من اختیار دارم؟؟؟؟؟؟؟

تب‌های اولیه

162 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

hush dragon;187630 نوشت:
ممنونم .
اما سوال من هم اينجاست كه چه اختياريه كه از قبل معلومه چه كاري قراره صورت بگيره.
سوال من اينه.
البته سوءتفاهم رخ نده. من معاند نيستم اما به علت جايگاهي كه دارم خيلي ازم سوال مي شه و دنبال يك جواب خوب و در سطح جوانان هستم. ممنونم از همكاريتون

با سلام و عرض ادب

مرحوم علامۀ طباطبایی (ره) در پاسخ این سوال:(فعلى كه داراى مقدمات غيراختيارى فراوان است ، چگونه اختيارى مى شود، با اينكه در علم خداوند متعال مشخص ‍ شده است كه اين فعل بايد بشود؟)که همانند سوال شماست جواب فرموده اند:

ج - ضرورت فعل ، غير از جبر است . فعلى كه در خارج ايجاد مى شود، اگر تمام اجزاى علتش تحقق پيدا كنند، واقع خواهد شد و ضرورى است ، و از جمله مقدمات فعل اختيارى، صفت اختيار فاعل است كه اگر بخواهد مى كند و اگر نخواهد نمى كند.

و فعل نسبت به هر يك از اجزاى علتش (كه از آن جمله اختيار فاعل است ) ممكن است و نسبت امكان به آن داده مى شود، ولى نسبت به تمام علت و مجموع اجزاى علت تامه اش ضرورى و حتمى الوقوع خواهد بود.

ایشان در پاسخ اینکه اراده تقدیر خدای سبحان است می فرمایند:
«خدا خواسته كه انسان كارهايش را با اختيار (عن اختيار) انجام دهد، پس اختيارى بودن فعل تقدير خداوند متعال است».
موفق باشید.

صدرا;187752 نوشت:
با سلام و عرض ادب مرحوم علامۀ طباطبایی (ره) در پاسخ این سوال:(فعلى كه داراى مقدمات غيراختيارى فراوان است ، چگونه اختيارى مى شود، با اينكه در علم خداوند متعال مشخص ‍ شده است كه اين فعل بايد بشود؟)که همانند سوال شماست جواب فرموده اند: ج - ضرورت فعل ، غير از جبر است . فعلى كه در خارج ايجاد مى شود، اگر تمام اجزاى علتش تحقق پيدا كنند، واقع خواهد شد و ضرورى است ، و از جمله مقدمات فعل اختيارى، صفت اختيار فاعل است كه اگر بخواهد مى كند و اگر نخواهد نمى كند. و فعل نسبت به هر يك از اجزاى علتش (كه از آن جمله اختيار فاعل است ) ممكن است و نسبت امكان به آن داده مى شود، ولى نسبت به تمام علت و مجموع اجزاى علت تامه اش ضرورى و حتمى الوقوع خواهد بود. ایشان در پاسخ اینکه اراده تقدیر خدای سبحان است می فرمایند: «خدا خواسته كه انسان كارهايش را با اختيار (عن اختيار) انجام دهد، پس اختيارى بودن فعل تقدير خداوند متعال است».

سلام وعرض ادبخدمت استاد صدرای محترم
این مطلب شما مؤید این است که خداوند دانای مطلق تمامی احتمالات است.

اگر که زاید بر مطلب بالا منظور دیگری مد نظر شما باشد مرقوم بفرمایید.

متشکرم

با سلام و احترام یک جواب کوتاه ولی کامل میخواستم واسه سوالاتم و روان باشه و خودمونی

متحیر;187770 نوشت:
سلام وعرض ادبخدمت استاد صدرای محترم
این مطلب شما مؤید این است که خداوند دانای مطلق تمامی احتمالات است.

اگر که زاید بر مطلب بالا منظور دیگری مد نظر شما باشد مرقوم بفرمایید.

متشکرم

با سلام و تشکر
بله خداوند متعال دانا به همه ی حقائق است و چیزی از علم او پوشیده نیست، ویکی از ابعاد علم الهی، علم به افعال بندگان است، که خداوند می داند که هر کسی با اختیاری که به او داده چه مسیری را برای خود انتخاب خواهد کرد.

به عبارت دیگر علم خداوند متعال در ازل به «فعل بدون اختیار» تعلق نگرفته؛ بلکه به «فعل اختیاری» بنده تعلق گرفته است؛ لذا فعل بنده به همان صورتی که خداوند متعال از ازل بدان علم داشته، یعنی «فعل با اختیار و اراده» تحقق می یابد؛ به همین خاطر، هیچگاه علم خدا جهل نمی شود واینگونه نیست که فعل بدون اختیار و اراده انجام گیرد، تا علم خدا جهل شود.

موفق باشید.

[="2"]

hush dragon;187630 نوشت:
ممنونم .
اما سوال من هم اينجاست كه چه اختياريه كه از قبل معلومه چه كاري قراره صورت بگيره.
سوال من اينه.
البته سوءتفاهم رخ نده. من معاند نيستم اما به علت جايگاهي كه دارم خيلي ازم سوال مي شه و دنبال يك جواب خوب و در سطح جوانان هستم. ممنونم از همكاريتون

سلام بر شما.

مسئله دانستن مشکلی در عدم اختیار ندارد،قبلا نیز عرض شد،که اختیار از لوازم فعل شماست،وبدون ان فعل به انجام نمی رسد،حالا اگر کسی از قبل بداند که شما با این ملزوم کارهایتان را انجام می دهید یعنی از شما سلب اختیار شده،ببینید فعل خدا واحد است،یعنی اینطور نیست که برای هر فعلی یک اراده نماید بلکه با یک اراده بسیط همه چیز را ایجاد نمود و این اراده همچنان پابرجاست،به عبارتی ابتدا وانتهای خلقت برای حق مشخص است یعنی فعلش الان جدای از فعلش در پایان جهان نیست،این به خاطر این نیست که در هر لحظه با علمش مسیر شما را مشخص می کند که چه کنید وچه نکنید،بلکه فعل او بساطت دارد یعنی تکرر ندارد،نتیجتا ابتدا وانتهای خلقت در این صرافت مشترک است و یکی است،نتیجتا افعال شما نیز در این بساطت جزء فعل اوست،پس فعل حق که اختیار شما نیز جزء ان است به دلیل این بساطت برایش حاضر است و تمام شده،نتیجتا اینکه شما با اختیار خود افعالی را انجام دهید ضرری به این صرافت نمی زند نتیجتا فعل گذشته واینده به حکم صرافت فعل حق برایش یکی است و حاضر ،واین ارتباطی به جبری بودن این فعل ندارد ،بلکه لازمه فعل حق چنین است،ولی از انجا که زمان و مکان لازمه ذات ماده است در این مرتبه اینطور به نظر می رسد که باید حال بگذرد تا اینده بیاید و فعلی تازه برای خدا روی دهد،واین لازمه وجود مادی و موجودات ان است،واین توهم از اینجا ناشی شده.........نتیجتا بساطت فعل حق ارتباطی به جبری بودن افعال ندارد...

یاحق[/]

جالبه هیچ کس جواب بنده رو نمی ده!!!!!!!!!!!!!!!!!:Gig:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

ashr;188135 نوشت:
جالبه هیچ کس جواب بنده رو نمی ده!!!!!!!!!!!!!!!!!

دوست عزیز علم منافاتی با اختیار ندارد این جواب شما!!

علم یه بحث است و عمل بحث دیگر شما چرا این دو را با هم خلط میکنید؟(البته عامیانه صحبت میکنیم)

گیرم بنده علم داشته باشم که شما فردا میزنید زیر گوش فرماندار!! آیا این علم من شما رو مجبور میکنه؟(انقدر ماتریکس و اینها رو نگاه نکنید:Cheshmak:)

گیرم پدری علم دارد فرزندش سیگاری است و الآن میخواهد برود بیرون تا یه نخ سیگار بکشد آیا این علم پدر فرزند رو مجبور میکنه؟

گیرم که شما بدانید که فردا چه خواهد شد آیا این دیگران را مجبور میکند(که مطابق علم شما شوند!!)؟

و مثالهایی از این دست که فقط برای فهم ساده زدم

التماس دعا

صدرا;187752 نوشت:
با سلام و عرض ادب

مرحوم علامۀ طباطبایی (ره) در پاسخ این سوال:(فعلى كه داراى مقدمات غيراختيارى فراوان است ، چگونه اختيارى مى شود، با اينكه در علم خداوند متعال مشخص ‍ شده است كه اين فعل بايد بشود؟)که همانند سوال شماست جواب فرموده اند:

ج - ضرورت فعل ، غير از جبر است . فعلى كه در خارج ايجاد مى شود، اگر تمام اجزاى علتش تحقق پيدا كنند، واقع خواهد شد و ضرورى است ، و از جمله مقدمات فعل اختيارى، صفت اختيار فاعل است كه اگر بخواهد مى كند و اگر نخواهد نمى كند.

و فعل نسبت به هر يك از اجزاى علتش (كه از آن جمله اختيار فاعل است ) ممكن است و نسبت امكان به آن داده مى شود، ولى نسبت به تمام علت و مجموع اجزاى علت تامه اش ضرورى و حتمى الوقوع خواهد بود.

ایشان در پاسخ اینکه اراده تقدیر خدای سبحان است می فرمایند:
«خدا خواسته كه انسان كارهايش را با اختيار (عن اختيار) انجام دهد، پس اختيارى بودن فعل تقدير خداوند متعال است».
موفق باشید.

سلام و عرض احترام خدمت شما و همکارانم شمااز عرایض جناب عالی می شه این نکته رو استخراج کرد که خداوند عالم بر ممکنات است.همانگونه که خداوند قادر بر ممکنات است.البته در بحث قدرت خدا هم چنین شبهاتی وجود داردکه بنده استفتاء آن را از دفتر آیت الله مکارم دریافت کردم که فرمودند خداوند قادر بر ممکنات است.اون سوال در این باره بود که (آیا خدا توانایی ایجاد ماتنند خود را دارد یا نه؟)که ایشون فرمودن خدا قادر بر ممکنات است.و این سوال از غیر ممکنات است.در این باره هم ظاهرا طبق اون فرمایش همچین نتیجه ای رو می شه گرفت.چون اون کار از غیر ممکنات است پس نمی شه چنین چیزی رو خواست. و خدا عالم بر ممکنات است.خداوند در قرآن فرمودن که ()الله قادر علی کل شی) و اینجا منظور ممکنات است و همچنین در مورد این سوال.از همه عزیزان که شرکت کردن ممنونم . البته اگه نظر دیگه ای هم هست لطف کنید بیان کنید.به سرکار ashrهم عرض کنم که امیدوارم جواب خودشونو دریافت کرده باشن.با تشکر از همه شما عزیزان.

باز هم مثله همیشه جواب روشنی رانگرفتم و همه چیز در کلمات و جملاتی نهفته که اصلا ربطی به تشبیهی که گفتم نداشته!!!

اختیار در فلسفه یک جور است و در عرفان یک جور و در مباحث دیگر جور دیگه !!!

موضوع قفل شده است