جمع بندی نماز؛ حقیقتی کتمان شده

تب‌های اولیه

29 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

حالا می خواهم آیه ای خدمتتان معرفی کنم که واقعاً نیاز به معرفی ندارد چون آن را در هر جایی می توان دید؛ از فرشهای دستباف تزئینی تا در و دیوار ساختمانها، پشت شیشه اتومبیل و خلاصه همه جا می توان دید و خیلی از مردم آن را برای دفع چشم زخم حفظ کرده اند و می خوانند:

وَإِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ


گذشته از قضیه چشم زخم، به راستی این ذکر چیست که وقتی آن را می شنیدند ، بر آشفته می شدند تا جایی که پیامبر خود را شاعری دیوانه خطاب کرده و گمان می کردند دارد برایشان شعرمی خواند؟

آن نیست مگر قرآن مبین.

وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُبِينٌ ( یس- 69)
از ازل اینگونه بوده و تا ابد اینگونه خواهد بود که مردم گمان می کنند کتاب آسمانی ( یعنی همان ذکر) باید در دست شخص بخصوصی قرار گیرد و می بایست چنان شخصی آن را بخواند و تفسیر کند. شخصی ماورایی با قدرتهای مافوق بشری که نوری بر سر و صورت دارد، اگر غیر این باشد آن شخص دروغگو و دیوانه ای بیش نیست.

وَقَالُوا يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ ( حجر-6)
و گفتند: «ای کسی که «ذکر» [= قرآن‌] بر او نازل شده، مسلماً تو دیوانه‌ای!(15:6)

خلاصه در قرآن آیات زیادی وجود دارند که می توان از آنها فهمید منظور از ذکر یا ذکرالله یا ذکر من ربهم و امثال اینها ، همان کتاب آسمانی است پس این را بخاطر داشته باشید و اگر در این بیان بنده اشکالی می بینید قبل از اینکه به مطلب بعدی بروم تذکر دهید.

shahed1;994245 نوشت:
منظور از ذکر یا ذکرالله یا ذکر من ربهم و امثال اینها ، همان کتاب آسمانی است

سلام

پس "اقم الصلاه لذکری" یعنی نماز را بپای دار برای کتاب آسمانی ام.

این قافیه بس تنگ است...

اگر ادعای شما درست بود باید می فرمود: اقم الصلاه بذکری نه لذکری

یا علیم

shahed1;994245 نوشت:
حالا می خواهم آیه ای خدمتتان معرفی کنم که واقعاً نیاز به معرفی ندارد

با سلام و عرض ادب

لطفا مجموع مطالب مورد استفاده ی خود از آیات قرآن در موضوع نماز و جمع بندی خود را بیان فرمائید تا پاسخ مجموعی آن داده شود؛ زیرا در غیر این صورت از آنجا که مبنای شما از فهم آیات از اساس ناصواب بوده تبعا نوبت به بررسی مطالب بعدی نیز نخواهد بود؛ علاوه بر آنکه چنین رویه ای منجر به اطاله ی بی وجه این تاپیک خواهد بود.

موفق باشید.

سلام علیکم
با اجازه استاد صدرای گرامی

shahed1;993655 نوشت:
می دانم باور اینکه در روزگار رسول الله نماز به شکل کنونی اقامه نمی شده به همان اندازه برای شیعه و سنی دشوار است که به یک مسیحی بگویی صلیبی در کار نبوده و این قضیه صلیب و قتل عیسی مسیح حقیقت و مصداق تاریخی ندارد.

چرا چنین فکر میکنید؟! (حداقل در مورد شیعیان!)
شیعه ای که به مرجعیت اعتقاد دارد و حلال را با یک فتوا حرام (یا بالعکس) میداند و روزه واجب را نیز با یک فتوا افطار میکند (مثلا عید فطر).

shahed1;993655 نوشت:
قویاً معتقدم هر آنچه را برای هدایت و رستگاری عموم انسانها لازم بوده خداوند در کتابش آورده و هیچ حکمی را مجمل و سربسته رها نکرده تا غیر او تشریح و تشریعش نمایند.

شما این مطلب را در مقدمه میفرمایید و بقیه سخنان معمولا بر مبنای مقدمات و فرضیات اولیه است...بعد اگر کسی بر این مقدمه ایراد بگیرد، به بهانه به حاشیه نرفتن، از پاسخ دادن طفره میروید؟!

قرآن میفرماید ای اهل ایمان از نبی اکرم اطاعت کنید و او برای تبیین و تعلم دین و حکمت آمده است!
بعد شما میفرمایید فقط قرآن؟!

لطفا پاسخ این تناقض را بفرمایید....قرآن میفرماید اطاعت از نبی اکرم و اولوالامر واجب است و شما میفرماید فقط قرآن کافیست (نیازی به نبی نیست)

این نقل قولها از پیام اول شما بود...

در پایان بعد از چندین پیام، چندین آیه آورده اید که استدلال و نظریه پردازی کنید که به یک نتیجه شخصی (در مورد نماز) برسیدو آن را به نبی اکرم ص (یا نماز صدر اسلام) نسبت دهید، قطعا اگر همه مسلمانان بخواهند این کار را بکنند، به نماز واحدی نخواهمیم رسید.

ضمن اینکه یکی از مهمترین ویژگیهای اسلام و احکام آن پر رنگ نمودن وحدت رویه، یکپارچگی و احتزاز پرچم امت واحده بودن است.
با این احتجاج شما نه تنها نماز بلکه حج، روزه، خمس و زکات و ....در بین مسلمانان بیان کننده اتحاد، انسجام و یکپارچگی نخواهد بود که در واقع این قضیه آخر مهمتر از آن فرعیات است!

در ضمن در پیام اول خیلی بیشتر وجهه علمی را حفظ کرده بودید تا نسبت به این اواخر!

shahed1;994245 نوشت:
از فرشهای دستباف تزئینی تا در و دیوار ساختمانها، پشت شیشه اتومبیل و خلاصه همه جا می توان دید و خیلی از مردم آن را برای دفع چشم زخم حفظ کرده اند

صدرا;994250 نوشت:
با سلام و عرض ادب

لطفا مجموع مطالب مورد استفاده ی خود از آیات قرآن در موضوع نماز و جمع بندی خود را بیان فرمائید تا پاسخ مجموعی آن داده شود؛ زیرا در غیر این صورت از آنجا که مبنای شما از فهم آیات از اساس ناصواب بوده تبعا نوبت به بررسی مطالب بعدی نیز نخواهد بود؛ علاوه بر آنکه چنین رویه ای منجر به اطاله ی بی وجه این تاپیک خواهد بود.

موفق باشید.

با سلام

صلات از منظر قرآن عبارت است از رویکرد و برنامه ای که آفریدگار برای جمیع آفریدگان نوشته و آنها را ملزم ساخته تا به آن روی کنند و اقامه اش نمایند. یکی از چیزهایی که خداوند برای بشر نوشته کتاب آسمانی است. از این رو هر حکم و دستوری که در کتاب آسمانی نوشته شده یک صلات بحساب می آید که باید اقامه شود.
اما تا انسان نداند در کتاب آسمانیش چه چیزی برای او نوشته شده چگونه باید آن را اقامه کند؟! به همین دلیل خداوند برای اینکه همه مردم،چه پیر و چه جوان، چه با سواد و چه بی سواد، بتوانند بر محتوای کتاب آسمانی واقف گردند جلساتی برنامه ریزی کرده که در عصر رسول الله صبحگاهان و شامگاهان برگزار می شدند، آنکه در صبح برگزار می شد صلاة الفجر نام داشت و به آنکه در شامگاهان برگزار می شد صلاة العشاء می گفتند. با توجه به اینکه جلسات مذکور در مواقع استراحت و فراغت از کار روزانه برگزار می شد، همگی می توانستند در آن شرکت کنند و با تعالیم کتاب آسمانی و احکام الهی آشنا شوند و به فراگیری آنها بپردازند.
نمازهای یومیه ای که در عصر رسول الله برگزار می شدند فقط همین دو صلات بودند و پروردگار در کتابش فقط وقت این دو نماز را مشخص کرده اند و از نماز ظهر و عصر اثری در قرآن نمی توان پیدا کرد و معلوم است بعد از دوره رسول الله پدیدار شده اند.

بسم الله الرحمن الرحیم

صدرا;994250 نوشت:
با سلام و عرض ادب

لطفا مجموع مطالب مورد استفاده ی خود از آیات قرآن در موضوع نماز و جمع بندی خود را بیان فرمائید تا پاسخ مجموعی آن داده شود؛ زیرا در غیر این صورت از آنجا که مبنای شما از فهم آیات از اساس ناصواب بوده تبعا نوبت به بررسی مطالب بعدی نیز نخواهد بود؛ علاوه بر آنکه چنین رویه ای منجر به اطاله ی بی وجه این تاپیک خواهد بود.

موفق باشید.

سلام و درود به همه دوستان به ویژه " شروع کننده موضوع " محترم،

به عنوان کسی که خیلی علاقه دارم مطالبی که جناب " شروع کننده موضوع " بیان میکنند رو بشنوم و باید بگم که با این وضعی که ایشون وارد این تاپیک شدند، به احتمال قوی این موضوع بی نتیجه خواهد ماند!

در خطاب به " شروع کننده موضوع " :

به نظر بنده شما مطالبی که در ذهن دارید رو تحت یک نظام قوی در یک مقاله و یا در صورت نیاز یک چیزی فراتر از آن مطرح کنید تا دوستان بتوانند استفاده کنند و احیانا اگر نقدی دارند وارد کنند.

شما برای این که در این موضوع به نتیجه برسید(اثبات درستی حرفتان، و یا احیانا پی بردن به اشتباه خود) چاره ای جز این کار ندارید.

بنده هم برای حروف چینی و ویرایش و نظام بندی و احیانا کمک دیگری که از دستم بر بیاید داوطلبم که کمک کنم تا بلکه به یک نتیجه درست برسیم.

این که شما هر بار بیایید یک چیزی را بگویید بعد هزار نفر بیایند پست های عموما اسپم خود(قصد بی احترامی به کسی را ندارم!)را اینجا سرازیر کنند، نمیشود حقیقتا!

همین الان سه صفحه شده این موضوع و به نظر میاد هنوز موضوع اصلی شروع نشده!به زودی اگر بسنه نشود به ۳۰ صفحه و ۲۰۰ صفحه هم خواهد رسید!

ان شاالله که پروردگار هدایت خود را شامل همه ما کند و از هدایت شدگان و بلکه هدایت کنندگان(ابزار و وسایل هدایت!) قرار گیریم.

**در ظاهر نباید این ارسال را نقل قول میکردم ولی یک احساس درونی میگوید که ارسال من با ارسال نقل قول شده ارتباط وسیعی دارد!(و البته با عرض معذرت از جناب صدرای گرامی! بابت این موضوع)
***التماس دعا
****التماس دعای بیشتر
*****دکمه صلوات رو نزدین مهم نیست ولی انصافا صلوات بفرستین!

shahed1;994253 نوشت:
با سلام

صلات از منظر قرآن عبارت است از رویکرد و برنامه ای که آفریدگار برای جمیع آفریدگان نوشته و آنها را ملزم ساخته تا به آن روی کنند و اقامه اش نمایند. یکی از چیزهایی که خداوند برای بشر نوشته کتاب آسمانی است. از این رو هر حکم و دستوری که در کتاب آسمانی نوشته شده یک صلات بحساب می آید که باید اقامه شود.
اما تا انسان نداند در کتاب آسمانیش چه چیزی برای او نوشته شده چگونه باید آن را اقامه کند؟! به همین دلیل خداوند برای اینکه همه مردم،چه پیر و چه جوان، چه با سواد و چه بی سواد، بتوانند بر محتوای کتاب آسمانی واقف گردند جلساتی برنامه ریزی کرده که در عصر رسول الله صبحگاهان و شامگاهان برگزار می شدند، آنکه در صبح برگزار می شد صلاة الفجر نام داشت و به آنکه در شامگاهان برگزار می شد صلاة العشاء می گفتند. با توجه به اینکه جلسات مذکور در مواقع استراحت و فراغت از کار روزانه برگزار می شد، همگی می توانستند در آن شرکت کنند و با تعالیم کتاب آسمانی و احکام الهی آشنا شوند و به فراگیری آنها بپردازند.
نمازهای یومیه ای که در عصر رسول الله برگزار می شدند فقط همین دو صلات بودند و پروردگار در کتابش فقط وقت این دو نماز را مشخص کرده اند و از نماز ظهر و عصر اثری در قرآن نمی توان پیدا کرد و معلوم است بعد از دوره رسول الله پدیدار شده اند.

[=&amp]با سلام و عرض ادب[/] [=&amp]

نماز همچون واجبات دیگر که اصل آن در قرآن ذکر شده است؛ دارای حقیقتی شرعی است[=&amp][1][/] و هیچ مسلمانی که مخاطب کلام وحی بوده از «اقم الصلاة»، صرف اقبال و روی نمودن به سوی خدا و مطلق ذکر را نفمیده است؛ بلکه برداشت چنین معنایی خود مبهم و مجمل بوده و خدای متعال نیز به امر مبهم و مجملی دستور نمی فرماید.[/]
[=&amp] لذا اینکه خدا می فرماید[/][=&amp]:
«أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللَّيْلوَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُودا»؛ نماز را از زوال خورشيد (هنگام ظهر) تا نهايت تاريكى شب [نيمه شب‏] برپا دار و همچنين قرآن فجر [نماز صبح‏]. (اسراء/78)؛

[/] «وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرى‏ لِلذَّاكِرِين»؛ [=&amp]در دو طرف روز، و اوايل شب، نماز را برپا دار چرا كه حسنات، سيئات (و آثار آنها را) از بين مى‏ برند اين تذكّرى است براى كسانى كه اهل تذكّرند[/][=&amp]. [/](هود/114).

(که این دو آیه بیانگر نمازهای پنج گانه از جمله نماز ظهر و عصر است که شما منکر این دو نماز شدید؟!!)

[=&amp]«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِكْرِ اللَّه؛ فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون»؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه براى نماز روز جمعه اذان گفته شود، به سوى ذكر خدا بشتابيد ... و هنگامى كه نماز پايان گرفت... خدا را بسيار ياد كنيد شايد رستگار شويد! [/] [=&amp]

[/][=&amp]«وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى»؛ و چون به نماز برخيزند با كسالت برمى‏ خيزند. (نساء/142) [/]

[=&amp]«فَإِذا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتا»؛ و هنگامى كه نماز را به پايان رسانديد، خدا را ياد كنيد ايستاده، و نشسته، و در حالى كه به پهلو خوابيده ‏ايد! و هر گاه آرامش يافتيد (و حالت ترس زايل گشت)، نماز را (به طور معمول) انجام دهيد، زيرا نماز، وظيفه ثابت و معيّنى براى مؤمنان است!(نساء/103). و...[/]

[=&amp]همگی بیانگر آن است که نماز حقیقتی شرعی داشته و مکلفین موظف به انجام آن در پنج نوبت با حفظ حدود خاص آن شده اند. اما اینکه این حقیقت شرعی چگونه بوده قرآن متصدی بیان کیفیّت آن نبوده و چنین امری در دایره ی تبیین پیامبر (صلی الله علیه وآله) جای گرفته است:[/][=&amp] «[/][=&amp]وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون»[/][=&amp]؛ «و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شايد انديشه كنند».[/]

[=&amp]لذا انکار سنت و یا انکار حجیت آن به منزله ی انکار قران بوده که قرآن می فرماید:[/]
[=&amp]«مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّه»؛ [/][=&amp]كسى كه از پيامبر اطاعت كند اطاعت خدا كرده.‌(نساء/80)[/]
[=&amp]«وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبِينا»؛ [/][=&amp]و هر كس نافرمانى خدا و رسولش را كند به گمراهى آشكارى گرفتار شده است. (احزاب/36)
[/]
[=&amp]«قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرِينَ»؛[/][=&amp] بگو: «از خدا و فرستاده (او)، اطاعت كنيد! و اگر سرپيچى كنيد، خداوند كافران را دوست نمى‏ دارد. (آل عمران/32)[/]
[=&amp]«وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ»؛[/][=&amp] ! آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا كنيد)، و از آنچه نهى كرده خوددارى نماييد و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد كه خداوند كيفرش شديد است!(حشر/7).

[/] [=&amp]بر این اساس وجوب اطاعت رسول( صلی الله علیه و آله)‌در قرآن و غیر قرآن بوده و اطلاق این آیات تبیین همه ی واجبات دین را شامل بوده؛ لذا جنابعالی بر اساس این آیات می بایست بدنبال نمازی باشید که توسط آنحضرت تبیین شد نه معنای لغوی نماز که در این صورت معنا و مفهومی در وجوب مطلق آن بر مکلفین نبوده و شخص حکیم نیز بدان امر نمی نماید.[/]

[=&amp]موفق باشید.[/]


[/HR] [=&amp][=&amp][1][/][/][=&amp] . همچنان که در مورد حج می فرماید: (فَإِذا قَضَيْتُمْ مَناسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً). «پس چون اعمال و آداب حجّتان را به جا آوريد خدا را ياد كنيد آن گونه كه پدرانتان را ياد مى‏كنيد يا بهتر و رساتر از آن..». بقره/200؛ و همچنان که (ال) در «الصلاه» خود دلالت بر آن دارد که ماهیت نماز ماهیتی مشخص از جانب پروردگار است.[/]

[=&amp]سؤال: با توجه به آنکه قرآن خود تبیان هر چیزی است، چگونه می توان پذیرفت که بیان فرایض دینی از جمله نماز در قرآن به صورت مجمل بیان شده است؟

توضیح:
محور سوال بر اساس نفی حجیت سنت و اکتفای بر بیان قرآن در تبیین واجبات دینی از جمله نماز است. بر این اساس همچنان که در شرایع پیشین پس از وفات پیامبران شریعت آنها دستخوش بدعتها و آفات غیر وحیانی شد، در این شریعت نیز هر آنچه غیر از قرآن است به واسطه ی بدعتهای صورت پذیرفته پس از وفات پیامبر (صلی الله علیه وآله) فاقد اعتبار خواهد بود؛ لذا چیزی جز ظواهر و الفظ قرآن با توجه به مجموع آیات یک موضوع برای ما حجت نخواهد بود.

جواب:
1) «صلاة» در لغت به معنای: «دعا و تبریک و تمجید» بوده؛(1) همچنانکه در بیان قرآن نیز «صلاة» بدین معنا در برخی از آیات بکار رفته است؛ (2) اما چنین لفظی در بیان خاص شارع مقدس برهیئت مخصوصی دلالت داشته و از آن معنایی خاصی اراده شده است و در اصطلاح علم اصول این لفظ دارای «حقیقت شرعیه» است.
[/] [=&amp]به بیان دیگر در شرع مقدس اسلام، همچون شرایع دیگر، برای انتقال پیام‌ها و مفاهیم به مخاطبان، از واژه گان متداول در میان مردم استفاده شده که اغلبِ معانی این واژگان نیز در بین مردم رایج بوده؛ اما برخی از این معانی مراد، برای مردم جدید بوده است، همچون واژه ی «صلاة» که هر چند این لفظ در لغت به‌معنای دعا بوده، ولی در نصوص دینی به معنای عمل عبادی خاص: «نماز» آمده است.
[/] [=&amp]بر این اساس دستور قرآن بر اقامه ی «صلاة»: «اقیموا الصلاة» به معنای انجام مطلق دعا نبوده؛ بلکه چنین امری بر اساس تبیین پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) بر انجام عملی خاص دلالت داشته؛‌ چنانکه در بیان آنحضرت در نقلی که مورد قبول فریقین بوده آنحضرت فرمودند: «صَلُّوا كَمَا رَأَيْتُمُونِي‏ أُصَلِّي»؛(3) نماز را همانگونه که من می خوانم بجای آورید.[/]

[=&amp]2. بدیهی است پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بر اساس دستور الهی حقیقت نماز را در جلوه ی ظاهر و باطن آن تبیین فرمودند که چنین امری یکی از وظایف آنحضرت بوده است: [/][=&amp]«وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون»[/][=&amp]؛ «و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شايد انديشه كنند».(4) و بدیهی است که هیچ دستور واجبی به میزان نماز در شریعت اسلام مورد اهتمام و توجه نبوده به گونه ای که مسلمانان مأمور به انجام آن در پنج نوبت بوده اند؛ با لحاظ چنین امری با آنکه پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بدعتهای زیادی در نحوه انجام واجبات دینی پدید آمد؛ اما با این حال اصول کلی و صورت اصلی نماز در عمل همه ی مسلمانان پس از عصر رسالت تا کنون واحد بوده؛ لذا فرض اینکه چنین واجبی پس از دوران پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بکلی تحریف گشته به گونه ای که فریقین هر دو در انجام آن به بی راهه رفته باشند فرضی باطل است؛ زیرا که هیچ گزارش دیگری که بیانگر اقامه ی نماز به صورتی غیر از صورت موجود (در عمل شیعه و سنی) بوده، در تاریخ و حدیث نقل نشده است.[/]

[=&amp]3. بر اساس اعتقاد شیعه که بر گرفته از آیات قرآن و سنت قطعی پیامبر (صلی الله علیه وآله) است، اهل بیت (علیهم السلام) حافظان دین از هر گونه تحریفی بوده اند و عمل و تبیین آنان بیانگر عمل و تبیین پیامبر (صلی الله علیه وآله) بوده و شیعه مفتخر به چنین تبعییتی در دستورات دین است.

[/] [=&amp]4. فرض تجرید قرآن از سنت خلاف عمل به قرآن و ضرورت شریعت اسلام است. چگونه می توان دستورات اسلام را در بیان قرآن منحصر ساخت، با آنکه قرآن خود بیانگر آن است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) مبیّن و مفسر معصوم اوست و قرآن خود دستور به تبعیت از سنت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) داده است؛ لذا کسی که مدعی عمل به اسلام بوده و آنرا تنها در قرآن خلاصه نموده،‌ دانسته یا نادانسته مسیری در تقابل با قرآن را برای خویش انتخاب نموده است.

[/] [=&amp]5. مقایسه ی اعمال عبادی مسلمانان با اعمال تحریف شده ی ادیان دیگر مقایسه ای اشتباه است؛ زیرا مقایسه کننده عمل باطل نصاری را به واسطه ی قرآن باطل نموده؛ در حالی که سوال کننده چگونه بطلان اعمال مسلمانان (شیعه و سنی) را به واسطه ی قرآن اثبات می نماید؟[/]

[=&amp]با توجه به مطالب فوق می گوئیم:
[/]
[=&amp]نماز زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) به همان صورتی بوده که مسلمانان در طول تاریخ خوانده و می خوانند. به عنوان مثال پیامبر (صلی الله علیه وآله) نماز صبح را سه رکعت یا چهار رکعت نخوانده نماز آن حضرت با تکبیر آغاز شده و به سلام ختم گردیده؛ در رکعت اول پس از سوره ی حمد یکی از سوره های قرآن را خوانده و سپس به رکوع و سجده رفته اند و... اینها مسائلی مورد اتفاق همه ی مسلمانان با همه ی افتراقات اعتقادی و فقهیشان است؛ بله در انجام این فریضه در فقه مذاهب اختلافاتی است که شیعه معتقد به انطباق عمل خود با عمل پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) است؛ اما وجود این اختلافات در جزئیات به معنای اختلاف در انجام ارکان نماز نخواهد بود. [/]

[=&amp]پی نوشت:[/]

1. الراغب الاصبهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص490،‌ ذوی القربی: «الصَّلاةُ، قال كثير من أهل اللّغة: هي الدّعاء، و التّبريك و التّمجيد»؛ ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج3، ص300، دار الفكر: «فالصَّلاَةُ وهي الدُّعاء».
2. همچون آیات:
«خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيم»: از اموال آنها صدقه‏اى (زكات) بگير تا به وسيله آن آنها را پاك سازى و پرورش دهى، و به آنها (هنگام گرفتن زكات) دعا كن كه دعاى تو مايه آرامش آنها است و خداوند شنوا و دانا است. (التوبة/103/9)؛ «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً»: همانا خدا و فرشتگانش همواره بر پيامبر درود مى‏ فرستند، اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد بر او درود فرستيد و سلام گوييد، و كاملا تسليم (فرمان او) باشيد. (الاحزاب/56/33).
3. بخارى، محمد بن اسماعيل، صحيح البخاري، ج2، ص18، ح: 567، جمهورية مصر العربية، وزارة الاوقاف، المجلس الاعلى للشئون الاسلامية، لجنة إحياء كتب السنة - مصر - قاهره، چاپ: 2، 1410 ه.ق.
4. النحل/44/16.

موضوع قفل شده است