جمع بندی نمادسازی خداوند از راه بت پرستی

تب‌های اولیه

74 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
نمادسازی خداوند از راه بت پرستی

سلام علیکم ، مستحضرید در مراتب ایمان بت پرستی بعد از یگانه پرستی قرار میگیرد به این معنی که شخص بت پرست به این یقین رسیده که بیرون از خود قدرت مطلقی وجود دارد که باید پرستش نماید اما در تعیین مصداق دچار اشتباه شده است از دید یگانه پرستان مهم ترین و بزرگترین ضعف بت پرستی اتکا و توسل به معبودی است که توسط بشر ساخته شده و در ذات خود هیچ قدرتی برای انجام فعل در له یا علیه متوسل ندارد . سوال من ایتجاست با توجه به اینکه بت پرستان خودشان هم به ناتوانی بت ها اعتراف دارند و بت ها را تنها نمادی برای یادآوری خدای یگانه میدانند (همانطور که در صدر اسلام بت پرستان به الله یگانه ایمان داشتند و بتها را وسیله ای برای یادآوری و فراموش نکردن الله میدانستند ) چه اشکالی بر بت پرستی وارد است ؟ همچنین گفته میشود بتهایی که قدرت دفاع از خود را ندارند چگونه میتوانند به انسان کمک نمایند همانطور که گفته شد هیچ انسان عاقلی از یک تکه سنگ توقع یاری ندارد بلکه در واقع حاجت هایش را به بت میگوید تا خدا بشنود علاوه بر این انسانها در ذهن خود تصویر واحدی از خداوند ندارند و هر یک ممکن است خدا را به شکلی که دوست دارد تصور نماید چه اشکالی دارد اگر آن تصور ذهنی بصورت بت در خارج ظهور پیدا کند حداقل اینست که همیشه وجود خداوند را یادآوری میکند ممنون از زحمات و راهنمایی های شما استادان بزرگوار .

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

با توجه به اینکه بت پرستان خودشان هم به ناتوانی بت ها اعتراف دارند و بت ها را تنها نمادی برای یادآوری خدای یگانه میدانند (همانطور که در صدر اسلام بت پرستان به الله یگانه ایمان داشتند و بتها را وسیله ای برای یادآوری و فراموش نکردن الله میدانستند ) چه اشکالی بر بت پرستی وارد است ؟ همچنین گفته میشود بتهایی که قدرت دفاع از خود را ندارند چگونه میتوانند به انسان کمک نمایند همانطور که گفته شد هیچ انسان عاقلی از یک تکه سنگ توقع یاری ندارد بلکه در واقع حاجت هایش را به بت میگوید تا خدا بشنود علاوه بر این انسانها در ذهن خود تصویر واحدی از خداوند ندارند و هر یک ممکن است خدا را به شکلی که دوست دارد تصور نماید چه اشکالی دارد اگر آن تصور ذهنی بصورت بت در خارج ظهور پیدا کند حداقل اینست که همیشه وجود خداوند را یادآوری میکند

در این عمده انسان ها موحد هستند و در تشخیص مصداق اشتباه کرده اند شکی وجود ندارد اما باید توجه بکنید که اتفاقا آنچه که در بحث خداشناسی اهمیت دارد همین تشخیص مصداق است، چرا که اصل گرایش به خدا امری فطری است و در درون همه انسان ها وجود دارد، اصل این است که مصداق آن درست تشخیص داده شود.

مثل این است که انسانی که در درون خودش عطش و تشنگی را درک می کند به جای آب خنک، آب نمک بنوشد! خب نمیشود گفت به صرف اینکه گرایش به آب داشته است به حقیقت رسیده است!

خداست که موضوعیت دارد، نه پرستش! پرستش مانند یک جاده است که اگر رو به خدا باشد انسان را به مقصد می رساند، وگرنه اگر رو به خدا نباشد هر چه بیشتر برویم، بیشتر از خدا دور می شویم، به همین خاطر خداوند شرک را گمراهی دانسته، و می فرماید هر گناهی ممکن است بدون توبه بخشیده شود، مگر شرک که جز با توبه بخشیده نمی شود:

«إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعيدا؛ خداوند، شرك به او را نمی بخشد (ولى) كمتر از آن را براى هر كس بخواهد (و شايسته بداند) مى‏آمرزد. و هر كس براى خدا شریک و همتایی قرار دهد، در گمراهى دورى افتاده است‏.(نساء:116)

چون شرک حرکت در مسیری مخالف است ولو آنکه انسان آن را درست بپندارد! انسان که هدفش مشهد است اما به اشتباه به سمت شیراز می رود، هرگز به مشهد نمی رسد.

 

نکته دوم:

اینکه هیچ انسان عاقلی از بت هایی که خودش آنها را ساخته است حاجت نمی خواهد کاملا درست است، اما سخن در این است که همین مطلب روشن را که شما بدیهی و عاقلانه می دانید بت پرستان نمی پذیرفتند!! آنها واقعا از بت ها حاجت می خواسته اند نه اینکه بت ها را مخاطب قرار دهند تا خداوند صدای ایشان را بشنود!!

قرآن کریم بارها این اشکال را به بت پرستان می گیرد، اما آنها هرگز در پاسخ نمی گفتند ما با بت ها حرف می زنیم تا خدا صدای ما را بشنود، به عنوان نمونه در بیان سوال و جواب بین ابراهیم و بت پرستان می فرماید بعد از همین استدلال از سوی ابراهیم(ع) تصمیم به قتل او گرفتند: «قَالَ أَ فَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنفَعُكُمْ شَيئاً وَ لَا يَضُرُّكُمْ * أُفٍ‏ّ لَّكمُ‏ْ وَ لِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ  أَ فَلَا تَعْقِلُونَ * قَالُواْ حَرِّقُوهُ وَ انصُرُواْ ءَالِهَتَكُمْ إِن كُنتُمْ فَعِلِين‏؛ (ابراهيم) گفت: «آيا جز خدا چيزى را مى‏پرستيد كه نه كمترين سودى براى شما دارد، و نه زيانى به شما مى‏رساند! (نه اميدى به سودشان داريد، و نه ترسى از زيانشان!)  اف بر شما و بر آنچه جز خدا مى‏پرستيد! آيا انديشه نمى‏كنيد (و عقل نداريد)؟! گفتند: «او را بسوزانيد و خدايان خود را يارى كنيد، اگر كارى از شما ساخته است‏.

اینها اگرچه خالفیت خداوند را قبول داشتند اما در مرحله بعد از خلقت بت ها را تمثال هایی از مدبران جهان میدانستند که تدبیر جهان به دست آنهاست، و قرآن بارها استدلالش را بر همین مطلب بنا نموده که مگر می شود خدا خالق باشد و تدبیر جهان به دست دیگری باشد:

«وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُون‏؛ و هر گاه از آنان بپرسى: «چه كسى آسمانها و زمين را آفريده، و خورشيد و ماه را مسخّر كرده است؟» مى‏گويند: «اللَّه»! پس با اين حال چگونه آنان را (از عبادت خدا) منحرف مى‏سازند؟(عنکبوت:61)

بنابراین بت پرستان بت ها را موجودای میدانستند که قدرت آنها در عرض قدرت الهی است و مستقلا تدبیر عالَم را بر عهده دارند.

نکته سوم:

بت پرستان بت ها را نمادی برای یادآوری خدا نمی دانستند، بلکه نماد موجوداتی می دانستند که خداوند اداره جهان را به ایشان واگذار کرده است، آنچه که به عنوان نمادی برای یادآوری خداوند می توان مطرح کرد کعبه است، نه بت ها.

به هر حال هر چه کهبخواهد واسطه بین خلق و خدا باشد، یا نمادی در این میان باشد باید از جانب خداوند تعیین شود، نه از جانب مردم؛ واسطه همواره از بالا تعیین میشود نه از پایین. مثلا شما اگر بخواهید میان خودتان و رئیس جمهور  واسطه ای تعیین کنید، شما نمیتوانید شخصی را به عنوان واسطه تعیین کنید، این رئیس جمهور است که باید این شخص را تعیین کند.

 

 

بت پرستان بت ها را نمادی برای یادآوری خدا نمی دانستند، بلکه نماد موجوداتی می دانستند که خداوند اداره جهان را به ایشان واگذار کرده است، آنچه که به عنوان نمادی برای یادآوری خداوند می توان مطرح کرد کعبه است، نه بت ها.

 

 

سلام

این موجودات که بت ها رو بعنوان نمادی برای اونها میساختند چه موجوداتی بودند؟ خیالی بودند یا واقعی؟

این موجودات که بت ها رو بعنوان نمادی برای اونها میساختند چه موجوداتی بودند؟ خیالی بودند یا واقعی؟

اعتقاد ثابتی در میان ایشان وجود نداشته است، برخی از ایشان معتقد به موجوداتی بوده اند که واقعا وجود نداشته است، برخی حتی معتقد بودند خداوند در این اجسام حلول کرده است، برخی از یشان اجرام آسمانی را می پرستیدند و چون اجرام آسمانی همیشه در دسترس نبودند این بت ها را سمبل آنها میدانستند و پرستش می کردند؛ برخی هم ملائکه را مدبران عالَم می دانستند و این بت ها را نماد ایشان می دانستند.

بت پرستان بت ها را نمادی برای یادآوری خدا نمی دانستند، بلکه نماد موجوداتی می دانستند که خداوند اداره جهان را به ایشان واگذار کرده است

با سلام

آیا اعتقاد به فرشتگان «موکل» هم مشابه اعتقاد اونهاست؟ چه تفاوتی وجود داره؟

آنها واقعا از بت ها حاجت می خواسته اند نه اینکه بت ها را مخاطب قرار دهند تا خداوند صدای ایشان را بشنود!!

اینجا سوال پیش میاد که چه تفاوتی است بین توسل و آنچه آنها انجام می دادند و مذموم دانسته شده. حداقل برای خودم ابهاماتی وجود داره

در بحث ولایت تکوینی، خود افراد دارای اختیار در نظر گرفته می شوند نه این که صرفاً درخواست کننده از خدا باشند.

مثلاً میگیم یا مهدی ادرکنی ... یا امام رضا ما را شفا بده ... ای ابوالفضل به ما کمک کن ...

و نمیگیم ای امام رضا از خدا بخواه که ما را شفا دهد. یا مهدی از خدا بخواه که ما را دریابد ...

 

آیا اعتقاد به فرشتگان «موکل» هم مشابه اعتقاد اونهاست؟ چه تفاوتی وجود داره؟

 اینجا سوال پیش میاد که چه تفاوتی است بین توسل و آنچه آنها انجام می دادند و مذموم دانسته شده. حداقل برای خودم ابهاماتی وجود داره

در بحث ولایت تکوینی، خود افراد دارای اختیار در نظر گرفته می شوند نه این که صرفاً درخواست کننده از خدا باشند.

مثلاً میگیم یا مهدی ادرکنی ... یا امام رضا ما را شفا بده ... ای ابوالفضل به ما کمک کن ...

و نمیگیم ای امام رضا از خدا بخواه که ما را شفا دهد. یا مهدی از خدا بخواه که ما را دریابد ...

ببینید سه تفاوت مهم میان نگرش توسل شیعه و نگرش بت پرستان وجود دارد:

تفاوت اول:

تفاوت اول در مستقل بودن  نبودن است. خود قرآن کریم هم فاعل شفا دادن های حضرت عیسی(ع) را خود حضرت عیسی(ع) البته با اذن و اجازه از جانب خداوند می داند: «تُبرِْئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنىِ  وَ إِذْ تخُْرِجُ الْمَوْتىَ‏ بِإِذْنى؛  كور مادرزاد، و مبتلا به بيمارى پيسى را به فرمان من، شفا مى ‏دادى و مردگان را (نيز) به فرمان من زنده مى‏ كردى‏(مائده:110) 

الان از هر زائری بپرسید مثلا اگر خدا نخواهد آیا امام رضا(ع) می واند حجاب شما را بدهد می گوید خیر! یعنی می داند که امام رضا(ع) به خدا وابسته است و قدرتی در عرض قدرت خدا نیست، اما بت پرستان بت ها را در تدبیر جهان مستقل می دانستند.

قرآن کریم هم با فاعلیت های طولی مشکلی ندارد، اما بت پرستان معتقد به تفویض اداره جهان به بت ها و موجودات دیگری بودند. آنها هرگز ملائکه یا بت ها را وابسته نمی دانستند، بلکه در اداره جهان مستقل می دانستند.

تفاوت دوم:

حتی در فاعلیت طولی هم هر کسی فاعلیت طولی در تدبیر جهان ندارد، خود خداوند است که باید تعیین کند که چه کسانی واسطه تدبیر جهان هستند و از جانب خداوند اذن تصرف دارند. خداوند این نقش طولی را برای ملائکه و ائمه(ع) پذیرفته است اما برای بت ها و موجوداتی که بت پرستان گمان می کردند هرگز چنین اذن و قدرتی از جانب خداوند پذیرفته نشده است.

به همین خاطر قرآن کریم می فرماید: «وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لا يَعْلَمُ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْض‏؛ آنها غير از خدا، چيزهايى را مى‏ پرستند كه نه به آنان زيان مى ‏رساند، و نه سودى مى ‏بخشد و مى‏ گويند: «اينها شفيعان ما نزد خدا هستند!» بگو: «آيا خدا را به چيزى خبر مى‏ دهيد كه در آسمانها و زمين سراغ ندارد(یونس:18)

و نیز می فرماید: «وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً؛ آنها غير از خداوند، چيزهايى را مى‏ پرستند كه او هيچ گونه دليلى بر آن نازل نكرده است‏.(حج:71)

و نیز می فرماید: «ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاَّ أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاه‏؛ اين معبودهايى كه غير از خدا مى‏ پرستيد، چيزى جز اسمهايى كه شما و پدرانتان آنها را خدا ناميده‏ ايد، نيست خداوند هيچ دليلى بر آن نازل نكرده، حكم تنها از آن خداست فرمان داده كه غير از او را نپرستيد!(یوسف:40)

بنابراین خداوند اصل واسطه گری میان خودش و خلق را قبول دارد، منتهی اینکه بت ها واسطه باشند را منکر است.

تفاوت سوم:

توسل با پرستش متفاوت است. ما پرستش را مختص خداوند می دانیم، یعنی حتی ملائکه و اهل بیت(ع) و اولیای الهی که برای وساطت میان خلق و خالق اذن و اجازه دارند لایق پرستش نیستند چون آنها هم موجوداتی وابسته به خداوند هستند. 

درخواست حاجت و شفاعت و مانند آن نباید بهانه ای برای پرستش باشد، پرستش مختص خداوند است و این را موحدان به خوبی میدانند، اما بت پرستان بت ها را می پرستند و این خلاف توحید در عبادت است.

با سلام

آیاتی هم در قرآن داریم که نشان میدهد حداقل گروهی از مشرکان بت ها را مستقل از خدا نمی دانستند...اعتقاد مشرکان مکه این بود که می گقتند ما که دست مان به خدا نمی رسد،پس این بت ها نمادی از فرشتگان و واسطه بین ما و خدا هستند...

أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ ۚ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَىٰ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ

آگاه باشید که دین خالص از آن خداست، و آنها که غیر خدا را اولیای خود قرار دادند و دلیلشان این بود که: «اینها را نمی‌پرستیم مگر بخاطر اینکه ما را به خداوند نزدیک کنند»، خداوند روز قیامت میان آنان در آنچه اختلاف داشتند داوری می‌کند؛ خداوند آن کس را که دروغگو و کفران‌کننده است هرگز هدایت نمی‌کند!(زمز/3)

 

از طرفی،گویا گروهی از مشرکان مکه،خدا را به عنوان تدبیر کننده و خالق جهان و حتی روزی دهنده ،قبول داشتند...یعنی توحید در خالقیت و توحید در روبوبیت...

قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَمَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ۚ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ ۚ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ

بگو: «چه کسی شما را از آسمان و زمین روزی می‌دهد؟ یا چه کسی مالک (و خالق) گوش و چشمهاست؟ و چه کسی زنده را از مرده، و مرده را از زنده بیرون می‌آورد؟ و چه کسی امور (جهان) را تدبیر می‌کند؟» بزودی (در پاسخ) می‌گویند: «خدا»، بگو: «پس چرا تقوا پیشه نمی‌کنید (و از خدا نمی‌ترسید)؟!(یونس /31)

اینطور پیداست مشکل اصلی مشرکان مکه همین واسطه تراشی ها بوده...بیشتر ما کم و بیش در زندگی دچار اعمال شرک آمیز میشیم که خودمون هم متوجه نمی شیم....حتی مومن هم ممکنه دچار شرک بشه... این حقیقتیه که قرآن تصریح کرده :

وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ

و بيشترشان به خدا ايمان نياورند بلكه همچنان مشركند(یوسف/106)

سلام علیکم

آیه ۳ سوره زمر مربوط به اصنام است بتهایی مانند لات عزی و منات دختران الله توصیف شده و بعنوان خدایان مستقل از خدا "پرستش" میشدند ( ما "نعبدهم" در آیه ۳ سوره زمر دقت بفرمایید )

 لازمه تعبد و پرستش اعتقاد به الوهیت است . 

با وجودیکه عموما بت ها در جاهلییت شانیت واحدی نزد عموم قبائل نداشتند و برخی قبایل و افراد حتی برای خود بتهایی اختصاصی داشتند ولی قریش لات و عزی و منات را دختران خدا دانسته و آنها را در عین اینکه خدایان زن میدانستند بواسطه رابطه پدر دختری با الله آنها را واسطه و وسیله تقرب فرض میکردند .

 

مساله بعد اینکه کلمه وصف عبادت و پرستش را زمانی میشود در مورد اعمال شخصی بکار برد که اعتقاد به الوهیت معبودش ثابت باشد و فرد خود را عبد و بنده و معلول آن خدا بداند .

 

برای اینکه از موضوع تاپیک منحرف نشیم،اگر در جای مناسب در مورد توسل بحث بشه بهتره ...

استاد مسلم بزرگوار سلام ، ابتدا تقاضا میکنم بحث را محدود به دین خاص نفرمایید مستحضرید در اینگونه مباحث نمیتوان از کتب مقدس یک دین برای اثبات یا انکار موضوعی استدلال آورد زیرا بحث نماد سازی برای خداوند مختص دین خاصی نیست . در اینکه نماد سازی برای یادآوزی خداوند موجب تحقق شرک میشود دو نکته وجود دارد اول تعریف ما از شرک است و دوم ساختن تصویری از خداوند بر اساس خصلت های انسانی و بعضا مذموم که منجر به ایجاد ذهنیتی میشود که بیشتر در روابط بین انسانها صادق است تا رابطه بین انسان و خداوندی که هیچ نیازی به انسان و عبادتش ندارد . اما نکته مهم که موجب پراکندگی موضوع و تذکر بدیهیات گردید برداشت جنابعالی از عرایض و تطبیق آن با جنبه های مردودی است که نفی آنها به استدلال نیاز نداشته و قضاوت عقل برای بطلان این عقاید کفایت میکند وقتی عرض میشود انسان عاقل از آنچه خود ساخته تقاضای حاجت نمیکند پس موضوع توسل و پرستش منتفی است و بفرموده موضوعیت خداست انسان تنهاست و باید به خدا توکل کند اگر در این مسیر انسان از ابزارهایی کمک بگیرد که مانع انحراف او شود و در نقش متذکر دایما انسان را متوجه رسالت خود نماید آیا باز هم محل اشکال است ؟ بعنوان مثال عموما انسانهای متدین تسبیح در دست دارند تا آنها را به ذکر خداوند یادآوری نماید آیا استفاده از ابزاری که مانع فراموشی خداوند میشود مرزی با بت پرستی نداشته و باید آنرا مطرود دانست لطفا راهنمایی فرمایید ممنون از زحمات

سلام علیکم

من نمیدانم چطور ممکن میشود کسی رو به شرک متهم کرد در حالیکه شریکی برای خدا در الوهیت قائل نیست .

موصوع نفس که اشاره کردید یک اصطلاح است . تا زمانی که فرد قائل به الوهیت خدا و

غیر خدا ( دون الله ) نشود ، حال چه نفس خود باشد مثل آنچه که در عرفانهای کاذب شایع هست

یا قائل به الوهیت حدا و  دون الله مثل نفس دیگری ( حضرت مسیح یا یعقوب یا عزیز مصر ) یا جمع این دو یعنی الوهیت خدا و دون الله اعم از خود و یعقوب و قومش ( مثل یهود ) 

"اعتقادا" نفس پرست محسوب نمیشود . بلکه بواسطه صرف اطاعت از نفس خود در برابر امر الهی ، "اصطلاحا" ، نفس پرست خوانده میشود . این شخص شرک خفیف دارد چیزی که اکثر ابنا بشر مبتلا به هستند حتی به اندازه ارزنی اهمال  

 

سلام علیکم

سلام به شما

پست رو ویرایش کردم چون احساس کردم بحث مورد نظر استارتر محترم در مورد توسل نیست...

سلام علیکم

سلام به شما

پست رو ویرایش کردم چون احساس کردم بحث مورد نظر استارتر محترم در مورد توسل نیست...

و علیکم السلام

بسیار خب این بحث رو هر چند قبلا در این سایت زیاد مطرح شده ولی اگر میسر شد در تاپیک دیگری در رابطه با شرک و آیه ۱۹۴ سوره آل عمران  ان شا الله ادامه میدهیم .

 

سلام

پرستش بتها به شکلی که ذکر شد نوعی «توسل ناصحیح» است و شناخت تفاوت بین توسل صحیح و ناصحیح، مسئله کاربردیه که می تونیم از این بحث یاد بگیریم.

وقتی تفاوت این دو بدونیم، تفاوت نمادسازی صحیح و ناصحیح هم مشخص میشه.

الان از هر زائری بپرسید مثلا اگر خدا نخواهد آیا امام رضا(ع) می واند حجاب شما را بدهد می گوید خیر! یعنی می داند که امام رضا(ع) به خدا وابسته است و قدرتی در عرض قدرت خدا نیست، اما بت پرستان بت ها را در تدبیر جهان مستقل می دانستند.

در بین معتقدان به تثلیث هم فکر نمی کنم اعتقاد بر این باشه که حضرت عیسی و روح القدس کاری را بر خلاف خواست خدا انجام دهند. پس چرا آن عقیده شرک در نظر گرفته میشه؟

سلام علیکم

اگر در تثلیث چنین نظری دادند یعنی اگر گفتند خدای پسر مستقل نیست دیگر تثلیث نیست ثنویت است . و اگر گفتند روح القدس هم مستقل نیست ، قائل به ترکیب خدایند که در کلام مسیحی مطابق گفتار سنت آگوستین و آکوینی چنین چیزی مورد قبول نیست . استقلال خدایان سه گانه در تثلیث ثابت است . لذا تثلیث گفته میشود .

اما بعد

ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جائوک 

و آنهایی که بر خودشان بدی روا داشتند بازگردند

واستغفروا الله 

و توبه و انابه بدرگاه خدا داشته باشند

واستغفرُ لَهُمُ الرَّسول 

و رسول برایشان استغفارکند ( بدرگاه خداوند ) واسطه استعفار رسول الله است 

لوجدوالله توابا رحیما

پس خداوند را توبه پذیر و مهربان خواهید یافت

 

راه استغفار رو خداوند چنین ترسیم کرده ، این واسطه نه بت است نه خداست نه چیز دیگری 

سلام

این موجودات که بت ها رو بعنوان نمادی برای اونها میساختند چه موجوداتی بودند؟ خیالی بودند یا واقعی؟

 

سلام بعضی واقعی بودندمثل خورشید و ماه و ستارگان و دریا و..... بعضی دیگر غیرواقعی وخیالی بودند مثل اسطوره های یونانی و رومی و مصری و....... بیشتر ترکیبی ازخیال و واقعیت بوده مثلا درمورد خورشید و روز و شب و پدیده های طبیعت داستانسرایی میکردند که این فرزند آن بوده بعد با آن یکی ازدواج کرده و بعد فرزندانشان با هم جنگیدند و آن یکی غالب شده و حتی مسائل غیراخلاقی را هم وارد داستانهایشان میکردند

سلام ، عموما تصور میکنیم مردمانی که در گذشته زندگی میکرده اند کند ذهن و نادان بوده اند و انسانهای امروز بسیار باهوش تر از آنها هستند در حالیکه معتقدم اصلا اینطور نیست این فرض که انسانها در گذشته آنقدر از عقلانیت فاصله گرفته بودند که دست ساخته ی خود را پرستش میکردند ساده انگارانه بنظر میرسد برای درک بهتر بت پرستی لازم است آنرا ریشه یابی و علت یابی کنیم تا میزان دخالت عقلانیت در این رسم کهن که تا امروز ادامه یافته روشن گردد آنچه مسلم است قضیه به این سادگی نیست که انسان سنگ و چوبی را بتراشد و سپس در برابرش تعظیم و کرنش نماید این ساده ترین و آسان ترین برداشت از بت پرستی است ولی قطعا همه حقایق پنهان و پیدای آنرا در بر نمیگیرد همینکه این رسم بظاهر ابلهانه تا امروز دوام یافته نشان میدهد فلسفه ای در دل آن وجود دارد که نتوانستیم یا نخواستیم در مورد آن تحقیق نماییم ممنون .

سلام علیکم

نه باور کنید مردم الان هم با وجودیکه ادعا میشود پیشرفته هستند و باهوش چیزی از جهالت از آبا و اجدادشان کم ندارند و هرگز توانایی شناختی جامع از ماهیت هستی و خود و غایت و مقصود از حیات خود را ندارند و نمیتوانند بشناسند .

برای همین با تمام توان ، بتهایی از خیالات و اوهام یا از عقل مستقل مبتلا به نسبیت یا از تمایلات غریزی یا از الهامات اجنه و ... میسازند و شبانه روز به بطالت مشعول آنها میگردند .

کتابهایی مثل الاصنام هشام الکلبی و باورها و اسطوره های عرب پیش از اسلام محمود سلیم الحوت در نت موجود است اگر مایلید میتوانید و مطالعه کنید .

سلام علیکم

نه باور کنید مردم الان هم با وجودیکه ادعا میشود پیشرفته هستند و باهوش چیزی از جهالت از آبا و اجدادشان کم ندارند و هرگز توانایی شناختی جامع از ماهیت هستی و خود و غایت و مقصود از حیات خود را ندارند و نمیتوانند بشناسند .

برای همین با تمام توان ، بتهایی از خیالات و اوهام یا از عقل مستقل مبتلا به نسبیت یا از تمایلات غریزی یا از الهامات اجنه و ... میسازند و شبانه روز به بطالت مشعول آنها میگردند .

کتابهایی مثل الاصنام هشام الکلبی و باورها و اسطوره های عرب پیش از اسلام محمود سلیم الحوت در نت موجود است اگر مایلید میتوانید و مطالعه کنید .

سلام ، با اینکه جنابعالی به ماهیت و مقصد و مقصود هستی و نظام حاکم بر کاینات پی برده اید و بر حکمت خلقت اشراف کامل دارید با اینحال جاهل خواندن مردم و اجدادشان بصورت عام دور از منش علماست اجازه دهید از معلومات شما بهره ببرم لطفا بفرمایید خدایی که شما پرستش آنرا دلیل عقلانیت و دانایی میدانید چه برتری هایی نسبت به بتها دارد و حاصل جنابعالی از این انتخاب چه بوده است ممنون .

سلام علیکم

سوال عجیبی است ! بت ها معلول و مصنوع دست مخلوقشان هستند . حال آنکه ما بدنبال علت خود هستیم نه معلول خود . 

دانستن این مساله نیاز به علامه دهر شدن ندارد ، در قرآن این دلیل عقلی در داستان حضرت ابراهیم ، آمده !

سلام علیکم

سوال عجیبی است ! بت ها معلول و مصنوع دست مخلوقشان هستند . حال آنکه ما بدنبال علت خود هستیم نه معلول خود . 

دانستن این مساله نیاز به علامه دهر شدن ندارد ، در قرآن این دلیل عقلی در داستان حضرت ابراهیم ، آمده !

سلام ، این سوال مانع شما برای جستجو و یافتن علت نیست جنابعالی میتوانید همچنان برای یافتن علتی که بدنبالش هستید تلاش کنید فقط در نظر بگیرید آنچه را که شما علت می نامید ممکن است از دید خیلی ها معلول ذهن شما باشد بهتر بود بجای خدشه وارد کردن بر سوال به پاسخ آن فکر میکردید و نکته آخر از باب توصیه عرض میکنم استدلال باید بر مفاهیم مورد قبول مخاطب استوار باشد استدلال با تکیه بر باورهای خود فاقد وجاهت و ارزش است یا علی .

سلام علیکم

سوال عجیبی است ! بت ها معلول و مصنوع دست مخلوقشان هستند . حال آنکه ما بدنبال علت خود هستیم نه معلول خود . 

دانستن این مساله نیاز به علامه دهر شدن ندارد ، در قرآن این دلیل عقلی در داستان حضرت ابراهیم ، آمده !

سلام ، این سوال مانع شما برای جستجو و یافتن علت نیست جنابعالی میتوانید همچنان برای یافتن علتی که بدنبالش هستید تلاش کنید فقط در نظر بگیرید آنچه را که شما علت می نامید ممکن است از دید خیلی ها معلول ذهن شما باشد بهتر بود بجای خدشه وارد کردن بر سوال به پاسخ آن فکر میکردید و نکته آخر از باب توصیه عرض میکنم استدلال باید بر مفاهیم مورد قبول مخاطب استوار باشد استدلال با تکیه بر باورهای خود فاقد وجاهت و ارزش است یا علی .

و علیکم السلام

بشخصه انتظار داشتم به این زودی نتیجه نگیرید و کار رو به توصیات ختم نمیکردید و مسائل بیشتری مطرح کنید

اما اینکه خداوند معلول ذهن ما باشد یک معالطه ذهنی است ازین حیث که تمامی واقعیات نیز میتوانند معلول ذهن تلقی شوند و به این مناط و روش معرفتی قطعابه دام سفسطه دچار شویم و هیچ واقعیتی رو نخواهیم پذیرفت . 

اما بعد اینکه آنچه که ما علت میپنداریم دیگران معلول میدانند ، خلط ذهنی دیگر حاصل از کلی گویی است . 

هیچ امر بدیهی ای برای همه انسانها از حیث پذیرش یکسان نیستند . این مساله و اشکال دلالت بر این نمیکند  امر بدیهی ای وجود ندارد بلکه مشکل از ظرف پذیرش است .

 و معیار اصلی این ظرف ها نیست ، ملاک حقیقتی است که در کلام موجود است . حال کسی خواست بپذیرد و هر کس نخواست نپذیرد .

ومن الله التوفیق 

 

با سلام

به نظرم این سوال دو قسمت میشه:

۱- ستایش یا درخواست از موجودات غیر از خدا در چه صورت مجازه و با چه شرایطی غیر مجاز؟ در چه صورتی این ستایش و درخواست پرستش محسوب میشه؟ اگر حالت توسل داشته باشه در چه صورت مجازه و در چه صورت غیر مجاز؟

۲- نمادسازی برای این موجودات چه حکمی دارد؟

 

به نظرم اسلام بیشتر روی پرستش موجودات بحث داره تا نمادسازی برای اونها. نمادسازی تقریبا در همه مذاهب هست.

سلام علیکم

و علیکم السلام

بشخصه انتظار داشتم به این زودی نتیجه نگیرید و کار رو به توصیات ختم نمیکردید و مسائل بیشتری مطرح کنید

اما اینکه خداوند معلول ذهن ما باشد یک معالطه ذهنی است ازین حیث که تمامی واقعیات نیز میتوانند معلول ذهن تلقی شوند و به این مناط و روش معرفتی قطعابه دام سفسطه دچار شویم و هیچ واقعیتی رو نخواهیم پذیرفت . 

اما بعد اینکه آنچه که ما علت میپنداریم دیگران معلول میدانند ، خلط ذهنی دیگر حاصل از کلی گویی است . 

هیچ امر بدیهی ای برای همه انسانها از حیث پذیرش یکسان نیستند . این مساله و اشکال دلالت بر این نمیکند  امر بدیهی ای وجود ندارد بلکه مشکل از ظرف پذیرش است .

 و معیار اصلی این ظرف ها نیست ، ملاک حقیقتی است که در کلام موجود است . حال کسی خواست بپذیرد و هر کس نخواست نپذیرد .

ومن الله التوفیق 

 

سلام مجدد بنده از باب آموختن در خدمت هستم از حضورتان عذرخواهی میکنم که باید عرض کنم در فرمایشات شما تناقض و ابهام وجود دارد شما از علت سخن میگویید و من آنرا معلول ذهن شما میدانم این مغالطه نیست اگر من از شما بخواهم برای اثبات ادعای خود دلیل بیاورید . با کدام معیار میفرمایید تمام واقعیت ها میتواند معلول ذهن ما باشد لااقل بپذیرید آنچه را که علوم تجربی اثبات میکند واقعیت ملموس است که خصوصیات آن بر اساس معیارهای این دنیا تعریف میشود . آنچه را که شما خلط ذهنی می نامید بسیار شفاف است شما مدعی شناخت و درک ماهیت علت اول هستید   من از شما استدلال منطقی برای اثبات موضوع میخواهم تا زمانیکه قادر به ارایه ادله نباشید طبیعی است که آنرا پرداخته ی ذهن شما بدانم . امور بدیهی تعریف دارد و آن اشتراک رای همگان در وجود یا عدم وجود امری است چطور ممکن است امری بدیهی باشد ولی عده ای در بداهتش تردید داشته باشند . نکته آخر اگر کلامی حامل حقیقتی باشد با ملاک عقلانیت قابل اثبات است صرف ادعا مبین حق گویی نیست با ارادت و عذر مجدد

سلام

خب  خداوندی که با براهین متعدد عقلی ، اعم از فلسفی و کلامی ، اثبات شده رو با کلی گویی یک معلول ذهنی و ذهن ساخت بدانیم ، قطعا این یک معالطه است .

 این براهین کاملا عقلی اند محصول خیالات و وهمیات نیستد

اما بعد

آنچه که علوم تجربی میپذیرند یا نمی پذیرند رو واقعا نمیدانم چه ربطی به موصوع دارند که مطرح کردید . 

در هر حال شاید مطلع نبودید و نیستید . برای  وجود خداوند و همانا علت هستی ،  واجب الوجود براهین عقلی فلسفی و کلامی موجود است در این سایت هم مطرح شده کمی سرچ کنید در دسترس تان می باشد .

 

 

با سلام

به نظرم این سوال دو قسمت میشه:

۱- ستایش یا درخواست از موجودات غیر از خدا در چه صورت مجازه و با چه شرایطی غیر مجاز؟ در چه صورتی این ستایش و درخواست پرستش محسوب میشه؟ اگر حالت توسل داشته باشه در چه صورت مجازه و در چه صورت غیر مجاز؟

۲- نمادسازی برای این موجودات چه حکمی دارد؟

 

به نظرم اسلام بیشتر روی پرستش موجودات بحث داره تا نمادسازی برای اونها. نمادسازی تقریبا در همه مذاهب هست.

با سلام و تشکر ، با احترام آنچه در قسمت اول فرمودید برداشت صحیحی نیست اصلا صحبت از غیر خدا نیست هستی یک خدا دارد که قابل تقسیم نیست یک بت پرست هرگز چوب و سنگ را خدا نمیداند بلکه بت را تجسمی از خدای واحد میداند که برای ملموس تر شدن مفهوم خدا آنرا ساخته و به نیابت از خدا آنرا پرستش میکند اصلا فلسفه بت سازی رهایی از ابهاماتی است که در شناخت ماهیت خداوند پیش میاید حتی در عصر حاضر هم انسان های موحد قادر به ارایه تعریف مشترک از ماهیت خداوند نیستند و ابهامات حل نشده در خصوص ذات ازلی ابدی خدا کم نیست سوال بنده این است اگر ما قادر به توضیح شفاف و ملموس ماهیت خداوند نیستیم چه اشکالی دارد اگر کسی خود را درگیر آنچه که قابل حل نیست نکند و نمادی را بعنوان تجسم خداوند یگانه پرستش نماید وقتی این شخص معترف است هدف از عبادت این نماد پرستش همان خدای واحدی است که ما می پرستیم آیا محل اشکال است هدف دفاع و برائت بت پرستی نیست سوال ساده ای است که حتما علمای بزرگوار سایت پاسخی برای راهنمایی دارند . با فرمایش شما موافقم که نماد سازی در اغلب مذاهب وجود دارد پس بهتر است سوال بخش دوم کلام شما را اینگونه مطرح کنیم که نماد سازی برای خداوند یگانه (نه موجودات موهوم) چه حکمی دارد ممنون و سپاس .

 

سلام

خب  خداوندی که با براهین متعدد عقلی ، اعم از فلسفی و کلامی ، اثبات شده رو با کلی گویی یک معلول ذهنی و ذهن ساخت بدانیم ، قطعا این یک معالطه است .

 این براهین کاملا عقلی اند محصول خیالات و وهمیات نیستد

اما بعد

آنچه که علوم تجربی میپذیرند یا نمی پذیرند رو واقعا نمیدانم چه ربطی به موصوع دارند که مطرح کردید . 

در هر حال شاید مطلع نبودید و نیستید . برای  وجود خداوند و همانا علت هستی ،  واجب الوجود براهین عقلی فلسفی و کلامی موجود است در این سایت هم مطرح شده کمی سرچ کنید در دسترس تان می باشد .

 

سلام ، عزیز بزرگوار قرنهاست ادعا میکنیم براهین مختلفی در اثبات وجود خداوند اقامه شده است ولی عرض میکنم آنچه شما برهان میدانید چیزی جز برداشت شخصی یک عالم از ماهیت خداوند نیست وقتی از اثبات سخن میگوییم باید قاطع بدون استثنا غیر قابل نقض و به اصطلاح متقن باشد براهینی که شما به آنها استناد میکنید اگر بلا اشکال هستند چرا به ملحدان عرضه نمیکنید تا موحد شوند بنابراین همانطور که شما مرا به کلی گویی و مغالطه متهم میکنید این حق برای بنده نیز محفوظ است . اگر به فرمایشات خود در مورد مولود ذهنی بودن تمام واقعیت های هستی توجه فرمایید ارتباط علوم تجربی و اصل وجود برایتان روشن میشود حقیر براهینی مورد نظر شما را در حد سواد محدودم مطالعه کردم و با تاسف باید عرض کنم آنچه از آنها ایفاد میشود با ارفاق اثبات وجود است و ادله ی متقنی در تثبیت هدفمندی و صفات وجود دیده نمیشود آنطور که میفرمایید جنابعالی بر این براهین اشراف کامل دارید عده ای ادعا میکنند حیات در زمین تصادفی شکل گرفته است لطفا مردود بودن این ادعا را با توجه به براهین مختلف کلامی و فلسفی اثبات فرمایید تا از علم شما بیاموزم ممنون

سلام علیکم

عرض کردم معیار صدق و کذب یک برهان عقلی پذیرش همگانی نیست .

ثانیا پذیرش عقلی یک مساله برای افراد الزام آور نیست انسانها درست و علط خیلی رفتارها و عادات رو میدونند ولی الزاما به آن متعهد نمیشن . حتی اگر دلیل علمی از علوم تجربی باشه مثل علم به مضر بودن مصرف سیگار و مشروب و مواد مخدر و .. که صرف اطلاع برایشان الزام آور نیست . 

پس صرف اثبات برهانی و عقلی وجود شی مستلزم پذیرش افراد نیست نتیجتا عدم پذیرش همگانی دلالت بر نبود برهان عقلی نمیکند

ثالثا بت ها مصنوع بشرند ، معلولند ، ما دنبال علت میگردیم . بنده جایی نگفتم تمام واقعیات مصنوع و مجعول ذهنی اند . نمیدانم کجا شنیدید اینجا پاسخ میدید !

رابعا ادله و براهین فلسفی و کلامی رو میفرمایید خوندید و فهمیدید . ولی اقناع نشدید . هر برهانی رو که اشکالی بر اون دارید و اشکالتان عقلی است مطرح کنید مشتاق استماعشان هستیم  

خامسا تصادف یعنی ندانستن علت یا سلسله علل . پس ندانستن نمیتواند دلیل باشد . یعنی نمیتوان گفت : دنیا از آنچه که نمیدانم و آنچه که چگونگی اش را نمیدانم ، شکل گرفته 

و بعد ادعا کرد این یک قضیه عقلی برای اثبات علت جهان است . 

 

اما بعد

اینکه بتها آثاری هستند تجسد یافته  از تمایل بشری به اعتقاد به ملجا و پناه یا خداوندگاری ، مبین فطرت خداجوی بشری است . و این گرایش صحیح دال بر این نیست که ساخته صحیح و غیر منحرفی را هم ارائه کرده باشند

نظرات دیگری در علت شکل گیری بت ها غیر میل درونی و فطری بشر وجود دارد که میگوید بت در خلاء تحریف و انحراف از ادیان الهی ساخته شده ، و مفاهیم هدایتگر در قالب بتها تعییر یافته و منحرف شده

لذا بت ها بیشتر از اینکه محکی از خداجویی باشند بواسطه انحرافاتی که یافته اند نماد جهل و جهالت ابناء بشرند

 نکته مهم که موجب پراکندگی موضوع و تذکر بدیهیات گردید برداشت جنابعالی از عرایض و تطبیق آن با جنبه های مردودی است که نفی آنها به استدلال نیاز نداشته و قضاوت عقل برای بطلان این عقاید کفایت میکند وقتی عرض میشود انسان عاقل از آنچه خود ساخته تقاضای حاجت نمیکند پس موضوع توسل و پرستش منتفی است و بفرموده موضوعیت خداست انسان تنهاست و باید به خدا توکل کند اگر در این مسیر انسان از ابزارهایی کمک بگیرد که مانع انحراف او شود و در نقش متذکر دایما انسان را متوجه رسالت خود نماید آیا باز هم محل اشکال است ؟ بعنوان مثال عموما انسانهای متدین تسبیح در دست دارند تا آنها را به ذکر خداوند یادآوری نماید آیا استفاده از ابزاری که مانع فراموشی خداوند میشود مرزی با بت پرستی نداشته و باید آنرا مطرود دانست لطفا راهنمایی فرمایید ممنون از زحمات

خب بخشی از پاسخ که مسئله عدم جواز پرستش این نمادها بود در جای خود گذشت و شما هم اشاره دارید از این پاسخ عبور کنیم و برویم سراغ اصل نماد سازی به جای پرستش.

ببینید پاسخ این بخش از فرمایش شما این است که این نمادسازی باید از جانب خداوند تعیین شود، نه از جانب انسان. مثلا ما هرگز نمی توانیم کعبه ای بسازیم و آن را خانه خدا برای پرستش قلمداد کنیم. خداوند این بت ها را به عنوان نماد نمی پذیرد.  اساسا چه نماد، و چه واسطه و چه هر مقوله مشابه دیگری بین دو چیز باید از جانب بالا وضع شود، نه از جانب پایین. مثلا اگر ما به دنبال یک واسطه میان مردم و رئیس جمهور هرگز نمی تواند از سوی مردم تعیین شود، چون آن بالا این واسطه را قبول ندارند! این واسطه باید از بالا تعیین شود.

مثال هایی مانند تسبیح و مانند آن هم مثال های درستی نیستند، چون هرگز نقش تسبیح با نقش بت ها یکسان نیست. تسبیح برای شمارش ذکر اس، اصلا نماد ذکر نیست، تقدسی هم ندارد، اما بت خودش موضوعیت دارد، در نگاه بت پرستان تقدس دارد، به آن سجده میشود، واسطه تلقی می شود.

با سلام و تشکر ، با احترام آنچه در قسمت اول فرمودید برداشت صحیحی نیست اصلا صحبت از غیر خدا نیست هستی یک خدا دارد که قابل تقسیم نیست یک بت پرست هرگز چوب و سنگ را خدا نمیداند بلکه بت را تجسمی از خدای واحد میداند که برای ملموس تر شدن مفهوم خدا آنرا ساخته و به نیابت از خدا آنرا پرستش میکند اصلا فلسفه بت سازی رهایی از ابهاماتی است که در شناخت ماهیت خداوند پیش میاید حتی در عصر حاضر هم انسان های موحد قادر به ارایه تعریف مشترک از ماهیت خداوند نیستند و ابهامات حل نشده در خصوص ذات ازلی ابدی خدا کم نیست سوال بنده این است اگر ما قادر به توضیح شفاف و ملموس ماهیت خداوند نیستیم چه اشکالی دارد اگر کسی خود را درگیر آنچه که قابل حل نیست نکند و نمادی را بعنوان تجسم خداوند یگانه پرستش نماید وقتی این شخص معترف است هدف از عبادت این نماد پرستش همان خدای واحدی است که ما می پرستیم آیا محل اشکال است هدف دفاع و برائت بت پرستی نیست سوال ساده ای است که حتما علمای بزرگوار سایت پاسخی برای راهنمایی دارند . با فرمایش شما موافقم که نماد سازی در اغلب مذاهب وجود دارد پس بهتر است سوال بخش دوم کلام شما را اینگونه مطرح کنیم که نماد سازی برای خداوند یگانه (نه موجودات موهوم) چه حکمی دارد ممنون و سپاس .

سلام درتمدنهایی مثل یونان و روم و مصر و....... بتها نماد خدای یگانه نبودند بلکه آنها مجموعه ای از خدایان را عبادت میکردند مثلا یونانیها 12 ایزد المپ نشین را عبادت میکردند که ازبین اینها زئوس را پادشاه خدایان مینامیدند همچنین به سه خدای اصلی یعنی زئوس خدای آسمان،پوزئیدون خدای دریاها،هادس خدای دنیای زیرین معتقد بودند میگفتند اینها برادر بودند وبعد با قرعه کشی جهان را بین خودشان تقسیم کردند

سلام درتمدنهایی مثل یونان و روم و مصر و....... بتها نماد خدای یگانه نبودند بلکه آنها مجموعه ای از خدایان را عبادت میکردند مثلا یونانیها 12 ایزد المپ نشین را عبادت میکردند که ازبین اینها زئوس را پادشاه خدایان مینامیدند همچنین به سه خدای اصلی یعنی زئوس خدای آسمان،پوزئیدون خدای دریاها،هادس خدای دنیای زیرین معتقد بودند میگفتند اینها برادر بودند وبعد با قرعه کشی جهان را بین خودشان تقسیم کردند

سلام مجدد ، بحث چند خدایی و اعتقاد به خدایانی که مدیریت جهان را بین خود تقسیم کرده اند تاریخ مصرف خود را از دست داده و امروزه کمتر کسی به چند خدایی اقبال نشان میدهد علیهذا اگر هم چنین اعتقادی وجود داشته باشد ارتباطی به بت پرستی پیدا نمیکند زیرا این بت پرستی نیست که موجب پیدایش چنین اعتقادی شده است بعبارت دیگر نظام اعتقادی بر نماد سازی تقدم دارد و ساخت و پرستش بت بر اساس اعتقاد شکل میگیرد بت پرستانی هستند که به الهه های گوناگون معتقد بوده و برای هر کدام نمادی ساخته و عبادت میکنند مورد بحث و سوال مطرح شده این است اگر شخص موحد برای پرستش و عبادت خدای یگانه نمادسازی نماید آیا دچار شرک شده یا خیر و چرا ؟ ممنونم از توجهتون

خب بخشی از پاسخ که مسئله عدم جواز پرستش این نمادها بود در جای خود گذشت و شما هم اشاره دارید از این پاسخ عبور کنیم و برویم سراغ اصل نماد سازی به جای پرستش.

ببینید پاسخ این بخش از فرمایش شما این است که این نمادسازی باید از جانب خداوند تعیین شود، نه از جانب انسان. مثلا ما هرگز نمی توانیم کعبه ای بسازیم و آن را خانه خدا برای پرستش قلمداد کنیم. خداوند این بت ها را به عنوان نماد نمی پذیرد.  اساسا چه نماد، و چه واسطه و چه هر مقوله مشابه دیگری بین دو چیز باید از جانب بالا وضع شود، نه از جانب پایین. مثلا اگر ما به دنبال یک واسطه میان مردم و رئیس جمهور هرگز نمی تواند از سوی مردم تعیین شود، چون آن بالا این واسطه را قبول ندارند! این واسطه باید از بالا تعیین شود.

مثال هایی مانند تسبیح و مانند آن هم مثال های درستی نیستند، چون هرگز نقش تسبیح با نقش بت ها یکسان نیست. تسبیح برای شمارش ذکر اس، اصلا نماد ذکر نیست، تقدسی هم ندارد، اما بت خودش موضوعیت دارد، در نگاه بت پرستان تقدس دارد، به آن سجده میشود، واسطه تلقی می شود.

عرض سلام و ادب حضور استاد مسلم بزرگوار ، برادر دانشمند با رضایت می پذیرم که در برابر دانسته های شما بنده توان مقابله ندارم اما تقاضا میکنم آنچه را میدانید با این احتمال که حقیر نمیدانم تغییر معنا ندهید آنجا که عرض کردم موضوع پرستش و توسل به آنچه خود ساخته ایم منتفی است قطعا دریافته اید که این به معنای خدا ندانستن بتهاست بعبارت دیگر انجام اعمال عبادی بتها را جایگزین خداوند نمیکند از آنها بعنوان ابزاری برای ارتباط ملموس تر با خداوند استفاده میشود برداشت حضرتعالی از این معنا که منتج به صدور حکم رد جواز پرستش شده منظور نظر بنده نبوده است . فرموده اید سبک و سیاق عبادت و الزامات آن از بالا به انسان ابلاغ میگردد و غیر از آن هرچه باشد انحراف از مسیر هدایت است لطف میکنید اگر بفرمایید با استناد به کدام مرجع و مسند قضاوت در خصوص شیوه های مختلف عبادت خداوند را جایز دانسته و در تایید یا رد آنها حکم صادر میفرمایید قلبا تشکر میکنم و مدیون راهنمایی های شما هستم . 

سلام علیکم

عرض کردم معیار صدق و کذب یک برهان عقلی پذیرش همگانی نیست .

ثانیا پذیرش عقلی یک مساله برای افراد الزام آور نیست انسانها درست و علط خیلی رفتارها و عادات رو میدونند ولی الزاما به آن متعهد نمیشن . حتی اگر دلیل علمی از علوم تجربی باشه مثل علم به مضر بودن مصرف سیگار و مشروب و مواد مخدر و .. که صرف اطلاع برایشان الزام آور نیست . 

پس صرف اثبات برهانی و عقلی وجود شی مستلزم پذیرش افراد نیست نتیجتا عدم پذیرش همگانی دلالت بر نبود برهان عقلی نمیکند

ثالثا بت ها مصنوع بشرند ، معلولند ، ما دنبال علت میگردیم . بنده جایی نگفتم تمام واقعیات مصنوع و مجعول ذهنی اند . نمیدانم کجا شنیدید اینجا پاسخ میدید !

رابعا ادله و براهین فلسفی و کلامی رو میفرمایید خوندید و فهمیدید . ولی اقناع نشدید . هر برهانی رو که اشکالی بر اون دارید و اشکالتان عقلی است مطرح کنید مشتاق استماعشان هستیم  

خامسا تصادف یعنی ندانستن علت یا سلسله علل . پس ندانستن نمیتواند دلیل باشد . یعنی نمیتوان گفت : دنیا از آنچه که نمیدانم و آنچه که چگونگی اش را نمیدانم ، شکل گرفته 

و بعد ادعا کرد این یک قضیه عقلی برای اثبات علت جهان است . 

 

اما بعد

اینکه بتها آثاری هستند تجسد یافته  از تمایل بشری به اعتقاد به ملجا و پناه یا خداوندگاری ، مبین فطرت خداجوی بشری است . و این گرایش صحیح دال بر این نیست که ساخته صحیح و غیر منحرفی را هم ارائه کرده باشند

نظرات دیگری در علت شکل گیری بت ها غیر میل درونی و فطری بشر وجود دارد که میگوید بت در خلاء تحریف و انحراف از ادیان الهی ساخته شده ، و مفاهیم هدایتگر در قالب بتها تعییر یافته و منحرف شده

لذا بت ها بیشتر از اینکه محکی از خداجویی باشند بواسطه انحرافاتی که یافته اند نماد جهل و جهالت ابناء بشرند

عرض ارادت ، سالها قبل یک روحانی محترم در تبیین نظم و نظام حاکم بر جهان در تلویزیون فرمودند : " اگر انگشت شست را نداشتیم چگونه دکمه ی پیراهن خود را می بستیم " این را عرض کردم تا بر برهان نظم که یکی از مهم ترین براهین است متمرکز شویم آنچه را که نظم هستی میخوانیم در کنار بی نظمی معنا پیدا میکند بعبارت دیگر برهان نظم مدعی است جهان دارای نظمی است که نیاز به ناظم دارد خوب اگر هستی ناظم نداشت قاعدتا باید دچار بی نظمی میشد لطفا این بی نظمی را تعریف کنید و سرنوشت انسان را در این ورطه ی بی نظمی توضیح دهید برای چیدن میوه از درخت قطعا باید نهالی کاشت یعنی میوه نتیجه ای است که از کاشت درخت حاصل میشود نظم دانستن فرآیند کاشت و برداشت در ظاهر صحیح است ولی باید توجه کرد راه دیگری برای این منظور وجود ندارد هستی اگر قرار است هستی فعلی باشد باید مسیری را طی میکرده که تاکنون طی کرده است آیا این مسیر یک طرفه را میتوان نظم نامید ؟

سلام

به نظرم سوال اصلی جلال الدین عزیز این باشه:

آیا می توان یک شیء را واسطه عبادت خدا قرار داد؟

خب اگر این شیء واسط پرستش یک خدای اشتباهی باشه که مردوده، نه فقط به خاطر وجود شیء واسط که به دلیل مردود بودن اصل اعتقاد.

اما آیا میتونیم چنین چیزی را برای پرستش یک خدای صحیح به کار ببریم؟

 

خب نمونه هاشو در اسلام داریم، مثلاً کعبه واسطه پرستش خدا در نظر گرفته میشه. در این بحث ویژگیهایی برای چنین واسطی ذکر شد:

۱- مصنوع بشر نباشد

۲- خدا آن را تعیین کرده باشد

۳- ...

اما به طور مثال ضریح یک مصنوع بشریه که ریشه در رسوم ایرانی داره. اگر اشتباه نکنم، و استفاده از طلا و نقره و ... ریشه در قرآن و روایات ندارند. پس این معیارها نیاز به بازنگری دارند.

سلام علیکم

عرض کردم معیار صدق و کذب یک برهان عقلی پذیرش همگانی نیست .

ثانیا پذیرش عقلی یک مساله برای افراد الزام آور نیست انسانها درست و علط خیلی رفتارها و عادات رو میدونند ولی الزاما به آن متعهد نمیشن . حتی اگر دلیل علمی از علوم تجربی باشه مثل علم به مضر بودن مصرف سیگار و مشروب و مواد مخدر و .. که صرف اطلاع برایشان الزام آور نیست . 

پس صرف اثبات برهانی و عقلی وجود شی مستلزم پذیرش افراد نیست نتیجتا عدم پذیرش همگانی دلالت بر نبود برهان عقلی نمیکند

ثالثا بت ها مصنوع بشرند ، معلولند ، ما دنبال علت میگردیم . بنده جایی نگفتم تمام واقعیات مصنوع و مجعول ذهنی اند . نمیدانم کجا شنیدید اینجا پاسخ میدید !

رابعا ادله و براهین فلسفی و کلامی رو میفرمایید خوندید و فهمیدید . ولی اقناع نشدید . هر برهانی رو که اشکالی بر اون دارید و اشکالتان عقلی است مطرح کنید مشتاق استماعشان هستیم  

خامسا تصادف یعنی ندانستن علت یا سلسله علل . پس ندانستن نمیتواند دلیل باشد . یعنی نمیتوان گفت : دنیا از آنچه که نمیدانم و آنچه که چگونگی اش را نمیدانم ، شکل گرفته 

و بعد ادعا کرد این یک قضیه عقلی برای اثبات علت جهان است . 

 

اما بعد

اینکه بتها آثاری هستند تجسد یافته  از تمایل بشری به اعتقاد به ملجا و پناه یا خداوندگاری ، مبین فطرت خداجوی بشری است . و این گرایش صحیح دال بر این نیست که ساخته صحیح و غیر منحرفی را هم ارائه کرده باشند

نظرات دیگری در علت شکل گیری بت ها غیر میل درونی و فطری بشر وجود دارد که میگوید بت در خلاء تحریف و انحراف از ادیان الهی ساخته شده ، و مفاهیم هدایتگر در قالب بتها تعییر یافته و منحرف شده

لذا بت ها بیشتر از اینکه محکی از خداجویی باشند بواسطه انحرافاتی که یافته اند نماد جهل و جهالت ابناء بشرند

عرض ارادت ، سالها قبل یک روحانی محترم در تبیین نظم و نظام حاکم بر جهان در تلویزیون فرمودند : " اگر انگشت شست را نداشتیم چگونه دکمه ی پیراهن خود را می بستیم " این را عرض کردم تا بر برهان نظم که یکی از مهم ترین براهین است متمرکز شویم آنچه را که نظم هستی میخوانیم در کنار بی نظمی معنا پیدا میکند بعبارت دیگر برهان نظم مدعی است جهان دارای نظمی است که نیاز به ناظم دارد خوب اگر هستی ناظم نداشت قاعدتا باید دچار بی نظمی میشد لطفا این بی نظمی را تعریف کنید و سرنوشت انسان را در این ورطه ی بی نظمی توضیح دهید برای چیدن میوه از درخت قطعا باید نهالی کاشت یعنی میوه نتیجه ای است که از کاشت درخت حاصل میشود نظم دانستن فرآیند کاشت و برداشت در ظاهر صحیح است ولی باید توجه کرد راه دیگری برای این منظور وجود ندارد هستی اگر قرار است هستی فعلی باشد باید مسیری را طی میکرده که تاکنون طی کرده است آیا این مسیر یک طرفه را میتوان نظم نامید ؟

نظم در تکوین ، ساختارمندی و رابطه منسجم اجزاء عالم در یک کلیت است که ، این ساختار در عین اینکه اجزائش  بی وقفه در یک سیر تطوری ای ، مداوما در تعییر و در حرکتند لا یتصور فیها عصیان اصلا در آنها عصیان از رابطه بین خود و دیگر اجزا و در کلیت و ساختار کلی اتفاق نمی افتد

بسیار خب

چرا باید چنین مسیری ثابت بماند . مگر نمیگفتند و بارها تکرار نکردن تصادف علت است ؟ خب این تصادف چرا نظم دیگری در طبیعت ایجاد نکرده که با نظم سابق متمایز و متعارض باشد ؟

این سوال ماست نه سوال شما . اینکه راه چاره ای عیر ازین نیست دلیل اینست که این نظام طبیعی ایجاد کننده  و مقننی دارد .

اگر هیچ ناطمی نبود و بر فرض محال ، تصادف ها نظام طبیعی را ایجاد میکردند همانها هم علت نابودی اش بودند چراکه تصادف دو نتیجه دارد یا اجزایی ایجاد میکردند که بر حسب تصادف ساختارمند شود و یا اجزایی ایجاد میکردند که هر ساختاری را از بین ببرد . 

 

بحث در مورد براهین اثبات خدا خیلی مفصله و در این بحث نمی گنجه.

به نظرم وجود خدا رو باید پیشفرض بحث بگیریم چون فقط در این صورته که نمادسازی برای پرستش خدا می تونه موضوعیت پیدا کنه.

بحث در مورد براهین اثبات خدا خیلی مفصله و در این بحث نمی گنجه.

به نظرم وجود خدا رو باید پیشفرض بحث بگیریم چون فقط در این صورته که نمادسازی برای پرستش خدا می تونه موضوعیت پیدا کنه.

صحیح میفرمایید البته اثبات وجود خداوند شرط لازم برای نماد سازی نیست زیرا آنکه نماد سازی میکند مانند ما به خدایی معتقد است حال اینکه این خدا وجود دارد یا ندارد و وجودش قابل اثبات هست یا نیست دغدغه ای است که چه نماد پرست باشیم یا نباشیم همراه ما هست ممنونم از راهنمایی های خوبتون .

 

 

با عرض سلام

راجع به این جمله بیشتر توضیح می فرمایید

اینکه بتها آثاری هستند تجسد یافته  از تمایل بشری به اعتقاد به ملجا و پناه یا خداوندگاری ، مبین فطرت خداجوی بشری است . و این گرایش صحیح دال بر این نیست که ساخته صحیح و غیر منحرفی را هم ارائه کرده باشند

http://haftoyek.com

سلام علیکم

بسیار خب یه مثال و توصیح ریملی هم میدیم ،

بشر وقتی زیبایی خلقت رو میبینه خالق اون رو هم زیبا میبینه ، یعنی به خودش میگه معطی شی فاقد شی نیست یعنی کسی که زیبایی رو ایجاد کرده خودش فاقد زیبایی نمی تونه باشه پس خدا زیباست ، 

پس از اونچه که از خدا تصور میکنه نماد سازی میکنه ، بت میسازه . یک نماد مشخص (وثن ) یا یک بت زیبا ( صنم و نصب ) ، مثل نارسیس . یا الهه های زیبایی دیگه . بعد براش افسانه سرایی میکنه . اسطوره اش میکنه . این اسطوره تبدیل به یک نماد یا یک بت میشه و زنان و مردان میان ازون خواهش زیبایی میکنن .  

درسته که بشر فطرتا خداجوست ولی تصور او از خدا ، مساوی خدا نیست . پس آنچه که او ساخته  محصول خیال و وهم و ... بطور کل ذهن خودش و دست خودشه

 

 

 

 

 

نظم در تکوین ، ساختارمندی و رابطه منسجم اجزاء عالم در یک کلیت است که ، این ساختار در عین اینکه اجزائش  بی وقفه در یک سیر تطوری ای ، مداوما در تعییر و در حرکتند لا یتصور فیها عصیان اصلا در آنها عصیان از رابطه بین خود و دیگر اجزا و در کلیت و ساختار کلی اتفاق نمی افتد

بسیار خب

چرا باید چنین مسیری ثابت بماند . مگر نمیگفتند و بارها تکرار نکردن تصادف علت است ؟ خب این تصادف چرا نظم دیگری در طبیعت ایجاد نکرده که با نظم سابق متمایز و متعارض باشد ؟

این سوال ماست نه سوال شما . اینکه راه چاره ای عیر ازین نیست دلیل اینست که این نظام طبیعی ایجاد کننده  و مقننی دارد .

اگر هیچ ناطمی نبود و بر فرض محال ، تصادف ها نظام طبیعی را ایجاد میکردند همانها هم علت نابودی اش بودند چراکه تصادف دو نتیجه دارد یا اجزایی ایجاد میکردند که بر حسب تصادف ساختارمند شود و یا اجزایی ایجاد میکردند که هر ساختاری را از بین ببرد . 

ارادت مجدد ، استاد فاتح گرامی هدف از طرح چنین پرسش هایی تبادل دانسته ها و آموختن از دانش شماست لطفا مرا به چشم ملحدی که سعی دارید هدایت فرمایید ملاحظه نکنید این شبهات ممکن است در ذهن بسیاری وجود داشته باشد با مباحثه و طرح ابهامات میتوان امیدوار بود به جواب مطلوب برسیم . اما اصل موضوع این ادعای شماست که هستی و اجزای آن دارای نظم هدفمندی هستند که ناظم تدبیر کرده و از آن تخطی نمیکنند این به این معناست که اگر مدبری نبود بی نظمی بر هستی حاکم میشد سوال مشخص این است در صورتیکه اجزای عالم برای انجام وظایف تدبیر نمیشدند مختصات بی نظمی حاصل از عدم وجود مدبر چه می بود ؟ ساده تر بگویم چه تعریفی از بی نظمی در تصور شما وجود دارد که شکل فعلی را نظم میدانید ؟ اینکه میفرمایید اگر نظم بر هستی حاکم نبود منجر به نابودی میشد احتمالی است که هرگز قابل اثبات نیست هیچکس نمیتواند قاطعانه بگوید مثلا زمین تا یکماه دیگر به حیات خود ادامه میدهد هر لحظه ممکن است برخورد یک جرم آسمانی منجر به نابودی زمین شود اگر این اتفاق روی نمیدهد دلیل نظم نیست زیرا یک مجموعه زمانی منظم است که در حرکت از نقطه الف به نقطه ب وظایف اجزا تعریف شده باشد و هیچ استثنایی برای انحراف از مسیر وجود نداشته باشد و بتوان قاطعانه هر لحظه مختصات مکانی که مجموعه در آن قرار دارد را محاسبه و پیش بینی نمود آیا در تعریفی که شما از نظم حاکم بر هستی دارید شرایط یک مجموعه منظم دیده میشود ؟ آیا نمیتوان ادعا کرد هستی در حرکتی است که قابل پیش بینی نبوده و هر لحظه امکان فروپاشی آن وجود دارد اگر ما یک چرخ را در مسیری شیب دار رها کنیم ممکن است فاصله ای را بدون انحراف طی کند اما هر لحظه احتمال انحراف و واژگون شدن آن وجود دارد آیا میتوانیم فاصله ی مستقیم طی شده توسط چرخ را حاصل نظم و تدبیر خود بدانیم ؟ بی نهایت ممنون از راهنمایی

حرکت و تعییر در هستی فساد و کونیت دارد از قوه به فعل . از ماده به صورت . بشکلی که هر فعلیت و صورتی قوه و ماده است برای فعلیت و صورتی دیگر

دانه به گیاه تبدیل میشود و گیاه دانه ای دیگر میپروراند و آن دانه خود گیاهی میشود همینطور سلسله وار

موجودات زنده میمیرند و در یک چرخه زیستی باز به چرخه زیست باز میگردند . تا اینجا از نظم موجود صحبت شد . و اما 

اگر این سیر تطوری به هر شکلی در مقطعی متوقف شود نظم موجود به فساد ختم میشود و دیگر کونیتی شکل نمیگیرد .

 این فروپاشی همان بی نطمی است . 

 

صحیح میفرمایید البته اثبات وجود خداوند شرط لازم برای نماد سازی نیست زیرا آنکه نماد سازی میکند مانند ما به خدایی معتقد است حال اینکه این خدا وجود دارد یا ندارد و وجودش قابل اثبات هست یا نیست دغدغه ای است که چه نماد پرست باشیم یا نباشیم همراه ما هست ممنونم از راهنمایی های خوبتون .

ما هنوز در مورد اینکه آیا نمادسازی برای یک اعتقاد صحیح در چه حالتی مجاز است و در چه حالتی نیست به نتیجه کامل نرسیدیم. دیگه بحث در مورد نمادسازی برای اعتقادات غیر واقعی فقط گیج کننده میکنه بحث رو.

 

پیشنهاد می کنم یک تاپیک مجزا برای بحث در مورد برهان نظم داشته باشید. شاخه به شاخه شدن بحث چندان جالب نیست‌.

فرموده اید سبک و سیاق عبادت و الزامات آن از بالا به انسان ابلاغ میگردد و غیر از آن هرچه باشد انحراف از مسیر هدایت است لطف میکنید اگر بفرمایید با استناد به کدام مرجع و مسند قضاوت در خصوص شیوه های مختلف عبادت خداوند را جایز دانسته و در تایید یا رد آنها حکم صادر میفرمایید قلبا تشکر میکنم و مدیون راهنمایی های شما هستم . 

 

من قبلا هم در پست های پیشین به این مسئله اشاره داشته ام که هرگونه سبک و سیاق عبادت، و یا اعتقاد به هر گونه وساطتی باید از جانبخ داوند باشد، و به آیاتی از قرآن هم اشاره داشتم، به عنوان نمونه قرآن کریم می فرماید: «وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لا يَعْلَمُ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْض‏؛ آنها غير از خدا، چيزهايى را مى‏ پرستند كه نه به آنان زيان مى ‏رساند، و نه سودى مى ‏بخشد و مى‏ گويند: «اينها شفيعان ما نزد خدا هستند!» بگو: «آيا خدا را به چيزى خبر مى‏ دهيد كه در آسمانها و زمين سراغ ندارد(یونس:18)

و نیز می فرماید: «وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً؛ آنها غير از خداوند، چيزهايى را مى‏ پرستند كه او هيچ گونه دليلى بر آن نازل نكرده است‏.(حج:71)

و نیز می فرماید: «ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاَّ أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاه‏؛ اين معبودهايى كه غير از خدا مى‏ پرستيد، چيزى جز اسمهايى كه شما و پدرانتان آنها را خدا ناميده‏ ايد، نيست، خداوند هيچ دليلى بر آن نازل نكرده، حكم تنها از آن خداست فرمان داده كه غير از او را نپرستيد!(یوسف:40)

سلام اگراشتباه میگویم تصحیح فرمایید چون بتها طی قرون متمادی نمادی برای شرک ورزیدن و پرستش موجوداتی غیراز خدای یکتا بودند بنابراین بتها عموما انسانها را به یاد دوران شرک می اندازند همچنین بتها را معمولا شبیه انسانها دارای دست و پا و چشم و سایر اعضای بدن میساختند که نمونه آن را میتوانید در تمدن یونان ملاحظه نمایید گاهی هم شبیه حیوانات یاترکیب حیوان و انسان یا شبیه موجودات دیگر میساختند

با عرض سلام

راجع به این جمله بیشتر توضیح می فرمایید

اینکه بتها آثاری هستند تجسد یافته  از تمایل بشری به اعتقاد به ملجا و پناه یا خداوندگاری ، مبین فطرت خداجوی بشری است . و این گرایش صحیح دال بر این نیست که ساخته صحیح و غیر منحرفی را هم ارائه کرده باشند

http://haftoyek.com

 

سلام از بنده ، وقتی از انحراف صحبت میکنیم ابتدا لازم است ملاک سنجش را تعریف کنیم یعنی با ادله ی متقن اثبات نماییم که مسیر مستقیم کدام است سپس هر باور زاویه داری را انحراف بدانیم اگر ملاک را باورهای خود بدانیم قطعا نماد سازی انحراف محسوب میشود ولی در صورتیکه آنرا بصورت یک باور مستقل در نظر بگیریم و خداوند را هم یگانه و خدای همه ی انسانها بدانیم قضاوت کمی دشوار میشود ارادت و ممنون

 

سلام اگراشتباه میگویم تصحیح فرمایید چون بتها طی قرون متمادی نمادی برای شرک ورزیدن و پرستش موجوداتی غیراز خدای یکتا بودند بنابراین بتها عموما انسانها را به یاد دوران شرک می اندازند همچنین بتها را معمولا شبیه انسانها دارای دست و پا و چشم و سایر اعضای بدن میساختند که نمونه آن را میتوانید در تمدن یونان ملاحظه نمایید گاهی هم شبیه حیوانات یاترکیب حیوان و انسان یا شبیه موجودات دیگر میساختند

سلام علیکم ، البته شرک دانستن بت پرستی اتهامی است که بت پرستان عموما آنرا رد میکنند در خصوص اشکال مختلفی که برای بتها انتخاب میشده یا میشود آنچه اهمیت دارد نماد سازی و وجود چنین باوری است و شکل و ظاهر نمادها اهمیت چندانی ندارد اینکه نماد سازی انحراف است یا نیست به تعریف ما از شرک ارتباط پیدا میکند همانطور که عده ای ما را به شرک متهم میکنند و ما قویا آنرا مردود میدانیم ممنون یا علی .

 

من قبلا هم در پست های پیشین به این مسئله اشاره داشته ام که هرگونه سبک و سیاق عبادت، و یا اعتقاد به هر گونه وساطتی باید از جانبخ داوند باشد، و به آیاتی از قرآن هم اشاره داشتم، به عنوان نمونه قرآن کریم می فرماید: «وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لا يَعْلَمُ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْض‏؛ آنها غير از خدا، چيزهايى را مى‏ پرستند كه نه به آنان زيان مى ‏رساند، و نه سودى مى ‏بخشد و مى‏ گويند: «اينها شفيعان ما نزد خدا هستند!» بگو: «آيا خدا را به چيزى خبر مى‏ دهيد كه در آسمانها و زمين سراغ ندارد(یونس:18)

و نیز می فرماید: «وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً؛ آنها غير از خداوند، چيزهايى را مى‏ پرستند كه او هيچ گونه دليلى بر آن نازل نكرده است‏.(حج:71)

و نیز می فرماید: «ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاَّ أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاه‏؛ اين معبودهايى كه غير از خدا مى‏ پرستيد، چيزى جز اسمهايى كه شما و پدرانتان آنها را خدا ناميده‏ ايد، نيست، خداوند هيچ دليلى بر آن نازل نكرده، حكم تنها از آن خداست فرمان داده كه غير از او را نپرستيد!(یوسف:40)

با ارادت ، جناب استاد مسلم بزرگوار آیا از ابتدای سوال تا اکنون حقیر نامی از اسلام برده ام اگر ملاک ما دین اسلام باشد که من هم مثل شما شیعه هستم و قضیه بین ما حل است قصد ما اثبات انحراف و شرک بودن باور بت پرستی به یک بت پرست است مسلم است آنچه بعنوان دلیل از باورهای خود ارایه میکنید نمی پذیرد چنانچه اگر یک بت پرست باورهایش را بعنوان دلیل اقامه کند برای شما حجت نیست این نقطه ای است که سوال حقیر مطرح میشود تا زمانیکه قادر به اثبات شرک بودن باوری نیستیم (تا ظهور)  شاید نسبت دادن چنین اتهامی نه روا باشد نه تکلیف ممنونم از سعه صدر شما .

 

صحیح میفرمایید البته اثبات وجود خداوند شرط لازم برای نماد سازی نیست زیرا آنکه نماد سازی میکند مانند ما به خدایی معتقد است حال اینکه این خدا وجود دارد یا ندارد و وجودش قابل اثبات هست یا نیست دغدغه ای است که چه نماد پرست باشیم یا نباشیم همراه ما هست ممنونم از راهنمایی های خوبتون .

ما هنوز در مورد اینکه آیا نمادسازی برای یک اعتقاد صحیح در چه حالتی مجاز است و در چه حالتی نیست به نتیجه کامل نرسیدیم. دیگه بحث در مورد نمادسازی برای اعتقادات غیر واقعی فقط گیج کننده میکنه بحث رو.

 

پیشنهاد می کنم یک تاپیک مجزا برای بحث در مورد برهان نظم داشته باشید. شاخه به شاخه شدن بحث چندان جالب نیست‌.

با عرض ارادت ، حق با جنابعالی است اشتباه از جانب من است که مطالب پراکنده و بی ارتباط با موضوع را مطرح کردم بگذارید به حساب جهل اینجانب انشااله در تاپیک مجزا از شما خواهم آموخت ممنون یا علی .

 

سلام اگراشتباه میگویم تصحیح فرمایید چون بتها طی قرون متمادی نمادی برای شرک ورزیدن و پرستش موجوداتی غیراز خدای یکتا بودند بنابراین بتها عموما انسانها را به یاد دوران شرک می اندازند همچنین بتها را معمولا شبیه انسانها دارای دست و پا و چشم و سایر اعضای بدن میساختند که نمونه آن را میتوانید در تمدن یونان ملاحظه نمایید گاهی هم شبیه حیوانات یاترکیب حیوان و انسان یا شبیه موجودات دیگر میساختند

سلام علیکم ، البته شرک دانستن بت پرستی اتهامی است که بت پرستان عموما آنرا رد میکنند در خصوص اشکال مختلفی که برای بتها انتخاب میشده یا میشود آنچه اهمیت دارد نماد سازی و وجود چنین باوری است و شکل و ظاهر نمادها اهمیت چندانی ندارد اینکه نماد سازی انحراف است یا نیست به تعریف ما از شرک ارتباط پیدا میکند همانطور که عده ای ما را به شرک متهم میکنند و ما قویا آنرا مردود میدانیم ممنون یا علی .

 

سلام در طول دورانهای مختلف بتها نماد چندخدایی بودند پس بتها عموما انسانها را به یاد شرک می اندازند اگر انسانی میخواهد یک بت را به عنوان نماد خدای یکتا بسازد با چه شکل و شمایلی آن را درست کند؟ قرار است جلوی آن بت سجده کند این اهمیت دارد که آن بت چه شکلی باشد چون قرار است به عنوان نماد خدای یکتا آن را عبادت کند خدایی که خالق همه‌ آسمانها و زمین و موجودات است، آن وقت ظاهر نماد و همچنین کیفیت عبادت آن نماد اهمیت چندانی ندارد؟

موضوع قفل شده است