جمع بندی نفی حجاب اجباری بر اساس آیه حجاب

تب‌های اولیه

76 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
نفی حجاب اجباری بر اساس آیه حجاب

سلام بر شما دوستان

این متن رو در یکی از کانالها دیدم. نفی حجاب اجباری بر اساس آیه حجاب. از کارشناس محترم در خواست پاسخ به آن را دارم.
متشکرم.

نویسنده: اخوان:
این روزها به شدت بحث‌های گوناگونی در خصوص حجاب اجباری و اختیاری رواج پیداکرده. طرح حجاب اجباری، طرحی حکومتی در مقابل طرح حجاب اختیاری با خاستگاه مردمی است.

نگارنده خود در این‌که رعایت حجاب امری پسندیده و خداپسندانه است شکی ندارم، اما از آن‌جاکه قائل بر داشتن حق انتخاب انسان از سوی پروردگارم، بر آن شدم تا با استناد بر آیات قرآن «حجاب اختیاری» را اثبات کنم، باشد که طرفداران حجاب اختیاری در مواجهه با طرفداران حجاب اجباری، که از جمله طرفداران ولایی و نظام هستند، پاسخی مستدل با منشأ قرآنی داشته باشند.

در کل قرآن در مورد حجاب سه آیه (کمترین آیات) آمده است؛ آیات ۳۳ و ۵۹ در سوره احزاب و آیه ۳۱ در سوره نور، که به جهت عدم اطاله کلام ترجمه این آیات و سپس نظرم را به سمع شما عزیزان می‌رسانم.

ترجمه آیه ۵۹ سوره احزاب: ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زن‌های مؤمنان بگو روسری‌های خود را بر خویش بی‌افکنند، نزدیک‌تر است به (عفاف و عفت) آن‌که شناخته شوند تا مورد تعرض و آزار قرار نگیرند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.

توضیحی در مورد آیه فوق: همان‌گونه که می‌بینید در این آیه از کلمه «قُل» به معنای گفتن استفاده شده است. یعنی «بگو»... ای پیامبر به همسران و دخترانت بگو... بگو فعل و حکم امری و دستوری نیست، بلکه به معنای پیامی را رساندن از جانب خداست، مثل این‌که به کسی بگوییم به فلانی بگو چنین کند. دستور و امری در ارتباط با فلانی در کار نیست و اگر چنین هم نکند، جرمی را مرتکب نشده است. مثالی دیگر، به فلانی‌ بگو فلان واکسن را بزند تا از ابتلای به فلان مرض مصون بماند، حال اگر فلانی به آن پیام توجه نکرد در واقع جرمی مرتکب نشده است هم می‌تواند انجام دهد و هم ندهد، و از این‌ها که بگذریم در این آیه مخاطبین آن زنان و دختران رسول خدا و زن‌های مؤمنه بوده‌اند و آیه دلالت بر عمومی بودن حجاب ندارد که اگر چنین بود، حتما در این آیه از کلمه «ناس» به معنای مردم (به صورت عام) استفاده می‌شد؛ «قُل الناس». در این آیه خداوند به پیامبر نفرموده است که زنان و دختران خود و زن‌های مؤمنه را اجبار به رعایت حجاب کند و جمله یا کلمه‌ای که نشان از اجبار کردن مخاطبین آیه به حجاب اجباری باشد، در آیه نیامده است.

در سوره نور آیه ۳۱ چنین آمده است (ترجمه: ... و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند، مگر آن‌چه که طبعا از آن‌ پیداست و باید روسری خود را بر سینه خویش اندازند و زیورهای‌شان را جز برای شوهران‌شان یا پدران‌شان یا پدران شوهران‌شان یا پسران‌شان یا پسران شوهران‌شان یا برادران‌شان یا پسران برادران‌شان یا پسران خواهران‌شان یا زنان خود یا کنیزان‌شان یا خدمتکاران مرد که بی‌نیازند یا کودکانی که بر عورت‌های زنان وقوف حاصل نکرده‌اند، آشکار نکنند و پاهای خود را نکوبند تا آن‌چه از زینت‌شان نهفته می‌دارند، معلوم گردد. ای مؤمنان، همگی به درگاه خدا توبه کنید، امید که رستگار شوید. استاد اخوان:
در آیه باز خطاب خداوند به یک قشر خاص از زنان، یعنی زنان مؤمنه است و در بر گیرنده‌ی عمومیت به معنای مردم نیست و آیه جنبه‌ی عمومی ندارد و هیچ واژه‌ای که بتوان از آن معنای اجبار استخراج کرد، در آیه وجود ندارد و همچنین آیه فاقد مکلف کردن حتی زنان مؤمنه به حجاب اجباری و نهادن تکلیف بر گردن آنان است و آیه در واقع پیامی غیر جبری و غیر دستوری است که در حد توصیه و یا پیشنهاد بیان شده و مخاطب عمومی به معنای ناس «مردم» ندارد.

در سوره احزاب آیه ۳۳ نیز چنین آمده است و باید توجه داشت که این آیه کاملا اختصاصی و اختصاص به اهل بیت رسول خدا دارد. (ترجمه آیه ۳۳ سوره احزاب: و در خانه‌های‌تان قرار گیرید و مانند روزگار عهد جاهلیت قدیم زینت‌های خود را آشکار مکنید و نماز برپا دارید و زکات بدهید و خدا و فرستاده‌اش را فرمان ببرید، خدا فقط می‌خواهد آلودگی را از شما اهل خانه (اهل‌ البیت رسول خدا) پاک کند و شما را از هر رجس و پلیدی پاکیزه گرداند.) در این آیه کلا مخاطب خداوند، خانواده رسول اکرم هستند نه جامعه و مردم. چنان‌چه در دو آیه قبلی همسران و دختران رسول خدا و سایر زنان مؤمنه بوده‌اند و هیچ نشانه‌ای از جبری بودن حجاب در آیه وجود ندارد، هر چند برای اهل بیت رسول خدا و زنان مؤمنه گفته رسول حتی اگر به صورت توصیه و سفارش هم باشد، امری واجب و حکمی نافذ است.

خداوند عذاب و پاداش زنان بدحجاب و با حجاب و مؤمنه را در هیچ کجای قرآن به احدی جز خود محول نکرده است و در هیچ کجای قران، حدود مجازات و... تعیین نشده است. و رسول خدا نیز چنین نکرده است. در حالی‌که در سایر موارد مثل قتل و زنا و سرقت، احکام جزایی به خوبی بیان شده است. لذا حتی اگر حجاب را واجبی الهی بدانیم، این واجب الهی نیز اختیاری است و با داشتن حق انتخاب، حق همه حتی همسران و دختران پیامبر بوده است. اصلا پذیرش رسالت از سوی پیامبر نیز اختیاری بوده و نه اجباری، از روی جبر و اجبار. رسالتی را تبلیغ کردن و رنج بسیار بردن در راه تبلیغ رسالت، فاقد ارزش است.

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد مغیث

[TD][/TD]

رزوه;1027690 نوشت:
سلام بر شما دوستان

این متن رو در یکی از کانالها دیدم. نفی حجاب اجباری بر اساس آیه حجاب. از کارشناس محترم در خواست پاسخ به آن را دارم.
متشکرم.

نویسنده: اخوان:
این روزها به شدت بحث‌های گوناگونی در خصوص حجاب اجباری و اختیاری رواج پیداکرده. طرح حجاب اجباری، طرحی حکومتی در مقابل طرح حجاب اختیاری با خاستگاه مردمی است.

نگارنده خود در این‌که رعایت حجاب امری پسندیده و خداپسندانه است شکی ندارم، اما از آن‌جاکه قائل بر داشتن حق انتخاب انسان از سوی پروردگارم، بر آن شدم تا با استناد بر آیات قرآن «حجاب اختیاری» را اثبات کنم، باشد که طرفداران حجاب اختیاری در مواجهه با طرفداران حجاب اجباری، که از جمله طرفداران ولایی و نظام هستند، پاسخی مستدل با منشأ قرآنی داشته باشند.

به نام ایزد منان

باسلام به شما همراه گرامی؛

در موضوع مورد بحث به عنوان مقدمه باید عرض کنم حجاب در عین اینکه یک حکم دینی است امر اجتماعی هم می باشد. وجوب حجاب از باب حکم شرعی است. ولی اجبار از باب اجتماعی بودن آن است که باید پوشش در حکومت ایران به این شکل باشد. همانطور که هر کشوری برای خود قوانینی اجتماعی در همه موارد از جمله در مورد نوع پوشش دارد، حکومت ایران هم حجاب اسلامی را قانونی کرده است.

حجاب وقتی واجب شرعی شد و وقتی این واجب شرعی به صورت قانون درآمد مانند هر معروف دیگری حکومت وظیفه دارد از عدم رعایت آن جلوگیری کند. مثلا روزه گرفتن واجب است و حکومت اسلامی وظیفه دارد جلوی روزه خواری را بگیرد. بین حجاب و سایر واجب های شرعی دیگر نیز تفاوتی نیست. مساله دیگر این است که آیا بر حکومت اسلامی واجب است جلوی منکرات( ازجمله عدم رعایت حجاب) را بگیرد یانه؟ که در قرآن کریم این وظیفه بر عهده حکومت گذاشته شده است:

« الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ»؛(1)
(آنان که خدا را یاری می‌کنند) آنهایی هستند که اگر در روی زمین به آنان اقتدار و تمکین دهیم نماز به پا می‌دارند و زکات می‌دهند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و (از هیچ کس جز خدا نمی‌ترسند چون می‌دانند که) عاقبت کارها به دست خداست.

بنا بر این آیه، حکومت از طرف خداوند متعال الزام شرعی دارد که از منکرات و بروز و ظهور فساد در جامعه جلوگیری کند.

پی نوشت:

1. حج، 41.

رزوه;1027690 نوشت:
در کل قرآن در مورد حجاب سه آیه (کمترین آیات) آمده است؛ آیات ۳۳ و ۵۹ در سوره احزاب و آیه ۳۱ در سوره نور، که به جهت عدم اطاله کلام ترجمه این آیات و سپس نظرم را به سمع شما عزیزان می‌رسانم.

در مورد این مساله که درمورد حجاب 3 آیه نازل شده و نویسنده متن اشاره نموده «کمترین آیات» به این موضوع اختصاص یافته، باید متذکر شد که کمیت دراین مورد مد نظر نیست بلکه امر الهی با توجه به اهمیت موضوع در2سوره بیان شده و همین تکرار موضوع نشان دهنده اهمیت بالای این مساله از نظر شارع است.
لذا معیار اهمیت موضوع کمیت و تعداد آیات مربوطه نیست و هیچیک ازمفسرین نیز به این مساله اشاره ننموده اند که اگر موضوعی از نظر خداوند مهم بوده پس تعداد زیادی آیه درمورد آن نازل کند و اگر کم اهمیت باشد تعداد نزول آیات کمتر باشد.
ما موضوعات مهمی داریم که در قرآن صراحتا اشاره نشده، مانند خلافت و امامت حضرت علی (علیه السلام) اما آیا میتوان گفت که چون صراحتا و آشکارا آیه ای در این مورد در قرآن نیامده و نامی از حضرت امیر برده نشده، پس موضوع کم اهمیتی است؟!

رزوه;1027690 نوشت:
ترجمه آیه ۵۹ سوره احزاب: ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زن‌های مؤمنان بگو روسری‌های خود را بر خویش بی‌افکنند، نزدیک‌تر است به (عفاف و عفت) آن‌که شناخته شوند تا مورد تعرض و آزار قرار نگیرند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.

توضیحی در مورد آیه فوق: همان‌گونه که می‌بینید در این آیه از کلمه «قُل» به معنای گفتن استفاده شده است. یعنی «بگو»... ای پیامبر به همسران و دخترانت بگو... بگو فعل و حکم امری و دستوری نیست، بلکه به معنای پیامی را رساندن از جانب خداست، مثل این‌که به کسی بگوییم به فلانی بگو چنین کند. دستور و امری در ارتباط با فلانی در کار نیست و اگر چنین هم نکند، جرمی را مرتکب نشده است. مثالی دیگر، به فلانی‌ بگو فلان واکسن را بزند تا از ابتلای به فلان مرض مصون بماند، حال اگر فلانی به آن پیام توجه نکرد در واقع جرمی مرتکب نشده است هم می‌تواند انجام دهد و هم ندهد، و از این‌ها که بگذریم در این آیه مخاطبین آن زنان و دختران رسول خدا و زن‌های مؤمنه بوده‌اند و آیه دلالت بر عمومی بودن حجاب ندارد که اگر چنین بود، حتما در این آیه از کلمه «ناس» به معنای مردم (به صورت عام) استفاده می‌شد؛ «قُل الناس». در این آیه خداوند به پیامبر نفرموده است که زنان و دختران خود و زن‌های مؤمنه را اجبار به رعایت حجاب کند و جمله یا کلمه‌ای که نشان از اجبار کردن مخاطبین آیه به حجاب اجباری باشد، در آیه نیامده است.


آیه 59 سوره احزاب می فرماید:

«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِکَ أَدْني‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً»؛
اى پیامبر، به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو بخشى از مقنعه هاى خویش را به خود نزدیک کنند تا گردن و سینه آنان آشکار نشود. این پوشش نزدیک ترین راه است براى این که آنان به عفت و حجاب شناخته شوند و در نتیجه مورد آزار فاسقان قرار نگیرند، و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.

فعل «قل» فعلی امری است و فعل امر نیز ظهور در وجوب دارد. قرنهاست که مفسرین و فقها از این آیه وجوب را استنباط میکنند برچه اساس نویسنده متن دلالت امر و وجوب آن را نفی میکند؟
در آیه اشاره به زنان و دختران پیامبر و زنان مومنان شده است زنان مومن یعنی عموم زنانی که به خدا و پیامبر و دین اسلام ایمان داشتند عمومی بودن خطاب در آیه کاملا واضح است. نیازی به استفاده کلمه «ناس» نیست چرا که ناس شامل زن و مرد می شود حال اینکه حجاب سر وبدن را به زنان اختصاص داده نه به مردان؛ و آیه شامل عموم زنان مومن است.

اگر خداوند از این آیه اختیاری بودن حجاب را مد نظر داشت می توانست اینگونه خطاب کند که ای پیامبر به همسران و دخترانت و زنان مومنان بگو اگر دلشان خواست و تمایل داشتند جلباب را بر خود بی افکنند و می توانست از فعل «إن یَشَأنَ» استفاده کند ولی مفهوم و منطوق جمله امر و درخواست بر پوشش و حجاب بوده است.

رزوه;1027690 نوشت:
در سوره نور آیه ۳۱ چنین آمده است (ترجمه: ... و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند، مگر آن‌چه که طبعا از آن‌ پیداست و باید روسری خود را بر سینه خویش اندازند و زیورهای‌شان را جز برای شوهران‌شان یا پدران‌شان یا پدران شوهران‌شان یا پسران‌شان یا پسران شوهران‌شان یا برادران‌شان یا پسران برادران‌شان یا پسران خواهران‌شان یا زنان خود یا کنیزان‌شان یا خدمتکاران مرد که بی‌نیازند یا کودکانی که بر عورت‌های زنان وقوف حاصل نکرده‌اند، آشکار نکنند و پاهای خود را نکوبند تا آن‌چه از زینت‌شان نهفته می‌دارند، معلوم گردد. ای مؤمنان، همگی به درگاه خدا توبه کنید، امید که رستگار شوید. استاد اخوان:
در آیه باز خطاب خداوند به یک قشر خاص از زنان، یعنی زنان مؤمنه است و در بر گیرنده‌ی عمومیت به معنای مردم نیست و آیه جنبه‌ی عمومی ندارد و هیچ واژه‌ای که بتوان از آن معنای اجبار استخراج کرد، در آیه وجود ندارد و همچنین آیه فاقد مکلف کردن حتی زنان مؤمنه به حجاب اجباری و نهادن تکلیف بر گردن آنان است و آیه در واقع پیامی غیر جبری و غیر دستوری است که در حد توصیه و یا پیشنهاد بیان شده و مخاطب عمومی به معنای ناس «مردم» ندارد.

آیه 31 سوره نور می فرماید:

«وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»؛

و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه طبعا از آن پيداست و بايد روسرى خود را بر سينه خويش [فرو] اندازند و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان [همكيش] خود يا كنيزانشان يا خدمتكاران مرد كه [از زن] بى ‏نيازند يا كودكانى كه بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نكرده‏ اند آشكار نكنند و پاهاى خود را [به گونه‏ اى به زمين] نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مى دارند معلوم گردد اى مؤمنان همگى [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه كنيد اميد كه رستگار شويد.

در این آیه منظور حجاب و پوششی بوده که اختصاص به زنان مسلمان داشته است و زنان غیر مسلمان را شامل نمی شده است لذا عمومی بودن خطاب نسبت به زنان مومن وجود دارد. و موضوع در این آیه تنها پوشش بدن زنان نیست بلکه در صدر آیه موضوع پوشش نگاه و(غض بصر) است که در آیه قبل یعنی آیه 30 نیز این دستور به طور اختصاصی به مردان نیز داده شده است. لذا در اینجا می بینیم خطاب اتفاقاعمومی است اما در دو آیه جداگانه مردان و زنان را مخاطب قرار می دهد.

رزوه;1027690 نوشت:
در سوره احزاب آیه ۳۳ نیز چنین آمده است و باید توجه داشت که این آیه کاملا اختصاصی و اختصاص به اهل بیت رسول خدا دارد. (ترجمه آیه ۳۳ سوره احزاب: و در خانه‌های‌تان قرار گیرید و مانند روزگار عهد جاهلیت قدیم زینت‌های خود را آشکار مکنید و نماز برپا دارید و زکات بدهید و خدا و فرستاده‌اش را فرمان ببرید، خدا فقط می‌خواهد آلودگی را از شما اهل خانه (اهل‌ البیت رسول خدا) پاک کند و شما را از هر رجس و پلیدی پاکیزه گرداند.) در این آیه کلا مخاطب خداوند، خانواده رسول اکرم هستند نه جامعه و مردم. چنان‌چه در دو آیه قبلی همسران و دختران رسول خدا و سایر زنان مؤمنه بوده‌اند و هیچ نشانه‌ای از جبری بودن حجاب در آیه وجود ندارد، هر چند برای اهل بیت رسول خدا و زنان مؤمنه گفته رسول حتی اگر به صورت توصیه و سفارش هم باشد، امری واجب و حکمی نافذ است.

آیه 33 سوره احزاب می فرماید:

«وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَىٰ وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا»؛

و در خانه‌هایتان بنشینید و آرام گیرید (و بی‌حاجت و ضرورت از منزل بیرون نروید) و مانند دوره جاهلیت پیشین با آرایش و خود آرایی بیرون نیایید، و نماز به پا دارید و زکات (مال به فقیران) بدهید و از امر خدا و رسول اطاعت کنید. خدا چنین می‌خواهد که هر رجس و آلایشی را از شما خانواده (نبوت) ببرد و شما را از هر عیب پاک و منزه گرداند.

مقارن نزول سوره احزاب، همسران پیامبر(ص) کارهایی خلاف شأن پیامبر(ص) انجام می دادند؛ نظیر این که به مانند جاهلیت تبرج (خودنمایی) داشتند و با صدای خود دلفریبی (خضوع بالقول) می کردند. از این کار در آیه شریفه به پلیدی(رجس) تعبیر شده است.

سبب نزول آیه تطهیر و صدر و ذیلش این بود که همسران پیامبر(ص) را از رجس بازدارد و این به طور طبیعی برای پیامبری که دیگران را از آن کارهای ناپسند نهی می کند، خیلی سنگین بود و لذا در این آیات خطاب به همسران پیامبر گفته شده، مجازات شما دوبرابر دیگران است و البته اگر کارهای پسندیده کنید، پاداشتان دوبرابر است.

بنابراین چنان نبوده است که آن کارهای ناپسند فقط به همسران پیامبر اختصاص داشته باشد و مسلمانان دیگر انجام نداده باشند. نیز چنان نبوده است که آنچه در این آیات از همسران پیامبر خواسته شده، مختص آنان باشد و خدا از مسلمانان دیگر نخواسته باشد. این آیه خطاب به همسران پیامبر است، اما در تفاسیر همه زنان را مشمول این حکم دانسته اند.(1)،(2).

آن احکامی عام است و از عموم مسلمانان خواسته می شود که به آنها عمل کنند.
در آیه شریفه خطاب به همسران پیامبر(ص) اظهار شده است. این کارهای پلید را نکنید؛ بلکه در خانه بمانید و زکات بدهید و اطاعت خدا و رسول کنید؛ زیرا خدا می خواهد این پلیدی را از شما اهل خانه دور کند و شما را پاک سازد.



همچنین اختصاصی بودن خطاب در این آیه نسبت به اهل بیت پیامبر( صلی الله علیه و آله) موافق اخبار شیعه و اهل سنت راجع به شخص پیغمبر و علی و فاطمه و حسنین علیهم السّلام در مورد طهارت و پاکی وجود مقدس ایشان از هر ناپاکی و الودگی است و در ذیل آیه زنان پیامبر را وارد این ویژگی خاص ننموده است.

اما در صدر آیه باز هم با فعل «قَرنَ» که فعل امری است خواستار اجرای دستوراتی از سوی خداست تا زنان پیامبر با انجام آنها نمونه و الگویی برای سایر زنان مسلمان باشند این اختصاص مفهومش این نیست که تنها و تنها زنان پیامبر باید به این اوامر پایبند باشند و سایر زنان از این حکم مستثنی هستندبلکه احکام آن شامل همه زنان میشود.

پی نوشت ها:

1. ابن کثیر، تفسیرالقرآن العظیم، ج۳، ص۷۹۶.
2. قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۷، جزء۱۴، ص۱۷۹.

مغیث;1028020 نوشت:
آیه 31 سوره نور

در این آیه منظور حجاب و پوششی بوده که اختصاص به زنان مسلمان داشته است و زنان غیر مسلمان را شامل نمی شده است لذا عمومی بودن خطاب نسبت به زنان مومن وجود دارد. و موضوع در این آیه تنها پوشش بدن زنان نیست بلکه در صدر آیه موضوع پوشش نگاه و(غض بصر) است که در آیه قبل یعنی آیه 29 نیز این دستور به طور اختصاصی به مردان نیز داده شده است. لذا در اینجا می بینیم خطاب اتفاقاعمومی است اما در دو آیه جداگانه مردان و زنان را مخاطب قرار می دهد.


با سلام
استاد مغیث بنده هنوز متوجه نکته ای نشدم...

آیه 31 و آیه 30 خطاب به مومنین و مومنات است.یعنی ای کسانی که در مدرسه ایمان اسم نوشتید، لازمه ایمان این است که این اصول را رعایت کنید...

منظور شما چیست که خطاب اتفاقا عمومی است؟آیا خداوند از غیر مسلمانان و کسانی که مؤمن نیستن رعایت چنین اصولی را لازم میداند؟اگر پاسخ مثبت است از کجای آیه چنین برداشت می شود؟

مغیث;1028017 نوشت:
در موضوع مورد بحث به عنوان مقدمه باید عرض کنم حجاب در عین اینکه یک حکم دینی است امر اجتماعی هم می باشد. وجوب حجاب از باب حکم شرعی است. ولی اجبار از باب اجتماعی بودن آن است که باید پوشش در حکومت ایران به این شکل باشد. همانطور که هر کشوری برای خود قوانینی اجتماعی در همه موارد از جمله در مورد نوع پوشش دارد، حکومت ایران هم حجاب اسلامی را قانونی کرده است.

سلام استاد

قانون باید از یک منشا معتبر نتیجه گرفته شود
وقتی در اسلام حجاب اجباری نیست
حکومت ایران با توجه به کدام منبع معتبر حجاب را اجباری کرده است ؟

UTD;1028024 نوشت:
با سلام
استاد مغیث بنده هنوز متوجه نکته ای نشدم...

آیه 31 و آیه 30 خطاب به مومنین و مومنات است.یعنی ای کسانی که در مدرسه ایمان اسم نوشتید، لازمه ایمان این است که این اصول را رعایت کنید...

منظور شما چیست که خطاب اتفاقا عمومی است؟آیا خداوند از غیر مسلمانان و کسانی که مؤمن نیستن رعایت چنین اصولی را لازم میداند؟اگر پاسخ مثبت است از کجای آیه چنین برداشت می شود؟

با سلام به شما دوست بزرگوار

من فکر میکنم به پاسخ بنده در جواب قسمتی از پست کاربر گرامی جناب رزوه دقت نفرمودید. سوال و جواب رو دوباره تکرار میکنم و راجع بهش توضیح میدم. ایشون چنین نقل کرده:

رزوه;1027690 نوشت:
در آیه باز خطاب خداوند به یک قشر خاص از زنان، یعنی زنان مؤمنه است و در بر گیرنده‌ی عمومیت به معنای مردم نیست و آیه جنبه‌ی عمومی ندارد و هیچ واژه‌ای که بتوان از آن معنای اجبار استخراج کرد، در آیه وجود ندارد و همچنین آیه فاقد مکلف کردن حتی زنان مؤمنه به حجاب اجباری و نهادن تکلیف بر گردن آنان است و آیه در واقع پیامی غیر جبری و غیر دستوری است که در حد توصیه و یا پیشنهاد بیان شده و مخاطب عمومی به معنای ناس «مردم» ندارد.

و بنده چنین پاسخ دادم:

مغیث;1028020 نوشت:
در این آیه منظور حجاب و پوششی بوده که اختصاص به زنان مسلمان داشته است و زنان غیر مسلمان را شامل نمی شده است لذا عمومی بودن خطاب نسبت به زنان مومن وجود دارد. و موضوع در این آیه تنها پوشش بدن زنان نیست بلکه در صدر آیه موضوع پوشش نگاه و(غض بصر) است که در آیه قبل یعنی آیه 30 نیز این دستور به طور اختصاصی به مردان نیز داده شده است. لذا در اینجا می بینیم خطاب اتفاقاعمومی است اما در دو آیه جداگانه مردان و زنان را مخاطب قرار می دهد.

ایشان قائل است که خطاب در آیه مختص زنان مومنه است و شامل عموم مردم به معنای ناس نمی شود. در پاسخ عرض کردم آیه تنها به پوشش سر و بدن اشاره ندارد بلکه در صدر آیه به پوشش نگاه و غض بصر نیز اشاره شده که همین مساله پوشش نظر و نگاه در آیه قبل یعنی آیه 30 سوره نور خطاب به مردان مومن نیز آمده است. یعنی عمومیت و خطاب هم به مردان و هم به زنان مومن است. (جمع زنان و مردان همان ناس است).

اما آیه نسبت به زنان غیر مسلمان دستوری ندارد و آنها را مخاطب قرار نداده است و دستور رعایت حجاب نسبت به زنان غیر مسلمان نیست.

**گلشن**;1028036 نوشت:
سلام استاد

قانون باید از یک منشا معتبر نتیجه گرفته شود

با سلام به شما همراه گرامی؛

در پاسخ به قسمت اول سوال شما توجه به این نکته ضروری است که:

قرآن مجید اساسی ترین منبع قانون اساسی است که در تار و پود و ساخت قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران گنجانده شده است و سایر منابع وحیانی قانون اساسی(سنّت وسیره، اجماع و عقل) نیز، اعتبار و سندیّت خود را از قرآن دریافت می کنند، و به این دلیل که مشروعیت شان را از قرآن گرفته اند، ذیل منابع وحیانی قرار می گیرند، اگرچه قرآن و سنّت منابع خاص و درجه اول قانون اساسی بوده، اما اجماع، عقل، نظریات ولی فقیه و حقوق موضوعه که با محوریت آن منابع ارائه ی طریق دارند، در مرتبه ی بعدی قرار دارند. پس در اعتبار منبع و منشأ قانون شک و شبهه ای نیست.

**گلشن**;1028036 نوشت:
وقتی در اسلام حجاب اجباری نیست
حکومت ایران با توجه به کدام منبع معتبر حجاب را اجباری کرده است ؟

در پاسخ به قسمت دوم سوال باید عرض کنم هر کشوری با توجه به مصالح و مفاسد حکومتی، برای جامعه قوانین اجتماعی وضع می کند، شما هیچ کشوری را بدون قانون نخواهید یافت اما طبیعتا قوانین کشورها متفاوت خواهد بود.

از آنجا که ایران دارای حکومت اسلامی است متولیان امر بر اساس مصالح جامعه اسلامی قانون رعایت حجاب را با توجه به وجوبی که در آیات ذکر شده، و با استفاده از روایات که از اصلی ترین منابع فقه امامیه هستند، وضع نموده اند.

در کشوری که مبنای حکومتی آن دستورات اسلام و قرآن است رعایت حجاب توسط بانوان آن کشور یکی از لازمه های آن به شمار می رود.

لذا توجه داشته باشید همانطور که در پستهای پیشین عنوان شده قران کریم در آیه 41 سوره حج نیز مساله امر به معروف و نهی از منکر را بیان نموده و وظیفه حاکم دولت اسلامی اجرای دستورات شارع است.

آیه می فرماید:

«« الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ»؛

(آنان که خدا را یاری می‌کنند) آنهایی هستند که اگر در روی زمین به آنان اقتدار و تمکین دهیم نماز به پا می‌دارند و زکات می‌دهند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و (از هیچ کس جز خدا نمی‌ترسند چون می‌دانند که) عاقبت کارها به دست خداست.

در نتیجه حکومت ایران با توجه به آیاتی از قرآن کریم که وجوب حجاب را ثابت می کنند رعایت حجاب را برای بانوان امری الزامی میداند.

موضوع قفل شده است