مشکل در داشتن دوست صمیمی >> کمک کنید

تب‌های اولیه

34 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

من انقدر با دوستام صمیمی هستم که میان گناهان کبیره شون رو بهم اعتراف میکنن منم خیلی ناراحت میشم

دوست خوب داشتن نعمته مخصوصا زمانی که مشکلی برات پیش میاد و نیاز به کمک کسی پیدا میکنی :khaneh:

منم با کسی بیش از حد صمیمی نشدم احساس میکنم بچه های دنیای مجازی همه اینطورین نمیدونم شاید من اشتباه میکنم

عين الحيات;478689 نوشت:
من انقدر با دوستام صمیمی هستم که میان گناهان کبیره شون رو بهم اعتراف میکنن منم خیلی ناراحت میشم

اوه اوه :Moteajeb!:
واقعاً؟!
پس بهشون بفرمائید که اسلام چنین اجازه ای را به انسان نمیدهد.
1-گفتن گناه نزد دیگران درست نیست.
2-گفتن اسرار (غیر از گناه) هم نزد دیگران درست نیست (حضرت علی (ع) میفرمایند که همین دوست صمیمی ممکن است در آینده دیگر دوست شما نباشد و لذا نباید اسرار را به آنها گفت.ولی اعتماد کردن به دوست شرط دوستی و رفاقت است!)
موفق باشید:Gol:

ونوس;478702 نوشت:
منم با کسی بیش از حد صمیمی نشدم احساس میکنم بچه های دنیای مجازی همه اینطورین نمیدونم شاید من اشتباه میکنم

چه جالب منم همین احساس رو دارم . به نظرم بچه های دنیای مجازی چون نمی تونن در دنیای واقعی دوستی پیدا کنند به این دنیا وابسته شدند .

اکثر پست های بچه ها ( بخصوص پست های که درباره مشکلاتشان میذارن ) نشون میده خجالتی و کم رو هستند .

البته من احساس میکنم در این بین آدم های مذهبی افسرده ترن :Gig:

سلام

!Shabnam!;478722 نوشت:
به نظرم بچه های دنیای مجازی چون نمی تونن در دنیای واقعی دوستی پیدا کنند به این دنیا وابسته شدند .

اکثر پست های بچه ها ( بخصوص پست های که درباره مشکلاتشان میذارن ) نشون میده خجالتی و کم رو هستند .

فکر نکنم حدستون درست باشه. چون همونطور که گفتم مثلا خود من تو دانشگاه با همه دانشجوها از هر رنگ و مدل و شخصیتی رابطه خوبی دارم.
نه هم کلاسی و هم رشته ای خودم حتی از گرایش ها و حتی دانشکده های دیگه. با دوستان مدرسه هم هنوز ارتباط دارم و از حال هم باخبریم.
تا حالا نیازی به دوست صمیمی نداشتم. کاربردشو نمیدونم.

!Shabnam!;478722 نوشت:
البته من احساس میکنم در این بین آدم های مذهبی افسرده ترن

خیر اونها شادن و آرامش دارن و چون سنگین و متین رفتار میکنن شما فکر میکنید افسرده هستند.
چون هرکسی جلف بازی دربیاره از نظر شما شاده در غیر این صورت افسرده.

Ali007;478472 نوشت:
سلام
تازه عضو انجمن شدم.هر تاپیکی میذارم گذاشته نمیشه چرا هیچ کس پاسخگو نیست؟؟

من صداتون میشنوم بفرمایید؟

به سخن امام علی (ع) یکی از 7 فواید مسجد زیاد رفتن دوست صالحی پیدا میشه راستش قبلا یک دوست مسجدی گرفتم ادم خوبیه .... شما اینطوری کنید ناخودگاه و بدون منتظر پخ میشه ... امتحان کنید .

شما مشکل برقراری ارتباط صمیمی با دوستان دارید ممکن است عامل بیرونی و درونی باشد
باید مشکل شناسنایی کرد و به خوب جایگزن کرد

کلبه احزان;479078 نوشت:
چون هرکسی جلف بازی دربیاره از نظر شما شاده در غیر این صورت افسرده.

کسایی که مذهبی نیستند و شادن جلف بازی در میارن ؟؟؟؟؟ برای شخصیت دیگران خوبه احترام قائل شی. اصلاً منظور حرف من رو فهمیدی اومدی اینجور جواب میدی.

کلبه احزان;479078 نوشت:
خیر اونها شادن و آرامش دارن و چون سنگین و متین رفتار میکنن شما فکر میکنید افسرده هستند.

خوبه خدا رو شکر که ما اشتباه میکنیم و اونا شادن

با سلام و احترام
پیشاپیش از اینکه متن پست قراره طولانی بشه، از همه عذرخواهی می کنم. البته عرض کنم که منظورم از عرایضم فقط بیان تجربه هستش و به هیچ عنوان منظورم این نیست که خدایی نکرده شما مثل من رفتار می کنین و اشتراک داریم. نه! این طور نیست.

منم دوران مدرسه تو همچین شرایطی بودم. بین دوستان خیلی عزیز بودم(البته الانم هستم خدا رو شکر)، ولی ارتباط نزدیکی با اونها نداشتم. البته به این جریان به دید یک مشکل نگاه نمی کردم. احساس می کردم تیپ شخصیتی من اگرچه براشون جالبه ولی خوب به هر دلیل نمی خوان باهام صمیمی بشن. البته عرض کنم که من به هیچ عنوان از مواضع رفتاری و اعتقادی ام عقب نمی کشیدم و بیچاره ها کلی ازم حساب می بردن، نه با ترس و نفرت بلکه با احترام. اصولا در خوشی ها و شلوغ کاری های مثبت اقتضای اون دوران باهاشون حضور داشتم ولی با احتیاط جلو می رفتم که خدایی نکرده اشتباهی مرتکب نشم ولی هیچ وقت زمینه ی خوش گذرانی رو به سلیقه ی خودم فراهم نمی کردم و فقط با اونها همراه بودم. از طرفی، به اقتضای حرمت خاصی که بین معلما و مسئولین داشتم، خیلی با احتیاط رفتار می کردم که اشتباهی مرتکب نشم...

وقتی رفتم دانشگاه، سبک رفتاری و اعتقادی هم کلاسی هام هیچ جوری به من نمی خورد. خوابگاه هم که دیگه بدتر! منم به مرور از همه شون فاصله گرفتم و خوابگاهی که همه یه عمر از خوشی هاش تعریف می کنن برام شد جهنم! چرا؟ چون بچه ها می زنن، می رقصن منم پا میشم میرم بیرون! یکی نیست بگه آخه دلشون گرفته باید یه سرگرمی جور کنن یا نه! حالاا اگه راهو اشتباه می رن خیلی ادعات میشه خودت پیشنهاد یه تفریح سالم تر بده ببینم اصلا وقت میشه برن سراغ این مسخره بازی ها؟؟!!!

تا اینکه بعد چند ترم!!! داداشم بهم گفت اینکه تو توی هیچ شرایطی از عقایدت عقب نشینی نمی کنی خیلی باارزشه، ولی این کار برای زندگی ات کافی نیست. بیا شهدا رو الگوی خودت قرار بده و مثل شهید بابایی خوشی کسی رو زهر مارش نکن و فقط خیلی مودبانه بگو من علاقه ای به این کار ندارم و نمی خوام باعث به هم خوردن خوشی شما هم بشم. اینجوری هم عقیده ات رو بیان کردی و هم مرتکب اشتباه نشدی. بعد هم توی هر فرصتی نشون بده تو هم اهل بگو بخند و خوش گذرونی از نوع درستش هستی. به مرور زمان، خیلی ها با تو و عقایدت همراه میشن و از در کنار تو بودن بی نهایت لذت می برن.
خدا شاهده الان که کم کم داره این دوره ی تحصیلم تموم میشه، بیشتر متوجه این موضوع میشم که چقدر به خودم و اطرافیانم ستم کردم و بهترین روزای زندگی ام رو حروم ندانم کاری هام کردم.
این اواخر طوری شده که من تو جمع شون نباشم دلشون می گیره!
تا دلمون می گیره، جای بزن و برقص می ریم گلزار شهدا! توی مسیر انقد شوخی می کنم و بگو بخند را می ندازم که هر چند وقت یه بار آویزونم میشن بیا با ما بریم گلزار شهدا! امامزاده! کتابفروشی!
سر غذا درست کردن انقد سوژه ی خنده درست می کنم که اون سرش ناپیدا! خدا رو شکر همه ی اینا عنایت مولا امام حسینه و برکت شهدا.
الان من نیازی نمی بینم با کسی صمیمی بشم، با همه به من خوش میگذره و همه هم با من راحتن. قبلا هم بین دوستام احترام داشتم ولی شواهد نشون میده ظاهرا مشکل از رفتار من بوده که زمینه ی خوشی فراهم نمی کردم و اونها هم به اقتضای عقایدی که بروز می دادم، به من احترام میذاشتن و باهام مچ نمی شدن. در واقع به بزرگی خودشون منو تحمل می کردن و روشون نمی شده بگن منفعل تشریف دارم و تا کسی زمینه ی خنده فراهم نکنه هیچ عکس العملی از خودم نشون نمی دم. انفعال و سکوت و دوری از شوخی (های درست) برای هیچ کسی قابل تحمل نیست...

بزرگوار! صمیمیت نیاز نیست. همین که بین دوستان، بانشاط باشیم البته بدون اینکه از خطوط قرمز اعتقادی مون عبور کنیم، خدای بزرگ عنایت می کنه همه دوروبرمون رو می گیرن. تا وقتی هم خدا هست و امام زمان هست، نیازی نیست با کسی صمیمیت آنچنانی داشته باشیم و بعدشم وابستگی و هزار جور مشکل دیگه...البته این نظر شخصی منه و الزاما کارشناسی شده نیست.

موضوع قفل شده است