جمع بندی مسابقه با امامان معصوم ؟!

تب‌های اولیه

9 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
مسابقه با امامان معصوم ؟!

با سلام و عرض ادب احترام

چند وقت پیش کتاب اعتقادات سال اول حوزه های علمیه را مطالعه میکردم که مطلبی فکرم رو مشغول کرد:
امامان ما توسط خداوند امام شدند چون خدا میدانست که انها ظرفیت بالایی دارند ( بدلیل ظرفیت بالا ، جایگاه بالایی بدست اورند )

این مسئله برای من خیلی عجیب بود ، البته منطقیه که کسی که توانایی بالایی داره خدا از قبل عمل کردنش ازش مطمئنه و جایگاه بالایی بهش میده ولی
این منطقی نیست که یکی توانایی زیادی داشته تا جایگاه بالا بره و یکی نره !
تا اینکه در سایت خوندم که این اقتضا این دنیاست که یک عده بالاتر باشند و یک عده پایین تر ! ( من هم با جایگاه این عزیزان مشکلی ندارم )

مشکل بنده این جاست که ملاک برتری به تقواست و هر کس تقواش بیشتر باشه پیش خدا عزیز تره و خدا بیشتر اون رو دوست داره
حالا با این وجود اگر فرض کنیم یه ادمی به اندازه خودش و با تمام وجودش خدا را فهمید و عبادت کرد این احتمال هست که بتونه به اندازه امامان پیش خدا عزیز بشه ؟

سوال پیچیده ای !:-/
1. اگر ما به جایگاه امامان برسیم کار امامان ضایع نمیشه ؟
فکر کنید امام معصوم با دقیق ترین روش به سمت خدا رفته و حتی سر سوزنی هم کج نرفته ، در بهترین خانواده بزرگ شده و هم از نظر ارثی خوب بوده و هم تربیتی و هم اختیاری
از اون طرف مردم عادی که گناه کردند و توبه ، بروند و به جایگاه امامان برسند ؟
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «کسی که با گناه همراه شود پس به تحقیق جدا می‌شود بخشی از عقل او در حالی که هرگز به‌سوی او باز نمی‌گردد».*1

2. اما اگر به امامان نرسیم که مثل این است که بگوییم پدری بچه دار شد دو تا پسر دوقلو ولی پسر دوم رو از همان روز اول خیلی بیشتر دوست داشت و به پسر اولی کمتر محبت میکرد !!
بعد میشه انتظار داشت پسر اولی پدرش رو خیلی دوست داشته باشه ، حتی از برادرش بیشتر ؟؟

پ ن : سوالم به نظر خودم هم عجیب هستش
و بنده هیچ قصد بی احترامی به کسی یا چیزی را نداشتم و نمیخواستم که به کسی یا چیزی بی احترامی کنم فقط احساس کردم پرسیدن سوالم بهتر از نپرسیدنش هست
اگر هم بی احترامی کردم معذرت میخوام .
باتشکر


[/HR]
*1 :
این عبارت شاید با اندکی اختلاف در منابع اخلاقی- عرفانی ذیل وجود دارد:
سلمی، ابو عبدالرحمن، محمد(متوفای 412ق)، تسعة کتب فی اصول التصوف و الزهد، ص 346، بی‌جا، للطباعة و النشر و التوزیع، چاپ اول، 1414ق. فیض کاشانى، محمد بن شاه مرتضى، المحجة البیضاء فى تهذیب الإحیاء، ج ‏5، ص 24، قم، مؤسسه النشر الاسلامى، چاپ چهارم، 1376ش؛ نراقی، ملا محمد مهدی، جامع السعادات، ج 1، ص 81 – 82، بیروت، اعلمی، چاپ چهارم، بی‌تا
https://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa47659

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد قول سدید

[TD][/TD]

Error404;1028184 نوشت:
سوالم به نظر خودم هم عجیب هستش
و بنده هیچ قصد بی احترامی به کسی یا چیزی را نداشتم و نمیخواستم که به کسی یا چیزی بی احترامی کنم فقط احساس کردم پرسیدن سوالم بهتر از نپرسیدنش هست
اگر هم بی احترامی کردم معذرت میخوام .
باتشکر

سلام دوست عزیز

خوشحالیم که به دوستانتان در اسک دین، اعتماد کرده و پرسشهای خودتان را با ما در میان گذاشتید.

در ادامه، در قالب چند نکته، به پرسش شما پاسخ می دهیم. اگر ابهام یا اشکالی داشتید، آنها را در پست های بعدی بیان بفرمایید.

Error404;1028184 نوشت:
چند وقت پیش کتاب اعتقادات سال اول حوزه های علمیه را مطالعه میکردم که مطلبی فکرم رو مشغول کرد:
امامان ما توسط خداوند امام شدند چون خدا میدانست که انها ظرفیت بالایی دارند ( بدلیل ظرفیت بالا ، جایگاه بالایی بدست اورند )

این مسئله برای من خیلی عجیب بود ، البته منطقیه که کسی که توانایی بالایی داره خدا از قبل عمل کردنش ازش مطمئنه و جایگاه بالایی بهش میده ولی
این منطقی نیست که یکی توانایی زیادی داشته تا جایگاه بالا بره و یکی نره !
تا اینکه در سایت خوندم که این اقتضا این دنیاست که یک عده بالاتر باشند و یک عده پایین تر ! ( من هم با جایگاه این عزیزان مشکلی ندارم )

عصمت و امامت، نه تفضّلى محض است و نه اكتسابى محض

معصومين (عليهم السلام) به جهت علم خدادادى و اراده محكم و قوى به مقام مصونيت كامل از گناه يعنى امامت و عصمت رسيده ‏اند؛ اما اين موهبت خدادادى، ناشى از قابليت و شايستگى ارادى آنان است، يعنى، خداوند مى‏ دانست كه عده ‏اى از بندگانش - هر چند با استعداد معمولى و در سطح ساير افراد - به اختيار خود، بيش از ديگران و در بالاترين حدّ ممكن از استعداد خود بهره‏ بردارى مى ‏كنند.

علم خداوند به اين شايستگى و منزلتى كه اين افراد در شرايط عادى، با سير اختيارى خويش بدان مى‏ رسيدند، سبب شد كه خداوند از ميان افراد بشر آنان را برگزيند و تفضّلاً اين پاداش و موهبت ويژه را به آنها عطا نمايد، و آنان را از علم و اراده‏ اى برخوردار كند كه به واسطه آن به مصونيت كامل و مطلق (عصمت) برسند، تا در پرتو آن، راهنمايانى موثق و مطمئن براى همه افراد بشر گردند.

به عبارت ديگر، اعطاى موهبت علم خدادادى معلول شايستگى‏ هاى آنان است، نه اين اعطا بدون حساب است و نه معلول استعداد جبرى ايشان.

حكمت اعطاى چنين موهبتى، علاوه بر پاداش به خود آنان، فراهم نمودن وسايل هدايت براى ساير انسانهاست.

امام صادق (عليه السلام) در همين زمينه مى‏فرمايند: «ان الله اختار من ولد آدم اناسا طهّر ميلادهم، و طيّب ابدانهم و حفظهم فى اصلاب الرجال و ارحام النساء، اخرج منهم الانبياء و الرسل، فهم ازكى فروع آدم؛ ففعل ذلك لا لأمر استحقوه من الله عزوجلّ و لكن علم الله منهم حين ذرأهم انّهم يطيعونه و يعبدونه و لا يشركون به شيئا فهولاء بالطاعة نالو من الله الكرامة و المنزلة الرفيعة عنده؛ به درستى كه خداوند متعال، انسان‏هايى را از فرزندان آدم انتخاب كرد و تولد آنها را پاك و بدن‏ هاى آنان را پاكيزه گردانيد و آن‏ها را در پشت مردان و رحم زنان در حفظ خويش قرار داد، نه به جهت طلبى كه از خداوند داشته باشند؛ بلكه از آنجا كه خداوند، در هنگام خلقت مى‏ دانست كه از او فرمانبردارى مى ‏كنند و او را عبادت مى‏ نمايند و هيچ گونه شركى نسبت به او روا نمى‏ دارند. پس اينان به واسطه فرمانبردارى از خداوند به اين كرامت و منزلت والا در نزد خداوند، نائل شده ‏اند.»(مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، انتشارات موسسه الوفاء، ج 10، ص 170)

حاصل سخن اينكه‏ عصمت و امامت معصومين نه تفضّلى محض است و نه اكتسابى محض؛ بلكه تركيبى از هر دو عنصر است؛ يعنى، نتيجه تفضّل الهى به آنان، بر اثر شايستگى ارادى آنان است، يعنى، علم خداوند به اينكه اين افراد در شرايط عادى، بالاترين حدّ ممكن استعداد خود را كه در نهاد هر انسان معمولى نهاده شده، در طاعت و بندگى و قرب به خداوند به كار مى‏ گيرند، سبب گرديده تا از ميان افراد بشر، آنان را برگزيند و با اعطاى موهبت علم لدنّى ضمن پاداش و اكرام خود آنان، اين افراد را راهنما و پيامبر و امام در جهت هدايت ساير افراد بشر قرار دهد و آنها را در زمینه سهو و اشتباه و خطا نیز حفظ کند.

Error404;1028184 نوشت:
مشکل بنده این جاست که ملاک برتری به تقواست و هر کس تقواش بیشتر باشه پیش خدا عزیز تره و خدا بیشتر اون رو دوست داره

تاثیر تقوا در عصمت و امامت

کاملا حق با شماست. معیار برتری، تقوا است؛ چنانچه خداوند فرموده «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ»(حجرات: 13)؛ یعنی: «گرامى‏ ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست».

اما این مطلب با عصمت ناسازگار است؟ نه.

در عصمت و امامت نیز عنصر تقوا نقش اساسی ایفاء می کند. اساسا بدون تقوا، ملکه عصمت حاصل نمی شود.

در واقع، مقام عصمت برآمده از دو چيز است: آگاهي به حقيقت گناه، تقوا.

معصومان (عليهم السلام) کساني هستند که در اين دو مقام به مرتبه بالا دست يافته‌اند، پس علت عصمت را دارا شدند و اگر چه در آنان، نيرو و کشش به سوي گناه وجود دارد، اما با وجود آن دو عامل قوي تمايلي به انجام گناه ندارند. در واقع، قادر به انجام گناه هستند و صدور گناه از آنها ذاتا محال نیست اما با عنایت به علم و تقوای ویژه، گناه از آنها صادر نمی شود چرا که صدور گناه یا ناشی از جهل است و یا ناشی از غلبه شهوت بر عقل و نادیده گرفتن رضایت الهی، که همگی در معصوم منتفی هستند.(محال وقوعی) (جوادی آملی، عبدالله، وحی و نبوت در قرآن، مرکز نشر اسراء، 1381، ص208)

در عين حال برخي مقامات عصمت، مانند عصمت در خطا، اشتباه و بيان احکام الهي به آنان داده شد و اگر در ابتداي تولد تا پايان خداوند آنها را محافظت از گناه نمود، به خاطر آن است که خداوند عالم است که آنان با اختيار خود از گناه مصون خواهند بود؛ پس با اين علم الهي آنان را از همان ابتدا اختيار و انتخاب نمود و به مقام امامت رساند تا هادی امت به سوی سعادت باشند.

در پايان بايد به نكته مهم معرفتى ديگر توجه داشت كه اين «علم و عصمت موهبتى» به عنوان پايه مى‏باشد و معصومان با اراده خويش و با سعى و تلاش و عبادت و دعايى كه به درگاه خداوند دارند به مقامات عالى‏ترى از علم و عصمت دست مى‏يابند. چنان كه در قرآن مجيد از زبان پيامبر (صلي الله عليه و آله) مى‏خوانيم: «و قُلْ رَبِّ زِدْني‏ عِلْماً»(طه: 114)؛ و بگو پروردگارا بردانشم بيفزايى.

و همين عبادت‏ها و صبر و جهادهاى بيشتر است كه با اختيار و اراده انجام مى‏شود و موجب برترى برخى از پيامبران بر ديگر پيامبران مى‏شود. « تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ» (بقره: 253)؛ برخى از آن پيامبران را بر برخى ديگر برترى بخشيديم.

Error404;1028184 نوشت:
حالا با این وجود اگر فرض کنیم یه ادمی به اندازه خودش و با تمام وجودش خدا را فهمید و عبادت کرد این احتمال هست که بتونه به اندازه امامان پیش خدا عزیز بشه ؟

عصمت منحصر به امام و نبی نیست

عصمت دارای شئون مختلف است؛ گاهی نسبت به گناه مطرح می شود و گاهی نسبت به خطا و نسیان و سهو.

اما عصمت از گناه برای همگان از طریق ایمان و تقوا و مراقبت، در دسترس است و هر کسی می تواند به این مرتبه دست یابد؛

عصمت علمی نیز برای همگان در دسترس است. کسی که از تعلیم و تربیت صحیح بهره ‏مند است، ممکن است به مقامی از عصمت نایل شود که در مسائل علمی نیز اشتباه نکند: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً»(انفال: 29)؛ یعنی: « اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! اگر از(مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، براى شما وسيله‏ اى جهت جدا ساختن حق از باطل قرار مى ‏دهد».

همچنان که حضرت فاطمهٔ زهرا (علیها أفضل صلوات المصلین) دارای ملکهٔ عصمت بود بدون آن که دارای سمت نبوت، رسالت و امامت باشد.(جوادی آملی، عبدالله، نیل به مقام عصمت انحصاری نیست، مجله اسراء، 1388، شماره8)

Error404;1028184 نوشت:
1. اگر ما به جایگاه امامان برسیم کار امامان ضایع نمیشه ؟
فکر کنید امام معصوم با دقیق ترین روش به سمت خدا رفته و حتی سر سوزنی هم کج نرفته ، در بهترین خانواده بزرگ شده و هم از نظر ارثی خوب بوده و هم تربیتی و هم اختیاری
از اون طرف مردم عادی که گناه کردند و توبه ، بروند و به جایگاه امامان برسند ؟
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «کسی که با گناه همراه شود پس به تحقیق جدا می‌شود بخشی از عقل او در حالی که هرگز به‌سوی او باز نمی‌گردد».*1

همانطور که عرض شد، جایگاه امامت و عصمت موهبتی به امام و نبی (که هدفش حفظ امام از خطا و نسیان برای هدایت امت است)، مخصوص گروهی خاص است اما عصمت دارای شئون مختلف دیگر است که در دسترس همگان است.

دستیابی دیگران به این شئون از عصمت، ممکن است و هیچ ایرادی ندارد و لطمه ای به مقام انبیاء و امامان وارد نمی سازد؛ چنانچه خود امامان و انبیاء نیز از طریق اعمال اختیاری به این مقامات دست یافته اند؛ با این تفاوت که چون آنها قرار بود امام و هادی امت باشند، از جهات دیگر نیز عصمت یافته و حتی در سنین کودکی نیز محفوظ بودند.

Error404;1028184 نوشت:
2. اما اگر به امامان نرسیم که مثل این است که بگوییم پدری بچه دار شد دو تا پسر دوقلو ولی پسر دوم رو از همان روز اول خیلی بیشتر دوست داشت و به پسر اولی کمتر محبت میکرد !!
بعد میشه انتظار داشت پسر اولی پدرش رو خیلی دوست داشته باشه ، حتی از برادرش بیشتر ؟؟

همانطور که عرض شد، تفاوتی که خدا میان امامان و سایر مردم قرار داده، بدون دلیل نبوده است: چون میدانست که این گروه از مردم از عبودیت و بندگی بیشتری برخوردارند و نسبت به عنایت ویژه خدا قدرشناس هستند و از آن علم و قدرت ویژه، سوءاستفاده نمی کنند، آنها را مورد حمایت و عنایت ویژه قرار داد تا از این طریق سایر مردم را نیز هدایت کند و متعالی نماید.

جمع بندی

 

پرسش:

گفته شده «امامان ما توسط خداوند امام شدند چون خدا میدانست که آنها ظرفیت بالایی دارند». این مسئله برای من خیلی عجیب بود. البته منطقی است که کسی که توانایی بالایی دارد، خدا بواسطه علم پیشینی به عملش در آینده و اطمینانی که به او دارد، به او جایگاه والایی بدهد. اما این منطقی نیست که یکی توانایی زیادی داشته تا جایگاه بالا برود و یکی نرود. مشکل بنده این جاست که ملاک برتری به تقواست و هر کس تقوایش بیشتر باشد پیش خدا عزیز تر است؛ دراین صورت، اگر فرض کنیم یک نفر به اندازه خودش و با تمام وجودش خدا را فهمید و عبادت کرد این احتمال هست که بتواند به اندازه امامان پیش خدا عزیز بشود؟

سوال پیچیده ای است:
1. اگر ما به جایگاه امامان برسیم کار امامان ضایع نمی شود؟! فکر کنید امام معصوم با دقیق ترین روش به سمت خدا رفته و حتی سر سوزنی هم کج نرفته است، در بهترین خانواده بزرگ شده و هم از نظر ارثی خوب بوده و هم تربیتی و هم اختیار. از اون طرف مردم عادی که گناه کردند و توبه ، بروند و به جایگاه امامان برسند؟!
2. اما اگر به امامان نرسیم که مثل این است که بگوییم پدری دو پسر دوقلو دارد که از اول یکی را بیشتر دوست دارد! آیا می شود انتظار داشت آن یکی پسر، پدرش را خیلی دوست داشته باشد، حتی از برادرش بیشتر؟!

 

پاسخ:

 در قالب چند نکته، به پرسش شما پاسخ می دهیم:

 

نکته اول: عصمت و امامت، نه تفضّلى محض است و نه اكتسابى محض

معصومين (عليهم السلام) به جهت علم خدادادى و اراده محكم و قوى به مقام مصونيت كامل از گناه يعنى امامت و عصمت رسيده ‏اند؛ اما اين موهبت خدادادى، ناشى از قابليت و شايستگى ارادى آنان است، يعنى، خداوند مى‏ دانست كه عده ‏اى از بندگانش - هر چند با استعداد معمولى و در سطح ساير افراد - به اختيار خود، بيش از ديگران و در بالاترين حدّ ممكن از استعداد خود بهره‏ بردارى مى ‏كنند.

علم خداوند به اين شايستگى و منزلتى كه اين افراد در شرايط عادى، با سير اختيارى خويش بدان مى‏ رسيدند، سبب شد كه خداوند از ميان افراد بشر آنان را برگزيند و تفضّلاً اين پاداش و موهبت ويژه را به آنها عطا نمايد، و آنان را از علم و اراده‏ اى برخوردار كند كه به واسطه آن به مصونيت كامل و مطلق (عصمت) برسند، تا در پرتو آن، راهنمايانى موثق و مطمئن براى همه افراد بشر گردند.

به عبارت ديگر، اعطاى موهبت علم خدادادى معلول شايستگى‏ هاى آنان است، نه اين اعطا بدون حساب است و نه معلول استعداد جبرى ايشان.

حكمت اعطاى چنين موهبتى، علاوه بر پاداش به خود آنان، فراهم نمودن وسايل هدايت براى ساير انسانهاست.

امام صادق (عليه السلام) در همين زمينه مى‏فرمايند: «ان الله اختار من ولد آدم اناسا طهّر ميلادهم، و طيّب ابدانهم و حفظهم فى اصلاب الرجال و ارحام النساء، اخرج منهم الانبياء و الرسل، فهم ازكى فروع آدم؛ ففعل ذلك لا لأمر استحقوه من الله عزوجلّ و لكن علم الله منهم حين ذرأهم انّهم يطيعونه و يعبدونه و لا يشركون به شيئا فهولاء بالطاعة نالو من الله الكرامة و المنزلة الرفيعة عنده؛ به درستى كه خداوند متعال، انسان‏هايى را از فرزندان آدم انتخاب كرد و تولد آنها را پاك و بدن‏ هاى آنان را پاكيزه گردانيد و آن‏ها را در پشت مردان و رحم زنان در حفظ خويش قرار داد، نه به جهت طلبى كه از خداوند داشته باشند؛ بلكه از آنجا كه خداوند، در هنگام خلقت مى‏ دانست كه از او فرمانبردارى مى ‏كنند و او را عبادت مى‏ نمايند و هيچ گونه شركى نسبت به او روا نمى‏ دارند. پس اينان به واسطه فرمانبردارى از خداوند به اين كرامت و منزلت والا در نزد خداوند، نائل شده ‏اند.»(1)

حاصل سخن اينكه‏ عصمت و امامت معصومين نه تفضّلى محض است و نه اكتسابى محض؛ بلكه تركيبى از هر دو عنصر است؛ يعنى، نتيجه تفضّل الهى به آنان، بر اثر شايستگى ارادى آنان است، يعنى، علم خداوند به اينكه اين افراد در شرايط عادى، بالاترين حدّ ممكن استعداد خود را كه در نهاد هر انسان معمولى نهاده شده، در طاعت و بندگى و قرب به خداوند به كار مى‏ گيرند، سبب گرديده تا از ميان افراد بشر، آنان را برگزيند و با اعطاى موهبت علم لدنّى ضمن پاداش و اكرام خود آنان، اين افراد را راهنما و پيامبر و امام در جهت هدايت ساير افراد بشر قرار دهد و آنها را در زمینه سهو و اشتباه و خطا نیز حفظ کند.

 

نکته دوم: تاثیر تقوا در عصمت و امامت

کاملا حق با شماست. معیار برتری، تقوا است؛ چنانچه خداوند فرموده «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ»(2)؛ یعنی: «گرامى‏ ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست».

اما این مطلب با عصمت ناسازگار است؟ نه.

در عصمت و امامت نیز عنصر تقوا نقش اساسی ایفاء می کند. اساسا بدون تقوا، ملکه عصمت حاصل نمی شود.

در واقع، مقام عصمت برآمده از دو چيز است: آگاهي به حقيقت گناه، تقوا.

معصومان (عليهم السلام) کساني هستند که در اين دو مقام به مرتبه بالا دست يافته‌اند، پس علت عصمت را دارا شدند و اگر چه در آنان، نيرو و کشش به سوي گناه وجود دارد، اما با وجود آن دو عامل قوي تمايلي به انجام گناه ندارند. در واقع، قادر به انجام گناه هستند و صدور گناه از آنها ذاتا محال نیست اما با عنایت به علم و تقوای ویژه، گناه از آنها صادر نمی شود چرا که صدور گناه یا ناشی از جهل است و یا ناشی از غلبه شهوت بر عقل و نادیده گرفتن رضایت الهی، که همگی در معصوم منتفی هستند.(محال وقوعی) (3)

در عين حال برخي مقامات عصمت، مانند عصمت در خطا، اشتباه و بيان احکام الهي به آنان داده شد و اگر در ابتداي تولد تا پايان خداوند آنها را محافظت از گناه نمود، به خاطر آن است که خداوند عالم است که آنان با اختيار خود از گناه مصون خواهند بود؛ پس با اين علم الهي آنان را از همان ابتدا اختيار و انتخاب نمود و به مقام امامت رساند تا هادی امت به سوی سعادت باشند.

در پايان بايد به نكته مهم معرفتى ديگر توجه داشت كه اين «علم و عصمت موهبتى» به عنوان پايه مى‏باشد و معصومان با اراده خويش و با سعى و تلاش و عبادت و دعايى كه به درگاه خداوند دارند به مقامات عالى‏ترى از علم و عصمت دست مى‏يابند. چنان كه در قرآن مجيد از زبان پيامبر (صلي الله عليه و آله) مى‏خوانيم: «و قُلْ رَبِّ زِدْني‏ عِلْماً»(4)؛ و بگو پروردگارا بردانشم بيفزايى.

و همين عبادت‏ها و صبر و جهادهاى بيشتر است كه با اختيار و اراده انجام مى‏شود و موجب برترى برخى از پيامبران بر ديگر پيامبران مى‏شود. « تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ» (5)؛ برخى از آن پيامبران را بر برخى ديگر برترى بخشيديم.

 

نکته سوم: عصمت منحصر به امام و نبی نیست

عصمت دارای شئون مختلف است؛ گاهی نسبت به گناه مطرح می شود و گاهی نسبت به خطا و نسیان و سهو.

اما عصمت از گناه برای همگان از طریق ایمان و تقوا و مراقبت، در دسترس است و هر کسی می تواند به این مرتبه دست یابد؛

عصمت علمی نیز برای همگان در دسترس است. کسی که از تعلیم و تربیت صحیح بهره ‏مند است، ممکن است به مقامی از عصمت نایل شود که در مسائل علمی نیز اشتباه نکند: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً»(6)؛ یعنی: « اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! اگر از(مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، براى شما وسيله‏ اى جهت جدا ساختن حق از باطل قرار مى ‏دهد».

همچنان که حضرت فاطمه زهرا (علیها أفضل صلوات المصلین) دارای ملکهٔ عصمت بود بدون آن که دارای سمت نبوت، رسالت و امامت باشد.(7)

 

نتیجه:

با عنایت به آنچه گذشت، پاسخ به دو فرضی که مرقوم فرمودید نیز مشخص می شود:

درباره فرض 1، گفتنی است همانطور که عرض شد، جایگاه امامت و عصمت موهبتی به امام و نبی (که هدفش حفظ امام از خطا و نسیان برای هدایت امت است)، مخصوص گروهی خاص است اما عصمت دارای شئون مختلف دیگر است که در دسترس همگان است. دستیابی دیگران به این شئون از عصمت، ممکن است و هیچ ایرادی ندارد و لطمه ای به مقام انبیاء و امامان وارد نمی سازد؛ چنانچه خود امامان و انبیاء نیز از طریق اعمال اختیاری به این مقامات دست یافته اند؛ با این تفاوت که چون آنها قرار بود امام و هادی امت باشند، از جهات دیگر نیز عصمت یافته و حتی در سنین کودکی نیز محفوظ بودند.

اما درباره فرض 2 نیز گفتنی است که همانطور که عرض شد، تفاوتی که خدا میان امامان و سایر مردم قرار داده، بدون دلیل نبوده است: چون میدانست که این گروه از مردم از عبودیت و بندگی بیشتری برخوردارند و نسبت به عنایت ویژه خدا قدرشناس هستند و از آن علم و قدرت ویژه، سوءاستفاده نمی کنند، آنها را مورد حمایت و عنایت ویژه قرار داد تا از این طریق سایر مردم را نیز هدایت کند و متعالی نماید.

 

پی نوشت ها:

 

1. مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، انتشارات موسسه الوفاء، ج 10، ص 170

2. حجرات: 13

3. جوادی آملی، عبدالله، وحی و نبوت در قرآن، مرکز نشر اسراء، 1381، ص208

4. طه: 114

5. بقره: 253

6. انفال: 29

7. جوادی آملی، عبدالله، نیل به مقام عصمت انحصاری نیست، مجله اسراء، 1388، شماره8

موضوع قفل شده است