جمع بندی نقد سبک زندگی ایرانی اسلامی

تب‌های اولیه

24 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
نقد سبک زندگی ایرانی اسلامی

سلام به همه

مدتی است صحبت از ایجاد سبک زندگی ایرانی اسلامی داغ شده است. سبک زندگی ایرانی اسلامی بی‌شک نقاط قوت زیادی دارد، اما آیا سبکی بی‌نقص و کامل است؟ بنده نقدهایی را به آن وارد می‌دانم که در اینجا مطرح می‌کنم تا کارشناس محترم نقدهای مرا منصفانه قضاوت کرده و پاسخ بفرمایند. در اینجا قصد داریم فقط نقاط ضعف را بررسی کنیم پس لطفاً از پرداختن به نقاط قوت بپرهیزید. ضمناً برای تلطیف موضوع از زبان طنز کمک استفاده کرده‌ام:

 

1 - ازدواج در سبک زندگی ایرانی اسلامی:

 

الف) انتخاب همسر

در سبک ایرانی اسلامی علاوه بر خود دختر و پسر این افراد نیز باید طرف مقابل را بپسندند:

پدر - مادر - برادر - خواهر - خاله اقدس - دایی فرامرز - ننه صغری - پسرعمو محسن که خیلی به گردنمون حق داره - شوهرعمه کاظم که چند بار قسطای باباتو پرداخت کرده - و....

البته در مواردی فقط و فقط این افراد هستند که باید طرف مقابل را بپسندند و اصلاً از دختر و پسر سوال نمی‌شود!

 

ب) دلایل انتخاب همسر

شاید تصور کنید که دلایل انتخاب همسر در سبک زندگی ما مواردی مثل علاقه، زیبایی، درآمد، اخلاق، تحصیلات و اینها باشد. اما سخت در اشتباه هستید!

مهمترین دلایل انتخاب همسر در ایران اینها هستند:

ترس از حرام شدن شیر نوشیده شده در کودکی از مادر، بوسیلهء آهِ مادر!

شنیدن جمله‌ای فلسفی و قابل تأمل از سوی پدر که دختر را بطور کامل قانع می‌کند، به این شکل: «یا زن پسرعموت میشی یا اسمت رو از شناسنامه‌م خط میزنم»

طرح پرسشی چالش برانگیز از سوی مادر که هنوز هم روانشناسان جهان از پاسخ به آن عاجزند، به این صورت: «مگه دخترخواهرم چشه که می‌خوای اون دخترهء لاغر مردنی رو بگیری؟!»

بخاطر علومی مثل جغرافی، تاریخ و ریاضی! به این صورت:

جغرافی: پسرهء نادون این دختر به ما نمی‌خوره! اون مال اونجاست ولی ما مال اینجاییم!

تاریخ: دخترهء ورپریده! فکر می‌کنی یادم میره که بابای بابای باباش جواب سلام بابای بابای بابام رو نداد؟!

ریاضی: مهریهء دختر من باید تاریخ تولدش به توان n ضربدر عدد P باشه!

 

پ) مراسم ازدواج

مراسم ازدواج در سبک ایرانی اسلامی شامل بخش‌های زیر می‌باشد:

- بله برون؛ در این مراسم مهمترین عوامل خوشبختی دختر و پسر به مشورت گذاشته می‌شوند که عبارتند از مهریه - شیربها - جهیزیه و امثال اینها

در این مراسم نبردی بین دو قبیله و بخصوص خانمهای دو جناح شکل می‌گیرد که به نام Game of Thrones نیز مشهور است

لازم به ذکر است آخرین کسانی که نظرشان در باب میزان و چگونگی موارد یاد شده پرسیده می‌شود عروس و داماد هستند. البته اگر اصلاً نظر آنها مهم باشد!

- عقد کنان؛ مراسمی است با این هدف که عروس و داماد کارهایی که تا الان هم داشتند بصورت پنهانی انجام می‌دادند را ادامه دهند! wink

- حنا بندان؛ یا همان مراسم پیشاعروسی! برای درک چرایی وجود این مراسم پیشنهاد می‌شود درمورد دوران پیشابرجام و پسابرجام مطالعه بفرمائید!

- عروسی؛ این مراسم به این جهت انجام می‌شود که حلال شدن دختر و پسر از سوی خدا مورد قبول ما آدمیزادها نبوده و باید یک بار دیگر به هم محرم بشوند

نکتهء جالب این مراسم این است که علاوه بر محرم شدن عروس و داماد به یکدیگر، کلیهء خانمها نیز به آقا داماد محرم می‌شوند!

از سوی دیگر، فیلمبردار، دی.جی، خواننده، و چند نفر از پسرهای فامیل که قصد دور کردن افراد نامحرم را دارند نیز به عروس خانم محرم می‌شوند!

ضمناً در طی این مراسم کمر آقا داماد که در مراسم‌های قبلی به خوبی گرم و آماده شده، بطور کامل شکسته می‌شود!

 

 

2 - احترام در سبک زندگی ایرانی اسلامی:

مهمترین عامل ایجاد احترام در ایران سن و سال است. به این صورت که:

سرنوشت یک دختر تحصیل کرده و عاقل به دستان پدری معتاد و بی‌سواد سپرده می‌شود!

از یک نوجوان 16 ساله انتظار می‌رود مانند یک روانشناس کارکشته، والدین 40 سالهء خود را درک کند و حال آنها را بفهمد و برایشان پدری (یا مادری) کند!

 

 

3 - نظم و ترتیب در سبک زندگی ایرانی اسلامی:

جان؟! laugh

اگر نظم و ترتیب را جایی دیدید سلام مرا هم به ایشان برسانید. همینقدر بگویم که نظم و ترتیب در ایران به این صورت است که اگر کنار خیابان پیراهن و شلوار بفروشی که نان حلال سر سفره زن و بچه‌ات ببری با تو برخورد می‌شود. اما اگر 40 سال خودروهای بی‌کیفیت را دولا پهنا به خلق الله بیندازی هیچکس با تو کاری نخواهد داشت!

 

 

موارد دیگری هم هست که دیگر بحث طولانی خواهد شد. در کل به نظر من اگر منظورمان از سبک زندگی ایرانی اسلامی این سبکی است که الان در کشور در حال اجراست، بهتر است اصلاً اجرا نشود.

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد بدیع

سلام به همه

 

مدتی است صحبت از ایجاد سبک زندگی ایرانی اسلامی داغ شده است. سبک زندگی ایرانی اسلامی بی‌شک نقاط قوت زیادی دارد، اما آیا سبکی بی‌نقص و کامل است؟ بنده نقدهایی را به آن وارد می‌دانم که در اینجا مطرح می‌کنم تا کارشناس محترم نقدهای مرا منصفانه قضاوت کرده و پاسخ بفرمایند. در اینجا قصد داریم فقط نقاط ضعف را بررسی کنیم پس لطفاً از پرداختن به نقاط قوت بپرهیزید. ضمناً برای تلطیف موضوع از زبان طنز کمک استفاده کرده‌ام:

 

 با سلام خدمت شما کاربر گرامی و همه همراهان فهیم سایت

ابتدا نکاتی کلی درباره سبک زندگی تقدیم میکنم و سپس به بررسی یک به یک مورادی که ذکر کردید خواهیم پرداخت.

سبک زندگی از مفاهیمی است که به خودی خود رنگ ارزشی ندارد و با توجه به صفات و ویژگی های آن قابل ارزشگذاری میشود. سبک زندگی مطلوب در کشور ما دارای دو ویژگی ایرانی – اسلامی است. اما ایرانی بودن و مسلمان بودن برای تحقق این سبک کافی نیست. بنابراین همه آنچه در میان ما مرسوم و معمول است نمی تواند سبک ایرانی اسلامی معیار و مطلوب باشد. همه تاکید و توصیه ای هم که به این سبک وجود دارد بیانگر فاصله داشتن زندگی ما با آن است نه فقط افتخار به آنچه اکنون هستیم.

حضور پسوند ایرانی در این ترکیب به معنای توجه به اقتضائات فرهنگ بومی ایران و استفاده از ظرفیت های غنی آن است که در طول قرن ها شکل گرفته و تثبیت شده است.

نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد نسبت ایرانی و اسلامی در این سبک است. اگرچه مولفه های ایرانی و اسلامی در سبک زندگی میتوانند سازنده و غنا بخش یک سبک زندگی مطلوب باشند اما پسوند اسلامی نقش جهت دهی، تنزیه و تکمیل سبک ایرانی را نیز دارد. بنابراین همه آنچه به تنهایی میتواند سبک زندگی ایرانی لقب بگیرد نمی تواند سبک زندگی ایرانی اسلامی باشد. به عنوان نمونه فرهنگ مصرف گرایی و تجمل گرایی در کشور ما با آموزه های اسلامی فاصه دارد.  اما در سبک زندگی ایرانی اسلامی بر وجود عناصر زیبایی شناسی، رفاه، تولید ثروت، مساوات و مواسات و قناعت تاکید میشود تا ضمن توجه به عناصر فرهنگی موجود در جهت ارتقا و تبدیل آن به ارزش های اسلامی تلاش شود.  

الف) انتخاب همسر

در سبک ایرانی اسلامی علاوه بر خود دختر و پسر این افراد نیز باید طرف مقابل را بپسندند:

پدر - مادر - برادر - خواهر - خاله اقدس - دایی فرامرز - ننه صغری - پسرعمو محسن که خیلی به گردنمون حق داره - شوهرعمه کاظم که چند بار قسطای باباتو پرداخت کرده - و....

البته در مواردی فقط و فقط این افراد هستند که باید طرف مقابل را بپسندند و اصلاً از دختر و پسر سوال نمی‌شود!

 

ببینیم تا چه اندازه میتوان این را سبک ایرانی اسلامی دانست. ابتدا وجه اسلامی بودن این سبک را بررسی کنیم:

فردی از امام صادق(علیه السلام) پرسید:

«إِنِّي أُرِيدُ أَنْ‏ أَتَزَوَّجَ امْرَأَةً، وَ إِنَّ أَبَوَيَّ أَرَادَا غَيْرَهَا. قَالَ: «تَزَوَّجِ‏ الَّتِي هَوِيتَ، وَ دَعِ‏ الَّتِي‏ يَهْوى‏ أَبَوَاك؛ من میخواهم با فردی ازدواج کنم اما پدر و مادرم فرد دیگری را انتخاب کرده اند. امام فرمود: با کسی که دوستش داری ازدواج کن و فردی که آنها می پسندند را رها کن.»(1)

ماده 1043 قانون مدنی:

نکاح دختر باکره اگرچه به سن بلوغ رسیده باشد موقوف به اجازه پدر یا جد پدری او است و هرگاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند اجازه او ساقط و در این صورت دختر می تواند با معرفی کامل مردی که می خواهد با او ازدواج نماید و شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده پس از اخذ اجازه از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید.

پی نوشت:

  1. الكافی، ج‏10، ص773.

این روایت به صورت ضمنی به موضوع دخالت فامیل در انتخاب همسر پرداخته است:

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) میفرمایند:

«أظهِرُوا النِّكاحَ وأخفُوا الخِطبَةَ؛ (مراسم) ازدواج را آشكار برگزار كنید و خواستگاری را پنهان».(1)

پی نوشت:

1. کنز العمال، ح44532.

فرهنگ ایرانی اسلامی دوجنبه دارد

ایرانی

اسلامی

و هر دو مورد نقد است

مثلا خود اسلامیت دارای یک نحله و فرهنگ فقهی..! نیست.

مثلا برخی مراجع ،دختر یاکره رشیده را بی نیاز از اجازه پدر می دانند.

اما عموما می خواهند اسلامیتی را بر ما غالب کنند که مورد پسند حکومت است.

پس اینجا نباید ما یک فرهنک اسلامی را غالب کنیم بلکه باید بفهمیم و یاد بگیریم که فرهنگ اسلامی خوانش های متعدد دارد...

حتی خوانش هایی فراتر از مثال بالا...

برویم سراغ ایرانی بودن .

اینجا بین واقعیت و آنچه باید باشد فاصله وجود دارد....

مراسم ها و دنگ و فنگ های عروسی زیاد و نادرست است حتی اگر شرعی باشد.

و اصولا نباید چنین فرهنگی را اگر چه حلال باشد غالب کرد...

اتفاقا باید فرهنگی جا بیفتد که پذیرای اراده و خواست هر فردی باشد...

تعصب فرهنگی نباید باشد جز در محرمات ان هم به شرطی که به تعصب فقهی نداشته باشیم... مثلا اگر دختری بدون اجازه پدر با کسی ازدواج کرد، پدر با فرهنگ اسلامی خود با دختر برخورد نکند.... بلکه اینجا هر کس باید بنا بر فرهنگ اسلامی خودش عمل کند...

 

الگوی مطلوب در انتخاب همسر، خواست و علاقه خود فرد و مشورت و همفکری پدر و مادر است. چنین الگویی ضمن اینکه به زوجین این امکان را میدهد که با علاقه و انگیزه زندگی خود را تشکیل دهند آنها را از اشتباهاتی که ممکن است بر اثر جوانی و بی تجربگی مرتکب شوند باز میدارد. 

در کنار این الگوی مطلوب افراط و تفریط نیز وجود دارد. به همان اندازه که تحمیل نظر والدین به فرزند در انتخاب همسر میتواند آسیب زا باشد نادیده گرفتن نظر و صلاحدید پدر و مادر نیز میتواند فرزند را در ادامه زندگی با مشکل روبرو کند. 

ببینیم تا چه اندازه میتوان این را سبک ایرانی اسلامی دانست. ابتدا وجه اسلامی بودن این سبک را بررسی کنیم:

 

فردی از امام صادق(علیه السلام) پرسید:

 

«إِنِّي أُرِيدُ أَنْ‏ أَتَزَوَّجَ امْرَأَةً، وَ إِنَّ أَبَوَيَّ أَرَادَا غَيْرَهَا. قَالَ: «تَزَوَّجِ‏ الَّتِي هَوِيتَ، وَ دَعِ‏ الَّتِي‏ يَهْوى‏ أَبَوَاك؛ من میخواهم با فردی ازدواج کنم اما پدر و مادرم فرد دیگری را انتخاب کرده اند. امام فرمود: با کسی که دوستش داری ازدواج کن و فردی که آنها می پسندند را رها کن.»(1)

 

ماده 1043 قانون مدنی:

 

نکاح دختر باکره اگرچه به سن بلوغ رسیده باشد موقوف به اجازه پدر یا جد پدری او است و هرگاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند اجازه او ساقط و در این صورت دختر می تواند با معرفی کامل مردی که می خواهد با او ازدواج نماید و شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده پس از اخذ اجازه از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید.

 

پی نوشت:

  1. الكافی، ج‏10، ص773.

این مطالب را می‌دانم برادر عزیز، اما اینها چقدر ضمانت اجرایی دارند؟

مشکل اینجاست که همینقدر که ظاهر یک امرِ اجتماعی، اسلامی باشد، مسئولین و متولیان و مردم راضی می‌شوند. مثلاً در مورد همین موضوع، همینکه دختر و پسر با هم دوست نشوند و خواستگاری اسلامی انجام بگیرد کافی است. جور دیگری بیان می‌کنم. ازدواج طبق رابطه دوستی آفتهایی دارد و ازدواج سنتی نیز آفتهایی. اما چون روابط دوستی شبیه به غرب است آفتها و مضراتش بسیار جدی بیان شده و پیگیری می‌شود. اما ازدواج سنتی چون شبیه غرب نیست، دیگر مهم نیست چه آفتهایی داشته باشد.

 

شما بفرمائید آیا آن انزجاری که در جامعه (از سوی مسئولین یا خانواده‌ها) از رابطه نامشروع دختر و پسر وجود دارد، همان انزجار از دخالت‌های خانواده‌ها وجود دارد؟

آیا همانطور که اگر پدری با دختر یا پسرش بخاطر رابطه‌ی بدون اجازه طبق ماده 1043 برخورد کند، همه حق را به پدر داده و دختر یا پسر را سرزنش می‌کنند، به همان اندازه اگر پدری بدون دلیل به دخترش اجازه ازدواج ندهد و دختر مطابق ماده 1043 بخواهد از حق خود دفاع کند، از این دختر یا پسر حمایت می‌شود؟ آیا این پدر مورد سرزنش واقع می‌شود؟ اصلاً دختر جرأت دارد اسم ماده 1043 را بیاورد تا چه رسد که بخواهد از آن استفاده کند؟

این مطالب را می‌دانم برادر عزیز، اما اینها چقدر ضمانت اجرایی دارند؟

 قانون که طبیعتا ضمانت اجرا دارد. البته نه به این معنا که بخواهیم همه چیز را با الزام قانونی حل و فصل کنیم. مخصوصا در روابط خانوادگی متوسل شدن به قانون باید آخرین راه حل باشد. چراکه الزام قانونی اعضای خانواده به رعایت حقوق یکدیگر به این معنا است که تا حدود زیادی حریم ها شکسته شده و ضمانت های اجرایی دیگر کارایی خود را از دست داده است. 

فرهنگ و عرف یک جامعه نیز خود ضمانت اجرا برای به عمل در آمدن چیزهایی است که به عرف و فرهنگ تبدیل شده است. چراکه مخالفت با آن ناهنجاری تلقی شده و فرد را با برخورد منفی جامعه مواجه میکند. البته ممکن است منظور شما این باشد که مفاد روایت شریف به عنوان یک هنجار اجتماعی جز مولفه های سبک زندگی اسلامی ایرانی قرار نگرفته است. این را تا حدودی میتوان پذیرفت.

مشکل اینجاست که همینقدر که ظاهر یک امرِ اجتماعی، اسلامی باشد، مسئولین و متولیان و مردم راضی می‌شوند. مثلاً در مورد همین موضوع، همینکه دختر و پسر با هم دوست نشوند و خواستگاری اسلامی انجام بگیرد کافی است. جور دیگری بیان می‌کنم. ازدواج طبق رابطه دوستی آفتهایی دارد و ازدواج سنتی نیز آفتهایی. اما چون روابط دوستی شبیه به غرب است آفتها و مضراتش بسیار جدی بیان شده و پیگیری می‌شود. اما ازدواج سنتی چون شبیه غرب نیست، دیگر مهم نیست چه آفتهایی داشته باشد.

 صحبت درباره ازدواج سنتی نبود. ازدواج سنتی ازدواجی بود که در چندین دهه قبل در ایران رایج بود و دختر و پسر(مخصوصا دختر) اجازه و فرصت احساس علاقه به همسر آینده شان را پیدا نمی کردند و باید امیدوار می ماندند کسی که برایشان انتخاب شده است را بتوانند بعد از ازدواج دوست بدارند. اما الگوی فعلی که تقریبا میتوان گفت از فراگیری نسبی برخوردار است و والدین در کنار فرزند خود سعی میکنند به تصمیم مشترکی برسند چه آفت و اشکالی دارد؟

شما بفرمائید آیا آن انزجاری که در جامعه (از سوی مسئولین یا خانواده‌ها) از رابطه نامشروع دختر و پسر وجود دارد، همان انزجار از دخالت‌های خانواده‌ها وجود دارد؟

 

آیا همانطور که اگر پدری با دختر یا پسرش بخاطر رابطه‌ی بدون اجازه طبق ماده 1043 برخورد کند، همه حق را به پدر داده و دختر یا پسر را سرزنش می‌کنند، به همان اندازه اگر پدری بدون دلیل به دخترش اجازه ازدواج ندهد و دختر مطابق ماده 1043 بخواهد از حق خود دفاع کند، از این دختر یا پسر حمایت می‌شود؟ آیا این پدر مورد سرزنش واقع می‌شود؟ اصلاً دختر جرأت دارد اسم ماده 1043 را بیاورد تا چه رسد که بخواهد از آن استفاده کند؟

 برخورد یکسان نیست.

اما این تفاوت برخورد ممکن است دلایل موجهی داشته باشد.

مثلا ایا عواقب منفی دخالت بیجا به اندازه عواقب منفی رابطه نامشروع است؟

آیا مواردی که در میان دختر و پدر برای ازدواج دختر اختلاف نظر وجود دارد و حق با دختر است به اندازه مواردی است که حق با پدر است و مخالفت او مستند به دلیلی است که مصلحت دختر را تامین میکند؟ فراوانی کدام یک بیشتر است؟

موضوع قفل شده است