جمع بندی نظام علی و معلولی و خدا

تب‌های اولیه

27 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
نظام علی و معلولی و خدا

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت دوستان عزیز و گرامی
چند وقت پیش موضوعی با عنوان خدای فعال یا خدای تابع ایجاد کردم که در آن مباحثی مطرح شد که نهایتا به این جا رسید که خداوند جز در موارد معدودی که آن ها را معجزه می نامیم در نظام علی و معلولی دخالتی نمی کند. حالا کاری به تفصیل اون مبحث نداریم. در روایت داریم که (ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها). یادم می آید که زمانی پدرم کتابی داشت از جناب آقای قرائتی. کتابی بود با کاغذهای کاهی. در آن کتاب شخصی از ایشان سوال کرده بود که خدا چرا کودکان ناقصه را خلق کرده است و آیا این کار با عدل الهی منافات ندارد؟ ایشون جواب دادند که تقصیر خدا نیست و تقصیر پدر و مادر اون بچه هست که اصول بهداشتی را رعایت نکرده اند و خداوند که نمی تواند معجزه کند و جایی که نظام علی و معلولی چیزی را موجب می شود ، از آن جلوگیری کند. دقیقا همین جوابی که در آن تاپیک به من دادند. اما زمانی که می گوییم نظام علی و معلولی ، دقیقا داریم از چه چیزی صحبت می کنیم؟ تصوری که من از نظام علی و معلولی دارم این است که نظام علی و معلولی حاکم بر عالم مانند یک تابع چند متغیره است که تعداد متغیرهای آن بسیار زیاد می باشد . خروجی تابع هم اتفاقاتی است که در دنیا در هر زمان و در هرمکانی اتفاق می افتد . متغیرهای این نظام همان قوانین و ورودی های این قوانین هستند . قوانین فیزیکی و طبیعی ، سنن تاریخی ، قوانین حاکم بر روابط اجتماعی و... . مثلا اگر من الان دارم این متن را می نویسم و در عین حال دارم گردو می خورم و در این جا نشسته ام حاصل تعامل و تقابل هزاران هزار علت و معلول می باشد . سنت های تاریخی ، فرهنگی ، طرز رفتار پدر و مادر من با من ، قوانین اقتصادی حاکم بر کشور که پدر من در تعامل با آن ها توانسته است این خانه را بخرد و من الان در آن بنشینم ، قوانین فیزیکی حاکم بر امواج مخابراتی و ماهواره ای که می توانیم از طریق اینترنت با هم ارتباط برقرار کنیم و هزاران قوانین دیگر . این نظام چیره ناپذیر است . یعنی ما دقیقا نمی توانیم تمامی متغیرها و تمامی ساز و کارهای موجود در آن را به طور کامل بفهمیم . اما یک ویژگی دارد که نمی توان آن را انکار کرد و آن ویژگی ، کور و صلب و بی شعور و ناآگاه بودن این نظام است . یعنی این نظام قدرت تحلیل ندارد و هر ورودی که بگیرد روی آن تحلیل آگاهانه انجام نمی دهد و خروجی را پس می دهد . دقیقا مانند کامپیوتر که درست است که دستگاهی پیچیده می باشد اما آگاهانه عمل نمی کند . زمانی که از نظام علی و معلولی صحبت می کنیم بدانیم یا ندانیم این ویژگی را پیشفرض خود در نظر می گیریم. سوالی که این جا مطرح است این است که رابطه ی خدا ، ما و این نظام به چه شکلی است؟ آیا خدا ما را به این دنیا آورده است و ما را هم به عنوان یک ورودی به این تابع وارد کرده است تا در این عالم تصادف ها و تصادم های نظام علی و معلولی زندگی کنیم و سپس ما را از این دنیا ببرد و برویم آن طرف و به حساب های ما برسد؟ شاید گفته شود که هدف این است که انسان امتحان بشود و این ساختار زمینه ی امتحان الهی را فراهم می آورد. مشکلی ندارد که! به نظر من هم مشکلی نداره. اما فقط یکی دوتا مشکل این وسط وجود داره. این که روی عنایات الهی در این دنیا نمی توان حساب کرد . این که خدا اثری در این دنیا نمی گذارد. خدا را در این جا به معنای موجودی فوق نظام علی و معلولی در نظر می گیریم که مهمترین ویژگی اش آگاهی اوست . چند روز پیش من در حرم حضرت معصومه سلام الله بودم و به ایشان متوسل شدم و حاجتی از ایشان خواستم . نیم ساعته حاجتم بر آورده شد . حاجتم هم یک چیزی بود که با محاسبات معمولی حالا حالاها درست نمی شد. حال شوال من این است که آیا حضرت معصومه کاری کرده است که حاجت من برآورده بشه یا این که نظام علی و معلولی با تصادفات و تصادم هایش موجب شده که دقیقا در همین زمان حاجت من برآورده بشه؟ اگر اون تعریفی که من از نظام علی و معلولی داشتم درست باشه در این جا حضرت معصومه کاری نکرده است . خدا هم کاری نمی کنه. یا چند روز پیش سر نماز داشتم به خدا می گفتم که خدایا مرا در این دنیا تنها نگذار. بعدش پیش خودم گفتم این چه دعاییست که من کردم. قرار است که خدا آن طرف بنشیند و تعاملات نظام علی و معلولی را با من نگاه کند و مرا امتحان کند. قرار نیست که اثری در دنیا بگذارد. دعا کردم ولی استجابت آن معلوم نیست چیست. خلاصه اگر حرف بنده را در مورد نظام علی و معلولی قبول کنیم تالی فاسدش اینه که نمی توانیم فعالیت خدا در این دنیا را قبول کنیم. نمی توانیم دعایی برای دنیا بکنیم. ما چه دعا کنیم و چه نکنیم اتفاقات برای ما پیش می آید . چه خوب و چه بد .سوال مهم اینه که چگونه نظام علی و معلولی را قبول کنیم و در عین حال فعالیت (دقت کنید فعالیت) خدا در این دنیا (دقت کنید در این دنیا) (البته اگر این فعالیت را قبول داشته باشید) را بپذیریم؟ نظر خودتان را در مورد این مطلب بگویید تا در ادامه تالی فاسد های دیگری خصوصا در مورد جامعه ی غرب را بیان کنم.

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد قول سدید

[TD][/TD]

سلام و عرض ادب

ابوالبرکات;1006361 نوشت:
چند وقت پیش موضوعی با عنوان خدای فعال یا خدای تابع ایجاد کردم که در آن مباحثی مطرح شد که نهایتا به این جا رسید که خداوند جز در موارد معدودی که آن ها را معجزه می نامیم در نظام علی و معلولی دخالتی نمی کند. حالا کاری به تفصیل اون مبحث نداریم. در روایت داریم که (ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها). یادم می آید که زمانی پدرم کتابی داشت از جناب آقای قرائتی. کتابی بود با کاغذهای کاهی. در آن کتاب شخصی از ایشان سوال کرده بود که خدا چرا کودکان ناقصه را خلق کرده است و آیا این کار با عدل الهی منافات ندارد؟ ایشون جواب دادند که تقصیر خدا نیست و تقصیر پدر و مادر اون بچه هست که اصول بهداشتی را رعایت نکرده اند و خداوند که نمی تواند معجزه کند و جایی که نظام علی و معلولی چیزی را موجب می شود ، از آن جلوگیری کند. دقیقا همین جوابی که در آن تاپیک به من دادند.

میدانم که مساله شما در این تاپیک مساله شر و عدل الهی نیست. اما چون این مساله، بی ارتباط با مساله شما نیست، اجمالا در این باب، نکاتی را تقدیم می کنم:

مساله شرور، از دو زاویه مورد چالش قرار گرفته است: یکی این که آیا با وجود شرور می توان به وجود خدا معتقد ماند؟ دوم این که چرا خداوند به شرور رضایت داد و مانع از آنها نمی شود؟

به نظرم، مساله شرور قادر نیست وجود خدا را نفی کند چرا که تنها در این صورت با وجود خدا ناسازگار است که اثبات شود این شرور هیچ توجیهی ندارند و اخلاقا مذموم هستند. بعید میدانم کسی بتواند تمامی جوانب یک شر یا فرآیندی که به شر می انجامد را به صورت همه جانبه بررسی کند و به صورت قطعی به نااخلاقی بودن و غیرضروری بودنش حکم کند. (بهتر است تفصیل این مطلب را در تاپیک دیگر دنبال کنیم)

اما چرا خدا به شرور رضایت داده است؟ به نظرم اگر حقیقتا به حکمت و عدالت و ... خداوند معتقد باشیم، می توانیم قاطعانه حکم کنیم که این شر یا فرآیندی که به این شر انجامیده است، حتما خیر بزرگتری داشته که جز از این طریق حاصل نمی شده است؛ وگرنه خداوندی که عالم و قادر و خیرخواه و حکیم و عادل و ... است، مانعش می شد. اما آن خیر بزرگتر چه چیزی است؟ دقیقا معلوم نیست. گاهی به آن علم داریم ولی گاهی هم پیش می آید که به آن علم نداریم و نمی توانیم به صورت قاطعانه حکم کنیم که این شر یا فرآیندی که به این شر انجامیده، واجد فلان خیر مهمتر است.

اما مستند به متون دینی می توانیم به صورت استقرائی به برخی از دلایل شرور اشاره کنیم: برخی از آنها ناشی از بدرفتاری خود ما است؛ برخی هم ناشی از اراده الهی برای امتحان کردن ما؛ و برخی هم برای تنبیه گناهکاران و...

بنابراین، اینطور نیست که تمامی شرور ناشی از بدرفتاری ما باشد بلکه از آنها ناشی از مشیت الهی است.

بله، برخی از شرور ناشی از ما انسانها است چنانچه که در سوره ناس، از آنها به خدا پناه می بریم: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ إِلهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ الَّذي يُوَسْوِسُ في‏ صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ» ولی گاهی هم ناشی از مشیت الهی است: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرين»(بقره: 155) قطعاً همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مالها و جانها و ميوه‏ها، آزمايش مى‏كنيم؛ و بشارت ده به استقامت‏ كنندگان.

در واقع، خداوند جهان را به گونه ای خلق کرده است که در آن هم نعمات باشد و هم شرور. هر دوی اینها زمینه ای هستند برای امتحان و بروز عیار بندگی انسانها.

البته گاهی خداوند مانع از وقوع شرور می شود چنانچه که به آتش امر می کند ابراهیم ع را نسوزاند: «قُلْنا يا نارُ كُوني‏ بَرْداً وَ سَلاماً عَلى‏ إِبْراهيمَ»(انبیاء: ۶۹) اما می دانیم که گاهی هم خداوند مانع از وقوع شرور نمی شود چنانچه که مانع از قتل امام حسین ع نشد.

همچنین است نسبت خداوند با ادعیه انسانها برای دفع شرور و طلب خیرات؛ یعنی با این که او را می خوانند تا شرور را برطرف کند، باز هم خداوند آن شرور را برطرف نمی سازد. در همین راستا، امیرالمومنین در نامه 31 نهج البلاغه چنین فرموده است: «دير اجابت شدن دعا، تو را نااميد نکند که همانا بخشش، بسته به مقدار درخواست است. چه بسا در اجابت دعاي تو تأخير رخ دهد تا درخواست تو طولاني تر گردد و بخشش او کامل تر شود. چه بسا چيزي را خواسته اي آن را به تو نداده امّا به جايش بهتر از آن را در دنيا به تو داده يا در آخرت به تو مي دهد و يا خير و صلاح واقعي تان آن بوده که آن را از شما باز دارد. چه بسا چيزي را طلب نمودي که اگر به تو مي داد، تباهي دين يا تباهي و ناخوشي هاي دنياي خود را در آن مي ديدي»

کوتاه سخن این که شخصا معتقدم مشیت الهی رازآلود است و در مواجهه با شرور، حقیقتا مشخص نیست که در این مورد خاص، چرا خداوند به شرور رضایت داده و چرا مانعش نمی شود، حتی اگر دعایش کنیم و او را به یاری فرابخوانیم. همین قدر از متون دینی می فهمیم که خداوند حکیم و عادل و ... است و کار بیهوده انجام نمی دهد و شرور را جبران می کند و به کسی ظلم نمی کند و...

ابوالبرکات;1006361 نوشت:
تصوری که من از نظام علی و معلولی دارم این است که نظام علی و معلولی حاکم بر عالم مانند یک تابع چند متغیره است که تعداد متغیرهای آن بسیار زیاد می باشد . خروجی تابع هم اتفاقاتی است که در دنیا در هر زمان و در هرمکانی اتفاق می افتد . متغیرهای این نظام همان قوانین و ورودی های این قوانین هستند . قوانین فیزیکی و طبیعی ، سنن تاریخی ، قوانین حاکم بر روابط اجتماعی و... . مثلا اگر من الان دارم این متن را می نویسم و در عین حال دارم گردو می خورم و در این جا نشسته ام حاصل تعامل و تقابل هزاران هزار علت و معلول می باشد . سنت های تاریخی ، فرهنگی ، طرز رفتار پدر و مادر من با من ، قوانین اقتصادی حاکم بر کشور که پدر من در تعامل با آن ها توانسته است این خانه را بخرد و من الان در آن بنشینم ، قوانین فیزیکی حاکم بر امواج مخابراتی و ماهواره ای که می توانیم از طریق اینترنت با هم ارتباط برقرار کنیم و هزاران قوانین دیگر . این نظام چیره ناپذیر است . یعنی ما دقیقا نمی توانیم تمامی متغیرها و تمامی ساز و کارهای موجود در آن را به طور کامل بفهمیم

با شما موافقم

ابوالبرکات;1006361 نوشت:
اما یک ویژگی دارد که نمی توان آن را انکار کرد و آن ویژگی ، کور و صلب و بی شعور و ناآگاه بودن این نظام است . یعنی این نظام قدرت تحلیل ندارد و هر ورودی که بگیرد روی آن تحلیل آگاهانه انجام نمی دهد و خروجی را پس می دهد .

با شما موافقم که نظام علّی جهان بعد از دریافت هر ورودی، خروجی خاصی دارد. یعنی برایش فرقی ندارد که این آتش قرار است به بدن ظالم برسد یا بدن مظلوم. همین که به بدن انسان برسد، می سوزاند؛ مگر این امر الهی در کار باشد تا امری خارق العاده رخ دهد؛ چنانچه که در مورد ابراهیم ع چنین شد.

اما یک نکته ظریف در این متن وجود دارد که اگرچه مساله اساسی شما در تاپیک حاضر نیست اما شاید بی ارتباط با آن نباشد: ناآگاهانه دانستن نظام علّی جهان. در واقع، شما مستند به مشاهده یکنواختی طبیعت در ورودی و خروجی خاصی که دارد، آن را به مثابه یک ماشین ناآگاه در نظر گرفتید که فقط کارکرد خاصی را از خودش بروز می دهد.

اما به نظر می رسد این دیدگاه برخلاف تصویری باشد که متون دینی به ما ارائه می کنند. از منظر دینی، نظام علّی جهان اگرچه عادتا متحدالشکل و یکنواخت رفتار می کند اما این رفتار، به خاطر فرمانبری آنها از اوامر الهی است. در واقع، امر الهی به آنها چنین تعلق گرفته که چنین و چنان رفتاری را از خود بروز دهند. اما اگر امر الهی به آن تعلق بگیرد که آنها طور دیگری رفتار کنند، آنها چنان خواهند کرد.

شاید ارجاع مجدد به ماجرای ابراهیم ع خالی از لطف نباشد: «قُلْنا يا نارُ كُوني‏ بَرْداً وَ سَلاماً عَلى‏ إِبْراهيمَ»(انبیاء: 69) گفتيم: «اى آتش! بر ابراهيم سرد و سالم باش». گویا آتش زنده است و به فرمان الهی علم دارد و اگر تاکنون می سوزاند از آن جهت است که فرمانبر است و اگر ابراهیم را نمی سوزاند نیز از آن جهت است که فرمانبر است و با تغییر فرمان الهی، او نیز رفتارش را تغییر می دهد.

این امر محدود به آتش نیست. آیات و روایات متعددی داریم مبنی بر این که موجودات همگی عالمند و مثلا خداوند را تسبیح می گویند و او را سجده می کنند و فرمانبر اوامرش هستند. به این آیات بنگرید:

«وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ»(رعد: 15)

«يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزيزِ الْحَكيمِ»(جمعه: 1)

«الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى‏ أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْديهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ» (یس: 65)

«إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ في‏ سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمينَ»(اعراف: 54)

«وَ قيلَ يا أَرْضُ ابْلَعي‏ ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعي‏ وَ غيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَ قيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمينَ»(هود: 44)

.
.
.

ابوالبرکات;1006361 نوشت:
. سوالی که این جا مطرح است این است که رابطه ی خدا ، ما و این نظام به چه شکلی است؟ آیا خدا ما را به این دنیا آورده است و ما را هم به عنوان یک ورودی به این تابع وارد کرده است تا در این عالم تصادف ها و تصادم های نظام علی و معلولی زندگی کنیم و سپس ما را از این دنیا ببرد و برویم آن طرف و به حساب های ما برسد؟ شاید گفته شود که هدف این است که انسان امتحان بشود و این ساختار زمینه ی امتحان الهی را فراهم می آورد. مشکلی ندارد که! به نظر من هم مشکلی نداره. اما فقط یکی دوتا مشکل این وسط وجود داره. این که روی عنایات الهی در این دنیا نمی توان حساب کرد . این که خدا اثری در این دنیا نمی گذارد. خدا را در این جا به معنای موجودی فوق نظام علی و معلولی در نظر می گیریم که مهمترین ویژگی اش آگاهی اوست .

در پست های سابق تاحدودی به این مساله پرداختیم و روشن کردیم که خداوند جهان را به گونه ای خلق کرده که در آن هم نعمات باشد و هم شرور. نظام علّی جهان نیز فرمانبر خدا هستند و خداوند نیز مشیت خودش را از طریق آنها پیش می برد. عادتا خداوند خللی در رفتار طبیعی و عادی و یکنواخت طبیعت ایجاد نمی کند مگر در موارد خاص.

بنابراین، هم خداوند موجودی آگاه است و هم نظام علّی جهان که خداوند آن را ایجاد و طراحی کرده است. خداوند عادتا در رفتار جهان دخالت نمی کند جز در موارد خاص.

هدف خداوند از ایجاد نظام علّی و خیرات و شروری که دارد، این بود که موقعیتی فراهم شود تا انسانها امتحان گردند و هر کسی عیار بندگی خودش را بروز دهد و متناسب با آنچه انجام داده، در سرای دیگر به زندگی بهشتی یا جهنمی خودش ادامه دهد.

ابوالبرکات;1006361 نوشت:
چند روز پیش من در حرم حضرت معصومه سلام الله بودم و به ایشان متوسل شدم و حاجتی از ایشان خواستم . نیم ساعته حاجتم بر آورده شد . حاجتم هم یک چیزی بود که با محاسبات معمولی حالا حالاها درست نمی شد. حال شوال من این است که آیا حضرت معصومه کاری کرده است که حاجت من برآورده بشه یا این که نظام علی و معلولی با تصادفات و تصادم هایش موجب شده که دقیقا در همین زمان حاجت من برآورده بشه؟ اگر اون تعریفی که من از نظام علی و معلولی داشتم درست باشه در این جا حضرت معصومه کاری نکرده است .

همانطورکه عرض کردم عادتا خداوند خللی در رفتار طبیعی و یکنواخت جهان ایجاد نمی کند مگر در موارد خاص.

این که این مورد، از مواردی است که به صورت طبیعی به خواسته خودتان رسیدید و یا از طریق غیرعادی و اعجازین، معلوم نیست. هر یک از آنها ممکن است و در حیطه معلومات ما نیست که بفهمیم در اینجا معجزه رخ داده یا نه.

ابوالبرکات;1006361 نوشت:
یا چند روز پیش سر نماز داشتم به خدا می گفتم که خدایا مرا در این دنیا تنها نگذار. بعدش پیش خودم گفتم این چه دعاییست که من کردم. قرار است که خدا آن طرف بنشیند و تعاملات نظام علی و معلولی را با من نگاه کند و مرا امتحان کند. قرار نیست که اثری در دنیا بگذارد. دعا کردم ولی استجابت آن معلوم نیست چیست.

همانطور که عرض کردم با تصویری که شما از مناسبات رفتاری خدا و انسان و جهان دارید مخالفم.

شاید تکرار حدیث منقول از امیرالمومنین ع خالی از لطف نباشد:

«دير اجابت شدن دعا، تو را نااميد نکند که همانا بخشش، بسته به مقدار درخواست است. چه بسا در اجابت دعاي تو تأخير رخ دهد تا درخواست تو طولاني تر گردد و بخشش او کامل تر شود. چه بسا چيزي را خواسته اي آن را به تو نداده امّا به جايش بهتر از آن را در دنيا به تو داده يا در آخرت به تو مي دهد و يا خير و صلاح واقعي تان آن بوده که آن را از شما باز دارد. چه بسا چيزي را طلب نمودي که اگر به تو مي داد، تباهي دين يا تباهي و ناخوشي هاي دنياي خود را در آن مي ديدي»

ابوالبرکات;1006361 نوشت:
خلاصه اگر حرف بنده را در مورد نظام علی و معلولی قبول کنیم تالی فاسدش اینه که نمی توانیم فعالیت خدا در این دنیا را قبول کنیم. نمی توانیم دعایی برای دنیا بکنیم. ما چه دعا کنیم و چه نکنیم اتفاقات برای ما پیش می آید . چه خوب و چه بد .سوال مهم اینه که چگونه نظام علی و معلولی را قبول کنیم و در عین حال فعالیت (دقت کنید فعالیت) خدا در این دنیا (دقت کنید در این دنیا) (البته اگر این فعالیت را قبول داشته باشید) را بپذیریم؟ نظر خودتان را در مورد این مطلب بگویید

تا جایی که در حیطه مطالعات محدودم بود، نکاتی را تقدیم کردم.

اگر ابهام یا اشکالی داشتید، خوشحال می شوم در ادامه، متمرکز بر آنها گفتگوی خودمان را دنبال کنیم.

در پناه خدا @};-

قول سدید;1006532 نوشت:
کوتاه سخن این که شخصا معتقدم مشیت الهی رازآلود است و در مواجهه با شرور، حقیقتا مشخص نیست که در این مورد خاص، چرا خداوند به شرور رضایت داده و چرا مانعش نمی شود، حتی اگر دعایش کنیم و او را به یاری فرابخوانیم. همین قدر از متون دینی می فهمیم که خداوند حکیم و عادل و ... است و کار بیهوده انجام نمی دهد و شرور را جبران می کند و به کسی ظلم نمی کند و...
آخرش رسیدیم به لا ادری گری.

قول سدید;1006545 نوشت:
همانطورکه عرض کردم عادتا خداوند خللی در رفتار طبیعی و یکنواخت جهان ایجاد نمی کند مگر در موارد خاص.

این که این مورد، از مواردی است که به صورت طبیعی به خواسته خودتان رسیدید و یا از طریق غیرعادی و اعجازین، معلوم نیست. هر یک از آنها ممکن است و در حیطه معلومات ما نیست که بفهمیم در اینجا معجزه رخ داده یا نه.

یعنی شما این احتمال را قبول دارید که ممکن است حاجت من به طور غیر طبیعی و اعجازی برآورده شده است؟ در این صورت موارد اعجاز را شاید نتوانیم محدود به پیامبران و اهل بیت بدانیم و برای اعجاز مفهومی نسبی و وسیع تری قائل شویم. یعنی بگوییم اعجاز فقط به پیامبران محدود نشده و برای دیگران هم در مواردی اعجاز منتها با غلظت کمتری رخ می دهد. آن وقت بایستی بگوییم که روایت :(ابی الله ان یجری الامور الاباسبابها) همیشه برقرار نیست و موارد استثناء این روایت محدود به معجزه ی پیامبران نشده و وسیع تر از این حرفها هستند.

سلام و عرض ادب

ابوالبرکات;1006631 نوشت:
آخرش رسیدیم به لا ادری گری.

نه لا ادری گری مطلق؛ بلکه لا ادری گری در تشخیص مصداق؛ یعنی این که نمی دانیم این شرّ مصداق چه چیزی است؟ مصداق عقوبت و تنبیه است و یا مصداق امتحان و یا مصداق ...؟

این لاادری گری ناشی از محدودیت معرفتی ما است ولی به معنای انسداد و معرفت ناپذیری نیست؛ چنانچه که در مورد ابراهیم ع می دانیم که او بواسطه شرور امتحان شد و ... «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً»

ابوالبرکات;1006631 نوشت:
یعنی شما این احتمال را قبول دارید که ممکن است حاجت من به طور غیر طبیعی و اعجازی برآورده شده است؟ در این صورت موارد اعجاز را شاید نتوانیم محدود به پیامبران و اهل بیت بدانیم و برای اعجاز مفهومی نسبی و وسیع تری قائل شویم. یعنی بگوییم اعجاز فقط به پیامبران محدود نشده و برای دیگران هم در مواردی اعجاز منتها با غلظت کمتری رخ می دهد.

معجزه دو معنای لغوی و اصطلاحی دارد. در معنای لغوی محدود به نبی ص است چرا که در آن قید شده که همراه با ادعای نبوت باشد. اما در معنای لغوی شامل هر کار خارق العاده می شود که عموما از انجامش عاجزند(معجزه از ماده عجز اقتباس شده است).

ابوالبرکات;1006631 نوشت:
آن وقت بایستی بگوییم که روایت ابی الله ان یجری الامور الاباسبابها) همیشه برقرار نیست و موارد استثناء این روایت محدود به معجزه ی پیامبران نشده و وسیع تر از این حرفها هستند.

در معجزه (لغوی یا اصطلاحی) نیز کارها از طریق اسبابشان انجام می شود چنانچه که نسوختن ابراهیم ع نیز توسط آتش انجام شده است؛ یعنی خداوند از طریق امر به آتش مانع از سوزاندن ابراهیم شده است.

موضوع قفل شده است