جمع بندی منظور از «ظن بد» در قرآن

تب‌های اولیه

25 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

Reza-D;945834 نوشت:
چرا برادر قرار است happy
وقتي شما بايد تشخيص بدهيد كه به رضا سوء ظن داشته باشيد يا حسن ظن ، يعني داريد رضا را قضاوت ميكنيد
اينكه رضا لايق سوء ظن است يا لايق حسن ظن

به اين دو جمله دقت كنيد:

چرا كمد را قفل كردي؟ چون ميدانم رضا دزد است و اموالم را مي برد
چرا كمد را قفل كردي؟ چون رضا تا جايي كه مي دانم دزد بوده پس احتمال اينكه باز هم مرتكب بشود وجود دارد

ضمن اينكه ظن بالا بدون هيچگونه شناختي از شخصيت جديد رضا صورت گرفته
اگر رضا توبه كرده باشد آن وقت بايد همان احتمال را هم كنار گذاشت

روی دو نکته تاکید میکنم
من قضاوت در قول را قبول ندارم ... و مقصودم قضاوت در گفتار نیست..

قضاوت در ذهن به معنای علم نیز مقصودم نیست...

مقصودم قضاوت ظنی است...
آن هم قضاوتی که مبتنی بر تجربه باشد...

با این شرایطی که در پستهای قبلی نیز اشاره کردم
بله چنین قضاوتی درست خواهد بود....
و تا زمانی که شواهد لازم برای تغییر رفتار آن شخص محرز نشود
ظن سوء مبنای رفتار و برنامه ریزی قرار خواهد گرفت...

این میشود بصیرت، ابن لبون نبودن، از یک سوراخ دوبار گزیده نشدن، گرفتار چوپان دروغگو نشدن ! Smile

با سلام (عذر خواهی میکنم بابت تاخیر در ادامه بحث)

و طاها;945714 نوشت:
با سلام
مقصودم را بیشتر توضیح میدهم

مثلا کسی به شما چند بار دروغ میگوید و شما چند بار تصور کرده اید راست میگوید
و شما چند بار ضربه خورده اید...
اگر برای بار چندم تصور کنید راست میگوید به نظرم اشتباه کرده اید...
اصلا میگویند مومن دوبار از یک سوراخ گزیده نمیشود


بله کاملا درسته. مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشه و اگر برای بار اول به شما ثابت شد که ایشون دروغ میگه (البته ثابت شدن این مساله کمی سخت هست )برای بار دوم نباید جانب احتیاط رو از دست داد .
نقل قول:
پس دو گزینه وجود دارد :
حسن ظن
سوء ظن

البته الزاما دوگزینه نیست بلکه سه گزینه وجود دارد:
حسن ظن
سوء طن
هیچکدام-یعنی همان جانب احتیاط-
توضیح بیشترش این هست که ما نهی شده ایم از اینکه به مردم سوء طن داشته باشیم اما امر نشده ایم که لزوما حسن ظن داشته باشیم .در پاسخ های قبل عرض شد که این احتیاط از چه راههایی قابل حصول است :
"در راههاى حمل بر صحت بينديشد و احتمالات صحيحى را كه در مورد آن عمل وجود دارد در ذهن خود مجسم سازد و تدريجا بر گمان بد غلبه كند.در روايات دستور داده شده كه اعمال برادرت را بر نيكوترين وجه ممكن حمل كن ، تا دليلى برخلاف آن قائم شود، و هرگز نسبت به سخنى كه از برادر مسلمانت صادر شده گمان بد مبر، مادام كه مى توانى محمل نيكى براى آن بيابى( 1)
شما مثلا در مترو به شخصی که روی صندلی نشسته و شما ایستاده اید سوء ظن ندارید اما حسن ظن هم ندارید یعنی مثلا کیف دستی تان را که پول و موبایل و اشیاء قیمتی تان را در آن قرار داده اید را به او نمیدهید نگهدارد تا درایستگاه مورد نظر از او تحویل بگیرید .در واقع احتیاط می کنید .
دوست یا فامیل شما که چند بار به شما دروغ گفته ممکن است برای دفعه بعد هم دروغ بگوید اما ممکن است آنچه می گوید دروغ نباشد اما مطابق با واقع هم نباشد .یعنی قصد دروغگویی ندارد اما از مطلبی اطلاع کامل ندارد یا گمان میکند آنگونه که می گوید ، باشد . شاید توبه کرده و شما مطلع نیستید و این بار دروغ نمی گوید .این است که شما از رهگذرعدم سوء ظن ، در واقع ایمان خودتان را حفظ میکنید و با بکار بردن روشهایی که گفته شد،سوء ظن را از خودتان دور می نمایید اما از رهگذر احتیاط (باز هم با توجیهاتی که حاکی از عدم سوء ظن باشد مثلاینکه :ممکن است تجربه کافی نداشته باشد،ممکن است اشتباهی صورت گرفته باشد ، ممکن است شخصی اطلاعات غلط به او داده باشد و...جانب احتیاط را هم رعایت میکنید و ضمن اینکه ایمان خود را از ورطه در غلطیدن به دامان سوء ظن حفظ می کنید ،با حزم و احتیاط هم مانع ضرر و زیان خود خواهید شد.

(1)- تفسير نمونه ،ج 22 ،ص 182 -184

با سلام

حبیبه;945716 نوشت:
این نوع سوء ظنّ معمولا با مقدمات اختیاری ایجاد شده است

بله. اگر دقت فرموده باشید مرحوم علامه هم دقیقا این نوع از ظن رو که دارای مقدمات اختیاری است استثنا کردند از فرمایششون :
نقل قول:
بله، مگر آنكه از پاره ‏اى مقدمات اختيارى آن نهى كند
.

پرسش:
مصداق ظن بد که در قرآن آمده چیست؟ آیا ظن بد در همه موقعیتها گناه حساب میشود یا خیر؟ کجا ظن بد اشکالی ندارد؟ کسی که خودش را در معرض ظن بد قرار میدهد آیا محکوم هست؟

پاسخ:
در آیه 12 سوره حجرات آمده است:
«يَأَيهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِّنَ الظنّ‏ِ إِنَّ بَعْض الظنّ‏ِ إِثْمٌ...»؛اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمانها گناه است...

«منظور از «كَثِيراً مِّنَ الظنّ» گمانهاى بد است كه نسبت به گمانهاى خوب در ميان مردم بيشتر است لذا از آن تعبير به كثير شده و گرنه (حسن ظن و گمان خير) نه تنها ممنوع نيست، بلكه مستحسن است.
قابل توجه اينكه: نهى از (كثيرى ) از گمانها شده، ولى در مقام تعليل مى گويد زيرا (بعضى) از گمانها گناه است؛ اين تفاوت تعبير ممكن است از اين جهت باشد كه گمانهاى بد بعضى مطابق واقع است، و بعضى مخالف واقع، آنكه مخالف واقع است مسلما گناه است، و لذا تعبير به «إِنَّ بَعْض الظنّ‏ِ إِثْمٌ» شده است، بنابراين وجود همين گناه كافى است كه از همه بپرهيزد.
در اينجا اين سؤ ال مطرح مى شود كه گمان بد و خوب غالبا اختيارى نيست، يعنى بر اثر يك سلسله مقدمات كه از اختيار انسان بيرون است در ذهن منعكس مى شود، بنابراين چگونه مى شود از آن نهى كرد؟!
1 - منظور از اين نهى، نهى از ترتيب آثار است، يعنى هر گاه گمان بدى نسبت به مسلمانى در ذهن شما پيدا شد، در عمل كوچكترين اعتنائى به آن نكنيد، طرز رفتار خود را دگرگون نسازيد، و مناسبات خود را با طرف تغيير ندهيد، بنابراين آنچه گناه است ترتيب اثر دادن به گمان بد مى باشد.
لذا در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام (صلى اللّه عليه و آله ) مى خوانيم : ثلاث فى المؤ من لا يستحسن ، و له منهن مخرج، فمخرجه من سوءالظن ان لا يحققه: (سه چيز است كه وجود آن در مؤ من پسنديده نيست، و راه فرار دارد، از جمله سوءظن است كه راه فرارش اين است كه به آن جامه عمل نپوشاند).

2 - انسان مى تواند با تفكر روى مسائل مختلفى، گمان بد را در بسيارى از موارد از خود دور سازد، به اين ترتيب كه در راههاى حمل بر صحت بينديشد و احتمالات صحيحى را كه در مورد آن عمل وجود دارد در ذهن خود مجسم سازد و تدريجا بر گمان بد غلبه كند.
بنابراين گمان بد چيزى نيست كه هميشه از اختيار آدمى بيرون باشد.
لذا در روايات دستور داده شده كه اعمال برادرت را بر نيكوترين وجه ممكن حمل كن، تا دليلى برخلاف آن قائم شود، و هرگز نسبت به سخنى كه از برادر مسلمانت صادر شده گمان بد مبر، مادام كه مى توانى محمل نيكى براى آن بيابى.»(1)


ظن بد، مصادیق بسیارزیادی در اطراف ما دارد و به وفور میتوانید مصادیق آن رابیابید. مانند ظن بد نسبت به دو نفر که در مورد مساله و مشکلی خصوصی در حال صحبت آرام با یکدیگر هستند و ما گمان میکنیم که در حال غیبت کردن هستند.
ظن بد در همه جا مخالف واقع نیست در بعضی جاها مخالف واقع است:
«نهى از (كثيرى ) از گمانها شده، ولى در مقام تعليل مى گويد زيرا (بعضى ) از گمانها گناه است اين تفاوت تعبير ممكن است از اين جهت باشد كه گمانهاى بد بعضى مطابق واقع است، و بعضى مخالف واقع، آنكه مخالف واقع است مسلما گناه است، و لذا تعبير به «إِنَّ بَعْض الظنّ‏ِ إِثْمٌ » شده است، بنابراين وجود همين گناه كافى است كه از همه بپرهيزد.»(2)

نکته دیگر اینکه در تفسیر نمونه ذیل همین آیه شریفه 12 حجرات آمده است:
"كسى كه آشكارا گناه مى كند و به اصطلاح (متجاهر به فسق ) است از موضوع غيبت خارج است، و اگر گناه او را پشت سر او بازگو كنند ايرادى ندارد، ولى بايد توجه داشت اين حكم مخصوص گناهى است كه نسبت به آن متجاهر است»(3)
و البته کسی هم که خود را در معرض اتهام و ظن بد قرار میدهد محکوم است و نباید چنین کند:
امام علی (علیه السلام):
«مَن دَخَلَ مَداخِلَ السُّوءِ اتُّهِمَ»؛ هر كه به جايگاه هاى نامناسب رود، متّهم شود.(4)



پی نوشت ها:

1. مکارم شیرازی، تفسير نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1371، چاپ دهم، ج 22، ص 182 -184

.
2. پیشین.
3. پیشین، ص 195.
4. ابن شعبه حرانی، تحف العقول، به تصحیح علی اکبر غفاری، جامعه مدرسین، قم، 1404، چاپ دوم، ص89.

کلید واژه ها: ظن بد، قضاوت نابجا،آیه 12 حجرات،اکثر گمانها گناه


موضوع قفل شده است