جمع بندی نقد تحدی قرآن

تب‌های اولیه

34 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
نقد تحدی قرآن

تحدی قرآن دعوت از مخالفان قرآن به آورده سوره یا سوره هایی مانند قرآن است تا با معلوم شدن ناتوانی آنان الهی بودن این کتاب اثبات شود

تحدی قرآن ایرادات زیادی دارد که در زیر به ده نمونه اشاره میکنیم

1- اگر در پاسخ به تحدی سوره ای بیاوریم قاعدتا باید معیار هایی برای مقایسه آن با قرآن وجود داشته باشد علمای اسلام معیار هایی مانند فصاحت و بلاغت، هماهمگی آیات، اعجاز علمی، هدایت گری و ... ذکر کرده اند اما اولا همه این ها به شدت نسبی و سلیقه ای هستند ثانیا در همه سوره ها همه آنها وجود ندارند ثالثا برخی از آنها مانند اعجاز علمی و هدایت گری صرفا ادعا هستند و مخالفان آن را قبول ندارند بنابرین اساسا نمیتوان سوره ای را نه با قرآن بلکه با هیچ متن دیگری به درستی مقایسه کرد همین جا سستی تحدی مشخص میشود

2- اگر سوره ای در پاسخ به تحدی بیاوریم چه کسی آن را قضاوت خواهد کرد؟ داور مسلمان و غیرمسلمان مورد قبول طرفین نیست زیرا ممکن است مغرضانه رای بدهد میگویند بزرگان ادب عرب قاضی هستند اما باز هم همان ایراد بر آن وارد است زیرا بزرگان ادب عرب بالاخره یا مسلمان هستند یا غیرمسلمان موضوع وقتی بحرانی تر میشود که بدانیم معیار های مقایسه سلیقه ای هستند

3- اگر سوره ای در پاسخ به تحدی بیاوریم قاضی ایرادات آن را مشخص میکند مثلا میگوید فلان آیه فصیح نیست یا فلان کلمه مناسب نیست هر ایرادی گرفته شود به راحتی میتوان آن را برطرف کرد و در نهایت سوره ای شبیه به قرآن میشود و تحدی شکست میخورد

4- اساسا هرکسی میتواند کتابی بنویسد و تحدی کند حافظ، فردوسی‌، کانت‌، شکسپیر‌، کنفوسیوس و ... همه این ها میتوانند مخالفان خود را دعوت به تحدی کنند و هر پاسخی به تحدی را رد کنند مثلا اعلامیه جهانی حقوق بشر میتواند تحدی کند و اگر کسی در پاسخ حرف از اعدام و سنگسار و قطع دست و قصاص و شلاق بزند اعلامه جهانی حقوق بشر میتواند آن را ضد حقوق بشر بداند

5- مخالفان قرآن معتقدند این کتاب اشکالات بسیار زیادی دارد آیا در پاسخ باید گفت مثل آن را بیاورید؟ وقتی ما قرآن را پر از اشکال میدانیم مثل آن هم همان اشکالات را خواهد داشت آیا در رد عقاید افلاطون باید کتابی مثل جمهوری بیاوریم یا اشکالات آن را ذکر کنیم؟

6- خود قرآن به تحدی خود پاسخ داده است صد ها آیه قرآن با کلماتی مثل قال و یقولون و قل شروع میشود و در این آیات سخنانی از زبان غیر خدا بیان میشود بنابرین مشخص میشود که غیر خدا هم توانسته اند مثل قرآن که هیچ خود قرآن را بیاورند

7- تحدی ما را به یقین نمیرساند زیرا حتی اگر بپذیریم کسی نتوانسته مثل قرآن بیاورد نتیجه نمیگیریم که در آینده هم کسی نمیتواند این کار را انجام دهد حتی اگر در آینده هم کسی نتواند نهایتا نتیجه میگیریم محمد کتابی بسیار شیوا و زیبا آورده است که کسی را توان رقابت با آن نیست

8- حتی اگر ثابت شود قرآن نمیتواند کلام یک انسان باشد فقط غیربشری بودن آن ثابت میشود نه الهی بودن آن ممکن است قرآن گفته شیطان‌، فرشته یا موجودات فضایی باشد این احتمالات هرچقدر ضعیف باشد همین که صفر نیست استدلال تحدی را مخدوش میکند

9- یک غیر عرب نیازی ندارد برای رد قرآن عربی بیاموزد و تلاش کند سوره ای مانند قرآن بیاورد اگر یک ژاپنی ادعای تحدی کند هیچ یک از ما خود را به زحمت نمی اندازیم که زبان ژاپنی بیاموزیم یک ژاپنی نهایتا از احوال مسلمانان نتیجه میگیرد دین آنان همچین شاهکاری هم نبوده است

10- از مجموعه ایرادات ذکر شده مشخص میشود تحدی سراسر مغالطه است از همین جا میتوان زمینی بودن قرآن را اثبات کرد زیرا همچین استدلال ضعیفی از خدای عالم مطلق که حداقل باید به اندازه ارسطو منطق بداند بعید است

برای جمع بندی سوره زیر را که از طرف مخالفین ارائه شده در نظر بگیرید
«الحمد للرحمن ربّ الاکوان الملک الدیان لک العبادة و بک المستعان اهدنا صراط الایمان»
اگر این سوره در قرآن بود مسلمانان از آن بسیار فصاحت و بلاغت و معجزه بیرون می آوردند هیچ دلیلی نداریم که فرض کنیم چنین سوره ای نمیتواند در قرآن بیاید
ممکن است گفته شود این سوره از اسلوب قرآن تقلید کرده است در پاسخ باید گفت اگر قرار است سوره ای مانند قرآن باشد نمیتواند کاملا با آن متفاوت باشد زیرا در این صورت مثل قرآن نمیشود
همچنین ممکن است ایراداتی از این سوره گرفته شود اما اولا این ایرادات بر خود سوره های قرآن هم وارد است ثانیا با رفع ایرادات نهایتا سوره ای مثل قرآن میشود

برچسب: 

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد حکیم

سلام و عرض ادب 

پرسشگر گرامی به زودی به تک تک سئوالات و ابهامات شما پاسخ خواهم داد 

گر چه من معتقدم در همین سایت بخشی از سئوالات و ابهامات شما در جاهای مختلف سایت پاسخگویی شده و با جستجو در جستجوگر سایت می توان به آن مطالب دست پیدا کرد. 

 

 از آنجا که سئوالات ما متعدد است به نظرم اگر مباحث شما را به ترتیب مطرح کنیم و جلو ببریم بهتر باشد تا به نتیجه برسیم 

شما گفته اید : 

اگر در پاسخ به تحدی سوره ای بیاوریم قاعدتا باید معیار هایی برای مقایسه آن با قرآن وجود داشته باشد علمای اسلام معیار هایی مانند فصاحت و بلاغت، هماهمگی آیات، اعجاز علمی، هدایت گری و ... ذکر کرده اند اما اولا همه این ها به شدت نسبی و سلیقه ای هستند ثانیا در همه سوره ها همه آنها وجود ندارند ثالثا برخی از آنها مانند اعجاز علمی و هدایت گری صرفا ادعا هستند و مخالفان آن را قبول ندارند بنابرین اساسا نمیتوان سوره ای را نه با قرآن بلکه با هیچ متن دیگری به درستی مقایسه کرد همین جا سستی تحدی مشخص می شود

ما می گوییم: مرجع تشخیص هر فن و حرفه و یا رشته و علمی متخصصان آن هستند مثلا در امور کشاورزی باید مهندسان کشاورزی نظر بدهند و یا در علم پزشکی باید متخصصان این علم نظر بدهند در بحث ادبیات عرب و موارد تخصصی آن هم باید متخصصان و ادیبان  ادبیات عرب (چه مسلمان و چه غیر مسلمان) باید نظر بدهند و در مورد قرآن بسیاری از متخصصان ادیب عرب بر اعجاز ادبی قرآن گواهی داده اند و گفته اند که یکی از اعجازهای قرآن اعجاز ادبی آن است و در زمان و عصر نزول قرآن برجسته ترین ادیبان عرب و متخصصان زبان و ادبیات آن زمان نتوانستند حتی یک سوره مثل قرآن را بیاورند و خداوند متعال در قرآن کریم آنها را به مبارزه دعوت کرد که اگر می توانید مانند قرآن را بیاورید و  علی رغم تلاش های زیاد و جلسات متعدد برجسته ترین ادیبان عرب حتی نتوانستند ده سوره مانند قرآن کریم را بیاورند و این در حالی بود که در آن زمان ادبیات و شعر و شاعری در میان مردم آن زمان در اوج خود بود و برجسته ترین شاعران و ادیبان عرب وجود داشتند و برخی از آنها در ادبیات و شاعری در جامعه عرب آن روز شهره آفاق بودند . 

همان طور که خواستم و تقاضا کردم بحث را به ترتیب جلو ببریم و این مبحث را تمام کنیم و سپس سراغ مباحث بعدی برویم 

ظاهرا شما مورد دوم را پاسخ دادید در مورد اول پرسش این بود که سوره آورده شده از چه نظر باید با قرآن مقایسه شود؟

در تحدی، شرط مثل بودن مطرحه نه برتری. مثلا اگر قرار به مقایسه اشعار حافظ با یکی از سوره های قرآن باشه، مسئله این نیست که کدام یک آهنگین تر یا فصیح تره، بلکه مسئله اینه که شعر حافظ مثل سوره های قرآن نیست. مثلا شعر حافظ در قالب غزله اما سوره های قرآن در قالب غزل نیستند و این شرط مثلیت رو از بین می بره.

در حقیقت هیچ دو متنی مثل هم نیستند. شعر حافظ مثل شعر فردوسی نیست، شعر فردوسی مثل تاریخ بیهقی نیست و ... مگر اینکه از یکدیگر الهام گرفته باشند.

اما اینجا باز یک مسئله پیش میاد: در تحدی، فرد می تواند از هر کسی به جز خدا کمک بگیرد و علمای دینی تقلید از قرآن را کمک گرفتن از خدا می دانند. پس اگر از قرآن تقلید کرده باشه هم تحدی اش باطل میشه.

از مجموعه ایرادات ذکر شده مشخص میشود تحدی سراسر مغالطه است از همین جا میتوان زمینی بودن قرآن را اثبات کرد زیرا همچین استدلال ضعیفی از خدای عالم مطلق که حداقل باید به اندازه ارسطو منطق بداند بعید است

نه اقلیدس عزیز. استدلالهای قرآنی چند نوع اند. بعضی حالت برهان دارند و برخی حالت جدل. در برخی از استدلالهای قرآنی از موارد مورد قبول طرف مقابل در استدلال استفاده میشه.

در مورد اینکه آیا تحدی یک برهانه یا خیر میشه بحث کرد، اما سازگاری استدلالهای غیر برهانی با وحیانی بودن قرآن هم جای بحث خودش رو داره.

یک نمونه از استدلال جدلی را می توان در مناظره حضرت ابراهیم (ع ) با خورشید پرستان دید. هنگامی که خورشید "افول کرد" ایشان این استدلال را مطرح کردند: 

"خورشید افول می کند، پس نمی تواند ربوبیت داشته باشد"

کلمه افول در این استدلال یک کلمه دو پهلوست: هم می توان آن را به غروب خورشید معنا کرد و هم به خاموشی آن در چند میلیارد سال آینده.

برای مردم آن زمان، افول خورشید در شب یک موضوع پذیرفته شده بود و این استدلال را بر همین مبنا تفسیر می نمودند. اما امروزه می دانیم که خورشید شبها هم به اندازه روزها فعال است و چرخش زمین باعث میشود ما در زاویه ای قرار بگیریم که خورشید را نبینیم. پس می توانیم در نحوه تفسیر این استدلال بازنگری کنیم و آن را اشاره به افول خورشید در چند میلیارد سال آینده بدانیم.

با این حساب، معنای دو کلمه افول متفاوت می شود. آنجا که می گوید "هنگامی که خورشید افول کرد" منظور غروب خورشید است و آنجا که می گوید "افول کنندگان را دوست ندارم" اشاره به خاموشی خورشید در چند میلیارد سال آینده است.

تحدی هم می تونه همین حالت رو داشته باشه. نه قرآن و نه احادیث اشاره ای به معیار مثلیت ننموده اند. پس تفسیر این معیار می تونه به روز بشه.

سلام علیکم

استاد با شروع موضوع فصاحت و بلاغت میخواهند پاسخگوی سوالات شما باشند ولی متاسفانه در مقدمه نویسنده از معیارهای فصاحت و بلاغت اطلاع ندارند و آن را در حد سلیقه شخصی تنزل داده اند و این نگاه عوامانه است .

حال اگر نویسنده حضور داشتند استاد توضیح میداند که بلاغت و فصاحت معیارهایی دارد که قادر به سنجش قریب به کمی ، برای ارزشگذاری سخن است . 

 

از طرفی مفهوم و معنی سخن از بلاغت و فصاحت جدا نیست . یعنی صرف ادبیات تعیین کننده ارزش سخن نیست .

سخن فردوسی و حافظ هم از این قاعده مستثنی نیست ما اشعار فردوسی را رزمنامه میدانیم که از مفهوم عرفانی خالی نیست . اشعار حافط نیز سبک رندانه صوفیانه دارد ، هر دو این اثر از قرآن کریم و مفاهیم آن بهره برده اند

با وجودیکه هر دو شاعران چیره دست و دانشمند و عالمی هستند و به زبان فارسی یعنی زبان مادری شعر گفته اند ولی هیچکدام در حد قرآن کریم نیست . 

اشعار دیگر ادبا و شعرا نیز بهمچنین اگر نویسنده اطلاعاتی هرچند سطحی داشت متوجه تفاوتها میشد .

بحث رو لازم است استاد مدیریت کنند اگر اطاله کلام شد عذرخواهی میکنم .

 

حال اگر نویسنده حضور داشتند استاد توضیح میداند که بلاغت و فصاحت معیارهایی دارد که قادر به سنجش قریب به کمی ، برای ارزشگذاری سخن است 

مسئله به این سادگی نیست فاتح گرامی

گاهی دلایل برتری سوره های قرآن حتی برای کارشناسان هم واضح نیست. مثلا لینک زیر رو می تونید ببینید:

http://askdin.com/node/47098/

اما در عین حال آوردن مثل این سوره هم به لحاظ ممکن نیست چون بدون کمک گرفتن از یک متن نمی توان مانند آن را آورد.

برای تبیین تحدی به صورت یک برهان، یا باید بتونیم معیارهای برتری متون رو به شکل صحیح تبیین کنیم یا ویژگی در سوره های قرآن بیابیم که هیچ متن بشری نتواند دارای آن باشد و وجود این ویژگی در قرآن هم قابل اثبات باشد.

موضوع قفل شده است