"مباحثی پیرامون آیه تطهیر"

تب‌های اولیه

12 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
"مباحثی پیرامون آیه تطهیر"

به نام خدا

سلام علیکم

عرض تسلیت ایام سوگواری بی بی دو عالم حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها)

پیرو مطالبی که استاد اندیشمند بزرگوار در تاپیک http://www.askdin.com/post329938-404.html مرقوم فرمودند ؛ این موضوع ایجاد گردید تا به سوالات کاربران در مورد آیه تطهیر پاسخ داده شود.

سوالاتی که مطرح شده بود به قرار زیر می باشد :

1-اراده در آیه تطهیر چه نوع اراده ای می باشد؟
2-منظور از اهل بیت در آیه تطهیر چه کسانی هستند؟
3-اراده تکوینی با اختیار سازگار است یا نه؟
4-منشا این عصمت چیست و اینکه چرا خداوند آن را به معصومین(ع) عنایت کرده است؟

پیشاپیش از همکاری شما کاربران فهیم و پاسخگویی کارشناسان گرامی کمال تشکر را دارم.

با نام الله


با سلام



پیرو بحث در موضوع " http://www.askdin.com/post329938-404.html " قرار شد بحث در مورد آیه تطهیر را در یک موضوع جداگانه بررسی کنیم که از مدیران عزیز برای ایجاد این موضوع کمال تشکر را دارم.


از دوستان هم خواهشمندم بحث را قدم به قدم جلو ببریم و از متفرق کردن بحث و یا ... پرهیز کنیم تا اجبار به حذف پست دوستان نباشد.


با تشکر


بحث اول :

اراده در آیه تطهیر چه نوع اراده ای می باشد؟

یكی از آیات مهم قرآن كه در مورد اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) نازل گشته آیه تطهیر میباشد. «انّما یرید الله لیذهب عنكم الرّجس اهل بیت و یطهّركم تطهیراً».[1] این آیه در شان پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، حضرت علی، جضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین(علیهم السلام) نازل شده است.


در مورد آیه تطهیر مباحث مختلفی مطرح می شود که از جمله آن ها مقصود از اراده در این آیه است.به عبارت دیگر آیا اراده ای که در این آیه بر تطهیر اهل بیت(علیهم السلام) از هرگونه رجس و پلیدی تعلق گرفته است اراده تشریعی است یا تکوینی.


روشن است که قبول هرکدام از این دو زمینه ساز نظریات محتلفی می شود که در ادامه توضیح آن خواهد آمد:


اراده الهي گاه معناي تشريعي دارد و گاه معناي تكويني. به بيان ديگر، گاه به معناي اعتباري و مربوط به مقام جعل احكام و درخواست انجام اعمال است و گاه به معناي حقيقي و مربوط به مقام تحقق خارجي و فعليت بخشيدن به مقصود.


اراده تشریعی خدا همان امر و نهی های شرعی خداست، مثلا خدا به اراده تشریعی اراده کرده است که انسان نماز بخواند و روزه بگیرد و غیبت نکند و دروغ نگوید و ... این اراده تخلف پذیر است یعنی ممکن است کسی از آن سرپیچی کند.
در اراده تشريعي خداوند اراده كرده انسان گناه و معصيت انجام ندهد.اين اراده خداوند ، اراده ای است که به فعل دیگری تعلق می گیرد بدین اعتبار که وی آن را به اختیار خود انجام دهد. خداوند متعال براي انسان فقط طاعت و كارهاي خير و نيك را اراده كرده زيرا موجب هدايت و سعادت آدمي است. امّا كارهاي قبيح و زشت و ناروا چون مبغوض خداوند هستند متعلق اراده تشريعي خداوند نيستند زيرا موجب ضرر و خسران آدمي است.

اراده تکوینی ،اراده ای است که به فعل خود مرید، یعنی به تکوین،تحقق و ایجاد آن تعلق می گیرد. اراده تکوینی خدا، همان اراده فعل وعین تحقق فعل است فعل خدا همین عالم خلقت است با همه ویژگی هایش یعنی خدا اراده کرده است که عالم موجود شود و عالم موجود شده است. خدا به اراده تکوینی اراده کرده است که انسان خلق شود و انسان خلقت یافته است.
بر این اساس هر موجودی متعلق اراده تکوینی خداست و هیچ چیز از اراده تکوینی او خارج نیست وتخلف ناپذير است و آن چه مورد اراده تكويني خدا است، حتماً واقع مي‎شود. بدون شك اين نوع از ارادة الهي هرگز توسط ديگران نقض نميشود و مسئله اي تخلف ناپذير است. در سوره یس آیه 82 چنین آمده: «انّما امره اذا اراد شیئاً ان یقول له كن فیكون» امر خدا وقتی كه اراده كند چیزی را به این است كه به او فرمان میدهد باش، پس آن چیز وجود پیدا میكند.
در اراده های تكوینی مراد هرگز تخلف پیدا نمیكند، اگر اراده خدا به چیزی تعلق گرفت وجود آن، حتمی و ضروری خواهد بود.


شهيد مطهري(ره) در اين مورد مي گويد:


كلمه مشيت خدا , يا اراده خدا كه در خود قرآن بكار برده شده است در دو مورد بكار مى رود كه يكى را اصطلاحا اراده تكوينى و ديگرى را اراده تشريعى مى گويند . اراده تكوينى يعنى قضاء و قدر الهى است كه اگر چيزى قضا و قدر حتمى الهى به آن تعلق گرفت , معنايش اين است كه در مقابل قضا و قدر الهى ديگر كارى نمى شود كرد .


معناى اراده تشريعى اين است كه خدا اين طور راضى است , خدا اين چنين مى خواهد . مثلا اگر در مورد روزه مى فرمايد : يريد الله بكم اليسر و لا يريد بكم العسر[2] يا در مورد ديگرى كه ظاهرا زكات است , مى فرمايد : يريد ليطهركم [3] مقصود اين است كه خدا كه اين چنين دستورى داده است , اين طور مى خواهد يعنى رضاى حق در اين است .[4]



برخي از اهل سنت در مورد آيه تطهير مي گويند معناي اراده اي كه خداوند در اين آيه مي فرمايد اراده تشريعي است.


کلمه «اِنَّما» دلیل بر این است که این موهبت، مخصوص خاندان پیامبر(صلى الله علیه وآله) است و جمله يريد اشاره به اراده تكوينى پروردگار است ، و گرنه اراده تشريعى ، و به تعبير ديگر لزوم پاك نگاه داشتن خويش ، انحصارى به خاندان پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) ندارد، و همه مردم بدون استثناء به حكم شرع موظفند از هر گونه گناه و پليدى پاك باشند.[5]


مراد از اراده خداوند در این آیه اراده تکوینی اوست که به تطهیر اهل بیت (علیهم السلام) اختصاص یافته است زیرا اراده تشریعی خداوند به تطهیر همه انسانها تعلق گرفته است و اختصاص به افراد خاص ندارد و ارسال رسل و انزال کتب آسمانی برای هدایت و تزکیه و تعلیم بشریت به دلیل همین اراده تشریعی عام خداوند بوده است.



[1] سوره احزاب ، آیه 33
[2] سوره بقره , آيه 185
[3] سوره مائده , آيه 6
[4] حماسه حسينى جلد اول،ص 317
[5] اراده تكويني خداوند در آيه تطهير: روزنامه رسالت، شماره 7290 به تاريخ 25/3/90، صفحه 18 نویسنده: باقر عزیزی

سلام علیکم
یکی از ادله ای که اقامه می شود برای این که اراده در آیه تطهیر (یرید الله) تشریعی است نه تکوینی این است که اگر اراده تکوییی باشد، جبر لازم می آید و چون جبر باطل است پس منظور از اراده در آیه تطهیر (یرید الله) اراده تشریعی است.
و البته اراده تشریعی هم طبق آنچه گفته شده است، با (انما) نمی سازد بنابرین آیه از این نظر دچار اجمال بوده و غیر قابل استناد است یعنی نمی توان از طریق این آیه عصمت اهل البیت را ثابت نمود.
تنها راه برای برون رفت از این اشکال این است که ماهیت عصمت را بشناسیم تا بدانیم چه رابطه بین عصمت با آزادی و یا جبر وجود دارد!

عصمت به معنای نگه داشتن است! معصوم کسی است که نگه داشته است از گناه و یا حتی از خطا!
عصمت را ملکه ای تعریف نمودند که خداوند متعال به معصومین می دهد تا آنها به کمک آن از گناه و خطا محفوظ بمانند.
برای فهم درست ملکه عصمت، می توانیم ملکه عدالت را مورد بررسی قرار دهیم. مثلا این که گفته می شود قاضی و یا امام جماعت باید ملکه عدالت را دارا باشد به معنای این است که درون او نیروی وجود داشته باشد تا به کمک آن بتواند از گناهان کبیره و از اصرار بر کناهان صغیره محفوظ باشد.
تفاوتی که ملکه عدالت با ملکه عصمت دارد در سه چیز است:
اول این که ملکه عصمت فرد نه فقط از گناهان کبیره که از گناهان صغیره باز داشته و در مراتب بالای آن حتی معصوم را از خطا نیز باز می دارد.
دوم این که ملکه عدالت به مرور در فرد ایجاد می شود ولی ملکه عصمت از ابتداء تولد با معصوم است. این گونه نیست که معصومین دارای کمال تدریجی بوده و کسی آنها را تربیت نموده و رشد داده باشد و زمانی که به مقام نبوت و یا امامت می رسد، دیگر آن اندازه رشد کرده باشند که از همه گناهان بتوانند خود را محفوظ دارند. خیر! فرقی بین حضرت عیسی و یحیی که از کودکی نبوت و در نتیجه عصمت داشتند با غالب پیامبران که از سن 40 سالگی به نبوت رسیده اند نیست. همه از آغاز تولد دارای عصمت بوده اند. همچنین امامان بزرگوار.
سوم این که براساس فرق دوم که ملکه عدالت تدریجا محقق می شود، باید گفت که ملکه عصمت نیرویی است که مستقیما خداوند در معصوم قرار می دهد بر خلاف ملکه عدالت که دارنده آن بر اساس ریاضتهایی که متحمل شده است آن را دارا شده است.

خداوند ملکه عصمت را به انبیاء و اوصیای آنها می دهد. عصمت برای آنها موجب اطمینان مردم به انها شده و همچنین در تلقی وحی و یا تفسیر آن و همچنین تبلیغ آن از هر گونه نفسانیات ایمن هستند.
بر همین اساس لازم است این ملکه از ابتدای تولد همراه با آنان باشد تا آن اطمینان و آن ایمنی حاصل شود.
خداوند نمی تواند صبر کند تا آنها با ریاضتها و صبوریها، این ملکه را بدست آوردند لذا نتیجه خودسازی آنها را از ابتداء به انها می بخشد.
خداوند می داند که بعضی از انسانها در مسیر طاعت او آنقدر جدیت بخرج می دهند که به مرور نفس خود را از همه آلاینده ها پاک خواهند نمود و هر چه معرفتشان افزایش یابد به پاکی افزونتری می رسند.
خداوند بر اساس همین علم، و بخاطر ضرورتی که عصمت برای انبیاء و اوصیاء از ابتداء تولد دارد، این ملکه را نه تنها از ابتدای تول به انها می دهد که اصلا در خلقت روح آنها نیز استثناء قائل شده و روح آنها را زودتر و در عالم نورانی خلق می کند و به تربیت آنها می پردازد.
بنابرین معصومین رشد یافته ترین انسانها هستند منتها ته رشدی که در این دنیا کسب نموده باشند.
با این توضیح به نظر می رسد ثابت شده باشد که عصمت با اختیار سازگاری دارد و اراده در آیه تطهیر نیز تکوینی است نه تشریعی!

سلام علیکم
با توجه به این که ضمیر در آیه تطهیر (عنکم؛ یطهرکم) بر خلاف ضمائر قبل و بعد آن برای جمع مذکر آمده است قطعا منظور از اهل البیت پیامبر اسلام و امام علی و امام حسن و امام حسین (علیهم صلوات الله) هستند و چون این چهار نفر بدون حضرت زهرا سلام الله علیها نمی توانند خانواده تشکیل دهند ایشان نیز جزء اهل البیت محسوب خواهند شد.
و البته نصوص وارد شده از طریق اهل سنت و شیعیان هم مؤید همین برداشت است.
اما این که چرا آیه تطهیر در میان آیات مربوط به تبیین وظائف همسران پیامبر آورده شده است چهار پاسخ به آن داده شده است:
1) طرح موضوعی متفاوت در میان چند آیه هم موضوع، چیز تازه ای در قرآن نیست. مثال شاخصش آمدن آیه اکمال بین آیاتی که مربوط به مردار است (سوره مائده آیه 3)
2) مکان هر آیه لزوما به معنای مکان نزول آن نیست. چینش قرآن و ترتیب آن طبق دستور پیامبر صورت پذیرفته است.
3) با آمدن آیه تطهیر میان ایات مربوط به شرح وظائف همسران پیامبر این تذکر را به آنها می دهد که شما در میان خود افرادی معصوم را دارید بنابرین از شما توقع پارسایی بیشتری می رود تا دیگران!
4) آیاتی که مربوط به ولایت و امامت هست در میان آیات قرۀن به گونه ای چینش شده است که نص در مظنور اصلی خود نباشد و امکان تفسیر دیگر را هم داشته باشد تا به این وسیله از دستبرد محفوظ بماند. مثل آیه اکمل که گفته شد و یا آیه ابلاغ که بین آیات مربوط به یهود آمده است.
مراجعه کنید به تفسیر نمونه و المیزان ذیل آیه تطهیر (احزاب: 33)
**
در میان همسران پیامبر تنها عایشه بوده است که علی الظاهر سابقه شرک نداشته است ولی دیگر همسران پیامبر سابقه شرک داشته اند و این با ارداه تکوینی خداوند برای تطهیر اهل البیت از رجس که بارزترین مصداق آن شرک است، همخوانی ندارد.
براین اساس نیز منظور از اهل البیت در آیه تطهیر، خمسه طیبه هستند.

نافع بن ابو حمراء گويد:

من شاهد بودم كه رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) مدّت هشت ماه هر گاه براى نماز صبح مى‏ رفت از در خانه فاطمه (علیها السلام) كه عبور مى‏ كرد، مى‏گفت:
سلام بر شما اهل بيت و رحمت خدا و بركات او نصيب شما باد، براى نماز برخيزيد كه "همانا خداوند اراده كرده است تا هر گونه رجس و پليدى را از شما اهل بيت دور نمايد و تطهيرتان فرمايد. إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً"».
(كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة)، ج‏1، ص: 457)

امام علی در جریان غصب فدک و مناظره با ابوبکر به او فرمود:

«به من بگو آيا آيه "خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد." درباره ما نازل شده، يا ديگران؟» ابوبكر پاسخ داد:
«بلكه درباره شما نازل شده» امام فرمود:
«اى ابوبكر اگر جماعتى گرد آمده و شهادت دهند كه فاطمه دخت پيامبر مرتكب فاحشه‏اى شده است تو چه خواهى كرد؟!» ابوبکر با گستاخی گفت:
«مانند زنان ديگر مسلمان حدّ را بر او جارى مى‏سازم!» حضرت فرمود:
«اى ابوبكر در اين صورت در نزد خدا از كافران خواهى بود!» ابوبکر پرسید:
«براى چه؟» امام جواب داد:
«زيرا تو منكِر گواهى خداوند بر طهارت او شده و شهادت گروهى از مردمان را پذيرفته‏اى، به همين ترتيب حكم خدا و رسول را در مسأله فدك، كه آن را در زمان حيات پيامبر تصاحب نموده، ردّ نموده و در مقابل، شهادت عربی بادیه نشین را پذیرفته ای و فدك را از او غصب نمودى، و پنداشته‏اى كه آن فى‏ءِ (مال همه) مسلمين است.
(الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج‏1، ص: 92)

موضوع قفل شده است