جمع بندی معجزاتی که نقل تاریخی و متواتر دارند

تب‌های اولیه

11 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
معجزاتی که نقل تاریخی و متواتر دارند

سلام

خسته نباشید

 

میخواستم بدانم، پیامبر اسلام، غیر از قرآن چه معجزات دیگری دارد؟

۱. معجزاتی که مد نظر بنده هست، فقط معجزات متواتر و یقینی هستند. (نه حتی نزدیک به تواتر)

۲. فرض کنید با فردی غیر مسلمان رو به رو هستید پس لطفا به آیات قرآن اشاره نکنید و فقط معجزاتی که در روایات به صورت متواتر آمده را بیان کنید.

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

میخواستم بدانم، پیامبر اسلام، غیر از قرآن چه معجزات دیگری دارد؟

۱. معجزاتی که مد نظر بنده هست، فقط معجزات متواتر و یقینی هستند. (نه حتی نزدیک به تواتر)

۲. فرض کنید با فردی غیر مسلمان رو به رو هستید پس لطفا به آیات قرآن اشاره نکنید و فقط معجزاتی که در روایات به صورت متواتر آمده را بیان کنید.

در این خصوص باید به چند نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:

تواتر به نسبت به اشخاص فرق می کند، نمیشود عدد خاصی تعیین کرد که بگوییم اگر روایتی به این تعداد نقل شد برای همه متواتر محسوب میشود.

نکته دوم:

برخی معجزات به صورت متعدد روایت شده است و برخی این تعدد را به عنوان تواتر پذیرفته اند. مثل معزه شکافتن ماه که در منابع شیعه و سنی امده است.

البته بنده به شخصه این معجزه را متواتر نمی دانم، اما تواتر یک امر شخصی است، نمیتوانم بگویم چون من با این تعداد نقل به یقین نمی رسم هیچ کس دیگری هم نباید به یقین برسد.

نکته سوم:

نکته سومی که باید توجه بفرمایید این است که تواتر مفهومی هم در حکم همان تواتر لفظی است و کار اثبات را تمام می کند. باید دقت کنید آنچه که ما برای اثبات نبوت به دنبال آن هستیم یک معجزه خاص نیست، بلکه اصل صدور معجزه است و قطعا چنین تواتری وجود دارد. بله اگر ما دنبال یقین به یک معجزه خاص بودیم باید همان متواتر می بود و با اندک تتبعی که من داشتم به نظرم معجزه خاصی (به جز قرآن) متواتر نیست. اما کثرت گزارش ها از معجزات مختلف به قدری است که به صورت تواتر مفهومی اصل وجود معجزه اثبات میشود.

البته بنده به شخصه این معجزه را متواتر نمی دانم

مگر عدد تواتر آن چند است؟

میخواهم بدانم عدد مورد نظر شما برای تواتر چه عددی است؟

تواتر مورد اختلاف است

اما گفته شده ، عدد در تواتر ملاک نیست.

 

برخی معجزات به صورت متعدد روایت شده است و برخی این تعدد را به عنوان تواتر پذیرفته اند. مثل معزه شکافتن ماه که در منابع شیعه و سنی امده است.

البته بنده به شخصه این معجزه را متواتر نمی دانم، اما تواتر یک امر شخصی است، نمیتوانم بگویم چون من با این تعداد نقل به یقین نمی رسم هیچ کس دیگری هم نباید به یقین برسد.

 

با سلام

چطور ممکنه معجزه شکاف ماه در 1400 سال پیش اتفاق افتاده باشه و بقول شما متواتر نباشه؟ چرا هیچ اثری از ذکر این واقعه نیست؟ جدیدترین معجزه باید همین شکاف ماه باشه.علاوه بر این واقعه شکاف ماه جزو اتفاقاتی هست که خیلی از  مردم در مناطق مختلف دینا که ماه براشون قابل رویت توی آسمان بود باید می دیدنش.مثل مار شدن عصای موسی نیست که فقط فرعون و زیر دستش دیده باشن.ولی میبینم که هیچ نشانه سندی  در تاریخ و یا در شعر و ادبیات هیچ مللی نداره.

این برای خودتون عجیب نیست؟

مگر عدد تواتر آن چند است؟

میخواهم بدانم عدد مورد نظر شما برای تواتر چه عددی است؟

ببینید عرض کردم تواتر عدد خاصی ندارد. تواتر یعنی شدت گزارش ها به قدری باشد که دیگر شخص شنونده احتمال خطا، دروغ یا توطئه ندهد. این به نسبت به خود شخص، و همچنین اشخاص گزارش کننده فرق ی کند. مثلا ممکن است انسان با گزارش ده نفر که خیلی به آنها اعتماد کامل دارد به این تواتر برسد، و ممکن است با 100 نفر که در مظن اتهام هستند به این تواتر نرسد. 

علاوه بر اینکه تواتر باید در همه طبقات متواتر باشد یعنی در هر نسلی به صورت متواتر آن را نقل کرده باشند، یعنی اگر امروز 2000 نفر روایت کرده باشند اما روایت این 2000 نفر به یک نفر ختم بشود این روایت متواتر نخواهد بود، بلکه باید مانند حدیث غدیر باشد که از زمان پیامبر(ص) تا به امروز در هر قرنی انسان های بسیاری آن را نقل کرده اند.

در مورد روایت شکافته شدن ماه فکر می کنم در طبقه اول حدود 6 الی 8 نفر از صحابه آن را نقل کرده اند، و این اگر چه سند را خیلی قوی می کند اما به نظرم باز نمیشود آ را متواتر دانست، اگرچه اطمینان آور است.

با سلام و احترام 

چطور ممکنه معجزه شکاف ماه در 1400 سال پیش اتفاق افتاده باشه و بقول شما متواتر نباشه؟ چرا هیچ اثری از ذکر این واقعه نیست؟ جدیدترین معجزه باید همین شکاف ماه باشه.علاوه بر این واقعه شکاف ماه جزو اتفاقاتی هست که خیلی از  مردم در مناطق مختلف دینا که ماه براشون قابل رویت توی آسمان بود باید می دیدنش.مثل مار شدن عصای موسی نیست که فقط فرعون و زیر دستش دیده باشن.ولی میبینم که هیچ نشانه سندی  در تاریخ و یا در شعر و ادبیات هیچ مللی نداره.

این برای خودتون عجیب نیست؟

ببینید در این خصوص دو نکته باید عرض کنم:

نکته اول: 

شکافتن ماه معلوم نیست که به چه صورت بوده باشد، شاید دو نیمه فقط اندکی از هم فاصله گرفته اند، چون حتی اگر دو نیمه ماه چند صد متر هم با هم فاصله گرفته باشند از اینجا این فاصله و شکاف بسیار جزئی به نظر می رسیده و باید با نگاه به آن و دقت فهمید که ماه دو نیمه شده است. بنابراین کسانی که از وقوع این معجزه خبر نداشته اند خالی از این احوال نیست که یا آن را ندیده ند، یا اگر هم دیده اند جدی نپنداشته اند، و این را ناشی از مانعی در برابر دید خودشان دانسته اند، یا اگر دیده اند و گفته اند دیگران از آنها نپذیرفته اند. الان اگر خواهر و برادر شما بگوید من دیشیب دیدم ماه دو نیم شده بود شما از او می پذیرید؟ 

بنابراین با توجه به اینکه این اگر این واقعه فقط برای کسانی که با دقت و به انتظار معجزه به ماه می نگریسته اند ملموس بوده، بینندگان آن بسیار محدود خواهند شد،  و طبیعتا حرفشان را هم کسی باور نمی کرده. بنابراین کاملا منطقی است که گزارش نشده باشد.

آن زمان که فضای مجازی و رسانه نبوده که یک نفر که گفت من دیده ام افراد معدودی که در سرتاسر جهان بوده اند هم با او همراه شوند تا یک موجی راه بیفتد و انسان یقین کند که واقعا چنین اتفاقی افتاده است. آن موقع در یک منطقه ممکن است فقط یک نفر دیده باشد و بقیه هم به حرف او اعتنایی نکنند. الان در یک لحظه مشخص چند نفر در منطقه شما نگاهشان به ماه است؟

 

نکته دوم:

نکته دومی که باید توجه بفرمایید به اعاد و شرایط انسانی نقل این ماجراست. یعنی اولا ما نمیدانیم مخاطبین پیامبر(ص) در هنگام معجزه چند نفر بوده اند و ثانیا عموم این مخاطبین مشرکین بوده اند که این معجزه برای ایمان آوردن ایشان انجام شد، بنابراین اینکه آن را نقل نکنند طبیعی است. و ثالثا روایت و نقل احادیث دوره های پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته اند به گونه ای که تا مدت ها بعد از رحلت پیامبر(ص) نقل و نوشتن حدیث ممنوع بود. و همچنین شرایط مشابه و حوادث متعددی که در طول تاریخ اتفاق افتاد به گونه ای که بخش عظیمی از گزارش های تاریخی و روایات از بین رفتند.

 

تعداد معجزه های درخواستی (نه معجزاتی که خود پیامبر بدون درخواست شدن آورده) که به صورت متواتر روایت شده حدودا چند تاست؟ کم هستند یا زیاد؟

 

تعداد معجزه های درخواستی (نه معجزاتی که خود پیامبر بدون درخواست شدن آورده) که به صورت متواتر روایت شده حدودا چند تاست؟ کم هستند یا زیاد؟

اینکه گزارش های در مورد یک معجزه خاص که به صورت درخواستی اتفاق افتاده باشد به تواتر برسد بعید میدانم، من در پست پیشین عرض کردم به جز قرآن کریم معجزه متواتر خاصی وجود ندارد.  اما اینکه آیا مجموعه معجزه هایی که به صورت درخواستی اتفاق افتاده است به اندازه ای باشد که این معجزات درخواستی به تواتر مفهومی برسد در گرو مطالعه گسترده این معجزات است که باید کارشناسان حدیث و کارشناسان تاریخ ابراز نظر کنند.

در پایان باز هم تکرار می کنم اینکه معجزات درخواستی باشد یک راه و یک قرینه است، نه اینکه اثبات معزه بودن یک خارق العاده لزوما در گرو درخواستی بودن آن باشد.

جمع بندی

پرسش:

آیا پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) غیر از قرآن معجزه دیگری دارد که گزارش های تاریخی آن به تواتر برسد؟ آیا معجزه شق القمر متواتر است؟ اگر متواتر نیست چگونه می شود ماه در آسمان شکافته شده باشد و به صورت متواتر گزارش نشده باشد؟

پاسخ:

در این خصوص باید به سه نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:

تواتر عدد خاصی ندارد. تواتر یعنی شدت گزارش ها به قدری باشد که شخص شنونده احتمال خطا، دروغ یا توطئه ندهد. طبیعتا این به نسبت به خود شخص شنونده، و همچنین اشخاص گزارش کننده فرق می کند. مثلا ممکن است انسان با گزارش ده نفر که خیلی به آنها اعتماد کامل دارد به این تواتر برسد، و ممکن است با 100 نفر که در مظان اتهام هستند به این تواتر نرسد. 

بنابراین نمیشود عدد خاصی تعیین کرد که بگوییم اگر روایتی به این تعداد نقل شد برای همه متواتر محسوب میشود.

 

نکته دوم:

نکته دومی که باید توجه بفرمایید این است که تواتر مفهومی هم در حکم همان تواتر لفظی است و کار اثبات را تمام می کند. باید دقت کنید آنچه که ما برای اثبات نبوت به دنبال آن هستیم یک معجزه خاص نیست، بلکه اصل صدور معجزه است و قطعا چنین تواتری وجود دارد.

اگرچه هر کدام از گزارش های معجزات پیامبر(صلی الله علیه و آله) به تنهایی یقین آور نیستند، اما همگی در یک محور اشتراک دارند و آن اعجاز است، یعنی همه دارد می گویند آن حضرت(صلی الله علیه و آله) معجزه کرده است، و این اصل اعجاز را به تواتر مفهومی می رساند.

بله اگر ما دنبال یقین به یک معجزه خاص بودیم باید همان متواتر می بود و با اندک تتبعی که من داشتم به نظرم معجزه خاصی (به جز قرآن) متواتر نیست. اما کثرت گزارش ها از معجزات مختلف به قدری است که به صورت تواتر مفهومی اصل وجود معجزه اثبات میشود.

 

نکته سوم:

معجزه شکافتن ماه به صورت متعدد در منابع شیعه و سنی آمده است و اگرچه کثرت گزارش ها را در حد تواتر دانسته اند، اما با قاطعیت نمی توان چنین تواتری را پذیرفت، چرا که همه گزارش ها به حدود شش تا هشت روایت می رسد.

در منابع روایی اهل سنت، ماجرای شق القمر از شش نفر نقل شده است: «انس بن مالک»، «جبیر بن مطعم»، «حذیفة بن یمان»، «ابن عباس»، «عبدالله بن عمر»، و «ابن مسعود». و اما در متون روایی شیعه این معجزه در دو کتاب امالی طوسی و تفسیر قمی آمده است.

اما در مورد اینکه چطور ممکن است این معجزه اتفاق افتاده باشد و به صورت متواتر نقل نشده باشد باید دو نکته عرض کنم:

الف)

معلوم نیست که شکافتن ماه به چه صورت بوده باشد، شاید دو نیمه فقط اندکی از هم فاصله گرفته اند، چون حتی اگر دو نیمه ماه چند صد متر هم با هم فاصله گرفته باشند از اینجا این فاصله و شکاف بسیار جزئی به نظر می رسیده و باید با نگاه به آن و دقت فهمید که ماه دو نیمه شده است. بنابراین کسانی که از وقوع این معجزه خبر نداشته اند خالی از این احتمال نیست که یا آن را ندیده اند، یا اگر هم دیده اند جدی نپنداشته اند، و این را ناشی از مانعی در برابر دید خودشان دانسته اند، یا اگر دیده اند و گفته اند دیگران از آنها نپذیرفته اند. الان اگر خواهر و برادر شما بگوید من دیشب دیدم ماه دو نیم شده بود شما از او می پذیرید؟ 

بنابراین با توجه به اینکه این اگر این واقعه فقط برای کسانی که با دقت و به انتظار معجزه به ماه می نگریسته اند ملموس بوده، بینندگان آن بسیار محدود خواهند شد،  و طبیعتا حرفشان را هم کسی باور نمی کرده. بنابراین کاملا منطقی است که گزارش نشده باشد.

آن زمان که فضای مجازی و رسانه نبوده که یک نفر که گفت من دیده ام افراد معدودی که در سرتاسر جهان بوده اند هم با او همراه شوند تا یک موجی راه بیفتد و انسان یقین کند که واقعا چنین اتفاقی افتاده است. آن موقع در یک منطقه ممکن است فقط یک نفر دیده باشد و بقیه هم به حرف او اعتنایی نکنند. برای اینکه مسئله را خوب تصور کنید، به این فکر کنید که  الان در یک لحظه مشخص چند نفر در منطقه شما نگاهشان به ماه است؟

ب)

نکته دومی که باید توجه بفرمایید به ابعاد و شرایط انسانی نقل این ماجراست. یعنی اولا ما نمیدانیم مخاطبین پیامبر(صلی الله علیه و آله) در هنگام معجزه چند نفر بوده اند و ثانیا عموم این مخاطبین مشرکین بوده اند که این معجزه برای ایمان آوردن ایشان انجام شد، بنابراین اینکه آن را نقل نکنند طبیعی است. و ثالثا روایت و نقل احادیث دوره های پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته اند به گونه ای که تا مدت ها بعد از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل و نوشتن حدیث ممنوع بود. و همچنین شرایط مشابه و حوادث متعددی که در طول تاریخ اتفاق افتاد به گونه ای که بخش عظیمی از گزارش های تاریخی و روایات از بین رفتند.

 

موضوع قفل شده است