار ريشه در مخالفت زنان جامعه با مصالح مسلم دين اسلام دارد يكي از مسلماتي كه همه ما شيعيان به آن اعتقاد داريم همين مسئله تعدد زوجات مي باشد ولي من حيث المجموع هر روزه شاهديم كه از سوي برخي جوامع فمنيستي چنان اين حكم خدا در ترازوي نقد قرار ميگيرد كه به زعم انسان حكمي نسخ شده و منفور ميايد در حاليكه شواهد قرآني و حديثي بسيار فراواني وجود دارد كه اشاره به مصالح مهم اين حكم و اجراي عملي آن توسط ائمه معصومين عليهم آلاف التحيه و الثناء دارد
خانم ماهمون در حقيقت فرمايش حضرتعالي نيز اشاره به همين مسئله دارد سوال اينجاست شما چرا حسادت زنان دنيوي در مقابل حوريان بهشتي را مطرح فرموديد ؟؟؟ چرا راه دوري رفتيد آيا بهتر نبود مثالهايتان را در مورد زنان دنيوي كه باصطلاح هووي همديگرند بيان مي فرموديد كه حداقل باحسادتهاي زنانه كه از لوازم زندگي دنيوي است جور در بيايد چون در آخرت كه حسادتي وجود ندارد مگر ما قائل به رحمت رحيميت خداوند متعال در عالم بهشت كه مخصوص بهشتيان مي باشد نيستيم ؟؟؟
در حقيقت سوال حضرتعالي برگشت به زندگي زنان متعدد در كنار يك شوهر در دنيا ميكند كه علت تمام حسادت هاي زنانه در جوامع ميباشد كه بخشي برگشت به مسئله روحي زنان ميكند كه حاضر به ادامه زندگي در كنار زن ديگري نيستند و بخشي هم مربوط به تنها خواهي و انحصار طلبي زنان است كه به هيچوجه حاضر نيستند شوهرانشان توسط زنان ديگر تصاحب شوند
خانم ماهمون در اصطلاح روانشناسي به اينگونه زنان " هرا " گفته ميشود
به گفتاري در اين باب توجه فرمائيد

زنان با الگوي غالب همسر و متعهد يا " هرا "
از ويژگيهاي اين زنان اين است كه
الف- ازدواج برايشان امري بسيار مقدس شمرده ميشود تا حدي كه بدون شوهر در زندگي خود احساس نقص ميكنند و زماني كه مرد زندگيشان را داشته باشن شاد و شكوفا هستن و زناني بسيار وفادار و همسري تمام عيار خواهند بود
ب- زناني با صفت هرا بشدت به شوهرانشان حساس و وابسته اند و از كوچكترين خيانت احتمالي شوهر رنج ميبرند
ج- شوهر مركز زندگي زن هرا مي باشد تمام هم و غمش اين است كه توجه شوهر را به خودش جلب كند و بس و اصلا انتظار و توقع براي كاري كه منجر به تي توجهي شوهرش نسبت به خودش شود را ندارد و بشدت از عواملي كه باعث كم توجهي شوهر نسبت به او شود مي هراسد و براي از ميان بردن آن عوامل تلاش ميكند

ولي خانم ماهمون بايد توجه داشته باشيد كه تمام عواملي كه باعث مبارزه يك زن در مقابل رقيب زندگي ايجاد ميشود مختص به عالم دنياست و هيچ يك ازاين لوازم به آخرت راهي ندارد

و السلام علي من التبع الهدي

[="3"]رحیق مختوم سلام علیکم

از شما اول به خاطر رعایت ادب در لحن تون و بعد هم برای جواب کاملتون ممنونم

راستش صحبت های پاسخگوی محترم جناب روشن بیشتر به دلم نشست چون ایشون تنها کسی بود که حرف حسادت زنان نسبت به هم رو اصلا مطرح نکرد...شاید تنها کسی بود که تمام ارسال های من رو حتی در صفحات دیگه ی این تاپیک خوب مطالعه کردن و متوجه منظورم شدن

البته چون غیر از ایشون بقیه حرف" حسادت "رو پیش کشیدن فکر کنم ایراد از من بوده که هنوز منظورم رو شفاف نکردم در حالی که منتظر پاسخی شفاف هستم,پس از این بابت از شما عذر خواهی میکنم و در این ارسالم سعی میکنم منظورم رو شفاف تر کنم

تا اونجا که من دیدم قبول تعدد زوجات نه تنها برای زن بلکه برای مردی که واقعا علاقه به همسرش داره غیر قابل قبوله....چون متاسفانه هر مرد غیرمذهبی ای که من دیدم شدیدا با این امر مخالفه و تنها افرادی که به ظاهر(انشالله در باطن هم همینطوره) از اعتقاد قوی تری برخوردارند از این مسئله تعدد زوجات دفاع میکنن

و مسئله ی دیگه تعدد همسر برای زنان مومن در بهشت هست.که امیدوارم مردهایی که تعدد زوجین رو حق مسلم خودشون میدونن این امر رو برای همسرشون در قیامت یک حق مسلم بشمرند

حالا این مسائل رو کنار بذاریم و بگم دقیقا چرا من این مسئله رو مطرح کردم

من چون نگران خودم هستم این سوال رو مطرح نکردم....تصویر بهشت با وجود چندین زن در کنار یک مرد و چندین مرد درکنار یک زن...

اونهایی که بی دینی رو برای خودشون انتخاب کردن این قسمت از قرآن رو خیلی بیان میکنن...منظورم زنهای بی دین نیست اتفاقا بیشتر منظورم مردها هستند[/]

misha;247206 نوشت:
ببخشیدا ولی من فکر میکنم چون شما آقایون با یکی کوتاه نمیاین
خدا چندتا کمکی گذاشته :samt:
همیشه گفته اند بهشت زیر پای مادران است:khandeh!:

خانم misha سلام عليكم
انشاالله محفوظ باشيد
فكر ميكنم فلسفه تعدد زوجات با بحثهاي فراواني كه گرديده است برايتان مشخص و مبرهن نشده فكر شما بسيار محترم ولي آيا باز فكر نمي كنيد شايد علت وضع و جعل تعدد زوجات دلايل خاص خودش رو داشته يا نه ؟؟
اصلا آيا فكر نمي كنيد كه تعدد زوجات مختص ما مسلمانان نيست ؟؟؟ ما منكر عظمت روحي و جايگاه بلند مادران نيستيم و اصولا قياس مبحث تعدد زوجات با مقام مادري قياس مع الفارق هست براي مزيد اطلاع حضرتعالي و خوانندگان محترم به گوشه ايي از فلسفه تعدد زوجات از كتاب شريف تفسير الميزان اشاره خواهم كرد فتامل

مساله تعدد زوجات:
انسان از قديم الايام و در بيشتر امت‏هاى قديم چون مصر و هند و فارس و بلكه روم و يونان نيز تعدد زوجات را سنت خود كرده بود، و چه بسا بعد از گرفتن يك همسر و براى اينكه او تنها نماند، مصاحبانى در منزل مي ‏آوردند تا مونس همسرشان باشند، و در بعضى امت‏ها به‏ عدد معينى منتهى نمي ‏شد مثلا يهوديان و اعراب گاه مي ‏شد كه با ده زن و يا بيست زن و يا بيشتر ازدواج مي ‏كردند، و مي ‏گويند: سليمان پادشاه، چند صد نفر زن داشته است.
و بيشتر اين تعدد زوجات در ميان قبائل و خاندانهايى كه زندگيشان قبيله‏ اى است، نظير ده‏نشينان و كوه‏نشينان اتفاق مي ‏افتد، و اين بدان جهت است كه صاحب خانه حاجت شديدى به نفرات و همكارى ديگران دارد و مقصودشان از اين تعدد زوجات زيادتر شدن اولاد ذكور است تا بوسيله آنان به امر دفاع كه از لوازم زندگى آنان است بهتر و آسانتر بپردازند. و از اين گذشته وسيله ‏اى براى رياست و آقايى بر ديگران باشد، علاوه بر يك همسرى كه مي ‏گرفتند يك جمعيتى را نيز خويشاوند و حامى خود مي ‏كردند.
و اينكه بعضى از دانشمندان گفته‏ اند كه: انگيزه و عامل در تعدد زوجات در قبائل و اهل دهات كثرت مشاغل است يعنى يكى بايد بارها را حمل و نقل كند، يك يا چند نفر به كار زراعت و آبيارى مشغول شوند، كسانى نيز به كار شكار و افرادى به كار پخت و پز و افرادى ديگر به كار بافندگى بپردازند و ... اين مطالب هر چند كه در جاى خود سخن درستى است الا اينكه اگر در صفات روحى اين طايفه دقت كنيم، خواهيم ديد كه مساله كثرت مشاغل براى آنان در درجه دوم از اهميت قرار داشته است و غرض اول در نظر قبائل و انسان بيابانى از تعدد زوجات به همان تعلق مي ‏گيرد كه ما ذكر كرديم، همانطور كه شيوع پسرخواندگى و بنوت و امثال آن در بين قبائل نيز از فروعات همان انگيزه‏اى است كه خاطرنشان ساختيم.
علاوه بر اين يك عامل اساسى ديگرى نيز در بين اين طايفه براى متداول شدن تعدد زوجات بوده است و آن اين است كه در بين آنان عدد زنان هميشه بيش از عدد مردان بوده است، زيرا امت‏هايى كه به سيره و روش قبايل زندگى مي ‏كنند همواره جنگ و كشتار و شبيخون و ترور و غارت در بينشان رايج است و اين خود عامل مؤثرى است براى زياد شدن تعداد زنان از مردان و اين زيادى زنان طورى است كه جز با تعدد زوجات نياز طبيعى آن جامعه بر آورده نمي ‏شود، (پس اين نكته را هم نبايد از نظر دور داشت).
اسلام قانون ازدواج با يك زن را تشريع و با بيشتر از يك همسر، يعنى تا چهار همسر را در صورت تمكن از رعايت عدالت در بين آنها، تنفيذ نموده، و تمام محذورهايى را كه متوجه اين تنفيذ مي شود به بيانى كه خواهد آمد اصلاح كرده و فرموده:" وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ" «1».
*****************************************
(1) با رعايت معروف امورى كه به نفع زنان است به اندازه و مثل امورى كه بر ضرر ايشان است خواهد بود." سوره بقره، آيه 228".
____________________________

ترجمه الميزان، ج‏4، ص: 292

ادامه ...

رحیق مختوم گرامی

برای توجیه مسئله ی تعدد زوجات تاپیک های جداگانه ای هست

ممنون میشم بحث رو منحرف نکنین...جواب کاربر misha رو در همون تاپیک بدین و باتوجه به اینکه ایشون هم تازه وارد هستن(مثل من) و زیاد با تاپیک های موجود آشنا نیستن, لینک تاپیک مربوطه رو براشون ارسال کنین و در همونجا پاسخگوی این کاربر محترم باشین

چون هدف از ایجاد این تاپیک طرح مسئله تعدد زوجات اصلا نبوده و نیست

التماس دعا

ماهمون;247391 نوشت:
رحیق مختوم گرامی
برای توجیه مسئله ی تعدد زوجات تاپیک های جداگانه ای هست
ممنون میشم بحث رو منحرف نکنین...جواب کاربر misha رو در همون تاپیک بدین و باتوجه به اینکه ایشون هم تازه وارد هستن(مثل من) و زیاد با تاپیک های موجود آشنا نیستن, لینک تاپیک مربوطه رو براشون ارسال کنین و در همونجا پاسخگوی این کاربر محترم باشین
چون هدف از ایجاد این تاپیک طرح مسئله تعدد زوجات اصلا نبوده و نیست
التماس دعا

سلام عليكم خانم ماهمون
خانم ماهمون يه سوال ازتون دارم
منظور از كلمه توجيه در فرمايش حضرتعالي چي هست
آيا مسئله تعدد زوجات رو براي خانمها بايد توجيه كنيم يا توضيح بديم و تفسيرهاي اونو از قرآن بياريم ؟؟؟
در ضمن اين فرمايش خودتون رو در اول استارت تايپيك چطور تفسير ميفرمائيد

نقل قول:
حالا چطور یه زن و شوهر با وجود حورالعین ها و قلمان هاشون درکنار هم در بهشت زندگی میکنند؟

مسئله غلمان كه اصلا بحثش مربوط به اينجا نميشه چون غلمان همان پسران جواني هستن كه بعنوان خدمتكاران بهشت مدام دور و بر بهشتيان هستند اما وجود حور العين هاي متعدد در كنار زنان دنيوي بهشتي با شوهرانشان متبادر و انصراف در چه معنايي ميتونه داشته باشه جالب اينجاست كه در آخر اين فرمايشتان شكلك اعتراض به اين نوع زندگي در بهشت را هم آورده ايد :ok:
حضرتعالي اين مسئله را براي ما تبيين بفرمائيد حقير پستم رو به جاي مناسبش انتقال ميدم

وفقكم الله في الدارين

misha;247463 نوشت:
ببخشیدا ولی من فکر میکنم چون شما آقایون با یکی کوتاه نمیاین
خدا چندتا کمکی گذاشته :samt:
همیشه گفته اند بهشت زیر پای مادران است:khandeh!:

سلام خانم misha گرانمقدار
من نميدانم شما چه اصراري داريد كه مقام مادران را با تعدد حوريان بهشتي ربط بدهيد :Gig:
خانم محترم هيچ ربطي بين تعداد حوريان بهشتي و مقام مادران نداره اصلا زن در مقام مادري در جايگاه ديگري غير از مقام همسري قرار دارد :ok::ok::ok:
با توجه به اينكه در پست هاي قبلي نيز عين عبارت فوق الذكر را نوشتيد و بخاطر بي ارتباط بودن با موضوع حذف گرديد باز اصرار مي ورزيد كه اين فرمايشاتتان اينجا باشد :Narahat az:
جالب اينجاست كه انگار فقط همين چند كلمه در ذهن مباركتان هست
دخترم ، اگر توضيحي و يا بقول خانم ماهمون توجيهي داريد بفرمائيد ما استفاده كنيم و همش يه جمله را بعنوان پست اسپم وارد نكنيد :khandeh!:

رحیق مختوم;247393 نوشت:
[=3]
آيا مسئله تعدد زوجات رو براي خانمها بايد توجيه كنيم يا توضيح بديم و تفسيرهاي اونو از قرآن بياريم ؟؟؟
[/B]

بحث به بهانه های مختلف متاسفانه داره به بیراهه کشیده میشه

شما بسته به نوع سوالی که همراهان محترم اسک دین براشون ایجاد میشه هر طور که دوست دارین اونها رو با توضیح و تفسیر آیات وحی,توجیه کنید...خدا خیرتون بده انشالله

رحیق مختوم;247393 نوشت:
[=3]
در ضمن اين فرمايش خودتون رو در اول استارت تايپيك چطور تفسير ميفرمائيد [/B]

من واقعا نمی دونم شما غیر از پست اول من در این تاپیک پستهای بعد اون رو ها در لا به لای صحبت های نامربوط اون دو کاربری که ذکر کردم, مطالعه کردید یا نه

در هر حال من تفسیر و توضیح بیشتر درباره ی پست اول و همچنین هدفم از ایجاد این تاپیک,خودداری میکنم چون یا شما متوجه منظور من نمی شین یا من نمی تونم منظورم رو واضح بیان کنم

باز هم از همکار محترم سایت خیرالبریه و کارشناس محترم روشن تشکر میکنم چون ظاهرا فقط این دو بزرگوار متوجه منظور من شدند:Gol:
از شما هم به خاطر صبر و حوصله تون و توضیحاتی که در اختیارم گذاشتین متشکرم:Gol:

رحیق مختوم;247489 نوشت:
سلام خانم misha گرانمقدار
من نميدانم شما چه اصراري داريد كه مقام مادران را با تعدد حوريان بهشتي ربط بدهيد :Gig:
خانم محترم هيچ ربطي بين تعداد حوريان بهشتي و مقام مادران نداره اصلا زن در مقام مادري در جايگاه ديگري غير از مقام همسري قرار دارد :ok::ok::ok:
با توجه به اينكه در پست هاي قبلي نيز عين عبارت فوق الذكر را نوشتيد و بخاطر بي ارتباط بودن با موضوع حذف گرديد باز اصرار مي ورزيد كه اين فرمايشاتتان اينجا باشد :Narahat az:
جالب اينجاست كه انگار فقط همين چند كلمه در ذهن مباركتان هست
دخترم ، اگر توضيحي و يا بقول خانم ماهمون توجيهي داريد بفرمائيد ما استفاده كنيم و همش يه جمله را بعنوان پست اسپم وارد نكنيد :khandeh!:

با سلام من هرچی تامل می کنم دلیل این لحن تند جنابعالی رو متوجه نمی شوم
لازمه قبل از اینکه سریع قضاوت کنین و مدام پاسخ بفرستین کمی روش فکر کنین یا حتی سوال کنین
من فقط پاسخ مزاح دوستمون ماه علقمه در صفحه اول رو دادم و خواستم جو از حالت دعوا خارج بشه و الا من خودم هم می دانم جایگاه مادران اصلا اصلا با حوریان قابل مقایسه نیست در هر صورت حتما صلاح دیدین و حذفش کردین

ماهمون;244905 نوشت:
سلام

این سوال همیشه در ذهن من بوده ممنون میشم راهنمایی م کنین
همیشه از وجود حوری و قلمان در قرآن به بهشتیان وعده داده میشه
اگر چشم از نامحرم بپوشونی حورالعینی همانند اون در اختیار ت قرار میگیره و همچنین حوریانی که دست هیچ مردی به آنها نرسیده
از طرفی هم گفته شده زن و مرد مومن(همسر) در بهشت درکنار هم خواهند بود
حالا چطور یه زن و شوهر با وجود حورالعین ها و قلمان هاشون درکنار هم در بهشت زندگی میکنند؟:narahat az:

کارشناس بحث : روشن


بنام يكتا خالق هستي
ما در اين عالم زندگي ميكنيم و حد درك ما مربوط به اين عالم است در صورتيكه عوالم بعدي بسيار گسترده تر از عالم فعلي است.همانگونه كه عالم فعلي ما (دنيا) از عالم قبلي (رحم مادر) بسيار گسترده تر و عجيب تر است.پس بياييد مانند يك مسلمان واقعي فقط تسليم امر الهي باشيم.مطمئنا در عوالم بعدي به عينه جواب تمام اين شبهات را ميگيريم.

پرسش:
همیشه از وجود حوری و قلمان در قرآن به بهشتیان وعده داده می شود
اگر چشم از نامحرم بپوشانی حورالعینی همانند آن در اختیارت قرار می گیرد و همچنین حوریانی که دست هیچ مردی به آن ها نرسیده.
از طرفی هم گفته شده زن و مرد مومن (همسر) در بهشت در کنار هم خواهند بود. حالا چطور یه زن و شوهر با وجود حورالعین ها و قلمان هایشان در کنار هم در بهشت زندگی می کنند؟

پاسخ:
درباره آن دنیا و مسایل مربوط به آن به طور کلی می‌توان گفت:
ما از جزییات جهان آخرت و نحوه اعطای ثواب یا گرفتار شدن به عذاب الهی چیز دقیقی نمی‌دانیم و مطالبی که در آیات و روایات به آن اشاره شده است بیشتر در قالب تمثیل و تقریب ذهن بوده و اگر هم در خصوص ثواب یا عذاب مطالب جزئیی مطرح شده است صرفا به این دلیل است که ما چیزی حد‌اقلی درک و برای عمل خیر و رسیدن به پاداش اخروی تلاش کنیم.
از جمله موضوعاتی که سخت فکر ما را به خود مشغول می‌کند، نحوه ارتباط ما انسان‌ها با هم در سرای دیگر است به گونه‌ای که از خود می‌پرسیم روابط ما با یکدیگر در بهشت به همین شکل دنیایی است یا که در فضایی کاملا متفاوت از این جهان قرار می‌گیریم.!

با توضیح کوتاهی که خواهیم داد این نکته کمی مشخص می‌شود.
همه موجودات خصوصا انسان‌ها محکوم به فنا هستند. «كُلُّ مَنْ عَلَيْها فان»؛ همه كسانى كه روى آن [زمين‏] هستند فانى مى‌‏شوند(1)
و اگر هم نبود این آیه شریفه باز هم به تجربه می‌دیدیم هیچ موجودی را نمی‌‌توان یافت که سوار بر کالسکه زمان و مسافر جایگاه ابدی‌اش نباشد.
انسان از همان ابتدا که با تولدش قدم بر زمین می‌گذارد، تا وقت مرگ و جدا شدن از کالبدش، بر ارابه زمان سوار می‌شود. یعنی او را سوار بر این وسیله می‌کنند چه بخواهد یا نخواهد. در هر ایستگاهی که این کالسکه می‌ایستد، عده‌ای که اجل شان محتوم است (مرگ شان حتمی است) پیاده و وارد سرای ابدی‌شان می‌شوند.
ایستگاه‌های مرگ، قطعاتی از زمان هستند و هر انسانی مقصد ایستگاهی‌اش کاملا معلوم است.

پس از آن که انسان از دنیا رفت، وارد سرایی می‌شود که هیچ شناختی از آن نداشته ولی آن چه او را همراهی می‌کند، عملی است که در دنیا انجام داده که اگر خوب بوده شادمان است و اگر بد بوده هول و هراس وی را در‌بر‌می‌گیرد.
از طرفی می‌بینیم هر انسانی عمل مخصوص به خود را دارد، یعنی نمی‌توان به طور دقیق دو نفر را یافت که از نظر عمل با هم قرین یا یکسان باشند و علاوه مطابق با وعده‌های مکرر الهی «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ"وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ»(2) عمل هر کسی جایگاه ابدی او در سرای آخرت است. جایگاهی که با دیگر جایگاه ها متفاوت است.
و اما این که بخواهیم حساب و کتاب این دنیا را به آن دنیا عین به عین تطبیق دهیم و پاداش‌ها و جایگاه‌ها را خود از قبل حدس بزنیم، سخن دقیقی نگفته‌ایم زیرا مطابق با تایید آیات الهی، انسان در قیامت و قبل از ورد به جایگاه ابدی‌اش فقط خودش است و خودش یعنی از هراس و وحشت آن روز بزرگ هیچ کسی جز خودش را نمی‌شناسد تا که به حسابش رسیدگی شود. که اگر اهل خیر بود به بهشت برود و گرنه آتش خشم الهی در انتظار اوست.
«فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ * يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخيهِ * وَ أُمِّهِ وَ أَبيهِ * وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنيهِ * لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنيهِ * وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ * ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ * وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ»؛ هنگامى كه آن صداى مهيب [صيحه رستاخيز] بيايد، (كافران در اندوه عميقى فرومى‏‌روند)! * در آن روز كه انسان از برادر خود مى‏‌گريزد، و از مادر و پدرش، و زن و فرزندانش در آن روز هر كدام از آن‌‌ها وضعى دارد كه او را كاملًا به خود مشغول مى‏‌سازد! چهره‏‌هايى در آن روز گشاده و نورانى است، خندان و مسرور است و صورت‌هايى در آن روز غبار آلود است.(3)

با توجه به آیات بالا و ترجمه آن تکلیف هر کسی به روشنی معلوم می‌شود عده‌ای که خندان هستند به طور حتم عمل نیک انجام دادند.
نکته دیگر این که انسان پس از مرگ از همه تعلقاتش جدا می‌شود و عواطفش رنگ می‌‌بازد و در سرای دیگر با شکل دیگری از زندگی روبرو می‌شود که متاسفانه به دلیل کمی اطلاعاتی که داریم نمی‌توانیم نظر دقیقی ارائه کنیم.
ولی این مقدار را به نیکی می‌دانیم که زندگی در جهان آخرت به طور کلی با زندگی ای که ما در این دنیا به آن خو گرفته‌ایم، متفاوت است. بنا بر این نمی‌توانیم هیچ تحلیل درستی در این باره ارائه کنیم.

در نتیجه هر گونه دغدغه‌ای که بخواهد فکر ما را از نحوه زندگی آن سرا به خود مشغول کند، بی‌مورد است. زیرا به حتم نوع تعلقی که ما در این دنیا به خویشان و نزدیکان خود از جمله پدر و مادر و فرزند و همسر و برادر و خواهر داریم؛ در آن دنیا به شکل دیگری جلوه خواهد کرد که اگر به سعادت ختم شود، یک نوع تعبیر دارد و اگر خدای ناکرده به شقاوت پایان یابد، تعبیرش به گونه‌ای دیگر خواهد بود.
پس ارائه هر گونه توجیهی در‌باره مسایل جهان آخرت که مطابق با سلیقه‌های مختلف باشد مردود است اما به حتم نوع عواطف و تعلقات ما به شکل دیگری به خود می‌گیرد و این نوع نگرانی‌ها به طور کامل حل می‌شود.

با این حال کسی نمی‌تواند منکر عشق و ارتباط و هم نوع دوستی در سرای دیگر باشد که آیات و روایات فراوان آن را تایید می‌کند. اما وقتی می‌خوانیم که در بهشت جای غم ، اندوه ، حسادت ، کینه و دیگر پلشتی‌ها نیست، نتیجه می‌‌گیریم که خالق مدبر با تدبیر خود روابط میان بهشتیان (از هر نوع که باشد) را به گونه‌ای سامان می‌دهد که هرگز موجب نزاع نشود و فقط لذت آن درک شود.

___________
(1) الرحمن/ 26.
(2) زلزله/ 7 و 8.
(3) عبس/ 33 تا 40.

موضوع قفل شده است