جمع بندی مخالفت خانواده دختر خانم پس از رضایت به ازدواج

تب‌های اولیه

30 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

hamed759;979509 نوشت:
نگرانی اینجاست که دختر خانم میترسه پدر وکیل بگیره سند سازی کنه و نظر دادگاهدرو به نفعدخودش پیش ببره و مانع همیشگی ازدواجمون بشه

یه مشاور خبره رو یه جوری با ایشون هم صحبت کنید که جبهه نگیره و حرفش رو قبول کنه ...

سعی کنید خودتون هم با مشاور صحبت داشته باشید

این روندی که شما پیش گرفتید و هر کی هر چی گفته گفتید چشم در آینده زندگی شما رو با مشکل مواجه خواهد کرد ...

سلام

نظرات دوستان تا حدودی درست است. شما باید به دنبال حل ریشه ای مسئله باشید. با توجه به توضیحاتی که دادید به نظر می رسد هنوز نمی دانید علت اصلی مخالفت پدر ایشان با این ازدواج چیست؟ بهتر است از طریق خود دختر خانم یا هر فردی که فکر می کنید می تواند این کار را انجام دهد این موضوع را بررسی کنید و اجازه بدهید آنها با رضایت خاطر تصمیم بگیرند.

همانطور که سابقا عرض کردم اگر علت مخالفت آنها منطقی باشد، ضروری است که شما هم بپذیرید؛ اما اگر بی دلیل مخالفت می کنند یا صرفا به خاطر تحمیل خواسته های خودشان دخترشان را مجبور می کنند که با فرد دیگری ازدواج کند، در این صورت روش راضی کردنشان متفاوت خواهد بود. در هر صورت من هم تا زمانی که کارد به استخوان نرسیده رفتن به دادگاه و گرفتن اجازه و ... را پیشنهاد نمی کنم.

همانطور که دوستان هم گفتند استفاده از مشاور یا یک فرد با تجربه ای که روی پدر ایشان نفوذ دارد بسیار کارساز خواهد بود. اگر فکر می کنید مراجعه به مشاور را نمی پذیرد می توانید غیر مستقیم او را با مشاور درگیر کنید یا به نحوی او را در تنگنا قرار دهید. مثلا دختر خانم خودش را به مریضی و افسردگی بزند و بعد از مراجعه به روانشناس و طرح موضوع با مشاور، او نیز با پدرش صحبت کند. البته هماهنگی قبلی با مشاور و همچنین انتخاب مشاور مجرب و معتقد ضروری است.

سلام

قسمت اول نظرتان خیلی خوب و جامع بود و امیدوارم همچنان با نظرات خوبتان در بحث ها مشارکت فعال داشته باشید؛ منتها در خصوص بخش آخر آن بهتر است نگاه خوشبینانه تری داشته باشید. ما هنوز نمی دانیم ارتباط آنها شرعی بوده یا غیرشرعی. شاید در آن زمان به گمان اینکه پدرشان رضایت به ازدواجشان دارد ازدواج موقت کرده باشند و بعدها پدرشان مخالفت خود را علنی کرده باشد. علاوه بر اینکه صرف ندانستن مسئله عیب نیست. البته قطعا این عزیزان حکم نامحرم را می دانند و ممکن است با برداشت های دیگری اقدام به این کار کرده باشند. گاهی اوقات یک فرد معتقد و مذهبی یک عمر فکر می کند حکم مسئله را می داند و مطابق آن عمل می کند ولی بعدها متوجه می شود که اشتباه می کرده. این منافاتی با دیگر علوم، مهارت ها، تجارب و صحت تصمیمات وی در دیگر موضوعات زندگی ندارد.

معتمد;979845 نوشت:
سلام

قسمت اول نظرتان خیلی خوب و جامع بود و امیدوارم همچنان با نظرات خوبتان در بحث ها مشارکت فعال داشته باشید؛ منتها در خصوص بخش آخر آن بهتر است نگاه خوشبینانه تری داشته باشید. ما هنوز نمی دانیم ارتباط آنها شرعی بوده یا غیرشرعی. شاید در آن زمان به گمان اینکه پدرشان رضایت به ازدواجشان دارد ازدواج موقت کرده باشند و بعدها پدرشان مخالفت خود را علنی کرده باشد. علاوه بر اینکه صرف ندانستن مسئله عیب نیست. البته قطعا این عزیزان حکم نامحرم را می دانند و ممکن است با برداشت های دیگری اقدام به این کار کرده باشند. گاهی اوقات یک فرد معتقد و مذهبی یک عمر فکر می کند حکم مسئله را می داند و مطابق آن عمل می کند ولی بعدها متوجه می شود که اشتباه می کرده. این منافاتی با دیگر علوم، مهارت ها، تجارب و صحت تصمیمات وی در دیگر موضوعات زندگی ندارد.

سلام استاد. بسیار ممنون. ببینید چند تا نکته به نظرم میرسه. یکی اینکه خود استارتر محترم در پست اول اشاره کردند که رابطه شون غیر شرعی بوده و این رو در ابتدا نمیدونستن و در انتها فهمیدن، بنابراین الان غیر شرعی بودن اون ارتباط برای ما و ایشان محرز هست و باید بپذیریم و بپذیرند که اشتباه کرده اند و توجیهش نکنند. در ثانی ایشان از همان ابتدا می دانستند که پدر دختر با ابن ازدواج مشکل دارد و اوضاع گل و بلبل هم نبوده که خیال همه تخت و جمع باشد و بروند پی خوشی شان بنابراین این فرض هم که پدر اول موافق بوده و بعد مخالف شده باطل هست . نکته بعدی اینکه" صرف ندانستن مسئله ایی عیب نیست" به نظرم کمی مشکوک باشد مخصوصا وقتی دو طرف تا اینجا پیش رفته اند که میخواهند بر علیه والدین کودتا کنند.

شما خودتان را خواهشا بگذارید بجای پدر دختر با این تفاوت که شما فرد مذهبی و مومنی هستید و دخترتان قرار است یکدفعه برخلاف بشود یعنی از یک دختر چادری و مقید که رفاه و شغل بالای اجتماعی برایش در مقایسه با ایمان و صداقت شخص مقابل بی اهمیت است، تبدیل شود به یک دختر مغرور و مانتویی که با دوستان دختر و پسرش کوه و کلاس زبان میرود و هر روز در حال پیشرفت مادی و طی کردن پله های موفقیت است و دیگر به فعالیتهای بسیج و .... اهمیتی نمیدهد و اندکی بعد هم دست یک پسر را میگیرد و می آورد که شبیه خودش است و میگوید ما با هم در طی فعالیتهای علمی آشنا شدیم و الا و بلا کفو همیم و مشاور هم تایید کرده و می خواهیم ازدواج کنیم، شما هم حق ندارید از او بخواهید نماز بخواند یا روزه بگیرد و ... ولی بسیار اجتماعی و مهربان و در عین حال تحصیل کرده و خانه مستقل دارد و .... است. حال شما و همسرتان استاد حوزه و مشاور و .... هم هستید ، خدا وکیلی چه کار می کردید؟

بنده بر همان نظرات بی رحمانه خودم پا فشاری میکنم و به نظرم خوشبینی در این موارد خیانت به طرفین است. اگر پدر دختر بفهمد که این دو در ارتباط بوده اند یا هرگز دخترش را به این آقا نمیدهد چون به او اعتماد ندارد و میگوید به این پسر مذهبی که نتوانسته امانت داری کند نمی توانم اعتماد کنم، حالا شما برایش هرچقدر دلیل و برهان بیاورید و بگویید که ای بابا جان اینها جوان اند، نمی دانسته اند، یک کاری کرده اند شما ببخش فایده ایی ندارد. یا اینکه دختر را دو دستی تقدیم میکند و میگوید بردار ببر، لیاقت این دختر همین است و کلا از چشم من افتاد!

دختر میتواند انتخاب کند، زندگی یک عمر بدون داشتن حمایت و محبت والدین و با اذن ازدواج دادگاه!!!! و یا جدایی موقتی و فکر کردن به کار و حال و احوال خود.

به نام خدا

نمیخوام نگرانت کنم ولی:
با توجه به روابط سابق اصلا ازدواجتون شرعی خواهد بود؟
به نظرم اول از این قضیه کاملا مطمئن شو.
در همین سایت یا جای دیگه،به طور خصوصی،کاملا مطلب رو برای یک روحانی شرح بده ببین چی میگه بعد برو سراغ خان های بعدی.

امیدوارم مشکلی پیش نیاد.

فیزیکدان;980073 نوشت:
سلام استاد. بسیار ممنون. ببینید چند تا نکته به نظرم میرسه. یکی اینکه خود استارتر محترم در پست اول اشاره کردند که رابطه شون غیر شرعی بوده و این رو در ابتدا نمیدونستن و در انتها فهمیدن، بنابراین الان غیر شرعی بودن اون ارتباط برای ما و ایشان محرز هست و باید بپذیریم و بپذیرند که اشتباه کرده اند و توجیهش نکنند. در ثانی ایشان از همان ابتدا می دانستند که پدر دختر با ابن ازدواج مشکل دارد و اوضاع گل و بلبل هم نبوده که خیال همه تخت و جمع باشد و بروند پی خوشی شان بنابراین این فرض هم که پدر اول موافق بوده و بعد مخالف شده باطل هست . نکته بعدی اینکه" صرف ندانستن مسئله ایی عیب نیست" به نظرم کمی مشکوک باشد مخصوصا وقتی دو طرف تا اینجا پیش رفته اند که میخواهند بر علیه والدین کودتا کنند.

شما خودتان را خواهشا بگذارید بجای پدر دختر با این تفاوت که شما فرد مذهبی و مومنی هستید و دخترتان قرار است یکدفعه برخلاف بشود یعنی از یک دختر چادری و مقید که رفاه و شغل بالای اجتماعی برایش در مقایسه با ایمان و صداقت شخص مقابل بی اهمیت است، تبدیل شود به یک دختر مغرور و مانتویی که با دوستان دختر و پسرش کوه و کلاس زبان میرود و هر روز در حال پیشرفت مادی و طی کردن پله های موفقیت است و دیگر به فعالیتهای بسیج و .... اهمیتی نمیدهد و اندکی بعد هم دست یک پسر را میگیرد و می آورد که شبیه خودش است و میگوید ما با هم در طی فعالیتهای علمی آشنا شدیم و الا و بلا کفو همیم و مشاور هم تایید کرده و می خواهیم ازدواج کنیم، شما هم حق ندارید از او بخواهید نماز بخواند یا روزه بگیرد و ... ولی بسیار اجتماعی و مهربان و در عین حال تحصیل کرده و خانه مستقل دارد و .... است. حال شما و همسرتان استاد حوزه و مشاور و .... هم هستید ، خدا وکیلی چه کار می کردید؟

بنده بر همان نظرات بی رحمانه خودم پا فشاری میکنم و به نظرم خوشبینی در این موارد خیانت به طرفین است. اگر پدر دختر بفهمد که این دو در ارتباط بوده اند یا هرگز دخترش را به این آقا نمیدهد چون به او اعتماد ندارد و میگوید به این پسر مذهبی که نتوانسته امانت داری کند نمی توانم اعتماد کنم، حالا شما برایش هرچقدر دلیل و برهان بیاورید و بگویید که ای بابا جان اینها جوان اند، نمی دانسته اند، یک کاری کرده اند شما ببخش فایده ایی ندارد. یا اینکه دختر را دو دستی تقدیم میکند و میگوید بردار ببر، لیاقت این دختر همین است و کلا از چشم من افتاد!

دختر میتواند انتخاب کند، زندگی یک عمر بدون داشتن حمایت و محبت والدین و با اذن ازدواج دادگاه!!!! و یا جدایی موقتی و فکر کردن به کار و حال و احوال خود.

سلام تشکر
خیلی حرفای قشنگی بود اما اشتباع کردین
چون این پسر داستان از ابتدا خلافی نکرده
از ابتدا صاف و ساده اومده جلو و جز حقیقت چیزی نگفته با فشار و سخت گیری های بی مورد و درخواست شروط مادی بیجا این زندکی به انحراف کشیده شد وگرنه همه چیز کاملا شرعی جلو میرفت
ایجاد این مسئله هم تنها به عنوان یک تسکین غلط درد ایجاد شده بوده
اگر پدر به جای نگاه متعصبانه مادی خودش دلایل اقا و خانم رو برای ازدواج باهم میشنید بهتر میتونست تصمیم بگیره که ایا با عقل و درک کامل یکدگیر رو انتخاب کردن؟یا از سر احساسات غلط بوده

تایید این مطلب رو مشاورینی با پرسش سوالات گوناکون انجام دادن و فرمودن کاملا عقلانی بوده و بعدا احساسات اضافه شده
پدر این دختر خانم یک دخترش رو به فردی شوهر داد که اهل مشروب و دنبال خانم های دیکه بود و نهایتا طلاق گرفتند و بچه ی دختر‌هم داخل دادگاه با هل دادن اون مرد سقط شد
یک‌دختر دیگه‌ی این خانواده رو به پسرس دادن که این پسر کارمند بانک هست و در شمال ساکنه و بعضی اوقات برای سر زدن میاد تهران و اصلا کنار همسرش نیست

حالا این دختر نمیخواهد مثل دو‌خواهر دیگه به اجبار پدر با افرادی ازدواج کنه که زندکیش تباه بشه و میخواد با کسی زندکی کنه که مبنای مشترک فکری و عقیدتی دارند.

بابت اشتباهی که مرتکب شدند هم توبه صورت‌گرفته پس ازدواجشون طبق حکم شرعی مشکلی نخواهد داشت

احترام به والدین قطعا واجب هست اما پذیرش ظلم هم حرام هست
دین راه رو باز گذاشته که اکر پدری ظلم کرد فرزند دختر عاقل و بالغ بتواند خود تصمیم بگیرد.

پدری که ماهانه نزدیک به ۱۰ میلیون حقوق دارد و در خرج ماهانه کم می آورد قطعا تمام تفکراتش بر مبنای مادیات شده و معنی قناعت و کمک به دیگران را فراموش کرده
پدری که در منزل دختر تازه عروسش اقدام به نصب ماهواره میکند قطعا نمیخواد دخترش مسیر سعادت طی کنه

و خدا زمین را برای حجرت وسیع قرار داد

فیزیکدان;980073 نوشت:
سلام استاد. بسیار ممنون. ببینید چند تا نکته به نظرم میرسه. یکی اینکه خود استارتر محترم در پست اول اشاره کردند که رابطه شون غیر شرعی بوده و این رو در ابتدا نمیدونستن و در انتها فهمیدن، بنابراین الان غیر شرعی بودن اون ارتباط برای ما و ایشان محرز هست و باید بپذیریم و بپذیرند که اشتباه کرده اند و توجیهش نکنند. در ثانی ایشان از همان ابتدا می دانستند که پدر دختر با ابن ازدواج مشکل دارد و اوضاع گل و بلبل هم نبوده که خیال همه تخت و جمع باشد و بروند پی خوشی شان بنابراین این فرض هم که پدر اول موافق بوده و بعد مخالف شده باطل هست . نکته بعدی اینکه" صرف ندانستن مسئله ایی عیب نیست" به نظرم کمی مشکوک باشد مخصوصا وقتی دو طرف تا اینجا پیش رفته اند که میخواهند بر علیه والدین کودتا کنند.

شما خودتان را خواهشا بگذارید بجای پدر دختر با این تفاوت که شما فرد مذهبی و مومنی هستید و دخترتان قرار است یکدفعه برخلاف بشود یعنی از یک دختر چادری و مقید که رفاه و شغل بالای اجتماعی برایش در مقایسه با ایمان و صداقت شخص مقابل بی اهمیت است، تبدیل شود به یک دختر مغرور و مانتویی که با دوستان دختر و پسرش کوه و کلاس زبان میرود و هر روز در حال پیشرفت مادی و طی کردن پله های موفقیت است و دیگر به فعالیتهای بسیج و .... اهمیتی نمیدهد و اندکی بعد هم دست یک پسر را میگیرد و می آورد که شبیه خودش است و میگوید ما با هم در طی فعالیتهای علمی آشنا شدیم و الا و بلا کفو همیم و مشاور هم تایید کرده و می خواهیم ازدواج کنیم، شما هم حق ندارید از او بخواهید نماز بخواند یا روزه بگیرد و ... ولی بسیار اجتماعی و مهربان و در عین حال تحصیل کرده و خانه مستقل دارد و .... است. حال شما و همسرتان استاد حوزه و مشاور و .... هم هستید ، خدا وکیلی چه کار می کردید؟

بنده بر همان نظرات بی رحمانه خودم پا فشاری میکنم و به نظرم خوشبینی در این موارد خیانت به طرفین است. اگر پدر دختر بفهمد که این دو در ارتباط بوده اند یا هرگز دخترش را به این آقا نمیدهد چون به او اعتماد ندارد و میگوید به این پسر مذهبی که نتوانسته امانت داری کند نمی توانم اعتماد کنم، حالا شما برایش هرچقدر دلیل و برهان بیاورید و بگویید که ای بابا جان اینها جوان اند، نمی دانسته اند، یک کاری کرده اند شما ببخش فایده ایی ندارد. یا اینکه دختر را دو دستی تقدیم میکند و میگوید بردار ببر، لیاقت این دختر همین است و کلا از چشم من افتاد!

دختر میتواند انتخاب کند، زندگی یک عمر بدون داشتن حمایت و محبت والدین و با اذن ازدواج دادگاه!!!! و یا جدایی موقتی و فکر کردن به کار و حال و احوال خود.

سلام

بازم از اینکه نظرتان را صریح و روشن بیان می کنید متشکریم.

نگاه و نظر شما قابل احترام است و در نظر گرفتن نکاتی که خدمت شما عرض شد کاملا اختیاری است. خواهشی که از شما دارم این است که موارد مطرح شده را به معنای رد گفته های خود تلقی نکنید. آنچه عرض شد صرفا تکمله ای بر گفته های شما با هدف ارتقای تاثیرگذاری آنها بود.

سوال کننده محترم اشتباه خود را قبول داشته که برای مشاوره به اینجا آمده است. لذا در این شرایط باید راهی برای ساختن پیشنهاد داد نه تخریب. اگر ابهامی در سوال وجود دارد و خود پرسشگر آماده پاسخگویی و شفاف سازی است نباید تفسیر به رای کنیم و چیزهای به طرف نسبت دهیم که در واقع اینطور نیست؛ چراکه با پیش گرفتن این شیوه نه تنها کمکی به او نکرده ایم بلکه بر مشکلات او نیز افزوده ایم. بله اگر فردی مرتکب اشتباه می شود و آن را نمی داند یا قبول ندارد حرف دیگری است.

hamed759;980124 نوشت:
سلام تشکر
خیلی حرفای قشنگی بود اما اشتباع کردین
چون این پسر داستان از ابتدا خلافی نکرده
از ابتدا صاف و ساده اومده جلو و جز حقیقت چیزی نگفته با فشار و سخت گیری های بی مورد و درخواست شروط مادی بیجا این زندکی به انحراف کشیده شد وگرنه همه چیز کاملا شرعی جلو میرفت
ایجاد این مسئله هم تنها به عنوان یک تسکین غلط درد ایجاد شده بوده
اگر پدر به جای نگاه متعصبانه مادی خودش دلایل اقا و خانم رو برای ازدواج باهم میشنید بهتر میتونست تصمیم بگیره که ایا با عقل و درک کامل یکدگیر رو انتخاب کردن؟یا از سر احساسات غلط بوده

تایید این مطلب رو مشاورینی با پرسش سوالات گوناکون انجام دادن و فرمودن کاملا عقلانی بوده و بعدا احساسات اضافه شده
پدر این دختر خانم یک دخترش رو به فردی شوهر داد که اهل مشروب و دنبال خانم های دیکه بود و نهایتا طلاق گرفتند و بچه ی دختر‌هم داخل دادگاه با هل دادن اون مرد سقط شد
یک‌دختر دیگه‌ی این خانواده رو به پسرس دادن که این پسر کارمند بانک هست و در شمال ساکنه و بعضی اوقات برای سر زدن میاد تهران و اصلا کنار همسرش نیست

حالا این دختر نمیخواهد مثل دو‌خواهر دیگه به اجبار پدر با افرادی ازدواج کنه که زندکیش تباه بشه و میخواد با کسی زندکی کنه که مبنای مشترک فکری و عقیدتی دارند.

بابت اشتباهی که مرتکب شدند هم توبه صورت‌گرفته پس ازدواجشون طبق حکم شرعی مشکلی نخواهد داشت

احترام به والدین قطعا واجب هست اما پذیرش ظلم هم حرام هست
دین راه رو باز گذاشته که اکر پدری ظلم کرد فرزند دختر عاقل و بالغ بتواند خود تصمیم بگیرد.

پدری که ماهانه نزدیک به ۱۰ میلیون حقوق دارد و در خرج ماهانه کم می آورد قطعا تمام تفکراتش بر مبنای مادیات شده و معنی قناعت و کمک به دیگران را فراموش کرده
پدری که در منزل دختر تازه عروسش اقدام به نصب ماهواره میکند قطعا نمیخواد دخترش مسیر سعادت طی کنه

و خدا زمین را برای حجرت وسیع قرار داد

سلام

همانطور که دوستان هم گفته اند ازدواج بدون رضایت و همراهی والدین با سختی های زیادی همراه است؛ تا حدی که ممکن است بعد از چند سال زندگی طرفین با مشکلات جدی مواجه شده و از ازدواج خود پیشمان شوند. بله دین این اجازه را داده است که در شرایطی خاص دختر و پسر می توانند خود تصمیم بگیرند ولی تطبیق این شرایط با خودتان باید زیر نظر مشاورین مجرب و بزرگان صاحب تجربه صورت گیرد تا خدایی ناکرده دچار خسران و پیشیمانی نشوید. لذا به هیچ وجه عجولانه تصمیم نگیرید و صبور باشید.
پیشنهاد من به شما این است که حتما برای حل مشکل شما با والدینتان فرد سومی ورود پیدا کند. این فرد می تواند یک بزرگتر صاحب تجربه باشید و یا یک مشاور متعهد و متدین. ضروری است که او حرف های شما و والدین را بشنود و سپس مطابق با آن به شما راهکار دهد. به عنوان زمینه ساز رفع مشکلات می توانید از مشاوره تلفنی ما (096400) نیز استفاده کنید.

سوال:
از دختری خواستگاری کردم. حدود دو سال تمام شرایط پدرشان را مهیا کردم. مراسم بله برون گرفته شد و پدر رضایت بر ازدواج داشتند. منزلی تهیه شد و تالار و کارت عروسی مهیا شد. در این مدت با دختر خانم در منزل ارتباط جنسی شکل گرفت و بکارت ایشان با رضایت خودشان و ایمان به این مطلب که همسر یکدیگر هستیم از بین رفت. بعد از آماده شدن کارت عروسی پدر ایشان گفت دست نگه داریم و مراسم عقب بیوفتد و بعد هم کلا گفتند رضایت ندارند. اکنون بنده و دختر خانم تمایل به ازدواج با هم داریم و با یکدیگر رابطه عمیق هم داشته ایم؛ اما بعد از آنکه متوجه شدیم رضایت بر ازدواج مجوز بر عقد موقت نمیشود توبه کردیم. چگونه میتوانیم با یکدیگر عقد کنیم؟
پاسخ:
حکم شرعی مسئله نیز باید در جای خود مورد پاسخگویی قرار گیرد؛ منتها با توجه به شرایطی که شما مطرح کرده اید ضروری است پیش از آنکه به فکر راهی برای عقد کردن باشید، در صدد جلب رضایت خانواده و از بین بردن موانع موجود برای ازدواجتان باشید؛ چراکه صرف برقراری رابطه عمیق حتی به صورت حلال و شکل گیری عشق و علاقه و وابستگی نباید منجر به نادیده گرفتن نظر خانواده ها شود. به هر حال شما قرار است یک عمر با هم زندگی کنید و اگر بنا باشد پدر ایشان نسبت به این ازدواج رضایت نداشته باشد؛ حتی در صورت گرفتن مجوز شرعی باز هم زندگی شما در آینده با مشکلات جدی مواجه خواهد شد. از طرفی داشتن ارتباط پنهان هم بر مشکلات شما می افزاید.
لذا پیشنهاد ما به شما این است که صبور باشید و ضمن بررسی علت مخالفت پدر ایشان به دنبال راهی برای راضی کردنش باشید. اگر دلیل مخالفتش منطقی باشد به صلاح شماست که بپذیرید ولی در غیر این صورت می توانید با کمک مشاور، بزرگان و نزدیکان، افراد ذی نفوذ و استفاده از ظرفیت خود دختر خانم و دیگر افرادِ موافقِ این ازدواج برای کسب مجدد رضایت ایشان تلاش نمایید. البته سوال شما جزئیات دیگری مثل مشکل از بین رفتن بکارت، روش راضی کردن خانواده و ... هم دارد که اگر نیاز به پاسخگویی داشتید می توانید با توضیحات بیشتر، سوال و دغدغه خود را مطرح نمایید.
پیش گرفتن راه توبه قدم بزرگ و قابل توجهی است و قطعا وقتی حرکت شما بر مبنای رضای خدا و دوری از هر گونه گناه باشد، مدد و یاری خداوند در فراهم شدن آنچه به صلاحتان است را خواهید دید.

موضوع قفل شده است