جمع بندی من خودم پدر هستم اما از این همه حق دادن به والدین راضی نیستم

تب‌های اولیه

95 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
من خودم پدر هستم اما از این همه حق دادن به والدین راضی نیستم

سلام به همه

میدونیم که در احکام اسلامی اونقدر برای پدر و مادر حقوق تعریف شده که میشه گفت بعد از خدا هیچکس چنین حقوقی نداره. اما از اون طرف به فرزندان کمترین حقوق داده شده. نکتهء مهم اینکه همین حقوق کم هم اکثراً در عمل قابل حصول نیستن و به نظر بیشتر برای بستن دهن فرزندان تعریف شدن!

مثلاً میگن اگر والدین به تو ظلم کردن ، خدا اون دنیا حقت رو میگیره. اما بلافاصله بعدش میگن البته تو حق نداری حتی یک اف به اونها بگی!! و اگر بگی کلاً یه راست با کله میندازنت تو آتیش!!!

یعنی هیچی! یعنی در واقع کشک هم بهت نمیدن چه برسه به حقت! چون در هر حال در مقابل ظلم و آزار و اذیت ، معصوم که نیستیم ، بالاخره یه دادی میزنیم یا عصبی میشیم. وقتی هم عصبی شدیم کلاً میریم جهنم! پس دیگه حقمون رو بگیرن یا نگیرن هیچ فرقی نمیکنه. پس همون یعنی هیچی!

حقوق والدین رو که کم و بیش همه میدونیم (از بس که گفتن!) و میدونیم که کوچکترین تخلف از این تکالیف برای فرزندان = جهنم!

اما حقوق فرزندان!

1 - اینکه پدر و مادر اسم خوبی روی اونها بذارن!
خداییش موندم چطور کمر والدین زیر این وظیفهء سنگین نمیشکنه!
آخه خیلی کار سختیه! مثلاً باید از مغزشون استفاده کنن برا پیدا کردن اسم! خب خیلی سخته دیگه!

2 - فرزند رو خوب تربیت کنن!!!
اولاً اینکه از بدیهیاته و نه یک حق. مثل اینکه بگی از حقوق اداره اینه که خانمها باید حجاب رو رعایت کنن!
خب پدربیامرز اینکه وظیفهء کلی خانمهاست ، دیگه چرا منتش رو سر اداره میذاری؟!
رفتار اسلامی هم وظیفهء کلی تمام مسلمون هاست. دیگه چرا منتش رو سر فرزندان میذارین؟!

ثانیاً تربیت صحیح فرزند بیشتر از حقوق اجتماعی به حساب میاد تا حقوق خود فرزند
لطفاً از حقوق شخصی بگید. از حق آدم بودن ، از احترام داشتن ، از حق حرف زدن و نظر دادن

3 - قرآن به او بیاموزد!!!!
از این جمله نتیجه می گیریم که آموختن قرآن جزء تربیت نیست!!!! چرا؟ چون اگر بود دیگه نیاز نبود جداگونه مطرح بشه!
بابا این هم همون تربیته ، فقط جدا میگنش که مثلاً حقوق فرزندان زیاد به نظر بیاد!

4 - خدایی.... نه خدایی واقعاً منتظر هستید بعد از اون همه حقوق! باز هم برای فرزندان حقی تعریف بشه؟
نه برادر ، نه خواهر ، تموم شد. حقوق این موجودات (نمیدونم جزء انسان ها هستن یا نه؟!) کلاً فقط همینا بود :Nishkhand:

البته حقوق دیگری هم دیده بودم ولی اینقدر خنده دار بود که دیگه ننوشتم لااقل تاپیک رو تایید کنن

گفتم که من خودم پدر هستم و مثل خیلی از پدرهای دیگه ، بیدار بودن با گریه های فرزندم رو تجربه کردم. من هم کم سختی نکشیدم (به اندازهء همین مدت که پدر هستم). از قبل ازدواج دنبال روزی حلال بودم تا زندگی پاکی داشته باشم و لقمهء حلال به بچم بدم. وقتی مریض میشه پا به پای مادرش تلاش میکنم تا زودتر خوب بشه. پیش اومده که 15 ساعت یه ضرب داشتم از این بیمارستان به اون بیمارستان میرفتم که از سلامت فرزندم مطمئن بشم

خب؟ حالا چی؟ چون براش زحمت کشیدم باید هر حرف بیخودی بزنم بگه چشم؟
نخیر! به هیچ وجه

آیا باید در همه حال احترام من رو نگه داره؟
باز هم نخیر!

نه فقط در نافرمانی خدا ، که در هیچ مسئلهء دیگه ای انتظار ندارم تمام و کمال و با جبر ، به من بگه چشم! چون اصلاً معقول نیست
مثلاً اگر من رفتم معتاد شدم و زندگی خودش و مادرش رو به فنا بردم دیگه چه احترامی؟ همین که با لگد نمیدازم بیرون باید ممنونش هم باشم

در یک کلام ، به نظرم در خیلی از احکام اسلامی ، کاملاً 0 و 100 به موضوع نگاه شده ، از جمله حقوق فرزندان و والدین

یک نکتهء بسیار مهم:
از کارشناس محترم و سایر دوستان خواهش میکنم فقط از حکم شرعی صحبت کنن و سراغ توصیه نرن که گوش من از این توصیه ها که عمل نمیشه خیلی پره. لطفاً از دستورات الزام آور بگید (اگر هست)

با نام و یاد دوست


کارشناس بحث: استاد مشکور

Reza-D;663390 نوشت:
سلام به همه

میدونیم که در احکام اسلامی اونقدر برای پدر و مادر حقوق تعریف شده که میشه گفت بعد از خدا هیچکس چنین حقوقی نداره. اما از اون طرف به فرزندان کمترین حقوق داده شده. نکتهء مهم اینکه همین حقوق کم هم اکثراً در عمل قابل حصول نیستن و به نظر بیشتر برای بستن دهن فرزندان تعریف شدن!

مثلاً میگن اگر والدین به تو ظلم کردن ، خدا اون دنیا حقت رو میگیره. اما بلافاصله بعدش میگن البته تو حق نداری حتی یک اف به اونها بگی!! و اگر بگی کلاً یه راست با کله میندازنت تو آتیش!!!

یعنی هیچی! یعنی در واقع کشک هم بهت نمیدن چه برسه به حقت! چون در هر حال در مقابل ظلم و آزار و اذیت ، معصوم که نیستیم ، بالاخره یه دادی میزنیم یا عصبی میشیم. وقتی هم عصبی شدیم کلاً میریم جهنم! پس دیگه حقمون رو بگیرن یا نگیرن هیچ فرقی نمیکنه. پس همون یعنی هیچی!


با سلام و تشکر از سؤال خوبتان:Gol:

در پاسخ به سؤال شما توجه به نکاتی ضروری است:

اولاً: تمام احکام و حقوقی که خداوند از طریق دین و شریعت تشریع نموده، بعنوان برنامه کمالی انسان بوده و تمسک و عمل به آنها زمینه های تکامل روحی و روانی انسان را فراهم می آورد.

ثانیاً: این برنامه های کمالی و احکام و حقوق دینی دو سویه بوده ضمن آنکه متقابل هستند در ایجاد و شکوفایی یکدیگر تأثیر و تأثر دارند و خداوند بر همه آنها احاطه و اشراف داشته و قضاوت خداوند یکسویه نبوده و مبتنی بر جامعیت و دخالت دوسویه و متقابل آنهاست.

ثالثاً: همه زندگی و نوع تعاملات ما با دیگران و حقوقی که بر گردن همگان اعم از والدین و فرزندان بعنوان بخشی از جامعه قرار داده شده، داخل در امتحان الهی است و هر کس در تمسک و عمل به وظایف خویش آگاهتر و کوشاتر باشد از رتبه و درجه مقبولتر و بالاتری برخوردار است.

رابعاً: تحقق بسیاری از حقوق والدین که مصادیق آن بصورت کلی و جزئی اعم از اطاعت و احترام و دستگیری و ... در آیات و روایات مورد اشاره قرار گرفته تا حدود زیادی منوط به توجه والدین به حقوق فرزندان است که از آن جمله می توان به: 1. توجه به نیازهای عاطفی فرزندان 2. تلاش برای تربیت صحیح 3. رعایت حلال و حرام الهی 4. پرهیز از دادن غذای حرام 5. رعایت عزت و احترام فرزندان 6. گزینش نام نیک و ارزشمند 7. آموزش و تعلیم دین و قرآن به فرزندان 8. تأمین نیازهای مادی و جسمانی آنها 9. کمک به امر ازدواج بموقع و مناسب فرزندان 10. حمایت های مادی و معنوی 11. آموزش رفتارها و روحیات صحیح اخلاقی 12. انتخاب مربیان سلیم الفکر و العقیده 13. پرهیز از افراط و تفریط در محبت 14. توجه به آینده و امنیت فرزندان 15. برخورد دوستانه و صمیمی با ایشان 16. فراهم آوردن زمینه بازی و تفریح سالم و مناسب فرزندان 17. تکریم و تجلیل فرزندان و قبول قول و تعهد ایشان 18. امیدوار ساختن فرزندان به آینده و حل مشکلات 19. بخشش اشتباهات آنها و اغماض خطاهای شان 20. دعای خیر و طلب هدایت برای فرزندان و ... اشاره نمود.

مواردی که از حقوق فرزندان بر والدین بر شمردیم عموماً در آیات و روایات مورد تأکید و سفارش قرار گرفته و آنطور نیست که بنا به قول شما به چند مورد معدود (یکی دو مورد) بسنده شده باشد. بعبارتٌ اخری؛ اگر میزان حقوق فرزندان را بیشتر از حقوق والدین ندانیم کمتر نیست و اگر به حسب ظاهر و تعداد در شمارش کمتر باشد از لحاظ آثار و تبعات و کارکرد به جرأت می توان گفت حتی میزان و سطح و عمق حقوق فرزندان بیشتر است.

خامساً: چنانکه گفتیم اگر والدین با توجه به علم و آگاهی در مسیر تربیت فرزندان کوشش کنند، تلاش ایشان همچون زراعت زارعی خواهد بود که پس از مراقبت و رسیدگی های لازم، میوه و محصول مناسب و درخور توجهی که شایسته تلاشش باشد را برداشت می کند بعبارتی فرزندانی که تحت تربیت صحیح چنین والدینی قرار گرفته باشند در برابر پدر و مادر همانگونه رفتار خواهند کرد که شارع مقدس تکلیف نموده، بقول معروف از کوزه همان برون تراود که در اوست، فرزندان صالح در برابر لطف و محبت و اکرام والدین جز همان رفتار کریمانه و توأم با لطف و محبت را نخواهند داشت.

از آنطرف، بازتاب بی توجهی به لوازم تربیت صحیح فرزندان، خواه ناخواه، جز رفتارهای تند و بی احترامی و بی توجهی به حقوق والدین را در پی نخواهد داشت. بدون شک، خدای حکیم و عادل بر اساس شرایط افراد قضاوت خواهد نمود با این وجود نهی از بی احترامی به والدین در هر شرایطی، برای توجه دادن فرزندان به حقوق تکوینی و یادآوری زحماتی است که والدین برای فرزندان متحمل شده اند، در این میان، اگر فرزندان علیرغم بی توجهی والدین به وظایف شان (که برشمردیم) احترام پدر و مادر را حفظ نمودند علاوه بر انجام وظیفه از اجر و درجه هم برخوردار خواهند شد و اگر علیرغم آگاهی از مقام و منزلت و حق تکوینی پدر و مادر نسبت به آنها اهانت و جسارتی روا داشتند مرتکب حرام گشته و اگر توبه نکرده و رضایت ایشان را جلب نکنند مستحق عقوبت خواهند بود. گرچه به یقین، عدالت خدا در باره کسانی که علیرغم تربیت صحیح و مهر و عطوفت پدر و مادر باز هم در اثر تبعیت هوای نفس، حرمت شکنی می کنند با کسانی که فاقد شرایط تربیتی صحیح بوده اند تفاوت کمی و کیفی خواهد داشت.

در پایان اضافه می کنیم والدینی که در تربیت فرزندان کوتاهی می کنند علاوه بر اینکه در دنیا و آخرت از بسیاری فرصت های مهر و محبت و حمایت فرزندان و باقیات الصالحات بودن ایشان محروم می شوند بطور قطع و یقین، در قبال کوتاهی هایی که نسبت به تربیت صحیح سرمایه های زندگی خود داشته اند می بایست در پیشگاه خداوند پاسخگو باشند.

موفق باشید ...:Gol:

مشکور;663743 نوشت:
والدینی که در تربیت فرزندان کوتاهی می کنند علاوه بر اینکه در دنیا و آخرت از بسیاری فرصت های مهر و محبت و حمایت فرزندان و باقیات الصالحات بودن ایشان محروم می شوند بطور قطع و یقین، در قبال کوتاهی هایی که نسبت به تربیت صحیح سرمایه های زندگی خود داشته اند می بایست در پیشگاه خداوند پاسخگو باشند
واقعاً اینطوریه؟! حقیقتش باور نمیکنم که فرزندان حق داشته باشن اون دنیا حقوقی طلب کنن و اینکه پدر و مادر برای طلم به فرزند باید پاسخگو باشن. چرا باور نمیکنم؟

چون خداوند گفته که در هیچ چیزی بجز نافرمانی خدا ، حق سرپیچی از دستورات والدین را ندارید

یعنی مهم نیست که دستور والدین برخلاف میل فرزند باشه
مهم نیست که انجامش سخت و دشوار باشه
مهم نیست که آیندهء فرزند رو تباه کنه یا نه

فقط خلاف دستور خدا نباشه دیگه باید فرزند انجام بده!

خب حالا اون دنیا فرزند چه حقی رو میخواد بگیره؟ میخواد بگه پدر و مادرم تنبیهم کردن؟ خب خدا میگه خوبت کردن چون باید در همه چیز ، همه چیز ، همه چیز ازشون اطاعت میکردی که نکردی

یا اگر فرض کنیم که اصلاً خدا بخواد حق فرزند رو بگیره (اعداد رو مثالی عرض میکنم)
والدین بچه رو کتک زدن = میشه 100 گناه برای والدین
فرزند دستور اونها رو اطاعت نکرده که کتک خورده = بی نهایت گناه برای فرزند

خب عملاً یعنی هیچی!

مشکور;663743 نوشت:
مواردی که از حقوق فرزندان بر والدین بر شمردیم عموماً در آیات و روایات مورد تأکید و سفارش قرار گرفته و آنطور نیست که بنا به قول شما به چند مورد معدود (یکی دو مورد) بسنده شده باشد. بعبارتٌ اخری؛ اگر میزان حقوق فرزندان را بیشتر از حقوق والدین ندانیم کمتر نیست و اگر به حسب ظاهر و تعداد در شمارش کمتر باشد از لحاظ آثار و تبعات و کارکرد به جرأت می توان گفت حتی میزان و سطح و عمق حقوق فرزندان بیشتر است
با احترام این بخش رو قبول ندارم

اولاً نکاتی که شما نوشتید خیلیش شبیه به هم بود و در واقع یکی بودند. مثلاً:
تلاش برای تربیت صحیح - آموزش قرآن (آموزش قرآن بخشی از تربیت صحیحه و اینها دو حق نیستند)
تأمین نیازهای مادی و جسمانی آنها - کمک به امر ازدواج بموقع و مناسب فرزندان
(ازدواج هم بخشی از نیازهای فرزنده)
آموزش رفتارها و روحیات صحیح اخلاقی - تلاش برای تربیت صحیح - انتخاب مربیان سلیم الفکر و العقیده
(همش در یک دسته هستن)

ثانیاً برخی از این حقوق ، همونطور که گفتم رفتار طبیعی یک مسلمانه که منتش رو سر بچه گذاشتن
حق چیزیه که برای یک فرد بطور خاص تعریف میشه ، نه تکلیفی که مسلمان بطور عمومی داره. مثلاً نیکی به پدر و مادر جدای از نیکی به سایر مسلمانان هست و خیلی بالاتره. اما دادن روزی حلال به فرزند رو نمیشه حق فرزند به حساب آورد چون فرزند هم که نباشه ، این حکم (کسب روزی حلال) سر جای خودشه. پس این در واقع یک وظیفهء عمومی برای والدینه و نه یک حق برای فرزند!

اولا که چه پدر خوبی Fool خوش به حال پسرتون Fool

دوما

پوووووووووووف که چقد مته به خشخاش میزارید

به نظر من ته ته همه ی اینا رضایت والدین به همچی میچربه

ینی شما اگه اف گفته باشید

اگه مخالف نظر والدین کاری رو انجام داده باشید

اگه بعضی وقتا باهاشون ( البته با حفظ احترام ) دعواتون شده باشه

ولی ته ته ته اش

ازتون راضی باشن

حله دیگه

نیس؟؟؟

Miss Chadoriii;663750 نوشت:
ولی ته ته ته اش

ازتون راضی باشن

حله دیگه

نیس؟؟؟

خب بدبختی همینه که هرکاریم بکنی
ته تهش از نظر والدین گرامی
بچه های مردم خیلیییییییییییییییییی بهترن
اصلا موندم این بچه های مردم دقیقا کین؟؟؟
چون الحمدلله هیچکس که از بچه خودش راضی نیست

قبل از اینکه وارد تاپیک بشم تیتر تاپیک رو که خوندم گفتم حتما استارتر تاپیک آقا رضا هست!که حدسم درست بود!:ok:
والا تا یه حدودی برای منم سوال بود مثلا پدر و مادر حرف غیر منطقی گاهی میزنن، به آدم تهمت میزنن، گاهی تحقیر گاهی فحش. خوب مگه چقدر تحمل داریم با محبت مهربانی جواب این رفتارها رو بدیم.ممکنه عصبانی بشیم وقتی هم عصبانی بشیم گناهه:Ghamgin::Moteajeb!:

Reza-D;663746 نوشت:
واقعاً اینطوریه؟! حقیقتش باور نمیکنم که فرزندان حق داشته باشن اون دنیا حقوقی طلب کنن و اینکه پدر و مادر برای طلم به فرزند باید پاسخگو باشن. چرا باور نمیکنم؟

چون خداوند گفته که در هیچ چیزی بجز نافرمانی خدا ، حق سرپیچی از دستورات والدین را ندارید

یعنی مهم نیست که دستور والدین برخلاف میل فرزند باشه
مهم نیست که انجامش سخت و دشوار باشه
مهم نیست که آیندهء فرزند رو تباه کنه یا نه

فقط خلاف دستور خدا نباشه دیگه باید فرزند انجام بده!

خب حالا اون دنیا فرزند چه حقی رو میخواد بگیره؟ میخواد بگه پدر و مادرم تنبیهم کردن؟ خب خدا میگه خوبت کردن چون باید در همه چیز ، همه چیز ، همه چیز ازشون اطاعت میکردی که نکردی

یا اگر فرض کنیم که اصلاً خدا بخواد حق فرزند رو بگیره (اعداد رو مثالی عرض میکنم)
والدین بچه رو کتک زدن = میشه 100 گناه برای والدین
فرزند دستور اونها رو اطاعت نکرده که کتک خورده = بی نهایت گناه برای فرزند


سلام مجدد:Gol:

آقا رضای عزیز، از شما که فرد دقیقی هستید بیشتر انتظار می رفت، بنظرم مطلب را دقیق مطالعه نکردید و یا در تحلیل مطلب تعجیل کرده اید. اگر مجددا با دقت بیشتر مراجعه کنید اذعان می کنید که منظور ما از پاسخگو بودن والدین در قیامت، حداقل در این مرحله، پاسخگویی به فرزندان و حقوقی که از آنها ضایع کردند و یا تنبیه شان کردند و مصادیقی از این دست نبوده، گرچه موارد اینچنینی هم داخل در بحث است، یعنی والدین حق ندارند بدون دلیل حقی را از اولادشان تضییع کرده یا بدون دلیل تنبیه شان کنند، قطعاً در همین موارد هم باید پاسخگو باشند مگر آنکه فرزندان از حق خود بگذرند. بلکه مقصود، پاسخگویی والدین در قبال کوتاهی و بی توجهی نسبت به وظایف اصلی شان(تربیت صحیح و آشناکردن فرزندان با اعتقادات، اخلاقیات و احکام) است، انسان در برابر همه سرمایه هایی که خدا به وی داده مسئول است، اولاد یکی از همین سرمایه هاست اگر والدین در تربیت شان کوتاهی کنند نه تنها تکویناً از تبعات و آثار منفی آن در دنیا و عالم پس از مرگ برخوردار می شوند تشریعاً در قبال تضییع این سرمایه ها نیز مسئولند و باید در پیشگاه خدا پاسخگو باشند. زیرا خداوند در قرآن والدین را به این امر یعنی آگاهی دادن و تربیت اهل و عیال خود فرمان داده است. (قوا انفسکم و اهلیکم نارا) تحریم/6

موفق باشید ...:Gol:

خدایا بالاخره یکی حرف دل منو زد
واقعا چرا باید انقدر ازشون اطاعت کنیم؟
تحصیل تو رشته مورد علاقه اونا ازدواج با فرد مورد علاقه اونا تیپ موافق با علاقه اونا زندگیمون در طبیعیت با علاقه اوناست
حالا من جز مورد پوشش ظاهری چادر تو هیچ موردی کوتاه نیومدم حتی یه ذره خب این باید بشه تهش جهنم؟؟؟
تو دعوا هم که حلوا نمیدن خوب ادمو وقتی بهش توهین بشه یا تحقیرش کنن لال که نیست جواب میده انوقت ما بریم جهنم؟خب خود اونا شروع میکنند
برده داری به شیوه نوین اینه

سلام
جلب رضايت والدين ونيز اطاعت از والدين در همه جا واجب نيست. البته بسيار خوب و پسنديده است و بهتر است که انسان در تمام کار ها رضايت آن هارا تحصيل کند. ولي اذيت و آزار والدين حرام است. و در جايي که اطاعت نکردن از والدين موجب آزار والدين شود اطاعتشان لازم و واجب مي گردد. مگر اين که اطاعتشان باعث ترک واجب يا فعل حرام باشد مثلا خداي نکرده بگويند نماز نخوان، وشراب بخور,در اين صورت اطاعت شان حرام است.

موضوع قفل شده است