جمع بندی مشکلات اعتقادی یکی از دوستانم

تب‌های اولیه

7 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
مشکلات اعتقادی یکی از دوستانم

سلام خسته نباشید طاعات و عباداتتون قبول باشه .میخواستم ازتون کمک بگیرم برای کمک کردن به یکی از دوستانم . من به طور اتفاقی متوجه روزه نگرفتن یکی از دوستانم شدم و فهمیدم که نماز و روزه رو سبک میگیره و میگه که فقط به خاطر این که پدر و مادرش  ازش میخوان اینکارو انجام میده . دلیل اینکارشو هم غیر منطقی دونستم . ایشون میگن که یه کتابی رو به نام (انسان خداگونه ) رو خوندن و به من گفتن که به خاطر این کتاب اعتقادی به خدا و قرآن نداره (نمیدونم درست از حرفاش اینو استخراج کردم یا نه اگه کسی مایل به کمک بود میتونم حرفاشو بهتون نشون بدم) . من میخوام کمکش کنم و این فکر رو از سرش بیرون بیارم ولی نمیتونم، از اونجایی که ایمان قوی ای هم ندارم (ایمان به خدا و قران دارم ولی توی نماز بعضی مواقع کاهلی میکنم  و ۱۷ سال بیشتر ندارم )میترسم که کتاب رو بخونم و دلیلاشو بفهمم و روم تاثیر بزاره.  اگه کسی میتونه بهم کمک کنه واقعا مدیونش میشم. 

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

سلام خسته نباشید طاعات و عباداتتون قبول باشه .میخواستم ازتون کمک بگیرم برای کمک کردن به یکی از دوستانم . من به طور اتفاقی متوجه روزه نگرفتن یکی از دوستانم شدم و فهمیدم که نماز و روزه رو سبک میگیره و میگه که فقط به خاطر این که پدر و مادرش  ازش میخوان اینکارو انجام میده . دلیل اینکارشو هم غیر منطقی دونستم . ایشون میگن که یه کتابی رو به نام (انسان خداگونه ) رو خوندن و به من گفتن که به خاطر این کتاب اعتقادی به خدا و قرآن نداره (نمیدونم درست از حرفاش اینو استخراج کردم یا نه اگه کسی مایل به کمک بود میتونم حرفاشو بهتون نشون بدم) . من میخوام کمکش کنم و این فکر رو از سرش بیرون بیارم ولی نمیتونم، از اونجایی که ایمان قوی ای هم ندارم (ایمان به خدا و قران دارم ولی توی نماز بعضی مواقع کاهلی میکنم  و ۱۷ سال بیشتر ندارم )میترسم که کتاب رو بخونم و دلیلاشو بفهمم و روم تاثیر بزاره.  اگه کسی میتونه بهم کمک کنه واقعا مدیونش میشم. 

محمد آقای عزیز این دغدغه و دلسوزی شما برای دوستتان خیلی خوب است و واقعا جای تحسین و تقدیر دارد و قطعا شما را پیش خداوند عزیزتر و محبوب تر خواهد کرد که به دنبال آشتی دادن دوباره دوستتان با خدا هستید. اما هانطور که خودتان هم گفتید سن و میزان مطالعه شما به گونه ای نیست که بتوانید او را متقاعد کرده و به راه دین بازگردانید. خصوصا با توجه به اینکه انسان ها معمولا با خواندن این سنخ کتاب ها دچار یک نوع غرور علمی شده و فهم خود را بسیار عمیق تر از دیگران می پندارند و به دیگران از بالا به پایین نگاه می کنند و به حرف های آنها نگاه تحقیر آمیز می کنند.

بنابراین شما باید دو کار بکنید:

اول اینکه او را فقط نسبت به اعتقاداتش به شک و تردید بیندازید، لازم نیست او را قانع کنید که اشتباه می کند، بلکه قانع بسازید که ممکن است اشتباه بکند. به عنوان مثال خودتان را متمایل به پیروی از او نشان دهید اما به گونه ای وانمود کنید که تردید هایی در ذهنتان است و مانع از این پیروی میشود و در بیان این تردیدها به جای واژه «تو» از واژه «ما» استفاده کنید، مثلا بگویید:

  • ما از کجا بدانیم که این آقا حرف هایش درست است؟ مگر معصوم است؟
  • آیا محال است که این آقا اشتباه کرده باشد؟ ما که جواب مخالفین این آقا را نخوانده ایم!
  • مگر ما میتوانیم فقط با خواندن یک کتاب از میان میلیون ها کتابی که در این زمینه نوشته شده حرف بهتر را بفهمیم؟
  • خود نویسنده این کتاب هم حرفش را به صورت احتمال و امکان مطرح کرده است، ما چطور با قطعیت آن را درست بدانیم؟
  • اگر روز قیامت شد و معلوم شد این آقا اشتباه نوشته است و دین حق است و ما باید نماز میخواندیم و روزه می گرفتیم چه جواب داریم به خدا بزنیم؟ چرا بیشتر تحقیق نکردیم و از یک عالِم سوالاتمان رانپرسیدیم؟

خلاصه با این جملات اینچنینی باید او را بمباران ابهامات کنید تا به تردید بیفتد.

 

در گام دوم بعد از این تحقیقات ایشان را راضی کنید که برای تحقیق بیشتر پیش یک متخصص بروید. مثلا به او بگویید ما که هر چه بیشتر تحقیق کنیم ضرر نمی کنیم. خب یک کتاب خواندیم ، حالا برویم سخنان ناقدین این آقا را هم بخوانیم قطعا آنها هم حرف هایی برای گفتن دارند.

یعنی بعد از اینکه او را در اعتقاداتش مردد کردید او را قانع کنید که برای تحقیق به نزد یک کارشناس دینی برود یا با هم بروید. فقط قطعا بدانید هر روحانی ای کارشناس متخصص این حوزه نیست. ابتدا از طریق حوزه علمیه شهرتان یا از طریق دفتر امام جمعه یک روحانی متخصص در این موضوع پیدا کنید  وبعد او را برای گفتگو قانع کنید. اگر نرفت بار اول خودتان بروید و بعد برای او تعریف کنید که این طرف هم حرف هایی برای گفتن دارند. تا کم کم او را هم متقاعد به حضور در این گفتگو ها کنید.

اگر به هیچ روحانی متخصصی دسترسی ندارید میتوانید او را قانع کنید تا با هم از طریق همین بخش فضای مجازی مرکز ملی پاسخگویی با کارشناسان گفتگو کنید. حالا چه بخش آنلاین و چه بخش آفلاین و انجمن. تا ان شالله این تردید دائما عمیق تر شود و حق در نهایت باری او آشکار شود.

 

بنام خدا سلام ، مطالعه یک کتاب نمیتواند چنین اعتقادات یک شخص را تغییر دهد مگر آنکه زمینه تغییر وجود داشته باشد یعنی دوست شما در آستانه بی ایمانی بوده و مطالب کتاب فقط انگیزه ایشون رو تقویت کرده هیچ انسانی با نصیحت یک روحانی یا مشاوره ایمان پیدا نمیکنه پیشنهاد میکنم اگه منزل به هم نزدیکه شبها برید پشت بام راجب ستاره ها صحبت کنید ممنون

بنام خدا سلام ، مطالعه یک کتاب نمیتواند چنین اعتقادات یک شخص را تغییر دهد مگر آنکه زمینه تغییر وجود داشته باشد یعنی دوست شما در آستانه بی ایمانی بوده و مطالب کتاب فقط انگیزه ایشون رو تقویت کرده هیچ انسانی با نصیحت یک روحانی یا مشاوره ایمان پیدا نمیکنه پیشنهاد میکنم اگه منزل به هم نزدیکه شبها برید پشت بام راجب ستاره ها صحبت کنید ممنون

جمع بندی

______________________________

پرسش:

دوستم تحت تاثیر کتاب «انسان خدا گونه» قرار گرفته و دیگر اعتقادی به خدا و قرآن ندارد. میخواهم کمکش کنم. خودم ایمان قوی ای برای مطالعه و نقد آن کتاب و اطلاعات کافی برای پاسخ دادن به اشکالاتش را ندارم. باید چکار کنم؟

پاسخ:

این دغدغه و دلسوزی شما برای دوستتان خیلی خوب است و واقعا جای تحسین و تقدیر دارد و قطعا شما را پیش خداوند عزیزتر و محبوب تر خواهد کرد که به دنبال آشتی دادن دوباره دوستتان با خدا هستید. اما هانطور که خودتان هم گفتید سن و میزان مطالعه شما به گونه ای نیست که بتوانید او را متقاعد کرده و به راه دین بازگردانید. خصوصا با توجه به اینکه انسان ها معمولا با خواندن این سنخ کتاب ها دچار یک نوع غرور علمی شده و فهم خود را بسیار عمیق تر از دیگران می پندارند و به دیگران از بالا به پایین نگاه می کنند و به حرف های آنها نگاه تحقیر آمیز می کنند.

بنابراین شما باید دو کار بکنید:

اول اینکه او را فقط نسبت به اعتقاداتش به شک و تردید بیندازید، لازم نیست او را قانع کنید که اشتباه می کند، بلکه قانع بسازید که ممکن است اشتباه بکند. به عنوان مثال خودتان را متمایل به پیروی از او نشان دهید اما به گونه ای وانمود کنید که تردید هایی در ذهنتان است و مانع از این پیروی میشود و در بیان این تردیدها به جای واژه «تو» از واژه «ما» استفاده کنید، مثلا بگویید:

  • ما از کجا بدانیم که این آقا حرف هایش درست است؟ مگر معصوم است؟
  • آیا محال است که این آقا اشتباه کرده باشد؟ ما که جواب مخالفین این آقا را نخوانده ایم!
  • مگر ما میتوانیم فقط با خواندن یک کتاب از میان میلیون ها کتابی که در این زمینه نوشته شده حرف بهتر را بفهمیم؟
  • خود نویسنده این کتاب هم حرفش را به صورت احتمال و امکان مطرح کرده است، ما چطور با قطعیت آن را درست بدانیم؟
  • اگر روز قیامت شد و معلوم شد این آقا اشتباه نوشته است و دین حق است و ما باید نماز میخواندیم و روزه می گرفتیم چه جواب داریم به خدا بزنیم؟ چرا بیشتر تحقیق نکردیم و از یک عالِم سوالاتمان رانپرسیدیم؟

خلاصه با این جملات اینچنینی باید او را بمباران ابهامات کنید تا به تردید بیفتد.

 

در گام دوم بعد از این تحقیقات ایشان را راضی کنید که برای تحقیق بیشتر پیش یک متخصص بروید. مثلا به او بگویید ما که هر چه بیشتر تحقیق کنیم ضرر نمی کنیم. خب یک کتاب خواندیم ، حالا برویم سخنان ناقدین این آقا را هم بخوانیم قطعا آنها هم حرف هایی برای گفتن دارند.

یعنی بعد از اینکه او را در اعتقاداتش مردد کردید او را قانع کنید که برای تحقیق به نزد یک کارشناس دینی برود یا با هم بروید. فقط قطعا بدانید هر روحانی ای کارشناس متخصص این حوزه نیست. ابتدا از طریق حوزه علمیه شهرتان یا از طریق دفتر امام جمعه یک روحانی متخصص در این موضوع پیدا کنید  وبعد او را برای گفتگو قانع کنید. اگر نرفت بار اول خودتان بروید و بعد برای او تعریف کنید که این طرف هم حرف هایی برای گفتن دارند. تا کم کم او را هم متقاعد به حضور در این گفتگو ها کنید.

اگر به هیچ روحانی متخصصی دسترسی ندارید میتوانید او را قانع کنید تا با هم از طریق همین بخش فضای مجازی مرکز ملی پاسخگویی با کارشناسان گفتگو کنید. حالا چه بخش آنلاین و چه بخش آفلاین و انجمن. تا ان شالله این تردید دائما عمیق تر شود و حق در نهایت باری او آشکار شود.

موضوع قفل شده است