جمع بندی نماز بر طبق قرآن

تب‌های اولیه

211 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

در قرآن آمده درخت و گیاه برای خدا سجده می کنند ،و چنانچه وضوء شرط ورود به عبادت باشد درخت چگونه وضوع می گیرد وچکونه سجده می کند؟

shahed1;886032 نوشت:
وقتی سیره ای که به پیامبر نسبت داده شده پادر هواست و هرکس مطابق فرقه خود آن را نقل می کند ( شیعه به یک صورت و سنی بصورتی متفاوت) چگونه می توان آن را شاهد گرفت؟!
به این صورت که اقوال هر دو گروه را بشنویم ، درمورد آنها تحقیق کنیم و بهترین قول را انتخاب کنیم

shahed1;886032 نوشت:
وقتی قطعی ترین ، متواتر ترین و محکمترین احکام سنت خلاف قرآن هستند آیا باز می توان به آنها اعتماد کرد؟!
نام ببرید و اثبات کنید

shahed1;886032 نوشت:
خیر نیازی نیست
دلیلتان بر اینکه در صورت تمیز بودن نیازی به وضو نیست چیست؟

shahed1;886032 نوشت:
اساس وضو برای نظافت است و خداوند بدینوسیله خواسته پاکیزه باشیم چون خودشان می فرمایند:

مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَٰكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ
خداوند نمی‌خواهد مشکلی برای شما ایجاد کند؛ بلکه می‌خواهد شما را پاک سازد

طهارت و نظافت با هم فرق دارند
شما دچار خلط مبحث شده اید

یک سوال ، شما به نجس بودن کافر اعتقاد دارید یا خیر؟ (در قرآن آمده)
حال اگر مراد صرفاً نظافت است ، پس چرا کافر با شستشو تطهیر نمیشود؟

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


shahed1;886014 نوشت:
با توجه به اینکه هر دست یک مرفق دارد چرا مانند پاها که فرموده الی الکعبین در مورد دستها نیز نگفته الی المرفقین ؟

اصلا بحث این نیست بحث بر سر فعل ومسحوا است که میان دست ها با سر و پا فاصله انداخته! شما با این فعل چه میکنید؟؟؟؟

مقصود شما از این سوال چیست؟ میخواهید چه نتیجه ای بگیرید؟؟

Reza-D;886060 نوشت:
به این صورت که اقوال هر دو گروه را بشنویم ، درمورد آنها تحقیق کنیم و بهترین قول را انتخاب کنیم

سلام

شما بر اساس جه معیاری بهترین قول را تشخیص می دهید؟


نقل قول:
نام ببرید و اثبات کنید

یکی از مهمترین آنها همین نمازهای پنجگانه سنتی است که در این تاپیک و تا پیکهای: «در عصر رسول الله نماز به این شکل نبوده» ، «فلسفه نماز»، «منشأ بت پرستی چیست؟ »و دیگر یادم نیست چه جاههایی مطرح شده ولی کارشناسان محترم یا موضوع را قفل کرده اند یا وارد بحث نشده اند.
یکی دیگر بحث سنگسار است که فعلاً در تاپیک: سنگسار ، مجازاتی قرآنی یا غیر اسلامی ؟ در جریان است و قبلاً در تاپیکی دیگر به اسم :
سنگسار ، مجازاتی قرآنی یا غیر اسلامی (توراتی) ؟؟ جریان داشت که به دلیل نبود کارشناس قفل شد.
دیگری حکم نحریم آبزیان بجز ماهی پولک دار و میگوست ، در این حکم ماهیان دو گونه هستند که یک گونه ماهیان پولک دار و میگو می باشند و گونه دیگر سایر آبزیان را تشکیل می دهند که در اصطلاح فقهی به آنها مسوخ گفته می شود و به حکم فقها ( که از روایتی آن را اخذ کرده اند) همگی حرامند! چرا؟! چون معتقدند آبزیان مسوخ در اصل یهودیانی هستند که خداوند آنها را در دریا مسخ کرده است! مگر آدم می تواند یهودی بخورد ؟!
بعنوان مثالی دیگر می توان به ماههای حرام اشاره کرد که در چندین جای این تالار مطرح شده و هنوز پاسخی نیافته است آیا شما جوابش را می دانی؟

نقل قول:
من تا کنون مواردی از مغایرتهای سنت قطعیه و نقل شده از احادیث و روایات محکم سند و متواتر را نشان داده ام. ماههای حرام یکی از آنهاست که هم شیعه قبولش دارد و هم سنی اما ماههای حرام سنتی با ماههای حرام الهی همخوانی ندارند:
خداوند در موسم حج، چهار ماه به مشرکینی که پیمان شکنی کرده اند و علیه مسلمین شمشر کشیده اند فرصت می دهد تا آزادانه بگردند و کسی کاری با آنها نداشته باشد. بعد می فرمایند همینکه ماههای حرام تمام شدند هرجا آنها را یافتید بکشیدشان مگر اینکه توبه کنند و دست بردارند.( آیات ابتدایی سوره توبه)
سئوال: ماههای حرام سنتی می شوند: رجب، ذیقعده، ذیحجه و محرم
فرمان خداوند علیه مشرکین در ذیحجه صادر شده و تا محرم فقط دو ماه به پایان ماههای حرام باقی مانده درحالیکه خداوند چهار ماه به آنها فرصت داده بود پس اشکال کجاست؟ از قرآن است یا سنت؟ سنتی ها و عترتی ها این اشکال را در قرآن جویا می شوند

نقل قول:
دلیلتان بر اینکه در صورت تمیز بودن نیازی به وضو نیست چیست؟

اول خود آیه است که خداوند می فرمایند با دستور شستن صورت و دستها و پاهها قبل از نماز نمی خواهد ما را به سختی و مشکل بیندازد بلکه می خواهد تا پاکیزه باشسم. دوم می گوید وقتی جُنُب هستید به نماز نایستید مگر اینکه استحمام کنید، یعنی در صورت حمام کردن دیگر نیازی به وضو نیست.
یک مثال :خداوند در کتابش حکم کرده زنان مطلقه قبل از ازدواج مجدد باید مدتی انتظار بکشند یا به اصطلاح عده نگه دارند به نظر شما هدف از این حکم چیست؟ آیا چون یک حکم الهی است تحت هر شرایطی حتی وقتی هدف مهیاست باید این حکم اجرا شود و زن همچنان منتظر بماند؟

نقل قول:
طهارت و نظافت با هم فرق دارند
شما دچار خلط مبحث شده اید

یک سوال ، شما به نجس بودن کافر اعتقاد دارید یا خیر؟ (در قرآن آمده)
حال اگر مراد صرفاً نظافت است ، پس چرا کافر با شستشو تطهیر نمیشود؟

در معنی طهارت گفته شده : هو ما يقابل النجس و القذر، أعمّ من أن يكون في مادّىّ أو معنوىّ – چیزی است که مقابل نجاست و چرک و پلیدی قرار می گیرد خواه مادی باشد یا معنوی.
پلیدی معنوی را نمی توان با آب تطهیر کرد ، شخص هر چقدر هم که وضو بکیرد ، اگر طاهر معنوی نباشد چیزی از قرآن نخواهد فهمید و این یک سنت الهی است اما افراد ظاهر بین گمان می کنند بدون وضو نباید دست به قرآن زد! دلیل آنها این است که خداوند فرموده : لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ و منظورش این بوده که بی وضو دست به قرآن نزنید!

رضا ثقلین;886086 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اصلا بحث این نیست بحث بر سر فعل ومسحوا است که میان دست ها با سر و پا فاصله انداخته! شما با این فعل چه میکنید؟؟؟؟

مقصود شما از این سوال چیست؟ میخواهید چه نتیجه ای بگیرید؟؟

سلام

ما فعلاً می خواهیم بدانیم این کعبین چیست که پاها باید تا آن قسمت شسته شوند یا مسح گردند، بعد برسیم به اینکه آیا باید پا را مسح کنیم یا بشوییم.
در آیه وضو آمده : فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ چرا نگفته فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى المرفقین وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ چرا مرافق را مانند کعبین بصورت مثنی بیان نکرد ؟ مگر هر دست بیش از یک مرفق و هر پا بیش از یک کعب( مورد نظر شما) را دارذ؟ اصلاً چرا همه را بصورت جمع نیاورد مگر در آیه همه اجزاء بصورت جمع نبودند پس چرا این یکی را مستثنی کرد؟

در ایه وضو جمله : وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ یک جمله معترضه است که اگر آن را از متن برداریم خواهیم داشت :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ

به عبارت دیگر اصل و اساس وضو شستن است ودر آن مسح کردن فقط بصورت جمله معترضه آمده. جمله ای که توضیح می دهد با دست خیس ناشی از شستن صورت چکار کنیم.

به این دو آیه که از سوره کهف انتخاب شده اند دقت کنید:

وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِنَخْلٍ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًا
برای آنان مثالی بزن: آن دو مرد، که برای یکی از آنها دو باغ از انواع انگورها قرار دادیم؛ و گرداگرد آن دو (باغ) را با درختان نخل پوشاندیم؛ و در میانشان زراعت پر برکتی قراردادیم.[18:32]

كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئًا ۚ وَفَجَّرْنَا خِلَالَهُمَا نَهَرًا
هر دو باغ، میوه آورده بود، (میوه‌های فراوان،) و چیزی فروگذار نکرده بود؛ و میان آن دو، نهر بزرگی جاری ساخته بودیم.[18:33]

اصل و اساس این دو آیه بر جعل و ایجاد خداوند قرار گرفته اما جمله : كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئًا ۚ از جنس جعل و ایجاد نیست فقط حالت و وضعیت آن دو باغ را توضیح می دهد. اگر آن را حذف کنیم ، بقیه جمله به شکل زیر در می آید:

وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِنَخْلٍ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًا ۚ وَفَجَّرْنَا خِلَالَهُمَا نَهَرًا

نمونه دیگر دو آیه زیر است:

فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ
منزّه است خداوند به هنگامی که شام می‌کنید و صبح می‌کنید؛[30:17]

وَلَهُ الْحَمْدُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِيًّا وَحِينَ تُظْهِرُونَ
و حمد و ستایش مخصوص اوست در آسمان و زمین، و به هنگام عصر و هنگامی که ظهر می‌کنید.[30:18]

در المیزان را جع به دو آیه فوق آمده است:

نقل قول:
سوم اینکه : جمله (و له الحمد فى السموات و الارض ) جمله اى است معترضه ، که بین معطوف و معطوف علیه واقع شده دو جمله (و عشیا و حین تظهرون ) هر دو عطفند بر محل (حین تمسون )، نه بر جمله (فى السموات و الارض )، تا در نتیجه صبح و عصر مخصوص تسبیح و سماوات و ارض و ظهر و شب مخصوص حمد شود، بلکه همه این اوقات مخصوص تسبیح ، و همه مکانها مخصوص حمد است .

کاری که مرحوم طباطبایی کرده ؛ جمله معترضه را از آیات حذف کرده و بدون آن جمله به قضیه نگریسته که در نتیجه چشم اندازش این شده: فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ وَحِينَ تُظْهِرُونَ.

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام علیکم

shahed1;886113 نوشت:
ما فعلاً می خواهیم بدانیم این کعبین چیست که پاها باید تا آن قسمت شسته شوند یا مسح گردند، بعد برسیم به اینکه آیا باید پا را مسح کنیم یا بشوییم.
در آیه وضو آمده : فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ چرا نگفته فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى المرفقین وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ چرا مرافق را مانند کعبین بصورت مثنی بیان نکرد ؟ مگر هر دست بیش از یک مرفق و هر پا بیش از یک کعب( مورد نظر شما) را دارذ؟ اصلاً چرا همه را بصورت جمع نیاورد مگر در آیه همه اجزاء بصورت جمع نبودند پس چرا این یکی را مستثنی کرد؟

اصلا کعبین هرچه باشد قوزک-برآمدگی روی پا یا هر چیز دیگر این مطلب برای بعد از اثبات این قضیه است که این کعبین باید شسته شود یا مسح کرده شود!! شما ابتدا ثابت کن این کعبین را که هر چه هست باید بشوییم یا مسح کنیم؟؟؟

ادامه پاسخ را در جواب پست بعدی شما عرض میکنم

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


shahed1;886216 نوشت:
در ایه وضو جمله : وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ یک جمله معترضه است که اگر آن را از متن برداریم خواهیم داشت :

این قسمت از آیه هر چه باشد نص صریح قرآن کریم است شما نمیتوانی برای تفسیر کردن این قسمت بسیار مهم که فعل است آن را حذف کنی یا نادیده بگیری و بعد بگویی بله اگر این نباشد ارجلکم به ایدیکم میچسبد و اساس شستن است!!!!

این گونه ندیده بودم کسی آیات قرآن را تفسیر کند!!! با این استدلال میشود بسیاری از آیات قرآن را و دستورات الهی را از اعتبار ساقط کرد!!!

خدای سبحان حتما میدانسته که باید این جمله را کجا قرار دهد!! و در این جا قرار داده بله خدای سبحان میتوانست این ومسحوا بروسکم را آخر بیاورد تا واضح شود که بندگان من باید پایتان را بشویید!! اما این ومسحوا را آورد تا با آوردن این فعل جمله بعد را از غسل جدا کند!! شما نمیتوانی این مطلب را نادیده بگیری و با حذف آن جمله بسیار مهم بگویی بله مقصود این است!!

خوب خدای سبحان اگر میخواست ناتوان نبود که این کار را بکند و لقمه را نپیچاند!!

shahed1;886216 نوشت:
به عبارت دیگر اصل و اساس وضو شستن است ودر آن مسح کردن فقط بصورت جمله معترضه آمده. جمله ای که توضیح می دهد با دست خیس ناشی از شستن صورت چکار کنیم.

واو بعد از بروسکم از منظر ادبیات عرب عطف کرده جمله بعد را به قبل! پس ارجلکم عطف میشود به ومسحوا!! این را تمامی عرب ها و ادبای عرب و حتی بزرگان اهل سنت اعتراف دارند این یک اصل ادبی است انکار آن مانند انکار قواعد ادبیات عرب و زبان عربی قرآنی و غیر قرآنی است حتی سنی ها هم چنین کاری نمیکنند!! تکیه آنها بیشتر بر روی روایات و اجماع است که البته همان هم اشکال دارد و مخالف نظر آنهاست که بماند!

shahed1;886216 نوشت:
اصل و اساس این دو آیه بر جعل و ایجاد خداوند قرار گرفته اما جمله : كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئًا ۚ از جنس جعل و ایجاد نیست فقط حالت و وضعیت آن دو باغ را توضیح می دهد. اگر آن را حذف کنیم ،

شما اگر در این مثالتان که البته اساسا ارتباطی با مطلب ما ندارد توجه میکردید متوجه میشدید که خدای سبحان در انتهای آیه اول فرمود:(( وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًا و در میانشان زراعت پر برکتی قراردادیم.[18:32] ))

سپس در آیه بعد فرمود:(( كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئًا هر دو باغ، میوه آورده بود، (میوه‌های فراوان،) و چیزی فروگذار نکرده بود؛))

دقت کنید برادر گرامی خدای سبحان در آیه دوم درواقع نتیجه جعل خود را بیان میکند که خود نوعی جعل است و مرتبط با جعل!! چگونه شما میگویید این از جنس جعل و ایجاد نیست؟؟؟؟؟!!!!

وانگهی خدای سبحان حتما به منظوری این مطلب را آورده و الا نه در قرآن زائد وجود دارد نه اطاله کلام و نه مطلبی آمده که فصاحت و بلاغت قرآن کریم را زیر سوال برد!!

قرآن در اوج فصاحت و بلاغت و ادبیات عرب نازل شده و حروف به حروف آن با دلیل و معنا و تاثیر گذار است چه برسد به کلمات و اسامی و افعال!!

حالا بنده یک مثال برای شما میزنم:

أَنَّ اللَّهَ بَرِىءٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُو سوره توبه آیه 3

رسول در این آیه به الله عطف شده درحالی که علامت رسول ضمه است و علامت الله فتحه است در نتیجه معنی برائت الله و رسول از مشرکان است نه اینکه معاذ الله ((خدا از مشرکان و پیامبرش بیزار است!!))

به این میگویند عطف به محل! دقیقا در آیه وضو هم همین اتفاق افتاده ارجلکم عطف شده به ومسحوا!

با تشکر

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


shahed1;886216 نوشت:
کاری که مرحوم طباطبایی کرده ؛ جمله معترضه را از آیات حذف کرده و بدون آن جمله به قضیه نگریسته که در نتیجه چشم اندازش این شده: فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ وَحِينَ تُظْهِرُونَ.

بنا بر استدلال خودتان این سوال را از شما میکنم (که البته شما در جمله آخرتان آن را نیاوردید) کلمه عَشِيًّا به چه عطف شده؟؟ به فرموده علامه به محل حین تمسون!

حالا میشود بفرمایید که:

اولا چرا شما در جمله آخرتان این کلمه را نیاوردید و فقط نوشتید:(( فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ وَحِينَ تُظْهِرُونَ.))؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!عشیا کو برادر گرامی؟؟!!!!

ثانیا چرا عشیا مانند تمسون و تصبحون و تظهرون نیامده؟؟؟؟؟!!! چرا تعشون نفرمود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!

ثالثا حمد در آسمان ها و زمین برای خداست خود این مطلب اعم است! همین مکان و زمان در آسمانها و زمین است!! یعنی آن تسبیح ها چه در آسمان و چه در زمین که اوقاتش مشخص شده انجام میشود! یعنی به نوعی این اوقات برای تسبیح زیر مجموعه و بخشی از آسمان ها و زمین هستند!! (که البته این یک بحث مجزاست و ارتباطی با بحث ما ندارد و باید در تاپیک جدا بحث شود)

اما در انتها یک مثال ادبی و عقلی ساده که در زبان فارسی و بلکه در همه زبان های جهان معمول است:

اگر گفته شود: آمدند محمد و علی و رفتند حسن و حسین

میتوان گفت که معنای این جمله و مقصود گوینده این است که محمد و علی و حسین آمدند و حسن رفت؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شما و هر عاقلی دیگر جز این متوجه میشود که حسین هم مثل حسن رفت؟؟؟؟؟!!!

در آیه وضو هم دقیقا همین است!

با تشکر

رضا ثقلین;886263 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام علیکم

اصلا کعبین هرچه باشد قوزک-برآمدگی روی پا یا هر چیز دیگر این مطلب برای بعد از اثبات این قضیه است که این کعبین باید شسته شود یا مسح کرده شود!! شما ابتدا ثابت کن این کعبین را که هر چه هست باید بشوییم یا مسح کنیم؟؟؟

ادامه پاسخ را در جواب پست بعدی شما عرض میکنم

سلام

آقا رضا من خوب یادم هست شما چه کردید تازه اگر هم نبود آنچه کردید ثبت و ضبط است:

رضا ثقلین;885671 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام علیکم

اما خدای سبحان امر به مسح پا کرده نه شستن پا! دلیل آن هم نص آیه شریفه قران کریم است:

آیه وضو:

وَامْسَحُواْ بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ بخشى از سرهايتان و (تمام روى) پاهايتان را تا دو برآمدگى (نخستين) مسح كنيد. 6 مائده

"وامسحوا برؤسكم" مَسَح فعل متعدى است كه طبعا مفعول بى واسطه اش رؤسكم است، بنابراين «باء» در اينجا براى تعديه نيست، بلكه طبعا براى تبعيض است، بدين معنى كه مسح در انحصار بخشى از سر است نه كل آن، تا چه رسد به شستن سراسرى آن، ولى «ارجلَكم» منصوبْ دليل است بر اينكه روى پاها بايد كلاً تا برآمدگى هاى نخستين مسح شود، كه در اينجا كل فتاواى شيعه و سنى بر خلاف صريح اين آيه است.

فقهاى شيعه نوعا مسح روى پا را حتى به اندازه يك انگشت يا نيمه انگشت كافى مى دانند، با اين اختلاف كه آيا اين مسح تا برآمدگى اول است يا تا برآمدگى آخرين.
اما از نظر قرآن «ارجلكم» كه عطف است به مجموع «برؤسكم» نتيجه اش "وامسحوا ارجلَكم" مى باشد، بدين معنى كه كل روى پاها بايد مسح گردد،
و اگر "الى الكعبين" در كار نبود، اين مسح زير و روى پاها را تا بيخ ران شامل بود، ولى "الى الكعبين" تا برآمدگى نخستين هر دو پا را شامل است، زيرا هر پا كلاً داراى پنج يا هفت برآمدگى است كه اينجا حد مسح پا برآمدگى اول است كه تنها روى پا مى باشد، بنابراين مسح نيز در انحصار كل روى پا تا برآمدگى اول است،

به قسمت های قرمز رنگ بالا دقت کنید

با تشکر


تمام توضیحات شما در باره این است که پا تا چه قسمتی باید مسح شود و من قصد داشتم از روش خودتان نشان دهم در اینجا الی الکعبین ، برای اینکه بدانیم پا باید شسته شود یا مسح گردد بسیار رهگشاست . شما نوشتید اگر الی الکعبین در کار نبود این مسح زیر و روی پاها تا بیخ ران را شامل بود و حالا بنده مشابه استدلال شما می گویم اگر ثابت شود منظور از کعبین قوزک پاست نه آنچه شما می گویید لازم می آید زیر و رو و همه قسمتهای پا تا کعبین مسح شود که در این صورت مسجد از بوی تند پا آکنده خواهد شد و دیگر نمی توان آن را تحمل کرد ، تازه اگر رطوبت دست برای این کار کفایت کند!
اگر شما به سئوال بنده درباره اینکه چرا مرافق مانند کعبین بصورت مرفقین نیامده یا اینکه وقتی همه چیز بصورت جمع است ( صورتها، دستها، آرنجها، پاها) چرا باید کعبین هم جمع نباشد ، پاسخ بدهید دیگر مجبور نیستیم بحثی را پپیش گیریم که نتیجه ای نخواهد داشت.
من نظر خودم را درباره اینکه چراباید بجای مسح کردن بشوییم بیان کردم ؛ اولاً به این اصل اشاره نمودم که شستن معضل بوی بد پا را از بین می برد و بیشتر هدف آیه (پاکیزگی و طهارت ) را تأمین می کند و درثانی گفتم اگر به جمله وَامْسَحُواْ بِرُءُوسِكُمْ بصورت یک میان جمله یا جمله معترضه بنگریم خواهیم دید که شستن اصل است نه مسح کشیدن. می گویند اگر جمله معترضه را حذف کنی از خود اثری به جا نمی گذارد، من فقط می خواستم این را به شما نشان دهم و قصد نداشتم آن را ( به دلیل اضافی بودن) از آیه حذف کنم که حالا باید کلی توضیح دهم : چرا زید عمر را زد؟!

موضوع قفل شده است