مادرم به این بهانه ها با من بد اخلاقی میکند وظیفه من چیست؟

تب‌های اولیه

9 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
مادرم به این بهانه ها با من بد اخلاقی میکند وظیفه من چیست؟

سلام

مشکل من اینه که نمیتونم خودم را نسبت به غر های مامانم کنترل کنم
چون درس ها آنلاین شده مجبور همیشه آنلاین باشم مامانم از صبح شروع به غر زدن میکنه میگه چرا سرت تو گوشی الکی میگی حتی پیام ها را هم می خونه
من کلا آدمی هستم پول هایم را جمع میکنم مثلا بهم پول میدهند خوراکی بخرم ولی نمیخرم یا عیدی هام را الکس خرج نمیکنم  و پدرم ماهانه یک مقدار پول میدهد من تمام پول هارا پس انداز میکنم
هرگاه پول کم میاوردند پول هامو میدهم بهشون به شرطی که بهم برگردونن ولی بعد از یک ماه میگم پولمو بدید میگن مگه کار کردی پولام پولام میکنی
تمام کار های شخصی مثل شستن لباس و پتو و .....همه کار هایم را از بچگی خودم انجام دادم تو بین دوستام فقط منم که لباس خودم میشورم و عید ها اتاقم را به تنهایی تمیز میکنم ولی بازم بهم غر میزنن میگن دخترا مردم ظرف میشورن خونه تمیز میکنن و ..... همه دختر های فامیل و همسایه را تو سر من میزنن با اینکه بیشترشون شرایطشون خیلی بهتر از من هستند (از همه لحاظ اقتصادی رفاهی و..) و کلا کار هم نمیکنن ممنم اعصابم خورد میشه جوابشونو میدم و بعد هم ناراحت میشن و بهم فوش میدهند و میگن خیلی زبون درازی و...
کلا بخاطر اینکه خیلی دعوام نشود بیشتر تو اتاق خودمم و پیششون نمیرم یکدفعه ساعت ۱۱ شب مثلا دارم با گوشی دعا میخونم میان میگن چی بود تو گوشیت چیکار میکردی و....
ممخب من جونم و تو سن بلوغ نیاز دارم بهم توجه کند محبت کند هر دختری این نیاز داره که دوست داره دیده بشود و همه بهش بگویند به به
مامان و باباش تعریفشو کنند ولی پدر و مادرم فقط غر میزنند
همیشه آروزم بوده فقط یک نفر منو دوست داشته باشه ولی هیچ کس دوستم ندارد و توی کل فامیل و همسایه و آشنا من همیشه پایین تر از همه بودم ( قیافه قشنگی ندارم قدم کوتاهه صورت زیاد جوش میزنه از نظر اقتصادی و رفاهی)
الان فقط به یک چیز فک میکنم اونم اینکه ازدواج کنم دلم میخواد به آرامش برسم (نمیدونم چطوری) فک میکنم اگه ازدواج کنم به آرامش میرسم
ولی وقتی فک میکنم میگم اخه چه کسی میاد منو بگیره همه میگن نه اخلاق دارم نه قیافه نه بابام وضع مالی خوبی (در حد خودمون هستیم ) تو شهر ما هر کی باباش پولدار باشه پسر های خوب میرود براش در غیر این صورت نه ولی خب همه اینا دست خداست اگه خدا بخواهد همه چی حله
همیشه برای ازدواج دعا میکنم ولی خب تا حالا که جواب نداره (کلا تو شهرمان زود ازدواج میکنند)
خیلی دلم میخواد با خدا رابطه ی نزدیکی داشته باشم یعنی عاشق خدا بشوم و از بندگی لذت ببرم ولی خب نمی تونم یکدفعه نماز اول وقت میخونم یه وقت کفر میگم
اگه در این زمینه هم کمکم کنید ممنونتون میشوم
همیشه در حال تصور هستم تصور یک زندگی خوب که هم بندگی میکنم هم همسر داری

شاید این ها را بخونید بخندید ولی واقعا دغدغه من این هاست شاید مشکلم پیش خیلی از آدم ها کوچیک باشه ولی برای خودم مهمه که به آرامش برسم

ممنونم ازتون اجرتون با خود مولا

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد امیـد

مشکل من اینه که نمیتونم خودم را نسبت به غر های مامانم کنترل کنم

 

سلام

از صحبت های تان می شوید فهمید شما دخترخانمِ نوجوان متدیّنی هستید که دوس دارید رابطه خوب و صمیمانه ای با پدر و مادرتان داشته باشید و به پیشرفت در زندگیِ تان علاقه زیادی دارید. دوست دارید درس بخوانید و در آینده به آرزوهای زیبایتان برسید و زندگیِ شاد و آرامش بخشی داشته باشید.

در انتهای حرف هایتان گفته اید:«شاید این ها را بخونید بخندید». باید بگویم: خیر؛ من به این حرف ها نخندیدم. اینها درددل های تعدادی از نوجوانان و جوانان این کشور است.

 

گفته اید:«نمیتونم خودم را نسبت به غر های مامانم کنترل کنم... میگن دخترا مردم ظرف میشورن خونه تمیز میکنن و ..... همه دختر های فامیل و همسایه را تو سر من میزنن». عده ای از پدر و مادرها برای اینکه فرزندان شان را به تلاش و کوشش تشویق کنند، روش های نادرست به کار می برند. وقتی مادرتان نصیحت هایش را بارها تکرار می کند، شما احساس می کنید که مادرتان در حال «غُرزدن» به شما است. زمانی که پدر  یا مادرتان دخترهای فامیل و همسایه ها را به شما گوشزد می کنند، شما با خود فکر می کنید «اینها دارند منو با دخترهای مردم مقایسه می کنند». این روش های نه تنها باعث تشویق به تلاش و کوشش نمی شوند؛ بلکه باعث می شوند فرزندان بیشتر از گذشته از پدر و مادر فاصله بگیرند و برای پیشگیری از جرّ و بحث سعی کنند کمتر با پدر و مادر روبرو شوند و بیشتر در اتاقِ خود بمانند و در کُنج خلوت شان وقت بگذرانند.

 

ادامه دارد...

 

من اصلا نمی خواهم شما را نصیحت کنم. من یک روانشناس هستم. وظیفه یک روانشناس تحلیلِ مسأله و ارائه راهکار است. شما در این موقعیت می توانید دو راه را بروید:

راه اول: در لاک خود فرو بروید و به دوری از خانواده تان ادامه دهید. اما آیا این کار به حلّ مسأله یِ شما کمکی می کند؟ آیا این کار باعث نمی شود روز به روز فاصله عاطفیِ شما از خانواده بیشتر شود؟ با این کارْ به جایی می رسید که دیگر هیچ احساسِ علاقه و محبّتی در شما و پدر و مادرتان باقی نمی ماند. در این صورت، در آینده نیز ممکن است همسرتان با کوچک ترین مشکلی تصور کند که شما هیچ پشتیبان و یاوری ندارید و سعی کند در همه مسائل زندگی، حرف خودش را به کرسی بنشاند. در مشاوره ها شاهد خانم هایی هستیم که طیّ سال های زندگیِ مجرّدی به دلایلِ مختلف فاصله زیادی با پدر و مادرشان داشته اند و بعد از ازدواج نیز دچار مشکلات زیادی با همسرشان شده اند و احساس می کنند هیچ فردی در دنیا وجود ندارد که از آنها حمایت کند.

 

راه دوم این است که بپذیرید که پدر و مادرتان در پشت این غرزدن ها و مقایسه کردن ها نیّت و قصدِ خیری دارند. آنها از صمیم قلب دوست دارند شما به درستی زندگی کنید؛ درس بخوانید؛ تلاش کنید و کارهای مفید، مانند مهارت های خانه داری را بیاموزید تا در آینده به خانمی همه فنّ حریف و تحصیل کرده تبدیل شوید. آنها متأسفانه روش های درست تشویق را نیاموخته اند. اگر کمی از افکار منفی درباره پدر و مادرتان که به ذهن تان خطور می کند دور شوید و پای دردل های پدر و مادرتان بنشینید، می فهمید که آنها فردِ آگاه و خبره ای در زندگیِ شان نداشته اند که روش های درستِ تشویق را یادشان دهد. شما وارد این سایت می شوید و به راحتی سؤالات خود را مطرح می کند. اما پدر و مادرتان چطور می توانستند در این سال ها سؤالات شان را مطرح کنند و پاسخِ درستی بگیرند؟     

 

ادامه دارد...

اگر به این پذیرش برسید که پدر و مادرتان قصد خیر و خوبی از این غرزدن ها و مقایسه و کنترل کردن ها دارند، می توانید برای ایجاد یک رابطه صمیمانه تر با آنها اقدام کنید.

 

وقتی می بینید مادرتان می گوید:«چرا سرت تو گوشیه؟»، درباره برگزاریِ درس ها به صورت برخطّ (آنلاین) در فضای مجازی برایش توضیح دهید. صفحه پیام رسان را به او نشان دهید؛ فایل های صوتیِ اساتیدتان را برای مادرتان پخش نمایید و فیلم های آموزشی را نیز برای مادرتان نمایش دهید. گوشی خود را از مادرتان پنهان نکنید و در جایی قرار دهید که بتواند به راحتی آن را ببیند. از قدیم گفته اند:«آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟».

 

اگر مادرتان با حرف های شما قانع نشد، با یک آشنای مطمئن، امین و رازدار (مثل پدر، خواهر بزرگ تر، خاله یا عمّه) صحبت کنید و بدبینی های مادرتان را برایش توضیح دهید و بگویید که وقتی دعا می خوانید، او تصور می کند با کسی در فضای مجازی صحبت می کنید. اگر چنین فرد مطمئنی در اطراف خود نمی یابید، می توانید از یک روانشناس خبره کمک بگیرید. به این منظور به همراه مادرتان به یک مرکز مشاوره مراجعه کنید و برای روانشناس و مشاور خانواده درباره مسأله برگزاریِ کلاس ها در فضای مجازی و غرزدن های مادرتان را توضیح دهید و از او بخواهید مادرتان را قانع کند.     

 

ادامه دارد...

اگر به این پذیرش برسید که پدر و مادرتان قصد خیر و خوبی از این غرزدن ها و مقایسه و کنترل کردن ها دارند، می توانید برای ایجاد یک رابطه صمیمانه تر با آنها اقدام کنید.

 

وقتی می بینید مادرتان می گوید:«چرا سرت تو گوشیه؟»، درباره برگزاریِ درس ها به صورت برخطّ (آنلاین) در فضای مجازی برایش توضیح دهید. صفحه پیام رسان را به او نشان دهید؛ فایل های صوتیِ اساتیدتان را برای مادرتان پخش نمایید و فیلم های آموزشی را نیز برای مادرتان نمایش دهید. گوشی خود را از مادرتان پنهان نکنید و در جایی قرار دهید که بتواند به راحتی آن را ببیند. از قدیم گفته اند:«آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟».

 

اگر مادرتان با حرف های شما قانع نشد، با یک آشنای مطمئن، امین و رازدار (مثل پدر، خواهر بزرگ تر، خاله یا عمّه) در تنهایی صحبت کنید و بدبینی های مادرتان را برایش توضیح دهید و بگویید که وقتی دعا می خوانید، او تصور می کند با کسی در فضای مجازی صحبت می کنید. از این فرد امین بخواهید با مادرتان صحبت کند و او را قانع کند که این قدر به شما بدبین نباشد.

اگر چنین فرد مطمئنی در اطراف خود نمی یابید، می توانید از یک روانشناس خبره کمک بگیرید. به این منظور به همراه مادرتان به یک مرکز مشاوره مراجعه کنید و برای روانشناس و مشاور خانواده درباره مسأله برگزاریِ کلاس ها در فضای مجازی و غرزدن های مادرتان را توضیح دهید و از او بخواهید مادرتان را قانع کند.     

 

ادامه دارد...

گفته اید:« الان فقط به یک چیز فک میکنم اونم اینکه ازدواج کنم ولی وقتی فک میکنم میگم اخه چه کسی میاد منو بگیره همه میگن نه اخلاق دارم نه قیافه نه بابام وضع مالی خوبی (در حد خودمون هستیم ) تو شهر ما هر کی باباش پولدار باشه پسر های خوب میرود براش».

 

نمی خواهم شما را الکی دلداری دهم. زیباییِ ظاهریْ امری نِسبی است. یعنی هر فردی در دیدِ یک نفر ممکن است زیبا باشد و در نظرِ دیگری زشت باشد. برای همین می بینید در جامعه، بعضی ها افرادی که برای رسیدن به زیبایی اقدام به جراحی کرده اند را زشت می دانند و عده ای دیگر آنها را زیبا می دانند. اجازه دهید یک داستان واقعی تعریف کنم:

 

هارون الرشید، خلیفه عباسی (لعنة الله علیه) شنید که فردی مجنونِ خانمی به نام لیلا شده و ماجرای عشقش بین مردم زبان زد شده است. هارون الرشید خیال كرد لیلا زنی بسیاااار زیباست كه نظیر او در دنیا پیدا نمی شود. وقتی آن لیلای بیابان گرد را به محضرش آوردند، دید یك زنِ عادی است.

 

به مجنون گفت روزی عیبجویی - كه پیدا كن بِه از لیلی نِكویی

كه لیلی گرچه در چشم تو حوری است - به هر عضوی ز اعضایش قُصوری است

چو مجنون این سخن بشنید آشفت - در آن آشفتگی خندان شد و گفت

تو مو بینیّ و مجنون پیچش مو - تو ابرو، او اشارت هایِ ابرو

اگر در كاسه چشمم نشینی - بِجُز از خوبیِ لیلی نبینی

 

پس تصور نکنید که خدای نکرده هیییچ فردی شما را زیبا نمی بیند. متأسفانه اعتماد به نفسِ پایینِ شما باعث شده ویژگی های مثبتِ خود را نبینید و فقط روی ویژگی های معمولیِ خود تمرکز نمایید. مطمئن باشید در زمانی که خداوند متعال مقرّر فرموده، فرد شایسته ای دلباخته شما می شود و ان شاءالله خانه یِ دلِ تان را با محبّتش گرم می کند.

 

ادامه دارد...

ضمن اینکه دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که مردانِ بیشتری «هوش» را به «زیبایی» ترجیح می دهند. اجازه دهید به مقاله ای در این زمینه اشاره کنم:

بر اساس تحقیقات جدید مهمترین عامل انتخاب همسر علاوه بر ظاهر فیزیکی، هوش زنان می باشد. در این تحقیقات، دانشمندان فرهنگ های مختلفی را مورد مطالعه قرار دادند و دریافتند که هر چه در یک کشور برابری جنسیتی بیشتر باشد، احتمال کمتری وجود دارد که مردان برای زندگی مشترک خود، هوش را در اولویت اول در کنار زیباییْ ملاک انتخاب  می دانند و در جوامعی که برابری جنسیتی وجود نداشته باشد، مدت زمان زندگی های مشترکْ کوتاه تر است و مردان زیبایی را به هوش ترجیح می دهند.

 

ماندن مادران درخانه درآمریکا امری غیرعادی محسوب می شود. درحال حاضر با توجه به آمار اداره نیروی کار بین 70 درصد از مادران آمریکایی با کودکان زیر 18 سال در بیرون از خانه کار می‌کنند به همین دلیل دانشمندان یکی از دلایل انتخاب زن باهوش را کمک های مالی که زن می‌ تواند در زندگی به خانواده کند را ملاک انتخاب معرفی می کنند. [مشاور امید: در ایران نیز در سال های اخیر عده بیشتری از آقایان از همسرشان انتظار دارند که به آنها در تأمین هزینه های زندگی کمک کند و به همین خاطر تمایلِ جوانان برای ازدواج با خانم های باهوشِ تحصیل کرده به جای ازدواج با خانم های زیبا افزایش یافته است].

 

محقق این مطالعه آلیس ایگلی، دکتر و استاد روانشناسی و همکار هیئت علمی در موسسه تحقیقات سیاست در دانشگاه نورث وسترن در گفتگو با یاهو هلث می گوید: «مردان با خود می گویند چرا به جای یک درآمد برای زندگی، دو درآمد وارد زندگی نشود. دو درآمد به زندگی بهتر کمک خواهد کرد و هر چه زن باهوش‌تر باشد، درآمد بهتری خواهد داشت».

ادامه مقاله در پست بعد

ادامه دارد...

روانشناس بالینی، جان مایر، دکتر و محقق سلامت خانواده تصریح کرد: «کشف این موضوع که هوش زنان عامل مهمتری از زیبایی است، مرا شوکه نکرد. زیرا باتوجه به به افزایش تعداد زنان تحصیل کرده، تمایل زنان به کار بیشتر خواهد شد و با توجه به آمارهای ارائه شده در 38 درصد ازدواج ها زنان شاغل هستند».

مایر در ادامه گفت: زنان باهوش و شاغل با توجه به «عزت نفس و اعتماد نفسِ» بالا جذابیت های بیشتری برای انتخاب به عنوان همسر خواهند داشت. درآمد زنان شاغل علاوه بر این جذابیت ها نقش مهمی در ازدواج ایفا می‌کند.

ایگلی تشریح کرد: هرچند که تمایل به ازدواج از روی زیبایی درمیان مردان بیشتر است؛ اما یافته های ما نشان داده است که زیبایی عاملی در زندگی های کوتاه مدت است و در زندگی هایی که برای مدت های طولانی دوام پیداکرده اند، در انتخاب همسرِ خود و جذابیت های فردی آن دقت های بیشتری داشته اند. 

 

وی اظهار داشت: اگر یک زن باهوش و زیبا باشد، او یک  فرد بسیار مناسب برای ازدواج خواهد بود و هر چه که ویژگی های دیگر مانند اخلاق همسر بهتر باشد، او فردی مناسب‌تر خواهد بود. هرچند این موضوع را نمی توان کتمان کرد که هر فردی ترجیح می‌دهد همراه زندگیش زیبا باشد؛ اما مورد اعتماد بودن و ملاحظه گر بودنِ او عاملی مهم‌تر است.

منبع:

Scientists: More Men Prefer Brains Over Beauty

روی عبارت بالا کلیک کنید تا مقاله اصلی را مشاهده نمایید.

 

ادامه دارد...