مطالب خلاف علم در خطبه 160 نهج البلاغه

تب‌های اولیه

15 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
مطالب خلاف علم در خطبه 160 نهج البلاغه

با سلام و احترام
در خطبه 160 نهج البلاغه امام علی علیه السلام مطالبی در مورد آسمان و زمین آوردند که گویا با یافته های بشری نمیخواند لطفا در این مورد توضیح دهید:
و کیف علقت فی الهواء السماواتک و کیف مددت علی مور الماء ارضک!
اول میگن چگونه خدا آسمانها را در هوا معلق کرده است؟!!!!
دوم میگن زمین را چگونه بر امواج آب گسترده ای؟!!!
میدونیم هوا در بیرون از جو زمین نداریم و در فضا خلا هست بنابرین آویختن آسمان ها در هوا حرف بی معنی هست
دوم زمین چگونه بر امواج آب گسترده شده !!!! گویا امام فکر میکردن زمین مثل کشتی هست و زیر زمین از ی جایی به بعد کلا آبه؟!!!
ظاهر هر دو عبارت نشون میده گوینده آگاهی از نظام عالم نداره بخصوص جمله اول

با تشکر

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد محسن

جوجه اردک زشت;893832 نوشت:
با سلام و احترام
در خطبه 160 نهج البلاغه امام علی علیه السلام مطالبی در مورد آسمان و زمین آوردند که گویا با یافته های بشری نمیخواند لطفا در این مورد توضیح دهید:
و کیف علقت فی الهواء السماواتک و کیف مددت علی مور الماءارضک!
اول میگن چگونه خدا آسمانها را در هوا معلق کرده است؟!!!!
دوم میگن زمین را چگونه بر امواج آب گسترده ای؟!!!
میدونیم هوا در بیرون از جو زمین نداریم و در فضا خلا هست بنابرین آویختن آسمان ها در هوا حرف بی معنی هست
دوم زمین چگونه بر امواج آب گسترده شده !!!! گویا امام فکر میکردن زمین مثل کشتی هست و زیر زمین از ی جایی به بعد کلا آبه؟!!!
ظاهر هر دو عبارت نشون میده گوینده آگاهی از نظام عالم نداره بخصوص جمله اول
با تشکر

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و طلب توفیق الهی برای شما پرسشگر عزیز و دیگر همراهان گرامی.
به نظر می رسد مقصود امام از هوا در این جا فضا باشد نه اکسیژنی که با آن قادر به نفس کشیدن می شویم
اگر به کتاب های لغت مراجعه کنیم درباره کلمه هواء معانی گسترده و حتی متفاوتی بیان شده است.
هوا به معنای گاز، به معنای نسیم، به معنای محیط و فضای آزاد، به معنای جو آزاد، به معنای فضای مطلق، به معنای مکان میان تهی و ...آمده است.پس بیان حضرت می تواند با یکی از این معانی مطابقت داشته باشد.
و اما در باره گسترانیده شدن زمین بر روی آب همان طور که امروزه ثابت شد است کره زمین در قدیم محصور به آب بوده است و در ادامه خشکی هایی از آن نمایان و در فرایند زمان گسترانیده شد تا زمین قابلیت سکونت را بیابد پس مقصود از زمین در این جا خاک است که بر روی آب ها گسترانیده شده است.
در این صورت لزومی ندارد آن چه را که با فهم خودمان از جمله امام می فهیم بهانه اشکال به حدیث کنیم.
علاوه، چه بسیار شده است که مخاطبان روایت افراد عادی جامعه بودند از این جهت امام مطابق با فهم آن ها نکاتی را بیان می کردند.
در ضمن خطبه حضرت به ما توجه می دهد که اسرارعالم هستی دست نا یافتنی است و عقل ها در این باره دچار حیرت می شود.
بنا بر این، در ابتدا حضرت با کلماتی عامه فهم مسئله را متذکر می شود و در ادامه هشدار می دهد که انسان اگر در مسیر شناخت اسرار هستی گام بردارد، سر گردان و مبهوت می شود.
به بخشی از ادامه جملات خطبه ای که در پرسش به آن اشاره شده است توجه کنیم که فرمود:"رَجَعَ طَرْفُهُ حَسِيراً وَ عَقْلُهُ مَبْهُوراً وَ سَمْعُهُ وَالِهاً وَ فِكْرُهُ حَائِراً"
یعنی: ديده او برگشته و وا مانده،عقل او شكست خورده و گوش او از كار افتاده و انديشه او سرگردان است.
در ادامه به این نکته اشاره می کنیم که در کتاب خدا به آیاتی بر می خوریم که نسبت به خلقت آسمان ها و زمین مطالب جالبی بیان کرده است که ممکن است محل استشهاد حضرت باشد. از جمله این آیه شریفه که فرمود:"خَلَقَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها وَ أَلْقى‏ فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَميدَ بِكُمْ ..."سوره لقمان،آیه 10
یعنی: آسمان ها را بدون ستونى كه آن را ببينيد آفريد، و در زمين كوه‏ هايى افكند تا شما را نلرزاند ...در این آیه شریفه وقتی از بر افراشته شدن آسمان ها بدون ستون سخن گفته شده است،یعنی گویا به نوعی آسمان ها را بدون وساطت هیچ ستونی معلق قرار داده است.
و یا و قتی سخن از گسترانیده شدن زمین و از زیر آب بیرون آمدن آن گفته، می توان به این آیه شریفه استشهاد کرد:
"وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَيْنا فيها رَواسِيَ وَ أَنْبَتْنا فيها مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ مَوْزُون" سوره حجر،آیه 19یعنی:و زمين را گسترديم و در آن كوه‏ هاى ثابتى افكنديم و از هر گياه موزون، در آن رويانديم.
علاوه بر این مطالب،
[=tahoma][=&amp]این بیان مکرر آن امام بزرگوار است که می فرمود :[/][=&amp]"سَلُونِي عَنْ طُرُقِ السَّمَاءِ فَإِنِّي أَعْرَفُ بِهَا مِنْ طُرُقِ الْأَرْض"(1)‏[/][=&amp] [/]
[=&amp]از من بپرسيد پيش از آن كه از دستم دهيد؛زيرا من به راه هاى آسمان ،داناتر از راه هاى زمينم[/] .
[=&amp]شخصی که می گوید من به راه های آسمان داناتر از راه های زمین هستم، پس لزوما می بایستی از اسرار آفرینش در حد خودش با خبر باشد و بداند که آسمان ها و زمین چه معنایی دارد.[/]
[=&amp]ضمنا از این دست نقل قول ها که امام می فرمود از من بپرسید تا زمانی که میان شما هستم و حتی در برخی از موارد می فرمود از من بپرسید، آن چه که به زمان گذشته مربوط و آن چه به آینده مربوط است.بسیار نقل شده است.[/]
[=&amp]پس این ادعای بزرگ صرفا از کسی بر می آید که عالم به غیب و اسرار هستی باشد.و این شخص جز پیامبر یا اوصیای اطهرش شخص دیگری نمی تواند باشد.[/]
[=&amp]و البته حضرت به خوبی از عهده پاسخ هر پرسش بر می آمد .در طول تاریخ زندگانی پر برکت ایشان، حتی یک مورد هم نقل نشده است که مولای متقیان سلام الله علیه از پاسخ پرسشی طفره رفته باشد. خصوصا روزگاری که دشمنان اهل بیت تمام سعی خود را به کار می بردند تا آن بزرگواران را به نوعی بی اعتبار کنند.اما هر بار رسوا تر از قبل سر جای خود می نشستند. و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته. اللهم صل علی محمد و آل محمد.[/]
پی نوشت:
1.علامه حلی،نهج الحق و کشف الصدق،بیروت،لبنان،سال 1982 میلادی،چاپ اول،ص 240 [/]

محسن;894874 نوشت:
به نظر می رسد مقصود امام از هوا در این جا فضا باشد نه اکسیژنی که با آن قادر به نفس کشیدن می شویم
اگر به کتاب های لغت مراجعه کنیم درباره کلمه هواء معانی گسترده و حتی متفاوتی بیان شده است.
هوا به معنای گاز، به معنای نسیم، به معنای محیط و فضای آزاد، به معنای جو آزاد، به معنای فضای مطلق، به معنای مکان میان تهی و ...آمده است.پس بیان حضرت می تواند با یکی از این معانی مطابقت داشته باشد.

با سلام
لطفا بفرمایید در کدام لغت نامه معتبر هوا به معنی فضا آورده شده
دوم آیا امام نمیتوانستند مستقیم به فضا اشاره کنند؟!!!
محسن;894874 نوشت:
و اما در باره گسترانیده شدن زمین بر روی آب همان طور که امروزه ثابت شد است کره زمین در قدیم محصور به آب بوده است و در ادامه خشکی هایی از آن نمایان و در فرایند زمان گسترانیده شد تا زمین قابلیت سکونت را بیابد پس مقصود از زمین در این جا خاک است که بر روی آب ها گسترانیده شده است.

بزرگوار اینکه سطح آب اومده پایین و خشکی ها معلوم شدن یعنی خشکی ها گسترانده شدند؟!!!! خودتان قضاوت کنید که چقدر حرفتون دور از منطق هست
محسن;894874 نوشت:
آسمان ها را بدون ستونى كه آن را ببينيد آفريد، و در زمين كوه‏ هايى افكند تا شما را نلرزاند ...در این آیه شریفه وقتی از بر افراشته شدن آسمان ها بدون ستون سخن گفته شده است،یعنی گویا به نوعی آسمان ها را بدون وساطت هیچ ستونی معلق قرار داده است.

این بحث خارج موضوعه ولی این جا هم همین طور که میبینیم یک سری بحث غیر منطقی شده ب افراشته شدن زمانی معنی داره که چیزی قرار باشه بیوفته و شما با ستون نگهش داری آسمان اگر به معنای جو زمین باشه قابل افتادن نیست
اگر به معنی فضا باشه خلا که نمی افته!!!!!
جدای اینکه آسمان ها یعنی چی؟ مگر چند تا آسمانه!!! ما روی یک کره زندگی میکنیم که درون یک فضای بسیار بزرگه که معلوم نیست هنوز انتها داره یا نه

محسن;894874 نوشت:
پس این ادعای بزرگ صرفا از کسی بر می آید که عالم به غیب و اسرار هستی باشد.و این شخص جز پیامبر یا اوصیای اطهرش شخص دیگری نمی تواند باشد.

بله اگر قرار باشه اینطور جواب هایی داده بشه خیلی ها میتونن جواب بدن
محسن;894874 نوشت:
حضرت به خوبی از عهده پاسخ هر پرسش بر می آمد .در طول تاریخ زندگانی پر برکت ایشان، حتی یک مورد هم نقل نشده است که مولای متقیان سلام الله علیه از پاسخ پرسشی طفره رفته باشد. خصوصا روزگاری که دشمنان اهل بیت تمام سعی خود را به کار می بردند تا آن بزرگواران را به نوعی بی اعتبار کنند.اما هر بار رسوا تر از قبل سر جای خود می نشستند.

این عقیده شماست بنده نقد هایی به برخی مطالب دارم حتی یکی رو هم اینجا پرسیدم که کارشناسش وسط بحث دیگه ادامه ندادن حتی تاپیک بسته هم نشده فکر کنم و جوابی نمیدن
این ها شعار هست در میدن عمل پاسخ بدید از خود احادیث امام کمک بگیرید بفرمایید این جملات چ توجیه منطقی دارن؟!!!

هر علمی ، در هر برهه ای از زمان ، یک جور ادبیاتی دارد.
مثلاً پزشکی را در نظر بگیرید. درست است که موضوع این علم ، سلامت و بیماری ها است. اما مثلا در زمان ابن سینا ، این بحث ها را یکجور انجام می دادند و اکنون یک جور دیگر. با وجودیکه هر دوی آن ، پزشکی است و یک هدف دارد (سلامتی و شناخت بیماری ها و درمان آنها). اما ببینید چقدر اصطلاحات و ادبیاتشان با هم مختلف است؟

این یک امر منطقی است که هر دانشمندی در هر برهه ای از زمان که زندگی می کند ، با ادبیات و اصطلاحات رایج همان زمان بحث کند. حتی اگر علمش بسیار بیشتر از علمای زمان خودش باشد. چون اگر بخواهد با اصطلاحات پیشرفته تری صحبت کند ، قادر به برقراری ارتباط با سایر مردم و اندیشمندان زمان خود نخواهد بود و مقصود او را درک نمی کنند و نمی تواند به هدف خودش که ترویج علم باشد برسد.

ابن سینا در مقدمه یکی از کتابهایش گفته که کتابهایش خصوصا کتابهای فلسفی اش را طبق جو زمانه خودش می نوشته و نظرات اصلی خودش را نمیگفته است. و یک کتاب نوشته (همان کتاب) که در آن نظرات اصلی خودش را گفته و به بسیاری از اشکالات علوم متعارف زمان خود اشاره کرده است.
متاسفانه این کتاب از بین رفته و به دست ما نرسیده است. فقط قسمتهایی از آن باقی مانده است.

نقل قول:
[ابن سینا] در آن مقدمه فرموده است که: کتاب هایی که من نوشته ام – اشاره دارد به کتاب های شفا، نجات و حتی همین کتاب اشارات که عرفانی هم هست – حکمت عامّه است – منظور ابن سینا از «عامّه»، هم عامیانه است و هم عمومی – و من نخواستم تا شقّ عصا کنم. ابن سینا دقیقاً همین عبارات را به کار می برد [1] که به معنای این است که من نخواستم تفرقه ایجاد کنم. چون حکمت رایج و مرسوم زمان من همین حکمت [مشّاء] بود، من هم آن را برای مردم نوشتم، اما من به حکمت دیگری دست یافتم که آن، حکمت خواص است و غیر از این حکمت عامّه به شمار می آید. منظور ابن سینا از این حکمت خواص، نوعی حکمت اشراقی است.

اینجا را ببینید.

این متن عربی ، مقدمه همان کتاب ابن سینا است که موضوع فوق را بیان کرده. اگر کسی از دوستان بتواند ترجمه فرماید:

[SPOILER]المقدمة

و بعد فقد نزعت الهمة بنا إلى أن نجمع كلاما فيما اختلف أهل البحث فيه. لا نلتفت فيه لفت عصبية أو هوى أو عادة أو إلف ، و لا نبالي من مفارقة تظهر منا لما ألفه متعلمو كتب اليونانيين إلفا عن غفلة و قلة فهم ، و لما سمع منا في كتب ألفناها للعاميين من المتفلسفة المشغوفين بالمشائين الظانين أن الله لم يهد إلا إياهم ، و لم ينل رحمته سواهم ، مع اعتراف منا بفضل سلفهم [1] في تنبهه لما نام عنه ذووه و أستاذوه و في تمييزه أقسام العلوم بعضها عن بعض ، و في ترتيبه العلوم خيرا مما رتبوه ، و في إدراكه الحق في كثير من الأشياء ، و في تفطنه لأصول صحيحة سرية في أكثر العلوم ، و في اطلاعه الناس على ما بينها فيه السلف و أهل بلاده ، و ذلك أقصى ما يقدر عليه إنسان يكون أول من مد يديه إلى تمييز مخلوط ، و تهذيب مفسد ، و يحق على من بعده أن يلموا شعثه ، و يرموا ثلما يجدونه فيما بناه ، و يفرعوا أصولا أعطاها ، فما قدر من بعده على أن يفرغ نفسه عن عهده ما ورثه منه ، و ذهب عمره في تفهم ما أحسن فيه و التعصب لبعض ما فرط من تقصيره ، فهو مشغول عمره بما سلف ، ليس له مهلة يراجع فيها عقله ، و لو وجدها ما استحل أن يضع ما قاله الأولون موضع المفتقر إلى مزيد عليه أو إصلاح له أو تنقيح إياه.
و أما نحن فسهل علينا التفهم لما قالوه أول ما اشتغلنا به ، و لا يبعد أن يكون قد وقع إلينا من غير جهة اليونانيين علوم ، و كان الزمان الذي اشتغلنا فيه بذلك ريعان الحداثة ، و وجدنا من توفيق الله ما قصر علينا بسببه مدة التفطن لما أورثوه . ثم قابلنا جميع ذلك بالنمط من العلم الذي يسميه اليونانيون (المنطق) – و لا يبعد أن يكون له عند المشرقيين اسم غيره – حرفا حرفا ، فوقفنا على ما تقابل و على ما عصى و طلبنا لكل شي‏ء وجهه ، فحق ما حق و زاف ما زاف.
و لما كان المشتغلون بالعلم شديدي الاعتزاء إلى (المشائين) من اليونانيين كرهنا شق العصا و مخالفة الجمهور ، فانحزنا إليهم و تعصبنا للمشاءين إذ كانوا أولى فرقهم بالتعصب لهم ، و أكملنا ما أرادوه و قصروا فيه و لم يبلغوا أربهم منه ، و أغضينا عما تخبطوا فيه و جعلنا له وجها و مخرجا و نحن بدخلته شاعرون و على ظله واقفون . فإن جاهرنا بمخالفتهم ففي الشي‏ء الذي لم يمكن الصبر عليه ، و أما الكثير فقد غطيناه بأغطية التغافل . فمن جملة ذلك ما كرهنا أن يقف الجهال على مخالفة ما هو عندهم من الشهرة بحيث لا يشكون فيه و يشكون في النهار الواضح . و بعضه قد كان من الدقة بحيث تعمش عنه عيون عقول هؤلاء الذين في العصر ، فقد بلينا برفقة منهم عاري الفهم كأنهم خشب مسندة يرون التعمق في النظر بدعة و مخالفة المشهور ضلالة ، كأنهم الحنابلة في كتب الحديث ، لو وجدنا منهم رشيدا ثبتناه بما حققناه ، فكنا ننفعهم به و ربما تسنى لهم الإيغال في معناه فعوضونا منفعة استبدوا بالتنقير عنها.
و من جملة ما ضننا بإعلانه عابرين عليه – حق مغفول عنه يشار إليه فلا يتلقى إلا بالتعصب . فلذلك جرينا في كثير مما نحن خبراء ببجدته مجرى المساعدة دون المحاقة . و لو كان ما انكشف لنا أول ما انصببنا إلى هذا الشأن لم نبد فيه مراجعات منا لأنفسنا ، و معاودات من نظرنا – لما تبينا فيه رأيا و لاختلط علينا الرأي و سرى في عقائدنا الشك و قلنا لعل و عسى . لكنكم أصحابنا تعلمون حالنا في أول أمرنا و آخره و طول المدة التي بين حكمنا الأول و الثاني ، و إذا وجدنا صورتنا هذه فبالحري أن نثق بأكثر ما قضيناه و حكمنا به و استدركناه ، و لا سيما في الأشياء التي هي الأغراض الكبرى و الغايات القصوى التي اعتبرناها و تعقبناها مئين من المرات . و لما كانت الصورة هذه و القضية على هذه الجملة أحببنا أن نجمع كتابا يحتوي على أمهات العلم الحق الذي استنبطه من نظر كثيرا و فكر مليا و لم يكن من جودة الحدس بعيدا و اجتهد في التعصب لكثير فيما يخالفه الحق فوجد لتعصبه و ما يقوله وفاقا عند الجماعة غير نفسه ، و لا أحق بالإصغاء إليه من التعصب لطائفة إذا أخذ يصدق عليهم فإنه لا ينجيهم من العيوب إلا الصدق.
و ما جمعنا هذا الكتاب لنظهره إلا لأنفسنا – أعني الذين يقومون منا مقام أنفسنا – و أما العامة من مزاولي هذا الشأن فقد أعطيناهم في (كتاب الشفاء) ما هو كثير لهم و فوق حاجتهم ، و سنعطيهم في اللواحق ما يصلح لهم زيادة على ما أخذوه ، و على كل حال فالاستعانة بالله وحده.

[/SPOILER]
منبع


با سلام و احترام
ممنون میشم سرعت فرایند پاسخ گویی کمی بیشتر باشد
با تشکر

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

جوجه اردک زشت;893832 نوشت:
با سلام و احترام
در خطبه 160 نهج البلاغه امام علی علیه السلام مطالبی در مورد آسمان و زمین آوردند که گویا با یافته های بشری نمیخواند لطفا در این مورد توضیح دهید:
و کیف علقت فی الهواء السماواتک و کیف مددت علی مور الماءارضک!
اول میگن چگونه خدا آسمانها را در هوا معلق کرده است؟!!!!
دوم میگن زمین را چگونه بر امواج آب گسترده ای؟!!!
میدونیم هوا در بیرون از جو زمین نداریم و در فضا خلا هست بنابرین آویختن آسمان ها در هوا حرف بی معنی هست
دوم زمین چگونه بر امواج آب گسترده شده !!!! گویا امام فکر میکردن زمین مثل کشتی هست و زیر زمین از ی جایی به بعد کلا آبه؟!!!
ظاهر هر دو عبارت نشون میده گوینده آگاهی از نظام عالم نداره بخصوص جمله اول

با تشکر


سلام
تعلیق فی الهوا فرمود نه بر هوا تا آسمان به هوا معلق باشد لذا بالاتر بودن هوا را هم نمی توان در آن قائل شد
در مورد زمین هم ثابت شده پوسته زمین بر عرصه بسیار بزرگی از آب که بزرگتر از اقیانوسهاست قرار دارد
یا علیم[/][/][/]

جوجه اردک زشت;897393 نوشت:
با سلام

سلام

خطبه ۱۶۰ رو بنده نگاه کردم ولی همچین موضوعی در آن ندیدم! به هر حال:

جوجه اردک زشت;897393 نوشت:

لطفا بفرمایید در کدام لغت نامه معتبر هوا به معنی فضا آورده شده

فارسی به فارسی معین:
http://www.vajehyab.com/moein/%D9%87%D9%88%D8%A7-2

عربی به فارسی:
http://www.almaany.com/fa/dict/ar-fa/home.php?lang_name=ar-fa&word=%D8%A7%D9%84%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%A1&service=dict

جوجه اردک زشت;897393 نوشت:

دوم آیا امام نمیتوانستند مستقیم به فضا اشاره کنند؟!!!

خیر نمیتوانستند چون هنوز مردم نمیدانستند که اصلا "فضا" چیست، آیا همچین چیزی وجود دارد یا خیر!!! شاید اصلا کلمه ای که به معنی فضای امروزی باشد آن زمان در عربی میانه وجود نداشته!!!

بقیه ی مطالب شما از نظر من ارزش پاسخگویی ندارن.

جوجه اردک زشت;897393 نوشت:
با سلام
لطفا بفرمایید در کدام لغت نامه معتبر هوا به معنی فضا آورده شده
دوم آیا امام نمیتوانستند مستقیم به فضا اشاره کنند؟!!!

بزرگوار اینکه سطح آب اومده پایین و خشکی ها معلوم شدن یعنی خشکی ها گسترانده شدند؟!!!! خودتان قضاوت کنید که چقدر حرفتون دور از منطق هست

این بحث خارج موضوعه ولی این جا هم همین طور که میبینیم یک سری بحث غیر منطقی شده ب افراشته شدن زمانی معنی داره که چیزی قرار باشه بیوفته و شما با ستون نگهش داری آسمان اگر به معنای جو زمین باشه قابل افتادن نیست
اگر به معنی فضا باشه خلا که نمی افته!!!!!
جدای اینکه آسمان ها یعنی چی؟ مگر چند تا آسمانه!!! ما روی یک کره زندگی میکنیم که درون یک فضای بسیار بزرگه که معلوم نیست هنوز انتها داره یا نه

بله اگر قرار باشه اینطور جواب هایی داده بشه خیلی ها میتونن جواب بدن
این عقیده شماست بنده نقد هایی به برخی مطالب دارم حتی یکی رو هم اینجا پرسیدم که کارشناسش وسط بحث دیگه ادامه ندادن حتی تاپیک بسته هم نشده فکر کنم و جوابی نمیدن
این ها شعار هست در میدن عمل پاسخ بدید از خود احادیث امام کمک بگیرید بفرمایید این جملات چ توجیه منطقی دارن؟!!!

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام مجدد خدمت شما پرسشگر محترم و دیگر همراهان گرامی و پوزش بابت تاخیر در پاسخ
سعی کردم مطابق با اشکالاتی که داشتین پاسخی بدهم باز هم اگر اشکالی بود در حد توانم در خدمت شما خواهم بود.
پرسیده اید:
لطفا بفرمایید در کدام لغت نامه معتبر هوا به معنی فضا آورده شده. دوم آیا امام نمیتوانستند مستقیم به فضا اشاره کنند؟!!!
پاسخ:
اگر به لغت نامه فرهنگ معین رجوع کنیم، هوا به معنای فضا هم آمده است و علاوه در لغت نامه دهخدا می توان به نوعی می توان معنای فضای خالی را از واژه هوا بر گرفت. اگر چه شاید به طور مستقیم به کلمه فضا اشاره نکرده است. اما در تفاسیر این مطلب می توان از آن چه بیشتر و بهتر به مقصود می رساند، بهره گرفت.
آن جا که بعد از تفسیر معنای هوا به معانی دیگر آن می پردازد و می نویسد: هوا به معنای جَوّ میان زمین و آسمان ... فوق خاک ... و مرادف آسمان به کار رود.
پس اگر هوا به معنای جو میان زمین و آسمان یا مرادف با آسمان و فوق خاک باشد، می توان به نوعی معنای فضا را از آن اصطیاد کرد.
اما این که چرا امام مستقیما از کلمه فضا استفاده نکرد معلوم نیست و شاید به این دلیل باشد که بر گرفتن اصطلاحات مترادف یا به نوعی متقارن به هم در عربی، امری رایج است.
پرسیده اید:
بزرگوار اینکه سطح آب اومده پایین و خشکی ها معلوم شدن یعنی خشکی ها گسترانده شدند؟!!!! خودتان قضاوت کنید که چقدر حرفتون دور از منطق هست.
پاسخ:
و اما در باره گسترانیده شدن زمین بر روی آب همان طور که امروزه ثابت شده، کره زمین در زمان های گذشته محصور به آب بوده است و در ادامه آب ها فرو کشید و به طور طبیعی خشکی هایی در آن نمایان و در فرایند زمان گسترانیده شد تا قابل سکونت شود. پس جایی برای مناقشه نیست.زیرا فرقی نمی کند از این که آب فرو برود و هم زمان با آن،مرحله به مرحله بر وسعت خشکی افزوده شود گویا که سفره خاک بر روی آب پهن می شود یا که به نوع دیگری زمین برای سکونت آماده شود در هر دو صورت خدشه ای به تعبیر قرآن وارد نمی شود.
پرسیده اید:
آسمان ها را بدون ستونى كه آن را ببينيد آفريد، و در زمين كوه‏ هايى افكند تا شما را نلرزاند ...در این آیه شریفه وقتی از بر افراشته شدن آسمان ها بدون ستون سخن گفته شده است،یعنی گویا به نوعی آسمان ها را بدون وساطت هیچ ستونی معلق قرار داده است.
این بحث خارج موضوعه ولی این جا هم همین طور که میبینیم یک سری بحث غیر منطقی شده به افراشته شدن زمانی معنی داره که چیزی قرار باشه بیوفته و شما با ستون نگهش داری آسمان اگر به معنای جو زمین باشه قابل افتادن نیست اگر به معنی فضا باشه خلا که نمی افته!!!!! جدای اینکه آسمان ها یعنی چی؟ مگر چند تا آسمانه!!! ما روی یک کره زندگی میکنیم که درون یک فضای بسیار بزرگه که معلوم نیست هنوز انتها داره یا نه
پاسخ:
استخدام چنین کلماتی در بیان امام سلام الله علیه بیشتر به جهت تقریب ذهن است ما که خبر از اسرار پشت پرده عالم خلقت نداریم و آن چه را می بینم فقط به چشم ظاهر است و بر همان اساس قضاوت علمی می کنیم.
در عین حال نزد دیدگان عوام جامعه این گونه تمثیل و تنظیر ها امری رایج بوده است که سطح زمین را پایین و آسمان را افراشته و بلند می پنداشتند. به همین دلیل و بر مبنای فهم عامه، امام از این گونه جملات بهره گرفته است.
در ضمن ممکن است تعبیر آسمان ها، وجود کرات دیگر یا کهکشان ها و یا افلاکی بوده است که امروزه هر کدام در تحلیل های علمی تفاسیر خاص به خود را پیدا کرده است.
و این که می گوید آسمان ها بدون ستون آفریده شده اند، مقصود این است که ای بشر این به ظاهر سقفی که از آسمان پهناور بر سر شما قرار گرفته است، با هنر نمایی زیبای خالق متعال بدون هیچ ستونی گسترانید شده است. یا که در بالای سر شما و در فضای غیر متناهی کهکشان ها و ستاره ها و سیاره هایی موجود است که بدون هیچ پایه و ستون نگهدارنده ای معلق قرار گرفته اند و آسمانی که می بینیم از آن قبیل است و خدای متعال تدبیر امور آن ها را در دست خود گرفته و اگر لحظه ای این تدبیر دچار اختلال شود، نظام عالم به هم خواهد خورد.
در نتیجه تمام زیبایی و هیبت سقف بی انتهای آسمان وقتی است که شما هیچ ستون یا پایه و نگهدارنده ای را نبینید.
خدای متعال در قرآن فرمود:"اللَّهُ الَّذي رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْري لِأَجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُون" سوره رعد،آیه 2
یعنی خدا همان كسى است كه آسمان ها را، بدون ستون هايى كه براى شما ديدنى باشد، برافراشت، سپس بر عرش استيلا يافت (و زمام تدبير جهان را در كف قدرت گرفت) و خورشيد و ماه را مسخّر کرد، كه هر كدام تا زمان معينى حركت دارند! كارها را او تدبير مى‏كند آيات را (براى شما) تشريح مى‏نمايد شايد به لقاى پروردگارتان يقين پيدا كنيد.
به هر حال می شود گفت شاید منظور از بدون ستون بودن آسمان ها این باشد که افلاک روی افلاک و کهکشان روی کهکشان در فضایی بی کران و بدون هیچ نگهدارنده ای شناورند بدون آن که با هم برخورد یا روی هم سقوط کنند و متلاشی شوند.علاوه، تعابیر قرآن یا روایات در باره خلقت آسمان ها متنوع،لطیف و پر معنا است.
پرسیده اید:
پس این ادعای بزرگ صرفا از کسی بر می آید که عالم به غیب و اسرار هستی باشد.و این شخص جز پیامبر یا اوصیای اطهرش شخص دیگری نمی تواند باشد بله اگر قرار باشه اینطور جواب هایی داده بشه خیلی ها میتونن جواب بدن
پاسخ:
بله خیلی ها فقط می تونن ادعا کنند اما نمی توانند ادعای خود را اثبات کنند. امامی که در عصر خودش از امور غیبی و پنهانی افراد و زندگی های شان سخن می گفت و این امر برای پیروانش ثابت می شد، پس می توانست از امور غیبی مربوط به خلقت آسمان ها و زمین هم سخن بگوید. در آن زمان بودند دانشمندانی که در علوم طبیعی، ستاره شناسی و هیئت تبحر خاصی داشتند و اگر ادعای امام مطابق با واقعیت نبود، این امر از طرف آنان آشکار می شد.
مثلا در زمان های گذشته و زمان امروز نیز اگر به تقویم های نجومی دقت کنین، مسایلی از سوی منجمین مطرح می شود که با واقعیت مطابقت می کند و مردم آن را می پذیرند در حالی که منجمین انسان های عادی و بلکه در بسیاری از مسایل کاملا جاهل بودند ولی در باره حوزه کاری خود نظرات دقیقی می داده و می دهند. اما امامی که می گوید سلونی قبل ان تفقدونی یعنی تا در میان شما هستم هر چه می خواهید بپرسید و می پرسیدند و پاسخ می گرفتند پس می توانست از مسایلی خبر دهد که از دیدگان ما کاملا پوشیده است.
در ضمن ثابت شده است هر که تقوا پیشه کند و در مسیر اخلاص گام بردارد، به همان مقدار اسراری از غیب برایش آشکار می شود.
این یک واقعیت غیر قابل انکار است.اما برای اهل بیت پیامبر صلوات الله علیه که خدای متعال اراده کرده از گناهان دور باشند و آن را در قرآن و در ضمن آیه ای بیان کرده است،به طریق اولی چیزی نمی توانست پوشیده بماند.
پرسیده اید (البته بعد از نقل قسمتی از پاسخ بنده)
حضرت به خوبی از عهده پاسخ هر پرسش بر می آمد .در طول تاریخ زندگانی پر برکت ایشان، حتی یک مورد هم نقل نشده است که مولای متقیان سلام الله علیه از پاسخ پرسشی طفره رفته باشد. خصوصا روزگاری که دشمنان اهل بیت تمام سعی خود را به کار می بردند تا آن بزرگواران را به نوعی بی اعتبار کنند.اما هر بار رسوا تر از قبل سر جای خود می نشستند.
این عقیده شماست بنده نقد هایی به برخی مطالب دارم حتی یکی رو هم اینجا پرسیدم که کارشناسش وسط بحث دیگه ادامه ندادن حتی تاپیک بسته هم نشده فکر کنم و جوابی نمیدن
این ها شعار هست در میدن عمل پاسخ بدید از خود احادیث امام کمک بگیرید بفرمایید این جملات چ توجیه منطقی دارن؟!!!
پاسخ :
باز هم تکرار کنیم که اگر نخواهیم برای بیانات امام تفاسیر عرفانی و اسرار آمیزی بجوییم،بلکه آن را تنزیلی برای فهم عمومی بدانیم،باید بگوییم که استفاده از چنین تعابیری در برابر اشخاص عوام که فهم بالایی نداشتند، امری رایج است. امام نمی توانست برای مخاطبانی که رتبه معرفتی یا علمی بالایی نداشتند، مطالبی بیان کند که از عهده فهم و تحلیل آن بر نمی آمدند.
نکته پایانی:
مجددا متذکر می شویم که امام بر اساس فهم عرف آن روزگار مطالبی را بیان می کردند که اگر امروزه قرار بود در جامعه امروزی میان مردم حاضر شوند،به طور حتم مطالبی را مطابق با فهم مردم امروز بیان می کردند.
و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

محسن;899427 نوشت:
اگر به لغت نامه فرهنگ معین رجوع کنیم، هوا به معنای فضا هم آمده است و علاوه در لغت نامه دهخدا می توان به نوعی می توان معنای فضای خالی را از واژه هوا بر گرفت. اگر چه شاید به طور مستقیم به کلمه فضا اشاره نکرده است. اما در تفاسیر این مطلب می توان از آن چه بیشتر و بهتر به مقصود می رساند، بهره گرفت.
آن جا که بعد از تفسیر معنای هوا به معانی دیگر آن می پردازد و می نویسد: هوا به معنای جَوّ میان زمین و آسمان ... فوق خاک ... و مرادف آسمان به کار رود.
پس اگر هوا به معنای جو میان زمین و آسمان یا مرادف با آسمان و فوق خاک باشد، می توان به نوعی معنای فضا را از آن اصطیاد کرد.
اما این که چرا امام مستقیما از کلمه فضا استفاده نکرد معلوم نیست و شاید به این دلیل باشد که بر گرفتن اصطلاحات مترادف یا به نوعی متقارن به هم در عربی، امری رایج است.

سلام
خیلی ممنون از ارجاع به منابع
بحث چیه؟
آسمان را در هوا معلق آفریدی
فرض اول معنا هوا هوا یا جو زمین باشه
آسمان ها در جو زمین نیست و این حرف قطعا غلطه
فرض دوم هوا منظور فضا باشه
آسمان ها را در فضا معلق کردی یعنی چی؟
فضا خلا هست معلق کردن خلا بی معنیه
بنابرین سخن امام ظاهرا بیمعنی وغلطه
محسن;899427 نوشت:
پس جایی برای مناقشه نیست.زیرا فرقی نمی کند از این که آب فرو برود و هم زمان با آن،مرحله به مرحله بر وسعت خشکی افزوده شود گویا که سفره خاک بر روی آب پهن می شود یا که به نوع دیگری زمین برای سکونت آماده شود در هر دو صورت خدشه ای به تعبیر قرآن وارد نمی شود.

قطعا جای خدشه هست فرق است بین فروکشیدن آب زمین با گسترده شدن زمین چطور قبول ندارید اگر دانشمندی اینطوری حرف بزنه و وقتی معلوم بشه حرفش غلطه اینطوری تفسیر و تاویل در بیاره برای جملاتش آیا مجامع علمی می پذیرن؟ امام به راحتی میتونسته بگه زمین رو آب پوشونده بود و آب فروکش کرده و خشکی ها نمایان شدن(مشابه این قضیه در مساله حضرت نوح (ع) بوده و برای مردم کاملا قابل درک بوده)
محسن;899427 نوشت:
آسمان ها را بدون ستونى كه آن را ببينيد آفريد، و در زمين كوه‏ هايى افكند تا شما را نلرزاند ...در این آیه شریفه وقتی از بر افراشته شدن آسمان ها بدون ستون سخن گفته شده است،یعنی گویا به نوعی آسمان ها را بدون وساطت هیچ ستونی معلق قرار داده است.
این بحث خارج موضوعه ولی این جا هم همین طور که میبینیم یک سری بحث غیر منطقی شده به افراشته شدن زمانی معنی داره که چیزی قرار باشه بیوفته و شما با ستون نگهش داری آسمان اگر به معنای جو زمین باشه قابل افتادن نیست اگر به معنی فضا باشه خلا که نمی افته!!!!! جدای اینکه آسمان ها یعنی چی؟ مگر چند تا آسمانه!!! ما روی یک کره زندگی میکنیم که درون یک فضای بسیار بزرگه که معلوم نیست هنوز انتها داره یا نه
پاسخ:
استخدام چنین کلماتی در بیان امام سلام الله علیه بیشتر به جهت تقریب ذهن است ما که خبر از اسرار پشت پرده عالم خلقت نداریم و آن چه را می بینم فقط به چشم ظاهر است و بر همان اساس قضاوت علمی می کنیم.
در عین حال نزد دیدگان عوام جامعه این گونه تمثیل و تنظیر ها امری رایج بوده است که سطح زمین را پایین و آسمان را افراشته و بلند می پنداشتند. به همین دلیل و بر مبنای فهم عامه، امام از این گونه جملات بهره گرفته است.
در ضمن ممکن است تعبیر آسمان ها، وجود کرات دیگر یا کهکشان ها و یا افلاکی بوده است که امروزه هر کدام در تحلیل های علمی تفاسیر خاص به خود را پیدا کرده است.
و این که می گوید آسمان ها بدون ستون آفریده شده اند، مقصود این است که ای بشر این به ظاهر سقفی که از آسمان پهناور بر سر شما قرار گرفته است، با هنر نمایی زیبای خالق متعال بدون هیچ ستونی گسترانید شده است. یا که در بالای سر شما و در فضای غیر متناهی کهکشان ها و ستاره ها و سیاره هایی موجود است که بدون هیچ پایه و ستون نگهدارنده ای معلق قرار گرفته اند و آسمانی که می بینیم از آن قبیل است و خدای متعال تدبیر امور آن ها را در دست خود گرفته و اگر لحظه ای این تدبیر دچار اختلال شود، نظام عالم به هم خواهد خورد.
در نتیجه تمام زیبایی و هیبت سقف بی انتهای آسمان وقتی است که شما هیچ ستون یا پایه و نگهدارنده ای را نبینید.
خدای متعال در قرآن فرمود:"اللَّهُ الَّذي رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْري لِأَجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُون" سوره رعد،آیه 2
یعنی خدا همان كسى است كه آسمان ها را، بدون ستون هايى كه براى شما ديدنى باشد، برافراشت، سپس بر عرش استيلا يافت (و زمام تدبير جهان را در كف قدرت گرفت) و خورشيد و ماه را مسخّر کرد، كه هر كدام تا زمان معينى حركت دارند! كارها را او تدبير مى‏كند آيات را (براى شما) تشريح مى‏نمايد شايد به لقاى پروردگارتان يقين پيدا كنيد.
به هر حال می شود گفت شاید منظور از بدون ستون بودن آسمان ها این باشد که افلاک روی افلاک و کهکشان روی کهکشان در فضایی بی کران و بدون هیچ نگهدارنده ای شناورند بدون آن که با هم برخورد یا روی هم سقوط کنند و متلاشی شوند.علاوه، تعابیر قرآن یا روایات در باره خلقت آسمان ها متنوع،لطیف و پر معنا است.

با عرض پوزش این موضوع تاپیک نیست بنده ترجیح میدم موضوع تاپیک منحرف نشه بنابرین پاسخ مطالب شما رو در این موضوع نمیدم

محسن;899427 نوشت:
دانشمندانی که در علوم طبیعی، ستاره شناسی و هیئت تبحر خاصی داشتند و اگر ادعای امام مطابق با واقعیت نبود، این امر از طرف آنان آشکار می شد.

الان برخی مطالب رو با علم روز میگن علمای ادیان میگن علم تجربی خطا داره زیر بار نمیرن اون موقع که دوره کشت و کشتار بوده و هر بدبختی که نقد میکرد رو میکشتن چه انتظاری دارید؟
در خود مملکت ما کسی اجازه نداره یک کتاب در نقد علم امامان بنویسه چه بلایی سرش میارن حالا شما میگی اون موقع چرا نقد نکردن؟
تازه اون موقع جاهل بودن الان علم پیشرفت کرده و اشتباهات حداقل ظاهر کلام امام معلوم شده

شما ببینید اگر هدف ما واقعا رسیدن به حقیقت باشه و به احادیث نگاه کنیم خیلی نظرمون فرق میکنه با زمانی که با هر وسیله ای از جمله تغییر معنای لغت در صدد دفاع از مقدسات هستیم

محسن;899427 نوشت:
باید بگوییم که استفاده از چنین تعابیری در برابر اشخاص عوام که فهم بالایی نداشتند، امری رایج است. امام نمی توانست برای مخاطبانی که رتبه معرفتی یا علمی بالایی نداشتند، مطالبی بیان کند که از عهده فهم و تحلیل آن بر نمی آمدند.

این حرف شما کاملا غلطه و رد شد
مردم یعنی نمیفهمیدن زمین پوشیده از آب بوده و بعد آب فروکش کرده ولی گسترانده شدن زمین رو میفهمیدن؟!!!!!!!!! پس داستان نوح نبی(ع) چی میشه؟ چطور مردم اونو میفهمیدن که خدا آب رو دوباره داخل زمین میکنه بعد عذاب اینجا رو نمیتونستن بفهمن؟!!!
حرف من اینه شما میگی امام از پس هر سوالی بر میومدند من میگم اگر قرار باشه ی جوری جواب بدیم که صدتا تاویل و تفسیر بعدش بشه خوب هر کسی میتونه
مثل عرض کنم یکی از من میپرسته ماده تاریک چیه؟ من میگم تاریک بی انتهای گسترانده شده
فردا فیزیک میفهمه این ماده انتها داره بعد میگن چرا گفتی بی انتها
من میگم کارشناس اسکدین حرفم رو نمیفهمید برای اینکه بزرگ رو بهش بفهمونم
گفتم بی انتها وگرنه منظورم انتها داره خیلی خیلی بزرگ بود
آیا شما این حرفو از من میپذیرید؟

جوجه اردک زشت;899906 نوشت:
سلام
خیلی ممنون از ارجاع به منابع
بحث چیه؟
آسمان را در هوا معلق آفریدی
فرض اول معنا هوا هوا یا جو زمین باشه
آسمان ها در جو زمین نیست و این حرف قطعا غلطه
فرض دوم هوا منظور فضا باشه
آسمان ها را در فضا معلق کردی یعنی چی؟
فضا خلا هست معلق کردن خلا بی معنیه
بنابرین سخن امام ظاهرا بیمعنی وغلطه

قطعا جای خدشه هست فرق است بین فروکشیدن آب زمین با گسترده شدن زمین چطور قبول ندارید اگر دانشمندی اینطوری حرف بزنه و وقتی معلوم بشه حرفش غلطه اینطوری تفسیر و تاویل در بیاره برای جملاتش آیا مجامع علمی می پذیرن؟ امام به راحتی میتونسته بگه زمین رو آب پوشونده بود و آب فروکش کرده و خشکی ها نمایان شدن(مشابه این قضیه در مساله حضرت نوح (ع) بوده و برای مردم کاملا قابل درک بوده)

با عرض پوزش این موضوع تاپیک نیست بنده ترجیح میدم موضوع تاپیک منحرف نشه بنابرین پاسخ مطالب شما رو در این موضوع نمیدم

الان برخی مطالب رو با علم روز میگن علمای ادیان میگن علم تجربی خطا داره زیر بار نمیرن اون موقع که دوره کشت و کشتار بوده و هر بدبختی که نقد میکرد رو میکشتن چه انتظاری دارید؟
در خود مملکت ما کسی اجازه نداره یک کتاب در نقد علم امامان بنویسه چه بلایی سرش میارن حالا شما میگی اون موقع چرا نقد نکردن؟
تازه اون موقع جاهل بودن الان علم پیشرفت کرده و اشتباهات حداقل ظاهر کلام امام معلوم شده

شما ببینید اگر هدف ما واقعا رسیدن به حقیقت باشه و به احادیث نگاه کنیم خیلی نظرمون فرق میکنه با زمانی که با هر وسیله ای از جمله تغییر معنای لغت در صدد دفاع از مقدسات هستیم

این حرف شما کاملا غلطه و رد شد
مردم یعنی نمیفهمیدن زمین پوشیده از آب بوده و بعد آب فروکش کرده ولی گسترانده شدن زمین رو میفهمیدن؟!!!!!!!!! پس داستان نوح نبی(ع) چی میشه؟ چطور مردم اونو میفهمیدن که خدا آب رو دوباره داخل زمین میکنه بعد عذاب اینجا رو نمیتونستن بفهمن؟!!!
حرف من اینه شما میگی امام از پس هر سوالی بر میومدند من میگم اگر قرار باشه ی جوری جواب بدیم که صدتا تاویل و تفسیر بعدش بشه خوب هر کسی میتونه
مثل عرض کنم یکی از من میپرسته ماده تاریک چیه؟ من میگم تاریک بی انتهای گسترانده شده
فردا فیزیک میفهمه این ماده انتها داره بعد میگن چرا گفتی بی انتها
من میگم کارشناس اسکدین حرفم رو نمیفهمید برای اینکه بزرگ رو بهش بفهمونم
گفتم بی انتها وگرنه منظورم انتها داره خیلی خیلی بزرگ بود
آیا شما این حرفو از من میپذیرید؟



بسم الله الرحمن الرحیم.
با سلام مجدد خدمت شما پرسشگر محترم و همراهان گرامی .
علاوه بر پاسخ قبلی که به نظر کفایت کننده مباحث این چنینی است، اما نکته ای است لازم که باید گفته شود.
غرض اصلی از طرح مباحثی که مربوط به مسایل عالم خلقت و آسمان ها و زمین در کتاب خدا می شود،هدایت جامعه به اموری شگفت آور و غیر قابل تحلیل است که در تربیت فطرت های مردم نقش اساسی دارد.
به تعبیر دیگر، این که ما باید کتاب خدا و روایات را به عنوان میراث هدایت جامعه بدانیم که تاکید اصلی اش بر این است که انسان پاک زندگی کند و بیشتر به مبدا و معاد بیندیشد. اما گاهی معصومین سلام الله علیهم اجمعین فرا خور وضع حال مخاطبین یا جلسات، مسایلی را سر بسته بیان می کردند، نه که در صدد ارایه بیانی صرفا علمی بوده اند تا مطالب شان زیر تیغ نقد و مناقشه قرار گیرد. علاوه، این احتمال وجود دارد که برخی از روایات صادره از اولیای خدا هر چند کلیت آن مورد تایید و وثوق باشد،اما ممکن است در طول زمان جملاتی از آن کم یا به آن اضافه شده باشد. در عین حال اگرهم تمام جملات از آن بزرگواران باشد، این چنین قابل توجیه است که آن عزیزان در صدد بیان مطلب علمی نبودند. به همین دلیل از جملاتی که در عرف مشکل فهم نداشته باشد، استفاده می کردند.
ضمن باید دانست این گونه مناقشه ها ممکن است صورت نزاع لفظی و چیزی شبیه به جدل به خود بگیرد که پایانی برای آن نخواهد بود.
اما بیان کردید که: در خود مملکت ما کسی اجازه نداره یک کتاب در نقد علم امامان بنویسه چه بلایی سرش میارن حالا شما میگی اون موقع چرا نقد نکردن؟
در پاسخ به این جمله شما، خیلی کوتاه عرض کنم که اصل وجود پیامبر و امام و نیز عصمت ایشان هم از مسیر عقلی و هم نقلی ثابت و برهان های محکمی در علم کلام در این باره ارائه شده است.
از جمله مسایلی که به حکمت وجود پیامبر و امام گره خورده است، امر هدایت می باشد و ثابت شده است که هادی باید معصوم باشد تا بتواند تعالیم مربوطه را بدون هیچ خطایی به مردم بیان کند. معصوم کسی است که هیچ شبهه واشکالی نمی توان در گفتار و رفتارش مشاهده یا وارد کرد. پس اگر بنا باشد،افراد غیر معصوم در باره معصومین نقدی داشته باشند و آن را امری روا بدانند،یعنی این که اصل عصمت را قبول ندارند، در این صورت،هیچ امیدی به هدایت جامعه وجود نخواهد داشت.علاوه،غیر معصوم هر چند آن شخص عالمی بزرگ باشد ولی چون از علم غیبی آگاهی ندارد، نمی تواند چراغ راه یک مسیر واقعی باشد. وعالمان دینی خود زیر سایه تعالیم امامان هستند.
بنا بر این، نتیجه می گیریم که اولا امام باید معصوم و ثانیا عصمت باید خط قرمزی برای هر گونه نقد و مناقشه و اشکال باشد. و البته جامعه دینی و عقلایی این مسئله را پذیرفته است.
و السلام علیکم و رحمت الله وبرکاته.
موضوع قفل شده است