جمع بندی نقد كتاب: مرهم زخمها (کارکرد ازدواج موقت)

تب‌های اولیه

57 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

گفتار اول:

بترسید از اینکه سخنی بگویید و خلاف آن کنید؛ که بسیار سخت خدا را به خشم و غضب می‌ آورید

گفتار دوم:

سوتفاهم بزرگ. بدبختی بزرگ این هست که عده ای هوسران و هوسباز این امر را وسیله ای برای هوسرانی بی قید و شرط قرار داده اند و این اسفی بزرگ است تا انجا که فحشا رو پشت این امر عملی ساخته اند تا جایی که یک مرد هوسباز با یک زن الوده فقط با گفتن یک جمله بدون توجه به قید این امر، فحشارو پشت این قانون عملی کرده اند. واین امر موجب شده که وجهه این امر الوده شود. (موقت)

گفتار سوم:

علــی;695037 نوشت:
یعنی سکوب نیاز جنسی و رهبانیت که علاوه بر ضرر های فراوان روحی و جسمی نمی توان همه را به ان مجبور کرد

و کسانی که [وسیله] ازدواجی نمی یابند باید پاکدامنی پیشه کنند تا خدا آنان را از فضل خود توانگرشان سازد.

[="Tahoma"][="3"]

علــی;695042 نوشت:
متن روایت:
الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ عَلِيٍّ السَّائِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي كُنْتُ أَتَزَوَّجُ الْمُتْعَةَ فَكَرِهْتُهَا وَ تَشَأَّمْتُ بِهَا فَأَعْطَيْتُ اللَّهَ عَهْداً بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ وَ جَعَلْتُ عَلَيَّ فِي ذَلِكَ نَذْراً وَ صِيَاماً أَنْ لَا أَتَزَوَّجَهَا ثُمَّ إِنَّ ذَلِكَ شَقَّ عَلَيَّ وَ نَدِمْتُ عَلَى يَمِينِي وَ لَمْ يَكُنْ بِيَدِي مِنَ الْقُوَّةِ مَا أَتَزَوَّجُ بِهِ فِي الْعَلَانِيَةِ فَقَالَ عَاهَدْتَ اللَّهَ أَنْ لَا تُطِيعَهُ وَ اللَّهِ لَئِنْ لَمْ تُطِعْهُ لَتَعْصِيَنَّهُ.
تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج‏8، ص: 312

على سائى گويد: «به امام كاظم عليه السلام گفتم: فدايت شوم! در گذشته متعه مى‏كردم ولى بعدها از آن بدم آمد و آن را مشؤم دانستم لذا با خداوند در بين ركن و مقام عهد بستم و نذر و روزه بر خود واجب كردم كه ديگر ازدواج موقّت نكنم هم اكنون پس از آن پيمان و عهد، كار بر من سخت شده است و از سوگندى كه خورده ‏ام پشيمان هستم و توانايى ازدواج دائم و آشكار را ندارم.


البته این روایت در مورد عهد بود که تفاوت چندانی ندارد البته روایات دیگری در مورد قسم خوردن هم وجود دارد مثلا این روایت

وَ رَوَى جَمِيلُ بْنُ صَالِحٍ قَالَ إِنَّ بَعْضَ أَصْحَابِنَا قَالَ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ إِنَّهُ يَدْخُلُنِي مِنَ الْمُتْعَةِ شَيْ‏ءٌ فَقَدْ حَلَفْتُ أَنْ لَا أَتَزَوَّجَ مُتْعَةً أَبَداً فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّكَ إِذَا لَمْ تُطِعِ اللَّهَ فَقَدْ عَصَيْتَه‏

جميل بن صالح گويد: «یکی از اصحاب ما به امام صادق گفت: متعه برايم خوشايند نيست سوگند ياد كرده‏ ام كه هرگز زنى را به متعه نگيرم. حضرت به او فرمود: تو اگر از خدا اطاعت نكنى معصيت او را خواهى كرد.»

من لا يحضره الفقيه، ج‏3، ص: 462[/][/]

جهنم;695044 نوشت:
و کسانی که [وسیله] ازدواجی نمی یابند باید پاکدامنی پیشه کنند تا خدا آنان را از فضل خود توانگرشان سازد.

سلام
قبلا دوستان توضیحاتی دادند که بنده خلاصه آن را دوباره برای شما ذکر می کنم که اینجا کسانی را وسیله برای ازدواج یعنی دائم و موقت نمی یابند توصیه به استعفاف می کند نه کسی را که امکان ازدواج وجود دارد

وَأَنكِحُوا الْأَيَامَىٰ مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ ۚ إِن يَكُونُوا فُقَرَ‌اءَ يُغْنِهِمُ اللَّـهُ مِن فَضْلِهِ ۗ وَاللَّـهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ

وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّىٰ يُغْنِيَهُمُ اللَّـهُ مِن فَضْلِهِ.....

مگر دستور اولیه بر ازدواج نیست ؟

مگر گفته نشده است کسانی که نمی توانند ازدواج کنند، استعفاف پیشه کنند ؟

حال چگونه اصرار عده ای را بپذیریم که همیشه اولین گام و توصیه ی آنها، استعفاف است ؟ با اینکه نه تنها جوان، قدرت بر ازدواج موقت دارد بلکه بر اثر نیاز جنسی خوف گناه می رود.

چگونه افکار سطحی ما، ازدواج موقت را تنها، راهی برای عملیات جنسی می پندارد. مگر ازدواج موقت تنها برای عملیات جنسی است ؟

مگر خداوند وقتی می گوید نکاح، تنها مرادش، ازدواج دائم است ؟

باید در معنای استعفاف دقت شود که در برخی از روایات استعفاف به متعه معنا شده است:

علي بن إبراهيم عن المختار بن محمد بن المختار و محمد بن الحسن عن عبد الله بن الحسن العلوي جميعا عن الفتح بن يزيد قال: سألت أبا الحسن ع عن المتعة فقال هي حلال مباح مطلق لمن لم يغنه الله بالتزويج فليستعفف‏ بالمتعة فإن استغنى عنها بالتزويج فهي مباح له إذا غاب عنها.
الكافي ، ج‏5، ص: 452

مجلسی رحمه الله در شرح حدیث می نویسد
و كان فيه إشعارا بأن المراد بالاستعفاف في قوله تعالى" و ليستعفف الذين لا يجدون نكاحا حتى يغنيهم الله من فضله‏" الاستعفاف بالمتعة.
مرآة العقول، ج‏20، ص: 233

همچنین:
و عن حماد عن حريز عن أبي عبد الله ع: أنه قرأ و ليستعفف‏ الذين لا يجدون نكاحا بالمتعة حتى يغنيهم الله من فضله‏ هكذا التنزيل.
مستدرك الوسائل، ج‏14، ص: 448

قرآن کریم می فرماید:

«و ليستعفف‏ الذين لا يجدون نكاحا حتى يغنيهم الله من فضله» [النور (34): 33]

نکاحا در آیه فوق که نکره در سیاق نفی است افاده عموم می نماید بر نکاح اعم از دائم و منقطع و پس از آن توصیه قرآن به استعفاف هست حتی اگر نکاح را در آیه فوق منحصر در نکاح دائم بدانیم استعفاف بنا بر روایاتی که گذشت به معنای استعفاف با متعه خواهد بود.

استعفاف به معنای عفت پیشه کردن است که این مطلقا ارتباطی به ازدواج کردن نداره و زن و مرد چه ازدواج کنند و چه ازدواج نکنند باید استعفاف پیشه کنند.

معنای عفت چیست؟
عفت در اصطلاح اخلاق، یعنی قوه شهوت در خوردن و آمیزش جنسی، مطیع عقل باشد و از چیزی که عقل و شرع نهی کرده، اجتناب نماید و این حد اعتدال در شرع، ستوده شده است.

پس استعفاف هیچ ارتباطی به ازدواج ندارد چه شخصی ازدواج کند چه ازدواج نکند باید استعفاف داشته باشد یعنی قوه شهوت در راستای عقل و شرع باشد.

در آن آیه هم که توصیه به عفت شده (عفت همانطور که گفتیم یعنی کنترل غریزه جنسی در راستای شرع و عقل ) برای کسی است که نمی تواند نیاز جنسی را در راستای عقل و شرع (ازدواج دائم و موقت) نگه دارد باید عفت پیشه کند یعنی از کارهای خلاف عقل و شرع (زنا و خودارضایی و ...) خودداری کند.

پس استعفاف هیچ ارتباطی به ازدواج موقت ندارد و استعفاف عین ازدواج موقت است پس کسی نمی تواند استعفاف را در برابر ازدواج موقت قرار دهید و بگوید اول استعفاف بعد ازدواج موقت یا اول ازدواج موقت بعد استعفاف زیرا این ازدواج موقت هم جزئی از استعفاف است.

اما آن شخصی که به سوال های ابتدایی تاپیک پاسخ داده در واقع استعفاف را به معنای رهبانیت (یعنی ترک حلال و شرع=ازدواج موقت) در نظر گرفته است که در اسلام به طور کلی این عقیده (رهبانیت) مردود است قرآن می فرماید
وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ ....رهبانیّتى را که بدعت گذاشته بودند، ما بر آنان مقرّر نداشته بودیم...

پیامبر اکرم (ص) هم فرمود: « رهبانیت در اسلام نیست.»
دعائم‏الإسلام ج 2، ص193ح701 و عن رسول الله ص أنه نهى عن الترهب قال لا رهبانیة فی الإسلام تزوجوا فإنی مکاثر بکم الأمم و نهى عن التبتل و نهى النساء أن یتبتلن و یقطعن أنفسهن من الأزواج - مجمع البحرین ماده ی رهب.

امام علی (ع) در باره ی راهبان در ذیل آیه ی:
قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالاً الذین ضل سعیهم فی الحیاة الدنیا وهم یحسبون انهم یحسنون صنعا؛ کهف، آیه ی 103 و 104.
« بگو به شما خبر دهم که زیانکارترین مردم کیانند؟ آنها هستند که تلاش هایشان در زندگی دنیا کم شده با این حال گمان می کنند کار نیک انجام می دهند. »،
حدیثی زیبا فرموده اند: « یکی از مصادیق بارز آنها رهبانها هستند» هم الرهبان الذین حبسوا انفسهم فی السواری؛ کنزالعمال، ج 2، حدیث 4496.

در واقع رهبانیت یک کاری است که شخص گمان می کند که کار نیک انجام می دهد اما تمام تلاشش در دنیا تباه می شود.

جهنم;695044 نوشت:
سوتفاهم بزرگ. بدبختی بزرگ این هست که عده ای هوسران و هوسباز این امر را وسیله ای برای هوسرانی بی قید و شرط قرار داده اند و این اسفی بزرگ است تا انجا که فحشا رو پشت این امر عملی ساخته اند تا جایی که یک مرد هوسباز با یک زن الوده فقط با گفتن یک جمله بدون توجه به قید این امر، فحشارو پشت این قانون عملی کرده اند. واین امر موجب شده که وجهه این امر الوده شود. (موقت)

براي پاسخ به شبهه شما لازم است به فلسفه ازدواج موقت توجه نمائيد.
غريزه جنسي يکي از نيرومندترين غرائز انساني است، تا آن جا که پاره‏اي از روانکاوان آن را تنها غريزه اصيل انسان مي دانند و تمام غرائز ديگر را به آن باز مي گردانند. از سوي ديگر قانون کلي است که اگر به غرايز طبيعي انسان به صورت صحيحي پاسخ گفته نشود، براي اشباع آن متوجه طريق انحرافي خواهد شد، زيرا غرايز طبيعي را نمي توان از بين برد. فرضا بتوانيم آن را سرکوب کنيم،اما چنين اقدامي عاقلانه نيست، زيرا مبارزه با قانون آفرينش است.
مکاتب يا ادياني که در صدد سرکوب آن بر آمدند، ناموفق بودند .بنابر اين راه صحيح آن است که غرائز را از طريق معقولي اشباع کرد و از آن‏ها در مسير زندگي بهره برداري نمود.
از طرف ديگر در بسياري از محيط ها افرادي در سنين خاصي قادر به ازدواج دائم نيستند، يا افراد متأهل در مسافرت‏هاي طولاني و يا در مأموريت‏ها و يا به علل ديگري با مشکل عدم ارضاي غريزه جنسي رو به رو مي شوند، و يا زنان جواني که شوهرشان را از دست مي دهند و زمينه ازدواج دائم براي آن ها فراهم نمي گردد و غريزه جنسي نيز برآن ها فشار وارد مي کند.
اسلام که قوانينش را خداي آگاه بر تمام مصالح و مفاسد و نيازهاي دروني و بيروني بشر فرستاده است، براي پاسخ گويي صحيح و همه جانبه به اين غريزه طبيعي، دو راه تعيين فرموده است: يکي ازدواج دايم و ديگري موقت.
چنانچه اين دو برنامه الهي با شرايط و مقررات تعيين شده از سوي شرع عملي گردد، هم به يکي از غرايز انساني پاسخ طبيعي داده مي شود، و هم حقي از کسي پايمال نمي گردد و کسي بدبخت نمي شود. ازدواج موقت شرايطي دارد که با توجه به شرايط آن از يک طرف از روابط بي حد و حصر جلو گيري مي شود و از طرف ديگر غريزه جنسي از طريق قانوني و شرعي و در چهارچوب خاصي بر آورده مي شود.
با توضيحي که داديم، شبهاتي که برازدواج موقت وارد مي شود،دفع مي گردد. زيرا:
اولا:با توجه به فلسفه اين ازدواج، اصل مسئله براي کساني است كه به هر علتي توان ازداوج ندارند يا دسترسي به همسر دائمي خود ندارند، بتوانند از طريق ازدواج موقت غريزه جنسي خودرا پاسخ گو باشند و دنبال فحشا و منكرات نروند.
ثانيا: ازدواج موقت با فحشا و زنا فرق اساسي دارد، از جمله:
1- در ازدواج موقت امکان آميزش جنسي دسته جمعي نيست، اما در زنا هر تعداد پسر مي توانند با يک دختر و بر عکس آميزش کنند. يا دختري هم زمان با چندين شير رابطه داشته باشد.
2 - در ازدواج موقت اگر فرزندي متولد شود ،حلال زاده است و ارث مي برد و... در صورتي که در زنا اگر فرزندي به دنيا بيايد، حرام زاده است.
3 - در ازدواج موقت شرعا زن و مرد تا زماني که مدت عقد پايان نيافته است، محرم و رابطه بين آن ها مشروع مي باشد، ولي در زنا اين رابطه نا مشروع و حرام مي‌باشد.
4 - در ازدواج موقت در صورتي که نزديکي صورت بگيرد ، پس از تمام شدن مدت ، زن بايد چهل و پنج روز و يا به اندازه دو حيض کامل ، عده نگه دارد ( از ازدواج با مردان ديگر پرهيز نمايد ) اما در زنا زن پس از اتمام نزديکي با يک مرد، از نزديکي با مرد ديگر خود داري نمي‌کند . بنابر اين اين گونه نيست که زن به اسم صيغه هر روز با کسي باشد.
5 - در ازدواج موقت، صيغه عقد بين زن و مرد خوانده مي شود و اين دو با هم متعهد مي شوند كه نسبت به حقوق هم وفادار باشند. ضمن آنكه نشان دهنده تسليم بودن آن ها در برابر خداوند است، اما در زنا به هيچ حد شرعي و ديني و اخلاقي پايبند نيستند.
6 - ازدواج موقت در بعضي از موارد ، زمينه ازدواج دائم مي شود ، اما معمولا يک مرد غالباً حاضر نيست با زني که زنا کرده است، پيمان وفاداري ببندد و بر عکس .
جهنم;695044 نوشت:
بترسید از اینکه سخنی بگویید و خلاف آن کنید؛ که بسیار سخت خدا را به خشم و غضب می‌ آورید

ان شا الله هم ما و هم شما به گفته های خود پایبند باشیم نه اینکه دیگران را توصیه به رهبانیت کنیم و خود ...

با سلام و ادب
کاربر گرامی جناب جهنم خواستند تا مطلبی در پاسخ به نظر ارسال کنند و چون صفحه قفل شده بنده به نام ایشان درج میکنم:


علــی;695055 نوشت:
چگونه افکار سطحی ما، ازدواج موقت را تنها، راهی برای عملیات جنسی می پندارد. مگر ازدواج موقت تنها برای عملیات جنسی است ؟

علــی;695055 نوشت:
ازدواج موقت شرايطي دارد که با توجه به شرايط آن از يک طرف از روابط بي حد و حصر جلو گيري مي شود و از طرف ديگر غريزه جنسي از طريق قانوني و شرعي و در چهارچوب خاصي بر آورده مي شود.

این دو باهم جمع نمی شوند.

امير مؤمنان علي (عليه السّلام) همواره مي فرمودند:
اگر خليفه دوم بر من سبقت نمي گرفت در حکمي که صادر کرد و ازدواج موقت را نهي نمي کرد جز شقاوتمند کسي زنا نمي کرد.
پس معلوم است که ازدواج موقت جز اطفای غریزه جنسی نیست.
هنگامی که بحث ازدواج موقت پیش می اید در ادامه غریزه جنسی مطرح می شود و هنگامی که عریزه جنسی و بی بندو باری اول مطرح می شود این گونه استدلال می شود که مگر ازدواج موقت برای ارضای جنسی است. باز معلوم نشد.

علــی;695055 نوشت:
باید در معنای استعفاف دقت شود که در برخی از روایات استعفاف به متعه معنا شده است:

يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ.
خود شان جواب فرمودند:
"قرآن كريم بهترين راه را براي حل اين‌گونه مشكلات ارائه فرموده و آن راه، «استعفاف» است؛ يعني «انصراف فكر»."

" اگر عقد موقت در دین اسلام جایگاهی داشت حتماً در این آیه به عنوان راه حل از آن بحث می‌شد اما می‌بینیم که خداوند علیم کسانی را که امکان ازدواج ندارند به عفت و پاکدامنی دعوت می‌کند تا آنکه آنان را از فضل خویش غنی سازد. از طرفی هنگامی که به روایات موجود در مورد این آیه مراجعه می کنیم، می بینیم که عدم استطاعت را در مورد مهریه و نفقه بیان کرده اند که در ازدواج موقت، چنین عدم استطاعتی وجود ندارد. پس نمی توان گفت که منظور از نکاح در این آیه، هم نکاح موقت بوده و هم دائم. فقط نکاح دائم از این آیه برداشت می شود. "

"در این آیه پیشنهاد عفت و پاک دامنی به کسانی است که امکان هیچ گونه ازدواجی (اعم از دائم یا موقت) نداشته باشند "
آیه 33 سوره نور به کسانی که استطاعت مالی در پرداخت مهریه و نفقه ندارند [المیزان] می فرماید: "و کسانى که امکانى براى ازدواج نمى‏یابند، باید پاکدامنى پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بى‏نیاز گرداند." اگر خوب دقت کنیم این آیه شریفه به طور کلی و عام فرموده است: اگر امکان ازدواج نیست ،پاکدامنى پیشه کنند و نفرموده است که اگر امکان ازدواج دائم نیست، پاکدامنى پیشه کنند و از نظر روایات، ازدواج اعم از ازدواج دائم و موقت است و این طور نیست که ازدواج موقت همیشه و برای همه افراد ممکن باشد زیرا روشن است که اگر چه نکاح متعه نفقه ندارد، ولی ازدواجی نیست که بدون هیچ سرمایه و خرجی شکل بگیرد، زیرا در این ازدواج، حتما باید مرد مهریه را تعیین و به زن پرداخت کند. پس آیه در مورد کسانی است که نه می توانند ازدواج دائم انجام دهند و نه ازدواج موقّت، زیرا در مورد اوّل نفقه و مهریه و در مورد دوّم مهریه است که شخص با عدم توانایی در پرداخت آن، شامل آیه می شود. آیه مبارکه به این دسته می فرماید:"عفّت داشته باشید ( و به دنبال زنا نروید)

تفسیر نور(دسترسى نداشتن به همسر، مجوّز گناه نيست، صبر و عفّت لازم است. «وليَستَعفف»-هر كجا احساس خطر بيشتر باشد،-سفارش مخصوص لازم است. «وليَستَعفِف الّذين لايَجِدونَ نكاحا»-اگر عفّت و تقوا داشته باشيم، خداوند ما را بى‏نياز مى‏كند. «وليَستَعفِف... يُغنيهم اللّه»-پاكدامنى و عفت براى زن بهترين ارزش است. «اِن أرَدنَ تحصّناً»-ثروتمندان در قبال ازدواج جوانان، مسئوليّت بيشترى دارند. «و آتوهم من مال اللّه الّذى آتاكم»)
تماما مقارن با تفاسیر :مجمع البیان - نور - المیزان --تفسیر اطيب البيان-تفسير البغوي- تفسير السعدي- تفسير الميسر- تفسير الجلالين- تفسيرالقرطبي- تفسير ابن كثير- تفسير الطبري
تفسير القرطبی
بَلْ الْأَمْر بِالِاسْتِعْفَافِ مُتَوَجِّه لِكُلِّ مَنْ تَعَذَّرَ عَلَيْهِ النِّكَاح بِأَيِّ وَجْه تَعَذَّر

استدلال دیگر: اول به این گونه است که اگر متعه جایز باشد دیگر مصداقی برای این آیه باقی نمی ماند زیرا هر جوانی می تواند با دادن مبلغ ناچیزی متعه کند. چرا این پول را بدهد و زنا کند.
بنا بر این وقتی آیه ی مزبور دستور به عفت می دهد متوجه می شویم که زمانی هست که جوان توان ازدواج ندارد پس متعه مشروع نیست چرا که اگر مشروع بود غالبا همه به آن دسترسی داشتند و موردی برای عفت پیشه کردن باقی نمی ماند. از این رو آیه ی مزبور مخصوص ازدواج دائم است و ازدواج موقت را شامل نمی شود.(سبحانی)
این ناتوانی، بیشتر ناظر به موانع و مشکلات دیگر همانند نیافتن همسر مناسب، یا شرایط خاص شغلی یا تحصیلی است. و به هر حال اختصاص به ناتوانی مالی ندارد. و اگر منظور فقط ناتوانی مالی بود تا آیه نیز به مردان اختصاص یابد، بهتر بود می گفت: «و لیستعفف الفقراء».

علــی;695055 نوشت:
براي پاسخ به شبهه شما لازم است به فلسفه ازدواج موقت توجه نمائيد.

امام علی(ع):رحمت خدا بر کسی که شهوت خود را مغلوب و هوای نفس را سرکوب کند؛ زیرا کار مشکل، بازداشتن نفس از شهوت بوده که پیوسته خواهان معصیت در هواپرستی است».
امير المؤ منين عليه السلام فرمود: جز اين نيست كه من بر شما از دو چيز مى ترسم : پيروى هواى نفس ، و درازى آرزو، اما پيروى هوا پس همانا كه از حق باز مى دارد و اما درازى آرزو آخرت را فراموش سازد.


ایه : بترسید از اینکه سخنی بگویید و خلاف آن کنید؛ که بسیار سخت خدا را به خشم و غضب می‌ آورید
کسانی که در صدد برپایی امر ازدواج موقت هستند ایا خود به این امر تن داده اند؟ یا ....


(به هر صورت با توجه به تاکید بر تزکیه نفس می بایست با تربیت جنسی صحیح نوجوان، باید این فرصت را به نوجوان داد تا با نفس خود به جدل بپردازد و نفس سر کش را رام کند در غیر این صورت ،اگر بی محابا به این نفس با امر موقت جواب داده شود چه بسا نفس این نوجوان ضعیف بار شود چرا که روزی این نوجوان از شریک زندگی بنا به دلایلی به طول مدتی دور خواهد شد و اگر سست عنصر باشد ان چند روز خود را به تباهی خواهد کشاند. این که به نوجوانان زیر بیست سال اجازه داده شد به موقت روی اورند چه بسا فرزندی به جای گذارند که امادگی تربیت صحیح را ندارند و موجودی انگل به جامعه تحویل دهند. امر موقت هیچ سودی اعم از مودت به جای نخواهد گذاشت. دستور اول باید دائم باشد چرا که امر موقت به سان پمادی که می مالند به ظاهر پوستی که از درون سرطان است و فقط ظاهر تربیت می شود و تربیت عمیق درونی به همراه ندارد. و موقت است و همچنین است اگر کام نوجوان که تربیت صحیح ندارد اگر کامش به امر موقت بخورد چه بسا بی مسئولیتی در او بار اورد و ان نو جوان به هیچ عنوان زیر بار امر دائم نرود و بدین سان به معاش بپردازد.


به هر سان به جای جار زدن ازدواج جوانان، باید شرایط حاکم بر جامعه اصلاح گردیده و راه بر نوجوان گشوده شود. ان موقع است که نو جوان به خودی خود به امر ازدواج روی خواهد اورد. چون این تبلیغات بر عناد نوجوان می افزاید و موجب تنفرش از امر ازدواج می گردد. چون شرایط را نابه سامان می بیند. و ان را دور از منطق می داند که با نبود شرایط مساعد، تن به ازدواج دهد.(پایان)

پاسخ از طرف کاربر جهنم:


علــی;695055 نوشت:
در واقع رهبانیت یک کاری است که شخص گمان می کند که کار نیک انجام می دهد اما تمام تلاشش در دنیا تباه می شود.

وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُم مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَىٰ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ
و البته نزدیک ترینشان را در دوستی با مؤمنان، کسانی می یابی که گفتند: ما نصرانی هستیم. این واقعیت برای آن است که گروهی از آنان کشیشان دانشمند و عابدان خدا ترس اند، و آنان تکبّر نمی کنند.
(در قران از رهبان به خوبی یاد شده و خدا ترس و خاضع)


پیامبر به ابن مسعود:
فرمود: «ابن مسعود»! آيا مى‏دانى رهبانيت من چيست؟
گفتم: سرورم، خدا و پيامبرش داناترند.
فرمود: هجرت در راه خدا، پيكار با ستمكاران، نماز و روزه و انجام حج و عمره.


فرمود: هان اى پسر مسعود! امت مسيح (ع) كه پيش از شما بودند، پس از آن حضرت بر هفتاد و دو گروه تقسيم و پراكنده شدند. دو گروه از آن‏ها نجات يافت و هفتاد گروه به تباهى و هلاكت افتادند.
آن گاه فرمود: كسى كه رسالت و دعوت آسمانى مرا گواهى كند و نويد عيسى در مورد آمدن مرا به ياد داشته باشد، حق رهبانيت را رعايت كرده و راه يافته است و كسى كه رسالت مرا دروغ انگارد خود را تباه ساخته است./المیزان/(ایه ی 27 حدید که حتی رهبانیت را نیز رعایت نکردند انان که رعایت کردند نجات یافتند)




علی;695044 نوشت:
یعنی سکوب نیاز جنسی و رهبانیت که علاوه بر ضرر های فراوان روحی و جسمی نمی توان همه را به ان مجبور کرد

امام علی(ع):رحمت خدا بر کسی که شهوت خود را مغلوب و هوای نفس را سرکوب کند؛ زیرا کار مشکل، بازداشتن نفس از شهوت بوده که پیوسته خواهان معصیت در هواپرستی است».
امير المؤ منين عليه السلام فرمود: جز اين نيست كه من بر شما از دو چيز مى ترسم : پيروى هواى نفس ، و درازى آرزو، اما پيروى هوا پس همانا كه از حق باز مى دارد و اما درازى آرزو آخرت را فراموش سازد.


ایه : بترسید از اینکه سخنی بگویید و خلاف آن کنید؛ که بسیار سخت خدا را به خشم و غضب می‌ آورید
کسانی که در صدد برپایی امر ازدواج موقت هستند ایا خود به این امر تن داده اند؟ یا ....


(به هر صورت با توجه به تاکید بر تزکیه نفس می بایست با تربیت جنسی صحیح نوجوان، باید این فرصت را به نوجوان داد تا با نفس خود به جدل بپردازد و نفس سر کش را رام کند در غیر این صورت ،اگر بی محابا به این نفس با امر موقت جواب داده شود چه بسا نفس این نوجوان ضعیف بار شود چرا که روزی این نوجوان از شریک زندگی بنا به دلایلی به طول مدتی دور خواهد شد و اگر سست عنصر باشد ان چند روز خود را به تباهی خواهد کشاند. این که به نوجوانان زیر بیست سال اجازه داده شد به موقت روی اورند چه بسا فرزندی به جای گذارند که امادگی تربیت صحیح را ندارند و موجودی انگل به جامعه تحویل دهند. امر موقت هیچ سودی اعم از مودت به جای نخواهد گذاشت. دستور اول باید دائم باشد چرا که امر موقت به سان پمادی که می مالند به ظاهر پوستی که از درون سرطان است و فقط ظاهر تربیت می شود و تربیت عمیق درونی به همراه ندارد. و موقت است و همچنین است اگر کام نوجوان که تربیت صحیح ندارد اگر کامش به امر موقت بخورد چه بسا بی مسئولیتی در او بار اورد و ان نو جوان به هیچ عنوان زیر بار امر دائم نرود و بدین سان به معاش بپردازد.


به هر سان به جای جار زدن ازدواج جوانان، باید شرایط حاکم بر جامعه اصلاح گردیده و راه بر نوجوان گشوده شود. ان موقع است که نو جوان به خودی خود به امر ازدواج روی خواهد اورد. چون این تبلیغات بر عناد نوجوان می افزاید و موجب تنفرش از امر ازدواج می گردد. چون شرایط را نابه سامان می بیند. و ان را دور از منطق می داند که با نبود شرایط مساعد، تن به ازدواج دهد.(پایان)

پرسش:
آیا طبق روایات راه اول برای خود داری از گناه بخاطر شهوت ازدواج موقت است؟

پاسخ:
وقتی جوانی نیاز جنسی به او فشار می آورد مراتبی برای حل این مشکل وجود دارد که اولین از اون مراتب که خیلی هم خوب و ساده هست کنترول نفس و دور کردن فکر از این مسائل می باشد که موافق با آموزه های دینی ماست چون در زمینه کنترول شهوت و ... روایات بیشماری وجود دارد.
توصیه اول به جوانان است. حال اگر جوانی این همت و تلاش را نداشت و نتوانست استعفاف پیشه کند و نیاز جنسی فشار آورد توصیه به ازدواج می کنیم و با ساده گرفتن و دوری از تجملات به راحتی اینکار انجام می شود.
در آخر بعد از استعفاف و ازدواج که ممکن نبود و نتوانست موفق شود ازدواج موقت اونم با دقت های خاص و مراقبت های ویژه توصیه می شود.
اما به نظر دو مرحله اول برای کسانی که دنبال سلامت نفس و زندگی آرام و شیرین هستند شدنی می باشد.

موضوع قفل شده است