جمع بندی نماز؛ حقیقتی کتمان شده

تب‌های اولیه

29 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
نماز؛ حقیقتی کتمان شده

می دانم باور اینکه در روزگار رسول الله نماز به شکل کنونی اقامه نمی شده به همان اندازه برای شیعه و سنی دشوار است که به یک مسیحی بگویی صلیبی در کار نبوده و این قضیه صلیب و قتل عیسی مسیح حقیقت و مصداق تاریخی ندارد. چگونه ممکن است بتوان به مسیحیان قبولاند چیزی را که میلیاردها میلیارد انسان در طول قرون متمادی باور ش کرده اند و نسل به نسل و سینه به سینه حفظش نموده اند حقیقت ندارد؟! آیا این غول عظیم قدمت و کثرت به کسی اجازه می دهد تا از اعتقاد خود دست بردارد؟ به همین ترتیب شیعیان و سنیهایی که باور کنند در زمان پیامبر نماز به شکلی دیگر اقامه می شده و مفهومی گسترده تر داشته بسیار اندک خواهند بود مگر اینکه مانند قضیه صلیب ، از چشم انداز قرآن به مسئله نماز بنگرند و صحت نماز کنونی را حتمی ندانند.
من در اینجا قصد دارم مسئله نماز را از چشم انداز قرآن و از کلام رب العالمین که راستگو ترین تاریخ نگار است و در تاریخی که روایت می کند هیچ تاریکی و دروغی وجود ندارد، مورد بررسی قرار دهم و بنابر این غیر از حدیث پروردگار دیگر هیچ سخن و حدیثی را قابل احتجاج و استناد نمی دانم مخصوصاً وقتی با سخن خداوند مغایر باشد یا نتوان ردی از آن را در کتاب او یافت.
بنده به هیچ وجه تاریخ را انکار نمی کنم و کتب روایی را به کل مردود نمی شمارم و معتقدم در بعضی موارد می توانند رهگشا باشند اما چیزی که هست آنها را حجت نمی دانم مگر اینکه همان چیزی را بگویند که کلام الله می گوید و بر آن منطبق شوند.
قویاً معتقدم هر آنچه را برای هدایت و رستگاری عموم انسانها لازم بوده خداوند در کتابش آورده و هیچ حکمی را مجمل و سربسته رها نکرده تا غیر او تشریح و تشریعش نمایند. به همین خاطر موضوع نماز را پیش کشیده ام تا صحت ادعای خود را ثابت نمایم چون هرگاه سخن از مجمل بودن و نا کافی بودن قرآن باشد در آنجا حد اقل پای نماز در میان است.

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد صدرا

[TD][/TD]

shahed1;993655 نوشت:
می دانم باور اینکه در روزگار رسول الله نماز به شکل کنونی اقامه نمی شده به همان اندازه برای شیعه و سنی دشوار است که به یک مسیحی بگویی صلیبی در کار نبوده و این قضیه صلیب و قتل عیسی مسیح حقیقت و مصداق تاریخی ندارد. چگونه ممکن است بتوان به مسیحیان قبولاند چیزی را که میلیاردها میلیارد انسان در طول قرون متمادی باور ش کرده اند و نسل به نسل و سینه به سینه حفظش نموده اند حقیقت ندارد؟! آیا این غول عظیم قدمت و کثرت به کسی اجازه می دهد تا از اعتقاد خود دست بردارد؟ به همین ترتیب شیعیان و سنیهایی که باور کنند در زمان پیامبر نماز به شکلی دیگر اقامه می شده و مفهومی گسترده تر داشته بسیار اندک خواهند بود مگر اینکه مانند قضیه صلیب ، از چشم انداز قرآن به مسئله نماز بنگرند و صحت نماز کنونی را حتمی ندانند.
من در اینجا قصد دارم مسئله نماز را از چشم انداز قرآن و از کلام رب العالمین که راستگو ترین تاریخ نگار است و در تاریخی که روایت می کند هیچ تاریکی و دروغی وجود ندارد، مورد بررسی قرار دهم و بنابر این غیر از حدیث پروردگار دیگر هیچ سخن و حدیثی را قابل احتجاج و استناد نمی دانم مخصوصاً وقتی با سخن خداوند مغایر باشد یا نتوان ردی از آن را در کتاب او یافت.
بنده به هیچ وجه تاریخ را انکار نمی کنم و کتب روایی را به کل مردود نمی شمارم و معتقدم در بعضی موارد می توانند رهگشا باشند اما چیزی که هست آنها را حجت نمی دانم مگر اینکه همان چیزی را بگویند که کلام الله می گوید و بر آن منطبق شوند.
قویاً معتقدم هر آنچه را برای هدایت و رستگاری عموم انسانها لازم بوده خداوند در کتابش آورده و هیچ حکمی را مجمل و سربسته رها نکرده تا غیر او تشریح و تشریعش نمایند. به همین خاطر موضوع نماز را پیش کشیده ام تا صحت ادعای خود را ثابت نمایم چون هرگاه سخن از مجمل بودن و نا کافی بودن قرآن باشد در آنجا حد اقل پای نماز در میان است
.


با سلام و عرض ادب
[=&amp]1. «صلاة» در لغت به معنای: «دعا و تبریک و تمجید» بوده؛(1) همچنانکه در بیان قرآن نیز «صلاة» بدین معنا در برخی از آیات بکار رفته است؛ (2) اما چنین لفظی در بیان خاص شارع مقدس برهیئت مخصوصی دلالت داشته و از آن معنایی خاصی اراده شده است و در اصطلاح علم اصول این لفظ دارای «حقیقت شرعیه» است.

[/] [=&amp]به بیان دیگر در شرع مقدس اسلام، همچون شرایع دیگر، برای انتقال پیام‌ها و مفاهیم به مخاطبان، از واژه گان متداول در میان مردم استفاده شده که اغلبِ معانی این واژگان نیز در بین مردم رایج بوده؛ اما برخی از این معانی مراد، برای مردم جدید بوده است، همچون واژه ی «صلاة» که هر چند این لفظ در لغت به‌معنای دعا بوده، ولی در نصوص دینی به معنای عمل عبادی خاص: «نماز» آمده است.

[/] [=&amp]بر این اساس دستور قرآن بر اقامه ی «صلاة»: «اقیموا الصلاة» به معنای انجام مطلق دعا نبوده؛ بلکه چنین امری بر اساس تبیین پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) بر انجام عملی خاص دلالت داشته؛‌ چنانکه در بیان آنحضرت در نقلی که مورد قبول فریقین بوده آنحضرت فرمودند: «صَلُّوا كَمَا رَأَيْتُمُونِي‏ أُصَلِّي»؛(3) نماز را همانگونه که من می خوانم بجای آورید.[/]

[=&amp]2. بدیهی است پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بر اساس دستور الهی حقیقت نماز را در جلوه ی ظاهر و باطن آن تبیین فرمودند که چنین امری یکی از وظایف آنحضرت بوده است: [/][=&amp]«وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون»[/][=&amp]؛ «و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شايد انديشه كنند».(4) و بدیهی است که هیچ دستور واجبی به میزان نماز در شریعت اسلام مورد اهتمام و توجه نبوده به گونه ای که مسلمانان مأمور به انجام آن در پنج نوبت بوده اند؛ با لحاظ چنین امری با آنکه پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بدعتهای زیادی در نحوه انجام واجبات دینی پدید آمد؛ اما با این حال اصول کلی و صورت اصلی نماز در عمل همه ی مسلمانان پس از عصر رسالت تا کنون واحد بوده؛ لذا فرض اینکه چنین واجبی پس از دوران پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بکلی تحریف گشته به گونه ای که فریقین هر دو در انجام آن به بی راهه رفته باشند فرضی باطل است؛ زیرا که هیچ گزارش دیگری که بیانگر اقامه ی نماز به صورتی غیر از صورت موجود (در عمل شیعه و سنی) در تاریخ و حدیث نقل نشده است.[/]

[=&amp]3. بر اساس اعتقاد شیعه که بر گرفته از آیات قرآن و سنت قطعی پیامبر (صلی الله علیه وآله) است، اهل بیت (علیهم السلام) حافظان دین از هر گونه تحریفی بوده اند و عمل و تبیین آنان بیانگر عمل و تبیین پیامبر (صلی الله علیه وآله) بوده و شیعه مفتخر به چنین تبعییتی در دستورات دین است.

[/] [=&amp]4. فرض تجرید قرآن از سنت خلاف عمل به قرآن و ضرورت شریعت اسلام است. چگونه می توان دستورات اسلام را در بیان قرآن منحصر نمود با آنکه قرآن خود بیانگر آن است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) مبیّن و مفسر معصوم اوست و قرآن خود دستور به تبعیت از سنت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) داده است؛ لذا کسی که مدعی عمل به اسلام بوده و آنرا تنها در قرآن خلاصه نموده،‌ دانسته یا نادانسته مسیری در تقابل با قرآن را برای خویش انتخاب نموده است.

[/] [=&amp]5. مقایسه ی اعمال عبادی مسلمانان با اعمال تحریف شده ی ادیان دیگر مقایسه ای اشتباه است؛ زیرا مقایسه کننده عمل باطل نصاری را به واسطه ی قرآن باطل نموده؛ در حالی که سوال کننده چگونه بطلان اعمال مسلمانان (شیعه و سنی) را به واسطه ی قرآن اثبات می نماید؟[/]

[=&amp]با توجه به مطالب فوق می گوئیم:
[/]
[=&amp]نماز زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) به همین صورتی بوده که مسلمانان در طول تاریخ تا بحال خوانده و می خوانند. به عنوان مثال پیامبر (صلی الله علیه وآله) نماز صبح را سه رکعت یا چهار رکعت نخوانده نماز آن حضرت با تکبیر آغاز شده و به سلام ختم گردیده؛ در رکعت اول پس از سوره ی حمد یکی از سوره های قرآن را خوانده و سپس به رکوع و سجده رفته اند و... اینها مسائلی مورد اتفاق همه ی مسلمانان با همه ی افتراقات اعتقادی و فقهیشان است؛ بله در انجام این فریضه در فقه مذاهب اختلافاتی است که شیعه معتقد به انطباق عمل خود با عمل پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) است.[/]

[=&amp]موفق باشید.[/]

[=&amp]پی نوشت:[/]

1. الراغب الاصبهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص490،‌ ذوی القربی: «الصَّلاةُ، قال كثير من أهل اللّغة: هي الدّعاء، و التّبريك و التّمجيد»؛ ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج3، ص300، دار الفكر: «فالصَّلاَةُ وهي الدُّعاء».

2. همچون آیات: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيم»: از اموال آنها صدقه‏اى (زكات) بگير تا به وسيله آن آنها را پاك سازى و پرورش دهى، و به آنها (هنگام گرفتن زكات) دعا كن كه دعاى تو مايه آرامش آنها است و خداوند شنوا و دانا است. (التوبة/9/103)؛ «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً»: همانا خدا و فرشتگانش همواره بر پيامبر درود مى‏ فرستند، اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد بر او درود فرستيد و سلام گوييد، و كاملا تسليم (فرمان او) باشيد. (الاحزاب/33/56).

3. بخارى، محمد بن اسماعيل، صحيح البخاري، ج2، ص18، ح: 567، جمهورية مصر العربية، وزارة الاوقاف، المجلس الاعلى للشئون الاسلامية، لجنة إحياء كتب السنة - مصر - قاهره، چاپ: 2، 1410 ه.ق. 4. النحل/16/44.

با سلام خدمت صدرای گرامی

همانگونه که خدمت شریفتان عرض کردم، در اینجا قصد بنده این است که نماز را از منظر قرآن مورد بررسی قرار دهم تا اولاً مفهوم قرآنی آن را مشخص کنم و بعد ببینیم آیا خداوند واقعاً این مهمترین واجب شریعت خود را در کتابش مجمل و نا تمام گذاشته یا نه. به همین دلیل از شما تقاضا دارم اجازه دهید تا مطلب را صرفاً از منظر قرآن مورد بررسی و مطالعه قرار دهیم و تا زمانی که در مسیر قرآن به بن بست نرسیده ایم، به سنت و عترت استناد و احتجاج نکنیم.

shahed1;993863 نوشت:
با سلام خدمت صدرای گرامی

همانگونه که خدمت شریفتان عرض کردم، در اینجا قصد بنده این است که نماز را از منظر قرآن مورد بررسی قرار دهم تا اولاً مفهوم قرآنی آن را مشخص کنم و بعد ببینیم آیا خداوند واقعاً این مهمترین واجب شریعت خود را در کتابش مجمل و نا تمام گذاشته یا نه. به همین دلیل از شما تقاضا دارم اجازه دهید تا مطلب را صرفاً از منظر قرآن مورد بررسی و مطالعه قرار دهیم و تا زمانی که در مسیر قرآن به بن بست نرسیده ایم، به سنت و عترت استناد و احتجاج نکنیم.

با سلام و عرض ادب

روش قرآن در بیان فرایض دینی غالبا به شکل بیان کلیات است همچون اینکه می فرماید: «اقیموا الصلاة»؛ اما این حقیقت که خدای متعال در شرایع قبل نیز مکلفین را بدان دستور داده و در این شریعت نیز مکلفین را بدان دستور داده به چه شکلی می بایست انجام بگیرد؟ تبیین آن بر عهده ی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بوده و قرآن در صدد بیان جزئیات آن نیست.

موفق باشید.

سلام
در درون انسان جهان هایی هست که فیلسوفان ان را به جهان های وهم جهان اندیشه جهان خیال و جهان رویا و خواب تعبیر می کنند
در اسمان اون جهان ها دروازه هایی اسرار آمیز وجود داره که به جهان های سه گانه عقول باز میشه و هیچ موجودی غیر انسان روحش نمی تونه به درون اون بره

در علوم اسلامی بهش میگن روزنه های ملکوت ، فقط هم مومنین و پیامبران می تونن ازش عبور کنن یا وقتی وحی قراره نازل بشه باز میشه!

تقریبا شبیه آسمون گردابی توی این عکسه...دالان ورود به برزخ هم که بعضی ها تجربه کردند هم شبیه به همینه ...کلا دروازه ورد از یک اسمان به اسمان بالاتر یک دالان اینطوری گمونم داره!

این دروازه های اسرار امیز مخفی هم فقط با نماز باز میشه یعنی میگن نماز معراج مومن هست منظور اینه ..نماز شب

در قران هم خدا به این دروازه اشاره کرده که مثلا وقتی باز میشود تا اسرار اسمان بالا یا وحی به اسمان پایین فرستاده شود شیاطین به سرعت برای استراق سمع هجوم می اورند (و بالا می آیند تا از آن عبور کنند ) پس ما انها را با تیر های آتشین هدف قرار می دهیم و پراکنده می کنیم!

صدرا;993779 نوشت:

با سلام و عرض ادب
[=&amp]1. «صلاة» در لغت به معنای: «دعا و تبریک و تمجید» بوده؛(1) همچنانکه در بیان قرآن نیز «صلاة» بدین معنا در برخی از آیات بکار رفته است؛ (2) اما چنین لفظی در بیان خاص شارع مقدس برهیئت مخصوصی دلالت داشته و از آن معنایی خاصی اراده شده است و در اصطلاح علم اصول این لفظ دارای «حقیقت شرعیه» است.

[/]

سلام

گذشته از اینکه صلات به دعا ربط دارد یا خیر، صلات در اصل یک کلمه عربی نیست بلکه آرامی است و در آن زبان بصورت: ܨ(ص)ܠ(ل) ܘ(و) – ܨܠ ܘ – صلو- نوشته می شود. صلو در زبان آرامی به معنای توجه و رویکرد می باشد و این معنا در کلیه واژگان قرآنی که از ریشه صلو مشتق شده اند دیده می شود. به عنوان مثال توجهتان را به آیات 31 و 32 سوره قیامت جلب می کنم:
فَلَا صَدَّقَ وَلَا صَلَّىٰ
پس تصدیق نکرد و رو نیاورد

وَلَٰكِنْ كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ
بلکه تکذیب کرد و رو گرداند
بطوری که در دو آیه فوق مشخص است، صَدَّقَ در مقابل كَذَّبَ و صَلَّى در مقابل َتَوَلَّى قرار گرفته است، باتوجه به اینکه تولی به معنی اعراض و روگردانی است در نتیجه صلی می بایستی به معنای اقبال و رویکرد باشد. جالب است که در زبان فارسی نیز کلمه نماز از مصدر نمیدن بوده و در فرهنگ دهخدا به معنای میل کردن و توجه نمودن آمده است.

صدرا;993882 نوشت:
با سلام و عرض ادب

روش قرآن در بیان فرایض دینی غالبا به شکل بیان کلیات است همچون اینکه می فرماید: «اقیموا الصلاة»؛ اما این حقیقت که خدای متعال در شرایع قبل نیز مکلفین را بدان دستور داده و در این شریعت نیز مکلفین را بدان دستور داده به چه شکلی می بایست انجام بگیرد؟ تبیین آن بر عهده ی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بوده و قرآن در صدد بیان جزئیات آن نیست.

موفق باشید.

سلام
اونطور که فهمیدم
ایشون صلاه رو همون قران خواندن میدونه.
شاید دعا خوندن رو هم صلاه بدونه.

ولی ظاهرا ایشون حقیقت شرعی رو قبول نداره.
یعنی اگه شما بگی خدا گفته نماز باید این شکلی باشه و توی نماز هم قران خوندن داریم و هم دعا کردن، قبول نمیکنه...
چرا ؟ چون از نظر ایشون شریعت فقط با قران کشف میشه.
به عبارت ساده تر عبادتها توقیفی هستند.
شریعت فقط باید از قران کشف بشه.
پس
ممکنه شما نماز رو مثل اونچه در روایات گفته شده بخونی ولی نباید بگی نماز فقط باید این شکلی باشه.
و نباید این شیوه که در شیعه و اهل ینت هست رو به خدا نسبت بدین.

ایشون مشکلش با این حد و مرزهایی هست که سنت قائل شده. و ایشون میگه فقط چیزی رو میتونیم به خدا نسبت بدیم که در قران گفته شده باشه.
پس شما میتونی نماز چهار رکعتی بخونی و توش قران بخونی ولی نباید بگی نماز فقط باید این شکلی باشه...

درود...دوست عزیز شاهد ظاهرا شما هم از طایفه نرود میخ آهنین در سنگ باشید
من با آن قسمت از بحث شما در خصوص مذاهب و ساختگی بودن آنها و الهی نبودن آنها مشکلی ندارم و موافقم.
در مورد سنت اما بنظر بایست جانب اعتدال را در پیش گرفت و دچار افراط و تفریط نشد. در خصوص بعضی احکام از جمله نماز بایست به انچه پیامبر انجام داده و تعلیم داده رجوع کرد. بنابراین رجوع به سنت در مواردی لازم هست تا جایی که با آیات ناسازگاری نداشته باشد
اما در مورد نماز اینکه شما آن را معادل با خواندن قرآن در اوقات مشخص بدانید بنظرم صحیح نیست هر چند من با ایده کلی و اصلی شما موافق هستم
در خود آیات هم در مورد قرآن گفته شده فقرا ما تیسروا منه و برای نماز گفته شده آن را در اوقات معین بجا آوردید پس می بینید مابین این دو تفاوت هست.

shahed1;993922 نوشت:
سلام

گذشته از اینکه صلات به دعا ربط دارد یا خیر، صلات در اصل یک کلمه عربی نیست بلکه آرامی است و در آن زبان بصورت: ܨ(ص)ܠ(ل) ܘ(و) – ܨܠ ܘ – صلو- نوشته می شود. صلو در زبان آرامی به معنای توجه و رویکرد می باشد و این معنا در کلیه واژگان قرآنی که از ریشه صلو مشتق شده اند دیده می شود. به عنوان مثال توجهتان را به آیات 31 و 32 سوره قیامت جلب می کنم:
فَلَا صَدَّقَ وَلَا صَلَّىٰ
پس تصدیق نکرد و رو نیاورد

وَلَٰكِنْ كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ
بلکه تکذیب کرد و رو گرداند
بطوری که در دو آیه فوق مشخص است، صَدَّقَ در مقابل كَذَّبَ و صَلَّى در مقابل َتَوَلَّى قرار گرفته است، باتوجه به اینکه تولی به معنی اعراض و روگردانی است در نتیجه صلی می بایستی به معنای اقبال و رویکرد باشد. جالب است که در زبان فارسی نیز کلمه نماز از مصدر نمیدن بوده و در فرهنگ دهخدا به معنای میل کردن و توجه نمودن آمده است.

سلام علیکم

ما با ریشه ، به معانی مشتقات ممکن است دست پیدا کنیم ولی ممکن است در مقطعی از زمان و مکان ، آن ریشه یا یکی از مشتقاتش در عرف و نزد عامه مردم منطقه ای معنی و مفهوم خاصی پیدا کند و بخواهیم با آن مردم سخن بگوییم مجبوریم معنایی که آنها در نظر دارند بکار ببریم تا مقصود را فهم کنند .

مثلا همین کلمه صلو در عبری به یک معنی در آرامی به یک رسم یا آداب باشد که با اعراب مسلمان کاملا فرق کند

یا مثلا کلمه فقر در میان عرف عوام خود مسلمانان هم معنی متفاوتی داشته باشد نزد گروهی از عامه مردم فارسی زبان بمعنی نداشتن یا کم داشتن مال و ثروت است . ولی همین کلمه را نزد اعراب اگر بکار ببرید معنایش چیز دیگری است ، آنها به کسی که مظلوم است میگویند او فقیر است یعنی ظالم نیست
و همچنین این کلمه در اصطلاحات اهل معرفت و فلاسفه و در طب یافت میشود که اصطلاحی علمی است .

مقصود اینکه اگر لفظی نزد گروهی از مردم بیان شده باید دید آن کلمه نزد ایشان چه مفهومی داشته و به قرائن موجود در جمله هم توجه کرد تا یقین حاصل نمود .

کلمه صلوه پیش از اسلام هم بود به معنای دعا کردن و روی آوردن ولی این کلمه پس از آموزش نماز توسط پیامبر که مبتنی بر وحی بود تخصیص در معنی گرفت.

"اقم الصلوه" بپا داشتن نماز است عامه مردم پس از تبین نماز و تخصیص اسم صلوه برای این آداب ، دیگر این کلمه را به معنایی غیر از آنچه که ذکر شد بکار نبردند و اینچنین از معنای قبلی خود نقل شد به معنایی که در شرع مورد استفاده واقع میشود

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

shahed1;993863 نوشت:
با سلام خدمت صدرای گرامی

همانگونه که خدمت شریفتان عرض کردم، در اینجا قصد بنده این است که نماز را از منظر قرآن مورد بررسی قرار دهم تا اولاً مفهوم قرآنی آن را مشخص کنم و بعد ببینیم آیا خداوند واقعاً این مهمترین واجب شریعت خود را در کتابش مجمل و نا تمام گذاشته یا نه. به همین دلیل از شما تقاضا دارم اجازه دهید تا مطلب را صرفاً از منظر قرآن مورد بررسی و مطالعه قرار دهیم و تا زمانی که در مسیر قرآن به بن بست نرسیده ایم، به سنت و عترت استناد و احتجاج نکنیم.


سلام
اجمال اقتضای قانون اساسی بودن قرآن برای دین و دینداری است. این به معنای نقص قرآن یا دین هم نیست چون خداوند متعال برای تفصیل قوانین خود در قرآن مفسر رسمی یعنی پیامبر و امام را معرفی کرد.
یا علیم[/][/][/]
موضوع قفل شده است