جمع بندی مواردی که در اسلام هست اما در قرآن و یا توسط پیامبر بیان نشده است

تب‌های اولیه

3 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
مواردی که در اسلام هست اما در قرآن و یا توسط پیامبر بیان نشده است

با سلام
آیا مواردی هست که توسط قران یا پیامبر ذکر نشده باشد و بعدها توسط امامان یا علمای اسلامی وارد دین شده باشد اگر هست لطفا نام ببرید و بفرمایید نظر قران یا پیامبر در خصوص چنین مواردی چیست؟
با تشکر

برچسب: 
پاسخ کارشناس

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد محسن

mehrdaad.;909359 نوشت:
با سلام
آیا مواردی هست که توسط قران یا پیامبر ذکر نشده باشد و بعدها توسط امامان یا علمای اسلامی وارد دین شده باشد اگر هست لطفا نام ببرید و بفرمایید نظر قران یا پیامبر در خصوص چنین مواردی چیست؟
با تشکر

بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت شما پرسشگر گرامی و دیگر همراهان محترم سلام عرض می کنم و توفیق روز افزون تان را از خدای متعال می طلبم.
پاسخ پرسش می تواند در ضمن یک جمله کوتاه بیان شود که تشریع و تقنین احکام دینی منحصر به خدای متعال است. او به رسولش این تشریع را ابلاغ می کند و پیامبر صلوات الله علیه در مقام شارع، از خدای متعال قوانین دینی را می گیرد و در ادامه آن را به امت ابلاغ می کند و از طرفی حضرت مفسر احکام الهی است که هر چه را ابلاغ کرده برای مردم تفسیر می کند.
خدای متعال می فرماید:"وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا"(1) آن چه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا كنيد) و از آن چه نهى كرده خوددارى نماييد.
این آیه شریفه وظیفه مردم نسبت به پیامبر صلوات الله علیه را بیان می کند که هر چه حضرت فرمود آن را بپذیرید و از آن چه نهی کرد،بپرهیزید...
اما امامان معصوم سلام الله علیه صرفا مفسر احکام اند و آن چه را از پیامبر صلوات الله علیه اخذ کردند، برای دیگران تبیین می کنند و چیزی را از طرف خودشان بر دین کم یا زیاد نمی کنند.

تشریع فقط مربوط به خدای متعال است.
همان طور که بیان شد، تشریع قوانین الهی مختص خدای متعال است و حتی پیامبر در مرحله اولیه نمی تواند شارع قوانین باشد.
یکی از علما در این باره نوشته است:
"يتّضح من خلال استقراء الآيات القرآنية، أنّ التقنين أو التشريع مختصّ باللَّه سبحانه وحده، و لا توجد في النظام التوحيدي حجّة على نفوذ رأي شخص في حقّ شخص آخر، و لا حقّ لأحد في فرض آرائه على الفرد أو المجتمع، أواستخدام القوة لإجبار الناس على تنفيذها.(2)
یعنی:از خلال تحقیق از آیات قرآنی مبرهن است این که قانون گذاری یا تشریع مخصوص خدای سبحان می باشد و در نظام توحیدی هیچ دلیلی بر نفوذ رای شخص در حق شخص دیگر وجود ندارد. و نیز برای یک شخص این حق وجود ندارد که آرای خود را بر فرد یا افرادی تحمیل یا مردم را به واسطه قوه قهریه مجبور به تنفیذ آرای خود کند.
نکته بالا به ما می فهماند که از طرف امامان یا علما چیزی بر دین افزوده یا از آن کم نشده است. زیرا اولیای دین، مفسرین احکام الهی اند که در طول مدت حضورشان میان مردم، مسایل شرعی را تبیین و تفسیر کرده اند.
و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

پی نوشت:
1. سوره حشر،آیه 7
2.آیت الله سبحانی جعفر، رسائل و مقالات،قم،انتشارات موسسه امام صادق سلام الله علیه،سال 1425 قمری،چاپ دوم، ج‏3، ص254

موضوع قفل شده است