***** نکته ها ی پند آموز *****

تب‌های اولیه

226 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

هیچ چیزی را بی جواب نگذار

جواب سلام را باسلام بده
جواب تشکر را با تواضع
جواب کینه را با گذشت
جواب بی مهری را با محبت
جواب دروغ را با راستی
جواب دشمنی را با دوستی
جواب خشم را به صبوری
جواب سرد را به گرمی
جواب نامردی را با مردانگی
جواب پشت کار را با تشویق
جواب بی ادب را با سکوت
جواب نگاه مهربان را با لبخند
جواب لبخند را با خنده
جواب دل مرده را با امید
جواب منتظر را با نوید
جواب گناه را با بخشش
هیچ وقت هیچ چیز و هیچ کس را بی جواب نگذار، مطمئن باش هر جوابی بدهی
یک روزی، یک جوری، یک جایی به تو باز گردد

لذت درک حیات موجودات :

بنابر این. این که از خصوصیات بهشت و جهنم . زنده بودن همه اجزاء ان هاست . در واقع به رشد انسان اخرتی بر می گردد. چون از حجاب

ماده و تعلقات در امده و از ان ها منقطع شده و واقعیت ها برایش مشهود گردیده است.

سراسر حیات عالم را درک می کند. و طبعا" این درک برای بهشتی ها لذت و سرور زایدالوصف دارد و خوشی انها را صد چندان می کند.

وقتی مومنی در بهشت با درخت و اب و گل و سنگریزه و هر چیزی مواجه می شود.

همه به او سلام میدهند و ذکر می گویند . همه زیبایی خدا را نشان می دهند و خدانما هستند . چقدر لذت بخش است. !

پیامبر اکرم (ص) فرمودند : در بهشت میوه هایی وجود دارد که بسیار به مومن نزدیک و در دسترس است و این همان فرموده خدا در قران

است: و دانیه علیهم ظلالها و ذللت قطوفها تذ لیلا". سایه های درختان به ان ها نزدیک است و میوه هایش رام و تسلیم.

پس هر یک از ان میوه ها به ولی خدا گویند:

یا ولی الله کلنی قبل ان تاکل هذا قبلی . ای ولی خدا. قبل از ان که میوه دیگری را بخوری من را بخور.

یعنی خوراکی ها در این که روزی مومن شوند. بر هم سبقت می گیرند. "

یا حق.

امام کاظم علیه السلام در دهه اول محرم این اوصاف داشته ماشیعیانش پیروی انامام همان هستم

عن مولانا أبي الحسن الرضا عليه السلام:
کَانَ أَبِی إِذَا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لَا یُرَی ضَاحِکاً وَ کَانَتِ الْکَآبَةُ تَغْلِبُ عَلَیْهِ حَتَّی یَمْضِیَ مِنْهُ عَشَرَةُ أَیَّامٍ فَإِذَا کَانَ یَوْمُ الْعَاشِرِ کَانَ ذَلِکَ الْیَوْمُ یَوْمَ مُصِیبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُکَائِهِ وَ یَقُولُ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی قُتِلَ فِیهِ الْحُسَیْنُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ

امام رضا علیه السلام :
وقتی ماه محرم فرا می رسید ديگر در پدرم (امام کاظم علیه السلام )اثرى از خنده يا شادى دیده نمی شد و همواره غمگین و محزون بودند و مصيبت و غم بر تمام وجود ايشان غلبه مينمود. تا زمانى كه به روز دهم (عاشوراء) ميرسيد كه آن روز ، روز اوج مصیبت و اندوه و گريه او بود و می فرمود : در این روز بود که حسین علیه السلام را به شهادت رساندند.

امالی صدوق، ص ۷۸
بحار الانوار، ج ۴۴ ص ۲۸۴

از ان طرف . جهنمی ها وقتی می بینند همه چیز جهنم . از خوراک و پوشاک و اتش و ... همه دارای شعورند و با او سر جنگ دارند.

و هر کدام به نوعی قهر و غضب خدا را به او نشان میدهند . بسیار دردناک است.

قران از تکلم جهنم چنین خبر داده است :

یوم نقول لجهنم هل امتلات و نقول هل من مزید. به جهنم می گوییم پر شده ای ؟و او می گوید :ایا افزون بر این هم هست ؟

در سوره فجر امده است که جهنم را می اورند :"و جی یومئذ بجهنم . "

رسول خدا (ص) فرمودند :"هنگامی که قیامت فرا برسد . جهنم به هفتاد هزار زنجیر در قید است که این زنجیر ها به دست هفتاد هزار

فرشته است. شعله های اتش جهنم چنان زبانه می کشد که اگر خداوند ان را حبس و کنترل نکند. اسمان و زمین را به اتش می کشد.

چنانکه در سوره فرقان می فرماید :

اذا راتهم من مکان بعید سمعوا لها تغیظ و زفیرا ". هنگامی که این اتش انان را از مکانی دور ببیند . صدای وحشتناک و خشم الودش

را که با نفس زدن شدید همراه است می شنوند.

وقتی جهنم افراد دوزخی گنهکار را از دور می بیند .صدای وحشتناک و خشم الود او را که با خرناس ها و نفس زدن های شدید همراه

است. می شنوند. مثل یک حیوان درنده وحشتناک که وقتی طعمه اش را می بیند . با صدای وحشتناک به طرف او حمله ور می شود. "

یا حق.

ممنون دوست عزیز . یادمه ی دوستی داشتم میگفت هر موقع یاد مرده و مرگ افتادین برای شادی روح مومنین بی وارث یا بد وارث فاتحه بخونید

چرا نام مبارک حضرت موسی (ع) بیش از نام دیگر پیامبران در قرآن آمده است؟

پاسخ

در مورد تکرار داستان موسی (ع) در قرآن کریم باید متذکر شویم؛ اولاً: دقیقا تکرار نیست تا جنبه لغویت داشته باشد، بلکه در هر سوره ای به تناسب آنچه در آن سوره مطرح شده به عنوان شاهد و نمونه به نکته ویژه ای از داستان موسی اشاره شده است؛ ثانیا: دلیل مطرح شدن نام حضرت موسی در قرآن بیش از انبیای دیگر شاید به جهت ویژگی های قوم بنی اسرائیل بوده است مانند: دشمنی، لجبازی، مادی گرایی و حس گرایی قوم بنی اسرائیل که البته این خصیصه در کفار زمان پیامبر (ص) و جوامع امروزی نیز بوده و هست و قرآن قصه‌های آنها را تکرار کرده است، تا مردم عبرت گیرند و دچار این نوع بدبختی نشوند. به بیان دیگر شاید بتوان گفت: علت توجه مکرر قرآن به زندگى حضرت موسى (ع) و قوم بنى اسرائیل به دلیل سرنوشت پر فراز و نشیب این قوم و شباهت بیش از حدِ مقاطعِ زندگى آنها با حیات مسلمانان است.
سرگذشت حضرت موسی (ع)، بیش از پیامبران دیگر در قرآن تکرا ر شده و در بیش از سی سوره بیش از صد بار به ماجرای موسی و فرعون و بنی اسرائیل اشاره شده است. اگر آیات هر سوره را جداگانه بررسی کنیم، خواهیم دید که این تکرار جنبه لغویت ندارد، بلکه در هر سوره ای به تناسب آنچه در آن سوره مطرح شده به عنوان شاهد و نمونه به داستان موسی اشاره می شود، به علاوه چون کشور مصر وسیع تر و مردم آن دارای تمدن پیشرفته بودند و دستگاه فراعنه هم مقاوم بودند، لذا قیام موسی از اهمیت بیشتری برخوردار بود و نکات عبرت انگیز بیشتری را در بر دارد. [1]

به عبارت دیگر می توان گفت: قرآن برای آسان شدن فهم معارف سنگین، از مثل و قصه استفاده کرده است و قصه‌‌های حقیقی را به صورت گزینشی و با بهترین شیو‌ه‌ها، با هدف اصلی درس و عبرت آموزی بیان کرده است؛ و هر قصه‌ای را که درس و عبرت بیش‌تری دارد، تکرار کرده است؛ از این رو قصه‌های حضرت موسی (ع) بیشتر تکرار شده است.

در این جا به چند مورد عبرت آموز آن اشاره می شود:

1. موسی (ع) و فرعون:

آن دو، در دو طرف نقیض همدیگر بودند؛ یکی حق محض، و دیگری باطل محض بود؛ موسی (ع) دارای مقام "کلیم اللهی" بود امّا فرعون در نهایت کفر بود و "انا ربکم الاعلی" سر می‌داد؛ در حالی که کفار عصر سایر پیامبران، در گردن کشی، مثل او نبودند ، ولی پیروزی نهایی از آن موسی (ع) شد که تکرار آن درس صبر برای مؤمنان، و عبرت برای کافران است. [2]
2. بنی اسراییل:
از جمله ویژگی بنی اسرائیل دشمنی، لجبازی، مادی گرایی و حس گرایی بوده که این خصیصه در کفار زمان پیامبر (ص) و جوامع امروزی نیز بوده و هست و قرآن قصه‌های آنها را تکرار کرده است، تا مردم عبرت گیرند و دچار این نوع بدبختی نشوند شاید بتوان گفت: علت توجه مکرر قرآن به زندگى حضرت موسى (ع) و قوم بنى اسرائیل به دلیل سرنوشت پر فراز و نشیب این قوم و شباهت بیش از حدِ مقاطعِ زندگى آنها با حیات مسلمانان است.

به عنوان نمونه: داستان جنگ بدر در اسلام شباهت زیادى به سرنوشت همراهان طالوت (ع) دارد. بنابر شواهد تاریخى، تعداد مجاهدان هر دو سپاه - سپاه طالوت و سپاه پیامبر اکرم (ص) 313 نفر بوده و هر دو مقابل تعداد زیادى از مشرکان به مبارزه پرداختند و در نهایت پیروز شدند. [1] قرآن به داستان طالوت و همراهانش اشاره مى‏کند و پایمردى و صبر آن گروه اندک را در مقابل گروه زیادى از کافران مى‏ستاید تا الگو و نمونه‏اى براى مسلمانان باشد.

در روایات فراوانى، امامان معصوم‏ (ع) به همین شباهت اشاره کرده‏اند. در یکى از آنها، خطاب به امت آمده است: شما نیز چونان بنى اسرائیل هستید و کارهاى آنها را انجام خواهید داد. [3]

3. سامری:

داستان ساختن گوساله طلایی، توسط سامری منافق، و پرستش آن از سوی بنی اسرائیل، و بی اعتنایی آنان به منع هارون (ع) (وصی حضرت موسی) در چهار سوره تکرار شده است تا شاید مسلمانان بیدار شوند و گرفتار فتنه منافقان نشوند . [4] نتیجه این که بیشتر درس ها و عبرت ها را، در سرگذشت قوم حضرت موسی (ع) می توان یافت؛ زیرا بنی اسرائیل سرپیچی های فراوانی داشتند و بیشترین عبرت و درس آموزی در سرنوشت این قوم است. خداوند در جای جای قرآن کریم به ماجرای این قوم پرداخته است. بنابراین، دقت در هر بخش از قصه‌های قرآن نشان می‌دهد که هر موردی دارای حکمت و فلسفه خاصی است.


[/HR] [1] مکارم شیرازی، ناصر، قصه های قرآن، ص221، چاپ پنجم، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1385.
[2] مرکز الثقامة و المعارف الاسلامی، علوم القرآن عند المفسرین، ج 3، ص 399، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1375.
[3] استفاده از پاسخ 897 سایت.
[4] محمدی اشتهاردی، محمّد، قصه‌های قرآن، به قلم روان، ص 268 و 269، تهران، نبوی، چاپ اول، 1378.

"گردی از راهی نمی خیزد . سواران را چه شد.

مرده اند از بیم یاران . نامداران را چه شد

جز صدای جغد ها چیزی نمی اید به گوش

قمریان اخر کجا رفتند . ساران را چه شد

از هجوم کرکسان شوم قلب من گرفت

بلبلان .قرقاولان .کبکان . هزاران را چه شد

دور تا دور من تا دشمن سیاهی می زند

دوستان ما کجا رفتند . یاران را چه شد؟

* * *

ایت الله جوادی املی :

چیزی که نمی توانی

در قیامت از ان دفاع کنی:

نه ببین . نه بنویس

نه بشنو . نه بگو.

* * *

یا حق.

زبان من، جهان من است.

محمد بن ابی عمیر می گوید: از امام موسی بن جعفر علیه السلام شنیدم که این چنین فرمود:هر کس از اشخاص با ایمان از گناهان کبیره

فاصله گیرد در رابطه با گناهان صغیره از او باز خواست نشود خداوند فرماید :

" اگر از گناهان کبیره که از اقدام به انها منع شده اید فاصله گیرید. از گناهانتان در گذرم و شما را در مکانی خوب و ارجمند وارد سازم . "

راوی گوید: گفتم پس شفاعت مربوط به چه اشخاصی است امام علیه السلام فرمود:

پدرم از پدران بزرگوارش و انان از علی علیه السلام روایت کرده اند که رسول خدا فرمود :قطعا شفاعت من شامل کسانی از امتم می شود

که اهل اقدام به گناهان کبیره بوده اند اما نیکوکاران که چیزی بر علیه انان نیست.

ابن ابی عمیر گوید گفتم ای فرزند رسول خدا (ص) چگونه شفاعت شامل اینها می شود و حال اینکه خداوند می فرماید :

" و شفاعت نمی کنند مگر برای کسی که برگزیده و مورد خشنودی است. "

و کسی که مرتکب کبیره می گردد برگزیده نیست. حضرت فرمود : ای ابا احمد هیچ مومنی نیست که گناهی مرتکب شود مگر اینکه

ان گناه او را ناراحت می کند و بر گناه خویش پشیمان می گردد و رسول خدا می فرماید :برای توبه کردن پشیمانی کفایت می کند.

و نیز فرماید :کسی که کارهای نیکش او را خوشحال سازد و بدیهایش او را بد حال چنین فردی مومن است پس کسی که بر اقدام

نافرمانی پشیمان نشود مومن نباشد و شفاعت نمودن او لازم نیست تا انجا که امام علیه السلام فرمود :رسول خدا (ص) فرماید:

با وجود طلب غفران گناه بزرگی باقی نمی ماند و در صورت پافشاری بر صغیره صغیره ای نخواهد بود.

(زیرا اصرار بر گناه صغیره خود گناه کبیره است. )

یا حق.

پس از آنکه حضرت نوح علیه السلام قوم گنه کار خود را نفرین کرد و طوفان همه آنها را از بین برد، ابلیس نزد او آمد و گفت : تو بر گردن من حقی داری که می خواهم آن را ادا کنم!

نوح گفت : چه حقی؟!
.خیلی بر من سخت و ناگوار است که من بر تو حقی داشته باشم!

▪️ابلیس گفت : همان که تو بر قومت نفرین کردی و همه آنها به هلاکت رسیدند و دیگر کسی نمانده که من او را گمراه سازم! بنابراین تا مدتی راحت هستم تا نسل دیگری بیاید!

نوح فرمود : حالا می خواهی چه جبرانی کنی؟!

ابلیس گفت :
در سه جا مراقب حيله من باش!

هنگامی که خشمگین شدی!
هنگامی که بین دو نفر قضاوت می کنی!
هنگامی که با زن نامحرم خلوت می کنی و هیچ کس نزد شما دو نفر نیست!

در چنین مواقعی به یاد من باش که کار خود را خواهم کرد.

بحارالانوار ج۱۱ ص۳۱۸

موضوع قفل شده است