جمع بندی نقدهایی بر روش تفسیر المیزان

تب‌های اولیه

70 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

با سلام

بحث دقيقي است اول اينكه از نظر سندي چنين سخني كه بعض قرآن بعضي ديگر را تفسير ميكند ، مرسل است اما در مورد حديث باسند صحيح روايت شده :
قال الإمام أحمد: (الحديث إذا لم تجمع طرقه لم تفهمه، والحديث يفسر بعضه بعضاً). كما في (الجامع لأخلاق الراوي) (2/212). و(تصحيح الحديث عند الإمام ابن الصلاح) (ص 38).

اما سند قرآن مفسر قرآن است :

.

وأخرج ابن جرير وابن المنذر عن سعيد بن جبير رضي الله عنه في قوله { متشابهاً } قال : يفسر بعضه بعضاً ، ويدل بعضه على بعض .درالمنثور

دوم اينكه متن اين روايت درست است و مويد به شواهد زيرا تكرار آيات در سوره ها و مهمتر تفسير بعضي آيات با آيات ديگر از زبان ائمه عليهم السلام دليل صحت متن است .

اما اين امر نسبي است زيرا مطابق آيه :

هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ {آل عمران/7}

يعني حد اكثر در محكمات ميتوان به مقصود نزول با استفاده از آيات ديگر رسيد اما دانستن تاويل آيات متشابه وتشخيص ناسخ از منسوخ فقط از عهده راسخين در علم ساخته است حتي خود قرآن نيز فرموده :

بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الظَّالِمُونَ {العنكبوت/49}

واحاديث صحيح ومتواتر تمسك به ثقلين شاهد ديگر ما هستند .

پس علامه طباطبايي رحمه الله در زمان غيبت راهي بهتر از تقدم تفسير آيات با آيات بدليل وجود احاديث جعلي نداشته است .

خلاصه اينكه استفاده كمال و تمام از دين اسلام فقط با حضور شريك قرآن ميسر است :

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ ....مائده -3

قدس شریف;334556 نوشت:
1 آیا حدیث نبوی که فرمود این دو از هم جدا نخواهند شد

این مساله چگونه از نظر شما نقد محسوب میشه؟

از هم جدا نمیشوند یعنی یعنی یکدیگر رو تایید میکنند. وقتی دست ما به اهلبیت (ع) نمیرسه اگر خود قرآن نتواند آیاتش رو تبیین کند این برای چنین کتاب بزرگی نقص محسوب میشه.

در حالیکه خداوند قرآن را مطلقا نور و هدایتگر معرفی کرده (قد جاءكم من الله نور وكتاب مبين ) در صورتیکه میبینیم در مورد تورات و انجیل چنین نظری نداره و میفرماید در آن نور و هدایت است( انا انزلناالتورئه فیها هدی ونور) واتینه الانجیل فیه هدی ونور)

صدیق;339097 نوشت:
«انا انزلنا القران تبیانا لکل شیء»
این دقیقا شعار وهابیسم هست بر ضد دیگر فرق اسلامی که هرچه است خود قرآن است. هذا بین الدفتین. که کاملا از طرف شیعه مردود است.
حامد;339170 نوشت:
اگر فلسفه در اثبات خدا وابماند دین ما پایه عقلانی ندارد
صرف عقل هرگز کسی را بخدا نرسانده و نخواهد رسانید. حجت ما هم عقل درون است و هم وحی که شامل قرآن و عترت می گردد.
منتظر یوسف زهرا;339402 نوشت:
. شیوه مفسرین بزرگ شیعه و اهل سنت هم تفسیر قرآن با قرآن بوده است. علامه مجلسی(ره)
آیا میدانید بزرگترین منتقد حضرت علامه مجلسی قدس سره الشریف، آقای طباطبایی است؟

من اکلاب الرقیه س;339525 نوشت:
صرف عقل هرگز کسی را بخدا نرسانده و نخواهد رسانید. حجت ما هم عقل درون است و هم وحی که شامل قرآن و عترت می گردد.

لا دین لمن لا عقل له

rahavard;339461 نوشت:
این مساله چگونه از نظر شما نقد محسوب میشه؟ از هم جدا نمیشوند یعنی یعنی یکدیگر رو تایید میکنند. وقتی دست ما به اهلبیت (ع) نمیرسه اگر خود قرآن نتواند آیاتش رو تبیین کند این برای چنین کتاب بزرگی نقص محسوب میشه. در حالیکه خداوند قرآن را مطلقا نور و هدایتگر معرفی کرده (قد جاءكم من الله نور وكتاب مبين ) در صورتیکه میبینیم در مورد تورات و انجیل چنین نظری نداره و میفرماید در آن نور و هدایت است( انا انزلناالتورئه فیها هدی ونور) واتینه الانجیل فیه هدی ونور)
بسیار درست است یکدیگر را تائید می کنند، اما هر دو بهم وابسته اند و یکی بدون دیگری هرگز مایه سعادت بشری نخواهد شد. آقای طباطبایی هم بدون گوشه چشمی نظر بدین مسئله تفسیری فلسفی را طبق آیات خود قرآن می نگارند. اگر قرآن نور است امام علی ع و پسرانش هم نور الله اند. پیامبر فرمود تمسک به هر دو. حال ما بیاییم کتابی بنویسیم که فقط و فقط یکی از آن هارا تحلیل کند؟
حامد;339530 نوشت:
لا دین لمن لا عقل له
مگر حقیر چیزی جز این عرض کردم؟ عقل و وحی هردو مایه سعادتند نه مجرد یکی.

من اکلاب الرقیه س;339534 نوشت:
مگر حقیر چیزی جز این عرض کردم؟ عقل و وحی هردو مایه سعادتند نه مجرد یکی.

سلام
دقت بفرمایید حدیث چه می فرماید
حدیث عقل را پایه دین قرار می دهد نه دین را پایه عقل بر همین میزان هرچه عقل کسی قویتر باشد دینش قویتر است
والله الموفق

خیر البریه;339432 نوشت:
بحث دقيقي است اول اينكه از نظر سندي چنين سخني كه بعض قرآن بعضي ديگر را تفسير ميكند ، مرسل است
بسیار درست و من هرگز نقض نمی کنم. حرف حقیر اینست که بدون توجه به مضمون حدیث اگر در کتب خاصه ائمه هدی نقل شده آنرا بفرمائید و الا ما را چکار است با ابن تیمیه ؟ و مسلما قرآن تصدیق و تفسیر میکند آیات خودرا و کسی نمی گوید که نعوذ بالله تکذیب می کند، مسئله اینست همانطور که شما فرمودید عقیده شیعه نیز برهمین اساس است:
خیر البریه;339432 نوشت:
اما اين امر نسبي است زيرا مطابق آيه : هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ {آل عمران/7}

و اما در پرانتز:

حامد;339430 نوشت:
نمی شود بعضی ها بجای اینکه در محضر کریمان کریم پرور سگ باشند یک عنوان بهتری داشته باشند . سگ را چه به محضر خاندان پاکیها ؟
اینجا بحث بحث دیگری است شما میتوانید شخصی موضوع مربوط را پیگیری کنید اما بدانید که عالم در قیامت محتاج همین سگی می شود که شما بهش توهین روا میدارید. شما و امثال شما به شیخ مفید ها و علامه مجلسی ها و علامه حلی ها و ابن طاووس ها و آیت الله خوئی ها رحم نکردید و مسلما هم توقع ندارم که از جهل به افتخار من__که سگ رقیه س بودن است__توهین نکنید.

من اکلاب الرقیه س;339589 نوشت:

اینجا بحث بحث دیگری است شما میتوانید شخصی موضوع مربوط را پیگیری کنید اما بدانید که عالم در قیامت محتاج همین سگی می شود که شما بهش توهین روا میدارید.

اهل بلا;339590 نوشت:
به لینک زیر یه سر بزن
استفتا از محضر شریف آیت الله العظمی صافی گلپایگانی: نظر شما درمورد واق واق کردن در مراسم های عزای حسینی چیست؟
چون که بعضی ها مفهوم این کار را متوجه نمیشود بهتر است همه جا این عمل را صورت ندهند.

نتیجه:
1 یعنی بنظر ما هیچ مشکلی ندارد و سگ حسین ع بودن افتخار است.
2 بعضی ها متوجه نمیشوند از جهالت که ان شا الله تعالی هدایت گردند.

خود علامه فرموده بودند که چندی یکبار ( مدت کوتاهی را ذکر فرموده بودند) تفسیر باید مجدد نوشته شود

اما بازهم اگر خودشان بودند جوابگو بودند

موضوع قفل شده است