جمع بندی معنای خمار

تب‌های اولیه

31 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

معنای خمار نه ریشه خمر.
در لغت عرب و استعمالتش نه خاص ایه قران.
در لغتنامه ها و تاریخ و روایات نه خاص لغتنامه ها.

و طاها;764867 نوشت:
به کتابهایی که در دسترس بود مراجعه کردم.
اگر کسی از معنای ریشه بخواهد معنای کلی برداشت کند با همان اشکالی که مطرح کردید مواجه است.
لذا باید دید در لغتنامه ای برای واژه خمار معنایی غیر از پوشش سر گفته شده است؟
تنها عبارت قابل استفاده که دم دست بود و پیدا شد همین جمله ای بود که عرض شد.
در واقع اگر این جمله نتواند چیزی را اثبات کند در لغت عرب. هیچ دلیل معتبری از لغتنامه ها وجود نخواهد داشت. مگر اینکه در لغتنامه های دیگر چیزهایی باشد که بی اطلاعم.
هم در مفردات راغب، هم در مجمع البحرین طریحی، هم در مصباح المنیر فیومی تصریح شده که خمار به پوشش سر زن ها اطلاق می شود (که متن و آدرسشان در پست های پیشین گذشت). چند کتاب لغت دیگر باید شاهد آورد؟!

ضمن اینکه شان نزول هم مؤید این معناست. این روایت صحیح السند در کتاب شریف کافی آمده و می فرماید:

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ سَعْدٍ الْإِسْكَافِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ اسْتَقْبَلَ شَابٌّ مِنَ الْأَنْصَارِ امْرَأَةً بِالْمَدِينَةِ وَ كَانَ النِّسَاءُ يَتَقَنَّعْنَ خَلْفَ آذَانِهِنَّ فَنَظَرَ إِلَيْهَا وَ هِيَ مُقْبِلَةٌ فَلَمَّا جَازَتْ نَظَرَ إِلَيْهَا وَ دَخَلَ فِي زُقَاقٍ قَدْ سَمَّاهُ بِبَنِي فُلَانٍ فَجَعَلَ يَنْظُرُ خَلْفَهَا وَ اعْتَرَضَ وَجْهَهُ عَظْمٌ فِي الْحَائِطِ أَوْ زُجَاجَةٌ فَشَقَّ وَجْهَهُ فَلَمَّا مَضَتِ الْمَرْأَةُ نَظَرَ فَإِذَا الدِّمَاءُ تَسِيلُ عَلَى صَدْرِهِ وَ ثَوْبِهِ فَقَالَ وَ اللَّهِ لآَتِيَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ لَأُخْبِرَنَّهُ قَالَ فَأَتَاهُ فَلَمَّا رَآهُ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ لَهُ مَا هَذَا فَأَخْبَرَهُ فَهَبَطَ جَبْرَئِيلُ ع بِهَذِهِ الْآيَةِ قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ‏ (1)

از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است كه جوانى از انصار در مسير خود با زنى روبرو شد. در آن زمان، زنان مقنعه خود را در پشت گوش ها قرار مى‏ دادند [که طبعا گردن و مقدارى از سينه آنها نمايان مى‏ شد]. چهره آن زن نظر آن جوان را به خود جلب كرد و چشم خود را به او دوخت. هنگامى كه زن گذشت، جوان هم چنان با چشمان خود او را بدرقه مى‏ كرد در حالى كه راه خود را ادامه مى‏ داد تا اينكه وارد كوچه تنگى شد و باز همچنان به پشت سر خود نگاه مى‏ كرد! ناگهان صورتش به ديوار خورد و تيزى استخوان يا قطعه شيشه‏ اى كه در ديوار بود، صورتش را شكافت! هنگامى كه زن گذشت، جوان به خود آمد و ديد خون از صورتش جارى است و به لباس و سينه‏ اش ريخته! با خود گفت به خدا سوگند، من خدمت پيامبر مى‏ روم و اين ماجرا را بازگو مى‏ كنم. هنگامى كه چشم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به او افتاد، فرمود: چه شده؟ و جوان ماجرا را نقل كرد. در اين هنگام جبرئيل نازل شد و این آيه را آورد که: قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ ... . (2)

شاهد این روایت، عبارت «و كان النساء يتقنعن خلف آذانهن» است که حجاب زنان زمان نزول را _پیش از نزول این آیات_ گزارش می دهد و می فرماید: زنان اینگونه بودند که روسری ها و مقنعه های خود را پشت گوششان می انداختند (که طبعا گردن و قسمت بالای سینه هویدا می شد). آیه 31 سوره نور دستور داد که این قسمت را هم با بستن روسری بپوشانند.

این روایت که صحیح السند هم هست، حداقل قدمت 1300 ساله دارد و از این منظر، گزارشش از خیلی از کتاب های لغت، پرارزش‌تر است و به ما نشان می دهد که حجاب زنان عصر نزول چه بوده، و آیه در صدد بیان چه مطلبی بوده است.

اگر به فرض مثال، تردیدی درباره معنای لغوی خمار ایجاد شود، همین گزارش های صحیح و قابل اعتماد، برای برطرف شدن تردید کافی است.

--------------------
1- الكافی، ج 5، ص 521، ح 5.
2- ترجمه از: تفسير نمونه، ج‏ 14، ص 435 و 436.

صدیقین;765107 نوشت:
هم در مفردات راغب، هم در مجمع البحرین طریحی، هم در مصباح المنیر فیومی تصریح شده که خمار به پوشش سر زن ها اطلاق می شود (که متن و آدرسشان در پست های پیشین گذشت). چند کتاب لغت دیگر باید شاهد آورد؟!

ضمن اینکه شان نزول هم مؤید این معناست. این روایت صحیح السند در کتاب شریف کافی آمده و می فرماید:

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ سَعْدٍ الْإِسْكَافِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ اسْتَقْبَلَ شَابٌّ مِنَ الْأَنْصَارِ امْرَأَةً بِالْمَدِينَةِ وَ كَانَ النِّسَاءُ يَتَقَنَّعْنَ خَلْفَ آذَانِهِنَّ فَنَظَرَ إِلَيْهَا وَ هِيَ مُقْبِلَةٌ فَلَمَّا جَازَتْ نَظَرَ إِلَيْهَا وَ دَخَلَ فِي زُقَاقٍ قَدْ سَمَّاهُ بِبَنِي فُلَانٍ فَجَعَلَ يَنْظُرُ خَلْفَهَا وَ اعْتَرَضَ وَجْهَهُ عَظْمٌ فِي الْحَائِطِ أَوْ زُجَاجَةٌ فَشَقَّ وَجْهَهُ فَلَمَّا مَضَتِ الْمَرْأَةُ نَظَرَ فَإِذَا الدِّمَاءُ تَسِيلُ عَلَى صَدْرِهِ وَ ثَوْبِهِ فَقَالَ وَ اللَّهِ لآَتِيَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ لَأُخْبِرَنَّهُ قَالَ فَأَتَاهُ فَلَمَّا رَآهُ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ لَهُ مَا هَذَا فَأَخْبَرَهُ فَهَبَطَ جَبْرَئِيلُ ع بِهَذِهِ الْآيَةِ قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ‏ (1)

از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است كه جوانى از انصار در مسير خود با زنى روبرو شد. در آن زمان، زنان مقنعه خود را در پشت گوش ها قرار مى‏ دادند [که طبعا گردن و مقدارى از سينه آنها نمايان مى‏ شد]. چهره آن زن نظر آن جوان را به خود جلب كرد و چشم خود را به او دوخت. هنگامى كه زن گذشت، جوان هم چنان با چشمان خود او را بدرقه مى‏ كرد در حالى كه راه خود را ادامه مى‏ داد تا اينكه وارد كوچه تنگى شد و باز همچنان به پشت سر خود نگاه مى‏ كرد! ناگهان صورتش به ديوار خورد و تيزى استخوان يا قطعه شيشه‏ اى كه در ديوار بود، صورتش را شكافت! هنگامى كه زن گذشت، جوان به خود آمد و ديد خون از صورتش جارى است و به لباس و سينه‏ اش ريخته! با خود گفت به خدا سوگند، من خدمت پيامبر مى‏ روم و اين ماجرا را بازگو مى‏ كنم. هنگامى كه چشم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به او افتاد، فرمود: چه شده؟ و جوان ماجرا را نقل كرد. در اين هنگام جبرئيل نازل شد و این آيه را آورد که: قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ ... . (2)

شاهد این روایت، عبارت «و كان النساء يتقنعن خلف آذانهن» است که حجاب زنان زمان نزول را _پیش از نزول این آیات_ گزارش می دهد و می فرماید: زنان اینگونه بودند که روسری ها و مقنعه های خود را پشت گوششان می انداختند (که طبعا گردن و قسمت بالای سینه هویدا می شد). آیه 31 سوره نور دستور داد که این قسمت را هم با بستن روسری بپوشانند.

این روایت که صحیح السند هم هست، حداقل قدمت 1300 ساله دارد و از این منظر، گزارشش از خیلی از کتاب های لغت، پرارزش‌تر است و به ما نشان می دهد که حجاب زنان عصر نزول چه بوده، و آیه در صدد بیان چه مطلبی بوده است.

اگر به فرض مثال، تردیدی درباره معنای لغوی خمار ایجاد شود، همین گزارش های صحیح و قابل اعتماد، برای برطرف شدن تردید کافی است.

--------------------
1- الكافی، ج 5، ص 521، ح 5.
2- ترجمه از: تفسير نمونه، ج‏ 14، ص 435 و 436.

سلام
کارشناس محترم گیر کار اینجاست که شما به سوال دقت نمی کنید!
کسی در صدد انکار معنایی که گفته اید نیست.

میتوانستم بپرسم ایا در کتب لغت خمار به معنای پوشش سر امده است؟
خوب این که پاسخش روشن بود . نیاز نبود از شما بپرسم.

به همین خاطر یک جمله از راغب شاهد اورده شد که نشان می دهد خمار نه ریشه ی خمر، معنای عامی دارد و به وسیله پوشش گفته میشود. حال اینکه شما بگویید استعمال غالب ان در مورد سر است حرف دیگری است. و دلیل نمیشود خمار به وسیله ی پوشش گفته نشود.
مگر اینکه شما نشان بدهید راغب چنین چیزی نگفته است ...

در مورد روایتی که اوردید
اصلا واژه خمار در ان وجود ندارد.
اگر میخواهید نتیجه بگیرید ایه قران خواسته است سینه جیوب را بپوشانند که باز ارتباطی با معنای خمار ندارد.
اگر میخواهید بگویید واژه قناع در حدیث معادل واژه خمار در ایه قران است باز لزوما برداشت درستی نیست. خمار میتواند اعم از قناع باشد مثلا وسیله ی پوشش.
اگر میخواهید شرعی بودن قناع و وجوب ان را از حدیث استفاده کنید در روایت چنین مطلبی نیامده است. به فرض که شرعی بودن خمار را ثابت کنید اما باز سوالم بی پاسخ مانده.
سخن راغب...
اگر بخواهیم شبهات در مورد معنای خمار را بررسی کنیم میتوان همان 8 قرینه را مطرح کنم تا شما انها را دفع کنید.
البته میتوانید بگویید اینها جزو ضروریات دین است و به همین جمله اکتفا کنید که همه این قراین شاذ و بی اعتبار است. یا روایات گفته شده جعلی است و ..
اما فعلا تکلیف گفته راغب را روشن کنید تا بعد برویم سراغ شبهات دیگر...

و طاها;765110 نوشت:
کارشناس محترم گیر کار اینجاست که شما به سوال دقت نمی کنید!
بنده توجه دارم چی می نویسم دوست عزیز! مطلب همان است که عرض کردم. به حاشیه پرداختن و از متن اصلی غافل شدن، نتیجه ای ندارد. بحث ما درباره آیه کریمه است نه گفتار راغب. حالا شما می خواهید پیش فرض دیگری را تحمیل کنید، مختارید. اگر قانع نشدید، بفرمایید تا پرسشتان را به همکار دیگر ارجاع دهم تا ان شاء الله بهتر توضیح دهند و پاسخ روشن شود.

برای اینکه سوال جستار روشن باشد



ایا در لغت عرب تنها به پوشش سر خمار گفته میشود؟



بله.

زیرا اولا تمام کتب لغت موجود بررسی شدند و در هیچ کدام معنایی غیر از پوشش سر گفته نشده است.

و دوما در مستندات روایی و تاریخی دلیلی بر اینکه خمار به پوشش غیر سر دلالت کند یافت نشده است.





ایا در لغت عرب تنها به پوشش سر خمار گفته میشود؟



خیر.

زیرا اولا در فلان و فلان کتاب لغت به معنایی غیر از پوشش سر اشاره شده است.

و دوما در فلان مستند روایی یا تاریخی این معنا که خمار دلالت بر غیرسر هم میکند موجود است.

و طاها;765193 نوشت:
برای اینکه سوال جستار روشن باشد


ایا در لغت عرب تنها به پوشش سر خمار گفته میشود؟



بله.

زیرا اولا تمام کتب لغت موجود بررسی شدند و در هیچ کدام معنایی غیر از پوشش سر گفته نشده است.

و دوما در مستندات روایی و تاریخی دلیلی بر اینکه خمار به پوشش غیر سر دلالت کند یافت نشده است.





ایا در لغت عرب تنها به پوشش سر خمار گفته میشود؟



خیر.

زیرا اولا در فلان و فلان کتاب لغت به معنایی غیر از پوشش سر اشاره شده است.

و دوما در فلان مستند روایی یا تاریخی این معنا که خمار دلالت بر غیرسر هم میکند موجود است.

این، بسان قاشق دور سر چرخاندن است! نیاز نیست مطلبی به این سادگی را این قدر پیچیده کنید! مگر اینکه بخواهید مسیری برای تحمیل پیش‌فرضتان پیدا کنید!

هدف، فهم معنای عبارت «... وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ ... (نور/31)» است. هم از کتاب های لغت، و هم از شان نزول آیه، به خوبی معنای این قسمت روشن می شود که توضیحش در پست‌های پیشین گذشت.

با سلام
به صراحت در پست ابتدایی گفتم به دنبال مراد ایه نیستم.
پی در پی گفتم در لغت عرب.
در سوال اصلی جستار گفته ام تنها یعنی چی؟
چگونه میتوانم سوال را مطرح کنم در حالی که شما به جای من سوال را مطرح میکنید؟

صدیقین;765189 نوشت:
بنده توجه دارم چی می نویسم دوست عزیز! مطلب همان است که عرض کردم. به حاشیه پرداختن و از متن اصلی غافل شدن، نتیجه ای ندارد. بحث ما درباره آیه کریمه است نه گفتار راغب. حالا شما می خواهید پیش فرض دیگری را تحمیل کنید، مختارید. اگر قانع نشدید، بفرمایید تا پرسشتان را به همکار دیگر ارجاع دهم تا ان شاء الله بهتر توضیح دهند و پاسخ روشن شود.

سلام
کارشناس عزیز بحث اصلا قانع شدن یا نشدن نیست.
اگر شما بپذیرید که من مفسر سوال خودم هستم نه شما میتوان گفتگو کرد.
به هرحا مختارید من شما را مجبور به پاسخ نکردم. دوست دارید به کارشناس دیگری ارجاع دهید.

برای اینکه حصر معنای خمار در پوشش سر اثبات شود و به عبارتی اگر کسی به سوال پست اغازین بله بگوید
نمیتواند با اوردن سند از یک یا دو کتاب لغت این حصر را اثبات کند.
حصر و به عبارتی همان کلید واژه تنها در سوال اصلی وقتی ثابت میشود که تتبع کامل صورت گرفته باشد. و بعد تمام مستندات لغوی مخالفان پاسخ داده شود

موضوع قفل شده است