جمع بندی متعه، نکاح نیست

تب‌های اولیه

40 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

عمار;805913 نوشت:
با سلام
منظورتون کدوم روایات هست؟ مستند و دقیق بفرمایید.

با سلام و احترام
روایاتی که پیدا کردم ارسال شد.

با سلام و ادب
حدیث اول که هیچ ربطی به آیه و تفسیر اون ندارد و فقط بخاطر مشابهت کلمات ذکر کردید که درست نیست.در این دو حدیث توصیه به پاکدامنی با متعه دارد و ربطی به آیه ندارد.
حدیث دوم هم نظر علامه مجلسی است که ما هم دیگر نظرات را ذکر کردیم و شما مختار در پذیرش هر یک هستید.
حدیث سوم هم متوجه دلالتش برآیه نشدم.

و طاها;805920 نوشت:
علي بن إبراهيم عن المختار بن محمد بن المختار و محمد بن الحسن عن عبد الله بن الحسن العلوي جميعا عن الفتح بن يزيد قال: سألت أبا الحسن ع عن المتعة فقال هي حلال مباح مطلق لمن لم يغنه الله بالتزويج فليستعفف‏ بالمتعة فإن استغنى عنها بالتزويج فهي مباح له إذا غاب عنها.
الكافي ، ج‏5، ص: 452

مجلسی رحمه الله در شرح حدیث می نویسد
و كان فيه إشعارا بأن المراد بالاستعفاف في قوله تعالى" و ليستعفف الذين لا يجدون نكاحا حتى يغنيهم الله من فضله‏" الاستعفاف بالمتعة.
مرآة العقول، ج‏20، ص: 233

همچنین:
و عن حماد عن حريز عن أبي عبد الله ع: أنه قرأ و ليستعفف‏ الذين لا يجدون نكاحا بالمتعة حتى يغنيهم الله من فضله‏ هكذا التنزيل.
مستدرك الوسائل، ج‏14، ص:

این حدیث هم هیچ ربطی به ازدواج موقت ندارد .منظور از «استعفاف» در جمله «و لیستعفف الذین لا یجدون نکاحا» را، ازدواج کردن معرفی کرده است. یعنی شخصی که همسر و توان ازدواج را ندارد، ازدواج کند تا خداوند او را از فضل خودش بی نیاز سازد. در واقع استعفاف ورزیدن کنایه و اشاره به ازدواج کردن است زیرا شخص بی همسر با ازدواج کردن، در حقیقت به دنبال پاکدامنی خویش رفته است. از این رو، نه تنها آیه شریفه دستور به خویشتن داری از ازدواج نمی دهد، بلکه همانند آیه قبل از افرادی که توان انتخاب همسر ندارند، می خواهد که علی رغم دشواری های اولیه آن، تن به ازدواج بدهند تا پاکدامن باقی بمانند و زمینه ای برای آلوده شدن به گناه نداشته باشند.
لذا در این آیه، به خود افراد بی همسر دستور می دهد ازدواج کنند و با این اقدام، زمینه بیشتری برای پاکدامنی خود فراهم آورند تا خداوند نیز با فضل و کرمش آنان را بی نیاز سازد.

و طاها;805921 نوشت:
أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَي عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتَّي يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ قَالَ يَتَزَوَّجُوا حَتَّي يُغْنِيَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ

دقت کنید بحث ما این آیه ذکر شده است و در آن نکاح در قالب «نکره» به دنبال «نفی» بیان شده و این قالب، مفید عمومیت است)، شامل هر نوع ازدواجی و از جمله ازدواج موقت بشماریم، قهرا این آیه ناظر به آنچه در آیه سوره نساء آمده نیز می شود و تأکید بر عفاف و پاکدامنی، مربوط به مرحله ای است که شخص اساسا دسترسی به ازدواج ندارد، نه دائم و نه موقت.

در آخر هدف و قصد شما از این بحث چیست؟ دنبال اثبات چه چیزی هستید که ظاهرا در تاپیک های متعدد این روایات رو ذکر کردید؟

عمار;806226 نوشت:

در آخر هدف و قصد شما از این بحث چیست؟ دنبال اثبات چه چیزی هستید که ظاهرا در تاپیک های متعدد این روایات رو ذکر کردید؟

با سلام و احترام

از شما انتظار نمیرود این نگاه را به امثال بنده داشته باشید.

وقتی شبهه پیش میاید شما موظف به پاسخگویی هستید نه اینکه پی هدف و قصد من باشید.
هدف من رسیدن به حقیقت است.

همچنین اگر کمی دقت داشته باشید اصلا من این روایات را ذکر نکردم
احتمالا این بار اولی است که انها را از تاپیک دیگری کپی کردم. و اصلا یادم نمی اید از این روایات استفاده کرده باشم.

و طاها;806231 نوشت:
از شما انتظار نمیرود این نگاه را به امثال بنده داشته باشید.

وقتی شبهه پیش میاید شما موظف به پاسخگویی هستید نه اینکه پی هدف و قصد من باشید.

چه نگاهی؟ بنده فقط می خواهم بدانم که بر فرض درست بودن سخن خود می خواهید چه نتیجه ای را بگیرید؟

در ضمن من تو سوال شما هیچ شبهه ای ندیدم.

اما حدیث اول
اولا خود امام فرمودند اگر کسی
لم یغنه الله بالتزویج
پس چه کند؟
فلیستعفف بالمتعه
یعنی امام متعه را غیر از تزویج معهود دانسته اند.
دوما حضرات معصومین فرموده اند کلام ما از قرآن است و علامه نیز به خوبی تشخیص دادند که امام اشاره به ان ایه داشتند.
حالا اصراری هم نیست شما بفرمایید ربطی ندارد برای بنده ارزش دارد.

عمار;806236 نوشت:
چه نگاهی؟ بنده فقط می خواهم بدانم که بر فرض درست بودن سخن خود می خواهید چه نتیجه ای را بگیرید؟

در ضمن من تو سوال شما هیچ شبهه ای ندیدم.

درباره اینکه شبهه ای ندیدید صحبتی نمیکنم چون بیشتر انحراف بحث است.
و امر واضح است.
خوب مشخص است که نتیجه ی بحث همان شبهه ی مطرح شده است :
متعه نکاح نیست.

همچنین:
و عن حماد عن حريز عن أبي عبد الله ع: أنه قرأ و ليستعفف‏ الذين لا يجدون نكاحا بالمتعة حتى يغنيهم الله من فضله‏ هكذا التنزيل.
مستدرك الوسائل، ج‏14، ص:

جوابی برای این روایت ندیدم

عمار;806226 نوشت:

دقت کنید بحث ما این آیه ذکر شده است و در آن نکاح در قالب «نکره» به دنبال «نفی» بیان شده و این قالب، مفید عمومیت است)، شامل هر نوع ازدواجی و از جمله ازدواج موقت بشماریم

این جمله را بخوانید
فلیستعفف الذین لایجدون متعتا

آیا میتوان گفت چون نکره در سیاق نفی است پس متعه شامل ازدواج دائم میشود؟
مسلما خیر
چرا؟
چون متعه دلالت بر یک نوع ازدواج دارد نه تمام انها

در این آیه به دلالت روایت گفته شده نکاح شامل تمام ازدواج ها نیست بلکه تنها دلالت بر یک نوع ازدواج دارد.
وقتی شما میتوانید نکاح را شامل تمام انواع ازدواج بدانید که حداقل مشکل روایات را حل کنید.

أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَي عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتَّي يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ قَالَ يَتَزَوَّجُوا حَتَّي يُغْنِيَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ

اگر فرض کنیم نکاح در این ایه همه ی انواع ازدواج را شامل میشود
خداوند فرموده چنانچه امکان هیچ ازدواجی نیست استعفاف کنید تا خداوند از فضلش شما را بی نیاز کند
بعد امام فرمودند ازدواج کنید تا خداوند بی نیازتان کند.

اولا اگر امکان هیچ نوع ازدواجی نیست
نمیتوان پذیرفت راه حل معصوم ، همان ازدواجی باشد که امکان ندارد. این از شان امام به دور است.
دوما نمیتوان پذیرفت امام با کلام حق مقابله داشته باشند
به این شکل که خداوند میفرماید با استعفاف ورزیدن خداوند شما را با فضلش بی نیاز میکند تا ازدواج کنید
بعد امام بفرمایند نه خیر استعفاف نورزید بروید ازدواج کنید تا خداوند شما را از فضلش بی نیاز کند.
یعنی راه حل خداوند استعفاف است چون امکان هیچ ازدواجی نیست
اما راه حل امام این است که اولا چه کسی گفته امکان ازدواج نیست برو ازدواج کن دوما چه کسی گفته با استعفاف بی نیاز میشوی برو ازدواج نشدنی را انجام بده تا بی نیاز شوی.

پس اینجا امام میفرماید اگر امکان ازدواج نکاح ندارید با ازدواج متعه استعفاف کنید تا خداوند شما را از فضلش بی نیاز کند. به همین جهت فرمودند :
قال یتزوجوا ...

حالا شما نظر دیگری دارید بفرمایید ....

با سلام
آیت الله مکارم می فرمایند :
گاهى توهّم شده که متعه چیزى غیر از نکاح است در حالى که شکّى نداریم که نکاح موقّت و متعه قسمى از نکاح است یعنى نکاح بر دو قسم است: دائم و موقّت، و به همین دلیل در اکثر احکام با نکاح دائم یکسان است و تنها در بعضى از احکام با آن تفاوت دارد.
http://makarem.ir/main.aspx?lid=0&mid=77469&typeinfo=2&catid=20933
همه جا هم علما متعه را با عنوان نکاح متعه بیان کردند که امری واضح و روشن است.

و طاها;806237 نوشت:
اما حدیث اول
اولا خود امام فرمودند اگر کسی
لم یغنه الله بالتزویج
پس چه کند؟
فلیستعفف بالمتعه
یعنی امام متعه را غیر از تزویج معهود دانسته اند.

این برداشت شماست و چنین برداشتی اصلا در متن روایت نیست که بر هر خواننده ای روشن است.

و طاها;806242 نوشت:
خوب مشخص است که نتیجه ی بحث همان شبهه ی مطرح شده است :

به این مسئله شبهه گفته نمی شود.

و طاها;806243 نوشت:
جوابی برای این روایت ندیدم

عمار;806226 نوشت:
حدیث سوم هم متوجه دلالتش برآیه نشدم.

و طاها;806247 نوشت:
این جمله را بخوانید
فلیستعفف الذین لایجدون متعتا

آیا میتوان گفت چون نکره در سیاق نفی است پس متعه شامل ازدواج دائم میشود؟
مسلما خیر
چرا؟
چون متعه دلالت بر یک نوع ازدواج دارد نه تمام انها


دوست عزیز کمی دقت کنید در نقل مطالب. این مثال شما چه ربطی به استدلال ما دارد؟ اینجا وقتی مشخصا کلمه متعه بکار برده شده چطور بر دائم دلالت کند؟
شما می خواهید به هر نحوی شده حرف خود رو ثابت کنید ولو استدلال های کاملا غلط و بی منطق براش بکار ببرید. اینطور که بحث پیش نمی رود.

و طاها;806255 نوشت:
حالا شما نظر دیگری دارید بفرمایید ....

بنده نظرم را عرض کردم و استدلال خود را هم نوشتم و بر گرفته از مفسرین هم بوده است و حال شما هم استدلال خود را کردید. مخاطبان خود قضاوت و نتیجه را خواهند گرفت و من بحث بیشتر از این را بی فایده و اتلاف وقت می دانم چون شما مشخص است که به هیچ وجه قبول نخواهید کرد.

موضوع قفل شده است