جمع بندی نحوه ی تربیت فرزند حساس

تب‌های اولیه

14 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

شیوه برخورد با پرتوقعی کودک

همانطور که در پست های قبل بیان کردم کودک نیاز به توجه دارد همانطور که همه اینگونه اند، بزرگسال و کودک هم ندارد. اما وقتی کودک شما از شما توقعات بیش از اندازه دارد و شما هر قدر هم به او توجه کنید باز هم انتظار توجه دارد نمی دانیم باید چکار کنیم. باید پی برد چرا چنین می شود؟ اغلب کودکی که تشنه محبت و توجه شماست به اندازه کافی از جانب والدین خود مورد توجه قرار نگرفته و یا اینکه توجه و محبت به او بیش از اندازه بوده و شاید بر روی یک خط ممتد نبوده و گاهی در این میان قطع شده و آنچه که در نوشته قبل هم بیان کردم از دیدگاه او از یک حد و مقیاس پایین آمده بنابراین کمی پرتوقع شده است. البته نباید از این نکته هم غافل بود که بر اساس همان آیین نامه تربیت سنی کودک شما(مالکیت، ابراز وجود، عزت نفس، همدلی) بخشی از این حالات فرزند شما طبیعی است. در هر صورت پر توقعی او شاید به دلیل وابستگی او به شما و مادرشان هم باشد که طبیعی است و به مرور زمان حل خواهد شد همانطور که در رفتن به مدرسه قرآنی حل شده است.

[=&amp] اگر والدین بی چون و چرا از خرده فرمایشات کودکشان پیروی کنند کودک به سرعت خواهد آموخت که همیشه انتظار داشته باشد و به خواسته هایش عمل شود."بابا اینو نگاه کن" مامان اون کار رو نکن" به همین دلیل باید بدانیم که کی و چگونه به کودک توجه کنیم. لذا در اینجا به چند راهکار اشاره می کنم. ناگفته نماند شیوه همدلی را قطع نکنید و همیشه ادامه دهید در کنار آن به این راهکارها هم عمل کنید.
[/]
1- به او توجه کنید وقتی او جلب توجه نمی کند. اگر کودک شما توقع بیش از حد دارد فقط هنگامی که کنترل اوضاع دست شماست به او توجه کنید. یعنی هنگامی به فرزندتان توجه کنید که او از شما توجه نمی خواهد. مثلا او را بخاطر رفتارش تحسین کنید. همانطور که قبلا گفتم تعیین وقت برا همدلی با کودکتان می توان همان زمانی باشد که شما به او توجه می کنید.

2-
[=&amp]اگر هنوز توقع توجه بیشتری دارد! هنگامی که نیازهای عاطفی کودکتان را برآورده کرده اید و از این بابت اطمینان دارید که هرچه در توان داشته اید انجام دادید ولی کودک باز هم از شما توقع بیش از حد دارد مثلا مرتب صحبت شما را قطع می کند و انتظار دارد به او گوش دهید. این حرکت او را نادیده بگیرید و در مقابل او فقط سکوت کنید بدون هیچ واکنشی. ولی بعد از اینکه تمنای بی مورد خود را قطع کرد کمی به او توجه کنید و بگویید: پسرم اون نقاشی را که دیروز کشیدی را دوست داشتم کجا یاد گرفتی؟ و شما با این رفتار به او می آموزید که باید صبر کنی تا نوبتش برسد و شما به خودش و کارهایش علاقه دارید. و اگر بی اعتنایی با روحیه شما سازگار نیست به او بگویید وقتی من کارم را انجام دادم می تونیم با هم صحبت کنیم و بازی کنیم وبعد از آن دیگر به خواسته های او اعتنا نکنید.

[/]کودک صحبت شما با دیگران را قطع می کند

از آنجایی که گفتید کودک شما صحبت شما با دیگران راقطع می کند یا هنگام صحبت با تلفن به طور مداوم شما را صدا می زند، یک دلیل عمده اش این است که همین الان به او توجه کنید. وشما از این رفتار خوشتان نمی آید ولی آیا خودتان باعث آن نشده اید؟ وقتی شما با تلفن صحبت می کنید و او در همان هنگام شما را مداوم صدا می زند و شما توجه نمی کنید او شروع به غر و نق زدن و شاید گریه کردن و سرانجام شما تسلیم می شوید. از مخاطب خود می خواهید چند لحظه گوشی تلفن را نگه دارد و شما به حرف کودک گوش می کنید و این به تکرار چنین رفتاری دامن می زند. باید به کودک بیاموزید که وقتی با کسی کار دارد چطور باید توجه او را به سوی خود جلب کند و چه زمانی برای صدا کردن او مناسب است و چطور باید صبر کند[=&amp]. بنابراین:

1-[/] همیشه به کودک نشان دهید که متوجه شده اید با شما کار دارد. نگذارید کودک احساس کند که به نیازهای او توجهی ندارید.
2- با علامتی به کودک بگوید که متوجه شده اید مثلا با انگشت بگویید دو دقیقه دیگر و مواظب باشید بیش از دو دقیقه صحبتتان ادامه نداشته باشد.

3- کودک را به خاطر صبر کردن تحسین کنید یعنی به او بگویید: "آفرین به تو که دو دقیقه صبر کردی "


4- روش درست قطع کردن صحبت دیگران را به او بیاموزید به او بگویید وقتی می خواهی صحبت کسی را قطع کنی اول باید بگیم " ببخشید"

ان شاء الله راهکارهای ارائه شده مفید واقع شود. برای اجرایی کردن این راهکارها هماهنگی شما و همسرتان شرط اساسی است. در ادامه اگر سوالی به وجود آمد می توانیم در موردش صحبت کنیم در غیر این صورت توضیحات من در مورد مساله حال حاضر شما به پایان رسیده است. و از خداوند برای شما آرزوی بهروزی دارم.


در پناه خداوند متعال باشید.@};-

با سلام و احترام
احساس و درک من این است که
فرزندتان ترس از دست دادن و دوری شما و مادرش را دارد.
بعلاوه اینکه محبت و همدلی شما نسبت به خودش را واقعی نمی داند و احساس امنیت عاطفی ندارد.
وقتی شما یک بار حتی اتفاقی به او بی توجهی می کنید، او هنوز باور ندارد که او را دوست دارید و رهایش نخواهید کرد.
و این عدم باور به دوست داشتن او و ترس رها کردن، به این شکل بروز پیدا کرده :
باید دوباره از ابتدا آن کار را انجام بدهی
چرا؟
میخواهد بگوید ثابت کن مرا دوست داری؟ثابت کن مرا واقعا دوست داری؟ ثابت کن که مرا رها نخواهی کرد.....
بعلاوه با این واکنش می تواند خشم یا کینه خودش را هم ابراز کند...
( یا خود را جای او بگذارید...وقتی آنها با هم هستند مرا فراموش نمیکنند؟! وقتی سر و صدا میشود یعنی از من غافل خواهند شد یا من نمیفهمم آنها چه کار می کنند...یعنی ترس از دست دادن... آیا آنها واقعا مرا دوست دارند و به من توجه دارند؟! هنوز برای من ثابت نشده... من نگرانم)
البته نمی دانم راهکار چیست
اما به شخصه با بی توجهی کردن...یا سکوت کردن برای بالابردن صبر مخالفم...
البته منظورم هم این نیست که از آن طرف بام بیافتیم....
اما باید برای کودک ثابت شود محبت شما واقعی است و او را تنها نخواهید گذاشت.
کودک مستقلی دارید اما شاید بخشی از این استقلال و علاقه به مدیریت، بازخوردی از تنها ماندن یا متاثر از رفتار شما در زندگی باشد.
وقتی این رئیس بازی و مدیریت را دیدم ، با خووم گفتم عجب پسری! یعنی چه پسر استثنائی ای و چه جالب و جذاب!

ولی خوب شاید این رفتار در چنین سنی ، متاثر از حادثه یا حوادثی مثل تنهایی و ترس از دست دادن و کمبود محبت باشد...

به هر حال اینها چیزی بود که به ذهن بنده آمد...
درست و نادرستش را نمیدانم...
امید که توانسته باشم با این مطالب به شما کمکی کرده باشم.

جمع بندی

پرسش:

پسری 5 ساله دارم که بسیار حساس شده است. مثلا زمان دیدن کارتون می‌گوید هیچ صدایی نباید بیاید. حتی به صدای آب یا صدای موتور یخچال هم حساس است. یا اگر در حال گفتن حرفی باشد و مقداری از حرفش را زده باشد اما به دلیلی حرفش قطع شود حتماْ باید از ابتدا حرفش را آغاز کند. همچنین وقتی به چیزی گیر می‌دهد تا حد زیادی آن را ادامه می‌دهد. وقتی من و همسرم با هم در حال حرف زدن باشیم سعی می‌کند به بهانه‌های مختلف بین حرف ما بیاید و توجه ما را به خودش جلب کند. در زمان ابراز این اعتراض‌ها و حساسیت‌ها هرگز کارهای زشت و ناشایست یا داد و بیدادهای غیرمعقول از او سر نمی‌زند.

پاسخ:

در مورد حساسیت های کودک شما قبل ازبیان راهکارهای متناسب، نیازاست اطلاعاتی درمورد کودک خود و دوره رشدی او که دارد طی می کند، بدانید. چرا که ازاین آگاهی ها شما و همسرتان،هم پی به مشکل می برید،وهم از طرفی چون هرروز با فرزندتان ارتباط دارید بهتر می توانید موقعیت ها را بر اساس این اطلاعات ارزیابی کرده، و رفتار کنید. پیشنهاد می شود به عنوان اولین راهکار مختصر، ویژگی های دوره رشدی کودکتان را که بیان می شود، روی یک کاغذ بنویسید و با عنوان "آیین نامه تربیت" در مورد آنها با همسرتان صحبت کنید و در طول دوران کودکی فرزند خود، قبل از هر رفتاری با او در چند ثانیه درذهن مرور کنید تا رفتار توام با خشم( از کوره در رفتن) از شما سر نزند.

ویژگی های دوران رشدی کودک شما:

مالکیت: فرزند شما در دورانی به سر می برد که احساس می کند آنچه در منزل است مالک آنهاست این خصوصیت به کودک شما کمک می کند که در بزرگسالی از حقوق خود دفاع کند پس خصوصیت ناپسندی در این سن نیست. مهم نحوه برخورد ما با این ویژگی است پس مالکیت او را بپذیرید و در برابر او قرار نگیرید

ابراز وجود: کودکان عموما در سن 3 تا 6 سالگی دوست دارند خودشان را هم نشان دهند و هم برای دیگران اثبات کنند به زبان ساده می خواهند بگویند من هم هستم مرا هم ببینید. در این سن کودک به مقدار قابل توجهی منیّت، پهلوان منشی، گفتن سخن های درشت و تحریک آمیز( به جوش آوردن خون دیگران) دارند . این ویژگی را هم در حد معقول بپذیرید. زیرا موجب می شود در سنین بالاتر از آنجایی که پسر هستند به استقلال برسد و بتوانند در تصمیم گیرهای زندگی لزوما به کسی متکی نباشد.

عزت نفس: کودک شما در دوران پیدایش عزت نفس به سر می برد. عزت نفس همان احساس ارزشمندی است از نگاه خود و از نگاه دیگران. هر رفتار مخربی (پرخاشگری، تحقیر، مقایسه، به رو آوردن دائمی ویژگی های منفی) باعث از بین رفتن عزت نفس او می شود و ممکن است در بزرگسالی به افسردگی و اضطراب منجر شود. پس رفتارهای مثبت او را به او بگویید و با در نظر گرفتن جایزه البته نه همیشه و در یک ساعت یا روز مشخص بلکه به صورت پراکنده رفتار او را تقویت کنید تا احساس ارزشمندی کند.

همدلی خواهی: شاید از مهمترین ویژگی های دوران کودکی فهم حال و درک شرایط روحی و روانی اوست. کودک شما در دورانی به سر می برد که نیاز به همدلی کردن دارد زیرا همدلی به درک اصول اخلاقی و رشد آنها کمک می کند

همدلی و شیوه همدلی با کودک:

گفتگو با کودک هنر خاص است که اصول ویژه خودش را دارد.کودک وقتی با شما ارتباط برقرار می کند عمدتا آنچه را که واقعا در نظر دارد بیان نمی کند. پیام های کودکان غالبا جنبه رمزی دارد که برای درک این پیام ها باید کشف رمز انجام داد. اساس برقراری ارتباط با کودک دو چیز است: 1. احترام 2. مهارت. یعنی پیام ها(کلامی) نباید به حس احترام کودک لطمه ای بزند همانگونه که نباید به حس احترام شما و همسرتان لطمه ای بزند. و دیگر اینکه اول بایستی تفاهمی بین کودک و والدین ایجاد شود که بعد از ایجاد آن تفاهم است که پند و اندرز و نصیحت و آموزش به او مطرح می شود.ما از طریق همدلی کردن با کودک بدان می رسیم. همدلی یعنی اینکه شما آینه ای برای شخصیت کودک خود باشید. عمل آینه این است که تصویر را همانگونه که هست منعکس می کند بدون اینکه در این انعکاس تصویر مرتکب اشتباه شود در واقع آینه تصویر را تحریف و حذف نمی کند. ما از آینه می خواهیم که تصویر واقعی ما را نشان دهد نه اینکه ما را موعظه کند. وظیفه اصلی یک آینه عاطفی این است که احساسات را همان گونه که هستند منعکس می کند. مثلا اینکه وقتی کودک می گوید یخچال صدا می دهد می گوییم انگار خیلی عصبانی هستی؟ چنین جملاتی یاری کننده تر و مفید تر از هر گونه بر خورد دیگر است.

اصول گفتگو برای همدلی با کودک:

تعیین زمان گفتگو: از آنجایی که کودک شما به گفتگو کردن علاقه دارد زمانی را در طول روز برای صحبت کردن دو نفره و یا سه نفره قرار بدهید و در مورد یکدیگر و برای یکدیگر صحبت کنید. در کنار بازی هایی مثل کشتی یا فوتبال به بازی هایی که گفتگو محور است ؛ می توانید به گفتگو و ارتباط کلامی کودک خود اهمیت نشان دهید.

از حادثه تا رابطه : وقتی کودک درباره حادثه ای صحبت می کند و یا درباره آن سوالاتی می پرسد غالبا بهتر است که به خود آن حادثه نپردازیم بلکه به رابطه مان که کودک به آن اشاره می کند پاسخ بدهیم. مثلا وقتی در مدرسه قرآنی از برخورد اش با کودک دیگری شکایت می کند، و یا در مدرسه معلم کودک دیگری را تشویق کرده و او را نه، یا می گوید به او بیشتر جایزه داد به من نداد.کودک وقتی این شکایت را بیان می کند به عمق رابطه با والدین بیشتر اهمیت می دهد تا خود جایزه. بنابراین به او می گویید تو بیشتر جایزه می خواهی نه پسرم؟ سپس او را در آغوش کشیده و نوازش کنید.

 

از حادثه تا احساسات: شاید بارها یک داستان را از شما پرسیده باشد و یا حادثه ای را که کودکی در آن بوده و برایش اتفاقی افتاده است را از شما خواسته که برایش تعریف کنید. مثلا وقتی درباره حادثه کربلا از شما می پرسد و شما برای او شرح واقعه می کنید. بعد از اتمام ماجرا او هنوز در ذهن می پروراند که پدری تنها بدون فرزندانش به شهادت رسید و کودکان او تنها شدند. او نگران از دست دادن شماست بنابراین ضمن اینکه او را در آغوش می کشید به او می گویید که من در کنار تو هستم همانطور که تو در کنار منی. از اینجا به بعد به احساسات او پاسخ دهید دیگر شرح ماجرا نکنید مثلا به او بگویید: لابد این بخش از داستان تو را ناراحت کرده. تو از دست دشمنانی که این کار را کردند عصبانی هستی.

از کلی به جزئی: وقتی کودک شما اظهار نظری درباره خودش می کند بهتر این است که با توافق و عدم توافق پاسخ ندهیم بلکه در پاسخ مان به این اظهار نظر از جزئیاتی استفاده کنیم که کودک را متوجه درکی از آنچه انتظار داشت، بسازد. مثلا وقتی کودک در یک بازی می بازد و شکست می خورد چه بازی های مجازی و چه با همسالان خودش. وقتی به شما شکایت می کند اَه دوباره باختم و شاید سر و صدا ایجاد می کند، شما می گویید بازی سختی به نظر می آید و از او می خواهید که به جزییات آن بازی بپردازد و از او می خواهددر مورد جزییات بازی برایتان بگوید و شما به هر بخش از صحبت های او واکنش نشان دهید که این بخش سخت است این بخش آسان است آنجا که برنده شدی به چی فکر می کردی که برنده شدی؟ و آنچا که شکست خوردی به چی فکر می کردی؟ در واقع به جزئیات احساس های متفاوت او از خشم، نفرت، ترس و افکار او در این مورد را.

شیوه برخورد با پرتوقعی کودک

وقتی کودک شما از شما توقعات بیش از اندازه دارد و شما هر قدر هم به او توجه کنید باز هم انتظار توجه دارد نمی دانیم باید چکار کنیم. باید پی برد چرا چنین می شود؟ اغلب کودکی که تشنه محبت و توجه شماست به اندازه کافی از جانب والدین خود مورد توجه قرار نگرفته و یا اینکه توجه و محبت به او بیش از اندازه بوده و شاید بر روی یک خط ممتد نبوده و گاهی در این میان قطع شده و از دیدگاه او از یک حد و مقیاس پایین آمده بنابراین کمی پرتوقع شده است. البته نباید از این نکته هم غافل بود که بر اساس همان آیین نامه تربیت سنی کودک شما(مالکیت، ابراز وجود، عزت نفس، همدلی) بخشی از این حالات فرزند شما طبیعی است. در هر صورت پر توقعی او شاید به دلیل وابستگی او به شما و مادرشان هم باشد که طبیعی است.

اگر والدین بی چون و چرا از خرده فرمایشات کودکشان پیروی کنند کودک به سرعت خواهد آموخت که همیشه انتظار داشته باشد و به خواسته هایش عمل شود."بابا اینو نگاه کن" مامان اون کار رو نکن" به همین دلیل باید بدانیم که کی و چگونه به کودک توجه کنیم. لذا در اینجا به چند راهکار اشاره می کنم. ناگفته نماند شیوه همدلی را قطع نکنید و همیشه ادامه دهید در کنار آن به این راهکارها هم عمل کنید.

1- به او توجه کنید وقتی او جلب توجه نمی کند. اگر کودک شما توقع بیش از حد دارد فقط هنگامی که کنترل اوضاع دست شماست به او توجه کنید. یعنی هنگامی به فرزندتان توجه کنید که او از شما توجه نمی خواهد. مثلا او را بخاطر رفتارش تحسین کنید. 2- اگر هنوز توقع توجه بیشتری دارد! هنگامی که نیازهای عاطفی کودکتان را برآورده کرده اید و از این بابت اطمینان دارید که هرچه در توان داشته اید انجام دادید ولی کودک باز هم از شما توقع بیش از حد دارد مثلا مرتب صحبت شما را قطع می کند و انتظار دارد به او گوش دهید. این حرکت او را نادیده بگیرید و در مقابل او فقط سکوت کنید بدون هیچ واکنشی. ولی بعد از اینکه تمنای بی مورد خود را قطع کرد کمی به او توجه کنید و بگویید: پسرم اون نقاشی را که دیروز کشیدی را دوست داشتم کجا یاد گرفتی؟ و شما با این رفتار به او می آموزید که باید صبر کنی تا نوبتش برسد و شما به خودش و کارهایش علاقه دارید. و اگر بی اعتنایی با روحیه شما سازگار نیست به او بگویید وقتی من کارم را انجام دادم می تونیم با هم صحبت کنیم و بازی کنیم وبعد از آن دیگر به خواسته های او اعتنا نکنید.

کودک صحبت شما با دیگران را قطع می کند

از آنجایی که گفتید کودک شما صحبت شما با دیگران راقطع می کند یا هنگام صحبت با تلفن به طور مداوم شما را صدا می زند، یک دلیل عمده اش این است که همین الان به او توجه کنید. وشما از این رفتار خوشتان نمی آید ولی آیا خودتان باعث آن نشده اید؟ وقتی شما با تلفن صحبت می کنید و او در همان هنگام شما را مداوم صدا می زند و شما توجه نمی کنید او شروع به غر و نق زدن و شاید گریه کردن و سرانجام شما تسلیم می شوید. از مخاطب خود می خواهید چند لحظه گوشی تلفن را نگه دارد و شما به حرف کودک گوش می کنید و این به تکرار چنین رفتاری دامن می زند. باید به کودک بیاموزید که وقتی با کسی کار دارد چطور باید توجه او را به سوی خود جلب کند و چه زمانی برای صدا کردن او مناسب است و چطور باید صبر کند. بنابراین:

1- همیشه به کودک نشان دهید که متوجه شده اید با شما کار دارد. نگذارید کودک احساس کند که به نیازهای او توجهی ندارید.2- با علامتی به کودک بگوید که متوجه شده اید مثلا با انگشت بگویید دو دقیقه دیگر و مواظب باشید بیش از دو دقیقه صحبتتان ادامه نداشته باشد.3-کودک را به خاطر صبر کردن تحسین کنید یعنی به او بگویید: "آفرین به تو که دو دقیقه صبر کردی "4- روش درست قطع کردن صحبت دیگران را به او بیاموزید به او بگویید وقتی می خواهی صحبت کسی را قطع کنی اول باید بگیم " ببخشید"

پی نوشت ها:

1-هایم جی . گینات، رابطه بین والدین و کودکان، مترجم سیاوش سرتیپی، نشر اطلاعات، 1384، چاپ هفدهم، تهران، ص 11و 19و 26.

2-. رابرت ایی. اسلاوین، روان شناسی تربیتی، مترجم یحیی سید محمدی،نشر روان، 1393، چاپ پنجم، تهران، ص 60.

3- لورا برک، روان شناسی رشد، یحیی سید محمدی،نشر ارسباران، 1391، چاپ بیست و یکم، ص 451.

 

موضوع قفل شده است