معجزات گذشته چرا تكرار نمی شود؟

تب‌های اولیه

72 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
معجزات گذشته چرا تكرار نمی شود؟

سلام علیکم

سوالی مدتیه داره منو آزار میده و حتی احساس میکنم ایمانم داره کمرنگ میشه و خلاصه شک به دلم انداخته اونم اینه که چرا خداوند در قدیم گاهی قدرت خودشو به انسانها نشون میداد مثلا با مجازات یک قوم یا کمک کردن به اهل ایمان ولی امروز هیچ نشانی از حضور خدا نمی بینیم به اماکن مقدس تعرض و بی احترامی میشه ولی خدا کاری نمیکنه گاهی فکر میکنم شاید چیزایی که از قدیما میگن فقط افسانه و قصه باشه لطفا راهنمایی کنید اجرکم عندالله

با نام و یاد دوست

سلام

از اینکه سوال تان را با این مرکز درمیان گذاشتید سپاسگزاریم

در خصوص سوالی که مطرح نموده اید به اطلاع می رساند

پاسخ سوال شما در تاپیک های زیر توسط کارشناس محترم ارائه شده است:

 

چرا خدا دیگر هیچ واکنشی نشان نمی دهد ؟؟

چرا خدا کاری نمی کند؟ آیا خلاف عدالت نیست دنیا به این شکل مانده است؟

چرا با اینکه غربیها غرق در فساد وفحشا هستند ...

خواهشمندم تاپیک های فوق را به دقت مطالعه نمایید، اگر سوالی داشتید اطلاع دهید.

نکته: لطفا قبل از ارسال پرسش با جستجوی آن در سایت از عدم وجود آن اطمینان حاصل کنید.

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید

سلام بر شما

با تشکر از طرح موضوع این سوال بدینجهت نیست تا با دلایلی توضیح دهید که چرا معجزه روی نمی‌دهد از این جهت است که چرا در ذهن انسانها مفهومی عالم و قادر و عادل خلق میکنیم وقتی قرار نیست شاهد واکنشی از سوی آن مفهوم در تدبیر عالم و زندگی بشر باشیم. در حقیقت پرونده ای بنام ایمان بخداوند برای انسان باز میکنیم و زمانیکه از حاصل ایمان سوال می‌شود با ذکر دلایلی پرونده بسته و به دنیای دیگر ارجاع داده می‌شود بعبارت دیگر وقتی شواهد و متعلقات عالم با وجود و بدون وجود یک مفهوم علی السویه است دلیل اصرار بر جاری بودن هدف و علم در تدبیر عالم چیست؟

 

سلام علیکم

سوالی مدتیه داره منو آزار میده و حتی احساس میکنم ایمانم داره کمرنگ میشه و خلاصه شک به دلم انداخته اونم اینه که چرا خداوند در قدیم گاهی قدرت خودشو به انسانها نشون میداد مثلا با مجازات یک قوم یا کمک کردن به اهل ایمان ولی امروز هیچ نشانی از حضور خدا نمی بینیم به اماکن مقدس تعرض و بی احترامی میشه ولی خدا کاری نمیکنه گاهی فکر میکنم شاید چیزایی که از قدیما میگن فقط افسانه و قصه باشه لطفا راهنمایی کنید اجرکم عندالله

سلام

افراد مومن می دونند که خدا پشت همه ی اتفاقات است.  ولی اینکه چرا ما معجزات رو نمی بینیم باید بگیم که معجزات به صورت عام در زندگی ما هم وجود دارند ولی ما اسم معجزه روی اون نمیذاریم. 

اما دسته ای از معجزات مثل معجزات پیامبران(نه در همه ی موارد)  که نمود بیشتری دارند برای اثبات نبوت اونها بوده، طبیعی است که چون پیامبران دیگه مبعوث نمی شوند این جنس از معجزات هم دیگر وجود ندارد. 

---------

اینکه چرا خدا قدرت خودش را نشون نمیده باید ببینید که مقصودتون از قدرت نشان دادن چیه؟ همینکه کیهان به این عظمت برپا است نشونه ای از قدرتش نیست؟ 

گاهی اوقات هم خدا خبرهای میده به ما،  مثل نابودی اصحاب فیل که قدرت خدا رو نشون میده، ولی از کجا می دونید که خدا در زندگی روزمره ما چنین کارهای انجام نمیده؟  چون ما خبر نداریم؟ 

-------

در کل میگن چرا خدا جلوی شرور رو نمیگیره؟ خدا خیر عظیم رو ‌به خاطر شر قلیل محدود نمیکنه. اختیار انسانها رو که خیر است رو نمیگیره که جلوی شرارتهای انسان  رو بگیره. 

 

 

سلام علیکم

سوالی مدتیه داره منو آزار میده و حتی احساس میکنم ایمانم داره کمرنگ میشه و خلاصه شک به دلم انداخته اونم اینه که چرا خداوند در قدیم گاهی قدرت خودشو به انسانها نشون میداد مثلا با مجازات یک قوم یا کمک کردن به اهل ایمان ولی امروز هیچ نشانی از حضور خدا نمی بینیم به اماکن مقدس تعرض و بی احترامی میشه ولی خدا کاری نمیکنه گاهی فکر میکنم شاید چیزایی که از قدیما میگن فقط افسانه و قصه باشه لطفا راهنمایی کنید اجرکم عندالله

سلام

افراد مومن می دونند که خدا پشت همه ی اتفاقات است.  ولی اینکه چرا ما معجزات رو نمی بینیم باید بگیم که معجزات به صورت عام در زندگی ما هم وجود دارند ولی ما اسم معجزه روی اون نمیذاریم. 

اما دسته ای از معجزات مثل معجزات پیامبران(نه در همه ی موارد)  که نمود بیشتری دارند برای اثبات نبوت اونها بوده، طبیعی است که چون پیامبران دیگه مبعوث نمی شوند این جنس از معجزات هم دیگر وجود ندارد. 

---------

اینکه چرا خدا قدرت خودش را نشون نمیده باید ببینید که مقصودتون از قدرت نشان دادن چیه؟ همینکه کیهان به این عظمت برپا است نشونه ای از قدرتش نیست؟ 

گاهی اوقات هم خدا خبرهای میده به ما،  مثل نابودی اصحاب فیل که قدرت خدا رو نشون میده، ولی از کجا می دونید که خدا در زندگی روزمره ما چنین کارهای انجام نمیده؟  چون ما خبر نداریم؟ 

-------

در کل میگن چرا خدا جلوی شرور رو نمیگیره؟ خدا خیر عظیم رو ‌به خاطر شر قلیل محدود نمیکنه. اختیار انسانها رو که خیر است رو نمیگیره که جلوی شرارتهای انسان  رو بگیره. 

 

 

دوست باهوش سلام

البته ماهیت موضوع مشخصا در مورد معجزات نیست ولی بعنوان مصداقی از مفهومی که آنرا غالب بر قوانین طبیعی تعریف میکنیم قابل ارزیابی است. آنچه فرمودید صرفا باورهای اعتقادی و البته قابل احترام است ولی برای تعمیم دادن و ارزش‌گذاری آن در سطحی وسیعتر دلیل لازم است چنانچه مایل بودید با اشتیاق منتظر طرح آنها هستم ممنونم.

 

سلام علیکم

سوالی مدتیه داره منو آزار میده و حتی احساس میکنم ایمانم داره کمرنگ میشه و خلاصه شک به دلم انداخته اونم اینه که چرا خداوند در قدیم گاهی قدرت خودشو به انسانها نشون میداد مثلا با مجازات یک قوم یا کمک کردن به اهل ایمان ولی امروز هیچ نشانی از حضور خدا نمی بینیم به اماکن مقدس تعرض و بی احترامی میشه ولی خدا کاری نمیکنه گاهی فکر میکنم شاید چیزایی که از قدیما میگن فقط افسانه و قصه باشه لطفا راهنمایی کنید اجرکم عندالله

سلام

افراد مومن می دونند که خدا پشت همه ی اتفاقات است.  ولی اینکه چرا ما معجزات رو نمی بینیم باید بگیم که معجزات به صورت عام در زندگی ما هم وجود دارند ولی ما اسم معجزه روی اون نمیذاریم. 

اما دسته ای از معجزات مثل معجزات پیامبران(نه در همه ی موارد)  که نمود بیشتری دارند برای اثبات نبوت اونها بوده، طبیعی است که چون پیامبران دیگه مبعوث نمی شوند این جنس از معجزات هم دیگر وجود ندارد. 

---------

اینکه چرا خدا قدرت خودش را نشون نمیده باید ببینید که مقصودتون از قدرت نشان دادن چیه؟ همینکه کیهان به این عظمت برپا است نشونه ای از قدرتش نیست؟ 

گاهی اوقات هم خدا خبرهای میده به ما،  مثل نابودی اصحاب فیل که قدرت خدا رو نشون میده، ولی از کجا می دونید که خدا در زندگی روزمره ما چنین کارهای انجام نمیده؟  چون ما خبر نداریم؟ 

-------

در کل میگن چرا خدا جلوی شرور رو نمیگیره؟ خدا خیر عظیم رو ‌به خاطر شر قلیل محدود نمیکنه. اختیار انسانها رو که خیر است رو نمیگیره که جلوی شرارتهای انسان  رو بگیره. 

 

 

دوست باهوش سلام

البته ماهیت موضوع مشخصا در مورد معجزات نیست ولی بعنوان مصداقی از مفهومی که آنرا غالب بر قوانین طبیعی تعریف میکنیم قابل ارزیابی است. آنچه فرمودید صرفا باورهای اعتقادی و البته قابل احترام است ولی برای تعمیم دادن و ارزش‌گذاری آن در سطحی وسیعتر دلیل لازم است چنانچه مایل بودید با اشتیاق منتظر طرح آنها هستم ممنونم.

 

سلام

شما سوالتون رو دقیق مطرح کنید و ایراداتی که دارید، اگر مطلبی بود با هم بحث می کنیم. 

سلام

شما سوالتون رو دقیق مطرح کنید و ایراداتی که دارید، اگر مطلبی بود با هم بحث می کنیم. 

سلام و ارادت

البته سوال در پست سوم مطرح شده اما چون فرمودید بار دیگر عرض می‌شود : ما از یک مفهوم تعریف ناقصی ارائه داده و تمام آنچه که به تعامل بشر با محرک های محیط مربوط می‌شود را متاثر از اراده' هدفمند او میدانیم اما زمانیکه از نقش آن مفهوم در شکل گرفتن شرایط حاکم سوال می‌شود هیچ مصداق عینی و ملموس خارج از اراده' انسان و قوانین طبیعی ارائه نشده و درک تاثیرات آن مفهوم به زمانی ناشناخته ارجاع داده می‌شود اگر عالم واجد نقطه' شروع و پایان است و تأثیرپذیری مخلوقات از اراده' خداوند در این بازه قابل تعریف و درک نیست بر اساس کدام ادله موثرترین عامل در شکل گیری آنچه روی می‌دهد را خواست هدفمند خداوند تعریف میکنیم؟ بعبارت دیگر اگر تاثیر موثرترین عامل در حیات بشر قابل توضیح ، درک و لمس نیست و حذف آن تغییری در معادله ایجاد نمی‌کند آیا اصرار بر این باور ضروری و مفید است؟ ممنون

 

سلام

شما سوالتون رو دقیق مطرح کنید و ایراداتی که دارید، اگر مطلبی بود با هم بحث می کنیم. 

سلام و ارادت

البته سوال در پست سوم مطرح شده اما چون فرمودید بار دیگر عرض می‌شود : ما از یک مفهوم تعریف ناقصی ارائه داده و تمام آنچه که به تعامل بشر با محرک های محیط مربوط می‌شود را متاثر از اراده' هدفمند او میدانیم اما زمانیکه از نقش آن مفهوم در شکل گرفتن شرایط حاکم سوال می‌شود هیچ مصداق عینی و ملموس خارج از اراده' انسان و قوانین طبیعی ارائه نشده و درک تاثیرات آن مفهوم به زمانی ناشناخته ارجاع داده می‌شود اگر عالم واجد نقطه' شروع و پایان است و تأثیرپذیری مخلوقات از اراده' خداوند در این بازه قابل تعریف و درک نیست بر اساس کدام ادله موثرترین عامل در شکل گیری آنچه روی می‌دهد را خواست هدفمند خداوند تعریف میکنیم؟ بعبارت دیگر اگر تاثیر موثرترین عامل در حیات بشر قابل توضیح ، درک و لمس نیست و حذف آن تغییری در معادله ایجاد نمی‌کند آیا اصرار بر این باور ضروری و مفید است؟ ممنون

سلام 

درک شما از اراده ی خدا ناقصه. 

تمام قوانین طبیعی بر مبنای سنتهای الهی پایدارن،  اینکه اب تشنگی رو رفع میکنه

چاقو می برد و... 

هر چند توضیحات علمی هم میشه داد برای اینها. ولی برای قوانین بنیادی طبیعت هیچ توضیحی وجود ندارد.  یه ضرب مثلی هست که میگه که خدا همیشه دستکش میپوشه. 

تاثیر پذیری عالم از خداوند از طریق قوانین الهی و طبیعی جاریه.  همینکه شما الان راحت هوا رو نفس می کشید به خاطر قوانین طبیعی است که بقای اونها معلول اراده ی خداست. 

 

سلام 

درک شما از اراده ی خدا ناقصه. 

تمام قوانین طبیعی بر مبنای سنتهای الهی پایدارن،  اینکه اب تشنگی رو رفع میکنه

چاقو می برد و... 

هر چند توضیحات علمی هم میشه داد برای اینها. ولی برای قوانین بنیادی طبیعت هیچ توضیحی وجود ندارد.  یه ضرب مثلی هست که میگه که خدا همیشه دستکش میپوشه. 

تاثیر پذیری عالم از خداوند از طریق قوانین الهی و طبیعی جاریه.  همینکه شما الان راحت هوا رو نفس می کشید به خاطر قوانین طبیعی است که بقای اونها معلول اراده ی خداست. 

 

سلام

اگر منظورتان این است که درک شما از خداوند کامل است ادعای بزرگی است شاید پرسشگر محترم در مواضع خود دچار اشتباه باشند ولی این به معنای مبری بودن دیگران از خطا نیست بنظرم بهتر است بجای متهم کردن یکدیگر سعی کنیم از هم یاد بگیریم آغاز پست شما بگونه ای است که خود را بی نیاز از دانستن میدانید و این اولین کام در مسیر گمراهی است. 

 

 

 

 

 

سلام

شما سوالتون رو دقیق مطرح کنید و ایراداتی که دارید، اگر مطلبی بود با هم بحث می کنیم. 

 

سلام و ارادت

البته سوال در پست سوم مطرح شده اما چون فرمودید بار دیگر عرض می‌شود : ما از یک مفهوم تعریف ناقصی ارائه داده و تمام آنچه که به تعامل بشر با محرک های محیط مربوط می‌شود را متاثر از اراده' هدفمند او میدانیم اما زمانیکه از نقش آن مفهوم در شکل گرفتن شرایط حاکم سوال می‌شود هیچ مصداق عینی و ملموس خارج از اراده' انسان و قوانین طبیعی ارائه نشده و درک تاثیرات آن مفهوم به زمانی ناشناخته ارجاع داده می‌شود اگر عالم واجد نقطه' شروع و پایان است و تأثیرپذیری مخلوقات از اراده' خداوند در این بازه قابل تعریف و درک نیست بر اساس کدام ادله موثرترین عامل در شکل گیری آنچه روی می‌دهد را خواست هدفمند خداوند تعریف میکنیم؟ بعبارت دیگر اگر تاثیر موثرترین عامل در حیات بشر قابل توضیح ، درک و لمس نیست و حذف آن تغییری در معادله ایجاد نمی‌کند آیا اصرار بر این باور ضروری و مفید است؟ ممنون

 

سلام 

درک شما از اراده ی خدا ناقصه. 

تمام قوانین طبیعی بر مبنای سنتهای الهی پایدارن،  اینکه اب تشنگی رو رفع میکنه

چاقو می برد و... 

هر چند توضیحات علمی هم میشه داد برای اینها. ولی برای قوانین بنیادی طبیعت هیچ توضیحی وجود ندارد.  یه ضرب مثلی هست که میگه که خدا همیشه دستکش میپوشه. 

تاثیر پذیری عالم از خداوند از طریق قوانین الهی و طبیعی جاریه.  همینکه شما الان راحت هوا رو نفس می کشید به خاطر قوانین طبیعی است که بقای اونها معلول اراده ی خداست. 

 

ارادت 

می پذیرم که از مفهوم خداوند درک ناقصی دارم بهمین دلیل تلاش می‌کنم روزی مانند جنابعالی به مراتب کمال در خداشناسی برسم شما هم دعا کنید. 

 

سلام 

درک شما از اراده ی خدا ناقصه. 

تمام قوانین طبیعی بر مبنای سنتهای الهی پایدارن،  اینکه اب تشنگی رو رفع میکنه

چاقو می برد و... 

هر چند توضیحات علمی هم میشه داد برای اینها. ولی برای قوانین بنیادی طبیعت هیچ توضیحی وجود ندارد.  یه ضرب مثلی هست که میگه که خدا همیشه دستکش میپوشه. 

تاثیر پذیری عالم از خداوند از طریق قوانین الهی و طبیعی جاریه.  همینکه شما الان راحت هوا رو نفس می کشید به خاطر قوانین طبیعی است که بقای اونها معلول اراده ی خداست. 

 

سلام

اگر منظورتان این است که درک شما از خداوند کامل است ادعای بزرگی است شاید پرسشگر محترم در مواضع خود دچار اشتباه باشند ولی این به معنای مبری بودن دیگران از خطا نیست بنظرم بهتر است بجای متهم کردن یکدیگر سعی کنیم از هم یاد بگیریم آغاز پست شما بگونه ای است که خود را بی نیاز از دانستن میدانید و این اولین کام در مسیر گمراهی است. 

سلام

نه منظور من این نبود که درک من کامل است، و من هم متهم نکردم کسی را. 

صرفا برداشت خودم از متن ایشان را انتقال دادم. احتمالا در بهترین حالت هم این کار رو انجام نداده باشم. 

سلام

شما سوالتون رو دقیق مطرح کنید و ایراداتی که دارید، اگر مطلبی بود با هم بحث می کنیم. 

 

سلام و ارادت

البته سوال در پست سوم مطرح شده اما چون فرمودید بار دیگر عرض می‌شود : ما از یک مفهوم تعریف ناقصی ارائه داده و تمام آنچه که به تعامل بشر با محرک های محیط مربوط می‌شود را متاثر از اراده' هدفمند او میدانیم اما زمانیکه از نقش آن مفهوم در شکل گرفتن شرایط حاکم سوال می‌شود هیچ مصداق عینی و ملموس خارج از اراده' انسان و قوانین طبیعی ارائه نشده و درک تاثیرات آن مفهوم به زمانی ناشناخته ارجاع داده می‌شود اگر عالم واجد نقطه' شروع و پایان است و تأثیرپذیری مخلوقات از اراده' خداوند در این بازه قابل تعریف و درک نیست بر اساس کدام ادله موثرترین عامل در شکل گیری آنچه روی می‌دهد را خواست هدفمند خداوند تعریف میکنیم؟ بعبارت دیگر اگر تاثیر موثرترین عامل در حیات بشر قابل توضیح ، درک و لمس نیست و حذف آن تغییری در معادله ایجاد نمی‌کند آیا اصرار بر این باور ضروری و مفید است؟ ممنون

 

سلام 

درک شما از اراده ی خدا ناقصه. 

تمام قوانین طبیعی بر مبنای سنتهای الهی پایدارن،  اینکه اب تشنگی رو رفع میکنه

چاقو می برد و... 

هر چند توضیحات علمی هم میشه داد برای اینها. ولی برای قوانین بنیادی طبیعت هیچ توضیحی وجود ندارد.  یه ضرب مثلی هست که میگه که خدا همیشه دستکش میپوشه. 

تاثیر پذیری عالم از خداوند از طریق قوانین الهی و طبیعی جاریه.  همینکه شما الان راحت هوا رو نفس می کشید به خاطر قوانین طبیعی است که بقای اونها معلول اراده ی خداست. 

 

ارادت 

می پذیرم که از مفهوم خداوند درک ناقصی دارم بهمین دلیل تلاش می‌کنم روزی مانند جنابعالی به مراتب کمال در خداشناسی برسم شما هم دعا کنید. 

سلام

ممنون،  ولی بهتره تلاش کنید شبیه بزرگان بشید و نه مثل من. 

امیدوارم پست قبلی من باعث سوتفاهم شما نشده باشه. 

سلام

شما سوالتون رو دقیق مطرح کنید و ایراداتی که دارید، اگر مطلبی بود با هم بحث می کنیم. 

 

سلام و ارادت

البته سوال در پست سوم مطرح شده اما چون فرمودید بار دیگر عرض می‌شود : ما از یک مفهوم تعریف ناقصی ارائه داده و تمام آنچه که به تعامل بشر با محرک های محیط مربوط می‌شود را متاثر از اراده' هدفمند او میدانیم اما زمانیکه از نقش آن مفهوم در شکل گرفتن شرایط حاکم سوال می‌شود هیچ مصداق عینی و ملموس خارج از اراده' انسان و قوانین طبیعی ارائه نشده و درک تاثیرات آن مفهوم به زمانی ناشناخته ارجاع داده می‌شود اگر عالم واجد نقطه' شروع و پایان است و تأثیرپذیری مخلوقات از اراده' خداوند در این بازه قابل تعریف و درک نیست بر اساس کدام ادله موثرترین عامل در شکل گیری آنچه روی می‌دهد را خواست هدفمند خداوند تعریف میکنیم؟ بعبارت دیگر اگر تاثیر موثرترین عامل در حیات بشر قابل توضیح ، درک و لمس نیست و حذف آن تغییری در معادله ایجاد نمی‌کند آیا اصرار بر این باور ضروری و مفید است؟ ممنون

 

سلام 

درک شما از اراده ی خدا ناقصه. 

تمام قوانین طبیعی بر مبنای سنتهای الهی پایدارن،  اینکه اب تشنگی رو رفع میکنه

چاقو می برد و... 

هر چند توضیحات علمی هم میشه داد برای اینها. ولی برای قوانین بنیادی طبیعت هیچ توضیحی وجود ندارد.  یه ضرب مثلی هست که میگه که خدا همیشه دستکش میپوشه. 

تاثیر پذیری عالم از خداوند از طریق قوانین الهی و طبیعی جاریه.  همینکه شما الان راحت هوا رو نفس می کشید به خاطر قوانین طبیعی است که بقای اونها معلول اراده ی خداست. 

 

ارادت 

می پذیرم که از مفهوم خداوند درک ناقصی دارم بهمین دلیل تلاش می‌کنم روزی مانند جنابعالی به مراتب کمال در خداشناسی برسم شما هم دعا کنید. 

سلام

ممنون،  ولی بهتره تلاش کنید شبیه بزرگان بشید و نه مثل من. 

امیدوارم پست قبلی من باعث سوتفاهم شما نشده باشه. 

سلام بر شما

خیر مشکلی نیست ولی آنچه بیشتر آزار دهنده است گره زدن بحث عقلانی و منطقی به باورهای شخصی اثبات نشده از سوی شماست واقعا نقش خداوند در برنده بودن چاقو که محصول دست بشر است چیست؟ لطفا دلیل خارج از حوزه' اعتقادات بیاورید باور بفرمایید با ضرب المثل نمی‌توان ادعایی را اثبات کرد. 

 

 

سلام

شما سوالتون رو دقیق مطرح کنید و ایراداتی که دارید، اگر مطلبی بود با هم بحث می کنیم. 

 

سلام و ارادت

البته سوال در پست سوم مطرح شده اما چون فرمودید بار دیگر عرض می‌شود : ما از یک مفهوم تعریف ناقصی ارائه داده و تمام آنچه که به تعامل بشر با محرک های محیط مربوط می‌شود را متاثر از اراده' هدفمند او میدانیم اما زمانیکه از نقش آن مفهوم در شکل گرفتن شرایط حاکم سوال می‌شود هیچ مصداق عینی و ملموس خارج از اراده' انسان و قوانین طبیعی ارائه نشده و درک تاثیرات آن مفهوم به زمانی ناشناخته ارجاع داده می‌شود اگر عالم واجد نقطه' شروع و پایان است و تأثیرپذیری مخلوقات از اراده' خداوند در این بازه قابل تعریف و درک نیست بر اساس کدام ادله موثرترین عامل در شکل گیری آنچه روی می‌دهد را خواست هدفمند خداوند تعریف میکنیم؟ بعبارت دیگر اگر تاثیر موثرترین عامل در حیات بشر قابل توضیح ، درک و لمس نیست و حذف آن تغییری در معادله ایجاد نمی‌کند آیا اصرار بر این باور ضروری و مفید است؟ ممنون

 

سلام 

درک شما از اراده ی خدا ناقصه. 

تمام قوانین طبیعی بر مبنای سنتهای الهی پایدارن،  اینکه اب تشنگی رو رفع میکنه

چاقو می برد و... 

هر چند توضیحات علمی هم میشه داد برای اینها. ولی برای قوانین بنیادی طبیعت هیچ توضیحی وجود ندارد.  یه ضرب مثلی هست که میگه که خدا همیشه دستکش میپوشه. 

تاثیر پذیری عالم از خداوند از طریق قوانین الهی و طبیعی جاریه.  همینکه شما الان راحت هوا رو نفس می کشید به خاطر قوانین طبیعی است که بقای اونها معلول اراده ی خداست. 

 

ارادت 

می پذیرم که از مفهوم خداوند درک ناقصی دارم بهمین دلیل تلاش می‌کنم روزی مانند جنابعالی به مراتب کمال در خداشناسی برسم شما هم دعا کنید. 

سلام

ممنون،  ولی بهتره تلاش کنید شبیه بزرگان بشید و نه مثل من. 

امیدوارم پست قبلی من باعث سوتفاهم شما نشده باشه. 

سلام بر شما

خیر مشکلی نیست ولی آنچه بیشتر آزار دهنده است گره زدن بحث عقلانی و منطقی به باورهای شخصی اثبات نشده از سوی شماست واقعا نقش خداوند در برنده بودن چاقو که محصول دست بشر است چیست؟ لطفا دلیل خارج از حوزه' اعتقادات بیاورید باور بفرمایید با ضرب المثل نمی‌توان ادعایی را اثبات کرد. 

سلام

بذارید یه سوال از شما بپرسم،  چرا آب توی دمای صد درجه در فشار یک اتمسفر به جوش میاد؟(البته ما نقطه جوش آب رو به صورت قراردادی صد درجه می نامیم ولی توی بحث من الان این نکته مهم نیست). 

 

شما ممکنه بر اساس علم شیمی و بعدا فیزیک توضیحاتی بدهید، ولی نهایتا به قوانینی می رسید که در تبیین اون ناتوانید(یعنی دانشمندان ناتوانند،  مقصودم شما نیستید). 

یعنی نهایتا قوانین علم خلاصه میشه در چند قانون.  که با این قوانین بقیه چیزها رو توضیح می دید. 

حالا سوال در مورد خود قوانینه،  خود قوانین ایا بقای همدیگه رو تضمین می کنند؟ یعنی ایا مجموعه ی قوانین، میتوانند با هم و بدون خدا خودشون رو توضیح دهند؟ 

به اصطلاح چرا مثلا قوانین گرانش (یا قوانین بنیادی دیگری) به این شکل عمل می کنند؟ چرا اصلا وجود دارند؟  چرا بقا دارند، یعنی در طول زمان بقا دارند؟  چی بقای اونها رو تضمین میکنه؟  ایا خودشون این بقا رو توضیح می دهند؟ 

 

واضحا با درک علمی چنین سوالاتی پاسخ داده نمیشه و علم نهایتا از پاسخ به چرایی قوانین بنیادی درمانده است، نهایتا همینی است که است(مثل ریچارد فاینمن برنده ی جایزه ی نوبل که زمانی که بهش گفتند چرا نظریه کوانتوم اینجوری عمل میکنه،  گفت طبیعت همینی هست که هست و ما نمیدونیم چرا اینطور کار میکنه). 

 بهترین جواب به نظر اینه که  یک علت العللی است که بقای قوانین طبیعی،  معلول اراده ی اون است. 

 

فرض کنید یکی از این قوانین بنیادی این باشد که آب تشنگی را رفع کند(یا چاقو باعث برندگی شود) (اینها البته  قانون بنیادی نیستند و توسط چیزهای دیگر توضیح داده میشه ولی برای سهولت بحث و اینکه درگیر مسائل تکنیکی نشویم،  فرض کنید اینها یک قانون بنیادی است). 

همینکه خدا باعث ماندگاری و بقای چنین قانونی است، یعنی در هر لحظه لطفش و تاثیرپذیریش در زندگی ما کاملا حس می شود. 

ولی ما معمولا چنین تاثیری را حس نمیکنیم، چون اینقدر عادت کردیم که متوجه اش نمی شویم.  ولی اگر عصا مار شود همه بسیار متعجب میکنیم که چه کار خارق العاده ای انجام شد. 

سلام ، ببخشید اگر با صراحت صحبت میکنم احتمالا شما ماهیت موضوع را بخوبی دریافت نکردید شما قصد دارید وجود علت اول را اثبات نمایید در حالیکه من آنرا انکار نکردم باور دارم تصور پدید آمدن هستی بدون در نظر گرفتن علت چرخه ای باطل است اما در اینکه این علت با تکیه بر علم و با هدف خاصی چنین نظامی را پدید آورده باید تامل و آنرا اثبات نمود. اگر باور ما چنین است که هر معلولی درست همانجایی است که از قبل برایش تعریف شده و مجموعه' معلول ها برای تامین هدفی مشخص خلق و در کنار هم قرار گرفته اند باید توان اثبات آنرا داشته باشیم در غیر اینصورت صرفا ادعایی است که از جهت باور شخصی قابل احترام است نه بیشتر تشکر. 

 

سلام

​​​​​​وقتی مطلب را ذخیره میکنی و چیزی نمایش داده نمی‌شود مقصر کیست؟ نویسنده' مطلب، سایت، شبکه یا دلیلی وجود دارد که روشن نیست ببخشید با صراحت عرض میکنم ظاهرا ماهیت موضوع را بدرستی دریافت نکردید شما قصد دارید وجود علت اول را اثبات نمایید در حالیکه من آنرا انکار نکردم و باور دارم تصور پدید آمدن هستی بدون وجود علت ورود به چرخه ای باطل است اما اگر علت را مجهز به علم و هدفمند می‌دانیم باید آنرا اثبات نماییم این اعتقاد که هر معلولی درست همانجا قرار دارد که از قبل تعیین شده و مجموعه' معلولها برای تامین هدفی خاص خلق شده اند تا اثبات صرفا بعنوان یک باور شخصی قابل احترام است نه بیشتر تشکر. 

 

دوست باهوش سلام

وقتی دوبار مطلب را ذخیره میکنی و چیزی نمایش داده نمی‌شود مقصر کیست؟ نویسنده، سایت، مخاطب، شبکه یا دلیل دیگری دارد که روشن نیست ببخشید ولی ظاهرا شما ماهیت موضوع را درست دریافت نکردید شما قصد دارید وجود علت اول را اثبات نمایید در حالیکه من آنرا انکار نکردم و باور دارم تصور پدید آمدن هستی بدون در نظر گرفتن علت ، ورود به چرخه ای باطل است اما اگر علت را مجهز به علم و هدفمند می‌دانیم لازم است اثبات شود این اعتقاد که هر معلولی درست همانجا قرار دارد که از قبل تعیین شده و مجموعه' معلولها برای تامین هدفی خاص در کنار یکدیگر خلق شده اند تا اثبات صرفا بعنوان باور شخصی قابل احترام است نه بیشتر تشکر. 

 

(1)

سلام علیکم

از آنجا که کارشناس محترم فرصت یا تمایل برای پرداختن به موضوع ندارند سعی میشود بطور اجمال و البته منصفانه و در حد وسع نکاتی تقدیم شود. در کتب ادیان مختلف به معجزات پیامبران اشاره شده است اعمالی که انجام آنها مستلزم نقض قوانین طبیعی حاکم بر ماده و جهان میباشد و خارج از قدرت و توان انسانهاست. اینکه چنین معجزاتی روی داده یا از سوی نزدیکان برای تبلیغ رسالت نشر داده شده امری اعتقادی است اما هنوز در جذب و اعتماد انسان به دین تاثیرگذار میباشد پیامبران برای اثبات رسالت خود به معجزات استناد و آنرا نشانه ای از قدرت خداوند معرفی می‌کردند باید پذیرفت تاثیر وقوع معجزات مقطعی و صرفا بر انسان‌هایی است که شاهد آن بوده اند و نباید توقع داشت همان تاثیر و ارزش را برای انسانهای غایب داشته باشد حتی اگر نقل کننده' خبر ثقه و راستگو باشد ديدن یک حادثه با چشم کیفیتی دارد که با تصور آن حاصل نمی‌شود برخی با این توجیح که چون عده ای با دیدن معجزات هم ایمان نیاورده اند استدلال می‌کنند که دیدن معجزه ملاک پذیرش دین نیست و لزومی ندارد همه شاهد معجزات باشند که البته ادله' سستی است زیرا در اینصورت خداوند با آزمودن تعدادی از انسانها می‌توانست در خصوص بقیه هم حکم صادر کند و لزومی به آزمودن تک تک افراد نبود. 

ادامه دارد ... 

 

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

سوالی مدتیه داره منو آزار میده و حتی احساس میکنم ایمانم داره کمرنگ میشه و خلاصه شک به دلم انداخته اونم اینه که چرا خداوند در قدیم گاهی قدرت خودشو به انسانها نشون میداد مثلا با مجازات یک قوم یا کمک کردن به اهل ایمان ولی امروز هیچ نشانی از حضور خدا نمی بینیم به اماکن مقدس تعرض و بی احترامی میشه ولی خدا کاری نمیکنه گاهی فکر میکنم شاید چیزایی که از قدیما میگن فقط افسانه و قصه باشه لطفا راهنمایی کنید اجرکم عندالله

این سوال بدینجهت نیست تا با دلایلی توضیح دهید که چرا معجزه روی نمی‌دهد از این جهت است که چرا در ذهن انسانها مفهومی عالم و قادر و عادل خلق میکنیم وقتی قرار نیست شاهد واکنشی از سوی آن مفهوم در تدبیر عالم و زندگی بشر باشیم. در حقیقت پرونده ای بنام ایمان بخداوند برای انسان باز میکنیم و زمانیکه از حاصل ایمان سوال می‌شود با ذکر دلایلی پرونده بسته و به دنیای دیگر ارجاع داده می‌شود بعبارت دیگر وقتی شواهد و متعلقات عالم با وجود و بدون وجود یک مفهوم علی السویه است دلیل اصرار بر جاری بودن هدف و علم در تدبیر عالم چیست؟

سلام بر برادر شکسته دلم

من تمامی پُست های شما را خواندم، خب طبق آنچه که نوشته اید بحث شما این است که با فرض پذیرش خدا چرا خداوند قدرتش را به بشر نشان نمی دهد. یعنی شک شما در وجود خالق نیست. خب ما هم طبق همین فرض جلو می رویم. در خصوص مطالبی که فرمودید چند کته باید عرض کنم:

نکته اول:

وقتی ما خدا را به عنوان خالق هستی قبول داریم یعنی علم و قدرت او را هم قبول داریم، وگرنه خدای فاقد علم و قدرت را که همان «ماده» می شود را خداناباوران هم قبول دارند. انسان مومن از وجود خدا به اوصاف او و سپس افعال او می رسد، اینطور نیست که ما منتظر باشیم یک واکنشی در زندگی مان به صورت خاص از خدا ببینیم تا باور کنیم او آگاه است و قدرت دارد.

حتی خداناباوران هم این نکته را قبول دارند که اگر کسی وجود خدای زنده را بپذیرد در این شکی نمی ماند که هر آنچه اتفاق می افتد ولو در قالب قوانین طبیعی و در قالب اراده انسان، به او بر می گردد.

بنابراین اینکه شما می فرمایید واکنشی از جانب خداوند نمی بینید اما منظورتان واکنشی غیر از قوانین طبیعی است، پس یعنی همان معجزه را واکنش می دانید چون که خلاف قوانین طبیعی است. به عبارت دیگر شما اگرچه در زبان  فرموده اید که دنبال معجزه نیستید، اما من احساس می کنم در عمل دنبال معجزه ای از جانب خداوند هستید، و فقط معجزات را واکنشی از جانب خداوند می دانید.

 

نکته دوم:

شفاف به شما عرض کنم خداوند از نقض قوانین طبیعی خوشش نمی آید، اصلا فلسفه معجزه فقط برای اثبات نبوت است که راه دیگری برای اثبات آن نیست، وگرنه خداوند از ایمن آوردن مردم به خودش از طریق معجزه ابا دارد، به همین خاطر در سوره شعرا تصریح می کند که ما اگر می خواستیم می توانستیم نشانه ای بفرستیم که به تعبیر من چشم های مردم از تعجب بزند بیرون: «إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعين‏؛ اگر ما بخواهیم از آسمان بر آنان نشانه ای نازل مى‏كنيم كه گردنهايشان در برابر آن خاضع گردد(شعرا:4)

اما این ایمان های چشمی به درد نمی خورد!! معجزه در جایی مثل اثبات نبوت است که هیچ راه عقلی برای اثبات آن نیست، وگرنه هرگز انبیا برای اثبات وجود خدا، یا علم و قدرت خدا که عقل توان درک آن را دارد معجزه نکرده اند، چون اصلا خود معجزه اعتبارش به وجود خدا و حکمت اوست، بنابراین نمیشود از طریق معجزه خدا را اثبات کرد.

ایمان به خدا و اوصاف او باید نشأت گرفته از عقل باشد. به همین خاطر هر چه دین کامل تر میشود، معجزاتش هم عقلانی تر می شود.

 

نکته سوم:

اما اینکه فرمودید «شواهد و متعلقات عالم با وجود و بدون وجود یک مفهوم علی السویه است» اتفاقا اصلا علی السویه نیست. مثل این است که ما بگوییم چه روح باشد و چه نباشد فرقی نمی کند و بدن دارد این کارها را انجام میدهد، در حالی که اگر روح نبود این بدن نمیتوانست این کارها را انجام بدهد!!

این که ما عملکرد روح را که غیر مادی است نمی بینیم دلیل بر این نیست که بدن است که دارد رفتارهای ما را انجام میدهد و اگر روح نبود این بدن باز هم همینطوری رفتار می کرد!!

بنابراین همه چیز به مبانی ما بر می گردد که یک بحث عقلی است، وگرنه حتی معجزه هم در اینجا راهگشا نیست. من یادم نمی رود با یک مخاطب شیطان پرست در همین محیط مرکز ملی پاسخگویی بحث می کردم، میگفت معجزات امام رضا(ع) را دیده ام اما معتقدم اینها علت مادی ناشناخته دارد!! در یک کلام کسی که خدا را قبول دارد همه چیز را از او میداند چه طبق قوانین طبیعی باشد، و چه خلاف قوانین طبیعی، و کسی که خدا را قبول نداشته باشد هیچ چیزی را از او نمی داند چه طبیعی باشد و چه غیر طبیعی.

 

نکته چهارم:

علی رغم اینکه اعتقاد عقلانی ما می گوید همه چیز به اذن و اراده الهی جاریست اما با این حال اگر دقیق تر نگاه کنید آن واکنش های خاصی را هم که می خواهید می توانید ببینید، در حوادثی چون شفا دادن های حم اهل بیت(ع) که اشاخصش و مدارکش مشخص هستند، یا در حوادثی چون ماجرای صحرای طبس و مانند آن. اما به اینها ه عنوان یک عوامل تقویتی نگاه کنید، یعنی آنچه را عقل می گوید اینها تأیید می کنند، نه اینکه اثبات کننده باشند، راه اثبات اراده خدا عقلیست.

 

در پایان خواهش می کنم به نکته ای که عرض می کنم کاملا با دقت نگاه کنید:

وقتی خدا را به عنوان خالقی زنده قبول دارید با ندیدن معجزات یا إعمال قدرت خاص نباید ایمانتان ضعیف شود، چون معجزات دلیلی بر وجود خداوند نیستند، و شما هم که در وجود خدا شک ندارید.

 

سلام به همه و استاد مسلم گرامی

خوش اقبالی است وقتی گره ای در ذهن ایجاد میشود با کمک کلام شیوای جناب مسلم باز شود. استاد برای حداکثر بهره از محضرتان اجازه دهید سوال را شفاف تر و گام بگام مطرح کنم اول : یک علت باعث پدید آمدن هستی می‌شود دوم: انسان بعنوان بخشی از هستی به واسطه عقلانیت ، بودن خود و آنچه هست را معلول آن علت می‌داند سوم: در تعامل انسان با محرک های پیرامون تجربیاتی حاصل می‌شود که گاه متناقض و قابل پیش بینی نیست و بسته به زمان ومکان متغیر است. اگر خالق را بمعنای عام در نظر بگیریم به چه دلیل میفرمایید اگر وجود خالق را پذیرفتیم باید صفات او را هم بپذیریم در حالیکه در متعلقات دنیا و اسباب حیات هیچ نشانی از وجود هدف دیده نمی‌شود صحبت از معجزه نیست بحث کمترین نشان از تاثیر یک قدرت مسلط بر روابط حاکم بر دنیاست برای روشن تر شدن موضوع اگر بنده ادعا کنم که فلان درخت خداست شما چه استدلالی در دفاع از خدای خود خواهید داشت؟ خلاصه عرض کنم شما خالق را قادر و عالم و هدفمند میدانید و بنده خالق را فقط پدید آورنده میدانم شواهد و قرائن بیشتر موید نظر بنده است و تلقی شما از خدا صرفا اعتقادی است و عدم باور به آن نتایجی دارد که در این دنیا قابل لمس نیست ضمن تشکر از راهنمایی های شما امیدوارم توانسته باشم منظور خود را برسانم با ارادت. 

 

 

سلام

استاد نتیجه اینکه جنابعالی ادعا و نه اثبات میکنید که هستی خالقی قادر و عالم و هدفمند دارد که باید به او ایمان آورد و هرکه چنین نکند عواقب تلخ و سختی در انتظار او خواهد بود و بنده موظف هستم با این باور شخصی با احترام برخورد نمایم و بنده ادعا میکنم هستی فقط خالق دارد خالقی که از جنس ماده نیست و صرف حضورش در یک شرایط خاص هستی را پدید آورده بدون اینکه دخالتی در شکل و ماهیت مخلوقات داشته باشد و هیچ قدرتی قادر به تغییر آنچه الزامات اسباب حیات ایجاب میکند نیست مثلا نباید انتظار داشت باران کسی را خیس نکند همه در میان تعاملات بین معلول ها در گیر نتیجه ای هستیم که شرایط زمان و مکان ایجاب می‌کند و با توسل به قدرتی ناشناخته نمی‌توانیم اقتضائات لحظاتی را که در آن قرار داریم تغییر دهیم لطفا راهنمایی فرمایید ممنون. 

 

سلام علیکم سوال دوست عزیز در ابتدا طوری که بنده متوجه شدم این بود که چرا معجزات در زمان ما صورت نمیگیرند..و سایت گرامیتان پاسخهایی از قبیل چرخش هرروزه کهکشان ها و نفس کشیدن ما که همه معجزاتی هستند و ما درک دیدن صحیح اونهارو نداریم فرمودند .. ولی نکته اینجاست در زمان ما عصر رسانه و تصویر برداری کاری عام شده و با وقوع یک حادثه فیلمی گرفته میشه و در سراسر دنیا پخش..چرا در این عصر با تدبیر الهی یک واقعه ای اتفاق نمیوفته که همگان با دیدنش در رسانه ها اونرو معجزه یا تجلی خداوند بدونن اتفاقی که انجامش محال قلمداد بشه و با طرح خداوند عالم گیر و معجزه خدا معروف و زبان زد بشه تا در حداقل امکان دل مومنین شاد  و محکم تر و دل کافرین مملو از تر دید و دودلی

سلام

مطالبه' معجزه از خداوند نقض غرض و بنوعی انکار آشکار ایمان بخداست اگر به درجه ای از باور بخداوند رسیده ایم که معجزه را امری ممکن بدانیم باید تسلیم خواست پروردگار باشیم و آنچه مقدر می‌کند را بپذیریم و اگر بدلیل سستی ایمان خود طلب معجزه میکنیم باید بجای آسان‌ترین راه که ما را به یقین می‌رساند در مفهوم خالق و مخلوق تفکر بیشتری کنیم و بدانیم حتی فرستادن پیامبران لطفی است که به بشر شده است و بدون هدایت و راهنمایی انبیا هم انسان مکلف و قادر به شناخت آفریننده' هستی میباشد دین مقصد نیست میانبر است برای آنکه گام بردارد و به سوی او حرکت کند. 

 

خوش اقبالی است وقتی گره ای در ذهن ایجاد میشود با کمک کلام شیوای جناب مسلم باز شود

خیلی خیلی ممنونم برادرعزیزم، شما محبت دارید 

 اگر خالق را بمعنای عام در نظر بگیریم به چه دلیل میفرمایید اگر وجود خالق را پذیرفتیم باید صفات او را هم بپذیریم در حالیکه در متعلقات دنیا و اسباب حیات هیچ نشانی از وجود هدف دیده نمی‌شود صحبت از معجزه نیست بحث کمترین نشان از تاثیر یک قدرت مسلط بر روابط حاکم بر دنیاست برای روشن تر شدن موضوع اگر بنده ادعا کنم که فلان درخت خداست شما چه استدلالی در دفاع از خدای خود خواهید داشت؟

ببینید بحث میان ما و خداناباوران، این نیست که جهان خالق و علت دارد یا خیر؛ این را که همه قبول دارند. اساسا اختلاف ما با خداناباوران این است که این الق و علت هستی آیا عالم و آگاه است یا خیر. تمامی براهینی که ما برای اثبات خدا اقامه می کنیم از برهان نظم و امکان و وجوب و مانند آن هم برای اثبات یک خالق عالم و آگاه است، وگرنه یک علتی که هیچ درک و فهمی ندارد را که همه قبول دارند. 

برهان نظم از طریق نظم پیچیده جهان، و سنخیت بین علت و معلول، وجود یک خالق با علم و قدرت گسترده را اثبات می کند، و  برهان امکان و وجوب هم یک موجودی که از هر جهت کامل ازست را اثبات می کند، بنابراین بعد از اثبات خدا جایی برای طرح این موضوعات که هدفی از آفرینش در کار نیست نمی ماند. 

نکته اینجاست در زمان ما عصر رسانه و تصویر برداری کاری عام شده و با وقوع یک حادثه فیلمی گرفته میشه و در سراسر دنیا پخش..چرا در این عصر با تدبیر الهی یک واقعه ای اتفاق نمیوفته که همگان با دیدنش در رسانه ها اونرو معجزه یا تجلی خداوند بدونن اتفاقی که انجامش محال قلمداد بشه و با طرح خداوند عالم گیر و معجزه خدا معروف و زبان زد بشه تا در حداقل امکان دل مومنین شاد  و محکم تر و دل کافرین مملو از تر دید و دودلی

ببینید اصلا خدا به دنبال این نیست که مردم با دیدن معجزه ایمان بیاورند! اصلا ایمان آوردن به خاطر دیدن یک چیز عجیب و غریب چه ارزشی دارد؟ انسان موجودِ عاقلِ هستی است؛ باید با عقل ایمان بیاورد.

به همین اطر خود خداوند می فرماید: «إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعين‏؛ اگر بخواهیم نشانه ای از آسمان بر آنها نازل می کنیم که گردن هایشان در برابر آن خاضع شود»(شعرا:4) اما چنین ایمانی عقلانی نیست و ارزش چندانی ندارد.

اینکه می بینید انبیا برای اثبات نبوت معجزه می کنند هم از این باب است که راه دیگری غیر از معجزه برای اثبات نبوت وجود ندارد، وگرنه هرگز برای اثبات وجود خدا، توحید و یا اعتقادات دیگری ماند آن معجزه نمی کرده اند.

بنابراین واقعا اگر کسی به جای تفکر و تعقل در وجود خدا و ضرورت دین، با دیدن شفای یک بیمار ایمان بیاورد واقعا ایمانش درجه یک نیست، و به راحتی ممکن است با دیدن واقعه ای دیگر از دین برگردد! اما با این حال کسی که دنبال این نوع ایمان ها باشد می تواند در قالب یک تحقیق میدانی از کسانی که در حرم ائمه(ع) شفا گرفته اند در این خصوص به یقین برسد.

خوش اقبالی است وقتی گره ای در ذهن ایجاد میشود با کمک کلام شیوای جناب مسلم باز شود

خیلی خیلی ممنونم برادرعزیزم، شما محبت دارید 

 اگر خالق را بمعنای عام در نظر بگیریم به چه دلیل میفرمایید اگر وجود خالق را پذیرفتیم باید صفات او را هم بپذیریم در حالیکه در متعلقات دنیا و اسباب حیات هیچ نشانی از وجود هدف دیده نمی‌شود صحبت از معجزه نیست بحث کمترین نشان از تاثیر یک قدرت مسلط بر روابط حاکم بر دنیاست برای روشن تر شدن موضوع اگر بنده ادعا کنم که فلان درخت خداست شما چه استدلالی در دفاع از خدای خود خواهید داشت؟

ببینید بحث میان ما و خداناباوران، این نیست که جهان خالق و علت دارد یا خیر؛ این را که همه قبول دارند. اساسا اختلاف ما با خداناباوران این است که این الق و علت هستی آیا عالم و آگاه است یا خیر. تمامی براهینی که ما برای اثبات خدا اقامه می کنیم از برهان نظم و امکان و وجوب و مانند آن هم برای اثبات یک خالق عالم و آگاه است، وگرنه یک علتی که هیچ درک و فهمی ندارد را که همه قبول دارند. 

برهان نظم از طریق نظم پیچیده جهان، و سنخیت بین علت و معلول، وجود یک خالق با علم و قدرت گسترده را اثبات می کند، و  برهان امکان و وجوب هم یک موجودی که از هر جهت کامل ازست را اثبات می کند، بنابراین بعد از اثبات خدا جایی برای طرح این موضوعات که هدفی از آفرینش در کار نیست نمی ماند. 

سلام استاد

براهینی که نام بردید بدفعات خوانده ام آنها وحی الهی نیستند زاییده ذهن انسان هستند و بیشتر از آنکه دلیل اقامه شود اعتقاد مطرح شده است اگر شما نظمی در جهان مشاهده می‌کنید مصداق مطرح کنید تا بحث کنیم شما کارکرد چشم را نشان علم خالق میدانید در حالیکه هم اکنون ساخته های دست بشر بسیار از سازنده' خود تواناتر عمل می‌کنند اگر ممکن است به این سوال پاسخ روشن دهید که اگر من یک درخت را که خودش از زمین روییده خدا بدانم شما در رد این باور چه استدلالی خواهید داشت خدای شما چه توانایی های ملموسی دارد که این درخت ندارد؟ ممنونم. 

 

((اگر شما نظمی در جهان مشاهده می‌کنید مصداق مطرح کنید))

 

سلام

این قوانین ریاضی و فیزیک و شیمی مگر نظم نیست؟!

 

((اگر شما نظمی در جهان مشاهده می‌کنید مصداق مطرح کنید))

 

سلام

این قوانین ریاضی و فیزیک و شیمی مگر نظم نیست؟!

 

با ارادت

خیر قوانینی که نام بردید نشاندهنده' نظم نیست قراردادهایی هستند که برای تعریف روابط حاکم بر هستی تعیین شده اند زمانی می‌توان این قوانین را مستند به نظم کرد که پیش از پدید آمدن هستی وجود داشته و خلقت بر اساس آنها شکل گرفته باشد ممنون.

 

قوانین طبیعت قرارداد نیست واقعیاتی است که با آن زندگی می کنیم.

اینکه این قوانین از یک علت هوشمند منشا گرفته باشند جای سوال است.

که از طریق برهان علیت و سنخیت متوجه میشویم علتش هم هوشمند است.

از طرفی برهان احتمالات، هوشمندی را ارجح میداند.

مثلا ایت الله سبحانی بحثی درباره نظم کرده اند و به لحاظ احتمالاتی، هوشمندی را احتمال قوی تر دانسته اند.

به هر حال پایه برهان نظم، بر اساس اصل علیت است و چیز جدیدی نیست.

 

قوانین طبیعت قرارداد نیست واقعیاتی است که با آن زندگی می کنیم.

اینکه این قوانین از یک علت هوشمند منشا گرفته باشند جای سوال است.

که از طریق برهان علیت و سنخیت متوجه میشویم علتش هم هوشمند است.

از طرفی برهان احتمالات، هوشمندی را ارجح میداند.

مثلا ایت الله سبحانی بحثی درباره نظم کرده اند و به لحاظ احتمالاتی، هوشمندی را احتمال قوی تر دانسته اند.

به هر حال پایه برهان نظم، بر اساس اصل علیت است و چیز جدیدی نیست.

 

​​​​​​

سلام

قوانین هستی ظاهرا قراردادی است و می‌توانست متفاوت با آنچه اکنون هست باشد. 

 

 

قوانین طبیعت قرارداد نیست واقعیاتی است که با آن زندگی می کنیم.

اینکه این قوانین از یک علت هوشمند منشا گرفته باشند جای سوال است.

که از طریق برهان علیت و سنخیت متوجه میشویم علتش هم هوشمند است.

از طرفی برهان احتمالات، هوشمندی را ارجح میداند.

مثلا ایت الله سبحانی بحثی درباره نظم کرده اند و به لحاظ احتمالاتی، هوشمندی را احتمال قوی تر دانسته اند.

به هر حال پایه برهان نظم، بر اساس اصل علیت است و چیز جدیدی نیست.

 

با سلام و ارادت

​​​​​​مهم نیست این قوانین را قرارداد بنامیم یا واقعیت آنچه اهمیت دارد این است که بتوانیم اثبات نماییم نظم پدیده ای منحصر بفرد است که تنها در صورت حاکم بودن این قوانین در هستی تجلی خواهد یافت بعبارت دیگر لازم است استدلال کنیم نظم مفهومی اعتباری و از پیش تعریف شده است که هستی بر اساس آن و با رعایت الزاماتش خلق شده است. 

دوست گرامی براهینی که نام بردید توسط انسان ها مطرح و با گذشت زمان توسط انسانهای دیگر صیقل یافته و به ما رسیده است نه تنها منعی در به چالش کشیدن آنها وجود ندارد بلکه شاید تفکر در معنا و مفهوم آنها تکلیف هم باشد. 

 

 بعبارت دیگر لازم است استدلال کنیم نظم مفهومی اعتباری و از پیش تعریف شده است که هستی بر اساس آن و با رعایت الزاماتش خلق شده 

همین مطلب را عرض کردم.

این مطلب مورد بحث و اختلاف است که خلقت هوشمند است یا تصادفی...

افرادی با منطق احتمال به این بحث ورود کردند.

و برخی با علم منطق و فلسفه و اینها ورود به بحث داشتند.

به لحاظ منطق احتمال که عرض شد آیت الله سبحانی مفصل بحث کردند.

نسبت به بحث دیگر ، مسئله ریشه در اصل علیت و سنخیت دارد. که بحث امثال هیوم پیش می آید.

در این زمینه نیز آیت الله جوادی آملی بحث های خاص و جامعی داشتند. 

 

اگر شما نظمی در جهان مشاهده می‌کنید مصداق مطرح کنید تا بحث کنیم شما کارکرد چشم را نشان علم خالق میدانید در حالیکه هم اکنون ساخته های دست بشر بسیار از سازنده' خود تواناتر عمل می‌کنند

دو نکته باید خدمت شما عرض کنم:

اول اینکه نظمی که انسان خلق می کند کجا و نظم مخلوقات خدا کجا!!! من فقط به یک مورد اشاره می کنم. انسان بهترین پمپ های فلزی از بهترین فلزات مثل برنج و مانند آن میسازد نهایتا 20، 30 سال عمر می کند، اما خدا از جنس گوشت یک پمپ در سینه من و شما قرار داده به نام قلب که اگر مراقبت کنید 120 سال سالم می ماند، آن هم در حالی که خون را با سرعت 7500 کیلومتر در ساعت پمپاژ می کند.

قرآن می فرماید شما حتی یک پشه نمیتوانید خلق کنید، ربات ها را با مخلوقات الهی که شعور و اراده دارند و زنده اند و زاد و ولد می کنند مقایسه نکنید.

و نکته دوم اینکه همه مخلوقات انسان هم مخلوقات خدا حساب میشوند، همانطور که کارهای عجیب کامپیوتر را به خاطر اینکه انسان چنین کامپیوتری ساخته به او نسبت میدهید، تمام سازه های انسان هم به خدا نسبت داده میشود که چنین انسانی خلق کرده است.

اگر ممکن است به این سوال پاسخ روشن دهید که اگر من یک درخت را که خودش از زمین روییده خدا بدانم شما در رد این باور چه استدلالی خواهید داشت خدای شما چه توانایی های ملموسی دارد که این درخت ندارد؟ 

تبیین مسئله کمی فلسفی است ، من در قالب یک پست عرض می کنم اگر متوجه شدید که الحمدلله، و اگر متوجه نشدید باید در قالب یک تاپیک جدید به آن بپردازیم چون به موضوع تاپیک ارتباط مستقیم ندارد.

ببینید خدا خالق هستی است، و بی نیاز از علت است

موجود بی نیاز از علت یعنی موجودی که هستی و وجود عین ذات اوست، بنابراین برای وجود داشتن به غیر خودش نیازمند نیست.

وقتی موجودی هستی و وجود عین ذاتش باشد نیستی و عدم در او راه ندارد، یعنی محدود نیست، حرکت در او راه ندارد.

با یک بیان دیگر هم میشود مسئله را بیان کرد: هر موجودی اگر محدود است این محدودیت به خاطر علتش است، یعنی محدودیت علتش او را محدود کرده است، اما اگر موجودی علت نداشته باشد دیگر محدودیت ندارد، چون کسی نبوده که او را محدود کند.

سلام

چه بحث خوبی جناب مسلم احسنت بر شما

سبحان الله ! 

استاد به اعتراف خودتان انسان خالق نظم است اگر هستی منظم آفریده شده چه لزومی دارد که انسان برای آن نظم تعریف کند ضمنا با پذیرش فرضی نظم حاکم بر مخلوقات با کدام میزان نظم هستی را برتر از نظم بشریت میدانید اگر نظم محصول بشر را از معادله حذف کنیم آیا باز هم می‌توان پمپ گوشتی بدن انسان را کامل و منظم ترین پمپ تصور کرد که امکان خلق شدن داشته است و آنرا سقف تولید پمپهای گوشتی دانست ارزش‌گذاری مشروط به قیاس و قیاس نیازمند شناخت و شناخت حاصل تجربه است چگونه مفهوم نظم در هستی را اعتبار سنجی میکنید؟ اما ناتوانی انسان آیا  لزوما توانایی غیر را اثبات می‌کند؟ درست است که انسان در حال حاضر قادر به خلق پشه نیست ولی آیا اثبات شده که خداوند توان تولید فن آوریهای پیشرفته' ساخت بشر را دارد؟ با این فرق که توان محدود انسان اثبات شده و توان نامحدود خداوند هنوز در حد یک ادعا مطرح است با این توضیح نسبت دادن آنچه بشر خلق می‌کند به خداوند هم در سطح یک ادعا طبقه بندی میشود در مورد مثال درخت لطفا موضوع را به بت  گره نزنید تا از محدودیت های آن برای لوث کردن کلیت موضوع استفاده کنید ظاهر درخت را فراموش و ماهیت آنرا بعنوان یه هویت مستقل تصور کنید که خالق هستی است یعنی درخت از اول بوده و معلول نیست و جلوی چشم ما قرار دارد آیا برای خداوند بودن چیزی بیشتر از آنچه درخت دارد لازم است یا می‌توان آنرا خدا دانست نتیجه اینکه تا ماهیت خداوند به وضوح و شفاف برای قوه' ادراک انسان ملموس نباشد هیچ درکی از خدا و توان او نخواهیم داشت و آنچه مطرح می‌شود صرفا جنبه' اعتقادی داشته و مورد انتخاب قرار می‌گیرد نه مورد قبول ممنون. 

 

سلام شکسته‌دل گرامی

یک مثال بزنم:

عدسی چشم انسان بر اثر تابش ماوراء بنفش به مرور فرسوده میشه و دچار آب مروارید میشه. اما عدسی‌های ساخت انسان که از جنس شیشه‌اند چنین مشکلی رو ندارند. فکر می‌کنم سوال شما از این جنسه که چرا خدا عدسی چشم را از جنس بهتری نساخته که آب‌مروارید نیاره در حالی که مواد مقاوم‌تری هم وجود دارند برای ساخت عدسی؟

 

اینجا میشه احتمالاتی رو مطرح کرد: مثلاً بگیم اون شیشه که جنس بهتریه قابلیت رشد نداره. یا شاید اصلاً خدا می‌خواسته انسان به مرور فرسوده بشه و ....

 

خلاصه ممکنه حکمتی باشه که ندونیم.

استاد به اعتراف خودتان انسان خالق نظم است اگر هستی منظم آفریده شده چه لزومی دارد که انسان برای آن نظم تعریف کند

ببینید نظم که یک قلمبه ای در خارج نیست که به تنهایی موجود باشد! نظم هماهنگی بین اجزای یک مجموعه است، خب این را هم خدا می تواند خلق کند، هم انسان میتواند خلق کند، و...

همانطور که خالقیت انسان، خالقیت خدا را تنگ نمی کند، ایجاد نظم از سوی انسان هم مشکلی ندارد و جای خدا را تنگ نمیکند. 

ضمنا با پذیرش فرضی نظم حاکم بر مخلوقات با کدام میزان نظم هستی را برتر از نظم بشریت میدانید اگر نظم محصول بشر را از معادله حذف کنیم آیا باز هم می‌توان پمپ گوشتی بدن انسان را کامل و منظم ترین پمپ تصور کرد که امکان خلق شدن داشته است و آنرا سقف تولید پمپهای گوشتی دانست ارزش‌گذاری مشروط به قیاس و قیاس نیازمند شناخت و شناخت حاصل تجربه است

نظم به خودیِ خود قابل ادراک است، اصا لازم به مقیسه نیست. یعنی اگر انسان وجود نداشت باز هم جهان منظم بود. ایجاد نظم و درک آن در گرو وجود انسان نیست. اما در مورد مقایسه شما این بحث را مطرح کردید بنده هم مقایسه کردم.

اما ناتوانی انسان آیا  لزوما توانایی غیر را اثبات می‌کند؟ درست است که انسان در حال حاضر قادر به خلق پشه نیست ولی آیا اثبات شده که خداوند توان تولید فن آوریهای پیشرفته' ساخت بشر را دارد؟

من احساس می کنم کمی بحث گم شده است. ببینید ما اصلا از ناتوانی انسان دنبال اثبات توانایی خدا نیستیم، این بحث به خاطر درخواست مقایسه از سوی شما مطرح شد، وگرنه ضرورتی ندارد. اما در مورد اینکه خداوند توان ایجاد فن آوری های پیشرفته بشر را دارد بله راحت قابل اثبات است، هم از این طریق که خدا خالق انسان است، یعنی خالق تمام هستی اس و فرقی نمی کند با واسطه یا بی واسطه ایجاد شده باشند. و ثانیا از  طریق اینکه پیچیدگی افعال خدا خیلی بیشتر است، و ثالثا و مهمتر از دو روش پیشین اینکه خالق هسی باید به لحاظ ذات و صفات و افعال نا متناهی باشد که در پست پیشین عرض کردم.

 در مورد مثال درخت لطفا موضوع را به بت  گره نزنید تا از محدودیت های آن برای لوث کردن کلیت موضوع استفاده کنید ظاهر درخت را فراموش و ماهیت آنرا بعنوان یه هویت مستقل تصور کنید که خالق هستی است یعنی درخت از اول بوده و معلول نیست و جلوی چشم ما قرار دارد آیا برای خداوند بودن چیزی بیشتر از آنچه درخت دارد لازم است 

من متوجه منظور شما نشدم! من که از بت حرفی به میان نیاوردم!! فکر می کنم اشتباهی صورت گرفته، ببینید من نمیدانم اطلاعات فلسفی شما چقدر است، اما خواهش می کنم به دو نکته عقلی و فلسفی که خیلی دقیق هستند توجه بفرمایید.

نکته اول: ازلی بودن و اینکه موجودی از اول بوده باشد هرگز دلیلی بر خدا بودنش نیست، ملاک خدا بودن و  بی نیازی از علت چیز دیگری ست که در ادامه عرض می کنم، اما اگر فرض کنید آتشی از اول روشن بوده باشد طبیعتا حرارت آن هم از ازل وجود خواهد داشت، اما این حرارت با اینکه از روز اول بوده اما با این حال کاملا وابسته است. پس ازلی بودن ملاک بی نیازی از علت نیست.

نکته دوم: هیچ موجود محدودی که دارای تکامل و تغییر است چه نسان باشد، چه درخت باشد، چه سیاره باشد، چه ماده باشد، و چه جن باشد و چه هر چه که باشد نمیتواند خدا باشد. ما بیان مطلب کمی فلسفی و دشوار است که من در پست پشین کمی به آن اشاره کردم اما شما از محدودیت، بت برداشت کردید. پست پیشین را دوباره بخوانید، همچنین میتوانید به این تاپیک که من مسئله را مفصل تر و البته با زبان فلسفی توضیح داده ام مراجعه بفرمایید:

http://askdin.com/comment/1046936#comment-1046936

سلام

استاد بدرستی فرمودید بحث از مسیر خود خارج شده است وقتی سوال گنگ باشد نباید توقع جواب قانع کننده داشت اشتباه مرا ببخشید و اجازه دهید شفاف تر موضوع را مطرح کنم. بنظر می‌آید اختلاف از آنجا ناشی می‌شود که شما وجود خالق ناظم، مدیر، عالم و هدفمند را پیش فرض بحث قرار داده و بر مبنای آن در صدد تحکیم و نه اثبات مواضع خود هستید شما معتقدید نظم یک وجود فیزیکی ملموس نیست و من هم اشاره کردم نظم مفهومی اعتباری است و پرسیدم وقتی هیچ نمونه' تجربه شده ای که بتوان بر اساس آن شاخص های نظم را تعریف کرد وجود ندارد شما بر اساس کدام مبانی هستی را منظم تعریف میکنید اختلاف اینجا بروز می‌کند که چون هیچ تعریف منطقی از نظم وجود ندارد لذا قدرت و حکمت خداوند را واسطه قرار داده و صرف حضور خدایی حکیم را برای جاری بودن نظم در کائنات کافی میدانید بدون اینکه اشاره کنید اگر قرار بود هستی بی نظم باشد چه مختصاتی داشت بهرحال شما قائل به این نکته هستید که نظم در اجزای هستی فارغ از اینکه خالق آن خداوند است یا انسان جاری است لطفا بفرمایید اگر نظم حرکت یک رودخانه را هدایت نمی‌کرد شاهد چه تغییراتی در حرکت آن بودیم یا شما از باب اعتقاد نظم هستی را پذیرفته اید یا آنگونه که فرمودید آنرا درک کرده اید بفرمایید چگونه یک مفهوم را که هیچ مصداق عینی برای شناخت ندارد بدون قیاس ارزش‌گذاری کرده و با درک آن نام نظم بر آن نهاده اید. در ضمن بنده هرگز در مقام مقایسه نبوده و نیستم زیرا قیاس بدون شناخت اساسا ممکن نیست جنابعالی سعی داشتید با مقایسه پمپها از عالم و قادر بودن خداوند به نظم طبیعت برسید در پایان تقاضا میکنم بگونه ای وانمود نکنید که همه بر اصل وجود خالق ناظم اتفاق نظر داریم تا بتوانید با این اعتبار نظم را امری محتوم و تابعی مسلم از حضور خداوند قلمداد کنید ممنون. 

 

سلام استاد

در مورد بخش دوم صحبت‌های شما باید عرض کنم فلسفه علم آموختنی نیست از ذهن انسان می‌جوشد که امکان خطا در آن محتمل است نظرات فلاسفه در قدیم و اکنون برداشت شخصی یک انسان از هستی است وحی نیست که در اثبات نظر خود بتوانیم به آنها استناد کنیم با اینحال اگر تعریفی در فلسفه وجود دارد که اثبات شده و کمک حال شماست لطفا بکار بگیرید در فرمایش شما نکته ای بود که قابل تامل است و آن اینکه ازلی بودن بمعنای خدا بودن نیست ما هم اکنون مصداق هایی داریم که در ازلی بودن آنها شکی نیست هستند چون از اول بودند حقیقتا درک این معنا برای من دشوار است که وجودی از زمان بی آغاز بوده و هنوز هم هست و تا زمان بی پایان خواهد بود و اگر بخواهم حقیقت را بگویم چنان ترسی از این مفهوم بر من مستولی می‌شود که بناچار آنرا از فکر خود دور میکنم ولی بهر حال هست لطفا روشن پاسخ دهید شما از دخالت هدفمند و باشعور آنچه خدا میدانید در نظام هستی چه شاهدی جز آنچه به آن اعتقاد دارید میتوانید ارائه کنید اعتقاد قابل احترام است ولی تا زمانیکه قوای ادراکی انسان دلیل منطقی برای آن نیابد در سطح اعتقاد باقی میماند و انتخاب می‌شود اینگونه ادله که انسان توان درک واقعیت را ندارد و باید منتظر بماند شاید درست باشد ولی نه اکنون و نه در زمان حال ممنون. 

 

سلام

استاد مسلم اگر ممکن است یک مورد از موجودات ازلی که وجود دارند ولی خدا نیستند را نام ببرید ممنون. 

 

سلام به همه

یکی از متفکران بزرگ اسلام در بیان عقاید خود هفت تفاوت بین انسان و حیوان قائل شده اند که امروزه کودکان دبستانی هم به اشتباه بودن آن پی می‌برند از جمله انسان با دست غذا می‌خورد و حیوانات با دهان یا انسان با دو پا راه می‌رود و حیوانات روی دست و پا... این نمونه بدانجهت ذکر شد تا بدانیم آنچه بعنوان فلسفه به ما عرضه می‌شود چیزی جز تفکرات انسانهای گذشته نیست هیچ دلیلی وجود ندارد تا ما بدون تفکر و تامل آنچه از ذهن انسان دیگر تراوش شده را بپذیریم گذشتگان نظرات خود را مطرح کرده اند و ما هم مانند آنها می‌توانیم دیدگاه خود را بیان کنیم اگر آنها حق اشتباه داشتند ما هم داریم نباید تصور کرد پرونده' خلقت هستی و متعلقات آن در گذشته بسته شده و دیگر چیزی نمانده که به آن بیافزاییم هنوز سوالات بدون پاسخ و گره های باز نشده' بسیاری وجود دارد که ممکن است یکی از شما دوستان موفق به حل آن شوید. 

 

سلام بر برادر شکسته دلم 

بنظر می‌آید اختلاف از آنجا ناشی می‌شود که شما وجود خالق ناظم، مدیر، عالم و هدفمند را پیش فرض بحث قرار داده و بر مبنای آن در صدد تحکیم و نه اثبات مواضع خود هستی

خب این امر طبیعی است، بر خلاف فلسفه رایج غرب، ما بحث معجزه را هرگز اثبات کنده خدا نمیدانیم، بلکه اثبات معجزه در گرو اثبات وجود خداست. شما اگر می خواهید بر سر وجود خدا بحث کنید خب باید در یک تاپیک جدا بحث کنید، چون بدون پذیرش خالق اصلا نمیشود معجزه را، بلکه هیچ چیزی را اثبات کرد. مسائل کلام و اعتقادات پله پله بر هم بنا میشود ، و باید از پایه آنها را بر هم بنا کرد. 

شما معتقدید نظم یک وجود فیزیکی ملموس نیست و من هم اشاره کردم نظم مفهومی اعتباری است و پرسیدم وقتی هیچ نمونه' تجربه شده ای که بتوان بر اساس آن شاخص های نظم را تعریف کرد وجود ندارد شما بر اساس کدام مبانی هستی را منظم تعریف میکنید اختلاف اینجا بروز می‌کند که چون هیچ تعریف منطقی از نظم وجود ندارد لذا قدرت و حکمت خداوند را واسطه قرار داده و صرف حضور خدایی حکیم را برای جاری بودن نظم در کائنات کافی میدانید بدون اینکه اشاره کنید اگر قرار بود هستی بی نظم باشد چه مختصاتی داشت 

 اصلا بحث را سراغ نظم هم نبرید... این مباحث خودشان خیلی فصل هستند و ما را از موضوع تاپیک دور می کنند.

فقط برای اطلاع عرض می کنم که نظم مثل وجود است، ما از نظم به ناظم و از وجود به علت هستی بخش می رسیم، نه بالعکس. نظم هم نظم هدفمند است، یعنی یک هدفمندی و هماهنگی در اجزای یک مجموعه مرکب. مثلا فرض کنید اگر چشم انسان یکی از اعضایی که برای دیدن ضروری است را نداشت، این یک بی نظمی بود.

حقیقتا درک این معنا برای من دشوار است که وجودی از زمان بی آغاز بوده و هنوز هم هست و تا زمان بی پایان خواهد بود و اگر بخواهم حقیقت را بگویم چنان ترسی از این مفهوم بر من مستولی می‌شود که بناچار آنرا از فکر خود دور میکنم

این ترس و نا آرامی کاملا طبیعی است ، به همین خاطر در روایات از فکر کردن در مورد ذات خدا نهی شده و فرجام آن را کفر یا جنون دانسته اند. چون ما فقط به وجود و اوصفا خدا آن هم در حد فهم خودمان پی می بریم و هرگز راهی برای آگاهی ازذات خدا نداریم.

لطفا روشن پاسخ دهید شما از دخالت هدفمند و باشعور آنچه خدا میدانید در نظام هستی چه شاهدی جز آنچه به آن اعتقاد دارید میتوانید ارائه کنید اعتقاد قابل احترام است ولی تا زمانیکه قوای ادراکی انسان دلیل منطقی برای آن نیابد در سطح اعتقاد باقی میماند و انتخاب می‌شود اینگونه ادله که انسان توان درک واقعیت را ندارد و باید منتظر بماند شاید درست باشد ولی نه اکنون و نه در زمان حال

همانطور که در چند خط بالاتر هم عرض کردم احساس می کنم شما سیر منطقی بحث را کمی دقت نفرمودید.  شما از معجزه و دخالت خدا در هستی می خواهید به وجود خدا پی ببرید در حالی که حکمی ما تصریح کرده اند این مسیر که در غرب هم از ان بهره می برند اشتباه است، اما اگر از اثبات وجود خدا شروع کنید، تمام اینها خود به خود حل میشود.

من ابتدای تاپیک هم گمان کردم شما با فرض پذیرش خدا به دنبال نقش او هستید، اما اگر در اصل وجود خدا می خواهید بحث کنید به نظرم در یک تاپیک مستقل به بررسی برهان امکان و وجوب یا برهان نظم (هر کدام که دوست دارید) بپردازید.

استاد مسلم اگر ممکن است یک مورد از موجودات ازلی که وجود دارند ولی خدا نیستند را نام ببرید ممنون. 

فرشتگان، مثل جبرئیل، عزرائیل، و... 

سوالی مدتیه داره منو آزار میده و حتی احساس میکنم ایمانم داره کمرنگ میشه و خلاصه شک به دلم انداخته اونم اینه که چرا خداوند در قدیم گاهی قدرت خودشو به انسانها نشون میداد مثلا با مجازات یک قوم یا کمک کردن به اهل ایمان ولی امروز هیچ نشانی از حضور خدا نمی بینیم به اماکن مقدس تعرض و بی احترامی میشه ولی خدا کاری نمیکنه گاهی فکر میکنم شاید چیزایی که از قدیما میگن فقط افسانه و قصه باشه لطفا راهنمایی کنید اجرکم عندالله

هنوزم انجام میشه

با یک چیز جدید 

اگر 100 سال پیش یکی کورنا میگرفت و خوب میشدش میگفت این کار خدا بوده 

ولای حالا میگن سیستم پزشکی بوده و ....

در صورتی که خدا میتونه از اون پزشکهم استفاده کنه لازم نیست مثل قدیم اون کارو انجام بده

وبعضی از موارد معجزه واقعی نبوده و داستان بوده مثل داستان های احد اتیق دین یحود

که کلیسای کاتالیک اعلام کرده 

اگر برید وارد سایت ایران کاتالیک بشید اینارو میبینید

 

اگر قلت املایی داشتم بهبخشید

 

استاد مسلم اگر ممکن است یک مورد از موجودات ازلی که وجود دارند ولی خدا نیستند را نام ببرید ممنون. 

فرشتگان، مثل جبرئیل، عزرائیل، و... 

سلام و ارادت

استاد اینها که فرمودید مصادیق دینی و اعتقادی است لطفا نمونه ای را بفرمایید که قوه ادراک انسان توان فهم آنرا داشته باشد ممنون. 

 

استاد اینها که فرمودید مصادیق دینی و اعتقادی است لطفا نمونه ای را بفرمایید که قوه ادراک انسان توان فهم آنرا داشته باشد ممنون. 

منظورتان از آنچه که قوه درک انسان توان درک آن را داشته باشد نشدم

اگر منظورتان موجود ملموس و محسوس است، خب هیچ چیز مادی که  ازلی باشد وجود ندارد.

اما آنچه گفتم اگرچه با عقل مستقیما اثبات نمیشود، اما خلاف عقل هم نیست، یعنی عقل ابایی از این ندارد که موجدی را بپذیرد که خدا نیست اما ازلی است.

استاد اینها که فرمودید مصادیق دینی و اعتقادی است لطفا نمونه ای را بفرمایید که قوه ادراک انسان توان فهم آنرا داشته باشد ممنون. 

منظورتان از آنچه که قوه درک انسان توان درک آن را داشته باشد نشدم

اگر منظورتان موجود ملموس و محسوس است، خب هیچ چیز مادی که  ازلی باشد وجود ندارد.

اما آنچه گفتم اگرچه با عقل مستقیما اثبات نمیشود، اما خلاف عقل هم نیست، یعنی عقل ابایی از این ندارد که موجدی را بپذیرد که خدا نیست اما ازلی است.

سلام استاد مسلم بزرگوار

بله دقیقا منظورم وجودی ملموس و محسوس است ولی مادی بودن آن الزامی است که شما نتیجه گرفته و به نظر من ملحق کرده اید در حقیقت شما محسوس بودن را با مادی بودن برابر میدانید و این با درکی که از خداوند داریم در تضاد آشکار است قوه' ادراک انسان تنها قادر به درک محسوسات مادی نیست تا بتوانیم نتیجه بگیریم هر آنچه فهم میکنیم ماده است و مصادیق ازلی را به نمونه هایی ناشناخته و اعتقادی نسبت دهیم در اینصورت تلاش ما برای اثبات وجود خداوند موضوعیت خود را از دست خواهد داد. 

 

سوالی مدتیه داره منو آزار میده و حتی احساس میکنم ایمانم داره کمرنگ میشه و خلاصه شک به دلم انداخته اونم اینه که چرا خداوند در قدیم گاهی قدرت خودشو به انسانها نشون میداد مثلا با مجازات یک قوم یا کمک کردن به اهل ایمان ولی امروز هیچ نشانی از حضور خدا نمی بینیم به اماکن مقدس تعرض و بی احترامی میشه ولی خدا کاری نمیکنه گاهی فکر میکنم شاید چیزایی که از قدیما میگن فقط افسانه و قصه باشه لطفا راهنمایی کنید اجرکم عندالله

هنوزم انجام میشه

با یک چیز جدید 

اگر 100 سال پیش یکی کورنا میگرفت و خوب میشدش میگفت این کار خدا بوده 

ولای حالا میگن سیستم پزشکی بوده و ....

در صورتی که خدا میتونه از اون پزشکهم استفاده کنه لازم نیست مثل قدیم اون کارو انجام بده

وبعضی از موارد معجزه واقعی نبوده و داستان بوده مثل داستان های احد اتیق دین یحود

که کلیسای کاتالیک اعلام کرده 

اگر برید وارد سایت ایران کاتالیک بشید اینارو میبینید

 

اگر قلت املایی داشتم بهبخشید

 

سلام بر شما

قلت املایی مهم نیست این مهم است که بر اندیشه' ما مسلط نباشد اینکه میفرمایید صدسال پیش اگر بیماری شفا می یافت مردم آنرا معجزه' خداوند می‌دانستند عمومیت نداشته و در انزمان هم افرادی منکر وجود خداوند بودند حتی با مشاهده معجزات پیامبران افرادی ایمان نیاورده، کفر ورزیدند شاید فرمایش شما که پزشکان را وسیله' نزول معجزه از جانب خداوند میدانید صحیح باشد ولی تا ارایه' دلیل و اثبات آن اعتقاد شخصی محسوب شده و صرفا از این حیث معتبر و قابل احترام میباشد از مشارکت شما بسیار ممنونم. 

 

سلام به همه و استاد مسلم عزیز

استاد جسارتاً در کپی کردن مطالب در پستها بر من منت گذاشته دقت فرمایید تا انتقال ناقص کلمات خدای ناکرده بی احترامی به شما تلقی نشود در آغاز پست شماره 43 فعل "هستید" ناقص و "هستی" ذکر شده است. در خصوص فرمایشتان ایمان بخداوند دلیل نزول معجزه را توجیه می‌کند نه علت عدم نزول را لذا از شما که انسانی مومن و عالم هستید تقاضا میکنم بدون در نظر گرفتن باور بنده و بر اساس اعتقاد خویش راهنمایی فرمایید آیا دلیل عقلانی وجود دارد که دخالت هدفمند قدرتی مسلط بر قوانین طبیعی را در حیات انسانها و سایر موجودات اثبات نماید لطفا همانطور که مرا از ورود به مبحث نظم منع کردید از ادله' مرتبط مانند علت غایی موجودات برای ارائه دلیل صرف نظر بفرمایید با تشکر. 

 

سلام و عرض ادب 

بله دقیقا منظورم وجودی ملموس و محسوس است ولی مادی بودن آن الزامی است که شما نتیجه گرفته و به نظر من ملحق کرده اید در حقیقت شما محسوس بودن را با مادی بودن برابر میدانید و این با درکی که از خداوند داریم 

سلام، ولی آخه ما درک محسوس و ملموسی از خدا نداریم. اثبات خدا هم از طریق ملموس و محسوس بودن خدا نیست، بلکه درک ما از خدا درک او از طریق آقار و افعال و یا تحلیل عقلی است. اما اگر دلیل عقلی بر وجود چیزی نبود به معنای نفی آن نیست، چون بسیاری از امور از طریق دین اثبات میشوند، مثل پل صراط، و... که راه اثبات آنها فقط دینی است

 

نکته دیگر در خصوص محسوسات اینکه اصلا محسوسات در منطق و فلسفه به آن چیزهایی گفته میشود که با حواس ظاهری انسان یعنی حواس پنج گانه درک شود، بنابراین چیزی که محسوس باشد قطعا مادی است.

اما اگر منظور شما از محسوس چیز دیگری است لطفا بیشتر توضیح بدهید تا متوجه بشوم منظورتان چیست.