جمع بندی نقد فصاحت و بلاغت قرآن

تب‌های اولیه

59 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
نقد فصاحت و بلاغت قرآن

1- هیچ معیار درستی برای بررسی فصاحت و بلاغت کتاب ها نیست فصاحت و بلاغت امری سلیقه ای است خصوصا اگر بخواهیم کتبی که به زبان های مختلف هستند را مقایسه کنیم

2- حتی اگر معیار فصاحت و بلاغت مشخص شود و کتب مختلف با آن بررسی شود بر فرض لیست فصیح ترین و بلیغ ترین کتب مشابه زیر باشد
1- قرآن 2- دیوان حافظ 3- آثار شکسپیر 4- نهج البلاغه 5- بوستان سعدی
در این صورت تنها چیزی که ثابت میشود این است که قرآن فصیح ترین و بلیغ ترین کتاب است اگر معیار فصاحت و بلاغت موجود باشد الزاما یک کتاب فصیح ترین و بلیغ ترین است همانطور که اگر معیار پند آموزی مشخص باشد الزاما یک کتاب (مثلا کلیله و دمنه) پند آمیز ترین کتاب میشود و این به معنای معجزه بودن آن نیست

3- اگر معیار فصاحت و بلاغت مشخص شود الزاما باید انسان بتواند از هر کتابی فصیح تر و بلیغ تر بنویسد چون معیار آن در دستش است حتی اگر انسان نتواند خدا باید بتواند چون قادر مطلق است و امری محال هم از او نخواسته ایم تنها میگوییم با یک سری معیار مشخص کتابی فصیح تر و بلیغ تر از قرآن بیاورد اگر خدا بتواند انسان هم باید بتواند چون از همان معیار ها استفاده شده (اگر معیار ها غلط باشد که فصیح و بلیغ بودن قرآن زیر سوال میرود)

4- فصاحت و بلاغت برای کتب شعر و سجع معیار خوبی است نه کتابی مثل قرآن در واقع آن چیزی که مهم است محتوای قرآن است میتوان مجموعه ای از عقاید نادرست را به شکل فصیح و بلیغ نوشت این بدین معنا نیست که این عقاید نادرست از عقیده درستی که فصیح و بلیغ نیست برتر است

5- اگر قرآن بلیغ و رسا بود این هم تفسیر متفاوت و متناقض نداشت و این همه فرقه و گروه به وجود نمی آمد بلاغت یک کتاب در عمل باید مشخص شود که قرآن در این زمینه شکست خورده است طباطبایی میگوید یک آیه قرآن یک میلیون و دویست هزار تفسیر دارد

با نام و یاد دوست

 

 

 

کارشناس بحث: استاد میقات

1- هیچ معیار درستی برای بررسی فصاحت و بلاغت کتاب ها نیست فصاحت و بلاغت امری سلیقه ای است خصوصا اگر بخواهیم کتبی که به زبان های مختلف هستند را مقایسه کنیم

 

با سلام و درود

اولا سلیقه ای نیست. هر زبانی معیارهای ادبی و... دارد که اهل فن می توانند تشخیص بدهند چه متنی این معیارها را رعایت کرده و چه متنی رعایت نکرده است.

ثانیا وقتی اکثریت اهل فن و متخصصین زبانشناس یک زبان، متنی را به عنوان برتر انتخاب کنند، آن موقع می توان آن متن را به عنوان متن برتر پذیرفت؛ یعنی معیار، تایید اکثریت متخصصان زبانشناس و اهل فن در هر زبان است.

تاکنون این قضاوت جمعی و حداکثری متخصصان، راجع به هیچ متنی و در مقابل و مقایسه با قرآن کریم، صورت نگرفته است.

 

2- حتی اگر معیار فصاحت و بلاغت مشخص شود و کتب مختلف با آن بررسی شود بر فرض لیست فصیح ترین و بلیغ ترین کتب مشابه زیر باشد
1- قرآن 2- دیوان حافظ 3- آثار شکسپیر 4- نهج البلاغه 5- بوستان سعدی
در این صورت تنها چیزی که ثابت میشود این است که قرآن فصیح ترین و بلیغ ترین کتاب است اگر معیار فصاحت و بلاغت موجود باشد الزاما یک کتاب فصیح ترین و بلیغ ترین است همانطور که اگر معیار پند آموزی مشخص باشد الزاما یک کتاب (مثلا کلیله و دمنه) پند آمیز ترین کتاب میشود و این به معنای معجزه بودن آن نیست

 

اعجاز قرآن که فقط فصاحت و بلاغت نیست. قرآن کریم، وجوه اعجاز متعددی دارد و در همه آن ها، سرآمد و برتر است، مثلا در بیان معارف حکیمانه، نمی توان موردی معرفتی پیدا کرد که هیچ اثری و نشانه ای از آن در قرآن نباشد.

 

اگر معیار فصاحت و بلاغت مشخص شود الزاما باید انسان بتواند از هر کتابی فصیح تر و بلیغ تر بنویسد چون معیار آن در دستش است حتی اگر انسان نتواند خدا باید بتواند چون قادر مطلق است و امری محال هم از او نخواسته ایم تنها میگوییم با یک سری معیار مشخص کتابی فصیح تر و بلیغ تر از قرآن بیاورد اگر خدا بتواند انسان هم باید بتواند چون از همان معیار ها استفاده شده (اگر معیار ها غلط باشد که فصیح و بلیغ بودن قرآن زیر سوال میرود)  

خیر، چنین الزامی وجود ندارد. یکی خالق است و یکی مخلوق، چگونه ممکن است افق کلام این دو، یکسان باشد.

افق و سنخ کلام الهی با کلام بشری بسیار متفاوت است، لذاست که انسان نمی تواند مانند قرآن بیاورد و قرآن هم اشاره فرموده: «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا»؛ پس اگر چنين نكنيد، كه هرگز نخواهيد كرد.(بقره: 2/ 24)

لذا هیچ ملازمه ای وجود ندارد که هر کاری که خالق، بر آن قادر باشد، ولو طریقه و روشش را هم بگوید، مخلوق هم بتواند همان کار را انجام دهد. این کاملا واضح و روشن است.

این موضوع را می توانید در انجمن کلام و با کارشناسان مربوطه پیگیری فرمایید.

 

4- فصاحت و بلاغت برای کتب شعر و سجع معیار خوبی است نه کتابی مثل قرآن در واقع آن چیزی که مهم است محتوای قرآن است میتوان مجموعه ای از عقاید نادرست را به شکل فصیح و بلیغ نوشت این بدین معنا نیست که این عقاید نادرست از عقیده درستی که فصیح و بلیغ نیست برتر است

ویژگی قرآن کریم این است که مضامین عالیه و معارف حکیمانه و متعالی را در قالب فصیح ترین و بلیغ ترین الفاظ ارائه کرده است؛ لذا نمی توان موردی پیدا کرد که مخالف با فصاحت و بلاغت در کلام و ادبیات عرب باشد.

 

نکته:

عرض کردم اعجاز قرآن، وجوه متعددی دارد؛ لذا هم الفاظش مطابق با بیان فصیح و بلیغ است و هم مضامین و معارفش، متعالیه و حکیمانه است. به همین خاطر است که از آثار بشری، متمایز و برتر است.

این که می بینید آثار بشری نمی تواند چنین باشد، این خودش اعتراف به برتری قرآن است.

 

5- اگر قرآن بلیغ و رسا بود این هم تفسیر متفاوت و متناقض نداشت و این همه فرقه و گروه به وجود نمی آمد بلاغت یک کتاب در عمل باید مشخص شود که قرآن در این زمینه شکست خورده است طباطبایی میگوید یک آیه قرآن یک میلیون و دویست هزار تفسیر دارد

قرآن کتابی جامع و کامل است و قرار است تا قیامت، راهنما و راهگشای انسان ها باشد؛ لذا به یک فصل یا دوره ای از تاریخ، اختصاص ندارد.

اتفاقا این از ویژگی های قرآن است که انسان ها در هر دورانی با هر سطح فکری، بتوانند از آن بهره مند شده و قرآن برای آن ها کاربرد داشته و قابل استفاده باشد.

گوناگونی و تعدد فهم از یک متن، لزوما به معنای نقص و عیب نیست؛ یعنی نمی توانید نتیجه بگیرید که چون قابلیت فهم های متعدد یا قابلیت برداشت های متعدد را دارد، پس حتما متنی معیوب و ناقص است.

از طرفی بسیاری از این فهم ها با هم، قابل جمع هستند و تضاد و تناقضی بین آن ها نیست.

مهم تر این که مراد و مقصود اصلی آیه، در نزد صاحب قرآن و نیز نزد مفسران حقیقی قرآن (معصومین علیهم السلام) معین و مشخص است؛ این سایر افراد هستند که علم به آن ندارند. یعنی این ندانستن قطعی مراد قرآن، به خاطر فهم ناقص انسان ها است، نه این که آن بیان و آن آیه، در رساندن فهمش ناقص باشد. و این خودش نیازمندی و لزوم مراجعه به اهلبیت (علیهم السلام) را می رساند.

پس:

اولا کلام خداوند و آیه شریفه، به خودی خود، نقص و عیبی ندارد، در ثانی با مراجعه به مفسران حقیقی قرآن، می توان به فهم صحیح از آیه رسید، لذا این گونه نیست که فهم صحیح از آیه، قابل دسترسی نباشد.

خلاصه این که، قابلیت برداشت و فهم های مختلف را داشتن، مساوی و لزوما به معنای گنگ و نامفهوم و نارسا نیست.

 

با سلام خدمت جناب کارشناس

اشکال اول: فصاحت و بلاغت سلیقه ای است و معیار مشخصی برای مقایسه ندارد
پاسخ: اولا فصاحت و بلاغت در هر زبان معیار های مشخصی دارد ثانیا تایید اکثریت متخصصان خود معیاری برای برتری قرآن است
نقد پاسخ:
اولا در هیچ زبانی معیار دقیق برای بررسی فصاحت و بلاغت وجود ندارد مثلا بلاغت یعنی رسایی چطور میتوان مشخص کرد چه جمله ای رسا تر از دیگری است؟ فقط در زبان عربی برخی تلاش کردند معیار هایی مشخص کنند آن هم فقط برای فصاحت نه بلاغت و آن معیار ها را طوری تنظیم میکردند که حتما قرآن فصیح ترین شود
ثانیا حتی اگر در همه زبان ها هم معیار های فصاحت و بلاغت مشخص شود باز غیرممکن است بتوان دو کتاب از دو زبان مختلف را باهم مقایسه کرد
ثالثا ارجاع به نظر اهل فن مغالطه توسل به مرجعیت است

اشکال دوم: حتی اگر معیار فصاحت و بلاغت مشخص شود و کتب مختلف با آن بررسی شوند مسلما یکی از آنها از همه برتر است و این به معنی معجزه بودن آن نیست
پاسخ: قرآن وجوه اعجاز متعددی دارد و در همه آنها سرامد است
نقد پاسخ:
اولا حتی اگر اینطور باشد بازهم نتیجه نمیگیریم که قرآن معجزه است مثلا نیوتون هم در فیزیک هم در ریاضی سرامد است آیا کار او معجزه بوده؟
ثانیا با بررسی وجوه ذکر شده برای قرآن بطلان این ادعا بهتر مشخص میشود
اعجاز بیانی، اعجاز ادبی، اعجاز اسلوب بیانی، اعجاز اسلوبی، اعجاز لغوی، اعجاز فصاحت، اعجاز بلاغی، اعجاز لفظی، اعجاز اخلاقی، اعجاز نظم، اعجاز ترصیف، اعجاز جمال لغوی، اعجاز غرابت اسلوب، اعجاز محتوایی، اعجاز مضمونی، اعجاز مفهومی، اعجاز معارفی، اعجاز غیبی، اعجاز علمی، اعجاز جاودانگی، اعجاز ابدیت، اعجاز خلود، اعجاز عددی
همانطور که میبینید اکثر این ها در زمینه ادبی هستند که ایراد آنها در اشکال اول مشخص شد موارد انتهایی هم در زمینه خود سرامد نیستند مثلا دو سه پیشگویی قرآن سرامد همه حتی نوستراداموس است؟ یا مطالب علمی قرآن برتر از آرای همه دانشمندان است؟ یا اعجاز عددی که در هر متنی یافت میشود ‌‌‌‌‌‌‌‌

اشکال سوم: فرضا معیار فصاحت و بلاغت مشخص شود در این صورت از هر متن ادعایی میتوان فصیح تر و بلیغ تر ساخت
پاسخ: الزامی ندارد کاری که خالق بر آن قادر است ولو طریقه اش مشخص باشد مخلوق هم بتواند انجام دهد
نقد پاسخ:
برای اینکه فصاحت و بلاغت قرآن را معجزه دانست باید تمام معیار ها مشخص باشد مثلا فلان کلمه از دیگری فصیح تر است یا فلان جمله بلیغ تر از دیگری است همه این معیار ها را میتوان در کامپیوتر برنامه نویسی کرد و از هر متن ادعایی فصیح تر و بلیغ تر نوشت فرضا قرآن ده هزار جمله دارد حال ما این معیار ها بیست هزار جمله مینویسیم مسلما بیست هزار جمله فصیح و بلیغ برتر از ده هزار جمله فصیح و بلیغ است

اشکال چهارم: محتوای قرآن مهم است نه فصاحت و بلاغت آن میتوان مجموعه ای از عقاید نادرست را به شکل فصیح و بلیغ نوشت‌
پاسخ: قرآن نه عقایدی نادرست بلکه مضامین عالیه و معارف حکیمانه و متعالی را در قالب فصیح ترین و بلیغ ترین الفاظ ارائه کرده است
نقد پاسخ:
این خود اعتراف یه این نکته است که فصاحت و بلاغت معجزه نیست بلکه هنر است ‌حال اگر این هنر مضامینی حکیمانه هم داشته باشد میتوان آن را معجزه قلمداد کرد درحالیکه گفتیم بر همه وجوه اعجاز قرآن اشکالات فوق وارد است و تکثر دلایل دلیل صحت نمیشود مثلا نمیتوان گفت ترامپ رئیس جمهور بدی است چون:
هم نامتعادل است
هم اسم خلیج فارس را تحریف کرده است
هم در توئیت هایش غلط املایی دارد
هم ....
میبینید که جمع چند دلیل ضعیف صحت یک ادعا را اثبات نمیکند

اشکال پنجم: تفاسیر متعدد و گاها متناقض قرآن چطور با بلاغت و رسایی ادعایی آن قابل توجیه است؟
پاسخ: اولا فهم متعدد دلیل نقص و عیب نیست ثانیا در بین مفسرین حقیقی فهم صحیحی از قرآن وجود دارد
نقد پاسخ:
اولا فهم متعدد دلیل نقص و عیب هم نباشد نشان دهنده بلیغ نبودن است ما نگفتیم قرآن نقص و عیب دارد گفتیم بلیغ و رسا نیست و شاهد آن همین تفاسیر متنوع است
ثانیا منظور از مفسرین حقیقی چیست؟ فهم مفرسین سنی و شیعه از قرآن باهم متناقض است حال چطور میتوان قول مفسرین شیعه را قبول کنیم درحالیکه صحت قول آنها مشروط به صحت تفسیر آنها است و عملا دچار دور میشویم

متاسفانه پاسخ هایتان به هیچ وجه قانع کننده نبود و هر پنج اشکال فوق هنوز هم بر ادعای اعجاز فصاحت و بلاغت وارد است

سلام اگر فصاحت قرآن قابل خدشه بود، تا حالا در این 1400 سال حتما دشمنان از این راه وارد میشدند ولی هیچکس نتوانسته.

نقد پاسخ:
اولا در هیچ زبانی معیار دقیق برای بررسی فصاحت و بلاغت وجود ندارد مثلا بلاغت یعنی رسایی چطور میتوان مشخص کرد چه جمله ای رسا تر از دیگری است؟ فقط در زبان عربی برخی تلاش کردند معیار هایی مشخص کنند آن هم فقط برای فصاحت نه بلاغت و آن معیار ها را طوری تنظیم میکردند که حتما قرآن فصیح ترین شود
ثانیا حتی اگر در همه زبان ها هم معیار های فصاحت و بلاغت مشخص شود باز غیرممکن است بتوان دو کتاب از دو زبان مختلف را باهم مقایسه کرد
ثالثا ارجاع به نظر اهل فن مغالطه توسل به مرجعیت است

با سلام و درود

چطور و چگونه آن بر عهده متخصصان و اهل فن است، آنان می توانند تشخیص بدهند. همان طور که در زمان نزول قرآن و در صدر اسلام، فحول و بزرگان عرب، در برابر فصاحت و بلاغت الفاظ قرآن، عاجز و ناتوان شده و با همه تلاشی که انجام دادند نتوانستند همانندی بیاورند.

این که قواعد ادبیات عرب، بر اساس زبان قرآن، پایه ریزی شده است، ادعایی کاملا غیرعلمی است که از بگذریم بهتر است. فقط یک نکته عرض می کنم، وقتی اسلام آمد، ادبیات عرب و شعر جاهلی، در اوج خود و شاعران اشعار خود را بر دیوار کعبه آویزان می کردند و به رقابت می پرداختند.

قطعا اگر زبان قرآن، فصیح و بلیغ نبود، عرب در آن شرائط و در اوج، هیچگاه زیر بار آن نمی رفت.

این که می شود یا نمی شود را به عهده اهل فن بگذارید. بالاخره یک کارشناس و متخصص، با مهارتی که دارد می تواند بین دو اثر، مقایسه و سنجش انجام دهد.

نظر آخر در هر فنی را کارشناس و متخصص آن فن می دهد؛ مراجعه به ایشان و معیار قرار دادن ایشان، منطقی و معقول است.

 

نقد پاسخ:
اولا حتی اگر اینطور باشد بازهم نتیجه نمیگیریم که قرآن معجزه است مثلا نیوتون هم در فیزیک هم در ریاضی سرامد است آیا کار او معجزه بوده؟
ثانیا با بررسی وجوه ذکر شده برای قرآن بطلان این ادعا بهتر مشخص میشود
اعجاز بیانی، اعجاز ادبی، اعجاز اسلوب بیانی، اعجاز اسلوبی، اعجاز لغوی، اعجاز فصاحت، اعجاز بلاغی، اعجاز لفظی، اعجاز اخلاقی، اعجاز نظم، اعجاز ترصیف، اعجاز جمال لغوی، اعجاز غرابت اسلوب، اعجاز محتوایی، اعجاز مضمونی، اعجاز مفهومی، اعجاز معارفی، اعجاز غیبی، اعجاز علمی، اعجاز جاودانگی، اعجاز ابدیت، اعجاز خلود، اعجاز عددی
همانطور که میبینید اکثر این ها در زمینه ادبی هستند که ایراد آنها در اشکال اول مشخص شد موارد انتهایی هم در زمینه خود سرامد نیستند مثلا دو سه پیشگویی قرآن سرامد همه حتی نوستراداموس است؟ یا مطالب علمی قرآن برتر از آرای همه دانشمندان است؟ یا اعجاز عددی که در هر متنی یافت میشود ‌‌‌‌‌‌‌‌

پیامبر(صلی الله علیه و آله) ادعای نبوت و ارتباط با عالَم ماوراء داشته و برای اثبات این ادعا، کتابی می آورد که در حوزه خود (قدر متیقن و حداقل آن اعجاز لفظی و فصاحت و بلاغت است) در اوج است و دیگران با همه توان و تلاش، نمی توانند مانندی حتی برای یکی از سوره های آن بیاورند؛ این می رساند که ادعای پیامبر، صادق و حقیقی است.

تا جایی که بنده اطلاع داریم، حافظ و سعدی و شکسپیر و نیوتن و... ادعای معجزه و پیامبری نداشته و این آثارشان را هم برای اثبات ادعایشان نیاورده اند.

در ثانی، قرآن کتاب هدایت است و در این زمینه هر آن چه لازم بوده را آورده و از ابعاد مختلف (لفظ و معنا و پیامرسانی و هدایتگری و...)، سرآمد بودن خود را اثبات کرده است. آیا کتاب نیوتن و شکسپیر و... چنین هستند؛ قطعا نیستند و طبیعی هم هست که نباشند زیرا حوزه و هدف و مستوای آن ها چیز دیگری است.

ثالثا اگر صحبت از اعجاز علمی می شود، معنایش این است که در یک موضوعی، قرآن کریم مطلبی علمی را بیان فرموده است که در آن زمان، کسی از آن اطلاع نداشته و اصلا علم و دانش بشر در این حد نرسیده بوده است؛ همین کافی است تا قرآن به مخاطبش ثابت کند پس این کلام (قرآن) کلام بشری و انسانی مانند شماها نیست. لذا کسی ادعا نکرده است که مطالب علمی قرآن، برتر از آرای همه دانسمندان است؛ این ادعا را بنده از شما می شنوم.

هم چنین اعجاز عددی (فارق از اختلاف نظرها در باره آن و نسبت به قرآن)، آیا واقعا هر متنی اعجاز عددی دارد؟!! یعنی می توانید اعجاز عددی نوشته های بنده یا خودتان را بیان فرمایید؟ اگر چنین نیست بهتر است در بیان مان علمی تر باشیم.

 

نقد پاسخ:
برای اینکه فصاحت و بلاغت قرآن را معجزه دانست باید تمام معیار ها مشخص باشد مثلا فلان کلمه از دیگری فصیح تر است یا فلان جمله بلیغ تر از دیگری است همه این معیار ها را میتوان در کامپیوتر برنامه نویسی کرد و از هر متن ادعایی فصیح تر و بلیغ تر نوشت فرضا قرآن ده هزار جمله دارد حال ما این معیار ها بیست هزار جمله مینویسیم مسلما بیست هزار جمله فصیح و بلیغ برتر از ده هزار جمله فصیح و بلیغ است

خیر، چنین نیست؛ معیار فصاحت و بلاغت که حجمی نیست تا بگوییم ما حجم نوشتارمان را زیادتر می کنیم تا فصیح تر باشد!!

اصلا بر عکس است یعنی کلام هر چه کوتاه تر و مختصرتر و در عین حال، پرمعناتر و پرمغزتر باشد، برتر و بهتر است.

برای همین است که عرض می کنم متخصصان و اهل فن در ادبیات و زبان، خودشان می دانند چگونه فصاحت و بلاغت را تشخیص بدهند. ندانستن ما که دلیل بر ندانستن آن ها نیست.

 

نقد پاسخ:
این خود اعتراف یه این نکته است که فصاحت و بلاغت معجزه نیست بلکه هنر است ‌حال اگر این هنر مضامینی حکیمانه هم داشته باشد میتوان آن را معجزه قلمداد کرد درحالیکه گفتیم بر همه وجوه اعجاز قرآن اشکالات فوق وارد است و تکثر دلایل دلیل صحت نمیشود مثلا نمیتوان گفت ترامپ رئیس جمهور بدی است چون:
هم نامتعادل است
هم اسم خلیج فارس را تحریف کرده است
هم در توئیت هایش غلط املایی دارد
هم ....
میبینید که جمع چند دلیل ضعیف صحت یک ادعا را اثبات نمیکند

اولا اگر فصاحت و بلاغت را هنر بدانیم، وقتی همه هنرمندان و اهل فن این هنر، جمع شوند و تمام تلاششان را بگذارند ولی نتوانند مانندی برای آن بیاورند، آیا باز هم این هنر، بی ارزش و بی مقدار است؟!

در ثانی، خودتان می گویید و خودتان هم نتیجه می گیرید و همه چیز را تمام شده می دانید!! کجا ثابت شد همه وجوه اعجاز قرآن دارای اشکال است؟!!!! صبر کنید.

مطالب شما که پاسخ داده شده؛ از طرفی برخی مطالبتان هم که با معیارهای علمی بسیار فاصله داشت.

در باره این مثال ها هم نباید انتظار داشته باشید حالا که چند مثال ضعیف زدید و نتیجه گرفتید که ادعا ثابت نمی شود، پس واقعیت هم مطابق با ذهن شما تغییر کند و قرآن با این همه عظمت، همه وجوه اعجازش نیز ضعیف شود.

این چه ضعفی است که بیش از 1400 سال است همه مخالفان با همه توان و قدرتشان تلاش می کنند همانندی برای آن بیاورند، ولی عاجز و ناتوانند و حتی نتوانسته اند با این همه نیرو و امکانات، همانندی برای یکی از سوره های آن بیاورند؟!!

 

نقد پاسخ:
اولا فهم متعدد دلیل نقص و عیب هم نباشد نشان دهنده بلیغ نبودن است ما نگفتیم قرآن نقص و عیب دارد گفتیم بلیغ و رسا نیست و شاهد آن همین تفاسیر متنوع است
ثانیا منظور از مفسرین حقیقی چیست؟ فهم مفرسین سنی و شیعه از قرآن باهم متناقض است حال چطور میتوان قول مفسرین شیعه را قبول کنیم درحالیکه صحت قول آنها مشروط به صحت تفسیر آنها است و عملا دچار دور میشویم

اولا همه آیات قرآن، یک میلیون و... احتمال ندارد، این نظر را علامه فقط در باره یک آیه داده اند؛ لذا این نمی تواند معیار قضاوت برای بیش از شش هزار آیه دیگر باشد.

ثانیا نمی دانم چقدر با تفاسیر و گرایش ها و اتجاهات تفسیری آشنایی دارید؛ شما یک فیلسوف، یک عارف، یک ادیب، یک ...، را در نظر بگیرید که می خواهند یک آیه را تفسیر کنند؛ قرار نیست که یک تفسیر و یک نگاه واحد داشته باشند.

بله، ظاهر الفاظ قرآن، یک مفهوم را می رساند که همه در این مشترک هستند، ولی هر کسی مطابق با فکر و باور و گرایشی که دارد، تلاش می کند تا از این آیه در راستای آن فکر و باورش، وجوه و احتمالات بیشتری را بیان کند تا تفسیرش پربارتر از دیگر تفاسیر باشد.

این احتمالات، معنایش بلیغ نبودن آیه نیست زیرا فهم ظاهری از آیه و مراد آیه و الفاظ آن، مشخص و معلوم است؛ این تلاش مفسر برای بیان احتمالاتی اضافه از آن فهم ظاهری آیه است.

 

اما منظور بنده از مفسران حقیقی قرآن، معصومین (علیهم السلام) هستند، نه مفسران شیعه.

معصوم هیچ شک و شبهه ای نسبت به فهم کلام الهی ندارد و او به مراد واقعی از کلام الهی، آگاه است.

این که مفسران با احتمال نظر می دهند، به خاطر این است که از خودشان نمی توانند چیزی به قرآن نسبت بدهند و چون آن تبیین صحیح و کامل معصوم، به دست ما نرسیده است، راهی نیست جز این که مفسر به صورت احتمال، نظرش را مطرح کند. پس این عیب کلام الهی نیست.

 

اما در باره نظرات متناقض مفسران شیعه و سنی:

از کدام تناقضات سخن می گویید؟ مثال بزنید. در کدام آیات از قرآن، بین نظر شیعه و سنی، تناقض وجود دارد؟ آن هم تناقضی که علت آن، فصیح نبودن و بلیغ نبودن آیه است؟

 

متاسفانه پاسخ هایتان به هیچ وجه قانع کننده نبود و هر پنج اشکال فوق هنوز هم بر ادعای اعجاز فصاحت و بلاغت وارد است

بین ادعا و اثبات، تفاوت و فاصله بسیار است. 

توجه!

بعلت مسافرت و نداشتن نت یا فرصت برای پاسخگویی، تاپیک بسته و پس از بازگشت، اطلاع رسانی و باز می شود.

 

با سلام و درود

تاپیک باز است و در خدمت دوستان بزرگوار هستم.

وجوهی که برای اعجاز قرآن ذکر کرده اند دو دسته است: اعجاز ادبی و غیر ادیی
مشخص است که اگر هر دو دسته در نوع خود ضعیف باشند جمع آن دو هم ضعیف است و نمیتواند معجزه تلقی گردد
درباره اعجاز ادبی انتقادات زیر وارد است:
1- در خود زبان عربی معیار دقیق برای بررسی این وجه وجود ندارد اگر چه ارجاع به نظر کارشناسان معقول است اما چیزی را اثبات نمی کند و هنوز هر فردی حق دارد مثلا نهج البلاغه را از نظر ادبی برتر از قرآن بداند به هر حال نظر کارشناسان وحی نیست
2- در بهترین حالت میتوان نتیجه گرفت قرآن برترین کتاب ادبی عربی است کارشناسان ممکن است به برتری مثنوی در زبان فارسی و آثار شکسپیر در انگلیسی و ... رای بدهند اما هیچ یک از این ها معجزه نیستند هرگز هم نمیتوان دو متن از دو زبان مختلف را مقایسه کرد و تاکنون هم کسی اینکار را انجام نداده است
3- حتی اگر قرآن برتری اثر ادبی جهان باشد در یک زمینه هنری برترین است ممکن است مونالیزای داوینچی در زمینه نقاشی برترین باشد یا در هر هنر دیگری برترین اثر را داشته باشیم و هیچکدام از آنها معجزه نیستند مگر اینکه کارشناس معتقد باشد بتوان دو هنر مختلف را هم باهم مقایسه کرد! البته هنر خود تنها یکی از مقولات است و علم و سیاست و ده ها مقوله دیگر داریم که هر کدام میتواند برترین داشته باشد
4- میگویند همه در زمان نزول قرآن از فصاحت و بلاغت آن شگفت زده شدند حال اینکه افراد زیادی به هماوردی برای قرآن روی آوردند همچنین در آیه 31 سوره انفال گفته شده:
و چون بر آنان آیات ما تلاوت شود گویند: شنیدیم، اگر ما هم می‌خواستیم مانند آن می‌گفتیم، این چیزی جز افسانه پیشینیان نیست
مشخص است که مخالفان قرآن را نه یک شاهکار ادبی بلکه تکرار افسانه های پیشینیان میدانستند

درباره اعجازه غیر ادبی هم باید گفت:
اکثر این اعجاز در سال های اخیر ادعا شده اند و میتوان گفت فقط اعجاز ادبی از زمان قدیم مطرح بوده است
هیچکدام از آنها در زمینه خود سرآمد نیستند حتی برخی از آنها مانند اعجاز عددی در هر متنی یافت میشود مثلا در پست زیر یکی از کاربران اعجاز عددی عبارت اتل متل توتوله را مشخص کرد:
http://askdin.com/node/27366
اعجاز علمی هم با هر کشف علمی جدید تفسیری جدید به خود میگیرد و این به خاطر بلیغ نبودن قرآن است که هرکسی از راه میرسد تفسیری از آیات قرآن میدهد

اشکالات دیگری به شرح زیر وارد شد که پاسخ هم داده شد و به نظر نمیرسد نتیجه خاصی از این موارد گرفته شود و بهتر است بحث درباره موارد فوق پیش برود
1- این فرض که اگر تمام معیار های ادبی از تمام زبان ها را برنامه نویسی کنیم و برترین متن را بخواهیم و دقیقا متن قرآن بیرون بیاید بسیار بعید است و ارزش بحث ندارد
2- صرف فصاحت و بلاغت یک متن هیچ نتیجه ای درباره محتوای آن نمیتوانیم بگیریم
3- قرآن تفاسیر متعدد و مختلفی دارد و این با بلاغت آن در تناقض است حتی متن این کامنت هم واضح تر از قرآن است

وجوهی که برای اعجاز قرآن ذکر کرده اند دو دسته است: اعجاز ادبی و غیر ادیی
مشخص است که اگر هر دو دسته در نوع خود ضعیف باشند جمع آن دو هم ضعیف است و نمیتواند معجزه تلقی گردد

با سلام و درود

این که دو چیز ضعیف، نتیجه ضعیفی هم دارند؛ بدیهی و روشن است؛ نکته مهم و علمی، ارتباط دادن آن با قرآن است و این که ثابت شود قرآن، از آن موارد است. در این خصوص اگر ادعایی هست اثبات کنید.

 

  1- در خود زبان عربی معیار دقیق برای بررسی این وجه وجود ندارد اگر چه ارجاع به نظر کارشناسان معقول است اما چیزی را اثبات نمی کند و هنوز هر فردی حق دارد مثلا نهج البلاغه را از نظر ادبی برتر از قرآن بداند به هر حال نظر کارشناسان وحی نیست

1. هر حوزه ای را باید به حسب خودش بررسی نمود و قرار نیست همه حوزه ها (علوم تجربی و ریاضی و هنر و انسانی و...) یکسان بررسی شوند.

مثلا هنر یک مورد ذوقی است ولی با این حال و به حسب خودش، معیارهایی دارد و نمی توانیم بگوییم چون ذوقی است پس هیچ معیاری در تشخیص هنر برتر و بهتر، وجود ندارد.

کارشناس و اهل فن، می تواند این برتری و این هنر را تشخیص بدهد.

2- در بهترین حالت میتوان نتیجه گرفت قرآن برترین کتاب ادبی عربی است کارشناسان ممکن است به برتری مثنوی در زبان فارسی و آثار شکسپیر در انگلیسی و ... رای بدهند اما هیچ یک از این ها معجزه نیستند هرگز هم نمیتوان دو متن از دو زبان مختلف را مقایسه کرد و تاکنون هم کسی اینکار را انجام نداده است

2. متن برتر بودن، یک چیز است، معجزه بودن، یک چیز دیگر؛ بین این دو تلازم نیست تا هر برتری را بگوییم معجزه است.

قبلا عرض کردم یکی از موارد اعجاز، ادعای نبوت و پیامبری است، یعنی آن پیامبر برای اثبات ادعای خود، معجزه ای می آورد؛ در حالی که هیچ کدام از این نویسندگان، ادعای نبوت و پیامبری نداشته اند، یعنی خودشان ادعای اعجاز نداشته اند پس چرا دیگران باید از طرف آنان ادعای اعجاز کنند.

بله قرآن در قدم اول، در زبان عربی، برتر است ولی بعید نیست کارشناسان زبان شناس در همه زبان ها، اگر با هم تضارب آراء داشته باشند، به این قضاوت برسند که افق ادبی در قرآن کریم، از سایر آثار برتر است.

نکته: تاکنون همان زبان شناسان دیگر زبان ها، هیچ کدام ادعا نکرده اند، آثاری دارند که برتر از قرآن کریم است.

3- حتی اگر قرآن برتری اثر ادبی جهان باشد در یک زمینه هنری برترین است ممکن است مونالیزای داوینچی در زمینه نقاشی برترین باشد یا در هر هنر دیگری برترین اثر را داشته باشیم و هیچکدام از آنها معجزه نیستند مگر اینکه کارشناس معتقد باشد بتوان دو هنر مختلف را هم باهم مقایسه کرد! البته هنر خود تنها یکی از مقولات است و علم و سیاست و ده ها مقوله دیگر داریم که هر کدام میتواند برترین داشته باشد

3. اولا قرآن ادعا ندارد که در هر زمینه ای معجزه است.

در ثانی، قرآن کریم به حسب هدف نزولش و این که کتاب راهنما و هدایتگر برای همه دوران ها و همه انسان ها است، قطعا تک بُعدی و یکجانبه نگر نیست زیرا لازمه هدایتگری، نگاه چند بُعدی و همه جانبه نگری است.

قرآن در هدایتگری اش معجزه است، ولو به حسب مورد به امور علمی یا داستان و سیاست و... پرداخته باشد؛ هدف اصلی قرآن همان هدایتگری و راهنمایی است نه بیان مسائل ریاضی و فیزیک و... .

هیچ کتابی در این حد، همه جانبه نگر، دارای مضامین عالی، مملو از حکمت ها و معارف انسان ساز، داستان های پندآموز، و... نیست.

سایر کتب، در قدم اول، بر محور یک موضوع هستند، لذا از همان ابتدا از دایره مقایسه، خارج می شوند.

4- میگویند همه در زمان نزول قرآن از فصاحت و بلاغت آن شگفت زده شدند حال اینکه افراد زیادی به هماوردی برای قرآن روی آوردند همچنین در آیه 31 سوره انفال گفته شده:
و چون بر آنان آیات ما تلاوت شود گویند: شنیدیم، اگر ما هم می‌خواستیم مانند آن می‌گفتیم، این چیزی جز افسانه پیشینیان نیست
مشخص است که مخالفان قرآن را نه یک شاهکار ادبی بلکه تکرار افسانه های پیشینیان میدانستند

ادعا که مساوی با اثبات نیست! این را همه قبول دارند و کاملا منطقی و معقول است. ادعا وقتی اعتبار دارد که از مرحله ادعا فراتر رفته و به اثبات برسد.

بله، در همان زمان نزول و حتی از آن زمان تاکنون، افراد بسیاری با همه توان و قدرت خود، برای مقابله با برتری قرآن و برای همانند آوری، به میدان آمده اند ولی نتوانسته و نمی توانند؛ به همین خاطر ادعای افسانه بودن و اساطیر بودن، سر دادند.

اگر افسانه و اساطیر پیشینیان است، چرا این ها با آن همه قدرت و ادعا، نتوانستند حتی یک سوره کوچکی، همانند آن بیاورند؟!

بله، وقتی به عجز و ناتوانی خود در برابر قرآن پی بردند و وجدانشان به آن ها گفت این کلام انسان عادی نیست؛ از روی تعصب و تکبر و حفظ مقام و منزلتی که داشتند، حاضر نشدند حقیقت را بگویند لذا حق را کتمان کرده و گفتند این سحر و افسانه و اساطیر است. غافل از این که این بیان، بطور آشکار و با صدای بلند، اعتراف به عجز و ناتوانی آنها است.

بطور قطع بدانید، اگر ولو یک اثر کوچک، ولو ادعایی، توانسته بود حتی در حد نزدیک به همانندی قرآن برسد، مخالفان اسلام و قرآن (که بسیارند و قدرت و ثروت زیادی هم دارند) تاکنون گوش همه عالَم را پر کرده بودند. این که چنین نیست، یعنی نتوانسته اند.

 

درباره اعجازه غیر ادبی هم باید گفت:
اکثر این اعجاز در سال های اخیر ادعا شده اند و میتوان گفت فقط اعجاز ادبی از زمان قدیم مطرح بوده است
هیچکدام از آنها در زمینه خود سرآمد نیستند حتی برخی از آنها مانند اعجاز عددی در هر متنی یافت میشود مثلا در پست زیر یکی از کاربران اعجاز عددی عبارت اتل متل توتوله را مشخص کرد:
http://askdin.com/node/27366
اعجاز علمی هم با هر کشف علمی جدید تفسیری جدید به خود میگیرد و این به خاطر بلیغ نبودن قرآن است که هرکسی از راه میرسد تفسیری از آیات قرآن میدهد

اعجاز غیرادبی قرآن، منحصر به اعجاز عددی نیست؛ از طرفی در اعجاز بودن اعجاز عددی، اختلاف است و موافق و مخالف زیادی دارد و مخالفان آن بیش از موافقان آن است.

 

برای اطلاع عرض می کنم، برخی از ابعاد اعجاز قرآن، این گونه شمارش شده است:

1. شخصيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

2. فصاحت و بلاغت (اعجاز بيانى)

3. آموزه ها و معارف عالى (اعجاز معانى)

4. اعجاز تشریعی

5. هماهنگى و عدم وجود اختلاف

6. خبرهاى غيبى

7. طرح مسائل دقيق علمى

8. آفرينش هاى هنرى

و...

 

نکته: بله هر چیزی را نمی توان به قرآن نسبت داد و آن را اعجاز قرآن دانست؛ ولی از آن طرف بام هم نباید افتاد و اعجاز قرآن را نادیده گرفت.

 

نکته مهم:

این که می فرمایید «از قدیم مطرح بوده یا نبوده»، باید گفت در اعجاز، چنین معیاری نیست؛ مهم این است که قرآن به چیزی اشاره فرموده و چیزی را بیان فرموده است که هیچ کدام از مردم عصر نزول، بطور عادی نمی توانستند به آن برسند؛ لذا اگر در طول سالیان دراز و با پیشرفت علم و دانش، آن حقایق روشن شود، این ضرری به معجزه بودن آن وارد نمی کند؛ زیرا قرآن می خواهد ثابت کند پیامبری که مکتب نرفته و نزد هیچ کدام از مردم آن زمان، سواد و علم نیاموخته است، توانسته کلامی بیاورد و حقیقتی را بیان کند که خارج و فراتر از افق فهم و دانش مردم آن زمان است و راهی برای رسیدن به آن نیست، الا این که با عالَم ماوراء و از طریق وحی، بدان می توان رسید. این همان اثبات ادعای نبوت پیامبر و مرتبط بودن با عالم غیب از طریق وحی است.

اشکالات دیگری به شرح زیر وارد شد که پاسخ هم داده شد و به نظر نمیرسد نتیجه خاصی از این موارد گرفته شود و بهتر است بحث درباره موارد فوق پیش برود
1- این فرض که اگر تمام معیار های ادبی از تمام زبان ها را برنامه نویسی کنیم و برترین متن را بخواهیم و دقیقا متن قرآن بیرون بیاید بسیار بعید است و ارزش بحث ندارد
2- صرف فصاحت و بلاغت یک متن هیچ نتیجه ای درباره محتوای آن نمیتوانیم بگیریم

بستگی دارد. اگر به دنبال تحقیق هستیم، فایده دارد و نتیجه دار است.

1. بعید نیست. اگر بعید بود، قطعا تاکنون انجام داده بودند و با آن، اسلام و قرآن را کوبیده بودند.

2. بله، این را که در همین تاپیک چندین بار عرض کردم، صرف فصاحت و بلاغت که معجزه بودن را ثابت نمی کند. قرآن کریم در کنار آوردنده آن(شخصیت پیامبر)، ادعای نبوت و پیامبری ایشان، از جهات مختلف، دارای اعجاز است؛ به گونه ای که این مجموعه را نمی توان در هیچ جایی یافت و این مجموعه، بی همتا بودن قرآن را ثابت می کند.

 

3- قرآن تفاسیر متعدد و مختلفی دارد و این با بلاغت آن در تناقض است حتی متن این کامنت هم واضح تر از قرآن است

3. اتفاقا بر عکس، این اقتضای طبیعی قرآن است.

خداوند متعال وقتی بخواهد با انسان محدود، سخن بگوید، آن هم نه برای یک دوره و برای برخی انسان ها، بلکه برای همه انسان ها و در همه زمان ها تا قیامت؛ قابلیت برداشت ها مختلف و فهم های متفاوت، اقتضای طبیعی چنین کلامی است.

اگر قرار بود عرب 1400 سال پیش، همه چیز قرآن را بفهمد، دیگر برای انسان امروز، نه تازگی داشت و نه مفهوم بود؛ همین طور بر عکس، یعنی اگر قرار بود عرب آن زمان چیزی نفهمد و فقط انسان امروزی بفهمد، این دیگر برای عرب آن زمان، فایده و هدایتگری نداشت.

لذا این اقتضای طبیعی و قابلیت بالای قرآن و کلام الهی را می رساند که برای همه انسان ها و با همه طرز فکرها و بینش های متفاوت، در همه دوران ها و متناسب با نیاز و فهم همان زمان، قابل برداشت و قابل استفاده است.

اصلا کلام بلیغ و فصیح، همین است که همیشه و همه جا و با همه مخاطبین و به حسب نیاز زمانه آن ها، و با هر سطحی از دانش بشری، قابل فهم بوده و کاربرد داشته باشد.

 

باید دید از یک معجزه چه میخواهیم؟ کاری که بقیه انسان ها قادر به انجام آن نباشند
از این نظر قرآن معجزه نیست چون با لغات و قواعد انسانی ساخته شده بنابرین همواره ممکن بوده که چنین متنی توسط انسانی آورده شود
در واقع غیرممکن است ثابت شود قرآن توسط هیچ انسانی نمیتواند آورده شود

گفتیم با اکراه میتوان نظر متخصصان عرب را پذیرفت که قرآن برترین اثر عربی است
عربی فقط یکی از زبان هاست
ادبیات فقط یکی از هنر هاست
هنر فقط یکی از مقولات است
ممکن است هزار شاخه شود که هرکدام برترین دارند و هیچکدام هم قابل مقایسه با یکدیگر نیستند
بنابرین وقتی 999 شاخه را انسان ها انجام داده اند بعید نیست آن یک شاخه باقی مانده را هم یک انسان انجام داده باشد

مثلا:
برترین کتاب فارسی: مثنوی
برترین هندسه دان: اقلیدس
برترین دونده: بولت
برترین کتاب عربی: قرآن
برترین سازه: اهرام مصر

تکثر دلایل ضعیف هم دلیل قوی نمی سازد
مثلا گفتیم به عقیده متخصصان تابلوی مونالیزای داوینچی برترین اثر نقاشی است لا اقل این تابلو در زمینه خود برترین است نه مثل قرآن که فقط در زبان عربی برترین است
همچنین داوینچی هم تکثر دلایل دارد:
دانشمند، نقاش، مجسمه‌ساز، معمار، موسیقی‌دان، ریاضی‌دان، مهندس، مخترع، آناتومیست، زمین‌شناس، نقشه‌کش، گیاه‌شناس و نویسنده

آن هم تکثر دلایل قوی نه دلایلی مثل شخصیت حضرت محمد و اعجاز عددی و معارف عالی ادعایی

فرضا من فردا ادعای نبوت کنم و یک لیوان آب بخورم (کاری که بقیه هم میتوانند انجام دهند) دلیل نمیشود که لیوان آب خوردن من از کار های داوینچی با ارزش تر باشد چون ادعای نبوت کرده ام!

باید دید از یک معجزه چه میخواهیم؟ کاری که بقیه انسان ها قادر به انجام آن نباشند
از این نظر قرآن معجزه نیست چون با لغات و قواعد انسانی ساخته شده بنابرین همواره ممکن بوده که چنین متنی توسط انسانی آورده شود

با سلام و درود

برای تعریف و چیستی معجزه به کارشناس کلام و انجمن مربوطه مراجعه فرمایید تا موضوع روشن شود.

اصلا معجزه بودن قرآن یعنی همین، استفاده از ابزار و امکاناتی که برای مخاطبش شناخته شده و آشناست و مخاطب می تواند آزمایش کند؛ و الا اگر از جنسی بود که مخاطب امکانش را نداشت و بطور کلی قدرت بر آن نداشت، دیگر معجزه بودن آن را نمی فهمید.

عربی که گویش و زبانش در عصر اوج و اقتدارش است، وقتی می بیند کسی از همین ادبیات و با همین الفاظ و کلمات، کلامی می آورد که در اوج قرار دارد و حتی بزرگان و نامداران عرب، در مقابل آن اظهار عجز و ناتوانی می کنند، می فهمد این کلام و گفتار، از طرف انسان های عادی نیست و متصل به غیب و عالَم ماوراء است.

اصولا معجزه، متناسب با هر عصر و زمان و آن چه در آن زمان رواج دارد می آید تا تأثیرگذارتر باشد؛ در زمان حضرت موسی(علیه السلام) سحر رواج داشت لذا معجزه موسی تبدیل شدن عصا به اژدها است؛ در زمان حضرت عیسی(علیه السلام) درمان بیماری های سخت و لاعلاج رواج دارد لذا معجزه عیسی شفای کور مادرزاد و زنده کردن مرده و... است؛ در زمان پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) نیز شعر و کلام و گفتار ادبی و... در اوج است، لذا معجزه پیامبر (قرآن) نیز از جنس همان کلام است.

باز هم عرض می کنم در این زمینه و برای آگاهی بیشتر نسبت به معجزه و چیستی آن به انجمن و کارشناس کلام مراجعه فرمایید.

 

 

در واقع غیرممکن است ثابت شود قرآن توسط هیچ انسانی نمیتواند آورده شود

نمی دانم این ادعاها را با چه پشتوانه علمی مطرح می کنید. ولی در ابطال این ادعا و یا لااقل برای این که نظرتان را کمی علمی تر و به صورت احتمال بیان کنید، باید گفت همین که پس از 1400 سال کسی نتوانسته است همانندی حتی برای یکی از سوره های قرآن بیاورد، بهترین دلیل بر رد نظر شماست.

 

گفتیم با اکراه میتوان ......

بقیه مطالبتان تکراری است و قبلا در باره اش گفتگو کرده ایم. اگر مطلب جدیدی دارید و یا دلیلی بر رد عرائض بنده، بیان فرمایید.

دوست گرامی

پست های حضرتعالی بیشتر شبیه بیانیه صادر کردن است. بنده در چندین پست و بطور مشخص و جزیی، مطالب حضرتعالی را نقد می کنم، ولی حضرتعالی بدون این که ایراد مطالب بنده را گرفته و با دلیل و مدرک علمی، رد و ابطال نمایید، یک بیانیه کلی صادر می فرمایید.

اگر بخواهیم گفتگو به صورت علمی ادامه پیدا کند و تاپیک به نتیجه برسد، بایستی گفتگو دو طرفه و علمی و ناظر به مطالب و پاسخ های قبلی باشد.

در خدمتتان هستم.

جناب میقات
ادعای نبوت چیزی به ارزش فعل نمی افزاید فعل شخص باید معجزه باشد و کاری که انجام آن برای انسان ممکن است معجزه نیست من نگفتم مثل قرآن آوردن برای انسان ممکن است گفتم خود قرآن چیزی است که ممکن است انسان آن را بیاورد چون با زبان و قواعد انسانی ساخته شده است همانطور که 999 شاخه دیگر را انسان ها انجام داده اند آن یکی را هم انسان ها میتوانند انجام دهند قرآن برترین متن ادبی عربی است برترین متن ادبی عربی یکی از این هزار شاخه است
لطفا به تعریف و شرایط معجزه ارجاع ندهید علمای اسلام چون دیدند قرآن معجزه نیست مجبور شدند تعریف و شرایط معجزه را تغییر دهند تا قرآن هم معجزه شود

برترین بودن در هیچ یک از این هزار شاخه معجزه نیست ادعای نبوت هم چیزی به ارزش فعل نمی افزاید

در مطالب شما ارجاع به تحدی زیاد دیده میشود
تحدی نهایتا میتواند اثبات کند کسی تاکنون نتوانسته برتر از قرآن بیاورد
به خاطر همین است که قرآن برترین متن عربی است! اگر کسی برتر از آن آورده بود که دیگر برترین نمیشد!
همانطور که در 999 شاخه دیگر کسی برتر از برترین نیاورده
البته همانطور که گفتم با اکراه میگوییم قرآن برترین متن عربی است وگرنه از نظر من نثر را هم با شعر نمیتوان مقایسه کرد و حتی نثر را با نثر هم دقیق نمیتوان مقایسه کرد

در واقع باید گفت: قرآن یک نثر عربی خوب است و باور کنید بیش از این نیست و نمیتوان گفت

میتوانم نظر ده ها مخالف را بیاورم که هیچ اعتقادی به شاهکار بودن قرآن ندارند و معتقدند تعصب مسلمانان آن را تا حد یک شاهکار بالا برده است
البته شما میتوانید بگویید همه آنها از روی عناد و دشمنی چنین میگویند که این گفته ارزشی ندارد لابد شما هم از روی عناد بهترین بوکسور ژاپن را معجزه گر نمیدانید
نهایت نتیجه معقولی که میتوان گرفت:
قرآن یک نثر عربی خوب است
با اکراه و پذیرفتن تحدی و عجز مخالفان (که ادعایی باطل است) میتوان گفت:
قرآن برترین متن عربی است
حال شما بگویید این چه معجزه ای است؟
برترین متن عربی
برترین نقاشی جهان
برترین شناگر استرالیا
برترین نجار ماداگاسکار
کدام یک از این ها معجزه است؟

مثلا برترین نجار ماداگاسکار شخصیت خوبی هم داشته باشد هر از گاهی درباره آسمان و زمین چیزی بگوید که با تفسیر به کشفیات علمی ربطش بدهیم میشود معجزه؟

لطفا مطالب را پاسخ دهید و نگویید مطالب تکراری است تکرار میشود چون پاسخی داده نمیشود بفرمایید چطور از برترین متن عربی معجزه استخراج میشود؟

سلام علیکم

عزیز شما اولا دچار مغالطه موضوعات شدید ، برترین بوکسور حتی با برترین نقد ادبی هیچ تناسب موضوعی ندارد ، وصف برترین هم مساوی اعجاز نیست .

یعنی ذات اعجاز اثبات ضعف و عجز هست ولی برترینی صرف نیست مانند رکورد زنی مسابقات . اعجاز قرآنی در این است که به انسان چیزی را می آموزد که خود از بدست آوردنش ناتوان است . علم الانسان ما لم یعلم ،

اگر انس و جن جمع شوند ، جامع تر و بهتر از معرفتی که قرآن بیان مینمایند را نمیتوانند بیاورند نمیتوانند از قوانین و روابط اخلاقی فردی و اجتماعی بیاورند که ظالمانه نباشد و از انحطاط سر در نیاورد و یا به نسبی گرایی نرسند

تا ... چیستی هدف انسان و هستی و تعریف غایت و مسیری مبتنی بر آن غایت رو ترسیم کند و باید و نباید ها و هست و نیستها را بیان نماید .

و همه این مفاهیم را به بشکلی فصیح و بلیغ را بیان کنند ، بفصاحتی که فهم همگی ، یعنی فرد یا جمع از هر قومی بواسطه اشتراک نفوس بشری اش ، به مفاهیم آن دست پیدا کند .

مثال

هل جزاء الاحسان الا الاحسان

آیا پاداش نیکی چیزی جز نیکی نیست 

این بیان موجز و جامع را هر کسی و یا جمعی در هر قومیتی فهم میکند و فطرتا دریافته که چنین حکمی در ذات و روابط انسانی هست . عدالت رفتاری و حکم وجدان انسانی حکم به درستی آن میکند . و خداوند هم این را نشانه قرار داده که بشر بتواند تصور کند رابطه خداوندی با بشر از همین حکم است . پس برای فهمش نیاز دانش فلسفی یا علوم دیگر بشری ندارد . این قدرت اعجاز است .

 

لطفا مطالب را پاسخ دهید و نگویید مطالب تکراری است تکرار میشود چون پاسخی داده نمیشود بفرمایید چطور از برترین متن عربی معجزه استخراج میشود؟

با سلام و درود

قرآن کریم کتاب هدایت و راهنمای انسان به سوی سعادت و کمال است و به همه ابعاد هدایتی مورد نیاز انسان (در قالب معارف و حکمت ها، مضامین عالیه، داستان های پندآموز، پیام های هدایتگرانه، اخبار غیبی، الفاظ و کلمات فصیح و بلیغ، و...) توجه کرده است، لذا دارای جهات و ابعاد مختلفی است و باید این مجموعه را با هم در نظر گرفت.

قرآن کریم به جهت خارق العاده بودنش معجزه است، یعنی انسان عادی و معمولی نمی تواند مانند آن را بیاورد. به بیان دیگر؛ قرآن کریم خارج از توان و قدرت انسان عادی است، لذا وجود قرآن ثابت می کند که متعلق به بشر عادی نیست و آورنده آن، متصل به ماوراء این عالَم مادی و از طریق وحی، با غیب و عالَم مافوق این عالَم در ارتباط است.

نشانه خارق العاده بودن قرآن نیز همین تحدی قرآن است که بعد از 1400 سال و با وجود این همه دشمن (با آن همه امکانات و توان و قدرت و عِده و عُده) باز هم بی جواب مانده و اثری نیامده که در جامعیت و هدایتگری، در مستوای قرآن باشد.

اما آثار و هنرهای دیگر، مثل فلان نقاشی، کتاب شعر، فلان نجار و شناگر و...، علاوه بر تک بُعدی و محدود بودن، همه بشری و عادی است یعنی به گونه ای است که برای انسان های دیگر این امکان وجود دارد که مانند آن را بیاورند، لذاست که در هر عصر و زمانی کسی پیدا می شود هنر و اثری در حد نفر قبلی یا حتی مانند او و یا حتی بهتر از او را بیاورد؛ لذا این ها خارق العاده (خارج از توان و قدرت بشر) نیستند و معجزه هم محسوب نمی شوند.

 

از برترین متن عربی، معجزه استخراج نمی شود.

به نظرم آنچه جناب میقات گفتند اشتباه است

اینکه کسی نتواند مثل متنی را بیاورد

یا اینکه خارج از قدرت انسان باشد

دلیل بر الهی بودن نیست.

راه اثبات همان برهان شهادت فعلی است.

پس یک مقدماتی لازم است

مثلا دو روش داریم :

می گوییم خداوند در برابر گمراهی مردم ساکت نیست. لذا معجزه را به انسان کاذب نمی دهد.

یا می گوییم خداوند قطعا رسول دارد پس به کذاب معجزه نمی دهد.

طبعا کسی که بگوید برای خدا مهم نیست که یک کذاب دارای معجزه باشد، هیچ معجزه ای دلیل بر الهی بودن نیست.

طبعا کسی که ضرورت ارسال رسول را قبول ندارد، معجزه الهی بی معناست...

 

به نظرم آنچه جناب میقات گفتند اشتباه است

اینکه کسی نتواند مثل متنی را بیاورد

یا اینکه خارج از قدرت انسان باشد

دلیل بر الهی بودن نیست.

 

با سلام و درود

خارق عادت بودن و معنای آن در بحث اعجاز را می توانید با کارشناس کلام و در انجمن مربوطه پیگیری فرمایید تا اطلاعات بیشتری خدمتتان بدهند.

نکته:

افق و سنخ کلام الهی با کلام بشری بسیار متفاوت است، لذاست که انسان نمی تواند مانند قرآن بیاورد و قرآن هم اشاره فرموده: «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا»؛ پس اگر چنين نكنيد، كه هرگز نخواهيد كرد.(بقره: 2/ 24)

تعبیر «لَنْ» (هرگز) در این آیه شریفه، إخبار غیبی است به این که انسان عادی توان همانندآوری برای قرآن را ندارد.

 

کارشناس محترم

اگر شما یک آیه آوردید

ما چند آیه داریم که به برهان شهادت فعلی اشاره میکند.

آیت الله جوادی آملی هم توضیح دادند.

پس بدون این آیات و برهان شهادت، امور خارق العاده دلالت بر الهی بودن ندارند.

پس برترین متن عربی و نه هیچ امر فوق العاده و تک و منحصر به فردی، چیزی را اثبات نمی کند.

یا حق

برای تعریف صحیح تحدی و انتخاب بین نظرات مختلف موجود، آیا حدیثی در خصوص تحدی وجود دارد؟ 

اگر شما یک آیه آوردید

ما چند آیه داریم که به برهان شهادت فعلی اشاره میکند.

با سلام و درود

نمی دانم چرا تصور می کنید آیات قرآن در مقابل هم هستند؛ هر کدام از آیات می توانند به حیث و زاویه ای از اثبات اعجاز قرآن اشاره فرمایند؛ لذا در راستای هم هستند.

اگر ادعا دارید این آیات با هم تناقض و تضاد دارند، می توانید تاپیک مستقلی ایجاد و این موضوع را در آن جا پیگیری فرمایید.

 

 

کارشناس محترم

آیات قرآن تناقض ندارند

اینکه شما تصور کردید از عدم توانایی بشر ، الهی بودن اثبات میشود اشتباه است.

هیچ امر خارق العاده ی حتی اگر تا ابد بی مثل و مانند باشددلالت بر الهی بودنش ندارد .

مگر اینکه به آیاتی که عرض کردم ( شهادت) توجه کنید.

تا زمانی که نپذیریم بر خداوند لازم است جلوی کذاب را بگیرد یا ارسال رسول ضروی است، تحدی چیزی را اثبات نمی کند.

پس معجزه این نیست که کسی کاری خارق العاده انجام دهد که کسی نتواند انجام دهد.

این فهمی عرفی از معجزه است 

باید امری خارق العاده اتفاق بیافتد

کسی نتواند به مانندش بیاورد

ادعای رسالت و نبوت داشته باشد

و ما هم مقدمتا ارسال رسول را ضروری بدانیم و قبول داشته باشیم خداوند به کذاب چنین قدرتی نمی دهد ( برهان شهادت در قران )

بدون این مقدمات الهی بودن چیزی اثبات نمیشود

 

سلام و عرض ادب

جناب بین المعمور گرامی این بیان معیار رو بر چه اساسی میفرمایید که عجز و ناتوانی بشر در آوردن شبیه ، معنی اعجاز نمیدهد و حتما خداوند باید بشر را منصرف کند تا اعجاز باشد ؟

نقل قول :

تا زمانی که نپذیریم بر خداوند لازم است جلوی کذاب را بگیرد یا ارسال رسول ضروی است، تحدی چیزی را اثبات نمی کند

پس معجزه این نیست که کسی کاری خارق العاده انجام دهد که کسی نتواند انجام دهد

جناب فاتح سلام

رویداد خارجی به خودی خود اثبات کننده نیست

برهان و استدلال است که چیزی را اثبات میکند.

برخی مقدمات برهان از رویداد خارجی به دست می آید

اما برخی مقدمات بر اساس مبانی عقلی و عقلایی به دست می آید.

بی مثل بودن و منحصر به فرد بودن یک رویداد خارجی است و تنها یکی از مقدمات برهان را تشکیل می دهد.

شما باید چند مقدمه دیگر را اضافه کنید تا برهانی شکل بگیرد و الهی بودن یک رویداد اثبات شود 

ادعای نبوت و رسالت باشد اولا

رویداد بی مثل و خارق العاده باشد ثانیا

بر خدا لازم باشد که رسول بفرستد یا به کذابین قدرت چنین کاری را ندهد ( و الا اگر بر خدا لازم نباشد رسول بفرستد یا لازم نباشد به کذاب قدرت خارق العاده ندهد چیزی اثبات نمیشود )

معیار بنده :

تفسیر آیت الله جوادی آملی

آیات شهادت 

مباحث کلامی استوار است.

و جالب این است که متاسفانه برهان شهادت فعلی را با اقوال دیگران خلط کرده اید.

اجمالا که نگاه کردم 

حدودا 10 الی 15 آیه دال بر شهادت فعلی داریم.

اجمالا به آیات 40 تا 52 سوره الحاقه مراجعه کنید

سلام علیکم

بزرگوار نظر علامه ذیل آیه شریفه لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرائته خاشعا متصدعا من خشیته الله علامه چنین ترتیبی را میفرمایند و فصاحت و بلاغت رو که از وجوه عام اعجاز است ذکر میفرمایند :

در قرآن‌شناسـى از نظر خـود قرآن كريم چند مسئله است: يكى ایـن كه قرآن همه نيازهاى بشر را الى يوم القيامه به عنـوان خطـوط كلى ترسیـم كرده است: ((تبيان كل شىء)).

مسئله ديگر اين است كه احدى نمى‌تـواند مثل ایـن قرآن را بياورد, اين اعجاز قرآن است.

اعجاز هـم چندیـن فصل دارد: در بخـش فصاحت و بلاغت, تبيين مسائل حقـوقى, تبيیـن معارف, بازگویى اخبار غيب, تبيیـن مسائل سياسى و امثال آن,

قرآن معجزه است. كه خود معجزه يك كتابى است داراى فصولى يك بخش در ایـن است كه اگر همه جـن و انـس جمع بشـوند هـم فكرى كنند مثل ایـن نمـى‌تـوانند بياورند ...

/ پایان نقل

 درباره " شهادت فعلی " هم بنده اطلاع ندارم دقیقا مقصود چیست ، حضرت علامه در کتاب وحی و نبوتشان ( ص ۲۹۹ ) شاهد و گواه فعلی رو ، آن گروه از اعجازی ذکر میکنند که  در زمان حیات پیامبر گواه نبوتشان بوده :

معجزه، شهادت و گواهي فعلي خداوند بر پيامبر و بيّنة عملي بر صدق ادعاي نبوت اوست، امر خارق العاده­اي كه بدست مدعي نبوت، مطابق دعوي او ظاهر ميشود و خلق از آوردن مثل آن ناتوان و عاجزند. معجزه بيانگر و تصديق­گر نبوت خاص است و هر پيامبري با معجزة ويژه­ي خويش، رسالت و مذهب خود را استوار مي­كند و آن را استحكام مي­بخشد.

این شهادت فعلی در زمان حال که نیست که نام برهان بر آن بگذاریم .

 

 

 

 

 

 

فاتح جان 

متاسفانه مراجعه نکردید به تفسیر آیت الله جوادی

اینکه ذهنیات و برداشت خود را تکرار کنید ارتباطی به صحبت بنده ندارد....

 

اموری که در یک رده بندی قرار بگیرند معجزه نیستند ولو سرامد باشند چون همین که بقیه رتبه ها در اختیار انسان هاست این یکی هم میتواند کار یک انسان باشد مثلا قرآن را از نظر ادبی میتوان در رتبه اول کتب عربی قرار داد از نظر علمی قاعدتا رتبه های برتر در اختیار دانشمندان است از نظر پیشگویی ممکن است نوستراداموس رتبه نخست را داشته باشد و قرآن در رده های بعد باشد ما نمیگوییم قرآن کتاب علم و پیشگویی است بلکه همین که شما این موارد را به عنوان وجوه اعجاز قرآن معرفی میکنید ما واجب میبینیم که با دستاور های انسانی مقایسه کنیم
شما نمیتوانید یک رده بندی تهیه کنید و برترین زنده کنندگان مردگان، برترین اژدها کنندگان عصا، برترین شق القمر کنندگان و ... را رتبه بندی کنید بنابرین این موارد را میتوان معجزه قلمداد کرد چون هیچ نمونه مشابه بشری نداشته ایم

سلام علیکم

برای بیهمتایی همین مشابهت ها کفایت میکند جمع تمام برترین ها در جژء به جژء اعضا لازم است تا هماوردی پیدا شود و اگر جمع آن را در نظر بگیریم هماوردان جزء بدلیل عدم تناسب متفرق میشوند

مثلا ادبیات نستراداموس عامیانه است ، پیشگویی ادیبان و سخنوران هم وصله ناجور ، هر دو این دسته در حقوق و احکام فردی و اجتماعی ، اخلاق ، سبک زندگی سیاست داخلی و خارجی و احکام آن و  ... الکن هستند .

اعجاز در تعریف بمعنی نشان دادن ضعف و ناتوانی بشر است و از طرفی توجه و تنبیه ذهن او به نیازمندی  و نیاز به دانستن و راهنمایی است.

اعجاز صرف خرق عادت است و گواه و شهادت فعلی بر نبوت نبی ولی درونمایه و هدفش تنبه و توجه ذهن به نیاز ذاتی به راهنمایی و نتیجتا هدایت است .  

معجزه برای نبوت خاصه است و نبوت عامه با برهان عقلی اثبات می شود.

پس تا زمانی که خداشناسی و ارسال رسل، اثبات نشود ، خرق عادت و اعجاز چیزی را ثابت نمی کند.

لا اقل باید خداشناسی درست باشد ( در این صورت معجزه حتی رسالت عامه را هم اثبات می کند ) 

به هر حال اگر رسالت عامه را پذیرفتیم و قبول کنیم مشکل من و شمای نوعی تشخیص مصداق نبی است

پس تنها راه تشخیص مصداق رسول، معجزه نیست.

به همین جهت است که در کتابها چند راه برای تشخیص مصداق رسول معرفی کردند

مثلا گفته اند اخلاق و رفتارش

یا تایید کتابهای قبلی

بنده یک راه دیگر معرفی می کنم :

 سبر و تقسیم

ما می دانیم پیامبری داریم فقط مصداقش را نمی دانیم. و باید الان هدایت الهی موجود باشد....

مصادیق را جمع آوری می کنیم :

اسلام و مسیحیت و یهودیت

بعد بهترین و آخرین دین را انتخاب می کنیم.

البته این روش در عین سادگی پیچیدگی هایی هم دارد که مجالش نیست.

از نظر پیشگویی ممکن است نوستراداموس رتبه نخست را داشته باشد

نوشته های نوستراداموس مجموعه ای از گفته های مبهم و بدون مشخص نمودن دقیق زمان است که همین ابهام امکان تفسیر عبارات و تطبیق اونها بر وقایع رو فراهم می کنه. 

با سلام

یکی از تفاوتهایی که بین متن قرآن و نثر مسجع ذکر می شود این است که در قرآن فواصل تابع معنی اند اما در نثر مسجع، معنی تابع سجع است.

رمانی می‌گوید: فواصل، حروف هم شکل در مقاطع کلام هستند که باعث می‌شوند انسان معانی را خوب درک کند. فواصل سبب بلاغت کلام، و سجع سبب عیب آن می‌شود؛ زیرا فواصل، تابع معانی‌اند؛ ولی در سجع، معانی تابع آن هستند.

آیا امکان دارد در این خصوص توضیح بفرمائید؟ ممنون

سلام علیکم

وزن و آهنگ خاصی بر اشعار و نثر مسجع تعریف شده ، و فاصله وزنی و لفظب انداختن در این اوزان در اشعار و مسجعات جائز نیست .

بنده در سجع اوزانی سراغ ندارم ولی در شعر وزن و آهنگ هایی در قالب لفظ میشناسیم ، مثل بشنو از نی چون حکایت میکند ، (فاعلات فاعلات فاعلات) این وزن در قالب الفاظ تا آخر شعر رعایت میشود . به همین شکل در سجع نیز اوزان رعایت شده و فاصله بین آنها چون اوزان را مخدوش میکند بر نثرمسجع ایراد وارد است 

ولی در آیات قرآن طبق نظر نقل شده از این قاعده پیروی نشده ، فاصله ها افتاده ولی با اینحال دارای اوزان زیبایی از ابتدا تا انتهای کتاب است 

از توقف بعنوان فواصل در سجع ، در متن نام برده . توقف با سکون رو در نثر مسجع معروف سعدی ( منت خدایراست عز وجل ) و دیگر نثرهای گلستان میتوان دید

منت خدایراست عز و جل ( توقف )

که طاعتش موجب قربت است و بشکر اندرش مزید نعمت (توقف)

در قرآن کریم بر خلاف سجع که مبتنی بر آهنگ و لفظ است و بعد به معنی توجه میشود لذا اشکالات لفظ و معنی خالی نیست ، توقف مبتنی بر معنی است در عین حال وزن و قالب الفاظ از بین نمیرود و تا انتها ادامه می یابد . لذا معتزله با اشاره به این دو قاعده میگویند قرآن کریم نثر مسجع نیست و از دسته اشعار هم نیست هر چند وزن دارد

ممنون فاتح گرامی

در مثال ذکر شده از گلستان سعدی، توقف در جایی صورت گرفته جمله به پایان نرسیده.

منت خدایراست عز و جل ( توقف )

 

که طاعتش موجب قربت است و بشکر اندرش مزید نعمت (توقف)

اما در قرآن هم این حالت رو داریم. به طور مثال در سوره قریش می بینیم که در آخر آیه اول و همچنین آیه سوم جمله به پایان نرسیده است. در آیه آخر نیز روی کلمه جوع توقف داریم.

بسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ ﴿۱﴾

إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّيْفِ ﴿۲﴾

فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ ﴿۳﴾

الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ ﴿۴﴾

آیا این فقط نظر معتزله است یا اینکه سایر مذاهب نیز این نظر را دارند؟

با تشکر

سلام علیکم

سیوطی از دیگران صحبتی نمیکند قول مشهور معتزلی رو احتمالا نقل میکند و بعد آن موضوع دیگری رو نقل میکند .

بله این آیات و آیات دیگری هم هست که بلیغ سجعی متعارف اند و از وزن و توقف متعارف برخوردارند ولی در همه آیات اینطور نیست لذا این یکی از دلایلی است که گفته میشود قرآن مسجع نیست .

این آیات و آیات دیگری هم هست که بلیغ سجعی متعارف اند و از وزن و توقف متعارف برخوردارند ولی در همه آیات اینطور نیست لذا این یکی از دلایلی است که گفته میشود قرآن مسجع نیست

در نثر مسجع هم مطمئناً موارد زیادی رو میشه یافت که توقف در انتهای یک جمله انجام شده و در میان جمله توقف وجود نداشته باشد. وجود چنین جملاتی منافی نثر مسجع بودن نیست.

پس آیاتی که وزن و توقف متعارف ندارند به چه صورت اند؟

موضوع قفل شده است