جمع بندی نکات ادبی سوره مسد چیست؟

تب‌های اولیه

117 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

جوجه اردک زشت;673798 نوشت:
البته ی خبر غیبی داره (جهنمی شدن ابولهب) که ی مقداری درش شک دارم(نمیدونم قبل مرگ ابو لهب نازل شده یا بعدش)

سلام دوست گرامی
خوشحالم از این که به این تاپیک تشریف آوردید :Gol:
در مورد پیشگویی ها، می تونید این تاپیک رو ملاحظه بفرمایید:
پیشگویی درست تا چه اندازه علم غیب را اثبات می کند؟
در این سوره پیشگویی شده است که ابولهب هیچگاه به پیامبر ایمان نمی آورد (که این موضوع از جهنمی شدن ابولهب استنباط می شود). اما در آن شرایط و با توجه به عملکرد ابولهب این موضوع کاملاً قابل پیش بینی بود و یک فرد عادی هم در آن شرایط می توانست ایمان نیاوردن ابولهب را پیش بینی کند. بنابراین درستی این این پیشگویی، میزان اعتقاد ما به ارتباط پیامبر با غیب را چندان تغییر نمی دهد.
به طور مثال فرض کنید من پیشگویی کنم که نتانیاهو هیچ گاه پیرو ولایت فقیه نمی شود. به احتمال خیلی زیاد این پیشگویی من درست است اما درستی این پیشگویی را نمی توان اثباتی بر ارتباط من با غیب دانست.

علم قطعي به آينده و پیشگویی یکی از شاخص های علم به آینده در انحصار خداوند است، ولي آنچه از سوي رمال ها و امثال آنها به كمك جنيان يا علوم غريبه بيان مي شود، نوعي حدس قوي است و علم قطعي به آينده نيست و بسيار اتفاق افتاده كه خلاف آنچه گفته اند رخ داده و مي دهد.
و امكان آن كه برخي افراد با طروق مختلف از آينده آگاهي پيدا كنند، امري ممكن است در واقع شخص با استفاده از علوم غريبه، رياضت هاي مختلف، و حتي ارتباط با برخي از موجودات نامرئي مانند جن، و سائر طرق با عالم غيب ارتباط برقرار كرده و از آينده آگاه مي شود و مطابق آنچه بيان شد به صورت حدس قوي بيان مي كند.
لذا نه تنها اين امر نفي نكرده بلكه در آيات و روايات بر امكان و صحت آن تاكيد شده است داستان تولد حضرت موسي(ع) و پيشگوئي منجمان، از اين دسته است كه در آن منجمان به تولد فردي كه بساط فرعون را به خطر مي اندازد ، خبر داده بودند.(1) و همچنين در تاريخ فراوان آمده است كه برخي از ائمه كيفيت وقوع شهادت برخي ياران و نزديكان خود را به آنها اطلاع مي دادند.
بر اين اساس اصل اين مسئله مورد پذيرش است.
اما رسيدن به چنين مرحله اي بسيار سخت و نيازمند رياضت هاي فراوان است و معدود افرادي به چنين درجه و مقامي مي رسند نكته مهم در اين زمينه آن است كه افراد مذكور از دو حال خارج نمي باشند:

الف: مانند ائمه و بزرگان دين با رياضت هاي شرعي و آنچه دين در اين باره مجاز شمرده شده است، به چنين مقامي مي رسند؛ چنين افرادي هيچ گاه در پي اعلان عمومي و سوء استفاده از مقام و موقعيت خود نيستند و چنين علمي را صرفاً به افراد بسيار خاص و در مواقع بسيار محدود به كار مي برند به گونه اي كه كمتر كسي از مقام آنها مطلع مي گردد.
ب: افراد شياد و دنيا پرستي كه براي اغواء مردم عادي، از راه هاي غير شرعي و رياضت هاي حرام استفاده كرده و احياناً با استفاده از برخي علوم و يا ارتباط با جن ها و...اخبار محدودي از آينده مي دهند.
افراد دسته اول گرچه مورد اطمينان و وثوق هستند. اما در عين حال هيچ گاه بساط رمالي باز نكرده و از اين موقيعت در پي كسب شهرت و...نيستند. لذا كمتر كسي از مقام آنها مطلع است. اما گروه دوم كه اساساً بر پايه علوم حرام بنا شده است، بسيار خطر آفرين بوده و هيچ گاه ارتباط با آنها توصيه نمي شود.
به علاوه آن كه فارغ از آنچه بيان شد در بسياري از موارد واقعاً شخص خبر از آينده نمي دهد، بلكه با زيركي خاص اخباري را بيان مي كند كه براي نوع قابل انطباق است. مثلاً مي گويند قرار است اتفاق بدي بيافتد كه با صدقه رفع مي شود و يا خانمي با قد و دماغي متوسط و ....به خواستگاري شما مي آيد و يا احياناً تيري در تاريكي زده و همينطوري خبر از تصادف مي دهند كه اگر اتفاق افتاد، ديگران آن را خبر غيبي مي دانند و اگر اتفاق نيفتاد، مي گويند بواسطه فلان كار خير بوده است.
خلاصه با زيركي خاص، چند خبر كلي به مخاطب داده كه امكان وقوع آن براي همه افراد وجود دارد و مخاطب آنها را پيش گوئي و اخبار غيبي مي داند. لذا اطمينان آنكه شخص واقعاً از غيب خبر مي دهد و يا بواسطه هماهنگي با سائر افراد، اخبار از پيش تعيين شده اي را براي جلب اعتماد و...بيان مي كند، امر مشكلي است و نمي توان به اين سادگي گفت كه شخص پيش گوئي مي كند و اين امر نيازمند امتحانات سخت و محك زدن هاي فراوان است.
نتيجه آنكه ما منكر صحت و امكان اصل آن نيستيم. اما در عين حال ماهيت بسياري از اخبار رمال ها و ...را اخباري دانسته كه هيچ ارتباطي با علم غيب ندارد و با فرض صحت، نوعاً بواسطه كارهاي حرام و رياضت هاي غير شرعي است كه به هيچ عنوان قابل اعتماد نيست و ارتباط با آنها حرام است.
پي نوشت:
1. جمعي از مترجمان، ترجمه تفسير طبرى، چ توس، تهران 1365 ش، ج‏6، ص 1599.

تذکره;674372 نوشت:
علم قطعي به آينده و پیشگویی یکی از شاخص های علم به آینده در انحصار خداوند است، ولي آنچه از سوي رمال ها و امثال آنها به كمك جنيان يا علوم غريبه بيان مي شود، نوعي حدس قوي است و علم قطعي به آينده نيست و بسيار اتفاق افتاده كه خلاف آنچه گفته اند رخ داده و مي دهد.

سلام.
این مطالبی که کپی فرمودید چه ارتباطی به بحث داشت؟

ربط این دو جمله ((علم قطعي به آينده و پیشگویی یکی از شاخص های علم به آینده در انحصار خداوند است، ولي آنچه از سوي رمال ها و امثال آنها به كمك جنيان يا علوم غريبه بيان مي شود، نوعي حدس قوي است و علم قطعي به آينده نيست و بسيار اتفاق افتاده كه خلاف آنچه گفته اند رخ داده و مي دهد. )) اولا مقدمه برای دو نکته است و ثانیا با توجه به پرسش شماست که این چنین پرسیدید:
پیشگویی درست تا چه اندازه علم غیب را اثبات می کند؟

تذکره;677373 نوشت:
ربط این دو جمله ((علم قطعي به آينده و پیشگویی یکی از شاخص های علم به آینده در انحصار خداوند است، ولي آنچه از سوي رمال ها و امثال آنها به كمك جنيان يا علوم غريبه بيان مي شود، نوعي حدس قوي است و علم قطعي به آينده نيست و بسيار اتفاق افتاده كه خلاف آنچه گفته اند رخ داده و مي دهد. )) اولا مقدمه برای دو نکته است و ثانیا با توجه به پرسش شماست که این چنین پرسیدید:
پیشگویی درست تا چه اندازه علم غیب را اثبات می کند؟

سلام.
اولا این جمله رو دوستمون آقا مصطفی فرمودن.
ثانیا ایشون این پرسش رو اینجا مطرح نکردن. صرفا یکی از دوستان رو ارجاع دادن به یک تاپیک دیگه که اسم اون تاپیک این پرسش بوده. برای پاسخ دادن به این پرسش خوب بود به همون تاپیک مراجعه میکردید.

جمع بندی
پرسش :
نکات ادبی سوره مسد چیست؟
پاسخ :
تَبَّتْ » : هلاک شد . نابود گردید . این فعل برای دعا است و به معنی : هلاک باد و نابود باد !
« یَدَا أَبِی لَهَبٍ » : دو دست ابولهب . تسمیه کلّ به اسم جزء است و مراد از دست ، ذات او است ( نگا : جزء عمّ شیخ محمّد عبده ) .
« تَبَّ » : هلاک و نابود گردید . فعل ماضی برای تحقّق است و خبر از آینده قطعی می‌دهد . ابولهب عموی پیغمبر بود و سرسخت‌ترین دشمنان آن حضرت بشمار می‌آمد . دائماً او و همسرش أمّ جمیل بر ضدّ اسلام و برای اذیّت و آزار مسلمین در تلاش و تکاپو بودند .
نکات ادبی فراوانی در این آیه وجود دارد که در سوره های دیگر هم موجود است :
1- وجود تسمیه کل به اسم جزء در عبارت "یدا ابی لهب".
2- استفاده از فعل ماضی برای خبر دادن قطعی از آینده.
و مواردی مثل :
1- سین در سیصلی :
سین به معنای زودی است لذا مسلما منظور از آیه ((سیصلى نارا ذات لهب )) آتش دوزخ است ، ولى بعضى احتمال داده اند که آتش دنیا را نیز شامل شود.
2- منصوب بودن حماله در حماله الحطب :
منصوب بودن حماله به دلیل حال بودن است ولی زمخشری در کشاف منصوب بودن را به دلیل ذم دانسته و در تقدیر چنین است اذا حماله الحطب
3- تب در این آیه :
((تب )) و ((تباب )) (بر وزن خراب ) به گفته راغب در مفردات به معنى زیان مستمر و مداوم است ، ولى طبرسى در مجمع البیان مى گوید: به معنى زیانى است که منتهى به هلاکت مى شود.
بعضى از ارباب لغت نیز آن را به معنى قطع کردن تفسیر کرده اند، و این شاید به خاطر آن است که زیان مستمر و منتهى به هلاکت طبعا سبب قطع و بریدگى مى شود، و از مجموع این معانى همان استفاده مى شود که در معنى آیه گفته ایم .
البته این هلاکت و خسران مى تواند جنبه دنیوى داشته باشد، یا معنوى و اخروى ، و یا هر دو.
4- وجود من مسد:
جید (بر وزن دید) به معنى گردن است ، و جمع آن ((اجیاد)) مى باشد، بعضى از ارباب لغت معتقدند که جید و ((عنق )) و ((رقبه )) هر سه معنى مشابهى دارند، با این تفاوت که ((جید)) به قسمت بالاى سینه گفته مى شود، و ((عنق )) به پشت گردن یا همه گردن و ((رقبه )) به گردن گفته مى شود، و گاه به یک انسان نیز مى گویند مانند ((فک رقبة )) یعنى آزاد کردن انسان .
((مسد)) (بر وزن حسد) به معنى طنابى است که از الیاف بافته شده .

پی نوشت :
1.تفسیر نمونه، مکارم شیرازی،چاپ16 ، جلد27 ، ذیل سوره تبت،صص412-425

موضوع قفل شده است