منزل يك اتاقي (تربيت جنسي فرزند) داستان : زخم خورده

تب‌های اولیه

66 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
منزل يك اتاقي (تربيت جنسي فرزند) داستان : زخم خورده

با نام و یاد دوست

سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:

نقل قول:

سلام
من یک خانم جوانی هستم که در حدی که بتوانم مقید به دین هستم، حجابم کامل است ،واجباتم را انجام میدهم و از گناهان تا بشود دوری میکنم ودر جلسات و مراسمات مذهبی شرکت میکنم خدارا هم خیلی دوست دارم و اهل ناشکری کردن هم نیستم و همش میگویم خدایا اگر در این دنیا خوشی ندیدم در آخرت برای خوش بخواه
من در زندگی مشکلات زیادی دارم ،از جمله اینکه شوهرم مقید به دستورات دین نیست ،و از نظر مالی هم خیلی سطح پایینی هستیم، یک دختر هفت هشت ساله هم دارم و غیره
ما خانه نداریم و اخیرا چند سال است مجبور شدیم در یک اتاق در خانه مادر شوهر زندگی کنیم، مادر شوهرم هم خیلی فرد بد اخلاقی است
کل زندگی ما در یک اتاق است که انتهای آن را پرده کشیدیم و وسایل را داخل آن گذاشتیم و بقیه اتاق هم محل زندگیمان است
من درزندگی مشکلی دارم که با وجودی که شوهرم اصلا مقید نیست و فقیریم و مادر شوهر بد اخلاقی هم دارم روی همه آنها را پوشانده و غصه اش برایم از همه آنها بیشتر است
مشکل من این است که من و همسر و دخترم باید در یک اتاق سر کنیم ،پس اتاق دیگری نداریم که موقع خواب دخترم را جدا بخوابانم، ازطرفی همسرم هم اصلا اهل رعایت نیست و تقاضاهایش از من زیاد است،من به شدت نگران دخترم هستم که شبها متوجه رابطه ما بشود،خصوصا اینکه مدتی است اخیرا رفتارهایی در او میبینم که بیشتر نگرانم کرده است،من همیشه وقتی کنار همسرم هستم هیچ لذتی از رابطه امان نمیبرم و همیشه نگرانم نکند دخترم بیدار شود یا صدای مارا بشنود،احادیث زیادی شنیدم که روی این موضوع تاکید دارد و شنیدم میگویند اگر فرزند صدای پدرو مادر را در این موقعیت بشنود عاقبت به خیر نمیشود،از طرفی من هم واقعا هیچ چاره ای ندارم ،از یک طرف وظیفه دارم به درخواست همسرم عمل کنم از طرفی اگر فردا روزی دخترم مشکلی پیدا کرد من به عنوان مادر باید جوابگو باشم ( من زیاد پای صحبت های روحانیون میشینم و زیاد تاکیید میکنند که تربت بچه دست مادر استو ر آخرت نسبت به تربیت فرزند باید جوابگو باشند)
من واقعا دارم زجر میکشم،یک مدت به بهانه اینکه اتاق حشره دارد موقع خواب پنبه داخل گوش دخترم میگذاشتم اما صبح میدیم در آورده است،دائم غصه میخورم و نمیدانم باید چکار کنم ؛مادر شوهرم هم اصلا اجازه نمیدهد دخترم برود شبها پیش او بخوابد
از یک طرف اسلام تاکیید دارد اتاق خواب پدر و مادر باید جدا باشد،از یک طرف زن باید به درخواست شوهرش نه نگوید،از یک طرف با فقر باید ساخت و خدا را شکر گفت ،خدا میداند هیچگاه به خاطر فقر ناشکری نکردم ،همیشه با خودم میگفتم اهل بیت(ع) هم فقیر بودند ما که از آنها عزیزتر نیستیم
اما آنها اگر فقیر هم بودند خانه اشان چند تا اتاق داشته(یک روز روحانی در مورد خانه حضرت علی (ع) صحبت میکرد میگفت چند اتاق کوچک داشتند که جلویش پرده زده بودند)
اما ما یک اتاق فقط داریم ، خداییش من با یک اتاق و با یک همسری که مقید نیست چه جوری باید
مطابق با دین زندگی کنم؟وقتی میگویم همسرم بد است میگویند حضرت آسیه(س) هم همسرش بد بود،من هم قبول میکنم ،اما میخواهم بدانم آیا خانه حضرت آسیه(س) هم فقط یک اتاق داشتند؟! آیا بچه هایشان هنگام خواب و یا درطول شبانه روز کنار خودشان بودند؟ آیا هرشب وحشت این را داشتند که نکنه دخترم بیدار بشه ،نکنه خودش را زده به خواب نکنه مارا ببیند نکنه ...
آیا معومین (ع) هم خانه هایشان یک اتاق داشته؟
اگر واقعا خانه های آنها هم یک اتاق داشته چگونه به دستورات اسلام عمل میکردند؟!!!
غصه دخترم برایم شب و روز نگذاشته...خصوصا مدتی است یک سری رفتارها ازش دیدم که مطمئن شدم رابطه مارا فهمیده است، در طول روز وقتی با دخترم هستم همش در درونم ازش خجالت میکشم ...خواهش میکنم به من بگید چکار کنم
بگید با داشتن یک اتاق چگونه میشود اسلامی زندگی کرد؟!

باتشکر


با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید :Gol:

با نام و یاد دوست


کارشناس بحث: استاد حامی

[="Tahoma"][="DarkGreen"][="3"]


[/][/][/]

حامی;646256 نوشت:
ب ـ پنهان از چشم

عذر میخواهم جسارتا با توجه به وضعیت خانم سوال و مشکل دقیقا همین جاست

mah.17;646268 نوشت:
عذر میخواهم جسارتا با توجه به وضعیت خانم سوال و مشکل دقیقا همین جاست

سلام
خب فعلا بحث را باز گذاشته ام تا دوستان نظرات خود را بنويسند.

يك كار تحقيقي: :ok:
قديم مردم مؤمن چگونه زندگي مي كردند همه عموها و دايي هاي متأهل با خانواده خود زندگي مي كردند و هرخانواده يك اتاق داشتند؟

[="Tahoma"][="DarkGreen"][="3"]

حامی;646274 نوشت:
يك كار تحقيقي:
اونايي آقايوني كه با پدربزرگ يا خانم هايي كه با مادربزرگان مذهبي خود راحت اند بپرسند قديم مردم مؤمن چگونه زندگي مي كردند همه عموها و دايي هاي متأهل با خانواده خود زندگي مي كردند و هركدام يك اتاق داشتند؟

قديمي ها بچه ها را تشنه لب آب مي بردند و بر مي گردوند
راستي راستي آنچه پيران در خشت خام بينند جوانان در آيينه هم نبينند
امان از اين كنده ها كه دود از آنها بلند ميشه:Nishkhand:[/][/][/]

چقد دلم سوخت

بسوزه پدر بی پولی و فقر :Ghamgin:

استارتر عزیز

به نظرم شوهرتونو مجبور کنین که از مادرش بخواد تا دخترتون با مادربزرگش بخوابه شبا

احتمالا مادرشوهرتون حرف پسرش رو بپذیره Fool

شوهرتون ینی این کارم نمیتونه بکنه؟

اعصابم خرد خاکشیر شد با این تاپیک صب اول صب Fool

استارتر جان یه کار دیگه ام میتونی انجام بدی اگه اون مادرشوهر از خدا بیخبرتون بازم لجبازی کرد

انتهای اتاقاو که گفتی پرده کشیدینو وسایلو گذاشتین .... وسایلو منتقل کن به انباری .... حیاط .... روشم از این پلاستیکای ضخیم بکش که باد و بارون خرابش نکنه

اون ته اتاقو پارتیشن بندی کنین

از این دیوارای خیلی باریک و سبک .... جنسش چوب خیلی سبکه نمیدونم اسمش چیه Fool

توی اداره ها زیاد دیدم ... یه اتاقو با این پارتیشن ها 3 4 قسمت میکنن

هزینه اش از بنایی و ساخت و ساز خیلی کمتر باید بشه

چجوری زنه همچین ادمی شدی!نمیشه در طول روز رابطه داشته باشین؟اینجوری بچتونو میفرستین کلاسی جایی دنبال نخود سیاه...یا خودتون برین بالا پشته بوم.اینجوری تنوع هم پیدا میکنین تو رابطه.

با سلام

با کسب اجازه از استاد حامی عزیز، بنده در این خصوص تخصصی ندارم اما از این بابت که استاد حامی فرمودند کار تحقیقی باشه و هر کسی ابراز نظر کنه، بنده هم نظر خودم رو بیان می کنم.
خواهر گرامی به نظرم شما هرگز به تنهایی کاری از پیش نمی برید، باید به هر طریقی شده همسرتون رو نسبت به عواقب این کار هوشیار کرده و اون رو با خودتون همراه کنید تا نسبت به پیدا کردن یک راهکار اقدام کنند.
به نظرم در خصوص احادیثی که حتی صدای نفس کشیدن پدر و مادر رو بر انحراف فرزند موثر می دونند با شوهرتون صحبت کنید، و همچنین ایشون رو متقاعد کنید تا این تاپیکی که استاد حامی در خصوص داستان های واقعی ایجاد کردند رو مستقیما مطالعه کنه، حتما تاثیر خواهد گذاشت، بعید می دانم پدری چنین امری را بخواند و باور کند که رفتارش چنین تاثیری بر دخترش خواهد گذاشت، اما برای دخترش دلسوزی نکند. ولو در ابتدا به روی خودشون نیارن اما یقین بدونید تاثیر خودش رو میگذاره.

نکته دیگر این که شما طبیعتا از میزان نیاز جنسی شوهرتون با خبر هستید، سعی کنید این نیاز رو در زمانی که فرزندتون مدرسه است یا به هر دلیلی حضور نداره، خودتون پیشقدم شده و برطرف کنید تا شب که دخترتون در کنار شما خوابیده شوهرتون دیگه میلی به این کار نداشته باشده.

یا علی(ع)

mohsen1990;646309 نوشت:
چجوری زنه همچین ادمی شدی!.

من خیلی خودمو کنترل کردم که این حرفو نزنم

ممنون که حرفی که تو گلوی من گیر کرده بودو گفتین Fool

.

استارتر جان جدای این بحثا به نظرم مادر شوهرت توی تربیت شوهرتون بدجوری سوتی دادن Fool

امیدوارم بتوتی با کمک گرفتن از مشاورا .... شوهرت رو از اول تربیت کنی و طرز رفتار درست رو بهش یاد بدی

رفتاری که از یه انسان عاقل و بالغ سی ساله انتظار میره Fool

[="Tahoma"][="Navy"][="2"]این مطالب زمانی میتونه برا استارتر گرامی مؤثر باشه که اطلاعات همز مان به شوهر ایشون نیز منتقل بشه،
وگرنه این بنده خدا که خودشون ازاین قضیه دارن رنج میبرن ، ایشون باید شوهرشونو متقاعد کنن که شیوه زندگی رو باید تغییر بدن،
اگه میتونن ایشونو به مراکز مشاوره ببرن تا از طریق شخص سوم بتونن وارد عمل بشن.

رعایت نکات مهم هنگام رابطه زناشویی

گاهی والدین به علل مختلف، مثل نداشتن اتاق خواب مجزا، محدودیت فضای خانه، داشتن بچه زیاد و شلوغ بودن خانه و گاه اهمال کاری و سهل انگاری، نمی توانند شرایط و محیطی امن و آرام برای روابط زناشویی خود فراهم کنند .

برخی دیگر از والدین، کودکانشان را با عروسک اشتباه می گیرند و فکر می کنند، آن ها نه احساس دارند، نه می فهمند، نه می شنوند و نه می بینند. ولی کودکان نه کرند و نه کور. کودکان خیلی خوب احساس می کنند، خیلی خوب می فهمند، همه چیز را می بینند و خیلی خوب صداها را می شنوند و درک می کنند ،حتی اگر خواب باشند یا خود را به خواب زده باشند. هر چند کودکان دو ساله بیان خوبی ندارند و نمی توانند مسائل را توضیح بدهند ولی از حافظه ای قوی برخوردارند و همه مناظر، تصاویر و صداهای دور و بر خود را مثل یک دوربین و ضبط صوت، در ذهن و خیال خود ثبت می کنند.

کودکان که نزد والدین می خوابند یا کودکانی که به علت بی مبادلاتی والدین و باز بودن در اتاق خواب، شاهد روابط زناشویی آن ها شوند ،درباره روابط زناشویی پدر و مادر دچار ترس، نگرانی و اضطراب شدید می شوند، چرا که رابطه زناشویی را نوعی خشونت پدر علیه مادر تصور می کنند و فکر می کنند که پدر می خواهد با مادر دعوا کند یا آسیبی به او برساند.

والدینی که در حضور کودکان و فرزندان خود روابط زناشویی انجام می دهند، نه تنها در حق آن ها خیانت بلکه بزرگ ترین جنایت را مرتکب می شوند، چرا که باعث تحریک و بیدار شدن زودرس غریزه جنسی کودکان و عامل تباهی و انحراف اخلاقی آن ها در آینده می شوند.

منبع[/][/][/]

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]آی خدا لعنت کنه مادر شوهرهای لجباز و نامرد رو که خودم بارها دیدم که چه بلایی سر عروس بیچاره میاره..
.
خدا شاهده دیدم کاری به عروسش کرده که شاهرگشو زده خدا رحم کرده زنده مونده..
.
به نظرم اینکه دخترتون رو جایی غیر از اتاق خودتون بخوابانید خوب نیست..چون دخترتون در کنار شما احساس امنیت می کنه و شاید پیش مادربزرگش اصلا خوابش نبره و در واقع از اونور پُل بیفتید..
.
با همسرتون صحبت کنید و ببینید میل جنسیش به چه صورت هست اگر هر روز هست روزی یکی دو ساعت بفرستینش خونه ی دوستی فامیلی کسی که باهاش صمیمی هستید..
.
یا اگر دو سه روز یه بار هست بهتره کمتر شک می کنه..ولی حتما حتما شب پیش خودتون بخوابانیدش و در صورت امکان در آغوش خودتون بخوابه که کاملا احساس امنیت و آرامش کنه..
.
در غیر اینصورت ممکنه هزار جور فکر در ذهنش رسوخ کنه و یکیشون رو به عنوان اتفاقی که در حال وقوع هست انتخاب کنه و در آینده بیرون کردن این افکار از ذهنش کار بسیار سختی خواهد بود..
.
زحمت کاشتن یک گل سرخ کمتر از زحمت برداشتن هرزگی آن علف است.. :Gol:
[/][/][/]

حامی;646274 نوشت:
خب فعلا بحث را باز گذاشته ام تا دوستان نظرات خود را بنويسند.

سلام. ببخشید جناب حامی بعید میدونم دوستان تویه این مباحث شرکت کنن چون هم ب نظر من دست و دل شون نمیاد هم واسه خودشونم جای سوال داره ... من هم خیلی از اطرافیانم همین وضعیت رو دارن و منم همیشه واسم جای سوال بوده ک نه حتی یه دونه فرزند بلکه تویه همون خونه یه اتاقه دو یا سه تا بچه رو بزرگ میکنن ولی خب حیا مانع پرسیدن اینجور سوالا میشه .... بی صبرانه منتظر پاسخ کاملا کاربردی تون هستیم ... ممنون ...

این چه نوع راهنمایی کردن است آخر؟!
بجای تشویق به صبر و تشویق به حق و احکام اسلامی،دارید آتش می اندازید در خانه این خواهر مومنه؟!
*چرا از مادر شوهر ایشان بدگویی میکنید که این خواهر نسبت به مادر شوهرش بدبین تر و حتی بدتر از این ها شود؟!
*چرا عرض میکنید که "چرا با این مرد ازدواج کردی؟" این چه سوالیست؟!
*یا "شوهرت را تحت فشار قرار بده تا با مادرشوهرت صحبت کند دخترت را در پیش خود بخواباند" اینکه صحبت کند اصلا اشکالی ندارد اما وادار کردن شوهر....ای وای که چه بگویم...
نخست عرض کنم ایشان از همگی ما و کارشناسان راهنمایی صحیح خواستند تا چاره زندگیشان کنند!
اما اکثریت شما بجای معرفی راهکارهای صحیح،راهکارهای ضد دینی را در ذهن ایشان تزریق میکنید!
اگر راهکار درستی در چَنته دارید بیان فرمایید،در غیر این صورت از بازکردن مباحثی که شما را به سوی آتش دوزخ میکشاند دوری کنید...

Pazohe;646367 نوشت:
این چه نوع راهنمایی کردن است آخر؟!
بجای تشویق به صبر و تشویق به حق و احکام اسلامی،دارید آتش می اندازید در خانه این خواهر مومنه؟!
*چرا از مادر شوهر ایشان بدگویی میکنید که این خواهر نسبت به مادر شوهرش بدبین تر و حتی بدتر از این ها شود؟!
*چرا عرض میکنید که "چرا با این مرد ازدواج کردی؟" این چه سوالیست؟!
*یا "شوهرت را تحت فشار قرار بده تا با مادرشوهرت صحبت کند دخترت را در پیش خود بخواباند" اینکه صحبت کند اصلا اشکالی ندارد اما وادار کردن شوهر....ای وای که چه بگویم...
نخست عرض کنم ایشان از همگی ما و کارشناسان راهنمایی صحیح خواستند تا چاره زندگیشان کنند!
اما اکثریت شما بجای معرفی راهکارهای صحیح،راهکارهای ضد دینی را در ذهن ایشان تزریق میکنید!
اگر راهکار درستی در چَنته دارید بیان فرمایید،در غیر این صورت از بازکردن مباحثی که شما را به سوی آتش دوزخ میکشاند دوری کنید...

دیگه راهکار درست تر از اینا؟؟

شما حالتون خوبه؟؟

من در مورد شوهری که عین بچه های دو ساله پا میکوبه زمین و خودخواهانه آبنبات چوبی ( رابطه ) میخواد بهتر از این نمیتونم صحبت کنم

حیف اسم پدر که روی این آقاس

اصلا حواسشون نیس با این رفتارشون چه ضربه ای به دخترشون وارد کردن

مگه میشه دیگه این تفکرات جنسی بیدار شده توی ذهن این بچه رو پاک کرد؟؟؟؟

خدمت همه ی دوستان عزیز سلام عرض می کنم و خوشحالم که توفیق پیدا کردم در بحثی که راه افتاده شرکت کنم.:Gol:
راستش نظر من این هستش این خانوم باید با شوهرشون صحبت کنن و عواقبشو بگن که حداقل وقتی دختر در منزل نیست رابطه داشته باشند.(البته این امکان وجود داره که شوهرش سر کار باشهو تو طول روز نمی تونن رابطه داشته باشند...که این بحثش جداست)
یکی از کاربرا حرف قشنگی زد گفتش وسایلای پشت پرده رو ببرن بیرون تو حیاط خوشون پشت پرده انجام بدن ..البته بجای پرده یه چیزای چوبی هست که تو
بعضی مساجد برای جدا کردن زنان و مردان استفاده میشه میتونن از اون استفاده کنن.
مسئله ی سومی که به ذهنم میرسه اینه که این خانوم با مادر شوهرش صحبت کنن چون زن هم هستن راحت تر میتونه حرفشو بزنه.و بعضی شبا مادربزرگش
بیاد دختر و ببره پیش خودش...مادره اگه مستقیم به دخترش بگه برو پیش مادربزرگت ممکنه دختره شک کنه...
و باید با شوهرش برن پیش مشاور..که مشاور با شوهرش صحبت کنه...خیلی مهمه
حالا باز دوستان نظراتشونو بفرمایند استفاده کنیم.

خواهر گرامی
خوار شدن این آقا در نزد همسرشان خیلی بدتر از روشن شدن حقایق جنسی برای دخترشان است که به زودی با آنها آشنا خواهد شد...
مثل اینکه وضع و اوضاع جامعه و مدارس و دانشگاه ها را نمیبینید!
بچه های این دوره و زمانه در سنین خیلی کمتر به بلوغ جنسی میرسند مثلا تا آنجایی که بنده اطلاع دارم،پسران 11 یا 12 سالگی! و حتی در بعضی ها زودتر از این سن!!!!! این یک حرف نیست حاصل صحبت با افراد زیادی است!
مثلا بنده که در خانه در اتاق جدا خوابانده میشدم،آیا دیگر این مسائل را نخواهم فهمید؟! فقط کافیست در مدرسه باشید! چه بخواهید و چه نخواهید این مسائل را فرا خواهید گرفت!
هشت سال داشتم که همکلاسی هایم رابطه های به ظاهر مخفیانه اولیا خود را برای دیگران بازگو میکردند با تمام جزئیات! دقت کنید هشت سال داشتم(کلاس دوم ابتدایی)!
این نقص بزرگی است اما همه(اکثر مردان دارند)
انسان مگر چقدر میتواند پرهیز کند؟! اگر نیاز جنسی مرد کامل حل نشود اثرات مخرب آن دست و پای زن را خواهد گرفت و خدایی نکرده خیانت روی خواهد داد!
درضمن به کار بردن این اصطلاحات اصلا درست نیست!
مردان ازدواج میکنند تا سامان بگیرند و خیلی از نیازهایشان رفع شود! نیاز جنسی هم یکی از مهم ترین مسائل اسلام است که متاسفانه کشور و جامعه ما برعکس خود دین ما خیلی کم به آن بها می دهد...
بحث طولانیست و دلها هم پُر....

حامی;646274 نوشت:
سلام
خب فعلا بحث را باز گذاشته ام تا دوستان نظرات خود را بنويسند. يك كار تحقيقي:
اونايي آقايوني كه با پدربزرگ يا خانم هايي كه با مادربزرگان مذهبي خود راحت اند بپرسند قديم مردم مؤمن چگونه زندگي مي كردند همه عموها و دايي هاي متأهل با خانواده خود زندگي مي كردند و هركدام يك اتاق داشتند؟

سلام و عرض ادب
فکر میکنم این اولین تایپک در بخش مشاوره باشه که با دیدنش واقعا برای این خواهرعزیزم ناراحت شدم

جسارت بنده رو ببخشید
جناب حامی فکر نمیکنید در این شرایط حساسی که این خواهر عزیز دارند و نیازمند یک راهنمایی صحیح و فوری هستن بازگذاشتن بحث کمی صحیح نباشه، ایشون در شرایط حساسی هستن، پس لطفا خودتون ابتدا کارشناسانه جواب ایشون رو بدید ، بعد از نظرات دوستان بهره مند بشیم
ممنون

Miss Chadoriii;646369 نوشت:
حیف اسم پدر که روی این آقاس

سلام.
این حرف های شما چه فایده ای داره الان برای این خانمی که سوال پرسیدند؟
جز اینکه دید ایشان را نسبت به شوهرشان و ... خراب می کنید بدون اینکه راهکاری ارائه کنید؟
این شخصی که سوال کردند نیاز به مشاوره دارند نه اینکه شما بیای به جای ارائه روشی برای حل مشکل بخواهید بیشتر ، با ارائه مطالب پراکنده و نامناسب که اثری هم ندارد ذهن وی را بیشتر درگیر کنید و به جای اینکه مشکلی را حل کنید مشکلی بر مشکلات قبلی هم اضافه کنید.

Pazohe;646372 نوشت:
خواهر گرامی
مثلا بنده که در خانه در اتاق جدا خوابانده میشدم،آیا دیگر این مسائل را نخواهم فهمید؟! فقط کافیست در مدرسه باشید! چه بخواهید و چه نخواهید این مسائل را فرا خواهید گرفت!

شنیدن کی بود مانند دیدن !!

که در مورد موضوع بحث شنیدن نفس نیز مخرب خواهد بود تا به...

Pazohe;646372 نوشت:
خواهر گرامی
خوار شدن این آقا در نزد همسرشان خیلی بدتر از روشن شدن حقایق جنسی برای دخترشان است که به زودی با آنها آشنا خواهد شد...
مثل اینکه وضع و اوضاع جامعه و مدارس و دانشگاه ها را نمیبینید!
بچه های این دوره و زمانه در سنین خیلی کمتر به بلوغ جنسی میرسند مثلا تا آنجایی که بنده اطلاع دارم،پسران 11 یا 12 سالگی! و حتی در بعضی ها زودتر از این سن!!!!! این یک حرف نیست حاصل صحبت با افراد زیادی است!
مثلا بنده که در خانه در اتاق جدا خوابانده میشدم،آیا دیگر این مسائل را نخواهم فهمید؟! فقط کافیست در مدرسه باشید! چه بخواهید و چه نخواهید این مسائل را فرا خواهید گرفت!
هشت سال داشتم که همکلاسی هایم رابطه های به ظاهر مخفیانه اولیا خود را برای دیگران بازگو میکردند با تمام جزئیات! دقت کنید هشت سال داشتم(کلاس دوم ابتدایی)!
این نقص بزرگی است اما همه(اکثر مردان دارند)
انسان مگر چقدر میتواند پرهیز کند؟! اگر نیاز جنسی مرد کامل حل نشود اثرات مخرب آن دست و پای زن را خواهد گرفت و خدایی نکرده خیانت روی خواهد داد!
درضمن به کار بردن این اصطلاحات اصلا درست نیست!
مردان ازدواج میکنند تا سامان بگیرند و خیلی از نیازهایشان رفع شود! نیاز جنسی هم یکی از مهم ترین مسائل اسلام است که متاسفانه کشور و جامعه ما برعکس خود دین ما خیلی کم به آن بها می دهد...
بحث طولانیست و دلها هم پُر....

شرمنده ولی حتی کلمه ای از حرفاتون قابل پذیرش نیس

اینکه حالا الان همه توی مدرسه و کوجه خیابون این چیزا رو یاد میگیرن دلیل نمیشه که این زن و شوهر به رابطشون توی یه اتاق و در حضور دخترشون ادامه بدن Fool

این رفتار شما که حالا که چیزی نشده... به هر حال میفهمه .... باید ملایمت کرد.... مادرشوهرو نباید مجبور کرد که بچه رو پیش خودش بخوابونه... باید شوهرو گذاشت رو سر حلوا حلوا کرد

به شدت غلطه

غذه ی سرطانی رو باید برید انداخت دور

الان .... غذه سرطانی.... رابطه داشتن در حضور فرزندشونه .... به هر قیمتی .... با هر ترفندی .... با هر ریسکی .... باید تلاش کنن که بچه اشون در هنگام رابطه حضور نداشته باشه

حالا یا اتاقشونو پارتیشن بندی کنن تا یه قسمت مجزا برای بچه بشه

یا با مادر شوهرشون قاطع برخورد کنن

Fool

رحمت;646377 نوشت:

سلام.
این حرف های شما چه فایده ای داره الان برای این خانمی که سوال پرسیدند؟
جز اینکه دید ایشان را نسبت به شوهرشان و ... خراب می کنید بدون اینکه راهکاری ارائه کنید؟
این شخصی که سوال کردند نیاز به مشاوره دارند نه اینکه شما بیای به جای ارائه روشی برای حل مشکل بخواهید بیشتر ، با ارائه مطالب پراکنده و نامناسب که اثری هم ندارد ذهن وی را بیشتر درگیر کنید و به جای اینکه مشکلی را حل کنید مشکلی بر مشکلات قبلی هم اضافه کنید.

محض توجه شما :

نقل قول:
ستارتر جان یه کار دیگه ام میتونی انجام بدی اگه اون مادرشوهر از خدا بیخبرتون بازم لجبازی کرد

انتهای اتاقاو که گفتی پرده کشیدینو وسایلو گذاشتین .... وسایلو منتقل کن به انباری .... حیاط .... روشم از این پلاستیکای ضخیم بکش که باد و بارون خرابش نکنه

اون ته اتاقو پارتیشن بندی کنین

از این دیوارای خیلی باریک و سبک .... جنسش چوب خیلی سبکه نمیدونم اسمش چیه Fool

توی اداره ها زیاد دیدم ... یه اتاقو با این پارتیشن ها 3 4 قسمت میکنن

هزینه اش از بنایی و ساخت و ساز خیلی کمتر باید بشه

نقل قول:
استارتر عزیز

به نظرم شوهرتونو مجبور کنین که از مادرش بخواد تا دخترتون با مادربزرگش بخوابه شبا

احتمالا مادرشوهرتون حرف پسرش رو بپذیره Fool

شوهرتون ینی این کارم نمیتونه بکنه؟

این راهکار ها رو من در حالی که سخت تلاش کردم حرف تندی نزنم ارائه دادم:khandeh!:

قضیه از وقتی که یکی از کاربرا سعی کرد این مشکلو نرمال جلوه بده حاد شد و بیخ پیدا کرد Fool

بسم الله

تاپیکو خوندم و رفتم نمازو ظهرو بخونم. اصلا تمرکز نداشتم. ترجیح دادم قبل از نماز عصر بیام و حداقل تلاشمو بکنم و اگر راهی به ذهنم میرسه عرض کنم

بزرگوار شرایط شما واقعا سخته اما هرطور شده باید راهی پیدا کنید!


1) همه مشکلات مربوط به رابطه شما و همسرتون نیست. بهتره یکم به فکر حل مشکل دخترتون باشیم.
رابطه تون رو با دخترتون نزدیک تر کنید. بیشتر باهاش بازی کنید. در طول روز وقت بیشتری رو باهاش سپری کنید. ببریدش پارک. قدم بزنید و باهاش صحبت کنید. حرفای بچگونه بزنید. چیزایی که دوست داره بشنوه. واسش قصه بگید و در حین قصه گفتن یه چیزایی رو بهش یاد بدید
بهش یاد بدید شبا قبل از خواب سه بار سوره توحید رو بخونه. یا اگه میتونه آیه الکرسی رو حفظ کنه و بخونه

اصل مهم خاله بازی
باهاش خاله بازی کنید. این خیلی مهمه......خیلی
مادرها میتونند در حین خاله بازی به افکار بچه ها پی ببرن. بگید اون بشه مادر و شما بشید بچه اش. کم کم از طرز بازی اش و عکس العمل هایی که داره میتونید به رفتار خودتون و تاثیراتش پی ببرید. و مطمئن باشید که همرو از شما یاد گرفته
نذارید فکر کنه دارید چیزی رو ازش پنهان میکنید. برای همین هم باید باهاش صمیمی تر بشید
خیلی بغل کنید و ببوسیدش. اما نه اینکه یهو تغییر کنید. کم کم این روند رو پیش بگیرید

باهاش نقاشی بکشید
چند وقتی این کار رو بکنید
بعد بهش بگید از خودتون و خونتون نقاشی بکشه!
از روانشناسی نقاشی استفاده کنید
اینکه شما و همسرتون رو کجا میکشه و خودش رو کجا!
اینکه خونتون رو چجوری میکشه!
چه رنگی میکنه!

من اطلاعات روانشناسی ندارم! اما میتونیم با یه ذره فکر یه نتیجه درست بگیریم.

تا اینجا فقط میشه مشکلاتی که تا الان به وجود اومد رو کمرنگ کرد!

و اما حل مشکل اصلی:


2) ایده پارتیشن خوب بود اما ممکنه توان مالی خریدش رو نداشته باشید. هرچند گرون نیست اما وضعیت مالی شما رو نمیدونیم!(ما یه سال پیش 250 خریدیم)
و همچنین پارتیشن مانع عبور صدا نمیشه!! فقط جلوی دید رو میگیره!
پس مشکل کاملا حل نمیشه!

برای جلوگیری از هزینه اضافی میتونید فعلا از پرده ضخیم استفاده کنید. یه قسمت از اطاق رو براش تزئین بچگانه و خوشگل کنید. طوری که جذبش بشه. وسایلش رو تمیز و مرتب بچینید! و بهش بگید که براش یه اطاق خوشگل ساختید. جوری باشه که خوشش بیاد نه اینکه فکر کنه از خودتون دورش کردید!
شبها قبل از خواب پیشش باشید و بغلش کنید تا خوابش ببره. خیلی مهمه که احساس امنیت کنه.

ایده پارتیشن و پرده ساده ترین راهه



3) اگر برای همستون مقدوره بگید بعضی روزها رو مرخصی ساعتی بگیرن
مثلا یک روز در هفته دو ساعت به منزل بیان!

4) مشکلاتی که برای دخترتون پیش اومده رو با همسرتون در میون بذارید و ازشون بخواهید یه راه حل بدن. بعد از نظر ایشون راه حل های خودتون رو هم بگید!
بگید و مطمئنش کنید که همیشه در اختیار همسرتون هستید اما باید به فکر تربیت و عاقبت دخترتون هم باشید....


5) به هیچ عنوان جلوی دخترتون با همسرتون بحث و جدل نکنید. چون اگر خدای نکرده فرزندتون متوجه رابطه شما شده باشه، همه ی دعواها رو به رابطه تون ربط میده و بعدها براش مشکل ساز میشه! و تاثیر بدی روی افکارش میذاره
اتفاقا برعکس باید رابطه تون رو با همسرتون بهتر کنید. خیلی بهتر از قبل.



6) خیلی دعا کنید........ از خدا بخواید راه حل خوبی بهتون نشون بده............ کی جز خدا میتونه راهگشا باشه!

7) خیلی متعجبم که جناب حامی این موضوع رو تحقیقی عنوان کردن در صورتی که شخصی دچار این مشکل عظیمه

بابت پست طولاتی معذرت میخوام. اما به شدت این موضوع ذهنم رو درگیر کرده!!!!!

[="Arial Black"][="Black"][="3"]جناب حامی عزیز
به نظر میرسه با برخی از کلماتی که بعضی کاربران در مورد همسر و مادرشوهر این خانم بکار میبرند، فاصله ایشان را با همسر و مادرشوهرشان بیشتر کرده و حل موضوع را پیچیده تر می کند.
شاید موضوع به نحو محدودتری مطرح شود، به حل موضوع کمک کند.[/][/][/]

حال بنده هم بدتر از شما نباشه بهتر نیست!
فقط این رو بازگو کنم که خود را فریب ندهید! بنده هم طلبه هستم اما طلبه ای که به مسائل روزش آگاه هست!
این چیزایی که گفتم فقط یک صدم از چیزایی هستن که دیدم در جوامع!
باور کنید که روی گفتن بسیاری از مطالب را ندارم....چرا که جز داغون شدن خودم و عصبانیت خودم و دیگران چیزی ا به ارمغان نمی آورد و فقط باید سکوت کنم و فکر کنم که در جامعه امام زمانی زندگی میکنم و لبخند بزنم و به آن زنی که هر شب به سطل زباله سر کوچه ما مراجعه میکند بگویم که آفرین غذایت را از همینجا بردار هر شب...
چه بگم حرف زیاد است و وقت اندک...
فی امان الله

[="Blue"][="2"]من به نظر دخترتون رو سحر خیز کنید تا شب هم خسته بشه زود بخوابه تو خواب عمیق انسان صداهای اطراف رو نمی شنونه.[/][/]

Pazohe;646367 نوشت:

نخست عرض کنم ایشان از همگی ما و کارشناسان راهنمایی صحیح خواستند تا چاره زندگیشان کنند!
اما اکثریت شما بجای معرفی راهکارهای صحیح،راهکارهای ضد دینی را در ذهن ایشان تزریق میکنید!
اگر راهکار درستی در چَنته دارید بیان فرمایید،در غیر این صورت از بازکردن مباحثی که شما را به سوی آتش دوزخ میکشاند دوری کنید...

ایشان خودشان عقل دارند میتونن تصمیم بگیرند.چی درسته چی غلط.قرار نیست همه ی حرفی ما زدیم اجرا کنه ما میگیم اون خودش کاری که به نظرش درسته را انجام میده.وقتی کسی میخاد جواب بده خودشو توی موقعیت سوال کننده قرار میده و میبینه که چکاری انجام میده و اون راه حل را مینویسه.شما هم زیاد سخت نگیر.

جناب حامی، سوال کننده الان تو شرایط اورژانسی هستن. هر روزی که میگذره، به تعداد رابطه ها اضافه میشه.
عذر میخوام که اینقدر صریح میگم. ولی واقعا این تاپیک جایی برای تحقیقی بودن بحث نداره. ایشون الان منتظر یه جواب کارشناسانه از طرف شما هستن. اونم خیلی فوری.

یه گله از کارشناسان محترم سایت دارم. نمیدونم چرا تو بعضی تاپیک ها بحثو باز میذارن، در حالی که سوال کننده نیاز فوری به جواب کارشناس داره. بعد از 3 هفته که موقع بستن تاپیک شده، کارشناس محترم جواب خودشون رو مینویسن و فورا تاپیک رو قفل میکنن. بعد از اون هم دیگه فرصتی برای رفع ابهام درباره جواب ایشون وجود نداره. چون تاپیک قفل شده.

بعضی تاپیک ها هستن که اگه کارشناس دیر جواب بده، مشکلی بوجود نمیاد. ولی یه جایی هست مثل همین تاپیک که باید کارشناس محترم نظر خودشون رو خیلی زودتر بنویسن.
جناب حامی انتظار که ندارین ایشون 3-2 هفته منتظر بمونن؟ حتی یک روز هم زیاده. تو این مدت معلوم نیست چه مشکلاتی پیش بیاد.

پس خواهشا به این نوع تاپیک ها خودتون فورا جواب بدین تا مشکل از این حادتر نشده. در کنارش هم اگه خود سوال کننده و دوستان سوالاتی درباره جواب شما داشتن، بتونن بپرسن.

ممنون از شما

واقعا حل این مساله خیلی سخته .بهترین کار اینه که رابطه در طول روز انجام بشه.یا این که با دخترتون کنار بیاید باهاش صحبت کنید بهش توضیح بدید مسائل زناشویی رو که اینم خیلی سخته.بهترین کار اینه که یک کار بهتری پیدا کنید درآمدتون بیشتر بشه برید یک خونه دو اتاقه اجاره کنید. در ضمن نمیتونید بی سرو صدا کارتون رو انجام بدید؟؟
خواب بچه رو طوری تنظیم کنید که شب خوابش سنگین بشه مثلا در طول روز نگذارید بخوابه و انقدر باهاش بازی کنید و خستش کنید.

طاهر;645864 نوشت:
اهل بیت(ع) هم فقیر بودند ما که از آنها عزیزتر نیستیم

با سلام و تحیت
قبل از هر چیزی راجب این بخش از حرفتون لازمه بگم اهل بیت به هبچ وجه فقیر نبودند. حضرت خدیجه یکی از ثروتمندترین زنان حجاز بودند
امام علی (ع) 500 فقره چاه آب حفر نمودند و هنوز از چاه بالا نیامده آنرا وقف می نمود
امام حسن سه بار همه دارایی خود را به مردم بخشید (پس دارایی داشته اند که چیزی بخشیده اند)
امام علی (ع) انگشتر خود را زکات دادند (پس ی مالی داشته که بهش زکات تعلق گرفته)
همه می دونم که امام علی (ع) هر بار به مردم کوفه شیر و خرما و نان می داد
اما
این بزرگواران همه ثروت خود را مدام به مردم می دادند بگونه ای که اگر نانی می خوردند مطمئن باشند که شکم هیچ فردی خالی از نان نیست
بنابراین هرگز نپندارید که ائمه فقیر بوده اند

خانم محترم راجب موضوع شما لازمه بگم ما هم تو خانواده پر جمعیتی بوده ایم و همه در یک اتاق اما این مشکلات را نداشتیم
متاسفانه مشکل اینجاست که شوهر شما رعایت نمی کند
پیامبر ص فرموده اند نزدیکی در حمام نشانه فقر است
شما هم با توجه به موقعیت خود می توانید این گزینه را داشته باشید. بهرحال از اینکه دخترتان تخریب شود بهتر است
پیامبر اعظم ص فرموده اند کسی که صدای زن و مرد را بشنود حکم آنها زنا می شود و بچه ای که اینگونه هم به دنیا بیاید (نطفه بسته شود) اگر اشتباه نکنم زنازاده محسوب می شه
و فرزندی هم که صدای مادر و پدر را بشنود تا ابد رستگار نخواهد شد

سلام علیکم

با تشکر از شروع کننده سوال به خاطر اینکه مشکلشان را مطرح نمودند
به نظر بنده دانستن راه حل این موضوع خیلی مهم است چون ممکن است خیلی ها درگیر آن باشند،(البته قطعا مشکل این خانم خیلی پیچیده تر است) چون خانواده های زیادی در جامعه وجود ارند که فوق العاده متدین هستند(حتی زن و شوهر متدین هستند) اما از نظر مالی ضعیف هستند و مجبورند برای مدتی در یک اتاق زندگی کنند ،وحتی گاهی دو ،سه تا هم بچه دارند

یازهرا(س)

خب میدونم بی ربطه ولی از اون دوستانی که هی میگفتند ادم ازدواج کنه خدا میرسونه روزی میده بچه زیاد بیارید روزی شو میده خب الان چی شد پس؟این مسئله که بزرگترین فشار رو داره چرا خدا روزی نداد حل بشه؟اینجا ست خدا میگه عقل دادم و انتخاب کنید
ولی برای بی ربط نبودن شما شده یه هزینه ای هم پرداخت کنید ولو کمی هم زیاد بهتر از اینه دخترتون هر شب شاهد معاشقه پدر و مادرش باشه
از همین پارتیشن ها عایق صدا هم هست از اونا تهیه کنید اولین روابط جنسی که ادم میبینه ماندگار ترین تصاویر تو ذهنه بدون استثنا حالا سن پایین تر باشه که بدتر قدرت خیال و پر و بال دادن بهش و بدتر از اون اینه بچه صحنه رو یو اچ دی و زنده میبینه تاثیرش مخرب تر از فیلم های پورونو هستش ضمن اینکه مربوط به پدر و مادرشه
جدا خوابیدن کودک که اسیبی نمیرسونه بعضی دوستان گفتند جدا نخوابونیدش یا پیش مادر بزرگش نفرستید حس بدی داره بچه رو از کوچیکی جدا میخوابونن چه برسه به سن این دخر خانم
اگه هم دیگه چاره نیست شب جاشو بندازید تو سالن خونه اینو که مطمئنا دارید و توجیحش کنید پدر و مادرش حریم خصوصی نیاز دارند این خیلی بهتر مشاهده این روابطه

طاهر;645864 نوشت:
شنیدم میگویند اگر فرزند صدای پدرو مادر را در این موقعیت بشنود عاقبت به خیر نمیشود

فقر و بدبختی هیچ وقت باعث افتخار نیست قانع بودن به حداقل ها مانع پیشرفت و تلاش میشه
شوهرتون رو وادار کنید خونه ایی بزرگتر اجاره کنه چطور بلد بوده زن بگیره نمیتونه وسایل رفاهی زن و بچه اش رو فراهم کنه به خواسته هاش بی توجه باشید یکی دو بار نه بگید هیچ اتفاق خاصی نمیفته شاید خیری هم توش باشه در ضمن اینطوری می فهمه نباید دست روی دست بزاره بعضی ها میتونن بیشتر تلاش کنن ولی به همین زندگی بخور و نمیر خود راضی هستن چون اعتراضی هم نمی بینن تا وقتی شما با شرایط کنار میای هیچ وقت شوهرت تن به خواسته هاتون نمیده و محاله زندگیتون پیشرفت کنه می بینی ده بیست سال دیگه گذشت چند تا بچه دیگه بهتون اضافه شد ولی تو همون یه اتاق موندید

خیلی زشته بچه ها شاهد اعمال پدر و مادرشون باشن حتما هم روی روحیه و زندگیشون تاثیر میزاره و به بلوغ جنسی زودتر میرسن شاید هم منحرف شوند ولی به نظرم این احادیث شاید جنبه توصیه و تاکید داشته باشد اینطور هم نباشه که هر بچه ایی صدای پدر و مادرش را شنید رستگار نشود
اگر این احادیث عیناً همین معنی رو برسونند که شنیدن صدا باعث عاقبت شری و عدم رستگاری فرزند شود تکلیف بچه ایی که این وسط هیچ گناهی مرتکب نشده و بطور غیرعمدی شنیده چی میشه ؟:Moteajeb!:
این که خلاف عدالته . کاش این قسمت رو یکی بیاد توضیح بده

[="Arial"][="3"]سلام
فک کنم خود جناب حامی راهکار های لازمو به ایشون
گفتن
و برا همین تایپیکو باز گذاشته
[/][/]

لایرا;646422 نوشت:
خب میدونم بی ربطه ولی از اون دوستانی که هی میگفتند ادم ازدواج کنه خدا میرسونه روزی میده بچه زیاد بیارید روزی شو میده خب الان چی شد پس؟این مسئله که بزرگترین فشار رو داره چرا خدا روزی نداد حل بشه؟اینجا ست خدا میگه عقل دادم و انتخاب کنید

دوست عزیز اول اینکه این موضوع به این بحث مربوط نمی شود...و در ادامه معلوم میشود دل پری دارید از افرادی که از این گونه حرفها میزنند.
در جواب شما دوست عزیز باید بگم که ما حدیث داریم از امام صادق ع که هرکس از ترس فقر ازدواج نکند نسبت به خداوند بد گمان شده است.
خداوند در قرآن صراحتا اشاره کرده است که روزی بندگانش را ضامن شده است...آیه 32 سوره ی نور را مشاهده کنید.
و در ادامه باید بگم که عده ای ازدواج می کنند و بعد ازدواجشان کاملا مشاهده می کنند شانس بیشتری میارند یا روزیشان اعم از پیدا شدن کار و... بیشتر شده
و عده ای هم بر عکس یه مقدار تنگدست میشوند و بدلیل آزمایش الهی هستش و برخی هم کوتاهی در پیدا کردن کار...مثلا بشینه تو خونشون بگه کار پیدا نمیشه.
نه اون دسته عزیزان باید برند دنبال کار خدا کار مناسبی میزاره جلوپاشون...از تو حرکت از خدا برکت..
و در آخر از دوستان بخواطر اینکه جای بحث درباره ی این موضوع اینجا نبود عذرخواهی می کنم خواستم حرفشون بی جواب نمونه...ممنون:Gol:

اول از همه از خداوند می خوام که مشکل شما رو حل کنه و بتونین خونتون رو عوض کنین.
دوم اینکه اصولا بعضی آقایون چون در برقراری رابطه با خانومشون موفق نیستن ( فقط یه نفر ارضا می شه) تعداد دفعات بیشتری رو به امید رسیدن به موفقیت درخواست می کنن.
من دوستی دارم که با وجود اینکه دوساله ازدواج کرده می گه به طور متوسط هفته ای 4 یا بیشتر رابطه دارم و هر کاری می کنم نمیتونم کمش کنم
میگه دامادمون بعد 10 سال زندگی، همینطوریه.
اصولا برخی از آقایون و خانوم ها اینطورین دیگه،
سوم.
شوهر شما هرجور هم که باشه پدره و یک پدر فقط به عشق زن و بچشه که این همه شرایط سخت کاری رو تحمل می کنه.:ok::ok:
صبح تا شب کار میکنه و با کنایه های مادرش به خاطر یه اتاق میسازه فقط و فقط به عشق شما و بچش.:hamdel::hamdel:
مادرشوهرتون خونه ای که میتونه اجاره بده و پولش رو خرج زندگیش کنه رو داده ب شما و به احتمال زیاد کرایه ازتون نمیگیره.
مطمئنا ایشون مثل خیلی از ما از عمق ماجرا( رابطه در حضور فرزند) خبر نداره و یا دخترتون رو به شکلی افراطی چشم و گوش بسته می دونه

شما می تونین از عوارض رابطه در حضور فرزند ( با سند) براش بگین.

اگر شما خواهر گرامی کمی در طول رابطه ی زن و شوهری داغتر و تمایل بیشتری نشون بدین مطمئنا به مرور زمان تعداد دفعاتی که درخواست از طرف شوهرتون میاد کمتر میشه چون همون تعداد کم بهش می چسبه.
می تونید ابتکاراتی به خرج بدین و مکانتون رو عوض کنید.( پشت بام، حمام ) یا زمانش رو عوض کنید و در طول روز انجام بدین. یا از مادرشوهرتون بخواین دو سه ساعتی دخترتون رو پیش خودش نگه داره و بعد بیاریدش پیش خودتون

این پیشنهاد بسیار خوب و عالی رو دوباره بخونیم بد نیست

maedeh-r;646385 نوشت:
1) همه مشکلات مربوط به رابطه شما و همسرتون نیست. بهتره یکم به فکر حل مشکل دخترتون باشیم.
رابطه تون رو با دخترتون نزدیک تر کنید. بیشتر باهاش بازی کنید. در طول روز وقت بیشتری رو باهاش سپری کنید. ببریدش پارک. قدم بزنید و باهاش صحبت کنید. حرفای بچگونه بزنید. چیزایی که دوست داره بشنوه. واسش قصه بگید و در حین قصه گفتن یه چیزایی رو بهش یاد بدید
بهش یاد بدید شبا قبل از خواب سه بار سوره توحید رو بخونه. یا اگه میتونه آیه الکرسی رو حفظ کنه و بخونه

اصل مهم خاله بازی
باهاش خاله بازی کنید. این خیلی مهمه......خیلی
مادرها میتونند در حین خاله بازی به افکار بچه ها پی ببرن. بگید اون بشه مادر و شما بشید بچه اش. کم کم از طرز بازی اش و عکس العمل هایی که داره میتونید به رفتار خودتون و تاثیراتش پی ببرید. و مطمئن باشید که همرو از شما یاد گرفته
نذارید فکر کنه دارید چیزی رو ازش پنهان میکنید. برای همین هم باید باهاش صمیمی تر بشید
خیلی بغل کنید و ببوسیدش. اما نه اینکه یهو تغییر کنید. کم کم این روند رو پیش بگیرید

باهاش نقاشی بکشید
چند وقتی این کار رو بکنید
بعد بهش بگید از خودتون و خونتون نقاشی بکشه!
از روانشناسی نقاشی استفاده کنید
اینکه شما و همسرتون رو کجا میکشه و خودش رو کجا!
اینکه خونتون رو چجوری میکشه!
چه رنگی میکنه!

اگر برای شوهرتون شما و بچتون مهم نبودین که الان بحث ما در باره ی طلاق بود نه این مشکل جاری.
این دسته ی گل تقدیم با شما مادر گرامی. یک ماااااااااااااادر به تمام معنی مادر.

:Gol::Gol::Gol::Gol::Gol::Gol::Gol::Gol::Gol::Gol::Gol:

m.r226;646451 نوشت:
اصولا بعضی آقایون چون در برقراری رابطه با خانومشون موفق نیستن ( فقط یه نفر ارضا می شه) تعداد دفعات بیشتری رو به امید رسیدن به موفقیت درخواست می کنن.
من دوستی دارم که با وجود اینکه دوساله ازدواج کرده می گه به طور متوسط هفته ای 4 یا بیشتر رابطه دارم و هر کاری می کنم نمیتونم کمش کنم

این دوست شما تازه خوبه....یه بنده خدایی میگفت در روز دو سه بار.....:Moteajeb!:
ولی الان بحث اینه که یه راهکاری بدیم اون خانوم جلوی دختر رابطه نداشته باشه....ما و دوستان عزیز یه راهکارهایی دادیم منتظر جناب حامی هستیم تا ببینیم نظر ایشان چیست.:Gol:

به نظر من فقط أين مشكل يك راه داره اونم أين هست كه همسرشون شرائط رو درك كنن و وقت و بي وقت درخواست رابطه ندن فهم أين مساله خيلي ساده است من نميدونم چرا شوهر أين خانم درك أين مساله رو ندارن؟!!!! يا بايد خونه بزرگ تر بگيره يا خويشتن داري كنه تا فرصت مناسب پيش بياد مهمتر إز هر چيزي تربيت اون دختره فقط كافيه يكبار اتفاقي ببينه إمكان داره همين مساله جرقه اي بشه برأي خيلي مسائل مثل خود ارضايي !!!!

سراسیمه سلام هنگام انتظار سلام هنگام رسیدن سلام

Pazohe;646372 نوشت:
مردان ازدواج میکنند تا سامان بگیرند و خیلی از نیازهایشان رفع شود! نیاز جنسی هم یکی از مهم ترین مسائل اسلام است که متاسفانه کشور و جامعه ما برعکس خود دین ما خیلی کم به آن بها می دهد...

والا باید خندید
شاید هم گریه
نمیدونم چرا از این حرفتون یه بغض اساسی توی گلوم خونه کرد
چه مردیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
مردی که هنر نداره یه خونه کوچولو اجاره کنه و باید از خیانتش ترسید
خیانتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
دیگه این آقا چیکار باید بکنه که اسمش رو بتونیم خیانت بزاریم
نمیخواستم حرفی بزنم چون بی صبرانه منتظر
استاد حامی گرامی هستم اما تا این جا رسیدم و پست شما رو دیدم به این همه مردانگی خندیدم از آن خنده هایی که صدایش بدجور در ذهنم
نقش میبندد
توی نظرتون فقط به فکر آقا بودین فتبارک الله

دوستان مثل اینکه خیلی از اوضاع جامعه بی خبرین که با خوندن این خبر اینجوری شک شدین.واقعا اتفاقی نیست که اینقدر تعجب کردین و افکارتونو به هم ریخته.اگه کارشناس اجازه میداد دیده ها و شنیده هایی اینجا مینوشتم از وضع جامعه که ناراحتی واقعی را بفهمین چیه.

واقعا خدا اخر عاقبت اون دختر بچه بیچاره و معصوم رو ختم به خیر کنه!!!
خوب بگو وقتی موقعیت زندگیتون اینه ومیدونستین حالا حالا نمیتونید وضعیت تغییر بدین این بچه بیگناه رو این وسط میخواستین چیکار؟
دختر شما الان 8سالشه یعنی قبلش هم بخوایم حساب کنیم بگو یه سال بعد ازدواج بچه دار شدین یعنی توی این 8یا 9سال یا بیشتر نتونستین یه خونه دواتاقه رو لااقل اجاره کنید؟
شغل شوهر شما هر چی هم باشه به نظرم میتونست توی این چند سال یه حدااقل امکاناتی رو براتون فراهم کنه که این همه در عذاب نباشید!
وقتی شوهرتون به این مسئله مهم بی اعتنا هست و در حضور دختر نوجوان رابطه برقرار میکنه عذر میخوام پس باید خیلی ادم بی مسئولیتی باشن که نمیخوان این وضعیت رو درست کنن یعنی به همین وضعیت راکد زندگی راضی هستن وهیچ تلاشی هم برای تغییر نمیکنن!
ادم نمیدونه چی باید بگه خیلی دردناکه خدا خودش بهتون رحم کنه!

سراسیمه سلام هنگام انتظار سلام هنگام رسیدن سلام

راستش من هم یه طورایی برام سوال شده که یعنی چی نمیشه خونه اجاره یا رهن کرد وام بگیرین پایین ترین منطقه شهرتون زندگی کنید
من باور دارم همسرتون بی مسولیت هست بابت مشکلتون که حقیقتا مهمه راستش فکری به نظرم نمیرسه و منتظر استاد حامی هستم
اما این کاره شما قانع نبودن نیست اگه کسی نمیخواد باهام دعوا کنه بگم پرو کردنه یک مرده اگه نمیتونسته یه خانواده اداره کنه چرا زن گرفته چرا بچه دار شده بد نیست خیلی مودبانه یه چیزهایی رو گوش زد کنید قانع بودن خوبه نه این که تنهایی خون جگر بخورین

اهورانی;646485 نوشت:
سراسیمه سلام هنگام انتظار سلام هنگام رسیدن سلام

والا باید خندید
شاید هم گریه
نمیدونم چرا از این حرفتون یه بغض اساسی توی گلوم خونه کرد
چه مردیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
مردی که هنر نداره یه خونه کوچولو اجاره کنه و باید از خیانتش ترسید
خیانتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
دیگه این آقا چیکار باید بکنه که اسمش رو بتونیم خیانت بزاریم
نمیخواستم حرفی بزنم چون بی صبرانه منتظر
استاد حامی گرامی هستم اما تا این جا رسیدم و پست شما رو دیدم به این همه مردانگی خندیدم از آن خنده هایی که صدایش بدجور در ذهنم
نقش میبندد
توی نظرتون فقط به فکر آقا بودین فتبارک الله

با خوندن بعضی از نظرا و دیدگاه ها آدم نسبت به جنس مذکر خیلی شناخت منفی پیدا میکنه

یه موجود که فقط نیاز جنسی داره و فقط همین براش مهمه و لا غیر

حالا به هر قیمتی و با هر ریسک و ضرر و زیانی باید این نیاز رفع شه

حتی شده به قیمت تباهی ناموس خودشون Fool


بعدن نوشت : بلا نسبت آقایون این جمع ... منظورم همه نیست .... بعضی ها

اهورانی;646485 نوشت:
توی نظرتون فقط به فکر آقا بودین فتبارک الله

Miss Chadoriii;646515 نوشت:
توی نظرتون فقط به فکر آقا بودین فتبارک الله
با خوندن بعضی از نظرا و دیدگاه ها آدم نسبت به جنس مذکر خیلی شناخت منفی پیدا میکنه

یه موجود که فقط نیاز جنسی داره و فقط همین براش مهمه و لا غیر

حالا به هر قیمتی و با هر ریسک و ضرر و زیانی باید این نیاز رفع شه

حتی شده به قیمت تباهی ناموس خودشون :|

ما نباید از هر فرصتی برای کوبیدن بقیه استفاده کنیم:ok::ok::ok:

ما در جایگاه یک انسان معمولی هیچ اطلاعی از زندگی این خانواده نداریم
شاید ورشکست شدن، شاید بیماری ای دارن که هزینش زیاده و ...

مگر این خانوم از وضعیت اقتصادی، بد بودن شوهرش یا .... گفت :Gig::Gig::Gig:
ایشون مشکلش رو گفتن و راه حل خواستن، همین

m.r226;646518 نوشت:
ما نباید از هر فرصتی برای کوبیدن بقیه استفاده کنیم:ok::ok::ok:

ما در جایگاه یک انسان معمولی هیچ اطلاعی از زندگی این خانواده نداریم
شاید ورشکست شدن، شاید بیماری ای دارن که هزینش زیاده و ...

مگر این خانوم از وضعیت اقتصادی، بد بودن شوهرش یا .... گفت :Gig::Gig::Gig:
ایشون مشکلش رو گفتن و راه حل خواستن، همین

فقط یه جمله میگم

فقر مالی رو میشه تاب اورد .... میشه تحمل کرد

ولی فقر فرهنگی رو هرگز .... فقر درک و شعور رو هرگز

متاسفانه شوهرشون شرایط زو درک نمیکنن

و این هزار بار بدتر از اینه که دارن با مادرشوهرشون زندگی میکنن.... وضعیت مالیشون بده... یه اتاق بیشتر ندارن

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]

Miss Chadoriii;646369 نوشت:
دیگه راهکار درست تر از اینا؟؟

شما حالتون خوبه؟؟

من در مورد شوهری که عین بچه های دو ساله پا میکوبه زمین و خودخواهانه آبنبات چوبی ( رابطه ) میخواد بهتر از این نمیتونم صحبت کنم

حیف اسم پدر که روی این آقاس

اصلا حواسشون نیس با این رفتارشون چه ضربه ای به دخترشون وارد کردن

مگه میشه دیگه این تفکرات جنسی بیدار شده توی ذهن این بچه رو پاک کرد؟؟؟؟

Miss Chadoriii;646381 نوشت:
شرمنده ولی حتی کلمه ای از حرفاتون قابل پذیرش نیس

اینکه حالا الان همه توی مدرسه و کوجه خیابون این چیزا رو یاد میگیرن دلیل نمیشه که این زن و شوهر به رابطشون توی یه اتاق و در حضور دخترشون ادامه بدن Fool

این رفتار شما که حالا که چیزی نشده... به هر حال میفهمه .... باید ملایمت کرد.... مادرشوهرو نباید مجبور کرد که بچه رو پیش خودش بخوابونه... باید شوهرو گذاشت رو سر حلوا حلوا کرد

به شدت غلطه

غذه ی سرطانی رو باید برید انداخت دور

الان .... غذه سرطانی.... رابطه داشتن در حضور فرزندشونه .... به هر قیمتی .... با هر ترفندی .... با هر ریسکی .... باید تلاش کنن که بچه اشون در هنگام رابطه حضور نداشته باشه

حالا یا اتاقشونو پارتیشن بندی کنن تا یه قسمت مجزا برای بچه بشه

یا با مادر شوهرشون قاطع برخورد کنن

:|


Miss Chadoriii;646515 نوشت:
با خوندن بعضی از نظرا و دیدگاه ها آدم نسبت به جنس مذکر خیلی شناخت منفی پیدا میکنه

یه موجود که فقط نیاز جنسی داره و فقط همین براش مهمه و لا غیر

حالا به هر قیمتی و با هر ریسک و ضرر و زیانی باید این نیاز رفع شه

حتی شده به قیمت تباهی ناموس خودشون :|


سلامتی علمای اسلام بلند صلوات برفست..:Kaf::Kaf::Kaf::Kaf::Kaf:
.
خوب راست میگن دیگه..این دیگه لجن بازاره..
.
اگر توان خانه ی جدا نداره حد اقل یه مقدار خودشو کنترل کنه..قطعا روزها و ساعت هایی هست که این بچه خونه نیست..اون زمان هرکاری خواست بکنه..
.
ولی اینکه خودتو ول کنی هرچی عشقت کشید بهش جواب مثبت بدی دیگه میشه زندگی حیوانی..
.
این خانومم اشتباه کرده با شوهرش در میان نگذاشته..باید هرچه سریع تر این خرابکاری ها رو جمع کنن و امیدوارم تا الان این طفل معصوم آسیبی ندیده باشه انشاالله..[/][/][/]

m.r226;646518 نوشت:
ما نباید از هر فرصتی برای کوبیدن بقیه استفاده کنیم:ok::ok::ok:

در ضمن من هرگز کسیو نکوبوندم

شما در مورد نظرایی که من اینجا دادم .... با پیش داوری خوندینشون ( پیش داوریتونم اینه که من فمینیستم و دشمنی ذاتی دارم با آقایون Fool )

من ولله دشمنی با کسی ندارم

فقط از صبح که این تاپیک رو خوندم

هم ناراحتم

هم عصبیم

هم دلم میسوزه

هم حرصم در اومده Fool

Miss Chadoriii;646523 نوشت:
پیش داوریتونم اینه که من فمینیستم و دشمنی ذاتی دارم با آقایون :|

:moteajeb::moteajeb::moteajeb::moteajeb:

گردن ما از مو باریکتر که بخوایم درباره بقیه و شخص بزرگواری مثل شما قضاوت کنم. نظرمو گفتم، فقط

موضوع قفل شده است