جمع بندی نبود ملاک صحیح در مورد درستی دین

تب‌های اولیه

131 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

Reza-D;985988 نوشت:


پس دیگر معنا ندارد به ما وعده بدهند که مثلاً اگر چشمت را از نامحرم بپوشانی خداوند زن خوبی را نصیبت خواهد کرد
یا بگویند اگر دنبال روزی حلال بروی خداوند به مالت برکت می‌دهد

یا برعکس، نباید بگویند اگر به نامحرم نگاه کنی یا مال حرام بخوری بیچاره می‌شوی

با سلام و عرض ادب

برادر گرامی

بنده دقیقا نمی دونم این وعده ها کجا و توسط کی داده شده

ولی اگر خداوند چنین وعده هایی داده ، عمل خواهد کرد !

منتها قرار نیست که فلان دقیقه یا فلان روز که من تعیین کردم این اتفاق بی افته !!!!!

بلکه زمانی اتفاق خواهد افتاد که خداوند تعیین کرده !

چرا که صرف این که من بگم ایمان آوردم کفایت نمیکنه

بلکه خداوند میزان صبر من ، میزان اعتماد من ، میزان باور قلبی من و... رو می خواد آزمایش کنه

البته خداوند به این چیز ها علم داره

منظور از آزمایش نشون دادن این ها به خودمون و تجربه شخصی ما هست !!!!

تا در جهنم یا بهشت ابدی نتونیم ادعا کنیم که می تونستیم بهتر از این عمل کنیم !!!!

ببینید در داستان حضرت ایوب(سلام بر او) خداوند همه چیزش رو ازش می گیره و ایشون باز هم جز اطاعت کاری نمی کنه

این داستان فقط داستانی برای سرگرم کردن ما نیست

بلکه عبرتی هست برای ما

که بدونیم خداوند خلف وعده نمی کنه

حالا اگر ما این رو که قسمتی از قرآن هست نپذیرفتیم ، پس ما ایمان نیاوردیم !!!!!

ایمان فقط خم و راست شدن و گشنگی کشیدن و سرکوب کردن غرایز نیست !

ایمان اون باور قلبی هست که باعث می شه انسان خداوندی رو اطاعت کنه که نهایت کمالات هست

چنین خداوندی اگر چیزی رو به من بده سر من منت گذاشته و اگر نده باز هم سر من منت گذاشته!

اگر خداوند رو شناخته باشم میدونم که داده هاش نعمت و نداده هاش هم باز نعمت هست!

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

دلجو;985613 نوشت:
شمارا به خدا اگر جواب منطقی دارید آنچه که بتوان با عقل فهمید و در دنیای عملی تست کرد بهم چواب بدین . خواهشا دیگر حدیث های تکراری تحویلم ندهید. من سن و سالی ازم گذشته و انسانی اهل کتاب هستم تحصیلاتم هم دکتری می باشد منظور اینکه با نوجوان تحریک شده رو به رو نیستید. اگر به من چیزی از دین نشان دهید که نتیجه صد در صدی داشته باشد هم قبول می کنم نه اینکه بخوانم امام فرمودند خواندن هفتاد بار سوره حمد می تواند مرده را زنده کند ولی تو هفتاد هزار بار حمد بخوانی انگار نه انگار!!! این احادیث با شاید ها رفع نقص می شوند. لطفا اگر جوابی دارید برایم خصوصی بفرستید اگر نه پاکش کنید نمی خواهم اگر خدایی ناکرده در جهل هستم با خواندن اینها کس دیگر را به جهل بیاندازم چون می دانم حرف تا مغز استخوان انسان اثر می کند و این شک ها جایی که نباید در ذهن تداعی می شود و انسان را به تباهی می کشد. پس خواهش می کنم جز شما پاسخ دهنده هیچ کس دیگری نتواند این متن را بخواند. سلامت و پایدار باشید.

سلام
این سوالات و شکیات و شبهات به شما اختصاص ندارد بلکه همه انسانها به نوعی به این سوالات دچارند مثلا فرد غیر مسلمان شبهه ای در مورد اسلام دارد و فرد غیر متدین شبهه ای درباره خدا و شما انسان دین دار مسلمان سوال و شبهه ای در مورد آموزه های دین...
مهمترین چیزی که یک مومن باید بدان توجه کند آنستکه که او در مسیر ایمان به خدا و کمال وجودی قدم گذاشته و نه در مسیر راحتی زندگی... اگر چنین بود قرآن کریم نمی فرمود هرگاه امتی ایمان می آورند ما آنها را به مصیبتها و گرفتاریها مبتلا می کنیم تا از گناهان پاک و آزموده شوند.
مسیر ایمان مسیر پرنشیب و فرازی است که راحتی زندگی مادی در آن ملاک نیست. موفقیت های مادی و ظاهری در آن ملاک نیست. مومن باید بداند که برای اهدافی عالی تر و بزرگ تر وارد میدان دین داری شده است. برای کمال، برای عظمت، برای جانشینی خدا و برای حاکمیت بر جسم و جان.... این هدف والا و مقام بلند به هیچ وجه با معیار آسانی زندگی سنجیده نمی شود. در عین حال از آنجا که انسانها از لحاظ توانایی در سطوح مختلفی اند اشکال ندارد که طلب عافیت و راحتی هم بکنند. اما راحتی و عافیت تقریبا برای هیچ فرد مومنی امر دائمی و همیشگی نیست و ممکن نیست زندگی مومن خالی از مشکل و گرفتاری باشد. برای بدست آوردن عافیت و سلامت در مسیر دینداری پرهیز از ظلم به دیگران ، خوش خلقی ، خوش نیتی ، کمک به سایرین ، صدقات ، ادعیه و البته تلاش و کوشش خردمندانه درتدبیر زندگی موثرند. این آموزه ها را که برای مدتی با مراقبت و دقت عمل کردیم سلامت و عافیت به ما رو خواهد کرد. ولی باز هم تاکید می کنیم که این سلامت و عافیت خالی از برخی مشکلات نیست...
یا حکیم[/][/][/]

شروحیل;986021 نوشت:
خداوند میزان صبر من ، میزان اعتماد من ، میزان باور قلبی من و... رو می خواد آزمایش کنه

محی الدین;986082 نوشت:
مومن باید بداند که در مسیر ایمان به خدا و کمال وجودی قدم گذاشته و نه در مسیر راحتی زندگی

سلام
دوستان عزیز، یکی دو بار در تاپیک دیگری به خود برتر بینی متهم شده‌ام برای همین تمایلی ندارم که مجدداً واژهء "اشتباه می‌کنید" را به کار ببرم که مبادا باز به چنین موضوعی متهم بشوم
ولی باور کنید نگاهتان به سوال تاپیک اشتباه است. شما دوستان عزیز دارید به این پرسش پاسخ می‌دهید:
"چرا ما خوبی می‌کنیم ولی در مقابل بدی و بلاهای مختلف می‌بینیم؟"

درحالیکه اصلاً چنین پرسشی نه از سوی پرسشگر محترم و نه از سوی من که هم نظر ایشان هستم

مطرح نشده. فقط جناب "مسعود" تا حدودی به سوال اصلی پرداخته‌اند
البته به نظرم پرسشگر محترم هم کمی بی دقت تایپ کرده‌اند و گاهی موضوع را بطور دقیق نرسانده‌اند
لذا با اجازه بخشهایی از پرسش اصلی را نقل قول می‌کنم و البته توضیحاتی هم به آن اضافه می‌کنم، امیدوارم موضوع بحث واضح‌تر بشود:

دلجو;985613 نوشت:
منطق و عقل حکم می کنه دو دو تا چهار تا بشه اما تا موضوع دین که پیش می یاد می تواند هرچیزی بشود!

وقتی یک آدم غیرمسلمان مشکل پیدا می کنه می گن چوب کفر خودش (یا گناهانش) رو می خوره
وقتی یک آدم مسلمان به مشکل می خوره می گن امتحان الهی پس می ده!


وقتی جوابِ دعاها و خوبی‌هات رو نمی گیری و حتی اوضاعت بدتر هم می شه، می گن شاید همین اتفاقی که تو فکر می کنی برات بده برات خوب باشه!
اگه تو اوضاعت خوب بشه میگن دیدی خدا به زندگیت برکت داد! اما وقتی اوضاع یه گنه‌کار خوب میشه میگن خدا میخواد در خوشی‌های دنیا غرقش کنه

خلاصه هر اتفاقی که میفته یه جواب متفاوت بهت داده میشه مثل اینها:
شاید امتحانه، شاید حکمته، شاید همین برات خوبه، شاید هنوز در دینداری مشکل داری و آدم خوبی نیستی، شاید باید بیشتر خدایی بشی، شاید شاید شاید....

برای اینکه باز هم منظور را بهتر بیان کنم مثالی عرض می‌کنم:
زمان قدیم وقتی ماهیگیرها نمی‌توانستند از دریا ماهی صید کنند، یا باران نمی‌بارید، یا هر اتفاق دیگر، می‌آمدند و کسی را قربانی می‌کردند
اگر باران می‌بارید و صید زیاد میشد می‌گفتند دیدید اعتقاد ما درست بود؟ اگر هم باران نمی‌بارید و یا صیدی حاصل نمی‌شد، می‌گفتند قربانی ما مورد قبول خدایان واقع نشده!

حالا بلاتشبیه، منظور پرسشگر محترم همین موضوع است
اینکه اگر قرار باشد در ابتدا وعده‌ای بدهیم اما وقتی وعده حاصل نشد برایش دلیل بتراشیم، خب بت پرستان هم می‌توانند همین کار را کنند
اصلاً من هم می‌توانم ادعای شفا کنم. همین الان بیماران خود را بیاورید تا من شفا بدهم. اگر شفا یافتند می‌گویم معجزهء من بود. اگر هم شفا نیافتند می‌گویم ظرفیت بیمار شما پایین بود!!

در مجموع منظور این است که هیچ خطکش و معیاری وجود ندارد که بشود لااقل در این زمینه صحت یا عدم‌صحت وعده‌های دین را بررسی کرد
شما آدم خوبی باشی ممکن است سختی ببینی، ممکن است خوشی ببینی. آدم بدی هم باشی ممکن است سختی ببینی، ممکن است خوشی ببینی

Reza-D;986136 نوشت:
سلام
دوستان عزیز، یکی دو بار در تاپیک دیگری به خود برتر بینی متهم شده‌ام برای همین تمایلی ندارم که مجدداً واژهء "اشتباه می‌کنید" را به کار ببرم که مبادا باز به چنین موضوعی متهم بشوم
ولی باور کنید نگاهتان به سوال تاپیک اشتباه است. شما دوستان عزیز دارید به این پرسش پاسخ می‌دهید:
"چرا ما خوبی می‌کنیم ولی در مقابل بدی و بلاهای مختلف می‌بینیم؟"

درحالیکه اصلاً چنین پرسشی نه از سوی پرسشگر محترم و نه از سوی من که هم نظر ایشان هستم

مطرح نشده. فقط جناب "مسعود" تا حدودی به سوال اصلی پرداخته‌اند
البته به نظرم پرسشگر محترم هم کمی بی دقت تایپ کرده‌اند و گاهی موضوع را بطور دقیق نرسانده‌اند
لذا با اجازه بخشهایی از پرسش اصلی را نقل قول می‌کنم و البته توضیحاتی هم به آن اضافه می‌کنم، امیدوارم موضوع بحث واضح‌تر بشود:

برای اینکه باز هم منظور را بهتر بیان کنم مثالی عرض می‌کنم:
زمان قدیم وقتی ماهیگیرها نمی‌توانستند از دریا ماهی صید کنند، یا باران نمی‌بارید، یا هر اتفاق دیگر، می‌آمدند و کسی را قربانی می‌کردند
اگر باران می‌بارید و صید زیاد میشد می‌گفتند دیدید اعتقاد ما درست بود؟ اگر هم باران نمی‌بارید و یا صیدی حاصل نمی‌شد، می‌گفتند قربانی ما مورد قبول خدایان واقع نشده!

حالا بلاتشبیه، منظور پرسشگر محترم همین موضوع است
اینکه اگر قرار باشد در ابتدا وعده‌ای بدهیم اما وقتی وعده حاصل نشد برایش دلیل بتراشیم، خب بت پرستان هم می‌توانند همین کار را کنند
اصلاً من هم می‌توانم ادعای شفا کنم. همین الان بیماران خود را بیاورید تا من شفا بدهم. اگر شفا یافتند می‌گویم معجزهء من بود. اگر هم شفا نیافتند می‌گویم ظرفیت بیمار شما پایین بود!!

در مجموع منظور این است که هیچ خطکش و معیاری وجود ندارد که بشود لااقل در این زمینه صحت یا عدم‌صحت وعده‌های دین را بررسی کرد
شما آدم خوبی باشی ممکن است سختی ببینی، ممکن است خوشی ببینی. آدم بدی هم باشی ممکن است سختی ببینی، ممکن است خوشی ببینی

با سلام

برادر گرامی

مساله همین هست

دین وعده نداده هر چی بخوای همون دقیقه فراهم می شه
که حالا شخصی بگه چون فراهم نشد ، پس من دیگه نمی خوام دین دار باشم !!!!!

دین گفته هر خواسته ای برای برآورده شدن یه سری شرط و شروط و پیش نیاز داره
و تا خدا نخواد (یا همون انتخاب طبیعی از منظر علوم تجربی)
اون خواسته اجابت نمی شه

حالا اگر تمام پیش نیاز ها از نظر شخص فراهم شد اما از نظر شخص اجابت نشد

این جا مشخص می شه یکی از اون پیش نیاز ها که ایمان داشتن هست وجود نداشته

چرا که اگر ایمان بود شخص می فهمید که کجای کارش مشکل داشته که خواسته اون اجابت نشده

نه این که از خداوند نا امید بشه !

خیلی وقت ها تفکرات ما اشتبا هست

خداوند یه آدم نیست که یه جا نشسته باشه همه برن سراغش زیر برگشونو امضا کنه !!!!

در ضمن بسیاری از این ادعیه و دعاهای رسیدن به حاجت از نظر بنده سند درستی نداره

شروحیل;986146 نوشت:
دین وعده نداده هر چی بخوای همون دقیقه فراهم می شه
که حالا شخصی بگه چون فراهم نشد ، پس من دیگه نمی خوام دین دار باشم !!!!!

بله شاید اینطور باشد
چند نمونه از این وعده‌ها را می‌نویسم با هم بررسی می‌کنیم (باید جستجو کنم)

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]

Reza-D;986136 نوشت:
در مجموع منظور این است که هیچ خطکش و معیاری وجود ندارد که بشود لااقل در این زمینه صحت یا عدم‌صحت وعده‌های دین را بررسی کرد
شما آدم خوبی باشی ممکن است سختی ببینی، ممکن است خوشی ببینی. آدم بدی هم باشی ممکن است سختی ببینی، ممکن است خوشی ببینی


توی پست اولم می خواستم جواب این مطلب رو هم بدم ولی پست اول انرژی زیادی ازم گرفت و خسته شده بودم.

واقعا این سوال برای خود من هم بود.

غیرمسلمان ها با تلاش به خواسته هاشون میرسن. ما هم با تلاش به خواسته هامون میرسیم. پس برتری ما نسبت به بقیه چیه ؟

چیزی که من خودم کشف کردم رو بهتون میگم. ولی یادتون باشه هرجا نشستید بگید که از من یاد گرفتید :khandeh!:

ببینید شما اگر نماز نخونی و اهل دین نباشی. تمام تکنیک های موفقیت رو با بهترین کیفیت ممکن اجرا کنی و به همشون مسلط بشی.

ته ته تهش توی کل زندگیت میشی یکی مثل انیشتین یا ادیسون. یعنی وقتی میمیری در حد یه نفر مثل انیشتین هستی.

ولی اگر نماز بخونی و اهل دین و ایمان باشی و تمام تکنیک های موفقیت رو با بهترین کیفیت ممکن اجرا کنی و به همشون مسلط بشی.

در عرض دو سه سال میشی یکی مثل انیشتین. و تا آخر عمرت به اندازه ی هزاران هزار انیشتین و ادیسون کارایی خواهی داشت.

یکی از اقوام ما سالها با همه قطع ارتباط کرد که مثلا پول جمع کنه و زندگیشو بسازه. الان یه آپارتمان سه طبقه داره.

یعنی شصت سالشه. یک عمر زندگی کرده برای یک آپارتمان سه طبقه.

حالا یک لحظه خودت رو بزار جای این آدم. فرض کن تو اینجوری زندگی کردی.

اگر توی سن شصت سالگی متوجه بشی که

اگر زمانی که جوان بودی تکنیک های موفقیت رو با ایمان و اسلام ترکیب میکردی همون سال اول صاحب آپارتمان میشدی.

و اصلا نیازی نبود عمرت رو برای همچین خواسته ی کوچکی به فنا بدی و بعد از آپارتمان می تونستی در خیلی از زمینه ها متخصص بشی

چقدر احساس خسران میکنی ؟

یک نفر مثل هلاکویی رو که آدم با سوادی هم هست رو چنان در بوق میکنن که هرکس ندونه فکر میکنه کیه.

در حالی که ایشان انگشت کوچیکه ی علامه های ما هم نمیشن.

می دونی کی این حرف من رو درک میکنی ؟ زمانی که به هلاکویی و امثالهم برسی و ازشون عبور کنی.

وقتی ازشون عبور کردی دو دستی می کوبی توی سر خودت و میگی یعنی من این همه عمر می خواستم مثل این بشم ؟

من که خودم خیلی خیلی بهتر از اینم.

ولی چون الان خیلی مهارت های ایشان رو نداری فکر میکنی زمان زیادی رو هم باید سپری کنی تا به ایشان برسی.

ولی حقیقت چیز دیگری هست.

من مطمئنم اگر ایشان با تمام تکنیک هایی که بلدن یک مدت زیر فشارهایی که برخی روحانیون و مردم با ایمان تحمل میکنن قرار بگیرن

کلا ادب و نزاکت و همه چیز یادشون میره.

ایشان فقط یک مثال هست. توی هر عرصه ی دیگری هم همین شرایط هست.

آنچه آمریکا طی سالها با کشت و کشتار و خون و خونریزی و هزاران دوز و کلک بهش رسید.

احمدی روشن و شهریاری در عرض دو سال صفر تا صدش رو ساختند.

فرق ما با اونها توی این چیزاست که متاسفانه احساس حقارت رو به خیلی از ماها تحمیل کردند و حجاب جلوی چشممون رو گرفته و نمیزاره ببینیم که می تونیم.[/][/][/]

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

Reza-D;986136 نوشت:
در مجموع منظور این است که هیچ خطکش و معیاری وجود ندارد که بشود لااقل در این زمینه صحت یا عدم‌صحت وعده‌های دین را بررسی کرد
شما آدم خوبی باشی ممکن است سختی ببینی، ممکن است خوشی ببینی. آدم بدی هم باشی ممکن است سختی ببینی، ممکن است خوشی ببینی

سلام
اتفاقا حرف ما این است که صحت دین را در اینکه چه امر مادی مورد نظرتان محقق می شود جستجو نکنید. دین را در ارتقاء فکری اخلاقی روحی و در کل، کمال وجودی خود بسنجید. چند روزی به جد و به صدق تابع دین شوید ببینید تحول مثبتی در شما اتفاق افتاده یا نه؟ صحت دین به این نیست که فلان وعده مادی یا ویژه با عملکرد در مورد من تحقق یافت یا نه. صحت دین را باید با تحول فکری و روحی و تکامل وجودی سنجید.
یا علیم[/][/][/]

محی الدین;986164 نوشت:

سلام
اتفاقا حرف ما این است که صحت دین را در اینکه چه امر مادی مورد نظرتان محقق می شود جستجو نکنید. دین را در ارتقاء فکری اخلاقی روحی و در کل، کمال وجودی خود بسنجید. چند روزی به جد و به صدق تابع دین شوید ببینید تحول مثبتی در شما اتفاق افتاده یا نه؟ صحت دین به این نیست که فلان وعده مادی یا ویژه با عملکرد در مورد من تحقق یافت یا نه. صحت دین را باید با تحول فکری و روحی و تکامل وجودی سنجید.
یا علیم

محی الدین عزیز، البته منظور من فقط وعده‌های مادی نبود. اما همان وعدهء مادی هم اگر وعده باشد چرا نباید محقق شود؟
حرف هم همین است. اینکه اگر دین می‌گفت دیدنداری شما لااقل در دنیا هیچ تفاوتی بین شما و یک شخص بی دین ایجاد نخواهد کرد بلکه تازه مشکلات شما بیشتر هم خواهد شد که دیگر مشکلی نبود!
اما وعده‌هایی داده شده و انتظار من به عنوان یک انسان این است که این وعده‌ها محقق گردد. نمونه‌های این وعده‌ها را نیز در همین تاپیک قرار خواهم داد

Reza-D;986136 نوشت:
برای اینکه باز هم منظور را بهتر بیان کنم مثالی عرض می‌کنم:
زمان قدیم وقتی ماهیگیرها نمی‌توانستند از دریا ماهی صید کنند، یا باران نمی‌بارید، یا هر اتفاق دیگر، می‌آمدند و کسی را قربانی می‌کردند
اگر باران می‌بارید و صید زیاد میشد می‌گفتند دیدید اعتقاد ما درست بود؟ اگر هم باران نمی‌بارید و یا صیدی حاصل نمی‌شد، می‌گفتند قربانی ما مورد قبول خدایان واقع نشده!

در مجموع منظور این است که هیچ خطکش و معیاری وجود ندارد که بشود لااقل در این زمینه صحت یا عدم‌صحت وعده‌های دین را بررسی کرد



بله آقا رضای عزیز فرمایش شما کاملا درست است، هرگز با اینها نمیشود حقانیت یا بطلان یک دین را تشخیص داد، این ملاک ها، ملاک های روشنی نیستند، همانطور که بنده هم در پست ابتدایی خودم عرض کردم:

مسلم;985776 نوشت:
نکته پنجم:
طبق آنچه که در نکات پیشین گذشت که این مسائل از آن مسائلی است که برای بشر قابل فهم نبوده و فقط در حیطه علم الهی است، روشن میشود که این راه، راه مناسبی برای کشف حقانیت ادیان نیست، نه اسلام، نه ادیان دیگر، و نه حتی عرفان ها و فرقه ها و مکتب های دیگر را با این ادله نه میتوان رد نمود، و نه اثبات؛ چرا که با قاطعیت نمیتوان تشخیص داد وعده آن دین عملی شده یا خیر تا بتوان حق و باطل بودن آن دین را نتیجه گرفت.
اثبات و رد هر دین و مکتب و فرقه ای در گرو اصول و اعتقادات بنیادین آن است، اگر اثبات شد با این اما و اگرها رد نمیشود، و اگر اثبات نشد دیگر نوبت به این اما و اگرهای آن دین نمیرسد.


ما هم به دنبال این نیستیم که از این مسیر، حقانیت دین را اثبات کنیم، بلکه میخواهیم بگوییم از این مسیر دین ابطال نمیشود!
حقانیت دین در گرو اعتقادات بنیادین آن است، اگر پذیرفته دشند طبیعتا می فهمیم که این ها وعده های دین است که دارد محقق میشود، و اگر اصول بنیادین یک دین اثبات نشدند، اصلا وعده ای از جانب خداوند اثبات نشده که ما از تحقق یا عدم تحقق آن سخن بگوییم.

شاید بزرگترین و مشهورترین وعده ی مادی خداوند، استجابت دعا باشد

در اینجا دو نظر قابل طرح است
الف
اصلا خداوند وعده به حاجت روایی نداده و کلا مردم و علما اشتباه کرده اند
خداوند وعده ی مادی اش اینگونه است
مورد اول
(41)بَل اِيّاهُ تَدعونَ فَـيَكـشِـفُ ما تَدعونَ اِلَيـهِ اِن شاءَ وَ تَنـسَونَ ما تُشـرِكونَ
مورد دوم
(18)مَن كانَ يُـريـدُ الـعاجِـلَـةَ عَـجَّلـنا لَـه‌‚‌ فيـها ما نَـشاءُ لِـمَن نُـريـدُ ثُـمَّ جَـعَلـنا لَـه‌‚‌ جَـهَـنَّـمَ يَصـلاها مَذمومًا مَدحورًا
(19)وَ مَن اَرادَ الآخِـرَةَ وَ سَـعىٰ لَـها سَعـيَـها وَ هُـوَ مُؤمِـنٌ فَـاُولٰـئِـكَ كانَ سَعـيُـهُم مَشـكورًا
پس همه چیز به سعی شما و خواست خدا بستگی دارد و قانون دعا کن مستجاب میشود خیالی بیش نیست و فقط انسانهای تنبلی که دنبال معجزه اند به آن دل می بندند...

ب )
در نظریه دوم میگویند خداوند استجابت میکند لکن دعا باید دعا باشد و شرایطش فراهم شود.
پس شما در هر صورت اگر به حاجت مادی یا معنوی خودتان نرسید، میگویند یک شرایطی لازم بوده و فراهم نشده.
لکن درد اینجاست که هیچ کس نمیتواند به شما بگوید اگر فلان وبهمان کنی شرایط فراهم میشود و دعایت مستجاب خواهد شد. و فقط به شما خواهند گفت یک شرایطی باید باشد که نیسا و یک سری احتمالات هم میگویند ..
پس شما در یک جهل کامل قرار دارید
بدین معنا که میدانید راه دعا جواب میدهد ولی میدانید که هیچ کس نمیداند آن راه کجا قرار دارد
لذا همه چیز بر اساس احتمال است و هیچ کس نمیتواند به آن دل ببندد برای نتیجه گرفتن.
و هر کس که به دعا به عنوان یک راه نتیجه بخش نگاه کند، دست خالی و ناامید برخواهد گشت.
اینکه میبینید در طول سالها و سالها این شبهه میان مردم جریان دارد که چرا خدا جوابم را نمیدهد و چرا خدا دعایم را مستجاب نمیکند نتیجه همین تفکر است

موضوع قفل شده است