مراحل و منازل سیر و سلوک عرفا

تب‌های اولیه

196 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

محاسبه:

کتاب وجودی چهل سالت را مطالعه کن .

قبل از سن چهل سالگی خودتان را در مسیر انسانی نگه داشته باشید .تا اینکه سن چهل سالگی به لطف خدا فرا برسد .
طبیعت نظام عالم در سن چهل آن است ٬سرنوشت چهل ساله شخص زمینه های جرقه های ملکوتیه را در جان او بوجود می آورد.

آنان که از سن چهل بالا رفتند ٬عصای احتیاط در دست بگیرند با اعصای احتیاط ٬بشوند ٬لب به سخن بگشایند ٬معاشرت کنند..‌.

یکی از بهترین لطایف سن چهل سال به بالا مطرح است؛اهل سکوت بشوند . چهل سال تجربه حرف زدن را دارید چهل سال تجربه زندگی گوناگون در اجتماع برای خودتان بعنوان سرمایه کسب انسانی دارید .مواظب باشید از این سرمایه چهل سال بعد از چهل سال استفاده کنید.

بر گردید زندگی نامه چهل ساله را ورق بزنید .کتاب زندگی چهل ساله عمرتان را مطالعه کنید .سکوت بر لب بزنید. مقداری از شب را به خلوت بنشینید و در هنگام سکوت و تاریکی شب در مقام خلوت و بزم قدس نهانخانه جانتان کتاب خودتان را مطالعه کنید قبل از آنکه این کتاب را در یوم تبلی سرائر به جلو چشمت بگشایند که آنجا با شرمندگی بخوانید . این کتاب چهل سالت را ورق بزن صفحه به صفحه این کتابت را مطالعه کن . خاطرات و نوشته های چهل سال عمرت را بخوان ،تو دیگر کتاب از بیرون مخواه . عاقل باش از یک سوراخ دنیا چندین بار دست را گذاشتی که مار دنیا گزید دوباره دست را به طرف این دنیا دراز نکن . آرزوهای طولانی دنیا را از خودت دور کن .که به تعبیر شریف روایات فرزندان آدم به محض اینکه پیر می شوند دو صفت در آنها جوان می شود ؛یکی حرص و دیگری آرزوهای دراز .چهل سال عالم به تو خدمت کرد بیش از این توقع از عالم نداشته باش .حرص را کنار بگذار .حرص یعنی توقع بی جا از عالم .عالم چهل سال تقدیم کرد بدون منت .نان و آب را بدون هیچ منتی تقدیمت کرد .منتهی روزی در زحمت و گرفتاری اخذ نان و آب افتاده ی خودتان به همدیگر ظلم کردید نه طبیعت و نظام هستی .حرص را از خودت دور کن.

پس اولین کاری که در سن چهل سالگی می فرماید ؛کتاب وجودی چهل سال خاطراتت را مطالعه کن با دقت ببین چه اندوخته ای و چه نگاشته ی برای دفتر حق که دل نازنین توست ببین چه کلماتی را نوشته ای آیا کلماتش درست بود یا نادرست . مرحله دوم حرص را از خودت دور کن . مرحله سوم آرزوهای طولانی را از خود دفع کن و مرحله آخر دل نازنین شکسته را تقویت کن . که پیر دل شکسته دارد .

انسان و قرآن
استاد صمدی آملی حفظه الله تعالی

برای بیداری شب چه کنیم؟

مقدّمات لازم براى بيدارى شب :

مكرّرا خدمت حضرت علامه طهرانی عرض مى‌كردند: گاهى بيدار مى‌شويم ولى همّت برخاستن نداريم، برايمان دعا كنيد تا توفيق نماز شب پيدا كنيم.
مى‌فرمودند: توفيق يعنى مهيّاشدن أسباب و مقدّمات امور و براى نماز شب خود سالك بايد همّت كند و أسباب و مقدّمات بيدارى خود را فراهم نمايد. و إلّا اگر به دعا باشد اين توفيق نيز خود دعا مى‌خواهد و هَلُمَّ جرّا و تسلسل لازم مى‌آيد.

توضيح اينكه: عمده مقدّماتى كه سالك بايد تحصيل كند از اين قرار است:
أوّل: مراقبه در طول روز و پرهيز از گناه؛ چه اينكه گناه، سالك را از خلوت و بهره‌مندشدن از نفحات سحر محروم ميكند. مردى به خدمت أميرالمؤمنين عليه‌السّلام رسيد و عرض كرد: از نماز شب محروم شده‌ام! حضرت فرمودند: «تو مردى هستى كه گناهانت تو را دربند كشيده است!»

و دوّم: رعايت مقدار طعام در شب؛ زيرا پرخورى و غذاى سنگين و چرب مانع از بيدارى سحر مى‌شود.

و سوّم: سالك طبق سيره رسول‌خدا صلّى‌اللـه‌عليه‌وآله‌وسلّم أوّل شب بخوابد و نيز با استراحت كافى و خواب قيلوله براى بيدارى در شب مهيّا گردد. روشن‌است سالكى كه تا نزديكى‌هاى نيمه‌شب بيدار است، سحر يا بيدار نمى‌شود و يا اگر بيدار شود، با بدن خسته و ملال‌خاطر كارى از پيش نمى‌برد.

نورمجرد جلد اول

مراحل ابتدایی سیر و سلوک از نظر بوعلی :

جناب شیخ الرئیس در اشارات می فرماید : عارف باید چهار مرحله را در ابتدا و شروع به سیر و سلوک عرفانی طی کند:
۱ – ابتدا باید از آنچه او را از خدای سبحان به خود مشغول می­کند جدا شده و آن­ها را قطع کند .
۲ – سپس در برطرف کردن آثار آن­ها هم- از وجود و جان و دل و فکر و عملش- سعی کرده و به­طور کامل از آن­ها نیز پاک گردد .
۳ – در مرحله­ ی سوم از هر چیزی که برای خود زینت به حساب می­آید پرهیز کرده و آن را ترک کند، یعنی از زینت­های مجازی دوری کند .
۴ – بالاخره در مرحله چهارم کلیه لذت­های مادی و معنوی را که به خودش بر­می­گردد رها کرده و فقط لذت ذکر حق را دنبال کرده و با آن مأنوس و به آن باقی ماند.(اشارات ج ۳، ص ۳۸۱

ابعاد سلوک عقلاني و عرفاني:
سلوک و خودسازي به طور کلي در حوزه هاي زير بايد پي گيري شود.
1- توبه و انجام واجبات و ترک محرمات
2- اصلاح اخلاق و صفات و تزکيه نفس از صفات رذيله و عادت هاي بد
3- کسب رزق حلال و تامين معيشت و سامان دادن زندگي خانوادگي و ازدواج.
4- برنامه مطالعاتي جهت تقويت شناخت و آگاهي در تمامي زمينه هاي ديني.
5- انجام مستحبات و ترک مکروهات و برنامه ريزي براي بندگي محض خداوند و فناي اراده در اراده خداوند.

خودسازي و سلوک عقلاني و عرفاني:

سلوك الي الله دو مرحله دارد. سلوك عقلاني و سلوك عرفاني. وظيفه ابتدايي انسان سلوك عقلاني است و سلوک عرفاني بعد از آن است. براي سلوک عقلي نياز به استاد خاص نيست، پس بايد با مطالعه, تفکر، تحصيل علم و استفاده از علما و اساتيدي که در حوزه علوم ديني نقلي وعقلي تبحر دارند ،انسان به مرحله اي برسد که براي تمام انديشه و باورها و اخلاق و اعمالش حجت داشته باشد.
بعد براي سير و سلوک عرفاني خود خداي متعال وعده داده است که نياز به استاد راهنما را تامين نمايد، ان جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا- بنابراين بايد ابتدا به سلوک عقلي و انجام وظايف واجب و ترک حرام و اصلاح اخلاق و عقايد کوشيد و بعد وارد راه عرفان و عشق شد.
آنچه گفته شد قانون کلي سلوک بود.

کار اساسي که سالک بايد براي انجام آن اهتمام فراوان داشته باشد تقويت عقلانيت و بالا بردن اطلاعات ديني است. او ابتدا در مرحله سلوک عقلاني قرار گرفته و بايد تمام همت خود را مصروف آن نمايد و سعي کند در زمينه هاي عقايد و اخلاق و احکام عملي سطح مطالعات خود را بالا ببريد و تا مي تواند اعمال خود را عالمانه و آگاهانه نمايد.
این برنامه تا چند سال مطالعه و تحقيق و آشنا شدن با دليل و منطق عقايد و اخلاق و احکام اسلامي است و توصيه مي شود تنها در صورتي وارد سلوک عرفاني و انجام مستحبات گردد که سلوک عقلاني وی به کمال خود رسيده باشد.
براي سلوک عقلاني لازم است سري به کتاب خانه يا کتاب فروشي ها بزند و کتاب هايي را در بخش عقايد اسلامي و شيعي و تاريخ اسلام و شيعه و اخلاق اسلامي که با سن و سطح تحصيلي مناسب باشد پيدا و مطالعه نمايد. در اين زمينه مي تواند به روحانيون يا عالماني که مي شناسد مراجعه و مشورت بگيرد. در مورد احکام هم بايد مرجع انتخاب کند و اعمالي که انجام مي دهيد مستند به قول و فتواي مرجع ديني باشد.

دو نکته: سلوک عقلاني هم شامل سلوک نظري مي شود هم سلوک عملي . يعني عمل کردن به حجت شرعي هم جزء سلوک عقلاني است لذا اين مرحله صرفا شامل يادگيري و تفکر و تحقيق نمي شود و شامل عمل هم مي گردد. عقل نظري و عقل عملي هر دو در اين نوع سلوک دخيل هستند.
دوم اينکه اين مرحله از سلوک بسيار مهم است و در حقيقت گردنه راه خدا است و سخت هم هست بنابراين هر چند سال هم طول بکشد مهم نيست مهم اين است که انسان به حد نصابي از عقلانيت برسد و مطمئن شود که تمام انديشه و اخلاق و عمل او مستند به حجت شرعي و عقلاني است.
نتيجه سلوک عقلاني قوت عقلانيت در انسان است که باعث مي شود هواي نفس او کاملا تعديل شده و تحت حکومت عقل قرار گيرد. تسلط عقل بر نفس و قواي نفساني و تعديل آن زمينه و عامل اصلي موفقيت انسان سالک در سلوک عرفاني خواهد بود. گفتني است که در سلوک عرفاني انسان بايد به فناي في الله برسد و از خودش بگذرد, کسي که اسير نفس اماره و هواي نفس است هرگز نمی تواند به توحید و فانی
در خداوند شود.
سلوک عرفاني سن خاصي ندارد. در صورتي که انسان به حد نصابي از عقلانيت که همان قرب فرايض است برسد کم کم وارد سلوک عرفاني که همان قرب نوافل است، مي شود و فرصت خود را بيشتر صرف مستحبات و رياضات و ارتباط عاشقانه با خدا خواهد کرد و فناي عملي در خدا را تمرين خواهد نمود.
اگر به صورت قوي وارد سلوک عقلاني و مطالعه و تحقيق درباره دين و عقايد و آثار ديني شود، فرصت نفوذ شيطان در وی کم مي شود و قادر خواهد بود بر ذهن و فکر خود نيز کنترل داشته باشد و فکر وی متوجه عوالم زيباي عقلاني مي شود و از نفسانيت انصراف خواهد يافت.
علت اصلي اين که توصيه مي کنيم اول سلوک عقلاني خود را کامل کنيد، بعد به وادي عشق و عرفان وارد شويد، اين است که انسان سه بعد دارد. بعد طبيعت، بعد عقل و بعد دل. مشکل اکثر مردم ا ين است که مي خواهند با جهش از عالم طبيعت و نفسانيت ناگهان وارد وادي دل و عشق و عرفان بشوند و لذا موفق نيستند. اين مانند اين است که کسي بخواهد از پله اول ناگهان به پله آخر نردبان صعود کند.
راه صحيح آن است که انسان با تلاش در وادي عقلانيت و استدلالي کردن تمام ابعاد زندگي خود کم کم از وادي نفس و طبيعت فاصله بگيرد و بعد وارد وادي عشق و عرفان شود. کارکرد عقلانيت همين است که انسان را از دنيا خارج مي کند و او را آماده ورود به عالم دل و عرفان مي نمايد.

موضوع قفل شده است