نقد و بررسی نظریه تکامل داروین

تب‌های اولیه

478 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

صدیق;36300 نوشت:


با جمع بندی آیات فوق و روایات مطرح شده در خصوص وجود انسان هایی قبل از حضرت آدم می توان به نظریه سوم اذعان نمود، بدین بیان که پیش از حضرت آدم(ع) انسان های تکامل نایافته ای بوده اند که از بینش و آگاهی حضرت آدم(ع) و نسل او برخوردار نبودند این آدمیان در قالب و صورت حیوانی نبوده اند و نیز تنها زندگی غریزی بر آنها حاکم نبوده است ولی به شکل انسان کنونی که دارای زندگی توأم با آگاهی و مسؤولیت باشند نیز نبوده اند، نسل این انسان ها به دلایلی که فعلاً بر ما مجهول است منقرض شده و آنگاه خداوند متعال حضرت آدم(ع) را به صورت کاملا مستقل و مجزا با اوصاف و ویژگی های منحصر و مختص به خود از گل آفرید؛ انسانی که دارای آگاهی، بینش، تعقل چشمگیر و.. بود و انسانی که گل سر سبد جهان هستی و نمایانگر اوصاف الهی است.

سلام و تشکر :Gol:
استاد ساخته های دست بشر دائماً در حال تکاملند یعنی بشر یک دستگاه یا وسیله را اختراع و به مرور زمان با پیدا شدن نیاز ها و مشکلات آن به بازسازی و تکامل آن می پردازد. حال آنکه مسلماً در مورد خداوند اینگونه نیست.
پس چگونه می توان این تکامل تدریجی که در دوران مختلف در میان انسان ها(قبل و بعد از حضرت آدم) و یا موجودات دیگر را توجیه کرد.

یعنی اینکه تمام مخلوفات قبلی خداوند نقص هایی داشته اند و بواسطه ی آن مشکلاتی در زمین پدید آمده (همان خونریزی هایی که فرشتگان در زمان خلقت انسان به آن اشاره کردند) و خداوند با رفع آن مشکلات انسان را که از هر نظر اصلاح و کامل تر شده را به جای آنها آفرید.
چگونه می توان این مسئله را توجیه کرد؟
آیا مخلوقات بعدی از انسان کنونی هم تکامل یافته ترند ؟

با سلام:Gol:
متاسفانه مشکل ادیان یا بهتر بگوییم عالمان دینی این است که ابتدا با اظهارنظرهای غیرعلمی و کارشناسانه در حوزه های مختلف علمی میخواهند نشان دهند که صرف اتکا به دین و روحانیون ملجا آمال و پاسخگوی تمام نیازهای بشری است
پس از اینکه فرضیات علمی مطرح میشوند در صورت تعارض با نظر ایشان ابتدائا صاحبان اندیشه مورد تمسخر و تکفیر ایشان قرار میگیرند.
با پیدا شدن مدارک و شواهد موید فرضیات علمی ، علمای دین کمی جانب احتیاط پیش گرفته به تعدیل نظریات قبلی خود پرداخته کمی سیاست عقب نشینی محتاطانه در پیش میگیرند
پس از تکمیل شواهد و مدارک مستدل علمی و تبدیل فرضیات علمی به نظریات علمی، بی یکباره در تغییر موضعی 180 درجه ای به دفاع از آن پرداخته و بلافاصله اسناد و روایات دینی در تایید آن ارایه ی دهند. مانند آنچه در مورد گالیله و نظریه اش در خصوص چرخش زمین به دور خورشید اتفاق افتاد که نه تنها کلیسا که حتی مسلمین نیز به آن وقعی ننهادند و پس از اٍٍٍثبات آن در صدها سال بعدآیات قرآنی در تایید آن کشف گردید!!!
نظریه تکامل نیز که روزبروز با پیداشدن سنگواره های جدید بر صحت و درستی آن افزوده میشود نیز سرانجام مشابهی را طی می کند.
آیا بهتر نیست به جای اظهارنظر در حوزه های غیرتخصصی و ایجاد حساسیتهای کاذب و پیش داوریهای غیرکارشناسانه هر حوزه را به اهلش واگذاشت؟ آنگونه که زیست شناسان و باستان شناسان و کیهان شناسان به حوزه دین و احکام شرعی و ... وارد نمیشوند.
بی شک این مداخلات غیرعلمی و نظر دادن بر اساس روایات محدودی که گاهی در تعارض با هم استنباط میشوند نه تنها به اعتلای دین کمکی نخواهد کرد که تقابل آن با بدیهیات علمی و واقعیات هستی در نظر عوام که نظرعلمای دینی را عین دین فرض می کنند موجب سلب اعتماد به ادیان و یا حداقل کاسته شدن از اعتبار دین خواهد شد.
شاید گفتن { نمیدانم } یا {از متون دینی موجود در این زمان و این مکان برای ما قابل استنباط نیست} یا {پاسخ آن را از متخصصین آن جویا شوید} و جملات مشابه در پاسخ به سوالات علمی که بین متخصصین کارکشته آن حوزه هم اختلاف نظر وجود دارد، عاقلانه ،عالمانه و مسئولانه تر باشد.

:Gol:با تشکر

غلامعلی نوری *;36216 نوشت:
سلام
البته این تفکر آرمانی شما جای حق وحقیقت امر را نمی تواند بگیر د

الان هم تمام پستانداران و حتی جانوران دیگر در مراحل اولیه ی جنینی بسیار شبیه بهم هستند و بعد

کم کم تکامل و تمایز یافته و به موجو زنده ی جداگانه ای تبدیل می شود

همانطوریکه در این تصویر می بینید جنین ابتدایی انسان ،ماهی ،لاک پشت ،مرغ وخرگوش در آغاز خیلی بهم شبیه

هستند ولی بعد موجودی متمایز می سازند



با سلام
ممنون از تصویر به جا و زیبایی که گذاشتید که اتفاقا حق و حقیقت امر را بخوبی نشان میدهد.
البته به نظر می رسد برداشت شما از تکامل موجودات درست نیست.منظور از تکامل تبدیل جنین یک جاندار به شکل بالغ آن نیست بلکه منظور تبدیل گونه ها به یکدیگر و تکامل گونه های پست تر حیات به گونه های عالیتر حیات که قابلیت بیشتری برای سازگاری با محیط دارند بر اساس اصل انتخاب طبیعی میباشد.
تصاویر بالا نشان دهنده شباهت های ظاهری گونه ها با هم در دوران جنینی است که به طور کاملتری امروزه با شباهتهای ژنتیکی فراوان در سطح DNA بر داشتن منشا یکسانی برای گونه های مشابه،تبدیل و تکامل انواع به هم و تصدیق نظریه تکاملی داروین صحه می گذارند.باتشکر:Gol:

سلام
1.دین،برنامه ای برای همه ابعاد زندگی انسان است ونمی توان آن را صرفا در نماز و روزه و... خلاصه کرد.
2.علوم زیست شناسی ، کیهان شناسی و... در زندگی انسان موثر است (اگرموثر نبود انسان تحت عنوان "علم" سعی در شناسایی آنها نداشت).
بنابراین دین به این مسایل هم پرداخته و عالمان "طبق تخصص خود" سعی در بیان این موضوعات "از منظر دین" دارند.

aachen7;36453 نوشت:
سلام
1.دین،برنامه ای برای همه ابعاد زندگی انسان است ونمی توان آن را صرفا در نماز و روزه و... خلاصه کرد.
2.علوم زیست شناسی ، کیهان شناسی و... در زندگی انسان موثر است (اگرموثر نبود انسان تحت عنوان "علم" سعی در شناسایی آنها نداشت).
بنابراین دین به این مسایل هم پرداخته و عالمان "طبق تخصص خود" سعی در بیان این موضوعات "از منظر دین" دارند.

باسلام
1-هدف دین تبیین بایدها و نبایدها در زندگی بشر است بعبارت دیگر وضع تکالیف و قوانین
2-چیستی شناسی حقایق جهان امری نیست که با روایات و آموزه های دینی برای دانشمندان قابل پذیرش باشد. و به همین دلیل است که چرخ پیشرفت علمی بشر همواره و با سرعت بیشتر نسبت به قبل در حال گردش است در حالی که صرف اتکا به آموزه های دینی در حوزه علوم بشر را در همان حد تمدن های نخستین نگه می داشت
3-پس بطورخلاصه دین با بیان کلیات، کنکاش در شناسایی حقایق جهان هستی را بر عهده علم و عقل بشر میگذارد و گاهی با ارائه سرنخ های محدودی، کمی به شناسایی مسیر تحقیقات و ایده های علمی کمک میکند.
4-از اینروست که اظهارنظری که برپایه روشهای آکادمیک تحقیق و مطالعه نباشد و تنها بر اساس روایات دینی گهگاه متناقض با هم ارائه گردد بطوری که قاطبه علمای دین نیز نظر یکسانی در آن خصوص ندارند در مجامع علمی قابل قبول نیست .
باتشکر:hamdel:

pedramadi;36414 نوشت:
با سلام
ممنون از تصویر به جا و زیبایی که گذاشتید که اتفاقا حق و حقیقت امر را بخوبی نشان میدهد.
البته به نظر می رسد برداشت شما از تکامل موجودات درست نیست.منظور از تکامل تبدیل جنین یک جاندار به شکل بالغ آن نیست بلکه منظور تبدیل گونه ها به یکدیگر و تکامل گونه های پست تر حیات به گونه های عالیتر حیات که قابلیت بیشتری برای سازگاری با محیط دارند بر اساس اصل انتخاب طبیعی میباشد.
تصاویر بالا نشان دهنده شباهت های ظاهری گونه ها با هم در دوران جنینی است که به طور کاملتری امروزه با شباهتهای ژنتیکی فراوان در سطح DNA بر داشتن منشا یکسانی برای گونه های مشابه،تبدیل و تکامل انواع به هم و تصدیق نظریه تکاملی داروین صحه می گذارند.باتشکر:Gol:

باسلام و سپاس از اظهار نظر

اتفاقا معنی حقیقی تکامل یعنی همین کامل شدن ورشد یافتن

واژه عربی تکامل به معنای «ترقی» و «کامل شدن» می باشد.لغت نامه دهخدا معنی آن را «تمام شدن» ذکر می‌کند.این واژه نخستین بار توسط مترجمان دورهٔ قاجار به عنوان برابر فارسی evolution به کار رفت.

این در حالیست که واژه Evolution به معنای «بر آمدن» بوده و [="Red"]اشاره به بوجود آمدن چیزی از چیز دیگر دارد،[/] مثل بوجود آمدن بخار از آب. Evolution، حاکی از «کمال یافتن» جانداران نیست. این واژه هیچ بار اخلاقی ندارد بلكه تنها تغییر جانداران را برای انطباق بیشتر با محیط نشان میدهد ، زیرا در یک محیط ویژگی های خاصی مبنای تطابق محسوب می شوند و در محیط دیگر ویژگی های دیگر.

به این سبب فرگشت معادل مناسب تری برای Evolution است

واژه فرگشت نخستین بار توسط [="red"]داریوش آشوری[/] در سال ۱۳۷۴ پیشنهاد شد.

[QUOTE=قضاوت;36320]سلام و تشکر
استاد ساخته های دست بشر دائماً در حال تکاملند یعنی بشر یک دستگاه یا وسیله را اختراع و به مرور زمان با پیدا شدن نیاز ها و مشکلات آن به بازسازی و تکامل آن می پردازد. حال آنکه مسلماً در مورد خداوند اینگونه نیست.
پس چگونه می توان این تکامل تدریجی که در دوران مختلف در میان انسان ها(قبل و بعد از حضرت آدم) و یا موجودات دیگر را توجیه کرد.
یعنی اینکه تمام مخلوفات قبلی خداوند نقص هایی داشته اند و بواسطه ی آن مشکلاتی در زمین پدید آمده (همان خونریزی هایی که فرشتگان در زمان خلقت انسان به آن اشاره کردند) و خداوند با رفع آن مشکلات انسان را که از هر نظر اصلاح و کامل تر شده را به جای آنها آفرید.
چگونه می توان این مسئله را توجیه کرد؟
آیا مخلوقات بعدی از انسان کنونی هم تکامل یافته ترند ؟
با سلام مجدد

بی شک شما نیز می دانید که با توجه به علم ازلی و ابدی خداوند و احاطۀ آن به کلیات و جزئیات خلقت بشر و مصالح و مفاسد آن، اراده و افعال الهی از هرگونه آزمون و خطا مبرا و بی نیاز است.

اما در توجیه مطلب گفتنی است: اگر صحت نظریه داروین معلوم گردد، این نظریه مبطل نظریه ناظم الهی نیست؛ زیرا طرفداران نظریه ناظم الهی عقیده دارند که ناظم الهی در جریان خلقت، طرح های آنی و کوتاه مدت فراهم ساخته است، اگر صحت نظریۀ داروین ثابت شود، می توان گفت: که ناظم الهی برای خلق جهان و موجودات پیچیده تر، طرح بلند مدتی برگزیده است و چنین نیست که با طولانی شدن زمان و تنوع و تطور خلقت انسان، علم و حکمت الهی زیر سؤال برود. به بیانی دیگر؛ به فرض صحت، نظریۀ تکامل، جزئی از نظریۀ ناظم الهی و جزو طرح های بلند مدت ناظم الهی است.

بعنوان مثال: اگر یک طرح ساختمانی یا دائرةالمعارفی بزرگ در مدت کوتاهی نوشته شود، خواهیم گفت: احتیاج به طراح و نویسنده دارد؛ ولی اگر بیش از سالهای متعارف طول بکشد، آیا می توانیم آن را بی نیاز از طراح و نویسنده بدانیم.

بعلاوه اینکه در بعضى از روایات وارده از ائمه(ع) مطالبى آمده كه سابقه ادوار بسیارى از بشر را قبل از دوره حاضر اثبات مى كند.

در كتاب توحید، ج 1، ص 277 از امام صادق(ع) روایتى آورده كه در ضمن آن به راوى فرموده: شاید شما گمان مى كنید كه خداى عز وجل غیر از شما هیچ بشر دیگرى را نیافریده است. نه، چنین نیست؛ بلكه هزار هزار آدم آفریده كه شما از نسل آخرین آنها هستید.

و نیز مرحوم صدوق در كتاب خصال، ج 2، ص 652، ح 54 از امام باقر(ع) روایت كرده كه فرمود: خداى عز وجل از روزى كه زمین را آفریده، هفت عالم را در آن خلق (و سپس منقرض كرده است) كه هیچ یك از آن عوالم، از نسل آدم ابوالبشر نبوده اند و خداى تعالى همه آنها را از پوسته روى زمین آفرید و نسلى را بعد از نسل دیگر ایجاد كرد و براى هر یك، عالمى بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر، آدم ابوالبشر را بیافرید و ذریه اش را از او منشعب ساخت.

چنانکه در بیان روایات آمده صحبت از نسل های متعدد از نوع بشر و در آخرین مرحله، خلقت آدم ابوالبشر و ذریه اش، بعنوان آخرین آنها، نیز مطرح می شود، بدیهی است که خلقت انسان های اولیه و نسل های پیشین، با توجه به فسادی که در بیان ملائکة الله نسبت به خلایق پیشین مطرح شده، به معنای اراده خداوند بر آزمون و خطا و وجود نقصان و فساد تنها در نسل های پیشین از انسان نیست، بلکه به معنای اراده خداوند بر اجرای طرح بلند مدتی است که جزئی از نظریه ناظم الهی است.

بعلاوه با توجه به اینکه خداوند خلقت آدم ابوالبشر و نسل وی را آخرین و به نوعی کاملترین خلقت می نامد و به ملائکه دستور سجده بر آدم را می دهد، با این وجود، شاهد آنیم که فساد و تباهی در این نسل از آدم نیز منتفی نیست و این مطلب، گواهی است بر اینکه وجود فساد در نسل های گذشته دلیل بر نقصان اراده خدا در خلقت و اقدام به اصلاح و تکامل، در پی آن نیست.

از سوی دیگر به فرض اینکه مسئلۀ تکامل و اصلاح نیز مطرح باشد، گفتنی است: نوع و شیوۀ آن با شیوه های بشری که آمیخته با فقدان علم و نیازمندی است متفاوت است. چنانکه گفتیم خداوند واجد علم ازلی و ابدی، حکمت بی انتها و بی نیاز مطلق است. در آنِ واحد به تمام ابعاد و ذره ذره نظام خلقت، با توجه به علم ذاتی اش، واقف است و اگر نظام خلقت را بر اساس سیر تکاملی "از نقصان تا کمال" به جریان انداخته، نشان از حکمت بی انتهای اوست زیرا در این مطلب تردیدی نیست که خداوند نظام هستی را بر اساس مصالح و مفاسد و اقتضاءات زمانی و مکانی آن، برپا نموده و اداره می کند و موضوع مطروحۀ شما نیز خارج از این مدار نیست.

موفق باشید ...:roz:

صدیق;36789 نوشت:

با سلام مجدد:gol:

بی شک شما نیز می دانید که با توجه به علم ازلی و ابدی خداوند و احاطۀ آن به کلیات و جزئیات خلقت بشر و مصالح و مفاسد آن، اراده و افعال الهی از هرگونه آزمون و خطا مبرا و بی نیاز است.

اما در توجیه مطلب گفتنی است: اگر صحت نظریه داروین معلوم گردد، این نظریه مبطل نظریه ناظم الهی نیست؛ زیرا طرفداران نظریه ناظم الهی عقیده دارند که ناظم الهی در جریان خلقت، طرح های آنی و کوتاه مدت فراهم ساخته است، اگر صحت نظریۀ داروین ثابت شود، می توان گفت: که ناظم الهی برای خلق جهان و موجودات پیچیده تر، طرح بلند مدتی برگزیده است و چنین نیست که با طولانی شدن زمان و تنوع و تطور خلقت انسان، علم و حکمت الهی زیر سؤال برود. به بیانی دیگر؛ به فرض صحت، نظریۀ تکامل، جزئی از نظریۀ ناظم الهی و جزو طرح های بلند مدت ناظم الهی است.
(برای تفصیل مطلب ر.ک: منشور جاوید، جعفر سبحانی، ج 1، مدخل مسایل جدید کلامی؛ محمد محمد رضائی، الالهیات فلسفی)

بعنوان مثال: اگر یک طرح ساختمانی یا دائر

[="red"][="blue"]بله ونظریه ی داروین امروزه قرین به اثبات است اما این اثبات همانطوری که

جناب صدیق اشاره داشته اند تناقضی با علم و قدرت خداوندی ندارد

همانطوریکه ازنظر درونی و فکری بشر امروزی نسبت به اجداد ماقبل اش تکامل یافته پس روشن است که

ازنظر بیرونی و ظاهری هم می تواند تکامل بیاید [/][/]

با سلام

1-منظور بنده از تکامل فرضیه تکامل داروین در خصوص سیر تدریجی تبدیل موجودات زنده از اشکال ابتدایی چند سلولی به موجودات عالی و مشخصا انسان بوده، صرف نظر از معانی لفظی و برگردانهای فارسی که بصورت کامل به آن اشاره فرمودید

2-پذیرش این نظریه در تضاد با قرآن کریم است که بارها در آن به خلقت دفعی انسان از خاک یا گل یا آب و سپس دمیده شدن روح در آن دارد ضمن اینکه داروین وجود هرگونه آفریدگار را رد و بقای موجودات را تنها به دلیل اصل انتخاب طبیعی و قابلیت سازگاری با محیط و شرایط می داند. 4- از صفات خداوند این است که موجود را از عدم می آفریند اما از نظر داروین هر موجود لزوما از یک موجود دیگر(و نه از عدم) منشا میگیرد.

3- اگر موجودی قابلیت ایجاد شدن راداشته باشد و اراده الهی نیز در جهت بوجود آمدن آن باشد با توجه به آیه مشهور( کن فیکون) بلافاصله بوجود خواهد آمد که کاملا با خلقت دفعی انسان و سایر موجودات مطابقت دارد.

لذا با توجه به موارد بالا بنظر میرسد این نظریه با تعالیم دینی همخوانی ندارد و دوستان برای توجیه این نظریه {که قبلا از نظر علما اعتقاد به آن مساوی کفر و ارتداد ! محسوب میشد} کار سختی در پیش دارند .
موف باشید:Gol:

[="black"] [="black"][="microsoft sans serif"]فرضیه ی تکامل اگر واقعا از نظر علمی قطعا ثابت شده باشد باید این[/] [="3"][/][="microsoft sans serif"]واقعیت را پذیرفت و نباید منتظر تایید آن توسط ذهنیات دینی بود[/] [/].[/]

موضوع قفل شده است