مخالفت مكتب وحدت موجود با روش انبیای الهی

تب‌های اولیه

38 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
مخالفت مكتب وحدت موجود با روش انبیای الهی

بسم رب الحسین


علامه محمد تقی جعفری می نویسد:

غرب هم مدتی از عمر ایمانی و علمی خود ا با این مکتب طی می کرد ولی بالاخره بیدار شد

این مکتب تاریک وحدت کانبیا دورندازان *** برقول مستان می اش افهام مستورند از آن افکار عالی بشربالجمله معذورند از آن * ** ازهرطقات یک برهمین دیده مهجورند از آن در غرب بو آنسان که در این شرق ما مجراستی

مکتب وحدت موجود با روش انبیاء و سفراء حقیقی مبدأ اعلی تقریباً دو جاده مخالف بوده و به هم دیگر مربوط نیستند زیرا انبیاء همگی و دائماً بر خدای واحد ماورا سنخ این موجودات مادّی و صوری تبلیغ و دعوت کرده­اند و معبود را غیر از عابد تشخیص و خالق را غیر از مخلوق بیان کرده­اند.

ما بعضی دیگر از خواص این مکتب را اختصاراً مورد بحث قرار می­دهیم.

1) از خواص این مکتب این است کهعقل و فهم و علم و معرفت را به کلی حجاب تاریک تشخیص داده و دانشمندترین علما و فلاسفه عالم بشریت در نظر اعضاء این مکتب مانند حیوانات لایعقل می­باشند.

2) عبادات و تکالیف فقط وظائفی برای تنظیم معاش دنیوی و یا وصول و اتحاد با ذات خدائیست و اگر برای کسی این حالت دست داد تمامی تکالیف از او ساقط است و به آیه «و اعبد ربک حتی یأتیک الیقین» نیز استدلال کرده­اند. در صورتی که پیغمبری از پیغمبران حقه تا نفس واپسین خود را بدون تکلیف ندیده و تمام عمر را عمل به شریعت خود نموده­اند و علاوه بر این، همین واصلین عظام به استثنای حالات تجسمی غالباً اعتراف به شک و جهل کرده­اند چنان که بیان خواهد شد.

3) اختلاف عقائد در عالم بشریت برای این مکتب نا مفهوم است چنان که از مشاهیر این مکتب نقل شده است که:

عقد الخلائق فی الاله عقائداً و انا اعتقدت جمیع ما اعتقدوه

بت پرست، آفتاب پرست، ستاره پرست، آتش پرست، فرعون پرست، گوساله پرست، حیوان پرست، مادّه پرست همه و همه در نظر این مکتب حق و مطابق واقع­اند زیرا تمامی این مفاهیم اجزاء مختلفی از خدا هستند. ممکن است بگوئید چگونه خداوند کل دارای اجزاء می­توان قرار داد و در دسته الهیین کسی به این مطلب اعتقاد ندارد.

ولی بر اهل اطلاع این حقیقت قضیه روشنی بوده و در مواردزیادی از نوشتجات نثری و نظمی اعضاء این مکتب می­توان شاهد بر این معنی پیدا کرد،

عبدالرحمن جامی گوید اگر مقصودش ظاهر شعر بوده باشد:

چون در دل تو گل گذرد گل باشی ** ور بلبلی بیقرار بلبل باشی

تو جزئی و حق کل است اگر روزی چند** اندیشه حق پیشه کنی کل باشی

باز در جای دیگر از رباعیات معروفه خود گوید:

چون حق به تفاصیل و شئون گشت عیان** مشهود شد این عالم پر سود و زیان

چون باز روند عالم و هم عالمیان** در رتبــه ي اجــــمال،‌ حق آید به میان

در این رباعی برای واجب الوجود (خدا) دو حالت تصور کرده: حالت اجمالی و حالت تفصیلی،

در حالت اجمالی همان خداست که گاهی با کلمه مقام جمع الجمعی تعبیر می­کنند. و در حالت تفصیلی سائر موجودات است که ملازم تعیّنات و تشخصّات امکانی می­گردد. و نیز گوید:

آن شاهد غیبی ز نهان خانه ي بود** زد جلوه کنان خیمه به صحرای وجود

از زلف تعیّنات بر عارض ذات ** هر حلقه که بست دل ز صد حلقه ربود

در حقیقت ذات واحدی است که سائر تعیّنات مانند حلقه­های زلف بر صورت آن ذات نقش بسته است این که گفته شد معنای ظاهر شعر است و تأویل نظر دیگری است و نیز اشعار معروفه که انکار ممکن الوجود نموده و غیر از خدا موجودی را تصور نکرده است. بیتی است که ذیلاً نگاشته می شود:

اینجا حلول کفر بود اتحاد هم** این وحدتی است لیک مکرر بر آمده

و از ابیات معروفه جامی که از کلمات ظاهره مکتب در وحدت موجود است سه بیت ذیل است که نقل می شود:

باده نهان و جام نهان آمده پدید** در جام عکس باده و در باده رنگ جام

قومی به گفتگوی که آغاز ما چه بود** جمعی به جستجو که انجام ما کدام

جامی معاد و مبدأ ما وحدت است و بس** ما در میانه کثرت موهوم والسلام

(مبداء اعلی/علامه محمد تقی جعفری/ص73_75)

[="3"]سلام..

دوستان واساتید در این مورد قبلا توضیحات را داده اند ولی برای خالی نبودن عریضه یاداوری بد نیست.........

وحدت وجود و وحدت موجود که با نفی تمام کثرات خارجی توأم است. اين عقيده جهله صوفيه است که به تصریح بزرگانی چون ملاصدرا عین کفر است. در این نظریه کل عالم با تمام کثراتش یک موجود است به یک وجود ؛ و آن یک وجود ویک موجود خداست . لذا طبق این نظر عالم همان خداست و گویی اجزاء عالم اجزاء خدا هستند....

همچنین:
وحدت حقیقت وجود وکثرت تشکیکی ظهور و شئون وجود نیز قولی است که این قول ، قول عرفای شامخین است.....و فهم همچین چیزی از راه عقل و بدون اتصال و درک نفسانی تقریبا غیر ممکن است...

وهمچنین:

وحدت وجود و موجود در عين كثرت وجود و موجود که همان قول به تشکیک وجود است که قول ملاصدرا است توضیح تشکیک وجود مجالی وسیع می طلبد ،در این قول ان وجود مستقل ،فقط وجودحق است که در مرتبه خود انچه در مراتب پایین از کمال و وجود هست در این مرتبه حاضر است ،نتیجتا حق ،وجود همه مراتب را به صورت غیر تمایز داراست و این عین بساطت است..نتیجتا بساطت در این مرتبه صادق است..

یاحق[/]

علامه جعفری در تقریظ بر کتاب "حکمت بوعلی سینا"ی علامه حائری مازندرانی ـ معروف به علامه سمنانی ـ می نویسد:

" در مبحث اصالت وجود قدرت فکری حضرت آقای علامه بدون تأثر از گفته ها و گوینده, شاهراه علمی خود را طی نموده و اصالت وجود را از کرسی پرستش به پایین آورده و این منصب را از آن ماهیت دانسته..."

و در ادامه می نویسد:

" در این مبحث[وحدت و کثرت] حضرت آقای علامه غایت تتبع و تحقیق و تدقیق را انجام داده و محی الدین ها و جامی ها و صدر المتالهین ها را از مقام پرستش پایین آورده و بدون مبالغه آخرین ضربت را بر مسلک وحدت موجود و وحدت وجود وارد آورده."

حکمت بوعلی سینا ج3 ص6

سفیر;143360 نوشت:
علامه جعفری در تقریظ بر کتاب "حکمت بوعلی سینا"ی علامه حائری مازندرانی ـ معروف به علامه سمنانی ـ می نویسد:

" در مبحث اصالت وجود قدرت فکری حضرت آقای علامه بدون تأثر از گفته ها و گوینده, شاهراه علمی خود را طی نموده و

اصالت وجود را از کرسی پرستش به پایین آورده و این منصب را از آن ماهیت دانسته..."

و در ادامه می نویسد:

" در این مبحث[وحدت و کثرت] حضرت آقای علامه غایت تتبع و تحقیق و تدقیق را انجام داده و

محی الدین ها و جامی ها و صدر المتالهین ها را از مقام پرستش پایین آورده و بدون مبالغه آخرین ضربت را بر مسلک وحدت موجود و وحدت وجود وارد آورده."

حکمت بوعلی سینا ج3 ص6

جناب سفیر حالا این مثلا استدلال بود؟:Gig:
واقعا که ارکان حکمت متعالیه و عرفان رو با این استدلال مشعشع در هم شکستین:Labkhand:

من بعید می دونم شما و دوستانی شبیه شما، مثلا همین جناب حقگو که کارش شده فقط کپی پیست های طولانی و گزارش های مغالطی اصلا درست و حسابی بدونین وحدت وجود چیه...

«سرالاسرار؛ مباحثی پیرامون وحدت وجود و ملحقات و ضمائم آن»


seyedziya;140293 نوشت:

یه توصیه ی برادرانه هم به دوستانی دارم که به اصل بحث وحدت وجود نقد دارند، من تا حد زیادی مطالب این دوستان رو پیگیری کردم، اگه بخوام تعارف رو کنار بذارم باید بگم که این دوستان چیزی رو نقد کردن که بهش راهی نداشتن، این مطلب در مورد کسانی که این دوستان از اونها نقل قول می کردن هم صادقه، برا همین اگه می خوان مورد مواخذه ی این آیه قرار نگیرن: «وَ لاَتَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا »؛ «و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن زيرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد»، مقداری با آرامش و عقلانیت گوش بدن و وارد نقد اونچه که بهش راهی ندارن نشن، شاید فردا نسیمی از این حقائق اونها رو نوازش کرد، اونوقت یقینا از آنچه که پیش از این جاهلانه گفتن سخت پشیمون می شن...

و این هم پست 38 اون تاپیک:

seyedziya;142421 نوشت:

دوست داشتم دوستان مخالف هم در بحث شرکت می کردن، البته دوستان مخالفی که حداقل اطلاعات فلسفی و عرفانی لازم رو برا ورود به این بحث داشته باشن...

دوستان مخالفی که بدون اینکه حداقل اطلاعات فلسفی و عرفانی لازم رو داشته باشن شدن مخالف بحث سنگینی مثل وحدت وجود، به لحاظ اخلاق باور کارشون محل اشکال هست...

اما اون دوستان مخالفی که فک می کنن حداقل اطلاعات فلسفی و عرفانی لازم رو برا ورود به این بحث دارند و می خوان در این بحث مشارکت کنن، برا اینکه وضعی که در بعضی دیگه از تاپیک ها به وجود اومده در اینجا پیش نیاد لطفا چند نکته رو مد نظر داشته باشن، اول اینکه رو موضوع اصلی تاپیک و مباحث فنی مرتبط با اون تمرکز کنن و بحث رو به حاشیه نکشونن، مثلا اینکه فلان عارف فلان جا فلان حرف نادرست رو زده و...، دوم اینکه اگه هم می خوان نقل قولی کنن حتی الامکان اختصار رو مد نظر داشته باشن و از طرف دیگه خودشون هم پشت اون نقل قول باشن نه اینکه صرفا اون مطلب رو واگویه کنن...

اگه به این نتیجه برسم که کسی از دوستان مخالف که در بحث شرکت کرده حداقل اطلاعات فلسفی و عرفانی لازم رو برا ورود به این بحث نداره و یا به مطالب بند قبلی عنایت کافی نداره با عرض معذرت ترجیح می دم بحث با اون رو ادامه ندم، چون این کار چندان معقول نیست، همینطور از دوستان همکار سایت هم تقاضا دارم اگه پستی خارج از چارچوب بند قبلی بود، مثلا از موضوع اصلی تاپیک و مباحث فنی مرتبط با اون منحرف شده بود و یا نقل قول های آنچنانی و...، لطفا اون رو مدیریت کنن...

من برا تقریبا همه ی دوستانی که می شناختم و احساس می کردم در زمره ی مخالفین هستند و همینطور بعضی دیگه از دوستان این پست رو لینک دادم...

حقگو;143180 نوشت:
اختلاف عقائد در عالم بشریت برای این مکتب نا مفهوم است چنان که از مشاهیر این مکتب نقل شده است که: عقد الخلائق فی الاله عقائداً و انا اعتقدت جمیع ما اعتقدوه بت پرست، آفتاب پرست، ستاره پرست، آتش پرست، فرعون پرست، گوساله پرست، حیوان پرست، مادّه پرست همه و همه در نظر این مکتب حق و مطابق واقع­اند زیرا تمامی این مفاهیم اجزاء مختلفی از خدا هستند. ممکن است بگوئید چگونه خداوند کل دارای اجزاء می­توان قرار داد و در دسته الهیین کسی به این مطلب اعتقاد ندارد.

سلام
اگر امثال جناب حقگو اصرار بر رد معارف و حقایق نداشت دلیلی نداشت ما مجبور به آشکار کردن مسائلی شویم که طرحش چه بسا خالی از آسیب نباشد اما آسیب بیشتر از آن نیست که کسی بیاید و به داعیه فهم حقیقت معارف عالیه را رد کند .
معتقدیم که طریقه حقه شرایع الهی نحو خاصی از عبودیت است که انسان را به بالاترین درجه معرفت و عبودیت خدای متعال می رساند و از این جهت پرستشهای دیگر باطلند که در ایصال انسان به این مقام عاجز و قاصرند .
برای اینکه دوستان از این معنا که تفاوت در مراتب عبودیت است بنده از جناب حقگو یک سوال ساده می پرسم :
شما در نماز چه چیزی را می پرستی و دلیلت بر پرستش آن چیز چیست ؟
موفق باشید

چه خوش گفت جناب محمد تقی جعفری كه در منطق مدافعان وحدت وجود:

" اگر اصل را با وجود، و موجود را واحد شخصی عقیده کردی، أعلم دورانی! اگر چه الف را از باء تاشخیص ندهی!...
و بالعکس اگر راجع به وحدت موجود اظهار نظر کنی جاهل ترین مردمی!، اگرچه أعلم دوران باشی"!!!!!!!!!!!

مبدا اعلی ص108 و 111

خلاصه اينكه هر كس وحدت وجود را پذيرفت آن را فهميده اگر چه طلبه سال اول يا مثلا دانشجوي ارشد فلسفه باشد و هر كس رد كرد نفهميده اگر چه علامه جعفري يا سمناني يا مجلسي و...باشد !!!:Cheshmak:

اگر كسي وحدت وجود را پذيرفت ولو مثلا با يك كتاب يا يك جلسه و...اساتيد وحدت وجودي نمي گويند اين مطلب مشكلي ست به اين راحتي درك نمي شود كه بتوان قبولش كرد!

اما اگر وحدت وجود را نقد كني و نپذيري گرچه علامه و فقيه باشي فوري مي گويند اين مطلب ساده اي نيست دركش به اين راحتي نيست كه رد مي كني!!!!!
.........

مباحثه اي علمي در اين تاپيك:
خلقت يا صدور و تجلي


حقگو;143180 نوشت:
علامه محمد تقی جعفری می نویسد:
...
اختلاف عقائد در عالم بشریت برای این مکتب نا مفهوم است چنان که از مشاهیر این مکتب نقل شده است که: عقد الخلائق فی الاله عقائداً و انا اعتقدت جمیع ما اعتقدوه

اين سخن ابن عربي ست و ترجمه اش:

مردم درباره معبود، به عقايد مختلفي [چون خدا پرستي، بت پرستي، گوساله پرستي، شيطان پرستي و..] عقيده مند شدند و من تمامي آن عقايد را عقيده مندم!!!!

صريحترين از اين نمي توان پلوراليسم را مطرح و از آن دفاع كرد. همان حرفي كه سروش در ايران رواج داد! حال چگونه است كه سروش با اين حرفها مرتد مي شود اما ابن عربي همچنان بر قله معرفت! ايستاده است؟؟؟!!!

سفیر;143377 نوشت:
چه خوش گفت جناب محمد تقی جعفری كه در منطق مدافعان وحدت وجود:

" اگر اصل را با وجود، و موجود را واحد شخصی عقیده کردی، أعلم دورانی! اگر چه الف را از باء تاشخیص ندهی!...
و بالعکس اگر راجع به وحدت موجود اظهار نظر کنی جاهل ترین مردمی!، اگرچه أعلم دوران باشی"!!!!!!!!!!!

مبدا اعلی ص108 و 111

خلاصه اينكه هر كس وحدت وجود را پذيرفت آن را فهميده اگر چه طلبه سال اول يا مثلا دانشجوي ارشد فلسفه باشد و هر كس رد كرد نفهميده اگر چه علامه جعفري يا سمناني يا مجلسي و...باشد !!!:cheshmak:

اگر كسي وحدت وجود را پذيرفت ولو مثلا با يك كتاب يا يك جلسه و...اساتيد نمي گويند اين مطلب مشكلي ست به اين راحتي درك نمي شود كه بتوان قبولش كرد
اما اگر وحدت وجود را نقد كني و نپذيري فوري مي گويند اين مطلب ساده اي نيست دركش به اين راحتي نيست كه رد مي كني و...گرچه علامه و فقيه باشي!!!!
.........
مباحثه اي علمي در اين تاپيك:
خلقت يا صدور و تجلي



متنتون به نظر می یاد اشکال داره، بعدا ویرایشش کنین...

ما

هیچ وقت نگفتیم هر کس حرف از وحدت وجود زد لزوما کارش محققانه است، نمی دونم این رو از کجای کلام من بیرون کشیدین...

بحث ما

در «راه نداشتن» هم چیز دیگه ای بود، این رو با مقایسه ی همون پست دوم و سی و هشتم می تونین متوجه بشین...

هدف ما هم تحقیر یا جدل نیست، بلکه صرفا تنبهه...

اون تاپیک رو هم باید از همون اول شرکت می کردم، که اون موقع سایت نبودم، با توجه به وضعی که تاپیک پیدا کرده و بهتره وارد تفصیلش نشم خیلی رغبتی به ورود در اون ندارم، تا ببینم بعدا خدا چی می خواد...

پاسخ این سوال من رو هم ندادین، الان این مثلا استدلال بود:Gig::


نقل قول:
سفیر;143360 نوشت:
علامه جعفری در تقریظ بر کتاب "حکمت بوعلی سینا"ی علامه حائری مازندرانی ـ معروف به علامه سمنانی ـ می نویسد:

" در مبحث اصالت وجود قدرت فکری حضرت آقای علامه بدون تأثر از گفته ها و گوینده, شاهراه علمی خود را طی نموده و

اصالت وجود را از کرسی پرستش به پایین آورده و این منصب را از آن ماهیت دانسته..."

و در ادامه می نویسد:

" در این مبحث[وحدت و کثرت] حضرت آقای علامه غایت تتبع و تحقیق و تدقیق را انجام داده و

محی الدین ها و جامی ها و صدر المتالهین ها را از مقام پرستش پایین آورده و بدون مبالغه آخرین ضربت را بر مسلک وحدت موجود و وحدت وجود وارد آورده."

حکمت بوعلی سینا ج3 ص6

جناب سفیر حالا این مثلا استدلال بود؟:gig:
واقعا که ارکان حکمت متعالیه و عرفان رو با این استدلال مشعشع در هم شکستین:labkhand:

من بعید می دونم شما و دوستانی شبیه شما، مثلا همین جناب حقگو که کارش شده فقط کپی پیست های طولانی و گزارش های مغالطی اصلا درست و حسابی بدونین وحدت وجود چیه...

«سرالاسرار؛ مباحثی پیرامون وحدت وجود و ملحقات و ضمائم آن»



یه سوال شخصی تر هم ازتون دارم، لطفا این رو هم پاسخ بدین، شما که الان مخالف بحثی مثل وحدت وجود هستین چند تا متن دست اول عرفانی خوندین؟ واقعا فک می کنین وحدت وجود رو متوجه شدین؟...

موضوع قفل شده است