جمع بندی نقد تحدی قرآن

تب‌های اولیه

34 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

اگر پاسخ کارشناس به اشکال اول اعجاز ادبی است که بنده در تاپیک نقد فصاحت و بلاغت قرآن اشکالات اعجاز ادبی را ذکر کردم

صرف ادعا که نمیتوان ثابت کرد قرآن اعجاز ادبی دارد اگر معیار دقیق وجود دارد به ما هم نشان دهید اگر نه حرف متخصصان ادب عرب برای ما نهایتا یک نظر سلیقه ای است البته در همان تاپیک مشخص شد حتی اگر معیار هم باشد و اهل فن هم تایید کند باز ایرادات دیگری وارد است

حال اشکال را یک بار دیگر ذکر میکنم: سوره آورده شده از چه نظر باید با قرآن مقایسه شود؟ صرفا از نظر ادبی؟ یعنی قرآن  فقط یک اثر ادبی بزرگ است؟

سلام علیکم

بسیار خب نقد شما موضوع مورد نظر استاد است رفرنسش را در پاسخ استاد بگذارید .  

شما گفته اید :

2- اگر سوره ای در پاسخ به تحدی بیاوریم چه کسی آن را قضاوت خواهد کرد؟ داور مسلمان و غیرمسلمان مورد قبول طرفین نیست زیرا ممکن است مغرضانه رای بدهد میگویند بزرگان ادب عرب قاضی هستند اما باز هم همان ایراد بر آن وارد است زیرا بزرگان ادب عرب بالاخره یا مسلمان هستند یا غیرمسلمان موضوع وقتی بحرانی تر میشود که بدانیم معیار های مقایسه سلیقه ای هستند

 

من می گویم با توجه به نکاتی که در پست قبلی عرض کردم به طور طبیعی پاسخ این سئوال شما هم روشن می شود. 

اشکال شما : 

صرف ادعا که نمیتوان ثابت کرد قرآن اعجاز ادبی دارد اگر معیار دقیق وجود دارد به ما هم نشان دهید اگر نه حرف متخصصان ادب عرب برای ما نهایتا یک نظر سلیقه ای است البته در همان تاپیک مشخص شد حتی اگر معیار هم باشد و اهل فن هم تایید کند باز ایرادات دیگری وارد است

حال اشکال را یک بار دیگر ذکر میکنم: سوره آورده شده از چه نظر باید با قرآن مقایسه شود؟ صرفا از نظر ادبی؟ یعنی قرآن  فقط یک اثر ادبی بزرگ است؟

ببینید دوست عزیز هیچ جای دنیا به نظرات تخصصی یک حرفه و علم نمی گویند سلیقه ای است این ادعای شما مثل این است که من در مساله و مشکل قلبی یک بیمار نظر یک متخصص و یا فوق تخصص را بگویم من قبول ندارم چون سلیقه ای است این بر خلاف مبنای عقلا است و مساله خیلی واضح است. وقتی ادیبان و متخصصان ادبیات عرب به اعجاز ادبی قرآن اقرار و اعتراف می کنند ما باید نظر تخصصی آنها را بپذیریم و این یک مبنای عقلی است . 

افزون بر این قرآن کریم فقط یک اثر ادبی بزگ و اعجاز ادبی نیست بلکه از نظر فصاحت و بلاغت هم در جای خود بی نظیر است و بزرگترین فصحا و بلغای عرب و قوی ترین سخنوران و شاعران عرب به این حقیت اقرار دارند 

ممکن است شما بگویید اینها صرف ادعا است و نمونه ای از اظهار نظرات متخصصان ادبیات و سخنوری و علم بلاغت زبان عربی را بیاورید . 

اگر با جستجو نتوانستید در فضای نت چچیزی پیدا کنید بفرمایید من شما را به موارد زیادی ارجاع خواهم داد 

به این لینک می توانید مراجعه کنید تا با اعجازهای قرآن بیشتر آشنا شوید 

در همه سوره ها اعجاز علمی و پیشگویی و ... نیست میتوان گفت تنها نکته قابل توجهی که کم و بیش در همه سوره ها یافت میشود همین نکات ادبی است البته در پستی که جناب فروردین لینکش را قرار داد مشخص شد سوره مسد هیچ نکته ادبی خاصی ندارد حال آنکه ما در اشعار حافظ و فردوسی ده ها آرایه و نکته ادبی استخراج میکردیم نهایتا تنها چیزی که باقی میماند همین فصاحت و بلاغت بی متر و معیار است که در پست زیر نقد شد:
http://askdin.com/node/87540
حال انتظار دارید نظر شخصی یک متخصص زبان عرب برای ما معجزه بشود؟ تازه نقد های بعدی یکی پس از دیگری بر تحدی وارد میشود

با سلام

اینجا در مقام دفاع از تحدی صحبت میکنم و قصد نقد ندارم.

اما این دفاع بر مینای یکی از نظریات دفاعی است. و نظریات دیگری نیز در دفاع از تحدی و معنای آن وجود دارد

در تحدی ( در این دیدگاه و دفاعیه ) نکاتی را باید در نظر بگیرید :

تحدی درباره شخصی است که ادعای مثلیت دارد نه هر شخصی.

یعنی ممکن است شخصی کتابی بنویسد که فصاحت و بلاغتش در حد قرآن باشد و این ایرادی ندارد. 

زیرا اشکالی ندارد خداوند به بندگانش قدرتی بدهد که کتابی در حد قرآن بگویند.

اشکال در اینجا پیش می آید که خداوند به بنده ای از بندگانش قدرت فصاحت و بلاغت بدهد که ادعا کند قرآن باطل است و مثل قرآن بیاورد.

پس امام علی علیه السلام میتواند خطبه ای بخواند بدون الف و بدون نقطه ... میتواند خطبه ای بخواند در اوج فصاحت... سعدی می تواند گلستان را خلق کند که بسیار فصیح و اعجاب انگیز است.... 

اما هیج کدام نه ادعای نبوت کردند و نه ادعا کردند که مثل قرآن اوردند برای ابطال قرآن.

دقت بفرمایید که مثل قران گفتن ایراد ندارد بلکه مثل آوردن برای ابطال قرآن ایراد دارد.

و خداوند امکان ندارد از یک طرف قرآن را به پیامبرش بدهد و از طرف دیگر به یک کافر قدرت بدهد که قرآن خودش را باطل کند....

و اگر قرآن از جانب خدا نباشد قطعا خداوند خودش شخصی را میفرستد تا کتابی مثل بلکه بالاتر از قرآن بیاورد برای ابطال آن.

پس ما نیاز داریم به شخصی که ادعا کند مثل قرآن را آورده تا آن را باطل کند.

نکته دوم

تحدی به کتابت و نوشتن نیست بلکه گفتار است.

یعنی شخصی بیاید و مثل قرآن بیاورد.

نه اینکه سی سال فکر کند و بنویسد...

برای اینکه متوجه مقصودم بشوید:

فرض کنید همین الان اتفاقی در کشور بیافتد و به شما بگویند برو سخنرانی کن و درباره اش صحبت کن و حکمی بده و نصیحت کن اما در اوج فصاحت...

این خیلی فرق میکند که شما بروید فکر کنید و تحقیق کنید و بنویسید و بازنویسی کنید و بیایید از روی برگه که ساعت ها فکر کردید از رو بخوانید.... حتی آنهایی که سخنرانی فکر شده را بدون خواندن از روی متن ارائه می دهند ساعت ها تمرین می کنند....

نکته بعدی

موضوع مشخص ، محدودیت ایجاد می کند.

اگر بگوییم درباره واقعیات جامعه و درباره مسائل حقوقی و عبادی و سیاسی و جنگی شعر بگو خیلی متفاوت است با یک داستان که مثل موم در دست شاعر است .... اینجا کلام وارد مرز خیال میشود ....

نکته بعدی اینکه قرآن نه شعر است و نه قول کاهن... این امری است که قرآن هم اشاره کرده است... متخصصان هم میگویند سبک قرآن شبیه سجع است و شبیه ترین سجع در زبان فارسی را گلستان سعدی دانسته اند...

 

این نکاتی که گفتم چکیده ای است از موضوعی مفصل و برگرفته و مستند به آیات قرآن است که بنده به صورت کلید واژه ای به شماری از آنها اشاره کردم

مثل

قول شاعر و کاهن نبودن

شهادت فعلی

ترتیل بودن

بر اساس اتفاقات بودن

خواندنی بودن 

ادعای مثلیت برای ابطال

خوب است از ابعاد دیگر هم برای شما درباره تحدی صحبت کنم :

کفار میگفتند پیامبر رفته از روی کتابهای دیگر کپی کاری کرده است

در اینجا چند پاسخ داده شد

ایشان سالها در میان شما زندگی کرده و میشناسید او رد و همه میدانید کتاب ننوشته و از این چیزها بلد نیست و امین و صادق هست.

اگر شک دارید بروید نسخه اصلی را بیاورید تا ببینیم او از کجا کپی کرده است.... 

تحدی به معنای دیگر :

اگر خدایی جز الله وجود داشت حتما رسولی می فرستاد...

اگر شک دارید که قرآن از جانب الله نیست بروید کتابی بیاورید از سوی الله که سخن شما را تایید کند که الهه ها وجود دارند....

شما می گویید یک الله داریم و چند آلهه مثل بت عزی و لات و منات.... میگوییم یک سندی یک کتابی از سوی الله بیاورید که بگوید منات و عزی و لات فرزند خدا هستند اما هیچ سندی ارائه نمی کنید...

پس شما اگر شک دارید چرا از سوی الله یک کتابی نمی آورید ...

پس مثل قرآن که می گوید الله واحد است و آلهه وجود ندارند..شما هم مثل ما از جانب الله یک کتابی بیاورید تا سخن شما را تایید کند و شرک را صحیح و درست بداند.....

 

دقت بفرمایید که مثل قران گفتن ایراد ندارد بلکه مثل آوردن برای ابطال قرآن ایراد دارد.

ممنون از توضیحات شما. این دیدگاه به نظریه صرفه معروفه. یعنی خدا انسان را از آوردن مثل قرآن منصرف می کنه

ادامه از پست قبلی :

مشرکان خودشان می دانستند که سندی بر شرک ندارند... زیرا نه الله به آنها گفته بود شریک دارد و نه کتابی داشتند....

پس وجدانا اقناع می شدند... حتی بالاتر از این معتقد بودند که اصلا خدا رسول ندارد بلکه فرزند دارد....

پس قبول داشتند که نمیتوانند سند ارائه کنند..

اما دلیل آنها بر عدم ارسال رسول چه بود؟

این یک بحث عقلی است که در ضرورت نبوت و نبوت عامه بحث میشود.

پس وقتی مشرکان رسالت را قبول نداشتند طبعا سندی هم از سوی الله بر درستی اعتقادشان نداشتند. 

 

موضوع قفل شده است