جمع بندی مدیریت ارتباط با نامحرم

تب‌های اولیه

80 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

نیازه دیگه خب. با نیازش که مشکل نداری؟

ترکیبی از نیاز روحی به هیجان، صمیمیت، همیاری، اهمیت، فداکاری، سپاسگذاری (که همه در بهره جنسی وجود داره) و وقتی با غریزه همراه بشه، آدم بهش برمیخوره خب اگه تامین نشه.
شما اگه بدونی یکی میتونه بهت غذا بده، اما حالا به هر دلیلی نمیده، ازش متنفر نمیشی؟

بگذارید یک دور دیگه بپرسم. سعی می کنم توضیحم گویاتر باشه. ضمنا خوشحال میشم اگه استاد هم به بحث ورود کنن.

معمولا توی بحث مسائل زن و مرد، مدیریت غریزه، فلسفه حجاب و... گفته میشه اسلام با سرکوب غریزه و همین طور با آزادی بی حد و حصر اون (که حالا ما با آزادیش کاری نداریم) مخالفه، برعکس موافق ازدواج زودهنگام و دوری از نامحرمه. در اسلام خانواده از همه چیز مهمتره و رعایت حجاب و حیا بین زن و مرد باعث میشه زن همیشه برای شوهرش و شوهر برای زنش جذاب باشه. اگر انسان عادت کنه که به این میل بی توجه باشه و اون رو سرکوب کنه بعد از ازدواج هم همسرش براش جذابیت چندانی نداره و زندگیشون به سردی می گرایه

سوال این بود که چرا باید بی اعتنایی به این میل قبل از ازدواج، باعث سردی کانون خانواده بعد ازدواج بشه؟ اینکه آدم ها وقتی امکانات دارن لذت ببرن و وقتی ندارن بتونن تحمل کنن سالم تر نیست؟ چرا با نگاه اسلام مغایره؟

این بی توجهی و بی اعتنایی از نظر شما چطوری انجام میشه؟ یعنی چه رفتاری مصداق بی اعتناییه؟

اولین مرحله بی اهمیت و ناچیز تلقی کردنش در ذهن (در همون حدی که در متون اخلاقی در مذمت شکم بارگی می خوانیم)، و مرحله بعدی پرهیز از جنس مخالف (مکانی، زمانی و فکری)

الرحیل;1004033 نوشت:
خوشحال میشم اگه استاد هم به بحث ورود کنن

الرحیل;1004041 نوشت:
اولین مرحله بی اهمیت و ناچیز تلقی کردنش در ذهن (در همون حدی که در متون اخلاقی در مذمت شکم بارگی می خوانیم)، و مرحله بعدی پرهیز از جنس مخالف (مکانی، زمانی و فکری)

استاد!
در بحث شرکت نمیکنید؟

با سلام مجدد خدمت همراهان گرامی مخصوصا آقای momi14 و خانم الرحیل
پست هایی که اخیرا گذاشتید را مطالعه کردم و سوال و ابهام جدیدی نیافتم.(شاید هم متوجه نشدم)
بنابراین یک بار دیگه پاسخ های قبلی ام را میگذارم. لطفا مطالعه کنید. اگر ابهام و سوال برطرف نشد مطرح کنید.

بدیع;1000163 نوشت:
حدود رابطه با نامحرم

یکی از مسائلی که از جنبه های مختلف حائز اهمیت و قابل بررسی است و در این دو مقاله نیز به آن پرداخته شده بود، حد و حدود ارتباط با نامحرم است. این مسئله در آیات و روایات به طور تفصیلی مورد توجه قرار گرفته است که در ادامه تلاش می شود تبیینی در این باره داشته باشیم:

ابتدائی ترین و طبیعی ترین رابطه ای که در میان جنس زن و مرد وجود دارد کشش و جاذبه ای است که آن دو نسبت به یکدیگر احساس می کنند. اصل وجود چنین تمایلی مقتضای آفرینش حکیمانه خداوند است تا زن و مرد را برای پیوند مقدس ازدواج راغب و در حفظ بنای خانواده مصمم و مجاب نگاه دارد.

خداوند متعال میفرماید: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون‏؛ و از نشانه‏ هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد. در اين نشانه‏ هايى است براى گروهى كه تفكّر می كنند.»(1)

توصیه های دینی نه تنها در جهت کاستن این تمایل درونی نیست بلکه با هر چیزی که آن را مورد تهدید قرار دهد مخالف است. شاید یکی از دلایل وجوب حجاب و عفاف جلوگیری از عادی شدن جذابیت های زن و به ابتذال رفتن دارایی های اوست که خود باعث تهدید بنای ازدواج است.

پی نوشت:

روم، 21.


بدیع;1000164 نوشت:
این احساس تا قبل از ازدواج و بعد از ازدواج نسبت به غیر همسر باید مدیریت و کنترل شود. چیزی که قرآن نام آن را عفاف و نه سرکوب می گذارد.

«وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛ و كسانى كه امكانى براى ازدواج نمی يابند، بايد پاكدامنى پيشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بی نياز گرداند.»(1)

بنابراین عفت با همه اجر و پاداشی که دارد یعنی کنترل همین کشش درونی و دنبال نکردن و تقویت نکردن و ارضا نکردن آن از طریق حرام. در این مرحله به هیچ عنوان توصیه نمی شود فرد خودش را در شرایط خطرناک تری و در رابطه نزدیک تری با نامحرم قرار دهد و لو اینکه بتواند با به خرج دادن عفت بیشتر به سلامت عبور کند. اگر قرآن به مرد و زن توصیه میکند نگاه خود را از نامحرم فرو ببندند با اینکه ممکن است نا محرم خود حجاب را در محدوده شرعی رعایت کرده باشد. اگر قرآن به زن توصیه میکند در راه رفتن و حرکت به گونه ای عمل نکند که صدای زیور آلات او شنیده شود و در صحبت کردن به گونه ای حرف نزند که زمینه برای لغزش برخی مردان را فراهم آورد. اگر حضرت زهرا(سلام الله علیها) بهترین زن را کسی میداند که نه نامحرمی دیده باشد و نه نامحرمی او را ببیند. اگر امیرالمومنین(علیه السلام) مردان کوفه را به این خاطر که زنانشان دوشادوش نامحرمان در بازار راه می روند و در مسیر یکدیگر قرار میگیرند توبیخ میکند و .... همه به این خاطر است که غریزه بیشتر از اقتضای طبیعی آن تهییج نشود و بدون اینکه ضرورتی اقتضا کند فرد در شرایط سخت تری برای امتحان عفت قرار نگیرد.

در این مرحله حتی از چیزهایی که شاید در ارتباط با نامحرم حلال است نیز اجتناب می شود به این خاطر که سلامت قلب آسیب نبیند و از زمینه وقوع در حرام جلوگیری شده باشد.

پی نوشت:

نور، 33.


بدیع;1000165 نوشت:
اما در کنار این تصویرهایی که دین برای ایده آل رابطه زن و مرد به تصویر می کشد شرایط خاصی نیز پیش بینی شده است که ضرورتی حلال ارتباط و تعامل زن و مرد نامحرم را اقتضا می کند. علم آموزی، درمان، کار و ...... گاهی دو نامحرم را در کنار هم قرار میدهد. نگاه یکجانبه به دین نباید باعث شود گمان کنیم دین و دیندار در چنین موقعیت هایی خلع سلاح میشود و راهکاری ندارد و باید تسلیم گناه شود. یا اینکه به طور کلی انزواطلبی و غارنشینی را پیشه میکند و خود و جامعه را از فوائد تعاملات اجتماعی محروم میگرداند.

اتفاقا دین تربیت شده خود در مرحله قبلی را در این مرحله نیز مصون تر و مقاوم تر می باید. کسی که بدون هیچ ضرورتی باب ارتباط با نامحرم را باز نمی کند اگر ضرورت اقتضا کند در محدوده یک ضرورت به آن نگاه می کند و رفتار می کند.

خداوند در قرآن می فرماید:

«وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْيَتامى‏ قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ وَ إِنْ تُخالِطُوهُمْ فَإِخْوانُكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَعْنَتَكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيم‏؛ از تو در باره يتيمان سؤال می كنند، بگو: «اصلاح كار آنان بهتر است. و اگر زندگى خود را با زندگى آنان بياميزيد، (مانعى ندارد) آنها برادر (دينى) شما هستند.» (و همچون افراد یک خانواده با آنها رفتار كنيد!) خداوند، مفسدان را از مصلحان، باز می ‏شناسد. و اگر خدا بخواهد، شما را به زحمت می اندازد (و دستور مى‏دهد در عين سرپرستى يتيمان، زندگى و اموال آنها را بكلى از اموال خود، جدا سازيد ولى خداوند چنين نمی كند) زيرا او توانا و حكيم است.»(1)

در این موارد تعامل با نامحرم در محدوده احکام شرعی و به خاطر هدفی عقلائی و مشروع انجام می شود. اما فرد باید مراقب نیت و درون خود باشد که بر خلاف انیگزه ظاهری چیز دیگری دلیل او برای تعامل با نامحرم نباشد.

پی نوشت:

بقره، 220.


بدیع;1000166 نوشت:
موقعیت و نوع چهارمی نیز از ارتباط مشروع میان دو نامحرم متصور است که اضطرار مجوز آن است. در این موارد نادر مصلحت هایی همچون حفظ جان و ..... مجوز برخی محذورات مثل دست زدن به نامحرم می شود. اما در عین حال نیت و انگیزه پاک می ماند.

آنچه هر فرد و یا افراد جامعه در تعامل با نامحرم انجام می دهند تنها در صورتی که در قالب یکی از این چهار تصویر قرار گیرد حلال و مباح است. اما فراتر از آن به هر اسم و بهانه ای که باشد ضرورتی خودساخته برای ارتباط با نامحرم و به انگیزه لذت جویی جنسی است.

بدیع;1004435 نوشت:
با سلام مجدد خدمت همراهان گرامی مخصوصا آقای momi14 و خانم الرحیل
پست هایی که اخیرا گذاشتید را مطالعه کردم و سوال و ابهام جدیدی نیافتم.(شاید هم متوجه نشدم)
بنابراین یک بار دیگه پاسخ های قبلی ام را میگذارم. لطفا مطالعه کنید. اگر ابهام و سوال برطرف نشد مطرح کنید.

سلام علیکم
سوالم احتمالا خارج از تاپیک باشه
اینجا سعی کردم کامل توضیح بدم

الرحیل;1004033 نوشت:
بگذارید یک دور دیگه بپرسم. سعی می کنم توضیحم گویاتر باشه. ضمنا خوشحال میشم اگه استاد هم به بحث ورود کنن.

معمولا توی بحث مسائل زن و مرد، مدیریت غریزه، فلسفه حجاب و... گفته میشه اسلام با سرکوب غریزه و همین طور با آزادی بی حد و حصر اون (که حالا ما با آزادیش کاری نداریم) مخالفه، برعکس موافق ازدواج زودهنگام و دوری از نامحرمه. در اسلام خانواده از همه چیز مهمتره و رعایت حجاب و حیا بین زن و مرد باعث میشه زن همیشه برای شوهرش و شوهر برای زنش جذاب باشه. اگر انسان عادت کنه که به این میل بی توجه باشه و اون رو سرکوب کنه بعد از ازدواج هم همسرش براش جذابیت چندانی نداره و زندگیشون به سردی می گرایه

سوال این بود که چرا باید بی اعتنایی به این میل قبل از ازدواج، باعث سردی کانون خانواده بعد ازدواج بشه؟ اینکه آدم ها وقتی امکانات دارن لذت ببرن و وقتی ندارن بتونن تحمل کنن سالم تر نیست؟ چرا با نگاه اسلام مغایره؟

بدیع;1004435 نوشت:
با سلام مجدد خدمت همراهان گرامی مخصوصا آقای momi14 و خانم الرحیل
پست هایی که اخیرا گذاشتید را مطالعه کردم و سوال و ابهام جدیدی نیافتم.(شاید هم متوجه نشدم)
بنابراین یک بار دیگه پاسخ های قبلی ام را میگذارم. لطفا مطالعه کنید. اگر ابهام و سوال برطرف نشد مطرح کنید.

سلام استاد
من رفتم بیشتر هم با خودم دقت کردم. درباره وظیفه عملی حق با شماست، هر چقدر صغری کبری هم بجینیم راه همونه که شما فرمودید.
سوالم خیلی ارتباطی با این مساله که چه کار باید بکنیم نداشت. بیشتر این بود که اگر این کارها رو بکنیم چه اتفاقی می افته. اگر خارج از تاپیک نیست، لطفا پست حذف شده ام رو برگردونید.

پرسش: از کارشناس محترم درخواست دارم درباره این دو مقاله که به روابط زن و مرد پرداخته اند نظر بدهند. مقاله اول ترجمه یک مقاله خارجی است و مقاله دوم از دکتر علیرضا شیری است که مشاور و روانشناس هستند. میخواستم بدانم مطالب این دو مقاله تا چه اندازه قابل تایید است؟

[SPOILER]شما ازدواج کرده‌اید، اما رابطه‌ای صمیمی با یک همکار دارید،آیا می‌توان این رابطه را آرمانی و پاک دانست یا این رابطه در آینده به خیانت بدل می‌شود؟

او تاریخ تولد شما، غذای مورد علاقه شما، بزرگترین ترس شما، و عمیق‌ترین و مهمترین راز زندگی شما را می‌داند. نه، او همسر شما، که قول داده‌اید تا لحظه مرگ عاشقش بوده و به او احترام بگذارید، نیست. او همسر اداری شما است –عبارتی ساختگی که برای تعریف پدیده ارتباطی جدیدی ساخته شد که زمانی شکل گرفت که افراد مجبور شدند ساعات طولانی‌تر و سخت‌تری را در فاصله‌ای نزدیک‌تر با همکاران غیرهمجنس خود کار کنند.
یک همسر اداری از مرزهای شغلی فراتر رفته و نیازهای عاطفی شما را تامین می‌کند. اگر در مخمصه‌ای گرفتار هستید، این همکار –که از جنس مخالف است- همان کسی است که به شما اهمیت داده، می‌توانید به او اعتماد کنید و محرم اسرار شما است. ایجاد رابطه‌ای سالم و غیرجنسی با یک همسر اداری می‌تواند دشوار و گاهی برای ازدواج واقعی شما مضر باشد. در اینجا، از قدم زدن در مسیر باریک بین دوستی و خیانت، تا اجتناب کامل از صمیمیت با همکار جنس مخالف، تا آرمانی و پاک نگهداشتن چنین رابطه‌ای، قوانینی را طرح می‌کنیم که می‌تواند در این زمینه به شما کمک کند.

پدیده همسر اداری
اگرچه رویای خیانت به معشوق خود که قانوناً همسر شما نیز هست را ندارید، اما هر روز، از شنبه تا پنج‌شنبه، و در تمام طول روز در کنار فردی غیرهمجنس کار می‌کنید و این ساعات کاری می‌تواند به ۶۰، ۷۰ یا حتی ۸۰ ساعت در هفته نیز برسد. شما با هم نهار می‌خورید، در مورد زندگی و خانواده خود حرف می‌زنید، و در شرایط خوب و بد، و در بیماری و سلامت در کنار هم هستید. شما افکار، امیدها، و رویاهای جاه‌طلبانه خود را به اشتراک می‌گذارید –شما صمیمی هستید… اما محرم نیستید. بحث بر صمیمیت است. اهمیت دادن به فردی غیرهمجنس که روزی هشت ساعت یا بیشتر در کنار شما کار می‌کند بسیار آسان است. مفهوم همسر اداری مفهومی جدید است اما لزوماً نادر نیست. تعداد زیادی از افراد مختلف چنین همسری را در محل کار خود دارند. پدیده همسر اداری رو به گسترش است. همسران اداری زبان هم را می‌فهمند: آنها «شوخی‌های سربسته» را متوجه شده، خشم یکدیگر از رئیس و کاغذبازی اداری را درک کرده، و می‌توانند در مسائل کاری، چه خوب یا بد، به هم کمک کنند. یکی از نتایجی که ما از این مطالعه می‌گیریم آن است که مسائل خاصی وجود دارد که بیان آنها برای همسر اداری بسیار ساده‌تر از طرح آنها برای همسر واقعی است، که تا حدی به دلیل تجربی بودن این مسائل است. حرف زدن در مورد شرایط شغلی نیازمند پیش‌زمینه و تجربه شخصی است که یک همسر واقعی از آن بی‌بهره است. بنابراین در هنگام لزوم، یعنی هنگامی که شرایط دشوار می‌شود، یک همسر اداری بیش از همسر واقعی شما با زندگیتان هماهنگ است.

عبور از مرز
سوال آن است که خیانت‌ها چگونه آغاز می‌شوند. خیانت‌ها به صورت دوستی، به صورت نوعی صمیمیت آغاز می‌شوند. دیگران به خاطر صداقت و راحتی شما جذبتان می‌شوند.

هزاران نفر این نوع رابطه را در محل کار خود آغاز کرده‌اند و این روابط بعدها به خیانت منجر شده است.
این یکی از دلایلی است که افراد باید از آغاز روابط همسری اداری پرهیز کنند.
در مطالعه‌ای که انجام شده بود نیز این دلیل نگرانی تایید شد: ۵۰ درصد مخاطبان اعلام کردند که همکار متاهلی را می‌شناسند که با یکی از همکاران خود رابطه نامشروع داشته است. البته ما مخالف همکاری زنان و مردان نیستیم؛ اما بین همسری اداری و خیانت مرز باریکی وجود دارد.

قوانین همسری اداری
اگر یک همسر اداری دارید، ایستادن در طرف صحیح این مرز، هم برای ازدواج و هم برای شغل شما یک ضرورت است. در اینجا قوانین چنین رابطه‌ای را بیان می‌کنیم:

-اطلاعات شخصی، به ویژه اطلاعات زناشوئی خود را در محل کار بیان نکنید. اگر شخص دیگری شروع به بیان اطلاعات شخصی خود برای شما کرد، به او بفهمانید که علاقه‌ای به شنیدن این اطلاعات ندارید. چنین کاری خیلی دشوار است، اما رابطه را شخصی نکنید. اگر کسی اطلاعات شخصی خود را با شما در میان گذاشت، این اطلاعات را به همسرتان نیز بگویید تا در محل کارتان جهانی خصوصی و بدون اطلاع همسرتان خلق نکرده باشید.
-اگر وارد بحث‌های شخصی شدید، دقت کنید که ازدواجتان را چگونه دسته‌بندی می‌کنید. اگر شما با همسرتان مشکلی دارید، و این مشکل را به یکی از همکاران غیرهمجنس خود، که به شما اهمیت می‌دهد، بگویید، در مسیری اشتباه قرار گرفته و به سرعت نیز پیش خواهید رفت. اما اگر به همکارتان بگویید، «من دیوانه شوهرم هستم و ما خیلی یکدیگر را دوست داریم»، او احتمالاً زمان یا احساسات کمتری را صرف رابطه با شما خواهد کرد.

-خارج از ساعت و محیط کاری، با همکار غیرهمجنس خود خلوت نکنید. برای مثال، به نوبت از خودروی یکدیگر استفاده نکرده، در فعالیت‌های تفریحی بعد از ساعت کار شرکت نکرده یا اگر باید به سفری کاری بروید، همسر خود را نیز همراه ببرید. روابط عاطفی در فعالیت‌های تفریحی و گفتگوهای صمیمی شکل می‌گیرند –که هردو جزو دام‌های بسیار مهم است.
- با همکار خود مشروب ننوشید. نوشیدن مشروب با همسر اداریتان کاملاً قدغن است، زیرا وقتی مشروب می‌نوشید مرزها متزلزل می‌شوند.
-همسر واقعی خود را به همسر اداریتان معرفی کنید. با همسر اداری خود و همسر واقعی او و همسر واقعی خودتان برای شام بیرون بروید. همسر واقعی خود را در این رابطه وارد کنید تا رابطه خصوصی نشود.
-از حرف زدن مداوم در مورد همسر اداری خود در منزل خودداری کنید. همسر واقعی شما باید در مورد همسر اداری شما اطلاعات داشته باشد اما زیاده‌روی نکنید.

واقعیت یک همسر اداری
اگرچه یک همسر اداری می‌تواند یک دوست عالی، یک سیستم حمایتی قوی و شانه‌ای برای گریستن باشد، اما می‌تواند خطرناک نیز باشد. بنابراین از خودتان بپرسید، آیا یک همسر اداری ارزشش را دارد؟ اگر همسرتان به شما خیانت کند، بدترین تجربه زندگیتان خواهد بود. شما می‌خواهید تمام احتیاط‌های جانبی را به کار گیرید تا مطمئن شوید که چنین اتفاقی برای شما رخ نخواهد داد زیرا هیچ چیزی به این بدی نیست. بنابراین به شرایطی که می‌تواند موجب خیانت شود دقت کنید: اغلب خیانت‌ها در محیط شغلی و بین همکاران واقعاً صمیمی رخ می‌دهد. این یک سناریوی خطر-منفعت است، بنابراین اگر برای ازدواج تان اهمیت قائل هستید، بهتر است به حرفه‌ای نگهداشتن روابط شغلی خود توجه جدی نشان دهید.
ایده همسر اداری خطری فوق‌العاده است –قطعاً شما نمی‌خواهید شوهرتان همسری اداری داشته باشد.
اگرچه همسر اداری یک تهدید محسوب می‌شود، اما پاک و آرمانی ماندن چنین رابطه‌ای هم ناممکن نیست. کارشناسان در حال تحقیق در مورد نحوه تبدیل این روابط به خیانت هستند. این پدیده ارزش مطالعه را دارد زیرا می‌تواند به خیانت منجر شود. با این حال، همیشه هم اینطور نیست و در میان کسانی که هرگز به سمت خیانت نرفته‌اند –کسانی که مرزهای خطر را درک کرده و از این مرزها فاصله گرفته‌اند- روابط شغلی صمیمانه و سالمی وجود دارد.[/SPOILER]

[SPOILER]حد و مرز رابطه ی من، نامزدم، دوستم، شوهرم، همسرم با آدم های دیگه و بخصوص جنس مخالف چقدر باید باشد؟

انگاری ماها داریم گیج می شویم، مخصوصاً با فرهنگ های جدیدی که آمده است، مثل شبکه های اجتماعی، چت کردن در این شبکه ها که می تواند با آشنایان یا با غریبه ها باشد؛ اصلاً یک نوع جدیدی از روابط ایجاد شده است. قدیم به این روابط می گفتند Just Friend الان می گویند Social Friend یا همان دوست اجتماعی.
تمایل دارم به این سؤال فکر کنیم که ماها چقدر ظرفیت فرهنگی چنین مسائلی را داریم یا ایجاد کرده ایم؟ یا اینکه خرده فرهنگ هایی داریم که ظرفیت ایجاد شده را داشته باشد و موفق باشد؟
در واقع من به شخصه آدم های آسیب خورده ی زیادی را دیده ام؛ فکر نکنید که این آدم ها بی تجربه و دنیاندیده اند، موضوع، موضوع ساده ای نیست؛ آن هایی هم که فکر می کنند موضوع پیش پا افتاده ای است شاید بهتر باشد سری به اتاق های درمان بزنند و از اتفاقات باخبر شوند.
چیدمانی که من برای جواب دارم به این صورت است:
✔️یک سری از آدم ها برای ما غریبه اند و ارتباط خاصی با آن ها نداریم؛
✔️یک سری از آدم ها همکار یا همکلاس ما هستند؛ خب با غریبه تفاوت دارند و این تفاوت باز می گردد به صمیمت ما با آن ها؛ اینکه مثلا اگر یک نفر در دفتر کار ما مریض شود خب طبیعتا تا حدودی برای ما مهم است.
ممکن است در بین همکارها یا همکلاس های ما افرادی باشند که بخواهیم رابطه ی عمیق تری داشته باشیم اما نه تا حدی که رابطه عاطفی شکل بگیرد؛ دوست اجتماعی اینجاها شکل می گیرد، اینکه با یک نفر بیشتر از همکار یا همکلاس ارتباط دارم. فعلا کاری به مرد و زن ندارم. سوال اینجاست که آیا امکان دارد با یک نفر تا حدی رابطه داشته باشم که اندازه ی ارتباطم بیشتر از یک همکار یا همکلاس و کمتر از یک شریک عاطفی باشد؟ واقعیت این است که بله امکانش هست؛ حالا اینکه ما جنبه و ظرفیتش را داریم یا نه مسئله ای جداگانه است.
✔️دسته ی چهارم رابطه عاطفی است.
در تک تک این روابطی که گفته شد سه چیز مدام در حال تغییر است: هیجان، صمیمیت، تعهد.
مثلا تعهدی که در رابطه ی عاطفی باید داشته باشیم قطعا در رابطه با همکارم نخواهم داشت.
یا مثلا برخی از هیجان ها را نمی شود با دوست اجتماعی تجربه کرد، چراکه اگر بخواهیم هر نوع هیجانی را با او تجربه کنیم دیگر اسمش دوست اجتماعی نخواهد بود! شاید پیش بیاید با هم سینما برویم اما اینکه بخواهم در سینما دستش را بگیرم خارج از دوستی اجتماعی است!
در واقع وقتی به هر طبقه ای از این دسته ها می رویم وظایف آن طبقه به ما محوّل می شود؛ نمی شود با یک نفر رابطه ی عاطفی برقرار کرد و اسمش را بگذاریم دوست اجتماعی و نخود نخود هرکه رود خانه ی خود! ما که نمی خواهیم خودمان را گول بزنیم!
و اما در مورد رابطه داشتن با دوست اجتماعی …
در درجه اول حواسمان باشد که قرار نیست چیزی را پنهان کنیم؛ این حق همسر من است که باخبر باشد، البته نه با جزئیات تمام! باید مراقب باشیم که به وسواس نیفتیم! کسی که دچار وسواس ذهنی باشد دوست اجتماعی که سهل است پسردایی یا دختردایی را هم برای همسرش تحمل نمی کند!
پس قرار نیست چیزی را قایم کنیم.
دوم اینکه بهتر و درست این است که در مورد رابطه ی اصلی خودمان سرمایه گذاری کنیم و رشدش دهیم و بهترش کنیم؛ دعوایی پیش آمد زودتر اصلاحش کنیم، شفاف تر باشیم. اگر رابطه اصلی ما مین گذاری نشده باشد و توجه و مراقبت و شفافیت و جرئت لازم را در حفظ رابطه مان اعمال کرده باشیم احتمال اینکه یک عامل بیرونی (مثل دوست اجتماعی) بخواهد رابطه دچار لغرش کند کمتر است، نه اینکه محال باشد بلکه کمتر است؛ حقیقتا بحث لغزش و خیانت از مباحث جدی است.
سوم اینکه اهل رعایت کردن باشیم؛ هر ساعتی زنگ نزنیم؛ اگر می توانم به جای اینکه به خودش بگویم به همسرش بگویم و او را مراعات کنم. در واقع با رعایت کردن حواسم باشد که خودم با دست خودم حساسیت ایجاد نکنم.
بعد از ایمن سازی رابطه ی اصلی خودم و رعایت کردن، نوبت به تیپ شخصیتی می رسد. راستش تیپ شخصیتی برخی ها غلط انداز است و کِرم دارد! در رابطه اش کِرمک دارد! این ها در هر جایگاهی قرار بگیرند حساسیت برانگیزند. اگر شما آدمی هستید که مرز نداری باید بگویم این شما هستید که مین گذاری شده اید، این شما هستید که ایجاد حساسیت برای همسرتان می کنید؛ یا اینکه نمی توانید صمیمیت آدم ها را کنترل کنید، یا دچار خوش بینی ساده لوحانه هستید باید بگویم شما آسیب زننده خواهید بود.
این دسته از افراد در جایگاه دوست اجتماعی، اضطراب زا و دردسر ساز هستند.
[/SPOILER]

پاسخ: هر دو مقاله دارای نقاط ضعف و قوتی بود. البته طبیعتا فاصله مقاله اول از مبانی دینی زیادتر است. نکته مثبتی که در هر دو مقاله به آن اذعان شد امکان زیاد و احتمال بالای سُر خوردن از دوستی های به ظاهر ساده با جنس مخالف به روابط عمیق تر و چالش های اخلاقی و اختلافات خانوادگی بود.

یکی از نقاط ضعف این نوع نوشته ها انفعال در برابر یک پدیده اجتماعی و پذیرش آن است. در این رویکرد همین که یک مسئله در میان بخشی از جامعه وجود دارد دلیل کافی برای بحث درباره آن و احیانا به رسمیت شناختن آن است. تنها کاری که باید کرد( و یا از نظر برخی میتوان کرد) این است که سعی شود آثار منفی آن کمی کنترل شود. مثلا در مقاله اول از پدیده ای به نام همسر اداری و یا در مقاله دوم از دوست اجتماعی سخن گفته شد. این تعابیر به خودی خود میتواند در جهت منفی فرهنگ سازی کند و برای نوعی از روابط ناهنجار اصطلاحات مانوس به کار برد تا از قبح و استبعاد آن بکاهد. جعل عبارت ازدواج سفید برای نوع خاصی از روابط نامشروع نیز همین رهاورد شوم را به دنبال دارد.

اصولا پرداختن به معضلات اخلاقی و اجتماعی خاص در سطح عموم حتی اگر به هدف نقد و ارائه راهکار هم باشد، منجر به انس ذهنی و توسعه رفتاری درباره آن می شود. چیزی که قرآن از آن تعبیر به اشاعه فحشا می کند.

«عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ (علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ الرَّجُلُ مِنْ إِخْوَانِي يَبْلُغُنِي عَنْهُ الشَّيْ‏ءُ الَّذِي أَكْرَهُهُ فَأَسْأَلُهُ عَنْ ذَلِكَ فَيُنْكِرُ ذَلِكَ وَ قَدْ أَخْبَرَنِي عَنْهُ قَوْمٌ ثِقَاتٌ فَقَالَ لِي يَا مُحَمَّدُ كَذِّبْ سَمْعَكَ وَ بَصَرَكَ عَنْ أَخِيكَ فَإِنْ شَهِدَ عِنْدَكَ خَمْسُونَ قَسَامَةً وَ قَالَ لَكَ قَوْلًا فَصَدِّقْهُ وَ كَذِّبْهُمْ لَا تُذِيعَنَّ عَلَيْهِ شَيْئاً تَشِينُهُ‏ بِهِ وَ تَهْدِمُ بِهِ مُرُوءَتَهُ فَتَكُونَ مِنَ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ‏ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيم؛ محمد بن فضيل گويد: به حضرت موسى بن جعفر (عليه السّلام) عرض كردم: قربانت گردم گاهى از برادران دينى ما سخنى بگوش من مي رسد كه ناراحت مي شوم و چون از خودش مي پرسم منكر می شود با اينكه مردمان موثق و مورد اعتمادى آن را از قول او براى من نقل كرده ‏اند؟ امام فرمود: اى محمد گوش و چشمت را در مورد برادر دينيت دروغگو شمار (و به هر اندازه می توانى كار او را حمل بر صحت كن) و اگر پنجاه نفر شاهد در حضور تو نسبت به او قسم خوردند ولى خود او سخن ديگرى گفت پس تو شخص او را تصديق كن و آنها را دروغگو بشمار، مبادا چيزى را بر زيان او افشاء كنى كه موجب عيب و زشتى او گردد و آبرويش را ببرد، و در نتيجه از زمره كسانى شوى كه خداوند در قرآنش فرمود: «كسانى كه شهرت یافتن كار بد را در باره مؤمنان دوست دارند آنها را عذابى دردناك است.»(1)

حدود رابطه با نامحرم

یکی از مسائلی که از جنبه های مختلف حائز اهمیت و قابل بررسی است و در این دو مقاله نیز به آن پرداخته شده بود، حد و حدود ارتباط با نامحرم است. این مسئله در آیات و روایات به طور تفصیلی مورد توجه قرار گرفته است که در ادامه تلاش می شود تبیینی در این باره داشته باشیم:

ابتدائی ترین و طبیعی ترین رابطه ای که در میان جنس زن و مرد وجود دارد کشش و جاذبه ای است که آن دو نسبت به یکدیگر احساس می کنند. اصل وجود چنین تمایلی مقتضای آفرینش حکیمانه خداوند است تا زن و مرد را برای پیوند مقدس ازدواج راغب و در حفظ بنای خانواده مصمم و مجاب نگاه دارد.

خداوند متعال میفرماید: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون‏؛ و از نشانه‏ هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد. در اين نشانه‏ هايى است براى گروهى كه تفكّر می كنند.»(2)

توصیه های دینی نه تنها در جهت کاستن این تمایل درونی نیست بلکه با هر چیزی که آن را مورد تهدید قرار دهد مخالف است. شاید یکی از دلایل وجوب حجاب و عفاف جلوگیری از عادی شدن جذابیت های زن و به ابتذال رفتن دارایی های اوست که خود باعث تهدید بنای ازدواج است.

این احساس تا قبل از ازدواج و بعد از ازدواج نسبت به غیر همسر باید مدیریت و کنترل شود. چیزی که قرآن نام آن را عفاف و نه سرکوب می گذارد.

«وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛ و كسانى كه امكانى براى ازدواج نمی يابند، بايد پاكدامنى پيشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بی نياز گرداند.»(3)

بنابراین عفت با همه اجر و پاداشی که دارد یعنی کنترل همین کشش درونی و دنبال نکردن و تقویت نکردن و ارضا نکردن آن از طریق حرام. در این مرحله به هیچ عنوان توصیه نمی شود فرد خودش را در شرایط خطرناک تری و در رابطه نزدیک تری با نامحرم قرار دهد و لو اینکه بتواند با به خرج دادن عفت بیشتر به سلامت عبور کند. اگر قرآن به مرد و زن توصیه میکند نگاه خود را از نامحرم فرو ببندند با اینکه ممکن است نا محرم خود حجاب را در محدوده شرعی رعایت کرده باشد.(4) اگر قرآن به زن توصیه میکند در راه رفتن و حرکت به گونه ای عمل نکند که صدای زیور آلات او شنیده شود(5) و در صحبت کردن به گونه ای حرف نزند که زمینه برای لغزش برخی مردان را فراهم آورد.(6) اگر حضرت زهرا(سلام الله علیها) بهترین زن را کسی میداند که نه نامحرمی دیده باشد و نه نامحرمی او را ببیند.(7) اگر امیرالمومنین(علیه السلام) مردان کوفه را به این خاطر که زنانشان دوشادوش نامحرمان در بازار راه می روند و در مسیر یکدیگر قرار میگیرند توبیخ میکند(8) و .... همه به این خاطر است که غریزه بیشتر از اقتضای طبیعی آن تهییج نشود و بدون اینکه ضرورتی اقتضا کند فرد در شرایط سخت تری برای امتحان عفت قرار نگیرد.

در این مرحله حتی از چیزهایی که شاید در ارتباط با نامحرم حلال است نیز اجتناب می شود به این خاطر که سلامت قلب آسیب نبیند و از زمینه وقوع در حرام جلوگیری شده باشد.

اما در کنار این تصویرهایی که دین برای ایده آل رابطه زن و مرد به تصویر می کشد شرایط خاصی نیز پیش بینی شده است که ضرورتی حلال ارتباط و تعامل زن و مرد نامحرم را اقتضا می کند. علم آموزی، درمان، کار و ...... گاهی دو نامحرم را در کنار هم قرار میدهد. نگاه یکجانبه به دین نباید باعث شود گمان کنیم دین و دیندار در چنین موقعیت هایی خلع سلاح میشود و راهکاری ندارد و باید تسلیم گناه شود. یا اینکه به طور کلی انزواطلبی و غارنشینی را پیشه میکند و خود و جامعه را از فوائد تعاملات اجتماعی محروم میگرداند.

اتفاقا دین تربیت شده خود در مرحله قبلی را در این مرحله نیز مصون تر و مقاوم تر می باید. کسی که بدون هیچ ضرورتی باب ارتباط با نامحرم را باز نمی کند اگر ضرورت اقتضا کند در محدوده یک ضرورت به آن نگاه می کند و رفتار می کند.

خداوند در قرآن می فرماید:

«وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْيَتامى‏ قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ وَ إِنْ تُخالِطُوهُمْ فَإِخْوانُكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَعْنَتَكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيم‏؛ از تو در باره يتيمان سؤال می كنند، بگو: «اصلاح كار آنان بهتر است. و اگر زندگى خود را با زندگى آنان بياميزيد، (مانعى ندارد) آنها برادر (دينى) شما هستند.» (و همچون افراد یک خانواده با آنها رفتار كنيد!) خداوند، مفسدان را از مصلحان، باز می ‏شناسد. و اگر خدا بخواهد، شما را به زحمت می اندازد (و دستور مى‏دهد در عين سرپرستى يتيمان، زندگى و اموال آنها را بكلى از اموال خود، جدا سازيد ولى خداوند چنين نمی كند) زيرا او توانا و حكيم است.»(9)

در این موارد تعامل با نامحرم در محدوده احکام شرعی و به خاطر هدفی عقلائی و مشروع انجام می شود. اما فرد باید مراقب نیت و درون خود باشد که بر خلاف انگیزه ظاهری چیز دیگری دلیل او برای تعامل با نامحرم نباشد.

موقعیت و نوع چهارمی نیز از ارتباط مشروع میان دو نامحرم متصور است که اضطرار مجوز آن است. در این موارد نادر مصلحت هایی همچون حفظ جان و ..... مجوز برخی محذورات مثل دست زدن به نامحرم می شود. اما در عین حال نیت و انگیزه پاک می ماند.

آنچه هر فرد و یا افراد جامعه در تعامل با نامحرم انجام می دهند تنها در صورتی که در قالب یکی از این چهار تصویر قرار گیرد حلال و مباح است. اما فراتر از آن به هر اسم و بهانه ای که باشد ضرورتی خودساخته برای ارتباط با نامحرم و به انگیزه لذت جویی جنسی است.

پی نوشت ها:

  1. کلینی، محمد بن یعقوب(329 ق)، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج‏8، ص147.
  2. روم/ 21.
  3. نور/ 33.
  4. نور/30 و 31.
  5. نور/31.
  6. احزاب/32.
  7. مجلسی، محمد باقر(1110ق)، بحار الانوار، بیروت، دار احیا التراث العربی، ج43، ص84.
  8. کلینی، محمد بن یعقوب(329 ق)، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج5، ص537.
  9. بقره/ 220.
موضوع قفل شده است