جمع بندی مبنای ولایت ، انتصاب یا انتخاب؟

تب‌های اولیه

47 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

مسلم;932119 نوشت:
شما درست نقل قول گرفتید، اما دقت نفرمودید، حالا به هر حال مشکلی نیست، بگذریم.

یعنی شما قبول ندارید نصفه نقل قول کردید؟
عجب!
ببخشید من علم غیب نداشتم و دومین راه را از راه غیب متوجه نشدم.

مسلم;932119 نوشت:
مشارکت زیر 50 درصد هیچ مشکلی ایجاد نمی کند، چون اولا چه با مشارکت های قبلی، و چه مشارکت های بعدی که بالاتر بوده اند تغییری در رهبر ایجاد نشد، پس نشان از همان بینش دارد.
ثانیا: عجیب است که در همه جا دموکراسی های دنیا بر سر ما زده می شود اینجا که می رسد می گویید چرا از دموکراسی های غربی پیروی می کنید؟! ما با آنها خیلی تفاوت داریم!

من گفتم خواهشا دموکراسی غربی را با چیزی که در ایران است قیاس نفرمایید. به خدا جفای بزرگی است.
شما به دوستان بفرمایید تاپیک ؛ایا جمهوری اسلامی دموکراتیک است؛ را تایید کنند تا ببینیم ایران اصلا دموکراسی دارد؟!!

ضمنا این را بدانید که من اگر ۴ تا نقد به جمهوری اسلامی میکنم، در جای خودش ۱۰ تا نقد به حکومت غرب هم کرده و میکنم. و اصلا اینطور نیست که فکر کنید دلباخته ی کسی هستم و یا یکطرفه به قاضی نشسته ام!

شما بگید تاپیک (آیا در زمانی که معصوم نیست، ایجاد حکومت دینی صحیح است؟) را تایید کنند تحصصی تر حرف بزنیم!

rezaee;932092 نوشت:
جالب است که من کلام شمارا بطور کامل و عینا نقل قول میکنم و نظرم را مینویسم، سپس متهم به نفهمی و عجولیت میشوم!
ببخشید من علم غیب نداشتم راه دوم شما را ننوشته بدانم!

درباره آمار هم گویا در این مملکت تنها چیزی که اعتبار ندارد همین آمار است. در لینکی که دادم ۷۲ درصد نوشته بود. حرف شما ۹۱ درصدی است Lol
البته ما از این آمارها در ایران زیاد دیده و شنیده ایم و دیگر برای همه عادی و جوک شده است

اما لطفا و خواهشا یقه ی دموکراسی های دیگر دنیا را رها کنید! آنها هزار و یک چیز دارند که شما ندارید (اصلا قبول هم ندارید)!

ضمنا عرض کردم که استناد من نظر دوست شما در تاپیک دیگر (آیا ولی فقیه نیاز به مشروعیت عمومی دارد) بود! که البته دوست شما هم وقتی فهمید در ۲ دوره مشارکت زیر ۵۰ بوده حرفش را عوض کرد Lol

به قول یکی از دوستان، وقتی بحث علمی نیست ادامه اش بیفایده است!

همیشه عده ای سوار بر جهل و احساس عوام میشوند و چند صباحی بر آنها حکومت میکنند ... و این اتفاق اینقدر تکرار میشود تا مردم از جهل و احساس خسته شده و به عقل و علم روی بیاورند! آخرش حکومت سکولار و لیبرال میشود!

متاسفانه ما هنوز در قرون وسطاییم

سلام آقای رضائی ...
امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشید ...

پست زیباتون رو خوندم ... و به نظرم خوب و درست اومد ... البته در جاهایی باهاتون اختلاف عقیده دارم که اگر اجازه بدین میخواستم نظرتون رو در موردش بدونم ...

من فکر میکنم لیبرالیسم خیلی بهتر از چیزی هست که همکنون داره در درون جامعمون اجرا میشه و لیبرالیسم رو از خیلی از جهات بهتر میدونم ...

اما یک بار هم واقعا بیایم و خودمون رو جای افرادی مانند حسن عباسی و مذهبیون و ... بزاریم ...

ببینید ... فرض کنین که همین امروز و همین الان جامعه مایک نظام لیبرال دموکرات داشت ...

* دخترون که الان 18 سالش شده ... به راحتی میره برای خودش دوست پسر میگیره و شما نمیتونین امر و نهیش بکنید ...
* خانومتون میتونه ساعت 12 شب بیاد خونه ... و شما نمیتونین بهش بگین که کجا بودید
* پول همه چیز بود ...
* خانومتون به جز شما دوست پسر هم داشت
* دخترتون به راحتی وقتی شما پا به سن گذاشتید شما رو میبره میزاره خانه سالمندان
* خانومتون همش دنبال کار و فعالیت اجتماعیش هست ... و برای شما زمان نمیزاره و همش دنبال فخر فروشی هست
و ...

این چیزها مشگلات یک نظامی لیبرال دموکرات هست ... واقعا این یک حقیقت هست که خانواده نظامش داره در اروپا و آمریکا از هم میپاشه ... البته در درون ایران هم این اتفاق داره بیشتر میوفته ( ولی دلیلش گرونی ها و ابتکارات نظام و ... هست )

من اعتقادم این هست که ...
نطامهای غیر لیبرال میتونند خیلی بهتر از نظامهای لیبرال باشند ... ولی واقعا نیاز به نخبه هایی داریم که بتونند قانون گذاری هایی درست و منطقی داشته باشند ... ( چیزی که واقعا در درون ایران من نمیبینم )

مثلا در درون دبستان های ژاپن من شنیدم که تا 4 ابتدائی فقط بهشون تعاملات اجتماعی و احترام به بزرگتر و فرهنگ آپارتمان نشینی و ... رو درس میدهند ...

این نظام اتفاقا بایدها و نبایدهای فردی زیادی رو تحمیل میکنه ... ولی همین نظام ها هستند که موجب میشن اگر یک شب دیر رسیدین خونه ... همسرتون تا ساعت 12 شب بیدار بمونه و شامش رو با شما بخوره ... نه اینکه شامش رو بخوره و بخوابه ....

من اعتقادم این هست که لیبرالیسم هم به شکست میانجامه ( البته وضع ما خیلی بدتر از اونهاست ) ...

ولی اگر نخبگانی باشند ( که هستند ؛ منظورم به کارگیری اونهاست ) میتونند نظامهایی رو بوجود بیارند که زندگی در درون اون نظامها بهتر و زیبا تر بشه ... حتی زیباتر از نظامهای لیبرال دموکرات .

شاید مثالم خیلی خیلی بی ربط باشه ... ولی یهو به ذهنم رسید ...

گویا یک بار امام علی داشتند از وسط یک بازار عبور میکردند و مرد خرما فروشی رو دیدند که خرما ها رو طبقه بندی کرده ... یعنی خرماها رو سوا سوا کرده ...

1. خرمای خیلی خیلی مرغوب
2. خرمای مرغوب
3. خرمای معمولی
4. خرمای بد

و حضرت علی گویا به ایشون میگن خرماها رو با هم قاطی کن و اونجوری بفروششون ... اینجوری بهتر هست ...

در اینصورت یک مرد ثروتمند ... مزه خرمای بد رو هم میچشه . اونوقت یک مرد فقیر ... مزه خرمای خوب رو هم میچشه

یعنی این نوع دید و این صحبتی که ایشون کردند ... با یک تفکر لیبرال دموکرات تفاوت داره ... ولی اگر همین مساله در جای جای مسائل زندگیمون بوجود میومد ... مردم زندگی های بهتری رو تجربه میکردند و همه خوبی ها برای ثروتنمند ها و همه بدیها برای فقیر ها نبود .

به هر حال من فکر میکنم نظامی بهتر و دقیق تر از نظام لیبرال دموکرات میتونه بیاد ( بر خلاف اون چیزی که اکثر سیاستمداران بر این باور هستند که بهترین نظام ؛ نظام لیبرال دموکرات هست )

ولی واقعا ساختن چنین نظامی نیازمند نخبگانی با مغزهای آنچنانی هست

مینوی خرد;932143 نوشت:
سلام آقای رضائی ...
امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشید ...

پست زیباتون رو خوندم ... و به نظرم خوب و درست اومد ... البته در جاهایی باهاتون اختلاف عقیده دارم که اگر اجازه بدین میخواستم نظرتون رو در موردش بدونم ...

من فکر میکنم لیبرالیسم خیلی بهتر از چیزی هست که همکنون داره در درون جامعمون اجرا میشه و لیبرالیسم رو از خیلی از جهات بهتر میدونم ...

اما یک بار هم واقعا بیایم و خودمون رو جای افرادی مانند حسن عباسی و مذهبیون و ... بزاریم ...

ببینید ... فرض کنین که همین امروز و همین الان جامعه مایک نظام لیبرال دموکرات داشت ...

* دخترون که الان 18 سالش شده ... به راحتی میره برای خودش دوست پسر میگیره و شما نمیتونین امر و نهیش بکنید ...
* خانومتون میتونه ساعت 12 شب بیاد خونه ... و شما نمیتونین بهش بگین که کجا بودید
* پول همه چیز بود ...
* خانومتون به جز شما دوست پسر هم داشت
* دخترتون به راحتی وقتی شما پا به سن گذاشتید شما رو میبره میزاره خانه سالمندان
* خانومتون همش دنبال کار و فعالیت اجتماعیش هست ... و برای شما زمان نمیزاره و همش دنبال فخر فروشی هست
و ...

این چیزها مشگلات یک نظامی لیبرال دموکرات هست ... واقعا این یک حقیقت هست که خانواده نظامش داره در اروپا و آمریکا از هم میپاشه ... البته در درون ایران هم این اتفاق داره بیشتر میوفته ( ولی دلیلش گرونی ها و ابتکارات نظام و ... هست )

من اعتقادم این هست که ...
نطامهای غیر لیبرال میتونند خیلی بهتر از نظامهای لیبرال باشند ... ولی واقعا نیاز به نخبه هایی داریم که بتونند قانون گذاری هایی درست و منطقی داشته باشند ... ( چیزی که واقعا در درون ایران من نمیبینم )

مثلا در درون دبستان های ژاپن من شنیدم که تا 4 ابتدائی فقط بهشون تعاملات اجتماعی و احترام به بزرگتر و فرهنگ آپارتمان نشینی و ... رو درس میدهند ...

این نظام اتفاقا بایدها و نبایدهای فردی زیادی رو تحمیل میکنه ... ولی همین نظام ها هستند که موجب میشن اگر یک شب دیر رسیدین خونه ... همسرتون تا ساعت 12 شب بیدار بمونه و شامش رو با شما بخوره ... نه اینکه شامش رو بخوره و بخوابه ....

من اعتقادم این هست که لیبرالیسم هم به شکست میانجامه ( البته وضع ما خیلی بدتر از اونهاست ) ...

ولی اگر نخبگانی باشند ( که هستند ؛ منظورم به کارگیری اونهاست ) میتونند نظامهایی رو بوجود بیارند که زندگی در درون اون نظامها بهتر و زیبا تر بشه ... حتی زیباتر از نظامهای لیبرال دموکرات .

شاید مثالم خیلی خیلی بی ربط باشه ... ولی یهو به ذهنم رسید ...

گویا یک بار امام علی داشتند از وسط یک بازار عبور میکردند و مرد خرما فروشی رو دیدند که خرما ها رو طبقه بندی کرده ... یعنی خرماها رو سوا سوا کرده ...

1. خرمای خیلی خیلی مرغوب
2. خرمای مرغوب
3. خرمای معمولی
4. خرمای بد

و حضرت علی گویا به ایشون میگن خرماها رو با هم قاطی کن و اونجوری بفروششون ... اینجوری بهتر هست ...

در اینصورت یک مرد ثروتمند ... مزه خرمای بد رو هم میچشه . اونوقت یک مرد فقیر ... مزه خرمای خوب رو هم میچشه

یعنی این نوع دید و این صحبتی که ایشون کردند ... با یک تفکر لیبرال دموکرات تفاوت داره ... ولی اگر همین مساله در جای جای مسائل زندگیمون بوجود میومد ... مردم زندگی های بهتری رو تجربه میکردند و همه خوبی ها برای ثروتنمند ها و همه بدیها برای فقیر ها نبود .

به هر حال من فکر میکنم نظامی بهتر و دقیق تر از نظام لیبرال دموکرات میتونه بیاد ( بر خلاف اون چیزی که اکثر سیاستمداران بر این باور هستند که بهترین نظام ؛ نظام لیبرال دموکرات هست )

ولی واقعا ساختن چنین نظامی نیازمند نخبگانی با مغزهای آنچنانی هست

با سلام و تشکر
من نیز آرزوی خیر و سعادت برای شما دارم

راستش اگر پست ها یا تاپیک های دیگر من را دیده باشید، نظر من هم این است که دیکتاتوری درست بهتر از دموکراسی است. اما تنها دیکتاتور درست فرستاده ی مستقیم خداست. چون تنها اوست که خطا نمیکند و میتوانیم به نظراتش ۱۰۰ درصد اعتماد کنیم و بگوییم حتما چیزی میداند و میفهمد که ما نه!

اما وقتی ولی معصومی در کار نیست، هرکسی بخواهد بشود دیکتاتور، لاجرم خطا میکند. و این خطاها پدر ما را در میاورد. کما اینکه ما این قضیه را بارها در جمهوری اسلامی تجربه کردیم!

وگرنه اگر یک نفر بیاید بگوید نماینده ی خداست. ما را هم قانع کند و یقین کنیم راست میگوید، چه کسی مرض دارد که با خدا دشمنی کند؟ خصوصا وقتی به ما وعده داده اند دست بر سر عقول بشر بکشند و همه را دانشمند کنند! مشخص است که هر عقل سلیمی با این قضیه موافق است! حتی کشورهای لیبرال و سکولار و حتی لاییک غربی!!

مشکل غرب خدا نیست. آنها با خدا و پیامبر و امام خدا مشکل ندارند. مشکل آنها کلیسایی است که به اسم خدا و دین هر خزعبلاتی میتوانست بارشان کرد و هر ظلمی میتوانست به آنها کرد (همین امروز یک گیفت در تلگرام دیدم مربوط به یک کلیسا که کودکان به صف بودند و میرفتند جلو کشیش. کشیش موهایشان را میکشید و یکی میزد پس کله شان و هولشان میداد که بروند! زیرش نوشته بود این افراد همگی به راه راست هدایت شدند!!!).

مشکل اروپایی ها این مسخره بازی ها به اسم دین بود. انحصارطلبی و عقب ماندگی کلیسا بود! همان چیزی که من درباره ی اسلام با آن مشکل دارم. حتی همین آقایان هم با داعش و طالبان مشکل دارند. اما هیچوقت خودشان را نمیبینند! اگر بیایند یک پله بالا تر بایستند و خودشان را ببینند آنوقت با جمهوری اسلامی هم مشکل پیدا میکنند!

به نظر من بهترین نوع حکومت

۱- حکومت معصوم
۲- دموکراسی (درباره لیبرال و سوسیال آن میشود بحث کرد)
.
.
.
.
بدترین نوع حکومت >>> حکومت به اسم دین بدون وجود فرستاده مستقیم خدا !!!

نمی خواهم از موضوع تاپیک دور شویم، لذا این آخرین پست بنده در این خصوص است، خواهش می کنم از مووضع اصلی خارج نشوید

در مورد سرکار خانم مینوی خرد جملات خوبی فرمودید، من کاملا با این جملات موافقم:

مینوی خرد;932143 نوشت:
نطامهای غیر لیبرال میتونند خیلی بهتر از نظامهای لیبرال باشند

مینوی خرد;932143 نوشت:
من اعتقادم این هست که لیبرالیسم هم به شکست میانجامه

اما دقت نفرمودید که مشکل اینکه نظام های بشری اعم از سوسیالیسم، لیبرالیسم و غیره یکی پس از دیگری شکست میخورند، چیست؛ پاسخش روشن است چون این ایدئولوژی ها ساخته ذهن بشری است، همین لیبرالیسم که امروز به شکست خوردن اون اذعان می کنید بعد از 250، 300 سال به اینجا رسیده، دوباره می خواهید به جای اعتماد به خالق بشر، به ذهن بشر و ایده جدید بیندیشید؟

با فرار از لیبرالیسم راهی جز حکومت دینی نمی ماند، هر راهی که عقل بشری برود خطا پذیر است و بعد از مدتی اشکالات خودش را نشان می دهد، من نمی دانم ما چرا به دین خدا اعتماد نمیکنیم!
اینکه دارد بد اجرا می شود را ما باید اصلاح کنیم، نواقص در اجرا را باید برطرف کنیم، دشمنی و کارشکنی دیگران را باید ببینیم، نه اینکه بدون تحلیل به برنامه اشکال بگیریم. این تئوری فقط 40 سال است که شروع شده، چطور برای تئوری لیبرالیسم کشته شدن 100 میلیون نفر در جنگهای جهانی اول و دوم هم کسی به شکست آن حکم نکرد و گفتند باید نواقصش برطرف شود، آن وقت در حکومت اسلامی با حدود 40 سال سابقه و این همه رشد می گویند باید برنامه عوض شود!
چه بندگان ناسپاسی هستیم ما در برابر دین خدا!!

rezaee;932161 نوشت:
اما وقتی ولی معصومی در کار نیست، هرکسی بخواهد بشود دیکتاتور، لاجرم خطا میکند.

استدلال شما خیلی ساده لوحانه است جناب رضایی عزیز
عقل می گوید اگر برای حکومت دستت به معصوم نرسید تا درصد خطا به صفر برسد برو سراغ نزدیک ترین فرد از نظر علم و تقوا به معصوم تا این درصد خطا اگرچه به صفر نمی رسد اما لااقل به حداقل برسد.
حرف شما مثل این است که شما در جایی بیمار شوید و پزشکی در دسترس شما نباشد اما بگویند یک شخصی هست دانشجوی سال آخر پزشکی است، آیا خود را به دست او می سپارید چون نزدیک به پزشک است، یا می گویید چون پزشک نیست دیگر فرقی نمی کند چه کسی مرا درمان کند بیایید بین مردم رأی گیری کنید!!
روشن است که دانشجوی سال اخر پزشکی که از سال دیگر پزشک می شود را بر می گزینید چون علمش به پزشک از سایرین نزدیک تر است، شما با اینکه احتمال خطا از سوی او می دهید اما چون احتمال آن نسبت به سایر گزینه ها کمتر است به او اطمینان می کنید.

عمده اشکالات شما به دو ناآگاهی شما بر می گردد: یکی عدم شناخت وظیفه رهبری و عدم تفکیک آن از مسئولیت سایر مسئولین، و دوم بی اطلاعی شما در خصوص دستاوردهای نظام!
برادرانه عرض کردم که در این دو خصوص مطالعه بفرمایید. منبع هم اگر خواستید در خصوص بفرمایید در خدمتم. بحث بیش از این را در این تاپیک به مصلحت نمی دانم.

یا حق

مسلم;932223 نوشت:

استدلال شما خیلی ساده لوحانه است جناب رضایی عزیز
عقل می گوید اگر برای حکومت دستت به معصوم نرسید تا درصد خطا به صفر برسد برو سراغ نزدیک ترین فرد از نظر علم و تقوا به معصوم تا این درصد خطا اگرچه به صفر نمی رسد اما لااقل به حداقل برسد.
حرف شما مثل این است که شما در جایی بیمار شوید و پزشکی در دسترس شما نباشد اما بگویند یک شخصی هست دانشجوی سال آخر پزشکی است، آیا خود را به دست او می سپارید چون نزدیک به پزشک است، یا می گویید چون پزشک نیست دیگر فرقی نمی کند چه کسی مرا درمان کند بیایید بین مردم رأی گیری کنید!!
روشن است که دانشجوی سال اخر پزشکی که از سال دیگر پزشک می شود را بر می گزینید چون علمش به پزشک از سایرین نزدیک تر است، شما با اینکه احتمال خطا از سوی او می دهید اما چون احتمال آن نسبت به سایر گزینه ها کمتر است به او اطمینان می کنید.

عمده اشکالات شما به دو ناآگاهی شما بر می گردد: یکی عدم شناخت وظیفه رهبری و عدم تفکیک آن از مسئولیت سایر مسئولین، و دوم بی اطلاعی شما در خصوص دستاوردهای نظام!
برادرانه عرض کردم که در این دو خصوص مطالعه بفرمایید. منبع هم اگر خواستید در خصوص بفرمایید در خدمتم. بحث بیش از این را در این تاپیک به مصلحت نمی دانم.

یا حق

جناب مسلم ... خوب یک تفاوتی اینجا هست ... و مثال شما مثال درستی نیست ...

ببینید ... بزارین من مثال درست تری رو بزنم ...

فرض کنین که الان شما پاتون درد میکنه ...

پاتون رو میارید پیش من ... من بهتون میگم نه دانشش رو دارم و نه تخصصش رو و از اظهار نظر کردن در این مورد عاجز هستم ... لطفا پاتون رو ببرید یک جایه دیگه ...

میرید پیش یک دکتری که 10 سال سابقه کاری داره و از دانشگاه دقوزآباد فارغ التحصیل شده ... ایشون تشخیصشون این هستش که کشکک پاتون خراب شده و نیاز به تعویض کشکک دارید ... نزدیک 20 میلیون تومن هزینه کشکک و عمل جراحی رو پرداخت میکنید ... 6 ماه هم میگذره ... ولی با این حال مشگلتون سره جاش هست و احساس دردتون هم بیشتر هم میشه .....

این بار تصمیم میگیرید که برین پیش یک دکتر دیگه ... پیش 10 تا دکتر میرید ... شور و مشورت میکنید ... و در نهایت با دکتری آشنا میشید که ایشون 8 سال سابقه کاری دارند و از دانشگاه هاروارد آمریکا فارغ التحصیل شدند ... عکس های پاتون رو نگاه میکنند و میگن که اشتباه کردید که کشکک پاتون رو عوض کردید ... کشکک پاتون سالم بود و میتونستید ازش 10 سالی استفاده کنین ... شما پاتون پرانتزی هست و باید استخونهای پاتون رو از جهتی که پرانتزی شده بتراشم و از جهتی که انهنا داره پلاتین بزارم ... اینجوری درد پاتون میخوابه ...

و این کار رو انجام میدین و درد پاتون هم خوب میشه ...

اتفاقا اتفاقا اتفاقا و .... درد الان جامعه ما همین هست ... کسانی دو تا کتاب میخونند و خودشون رو اندیشمند میدونند و بابته اینکه خودشون رو اندیشمند میدونند اجازه تصمیم گیری به خودشون میدهند ...

یک زمانی هست که ما قائل به علم هستیم ... در اینصورت من پیش هزاران دکتر میرم ... رزومه هزاران دکتر رو مورد بررسی قرار میدهم ... سابقه عمل جراحی اونها رو بررسی میکنم و میبینم که هر کسی که پیش فلان دکتر رفته نتیجه گرفته ... و من هم به ایشون مراجعه میکنم ... در درون نظامهای لیبرال دموکرات این شیوه به راحتی قابل انجام هست ...

هزاران راه و مسیر وجود داره ... هر راهی هم برای خودش بایدها و نبایدهایی رو داره و انسان محصول روشهای متفاوت فکری رو میبینه و رای میده که کشورش و مردمش آنگونه بشوند ...

ولی نظامهای ایدیولوژیکی با اینکه از سمته خدا اومدند ولی چندین و چند مشگل اساسی در پیاده سازیشون داریم ...

مثلا همین چند وقت پیش من کلیپی رو دیدم که یکی از رئیس جمهورهای پیشین کشورمون که من ایشون رو دوستشون دارم ( چون واقعا فرد زحمت کش و پاک دستی بودند ) ... ولی چون مدیریتشون خوب نبود دولتشون نتونست جلوه عمومی خوبی رو بدست بیاره ...

ایشون گویا رفته بودند به قبرستان که فاتحه ای بفرستند که دیدم یک خانوم پر بصیرت ... از همون یه چشمی ها ... با بچه ها و شوهرش بهش نزدیک میشه ...

میگه نبینم که از فرمانهای مقام معظم رهبری سرپیچی کنین ها ...
ایشون دو تا هم پسر داشت ... پسر هاش یه چیزی در حدود 25 تا 28 سال سن داشتند ...

سینه سپر کرده بودند و میرفتند در درون شکم رئیس جمهور 60 ساله کشور که باید ولایت محور باشید و ما سرباز آقا هستیم و از این جور حرفها ...

خانونمه هم سرش پائین بود و داشت همینجوری ایشون رو جلویه جمع امر به معروف و نهی از منکر میکرد ... پسرهاش هم که سینه سپر کرده بودند و میرفتند در درون شکم ایشون ...

خوب ببینم ...
شما میاید و میگین انقلابی گری چیزه خوبی هست ...
شما میاین و میگین که امر به معروف و نهی از منکر ...

چند تا روحانی که صورتشون نورانی هستش هم اون بالا میشینن و پشت سره هم خطبه میخونند که انقلابی گرا باشید و امر به معروف و نهی از منکر کنین ...
خوب همین آشی میشه که شده ...

من تا حالا یکی دو بار بوده که کسی رو امر به معروف کردم ...

یک بار یک پسر داشت خود نمایی میکرد ... دستانش رو مشت کرد و شیشه ای رو با دستان مشت کرده اش شیکوند ... که من پریدم جلو ... یک ساعت داشتم نصیحتش میکردم که اگر رگ دستت پاره میشد میخواستی چی کار کنی ...
یک بار دیگه چند تا پسر در درون پارک ریخته بودند سره یک پسره دیگه ای ... و رویه چمن ها دست و پای پسری رو گرفته بودند و داشتند آزار و اذیت جنسیش میکردند ...
یک بار دیگه هم سره کوچمون یک گوسفند رو جلویه گوسفندانی دیگر سر بریدند
و ...

ولی همینجاها هست که شما مذهبیون پاتون رو جلو نمیزارین ... و دقیقا بوجود اومدن یک نظام خوب و سالم نیازمند چنین امر به معروفهایی هست ... برعکس امر به معروفهاتون یه چیزهای چرندی میشه که 100 سال که هیچ 10000 سال هم بگذره هیچ فرقی در درون جامعمون نمیکنه ...

به هر حال حرف خیلی زیاد شد ... و من هم فکر نمیکنم این مسیری که داریم طی میکنم مسیری باشه که بتونیم ازش نتیجه بگیریم ...

من هم مانند جناب رضائی اعتقادم این هست که ...
بالاجبار ما هم مسیر اروپایی ها و آمریکائی ها رو طی میکنیم ... میریم به سمته لیبرال دموکرات ...

ولی اون زمانی که ما لیبرال دموکرات میشیم شاید اونها لیبرال دموکرات رو کنار گذاشتن و رفته اند سراغ حکومتی مانند آنچه در درون ژاپن داره اتفاق میوفته ....

به هر حال این مسیری که داریم طی میکنم ... به ترکستان هست .... علت هم مشخص هست ... هر روز داریم بد تر از دیروز میشیم ...
اگر هر روزمون کمی ... تاکید میکنم کمی بهتر بود ... شاید میتونستیم تصور بهتر شدن رو بکنیم ... ولی در تمامی شاخص ها داریم به شدت سقوط میکنم ...

شاخصه های اخلاقیات
شاخصه فساد
شاخصه اختلاص
شاخصه دین داری مردم

و ...

مینوی خرد;932333 نوشت:
پسرهاش هم که سینه سپر کرده بودند و میرفتند در درون شکم ایشون ...
شما میاید و میگین انقلابی گری چیزه خوبی هست ...

من قبول دارم که برخی، انقلابی گری را اشتباه فهمیده اند، اما من که از رفتار انسان ها دفاع نمی کنم!

مینوی خرد;932333 نوشت:
هر روز داریم بد تر از دیروز میشیم ...
اگر هر روزمون کمی ... تاکید میکنم کمی بهتر بود ... شاید میتونستیم تصور بهتر شدن رو بکنیم ... ولی در تمامی شاخص ها داریم به شدت سقوط میکنم ...

عرض کردم نمی خواهم تفصیلی وارد این موضوع شوم چون از موضوع تاپیک دور خواهیم شد، فقط همین مقدار عرض کنم که در آنچه فرمودید من نظر مقابل شما را دارم، ما در حال رشد هستیم! درصورت تمایل می توانید این موضوع را در تاپیک مستقلی پی بگیرید.
ممنونم

مسلم;932120 نوشت:
ما برای ائمه(علیهم السلام) قائل به «امامت عام» طبق تعبیر شما هستیم، بنابراین طبق مبنای ما امامت باید انتصابی باشد.
اما اینکه ادله ما بر این مطلب که امامت ایشان از سنخ امامت انبیاء است، را در جای خود باید بحث کرد، اما دراین تاپیک اختلافی نداریم چون شما هم این را قبول دارید که امامت به این معنا انتصابی است، نه انتخابی.

فقط نکته ای عرض کنم حتی انبیاء و ائمه(ع) نیز نمی توانند حکمی را نسخ کرده، یا تشریع جدید بیاورند، همه اینها که می بینیم از سوی ایشان اتفاق افتاده به امر الهی بوده، نه خودشان! تشریع و قانونگذاری فقط مختص خداوند است و بس و همه انبیاء و ائمه فقط بیان کننده و مجری این احکام بوده اند و حق کاستن از آن، یا افزودن بر آن را نداشته اند.

خب با این تعریف شما چه فرقی بین نبی و امام وجو دارد؟

نگار70;932541 نوشت:
خب با این تعریف شما چه فرقی بین نبی و امام وجو دارد؟

مقام امامت مقامی برتر و ولاتر از نبوت است، همانطور که ابراهیم در حالی که نبوت داشت، با پشت سر گذاردن امتحانات به مقام امامت نائل آمد این یعنی هم امامت بالاتر از نبوت است و هم با نبوت قابل جمع است.

بنابراین در اینکه امامت با نبوت تفاوت وجود دارد احتلافی نیست چون در غیر این صورت آیه 124 سوه بقره لغو خواهد بود، اما در خصوص اینکه این اختلاف چیست اختلافات متعددی گفته شده است: یکی اینکه نبی فقط راه را نشان می دهد اما امام قدرت تاثیر تکوینی داشته و مامومین را به مطلوب می رساند؛ و موارد دیگری هم گفته شده است(ر.ک: امامت در بینش اسلامی، علی ربانی گلپایگانی)

البته وحی تشریعی مختص نبوت است، ما هرگز معتقد نیستیم که بر ائمه(ع) وحی میشده است، خیر؛ وحی مختص پیامبر اسلام(ص) بوده است و تمام شریعت به طور کامل به پیامبر(ص) وحی شده و از ایشان به ائمه(ع) منتقل گشت.

مسلم;932547 نوشت:
مقام امامت مقامی برتر و ولاتر از نبوت است، همانطور که ابراهیم در حالی که نبوت داشت، با پشت سر گذاردن امتحانات به مقام امامت نائل آمد این یعنی هم امامت بالاتر از نبوت است و هم با نبوت قابل جمع است.

بنابراین در اینکه امامت با نبوت تفاوت وجود دارد احتلافی نیست چون در غیر این صورت آیه 124 سوه بقره لغو خواهد بود، اما در خصوص اینکه این اختلاف چیست اختلافات متعددی گفته شده است: یکی اینکه نبی فقط راه را نشان می دهد اما امام قدرت تاثیر تکوینی داشته و مامومین را به مطلوب می رساند؛ و موارد دیگری هم گفته شده است(ر.ک: امامت در بینش اسلامی، علی ربانی گلپایگانی)

البته وحی تشریعی مختص نبوت است، ما هرگز معتقد نیستیم که بر ائمه(ع) وحی میشده است، خیر؛ وحی مختص پیامبر اسلام(ص) بوده است و تمام شریعت به طور کامل به پیامبر(ص) وحی شده و از ایشان به ائمه(ع) منتقل گشت.

مقام امامت مقامی برتر و والاتر از نبوت است خوب این باطل است اشتباه هست چون به قول شما
شما ائمه دوازده گانه دارید و ائمه داوزده گانه با این تعریف شما از انبیا بالاتر هستند که این اشتباه ترین قول است چرا
چون الله متعال در قران می فرماید ما پیامبران را برانگیختیم بر تمام دنیا یعنی اون پیامبر بنی اسرئیلی که من و شما
اسمش رو نمیدونیم خیلی خیلی مقامش بالاتر و عظیم تر از بزرگترین امامی که اهل تشیع اعتقاده داره که سیدنا علی باشه
چون انبیا با خدا در ارتباط اند چگونه ممکن که کسی که با خدا در ارتباطه و به قول خود شما به ائمه وحی نمیشه
از اون برتر باشه؟ این از نظر عقلی هست ولی از نظر شرعی ما می بینیم الله متعال در قران می فرماید ترتیب انسانهایی
صالح رو نشون میده میگه انبیا صدیقین شهدا و صالحین بالاترین درجه ای که یک انسان غیر پیامبر بتونه بهش
برسه صدیقین هست بله پیامبران صدیق بودند بعضی ها شهید شودند بعضی ها هم صالح بودند یعنی همه صالح بودند
بعضی ها شهید شودند و بعضی رو هم خدا در قران فرموده صدیق مثل حضرت یوسف ولی دیگه هیچ صدیقی غیر از
انبیا نمیتونه به درجه نبوت برسه چون این بالاترین درجه نبوت هست طبق همین ایه و اینکه کسی معتقد باشه ائمه
بالاتر از انبیا هستد درست نیست و مخالف این ایه صحبت کرده این از این قضیه
و شما گفتید قدرت تکوینی داشته باشند خوب باز هم این اشتباترین اقول هست چون ابراهیم علیه و السلام کسی بجز لوط
بهش ایمان نیاورد همسرش و لوط و اون پادشاه هم بهش ایمان نیاورد اون رو در اتش انداختند فرارکرد رفت به فلسطین
رفت به مکه و طبق چیزهایی که مطرح می کنند حضرت علی هم نتوانست از خلافت خودش و اون قدرت تکوینی
که بهش اعتقاد دارید کاری انجام بده به قول شما همسرش رو به شهادت رسونند نتوانست کاری بکنه به قول شما پسرانش
یکی یکی شهید شودند نتوانستند کاری انجام بدند و نتواستند انصارو عوامی برای خودشان جم بکنند انصار حضرت حسین
رو صدا زده بیا کوفه ما بهت بیعت میدیم اونجا همشون عهد و پیمان خودشون شکستند و فرار کردند مسلم بن عقیل تنها
خودش در کوفه میگشت کسی نبود اون رو پناه بده پس این تجربیات ثابت میکنه این اقول اشتباه ترین قول هست
حالا ما داریم در مورد چیزی صحبت میکنیم که هنوز نقطه اولش ثابت نشده از کجا ثابت می کنید که مثل حضرت علی
و اولادش امام هستند؟ و اون امامتی که شما تعریف می کنید اون را از کجا اوردید اول امامت رو اونجوری ثابت کنید بعد حضرت علی و اولادش رو
امام بدونید بعد بگو امامت از نبوت برتره حالا ما داریم از عقب برمیگردیم

مسلم;931522 نوشت:
اگر تمایل دارید با مدیر ارجاع سوالات صحبت کنم تا همین پست شما را در تاپیک مستقلی قرار دهد

سلام
البته در حضور استاد و برادر عزیزی چون شما جسارت میکنم
اما من هم تمایل بسیار بسیار زیادی دارم که چنین تاپیکی (و تاپیک در باب موضوعات دیگری که در آن پست مطرح شد) زده شود و من هم شرکت کنم

صد البته در کمال احترام به اهل سنت و اعتقادات آنها
موضوع قفل شده است