نماز جماعت و عرفان

تب‌های اولیه

30 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

**عبدالله**;144627 نوشت:
بنده از آوردن این مطلب هدف متعالی تری را دنبال می کنم

فکر کنم منظورتان را متوجه شدم.

منظور جناب صمدی هم همین بود ولی این مطلب ذکرش در جمع باعث سوء برداشت میشد.

این ماجرا مثل این نقل است.
مرحوم بهجت یکی را میشناخت که بیسواد بوده ولی یک شبه به لطف حضرت منان حافظ قرآن میشود.
او کلام الله را منور میدیده
لذا آزمایشش کردند آن بنده خدا گفت مگر کوری نمیبینی که کلمات میدرخشند؟

سوال عجیبی بود.

خب معلوم است که نمیبینند. توهستی که میبینی و این شرایط برای تو صادق است.
...

یاحق

بنده برای نزدیکتر شدن به مطلب یک کلید خدمت دوستان بدهم

شیطان لعین شش هزار سال عبادت کرد ولی رجیم شد --علاوه بر تکبر که داشت یک نکته عرض کنم

وقتی ابلیس از سجده سرباز زد و خطاب رجم بر او آمد عرض کرد یا رب انچنان تو را عبادت خواهم کرد که هیچ کس قبل و بعد من تو را اینچنین عبادت نخواهد کرد فقط مرا از سجده معاف دار

خطاب الهی آمد که من دوست دارم آنطور که می خواهم عبادت شوم نه آنطور که می خواهی.

دوستان متوجه لب مطلب شدند؟

با او

عرض سلام و ادب؛

جناب عبد الله، شما تماما! در همه ی نوشته هایتان می خواهید بفرمائید که :

1-نماز جماعت خیلی اهمیت دارد.
2-خداوند خواندن نماز بصورت جماعت را از ما دوست دارد.
3-نماز جماعت در فقه و روایات و به تبع فتوای مراجع، تاکید شده است.

و همه ی نقدتان بر آقای صمدی این است که ایشان این سه مورد را نفی کرده اند.
بنده هم در مطلب قبل دقیق توضیح دادم که ایشان منظورشان این نبوده، چنان که نه من این برداشت را داشتم و نه دوستان دیگر. و وقتی از شما خواستم استناد به جملات ایشان کنید، جملاتی که استناد کرده اید هیچ کدام نافی سه مورد فوق که شما در پی اثبات آنها هستید، نیستند.

کسی که مطلب ایشان را بخواند، از فردا نماز جماعتش را ترک نمی کند، بلکه سعی می کند نیت قبلی اش در نماز را خالص گرداند. :ok:

من تعجب می کنم که این همه به ما سفارش شده، به حرف هر کسی با دید مثبت بنگرید و اگر سخنش قابل توجیه به معنای مثبت است، به ان معنا بر گردانید.

حال اینجا که آقای صمدی آملی، خودش هم صریحا گفته که من منظورم ترک گفته های فقه نیست، بلکه منظورم عمق یافتن در گفته های فقه است و منظور ایشان چنان که اشاره شد، این است که مردم همانطور که جسمشان در کنار هم جمع می شود برای نماز جماعت، فکر و ذکر قلبی شان هم جمع شود به سوی خداوند تبارک و تعالی.
و هیچ ایرادی در این سخن نیست.

عجیب است که یک عالِم متّقی خودش با زبان خودش می گوید: آقا من منظورم نفی دستورات فقهی نیست، شما باز می گویید: نخیر او این را گفته، ولی معنای حرفش همان است که من می گویم.
این حد بدبینی و گمان بد به کلام یک فرد صحیح نیست.

چنان که مولانا علی بن ابی طالب در کلمات قصار نهج البلاغه است که فرموده اند:

لَا تَظُنَّنَّ بِكَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَحَدٍ سُوءاً وَ أَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِى الْخَيْرِ مُحْتَمَلًا
ترجمه: به سخنى كه از دهان كسى خارج شد، گمان بد نبر ، در حالی كه براى آن برداشت نيكويى مى توان داشت.

*************************************************************************

آنچه از تبیین منطقی لازم بود انجام شد و زین پس قضاوت با مخاطبین عزیز؛ :ok:

اما بنده از دوستانی که به تاپیک مراجعه می کنند، توصیه می کنم پست قبلی بنده را مطالعه کنند، که تفکیک میان آن چیزی است که جناب عبدالله نقد می کنند و آن چه که منظور آقای صمدی آملی بوده است و فاصله ی میان منظور آقای صمدی تا انچه که ایشان نقد می کند، چقدر است.

آقا صمدی می گوید ضمن انجام همین ظواهر اعمال و دستورات فقهی، به عباداتتان عمق دهید و کیفیت عبادت را بالا ببرید، جناب عبدالله فرض کرده اند که آقای صمدی گفته نماز جماعت چیز خوبی نیست، یا نماز فرادی بهتر است، و حالا سعی در نقد کلام ایشان دارند.

دوستان عزیز، منصفانه به متن آقای صمدی رجوع کنند و ببینند آن چیزی را که ایشان نقد می کند، در سخن ایشان هست یا نه. علاوه بر اینکه ایشان در همین صحبتی که آقای عبدالله نقل کرده اند، تصریح کرده اند که خدای نکرده منظور من این نیست که جماعت نروید و دستورات فقهی را گوش نکنید، ولی ایشان باز اصرار دارند که نخیر، منظور آقای صمدی آن نیست که خود می گوید، این است که من از کلامش فهمیده ام.

و فی غایة الکلام، لکم نظرکم و لی نظر و سیُرجع الامور إلی الله تعالی
الحمد لله الذی جعلنا من التمسّکین بولایة امیرالمومنین
پیوسته متعالی
یاحق :Cheshmak:

خب طارق اجازه بفرمایید ببینیم تا کنون چه چیزهائی از شما به ما هدیه رسیده

طارق;144715 نوشت:
من تعجب می کنم که این همه به ما سفارش شده، به حرف هر کسی با دید مثبت بنگرید و اگر سخنش قابل توجیه به معنای مثبت است، به ان معنا بر گردانید.

طارق;144715 نوشت:
این حد بدبینی و گمان بد به کلام یک فرد صحیح نیست.

طارق;144715 نوشت:
ترجمه: به سخنى كه از دهان كسى خارج شد، گمان بد نبر ، در حالی كه براى آن برداشت نيكويى مى توان داشت.

طارق;144715 نوشت:
آنچه از تبیین منطقی لازم بود انجام شد و زین پس قضاوت با مخاطبین عزیز؛

طارق;144715 نوشت:
فاصله ی میان منظور آقای صمدی تا انچه که ایشان نقد می کند، چقدر است.

طارق;144715 نوشت:
ناب عبدالله فرض کرده اند که آقای صمدی گفته نماز جماعت چیز خوبی نیست، یا نماز فرادی بهتر است، و حالا سعی در نقد کلام ایشان دارند.

چه کشفی کردید شما منظور ما را از کدام رمل و اصطرلاب دراوردید؟مگر بنده در پست قبلی عرض نکردم قطعا اقای املی منظور بسیار متعالی داشته اند؟

فاین تذهبون؟

خدای را شکر می کنم که شخص پرست نیستم
و ثانیا خط بطلان بر حرفهای این اقا در باب جماعت و فرادا ار طریق دو فتوای اقای بهجت رحمت الله علیه در همان اول کشیدیم

بعد از ان بحث اصلا بر اقای صمدی نمی چرخد

عشق و نفرت هر دو کور و کر می کنند پس سعی کنید کسی محبوبتان باشد که قطعا بی نقص باشد .

بگذریم

از ان گریز ما داریم به جاهای متعالی تری می رویم شما اگر پای آمدن دارید بسم الله اگر هم ندارید لطفا حرکت ما را کند نکنید

بحث درباره اقای صمدی تمام شد رفت
به قول شما مخاطبین خود قضاوت خواهند کرد.

از این به بعد بحث ما راجع به لذات شیطانی در عبادت است .

انشاالله

سبحان من الجم الجان بکلماته

طرح سئوال

آیا ممکن است شیطان باعث ایجاد لذت الهی بشود؟منظورم غیرواقعی نیست

بلکه دقیقا منظورم لذت الهیه است

آیا ممکن است شیطان باعث بشود که شخص بیشتر نور الهی و بالطبع آرامش کسب کند؟

منتظر پاسخم تا بیشتر بشکافیم مسئله را

**عبدالله**;144892 نوشت:
آیا ممکن است شیطان باعث بشود که شخص بیشتر نور الهی و بالطبع آرامش کسب کند؟

دوستان حتما این متن را تا آخر با حوصله بخوانید تا سوالی باقینماند :

هرگز چنین چیزی اتفاق نخواهد افتاد و شخصی که به این باور که احاطه خداوند همان حضور است هم حتی شیطانرا منبع فیض نمیداند .

یعنی اگر ابن عربی بیاید و به او گفته شود که میخواهم شیطان را صدا بزنم تا به آرامشی برسم که حاصل از همنشینی با اوست پاسخی درخور انحرافش دریافت خواهد کرد.

دلیل این سخنان ابن عربی و دیگران که به غرض در این سایت تحریف شده درج شد و غرض این بود که به آنها توهین شود و ذهنیت بدی از آنها بوجود بیاید و... اینها نیست که به ذهن ما خطور میکند.

ابن عربی اعتقاد بر احاطه خداوند دارد و عناد شیطان را بر اساس این آیه باطل میداند :

مکروه و مکرالله ان الله خیر الماکرین

و معتقد است که انحراف شیطان چون در احاطه قدرت الهی است و باطل است در حقیقت انجام وظیفه ای شده که خداوند به عهده اش گذاشته.

مثلا شما باغی دارید که در آن دشمن خود را جای داده اید.
آن دشمن برای خانواده چاهی می کند تا به محض ورود به باغ خانواده شما داخل چاه بیفتد.

شما بر آنچه که او میکند آگاهید. و بر نا بودی و بود او تسلط دارید. ولی اجازه میدهید تا چاه را بکند چراکه میدانید او به زودی به آب خواهد رسید و آب برای خانواده و درختان باغ نیاز است.

دشمن شما چاه را میکند به آب میرسد و شما دربی بر آن میگذارید و آب چاه را به اهل خانه و باغتان میدهید.

حال ابن عربی این را میفهمد و میداند که شما بر همه چیز احاطه داشتید.

و میگوید بروید دشمن عبدالله را تماشا کنیدو از حضورش لذت ببرید.
چراکه شما شاهد خواهید بود که

عدم سبب خیر میشود اگر خدا خواهد و به قدرت مطلق ایزد منان ایمان می آورید و از لطفش در حقتان مست و مسرور میشوید.

یا من اسمه و ذکره و طاعته شفا

یاحق

حالا این چه ربطی به بحث بنده داشت جناب بینا؟

احتمالا شما پست را اشتباهی گرفته اید اینجا پست جناب وحید و خقگو نیست و بنده هم با ابن عربی و امثالهم کاری ندارم

دوباره سئوالم را تکرار می کنم

آیا ممکن است شیطان باعث لذت الهی شود و اگر می شود چرا این کار را می کند؟

جواب شما به هیچ عنوان تاکید می کنم به هیچ عنوان ربطی به سئوال بنده نداشت

چشمها را باید شست جور دیگر باید دید

**عبدالله**;145055 نوشت:
آیا ممکن است شیطان باعث لذت الهی شود و اگر می شود چرا این کار را می کند؟


سلام علیکم

عبدالله گرامی میشود بفرمائید شیطان چه ارتباطی با لذت الهی دارد ؟

اگر موضوعیت این چیزی که نوشتید بحثی نیست که امثال رضوی ذکر کرده اند در مورد ابن عربی و ارتباط با شیطان پس ریشه در چه تفکری دارد ؟

تنها کسانیکه تعریفی از این شق ارتباط ذکر کرده اند در اسلام این گروهند شما از کجا این مهم را دریافتید ؟

یاحق

سلام

کم کم به سمت موضوع حرکت کنیم

نور افتاب بر همه زمین می تابد بدون بخل ولی اگر بنده در خانه ای باشم که محصور است با دیوارها و دربانش به هزار و یک حیله خوبی و بدی نمی گذارد بنده به بیرون از خانه بروم ایا مشکل از نور است یا بنده؟یا دربان؟

سلام.
شیطان قسم خورده است که اولاد آدم را گمراه کند.
پس هرگز کاری نخواهد کرد که موجب هدایت و کمال آنها شود.
خودش گفته است که ار راست و چپ و جلو و عقب بر آنها حمله می برم.

لذا شیطان از هر وسیله ای برای گمراه کردن انسان استفاده میکند. حتی از عرفان و لذات الهی!
به این معنی که از همین چیزهای خوب به عنوان طعمه استفاده می کند تا آدم را از راه به در کند و او را به سقوط بکشاند.
داستانی نقل شده است که شیطان به کسی گفته بود: من استاد تو (یک عالم بزرگ) را گول زدم.
او گفت: چگونه؟ استاد من که اخیراً کتابی درباره تو و راههای شناخت تو و مبارزه با تو برای مردم نوشته است.
شیطان گفت: اتفاقاً توسط نوشتن همان کتاب، او را گول زدم.

موضوع قفل شده است