جمع بندی نسبت تعارف و دروغ

تب‌های اولیه

63 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

با سلام و تحیت؛

حبیبه;1016023 نوشت:
ظاهرا بیان حقیر برای رساندن مفهوم پرسشم رسا نیست.

عرضم این است که تعارف دروغینی را که بنده ی خدا کرده است نمی دانیم،هیچ حکم و قضاوتی هم

راجع به آن نداریم،آیا این لقمه اثر تکوینی دارد یا خیر؟


بیان شما کاملا رساست.

کتاب تشریع، برگرفته از کتاب تکوین است و از هم بیگانه نیستند

در برخی آثار وضعی روحی، می‌توان گفت چون شخص دعوت شونده به دروغین بودن تعارف جاهل است، این لقمه اثر تکوینی ندارد.

مثلا اثر تکوینی چشم زخم، ایراد صدمه است اما در مورد پیامبر صلی الله علیه و آله بی‌اثر می‌شود.

ادعیه و حرزهایی که توسط اهلبیت معصومین علیهم السلام برای جلوگیری از چشم زخم سفارش شده گویای آن است که این بی‌اثر ماندن، مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله نیست.

بررسی فرمایش شما در ساحت نظری راحت است اما در ساحت عمل انسان‌ها را به عسر و حرج می‌اندازد.

عرفان اسلامی، نباید روال عادی زندگی را بر سالک مسدود کند.

اگر به همین راحتی آثار وضعی روحی گریبانگیرمان شود آنگاه در تردد در مترو، محل کسب و کار و ... و این اجتماع فعلی با مشکل مواجه خواهیم شد و دوباره باید سنت غارنشینی احیا شود.


حبیبه;1016023 نوشت:
چطور است که بعضی بزرگان کدورت و تعفن شخصی که بی غسل در محضرشان حاضر شده را می فهمند

یا پلیدی لقمه ای را که شخص به ظاهر مؤمن در نزد آنها گذاشته می بینند در حالیکه خود صاحبخانه هم از مشتبه

بودن لقمه بی اطلاع بوده است؟این یکی از مصادیق و معانی "دفع" در ذهن حقیر است.


با این سخن موافقم.

ولی این حضراتی که نام بردید به علمشان عمل کرده‌اند

باسمه الرقیب

سلام علیکم

حافظ;1016036 نوشت:
در برخی آثار وضعی روحی، می‌توان گفت چون شخص دعوت شونده به دروغین بودن تعارف جاهل است، این لقمه اثر تکوینی ندارد.

در اینصورت اگر لقمه حرام باشد هم نباید اثر داشته باشد.

از جنین در بطن مادرش جاهل تر و ناآگاهتر داریم؟ چطور است که لقمه پاک یا ناپاک حتی

افکار و نیّات مادرش هم روی او تأثیر دارد؟ چطور است که توصیه شده است مراقب باشید نوزاد هر چیزی را نشنود

که شقی خواهد شد و بر عکس از بزرگان نقل است که نوزادتان را در مجالس روضه ی اباعبدالله الحسین علیه السلام

ببرید و بگذارید بشنود که در سعادت او مؤثر است.

حافظ;1016036 نوشت:
بررسی فرمایش شما در ساحت نظری راحت است اما در ساحت عمل انسان‌ها را به عسر و حرج می‌اندازد.

اگر مقصودتان از عسر و حرج سختی انجام تکلیف متناسب با مرتبه ی ایمانی فرد است بله قطعا سخت است هم در مقام نظر هم در مقام عمل

به تعبیر حضرت علامه جوادی آملی صراط از تیغ تیزتر و از مو باریک تر است.

حافظ;1016036 نوشت:
عرفان اسلامی، نباید روال عادی زندگی را بر سالک مسدود کند.

روال عادی چیست؟اگر شخص سالک باشد که باید هزینه اش را هم بپردازد.

این حدّ از مراقبت هم خاص همان سالکان است نه دیگران.

حافظ;1016036 نوشت:
اگر به همین راحتی آثار وضعی روحی گریبانگیرمان شود آنگاه در تردد در مترو، محل کسب و کار و ... و این اجتماع فعلی با مشکل مواجه خواهیم شد

مگر با مشکل مواجه نشده ایم و نشده اید؟ و نشده اند؟

حافظ;1016036 نوشت:
و دوباره باید سنت غارنشینی احیا شود.

غار نشینی که خیر ولی حفظ ایمان مانند نگاه داشتن آتش در کف دست است:

عن أنس عن النبي (ص) أنه قال: «يأتي على الناس زمان الصابر منهم على دينه كالقابض على الجمرة ؛

رسول خدا فرمود: زمانی بر مردم می آید که ماندن بر دین حق مانند نگه داشتن گلوله آتش در دست است» .

«لأحدهم أشد بقية على دينه من خرط القتاد في الليلة الظلماء أو كالقابض على جمر الغضا ؛

هر یک از آنان بر دین خود باقی است با این که باقی ماندن بر دین سخت تر از زدن تیغ درخت با دست

و صاف کردن آن و از نگه داشتن آتش درخت های سخت (که آتششان دوام زیاد دارد) ، در دست است.

حافظ;1016036 نوشت:
ولی این حضراتی که نام بردید به علمشان عمل کرده‌اند

یعنی اگر به علمت عمل نکردی مسئله ی تکوین و آثارش منتفی است؟

سلام علیکم

حبیبه;1016114 نوشت:
از جنین در بطن مادرش جاهل تر و ناآگاهتر داریم؟ چطور است که لقمه پاک یا ناپاک حتی

افکار و نیّات مادرش هم روی او تأثیر دارد؟


شاید باید با شما هم نظر شوم اگر نگوییم جنین در بطن مادر،‌مانند زمین بکر و خالی است و چون به طور مساوی نسبت به هر یک از سعادت یا شقاوت مستعد است از این گونه آسیب‌ها در امان نیست از این رو مادر موظف به حفظ او از این آثار وضعی است؛ اما فرد مورد نظر در اینجا، دارای قلب نقیِ منور است که از شدت نورانیتش، هر چه به رنگ ظلمت است ذوب می‌شود.

بله در مورد کسانی که چنین نیستند قطعا با شما هم‌نظرم.

سخن شما در مورد افراد معمولی و سالکین غیر واصل مقبول است.

اما در مورد سالکین واصلی که در سفر سوم و چهارم از اسفار اربعه در مقام دستگیری اند محل تردیدِ حقیر است (البته شاید لازم نباشد آستانه‌ی اثرناپذیری نسبت به آثار وضعی را تا بدین حد تنگ بگیریم بلکه حتی سالکین مخلِص در سفر اول را هم داخل کنیم)

با قطع نظر از این که دعوت شونده کیست، می‌پذیرم لقمه‌ غذایی که میزبان از سر اکراهِ برآمده از تعارفات به سفره آورده دارای اثر وضعی سوء (به نحو اقتضاء/مقتضی) است ولی عدم تأثیر نهایی این اثرِ وضعی، بستگی به وجود المانع و تأثیر نهایی آن وابسته به عدم المانع است.

جهل به موضوع، اگر چه مباشرتا در عدم جلب آثار وضعی دخیل نیست ولی از آنجا که دانستن (علم) یقیناً در فعل یا ترک سالک دخیل خواهد بود، «جهل»، بهانه‌ای برای امداد و حفظ الهی نسبت به او خواهد شد.

به عبارت دیگر، علم و جهل، در قسمت «اقتضاء» دخیل نیستند ولی در قسمت وجود المانع یا عدم المانع دخیل است.

[="Tahoma"][="DarkSlateGray"][="3"]بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
بنظر شرایط امروزه که به گواه بزرگانی در آخر الزمان هستیم باید در نظر گرفته شود
مثل همان ذغال گداخته یا خانه نشینی به شرط عدم توان در نهی از منکر و..[/][/][/]

حبیبه;1016114 نوشت:
سلام

حافظ;1016207 نوشت:
سلام

سلام
بعضی افراد هستند که نه تنها گفتگو با آنها، که خواندن کلامشان هم شادی بخش است
و شما دو بزرگوار جزء همین افراد هستید. اصلاً گفتگوی شما به آدم انرژی مثبت می‌دهد، حتی به کم‌سوادی مثل من که نصف حرفهایتان را متوجه نمی‌شوم! :Nishkhand:
زنده باشید انشاالله گل

چون موضوع بحث درمورد مسئله‌ای است که به نسبت سایر اعمالی که در طول روز مرتکب می‌شویم تقریباً هیچ است، مطلبی به ذهنم رسیده
البته صحبتم خطاب به استارتر تاپیک، یا

سرکار "حبیبه" که در مورد موضوع تاپیک صحبت کردند نیست، بلکه مخاطبم عام است
هرچند هر کدام از ما اگر مراقب نباشیم ممکن است در دایرهء حرفی که می‌خواهم بزنم قرار بگیریم
ضمناً اگر صحبت من از موضوع تاپیک خارج است بفرمائید تا تاپیک جداگانه بزنم

گاهاً می‌بینم برخی افراد روی ریزترین مسائل دینی آنقدر مو را از ماست بیرون می‌کشند (و می‌کشم) که گویی تمام مراحل اصلی را پشت سرگذاشته است
و حالا دنیا و آخرتش گیر همین یک قدم کوچک است. درحالیکه وقتی به سایر ابعاد زندگی همین فرد نگاه می‌کنی می‌بینی در مسائل بسیار مهمتری لنگ می‌زند

برای مثال شخصی را می‌شناسم که چند بار خیلی جدی به من گفته که تو چه مسلمانی هستی که به پسرت نماز یاد نمی‌دهی؟ درحالیکه پسر من 5 ساله است!!
یا مثلاً کافی است کسی درحضورش شعر فلان خواننده را زمزمه کند. سریع به او تذکر می‌دهد که بجای این اشعار قبیحه قرآن بخوان

اما همین شخص در زمان رانندگی به ماشینی که در خیابان پارک بود برخورد کرد و کمی بدنه آن ماشین خراش برداشت و رنگش کنده شد
این شخص نگاهی به اطراف انداخت و گفت: "خدا رو شکر صاحبش نیست" و سریع از محل دور شد!

یا مثال دیگر، خانمی را می‌شناسم که در حال غیبت کردن بود و داشت می‌گفت فلانی مثلاً ساعت 5 دیروز فلان کار را کرده
که یک دفعه با دست بر صورت خود زد و گفت: "وای خدایا منو ببخش ساعت 5 نبود ساعت 6 بود! نزدیک بود دروغ بگم!"

واقعاً چه علتی دارد که ما درمورد برخی مسائل خیلی کوچک اینقدر حساس هستیم اما به مسائل بسیار بزرگتر و مهمتر کاملاً بی‌توجه هستیم؟
اگر دوستان در این باره توضیحی بفرمایند ممنون می‌شوم @};-

حافظ;1016036 نوشت:
عرفان اسلامی، نباید روال عادی زندگی را بر سالک مسدود کند.

ترغيب و تشويق به مهماني دادن و مهمان كردن ديگران، با هدف ايجاد برادري و دوستي ميان امت اسلامي تنها با ترغيب و تشويق دعوت‌شدگان به پذيرش دعوت دعوت‌كنندگان به مهماني امكان‌پذير است؛ ازاين‌رو، در روايات اسلامي، به پذيرش دعوت ميزبان تشويق شده است و نپذيرفتن دعوت ديگران نقض آداب اجتماعي شمرده مي‌شود. پيامبر اكرم(ص) فرموده‌اند: «از ادب به دور است... كه مردي به مهماني دعوت شود و نپذيرد يا بپذيرد و غذا نخورد» (حميري، 1413ق، ص 160، ح 583).
در تبيين اين مطلب مي‌توان گفت دعوت ديگران به مهماني، نشانة توجه دعوت‌كننده به مدعو و بيان‌گر علاقه، اظهار دوستي و محبت او به مدعو است، ازاين‌رو، نپذيرفتن دعوت، به‌معناي بي‌توجهي به دعوت‌كننده و رد كردن رابطة دوستي و محبت اوست و اين با اصول ديني و اخلاقي مخالف است. ازاين‌رو، در روايات ديني، پذيرش دعوت ديگران و غذا خوردن با آنان نشانة علاقه‌مندي و دوستي بيان شده است. هشام‌بن‌سالم مي‌گويد: با عبدالله‌بن ابي‌يعفور وارد خانة امام صادق(ع) شديم؛ ما گروه فراواني بوديم و من در ميانشان از همه جوان‌تر بودم. امام ما را به صرف غذا دعوت كردند؛ همه سر سفره نشستيم و با حضرت، غذا خورديم. حضرت رو به من كرده، فرمودند: «هشام! مگر نمي‌داني دوستي مسلمان با برادر مسلمانش وقتي ثابت مي‌شود كه با كمال علاقه از غذاي او ميل نمايد؟» (مجلسى، 1403ق، ج 15، ص 239).
پذيرفتن دعوت ديگران چندان اهميت دارد كه در رواياتي از پيامبر اكرم(ص)، حتي در صورت دور بودن منزل ميزبان و با وجود زحمت اياب و ذهاب براي مهمان، به پذيرش دعوت سفارش شده است: «به حاضران و غايبان امت خود سفارش مي‌كنم كه دعوت مسلمان را، حتي اگر از فاصلة پنج ميل باشد، بپذيرند؛ زيرا اين كار بخشي از دين است» (برقي، 1413ق، ج 2، ص 180، ح 1510).
اما با وجود توصيه‌هاي مؤكد براي پذيرفتن دعوت ميزبان، در برخي شرايط از پذيرفتن آن نهي كرده‌اند؛ از جمله، نپذيرفتن دعوت فاسق است. پيامبر اكرم(ص) در اندرزي بــه ابوذر مي‌فرمايند: «از غذاي مردمان فاسق تناول مكن» (حر عاملي، 1409ق، ج 24، ص 274). مورد ديگر، مهماني ثروتمنداني كه فقرا را به مهماني خود دعوت نمي‌كنند: «پـذيرفتن دعـوت كـسي كـه ثروتمندان بر سر سفره مهماني او هستند و فقيران حضور ندارند، كراهت دارد» (راوندي، 1407ق، ص 141، ح 358).

حافظ;1016036 نوشت:
در برخی آثار وضعی روحی، می‌توان گفت چون شخص دعوت شونده به دروغین بودن تعارف جاهل است، این لقمه اثر تکوینی ندارد.

حبیبه;1016023 نوشت:
بودن لقمه بی اطلاع بوده است؟این یکی از مصادیق و معانی "دفع" در ذهن حقیر است.

یاد اون مطلب که یه جایی خوندم افتادم کی بوده موضوع کلی چی بود یادم نمیاد متاسفانه
کلیت موضوع این بوده که فردی میره مهمانی و احتمالا اون غذایی که خوده بودن مشکل داشته و نا خواسته همه غذا رو ببخشید بالا میارن

[SPOILER]هر چی فکر کردم و گشتم پیداش نکردم :)[/SPOILER]

باسمه الرقیب

عرض سلام و ادب

حافظ;1016207 نوشت:
اما فرد مورد نظر در اینجا، دارای قلب نقیِ منور است که از شدت نورانیتش، هر چه به رنگ ظلمت است ذوب می‌شود.

حافظ;1016207 نوشت:
بله در مورد کسانی که چنین نیستند قطعا با شما هم‌نظرم.

سخن شما در مورد افراد معمولی و سالکین غیر واصل مقبول است.

حافظ;1016207 نوشت:
اما در مورد سالکین واصلی که در سفر سوم و چهارم از اسفار اربعه در مقام دستگیری اند محل تردیدِ حقیر است

امیر مؤمنان علی علیه السلام هدیه ی اشعث را که ظرف حلوایی بوده ردّ می کنند و می فرمایند:چنان از آن متنفر شدم

که گویی قی کرده ی مار است.موضوع چه بوده؟ نیّت اشعث!!!

وقتی نیّت کسی در لقمه ی اهدائیش تأثیر می گذارد طوری که حضرت آن را قی کرده ی مار می بینند چگونه بگوئیم قلب طاهر نقی

از آن اثر نمی پذیرد؟بله نپذیرفتن اثر،به دلیل نخوردن از آن لقمه است،لابد قلب طاهر نقی آنقدر بصیرت دارد که باطن پلید لقمه را ببیند.

باسمه الولیّ

عرض سلام و ادب

اللیل والنهار;1016279 نوشت:
ترغيب و تشويق به مهماني دادن و مهمان كردن ديگران، با هدف ايجاد برادري و دوستي ميان امت اسلامي تنها با ترغيب و تشويق دعوت‌شدگان به پذيرش دعوت دعوت‌كنندگان به مهماني امكان‌پذير است؛

فرمایشات شما کاملا صحیح است اما بحث در مورد اثر وضعی غذایی است که میزبان با آن از مدعوّ پذیرایی می کند

و فرض بر آن است که لقمه مشکل دارد.

باسمه الشکور

عرض سلام و ادب

Reza-D;1016227 نوشت:
سلام
بعضی افراد هستند که نه تنها گفتگو با آنها، که خواندن کلامشان هم شادی بخش است
و شما دو بزرگوار جزء همین افراد هستید. اصلاً گفتگوی شما به آدم انرژی مثبت می‌دهد، حتی به کم‌سوادی مثل من که نصف حرفهایتان را متوجه نمی‌شوم!
زنده باشید انشاالله

متشکر بزرگوار.

ماشاالله مطالب شما اغلب مصداق احسن المقال است.

Reza-D;1016227 نوشت:
واقعاً چه علتی دارد که ما درمورد برخی مسائل خیلی کوچک اینقدر حساس هستیم اما به مسائل بسیار بزرگتر و مهمتر کاملاً بی‌توجه هستیم؟

توجه و عمل به مسئولیّتهای بزرگ،همت و اراده بزرگ و بینش عمیق و دقیق می خواهد

ضمن اینکه همیشه حرف زدن از عمل کردن آسانتر است.

بعضی اوقات هم مثل بحث جاری در این تاپیک،بحث جنبه ی نظری و علمی دارد و الزاما به این معنا نیست

که شخص باحث خودش اهل عمل است.

حبیبه;1016295 نوشت:
و فرض بر آن است که لقمه مشکل دارد.

باسلام خب ببنید الان موضوع بحث سر اینکه یکی تعارف میکنه و ما میدونیم که واقعا این فرد دوست نداره ما مهمان اون خونه باشیم ، بخوریم ....

واقعا چند درصد تعارفات مشخص میشه که تعارف هست یا نه

یه بار رفته بودم خونه یکی از آشنایان هی گفتن بمون بمون نهار بخور بعد برو (رفته بودم یه وسیله ای رو بدم و برگردم ) گفتم نه تو خونه منتظر هستند باید هر چه زودتر برگردم گفتند خوب چند دقیقه بشین بعد برو گفتم زحمت نمیدم اینا که صاحب خونه به شوخی یا به جدی برگشتن گفتن که خب منم دارم تعارف میکنم اجباری نیست :Nishkhand:

یعنی اصلا از ایشون این حرف برام خیلی عجیب بود چون همیشه انقدر اصرار میکند به خوردن و موندن اینا که همیشه فکر میکردم واقعا اگه انجام ندم ناراحت میشن ولی انقدر جدی گفتند که موندم چی بگم

بعد از اون روز همیشه دیگه به اصرار کردناشون توجه نمی کنم

یه جایی هم این مطلب رو میخوندم
معیارهای تشخیص حلال از حرام:
۱. قلب و دل انسان مؤمن: حلال چیزی است که نافرمانی و معصیت خداوند در آن نباشد و نافرمانی خدا را جز به اشارت قلب نمی توان دریافت. گفته پیامبر(ص) است که گفت: از دلت فتوا بخواه، هر چند فقیهان هم فتوا دهند.
۲. احکام و دستورات دین و فتاوی مراجع دینی: هرچه فقهاء اجازه دادند، حلال بدانید و هرچه رخصت ندادند، مالی حرام است.
۳. رضایت کامل صاحب مال: تشخیص حلال از حرام، اساسش این است که مال دیگری را حلال ندانیم و از آن استفاده نکنیم، مگر به رضایت کامل و بدون قید و شرط صاحب آن و شایسته است که چیزی را از کسی درخواست نکنیم و اگر بر حسب ضرورت خواستیم، در حضور جمع از وی نخواهیم، زیرا ممکن است به سبب حیا از مردم، چیزی را ببخشد و قلبا راضی نباشد.

با بسم‌الله الرحمن الرحیم شروع کنید و با حمد هم تمام کنید. اولیاء الهی هم بیان فرمودند: اگر احساس می‌کنید خدای ناکرده شبهه‌ای در بعضی از لقمات باشد، ولو به اینکه از حلال به دست آوردی، امّا نمی‌دانی؛ برای هر لقمه، بسم الله الرّحمن الرّحیم بگویید. این‌گونه خیلی از آمال و دردها هم از بین می‌رود و اگر مریضی هم در آن باشد که ما نمی‌دانیم، از بین می‌رود.

http://pasokhgoo.ir/node/48229

موضوع قفل شده است