جمع بندی هدف از آفرینش افراد جهنمی

تب‌های اولیه

214 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="3"]

حبیبه;946048 نوشت:
گمان می کنم هر چه هم پیش برویم به همان نقطه ی آغازین بحث می رسیم لذا اگر صلاح بدانید این گفتمان خاتمه یابد.

بله ظاهراً‌ مناسب‌تر است که خاتمه یابد[/]

اگرچه شاید اهمیتی هم ندارد که بخواهم توضیح اضافه بدهم، ولی برای آنکه سوء تفاهم‌های پیشین تکرار نشود می‌گویم:
ما قرآن و روایات را داریم، کسی از غیرمعصومین علیهم‌السلام نمی‌تواند ادعا کند که فهمش از قرآن همان است که خداوند از نزول آیات اراده کرده است یا فهم او از احادیث قطعی است و شأن نزول آیات و شأن صدور روایات را به صورت کامل می‌شناسد ... در این بین در تمام طول تاریخ اسلام علما تلاش کرده‌اند تا آیات و روایات را بنا بر قواعد علمی متفاوت به اندازه‌ی وسع خودشان فهم کرده و توضیح بدهند تا مردم هم بهتر بتوانند آن‌ها را درک کنند ... اگر کسی تا کنون فکر می‌کرده که توضیحات علما در شرح قرآن و روایات مطلقاً‌ درست بوده و به کمک علما او اینک به منظور قطعی خدا و خلفای خدا رسیده است بهتر است از خواب بیدار شود ... ما می‌توانیم نسبت به درستی جزئيات عقاید خود قانع شویم ولی این یقین روان‌شناسی نباید مانع از تکمیل نواقص اعتقادی‌امان شود ... در جایی که امثال سید عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام که مستقیماً از محضر چند امام علیهم‌السلام استفاده کرده است اعتقادات خود را به امام معصوم علیه‌السلام عرضه می‌کند تا مهر تأیید بر درستی آن‌ها بگیرد و اگر برخی از آن عقاید اشتباه هستند اقدام به اصلاحشان کند، ما باید در خواب عمیقی باشیم که فکر کنیم اسلام حتماً همان چیزی است که در نزد ماست ... اعتقادات ما در جزئياتشان ظنّی هستند و تا امام معصوم علیه‌السلام بر آن‌ها مهر نزند حق نداریم روی درستی آن‌ها قسم بخوریم، حتی اگر فکر کنیم که مستند به آیات و روایات هستند، این استنادات ظنّی هستند که و تشخیص صحت این استنادات هم به سطح علمی امروز ما بستگی دارد ...
با این حساب اعتقادات ما در جزئياتشان صورت نظریه دارند، اثبات هم اگر بگوییم شده‌اند مجاز است از اینکه ظن قوی به درستی آن‌ها کسب کرده‌ایم نه بیشتر ...
تفاسیر همگی مبتنی بر علومی هستند که مفسران به آن‌ها تمسک جسته‌اند، شناخت قرآن و احادیث و صرف و نحو و فلسفه و عرفان و حتی علوم طبیعی و ریاضی همگی در همین راستا هستند ...

الآن اگر من بر مبنای روان‌شناسی و معرفت نفس سعی کنم مجموعه‌ای از آیات و احادیث را در کنار هم طوری توضیح بدهم که یک سری شبهات در این میانه جواب داده شوند (اینکه با فرض ابدی بودن جهنم و ابدی بودن عذاب در جهنم و علم خداوند به اینکه عده‌ای اگر خلق شوند تا ابد معذب به عذاب ابدی خواهند بود چرا خداوند از ابتدا ایشان را خلق کرد و هدف او از این خلقت چه بوده است؟) با آنکه قبلاً دیگران در جواب دادن به آن شبهات چندان موفق نبوده‌اند (نشانه‌اش تأویل‌به‌رأی‌های بسیاری است که برای آن‌ها بدون جواز شرعی از ظاهر آیات و روایات عبور کرده‌اند و با ظاهر آیات و روایات مخالفت کرده‌اند، کاری که من نکرده‌ام، ولی آن‌ها متهم نمی‌شوند و من متهم می‌شوم به اینکه از خودم اعتقادات تولید کرده‌ام، العجب کل العجب از این همه انصاف) معنا ندارد کسی از من آیه یا حدیثی بخواهد که مستقیماً همین مطلب را صریح بیان کرده باشد ... معنا ندارد چنان چیزی را بخواهد تا زمانی که ادعا نکرده باشم که توضیحاتم به جای نظریه‌پردازی بدون شک عین حقیقت هستند ... من مدعی رسیدن به حقیقت نشده‌ام که کسی بگوید هر حقّی باید از اهل بیت علیهم‌السلام رسیده باشد، من مدعی ارائه‌ی ظن و گمانی عالمانه شده‌ام که قانع کننده هست و برای رد کردنش نمی‌شود بدون فکر کردن حرف‌های بدیهی زد و حداقلش این است که باید کمی رویش فکر کرد، واقعاً کسی متوجه فرق میان این دو ادعا نیست که چنان اثبات‌هایی را ازم می‌خواهند؟ شاید بزرگواران گمان کرده‌اند که باقی اعتقاداتشان ظن و گمان نیست و حق متحقق است! اگر بنا بر تعجب کردن باشد باید از موضع ایشان تعجب کرد نه موضع من ... توضیحاتم قابل نقد هستند همانطور که هر تفسیر هر عالمی قابل نقد است ... اگر آیه یا روایتی هست که این توضیحات را رد می‌کند و کسی سراغ دارد بیاورد بر سرم منت گذاشته است، اگر توضیحی از هر علم دیگری دارد که بتواند این نظریه را رد کند یا اصلاح نماید باز هم لطف می‌کند اگر بیانش نماید، مگرنه باقی‌اش بحث بی‌مورد است ...

با تمام این اوصاف دستم در دفاع از آن نظریه خالی هم نیست ... حالا اگر کسی بین آن آیات و روایات و این توضیحات ارتباطی نمی‌بیند این به خودش ربط دارد، همانطور که اگر من این ارتباط را واضح ببینم هم از نظر ایشان به خودم ربط دارد، حالا من نظراتم را بیان کردم که شاید کس دیگری هم به کارش آمد، مگرنه با بیان کردن نظراتم در اینجا نه حقوق می‌گیرم و نه اسمم را کسی می‌داند که اسم و رسمی به هم بزنم و نه به کسی جایزه می‌دهند ...
دلالتی که از آن صحبت کردم این است: ... مطابق هم قرآن و هم روایات شیعه بهشت و جهنم همین الآن در دنیا هم قابل تجربه کردن در باطن هر انسانی هستند، من خودم هر دو را تجربه کرده‌ام، پس آنقدرها هم تیر در تاریکی نینداخته‌ام اگر بهشت و جهنم را توصیف کنم، کسی اگر تجربه‌ی بهشت یا جهنم را نداشته است خودش می‌داند ... نظرات من بر اساس بررسی بهشت و جهنم است، یک بار بر اساس آیات و روایات که مخالفتی با آن‌ها نکرده باشم و جزئياتی از آن‌ها را هم فهم کنم، یک بار هم بر اساس تجربیات خودم و دیگران در همین دنیا از بهشت و جهنم از طریق معرفت نفس ... در این بین تا جایی که می‌بینم همه چیز در کنار هم خوب جفت و جور شده است و نقطه‌ی ابهامی درش نمی‌بینم، به همین خاطر این نظریه اگرچه صرفاً یک نظریه است ولی فعلاً که خودم با آن قانع شده‌ام، کسی اگر قانع نشده است خودش می‌داند و می‌تواند به دنبال نظریه‌ای جایگزین بگردد ...

اینکه این اسلوب بررسی جزئیات عقاید درست است به نظرم بدیهی‌تر از آن است که بخواهم روی آن با کسی بحث بکنم، ولی اگر کسی نقدی داشته باشد (بجز اینکه بگوید هر چه می‌گویی باید عیناً و صراحتاً با همین الفاظ از معصوم علیه‌السلام صادر شده باشد یا در قرآن آمده باشد) لطف می‌کند اگر نقدش را بیان نماید ... شخصاً تعصبی روی درستی هیچ کدام از حرف‌هایم ندارم، هر از گاهی خودم هم خودم را نقد می‌کنم، سر سپرده‌ی کسی نیستم و از اصلاح خودم هم خجالت نمی‌کشم، ولی اگر کسی روی مواضع خودش تعصب دارد و مرغش یک‌پا دارد و انتظار دارد به صرف اینکه یک عده‌ی زیادی یکطور خاص فکر می‌کرده‌اند و ایشان هم از بچگی اینطور فکر می‌کرده‌اند پس همه باید همانطور فکر کنند شرمنده هستم که ناامیدشان می‌کنم و تا خودم قانع نشوم زیر بار پذیرش نظریات ایشان نخواهم رفت ... ان شاء الله

پرسش:
خدایی که با علم ازلی و نامحدود خود میدانست که بعضی از انسانها همیشه در جهنم معذب خواهند بود، چرا آنها رو آفرید؟ با آن که خدا قادر بود که آنها را نیافریند.


پاسخ:

برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:

پیش فرض این سوال نوعی دلسوزی و ترحّم نسبت به کسانی است که برای همیشه در جهنم جاویدان خواهند ماند، در حالی که باید توجه کنید فقط کسانی برای همیشه در جهنم جاویدان می مانند که آگاهانه و با علم به چنین عاقبتی این مسیر را برمی گزینند، نه کسانی که از روی جهل حتی کفر ورزیده باشند؛ تا عنادی در کار نباشد اهل خلود در جهنم نیستند. قرآن کریم در توصیف ایشان می فرماید: «وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا»؛ و آن (آیات و نشانه ها) را از روى ظلم و سركشى انكار كردند، در حالى كه در دل به آن يقين داشتند (1)

اینها کسانی هستند که آگاهانه و عالمانه مسیر باطل را پیموده و طغیان کرده اند، انسان های خوابی نبوده اند که بتوان آنها را بیدار کرد، بلکه خود را به خواب زه اند، طبیعتا چنین انسان هایی بیدار شدنی نیستند و نیتشان این است که اگر در دنیا خلود هم داشته باشند همواره طغیان کنند همانطور که امام صادق(علیه السلام) در تبیین علت خلود ایشان چنین میفرمایند: «إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ النَّارِ فِي النَّارِ لِأَنَّ نِيَّاتِهِمْ كَانَتْ فِي الدُّنْيَا أَنْ لَوْ خُلِّدُوا فِيهَا أَنْ يَعْصُوا اللَّهَ أَبَدا... ً فَبِالنِّيَّاتِ خُلِّدَ هَؤُلَاء»؛ اهل جهنم فقط به این خاطر در جهنم چاویدان خواهند ماند که نیاتشان این است که تا در دنیا هستند خداوند را معصیت و نافرمانی کنند، پس به خاطر نیت ابدی شان در دنیا، برای ابد در جهنم جاویدان خواهند ماند. (2)

بنابراین وقتی طرف خودش دلش به حال خودش نسوخته است و با علم و آگاهی چنین سرنوشتی را برگزیده است ما چرا باید از این بابت نگران او باشیم؟!

نکته دوم:

اگرچه خداوند به تمام وعده هایی که برای پاداش داده است عمل خواهد کرد، اما عمل به وعیدها و تهدیدها واجب نیست، همانطور که پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «مَنْ وَعَدَهُ اللَّهُ عَلَى عَمَلٍ ثَوَاباً فَهُوَ مُنْجِزُهُ لَهُ وَ مَنْ أَوْعَدَهُ عَلَى عَمَلٍ عِقَاباً فَهُوَ فِيهِ بِالْخِيَار»؛ هر کسی خداوند به او وعده پاداش در برابر عملی بدهد پس قطعا به آن عمل خواهد کرد، و کسی که به او وعده عذاب به خاطر عملی بدهد، اختیار دارد دارد که به آن تهدید و وعده عذاب عمل کند یا خیر. (3)

بنابراین ما نمی دانیم خداوند چه مقدار به این تهدیدها و إنذارها عمل خواهد کرد که بعد قضاوت های بعدی مان را بر آن مبتنی کنیم. ما در روایات داریم آنقدر خداوند در روز قیامت خواهد بخشید که حتی شیطان هم در بخشش او طمع کرده و امیدوار میشود، همانطور که امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ نَشَرَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى رَحْمَتَهُ حَتَّى يَطْمَعَ إِبْلِيسُ فِي رَحْمَتِه‏»؛ هنگامی که قیامت برپا شود آنچنان رحمت خداوند گسترده میشود که حتی ابلیس در آن طمع کرده و امیدوار میشود.(4)

نکته سوم:
به امر خلقت باید نگاه مجموعی داشت، نمیشود همه چیز را طبق قوانین علّی و معلولی و چارچوب مند پیش برد اما سپس توقع داشت که مرتب این قوانین نقض شوند. خب وقتی قرار است دنیا در چارچوب قوانین پیش رفته و متناسب با ژنتیک و مانند آن فرزندانی به دنیا بیایند، و متناسب با تربیت پدر و مادر و محیط و جامعه رشد کنند نمیتوان دیگر توقع داشت که جهنمی نداشته باشیم!!

از آنجا که تخلف معلول از علت محال است، بنابراین خداوند می بایست برای پیشگیری از به وجود آمدن انسان های جهنمی، دائما علل آنها را از بین برده یا به گونه ای تأثیر آنها را خنثی کند، به عنوان مثال پدر و مادرانی که در تربیت سهل انگار هستند را به تربیت اجبار کرده و یا اصلا عقیم و نازا کند!!
بنابراین یا باید بستر جامعه قانون مند و نظام مند باشد و طبیعتا شاهد پبدایش و تربیت انسان های خوب و بد باشیم، یا اینکه دائما شاهد استثنائاتی بی دلیل شویم! مثلا هر کسی که انسان خوبی نیست یا تربیت بلد نیست بچه دار نشود!!

نکته چهارم:
خوبی ها و بدی ها، انسان های مثبت و منفی در یک بستر شکل می گیرند، این بستر باید ترکیبی از حق و باطل و بد و خوب باشد تا هم انسان ها توان رشد مثبت داشته باشند و هم منفی! خوبی ها در سایه سختی ها و تضادها با بدی ها رشد یافته و در کنار بدی ها معنا پیدا می کنند؛ در حقیقت آنچه که مایه رشد میشود تلاقی این خوبی ها و بدی هاست.

نتیجه گیری:

حاصل آنچه گذشت این است که اطلاعات ما در خصوص خلقت های دنیوی الهی و حکمت هایی که در ورای خلقت موجودات مختلف نهفته است، و همچنین اطلاعات ما در خصوص عاقبت اخروی انسان ها بسیار محدودتر از آن است که بتوانیم رفتار خداوند را در این خصوص قضاوت کنیم، حکمت ها و مسائل مختلفی وجود دارد که این سوال را پاسخ خواهد داد که به مواردی اشاره شد، و علاوه بر آنچه گذشت عقل باز هم احتمالات دیگری را مجاز می شمارد ولو آن که نتواند به صورت مشخص به آنها دست یابد.

پی نوشت ها:
1. نمل:14/27.
2. کلینی، محمد، الكافي، دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج2، ص85
3. صدوق، محمد بن علی، التوحید، نشر جامعه مدرسين‏، قم، چاپ اول، 1398ق، ص406
4. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، دار إحياء التراث العربي‏، بیروت، چاپ دوم، 1403ق، ج7، ص287

موضوع قفل شده است