:) لــبخندها و دلــخندها :) فضای مجازی

تب‌های اولیه

181 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

خنده زورکی

كارشناس محترم جناب صادق در سايت اسك دين خاطب به کارشناس محترم حامي نوشته بود:

صد سلام و صد درود از ما و من

بر شما ای حامی گل در چمن

گل بکاری در فضا ی اسک دین

چون نمانده جای در روی زمین

در پاسخش جناب حامی نوشتند:
از اشعار تو حامي گشت خـرسنـد

ترا جدت به جوك هاي يخش خند;)

گزارش مرگ دو هنرمند

:ok5:اگر اخلاق در سياست نباشد هدف وسيله را هم توجيه مي كند.

گزارش رحلت دو هنرمند از برخي از كانال ها و سايت‌هاي سياسي و مدعي انقلاب و انقلابي بودن را ببينيد:

يك: شاعر انقلابي

حميد سبزه واري شاعر انقلاب و انقلابي غزل خداحافظي از اين دنيا را سرود. فاتحه (ميل خودتان با يا بي صلوات)
....

دو: خواننده محبوب [فعلي ما سياستمداران]

گزارش لحظه به لحظه.....
حال عمومي و خصوصي فلان خوانند محبوب بد شده است.
برايش ويزيت گرفتند رفت نزد پزشك.
حال او وخيم شده است اين بار پزشك نزد او آورده شد.
خواننده محبوب ما در حال احتضار است.
عزرائيل نزديك تر مي شود.
عزرائيل آمد بالاي سرش.
خواننده به عزرائيل نگاه مي كند و او به عزرائيل.
و بالاخره او هم موسيقي رحلت از اين دنيا را نواخت.
پسر خواننده محبوب ما خارج از كشور مطلع شد كه پدرش از دنيا رفت.
او براي تهيه بليط تماس گرفت به آژانس.
ظاهرا بليط براي امروز نبوده ولي براي فردا رزرو شد.
هواپيماي فرزند خواننده محبوب ما بر زمين نشست.
اقوام خواننده محبوب ما به منزل ايشان رفتند.
ما هم به منزل خواننده محبوب وارد شده ايم. اگر باور نداريد اين هم عكس و فيلم ما.
يعني اگر فردا رأي بياوريم خيلي از هنر چيز مي فهميم. ما اند هنر هستيم و عاشق هنرمنداني هستيم كه براي ما منفعتي داشته باشد.

(منبع: كانال زندگي آرام
zendegiearam110@)

پرچانگی:nishkand:

شوهرم میگه: کانال چیه؟!
میگم: همون گروهه ولی فقط مدير می تونه حرف بزنه شما نمی تونین چیزی بگین
میگه: یکی از اینا برای منم بزن اون تو باهات حرف بزنم.:tajob:

:natars:
:ghaiem::natars:

عامل خنده

از بانک اس دادن بیا موجودی حسابتو بگیر یکم بخندیم .:_loool:
اون كه حقوق انچناني ميگره نخنده كي بخنده.
ما هم بالاخره خدايي داريم.
نوبت ما هم ميشه بخنديدم.
:ghash:

:Graphic (30)::Graphic (10):
:Graphic (10)::Graphic (30):

هنر آشپزی

دختره تو گوگل سرچ کرده
طرز تهیه تخم مرغ آب پز
گوگل جواب داده من که بهت میگم، ولی چه آدم بدبختيه اونی که می‌خواد بیاد تورو بگیره.;))



بی شباهت به آدم


بعد از ازدواج اينترنتي: نگاهت چون عقاب....دلت چون دريا..... دستانت چون آتش......
قدت مثل سرو......صدايت چون آوازه پرنده.....هيچ چيزيت مثل آدم نيست! ;))




چراغ سبز

قاضي: چرا زن دوم گرفتيد؟! برات كم گذاشته بود مگه؟
مرد: زنم به شبكه هاي اجتماعي معتاد شده بود. خيلي تذكر دادم، ولي به خودش نمي‌آمد.
تو خونه حس رنگ زرد چراغ راهنمایی رانندگی رو دارم که هيچکی بهم توجه نمی‌کرد.


قاضي: الان راضي هستي؟
مرد: بله فعلا كه حكم چراغ سبز رو دارم چون و اون يكي بهم توجه مي كنه.
ولي همسرم از وقتي فهميده كه يه جا حكم چراغ سبز رو دارم، چراغ قرمزش روشن شده و نميذاره ازش عبور كنم.


:d:Graphic (7)::d

یادش بخیر

يادش به خير يادمه يه زماني شب كه ميشد همه مي خوابيدم....
وقتي مي خواستيم همديگر را تهديد كنيم مي گفتيم كوه به كوه نمي رسه آدم به آدم ميرسه.
اين روزها آدماي توي يه خونه هم به هم نميرسن.

:Graphic (13)::Graphic (33)::Graphic (13):

فیلترینگ نادرست

روزی حكيمي با مريدانش به گشت و گذار در نت همی پرداخت و لکن سرعت اینترنت ایران به سرعت الاغ پیر لنگ می مانست که کُره ای در شکم دارد و باری بر کول! پس هیچ سایتی نبود مگر آن که تا لود شدنش حكيم چهار رکعت نماز همی گذاردی.
نوبت به لغت نامه دهخدا برسید. به انگشت تدبیر اینتر بزد و …بالا آمد آن صفحه نحس شوم.
x_x
دق دهنده مردم مرز و بوم.

پس شگفتی مریدان را درگرفت. :-t
حكيم را پرسیدند: اي حكيم، این لغت نامه ای بود. این دیگر چرا؟
:-o
حكيم بگریست …crying
لغت نامه مملو زلغات کهن و نو***چه ربطی داشت به سیاست و پورنو:-??
که چنینش کردند پیلتر و مسدود *** گناه دهخدای ادیب دیگر چه بود؟:|


و مریدان آنقدر بگریستند و نعره کشیدند تا تسمه موتورشان بسوخت.:grye:

:Black (7)::Black (6)::Black (7):

زنبور بی عسل
حكيمي را پرسیدند: اینترنت در ایران به چه ماند؟
فرمود : به زنبوری بی عسل!
عرض کردند : یا شیخ ! اینکه قافیه نداشت؟!
فرمود: واقعیت که داشت! :khaneh:

شکاف نسل ها
ساعت 4 صبح است.
من شام میخورم پدرم صبحانه
عجب فاصله ایست میان دو نسل:nishkand:
(حسین پناهی)

نرسیده به دریا
تو تلگرام اسمشو گذاشته بود: «نرسيده به دريا»
گفتم: يعني چي؟!!
گفت: خيلي بي سوادي هااااا؛ يعني ساحل ديگه!
من سرمو کجا بکوبم مرگم طبيعي جلوه کنه؟:ghati:

همسر دوم
مامانه به پسرش ميگه: نيوتون رو مي شناسى؟
ميگه : نه كيه؟
ميگه: اگه حواست به درسات بود مي شناختيش
پسره ميگه سانازو مي شناسى؟
مامانه ميگه: نه كيه؟
پسرش ميگه: اگه حواست به بابا بود و همش سرت تو تب لتت نبود ميشناختيش:samt:

وا نت ندارین؟!
«وانت ندارین؟!»چیست؟
جمله ایست که این روزها مهمانها در منازل کسانی که اینترنت ندارند،بکار میبرند.!!!!!!
واااااااا،نت ندارین؟:fekr:

:Graphic (63):

فرهنگ سایبری

امروز يه نفر زنگ زد گوشي رو برداشتم گفت: شما؟!!!
منم گفتم: ببخشيد اشتباه برداشتم!
خودش مُرد از خنده ….فردا تشييع جنازشه!!!
ايرانسلم زنگ زد گفت: خيلي بات حال کردم،
يه هفته بهت اس ام اس تبليغاتي حسابي نميدم حال کن.

:Black (8):

اراده پولادین

پولادی ترین اراده رو می دونی کی داره؟
اون زنی که از لاين و تلگرام میاد بیرون و میره سراغ کارهای خونه…!!!!

این فرد به درجه ای از عرفان رسیده که لذت های دنیوی براش بی معنا شده…


:Graphic (7)::Graphic (56)::Graphic (7):

بیزاری از شهر

پست گذاشته بود: از آدمای شهر بیزااااااااارمممم ..
منم براش کامنت گذاشتم : خب، برگرد دهاتتون …
بلاک شدم ولی ارزششو داشت. بنده خدا با محیط شهر آشنایی نداشت.

:ok1: مي‌دونستيد افراد معلول، افسرده، تنها، كم رو، بزه كاران، رياكاران كه نمي توانند در جمع گناه كنند،
بسياري از افرادي كه اختلال رواني دارند مانند سايكوپات ها، شخصيت هاي نمايشي و... تمايل بيشتري براي حضور در فضاي مجازي را دارند؟

(رك: محمدحسين قديري، صد هزاران دام و دانه است اي خدا: زهرها و پادزهرهاي اخلاقي و تربيتي در فضاي مجازي).



بند کفش
میخوام ازین به بعد از هندزفری به عنوان بند کفش استفاده کنم که خودش خود به خود گره بخوره وقت و بی وقت باز نشهhappy

سلامتی ...
سلامتی مادری که اگـه ۱۰۰ تـا پـریز خالی باشه، برا وصل کردن جاروبرقی، تب لت يا گوشیه تو رو از شارژ در میاره!
یعنی به وضوح دیدماااااا:-"

احساس تنهایی
وقتي در خانواده هر كسي يه جا در فضاي مجازي مشغول باشه بعيد نيست در فضاي واقعي يكي اين طور بشه: آن‌قدر تنها شدم که اگه یه پشه بیاد تو اتاقم عمرا بزارم بره بیرون.:frind:

دانلود الکی
همان طور كه موش حرض داره گندم ذخيره كند منم حرص دانلود دارم
اگه توی المپیک رشته دانلود الكي استقامتی وجود داشت، الان یه طلا داشتم قطعن!:khaneh:

اهل مطالعه
دانشجویی مي‌خواست مطالعه كند با خود گفت: یه سکه رو بالا می‌ندازیم اگه شیر اومد می‌خوابیم، اگه خط اومد فیلم می‌بینیم يا بازي آنلاين يا آفلاين اينترنتي مي‌كنم و اگه لبه اومد درس می‌خونیم.:Nishkhand:

دیسیپلین
ارتشيه ساعت نه شب که میشه سطل آشغال ویندوزش (ريسايكل بين) رو خالی میکنه!:khandeh!:

:eyes:

عشق نافرجام

شوهر: الهی من خورشید بشم تو ماه…….که تا قیامت ریختتو نبینم@-)

نكته روان شناختي
براي خريد ماشين يا خانه يا يكي از لوازم زندگي كلي مشورت مي كنيم.
براي همسرگزيني چندتا كتاب مي خونيم چندبار مشاوره مي رويم؟
با اين كه اين همه مشاجره و طلاق را مي بينيم درس نمي گيريم.
زود به هركسي دل نبنديم براي ازدواج.


فرهنگ تربیتی

آقاي لاكردار: مامانم در تربيت من فرهنگ لغت مخصوص دارد ::|
این آشغالا که میزاری تو گوشت = هندزفری
این آشغاله که شب و روز دستته = گوشیم
این آشغال که همش سرت توشه = لب تاپ
این آشغالا که میخوری = قره قروت و لواشک و پاستیل
این آشغال دونی = اتاقم
آشغال = خودمsad

:Graphic (27):

تقوای سایبری

از آيت الله بهجت پرسيد: تقوا چيه؟
گفت: برو قلبت را بكن زير آن شير آب كمي بشوي باهات حرف ميزنه


گناهان سایبری

فردي چهار پايه‌اي گذاشت و با شتري قد بلند گناه بسيار زشتي كرد. بعد پشيمان شد و گفت: لعنت خدا بر شيطان!
شيطان مجسم شد و با عصبانيت به او گفت: لعنت خدا بر خودت. اين غلطي كه تو كردي به مخيله من هم خطور نمي‌كرد مرديكه عوضي!

سبب شناسي گناهان سايبري

انكار گناه بودن، توجيه تراشي، گردن ديگران انداختن گناه، كوچك شمردن گناهان، فردا فردا كردن و به تأخير انداختن توبه، شعار آب كه از سر گذشت چه يك وجب چه صد وجب، نااميدي از رحمت خدا، ناآگاهي از احكام دين مجبور دانستن خود و به شيطان نسبت دادن گناه از عوامل اصلي انجام گناهان در دنياي سايبري و واقعي است.
قران مي‌فرمايد فرداي قيامت شيطان مقابل انسان گناه كار مي‌ايستد و مي گويد چرا من را ملامت مي كني؟ خودت را ملامت كن. من مجبورت نكردم. فقط يك اشاره كردم تو خودت با سر دويدي!!


(محمدحسين قديري، شوخ طبعي‌هاي طلبگي، ص65)


:Graphic (33):

عرفان سایبری

برخي از اين سايت و آن سايت به دنبال عرفان هستند. بزرگان عرفان اسلامي همچون آيت الله بهجت مي گويند به آنچه مي دانيد عمل كنيد خداوند آن چه را نمي دانيد يادتان مي دهد. نبايد دنبال ذكرهاي قلمبه سلمبه بود يك خشم بي جا در منزل ما را سال ها از نظر معنوي عقب مي اندازد. فردی نزد آیت الله کشمیری رسیده بود و درخواست ذکری را کرده بود. ایشان كه می دانستند او در زندگی اهل هیچ رعایتی نیست و فقط یک ذکر می خواهد گفتند: شما روزی صد بار بگویید یا ماست یا چغندر.


***
هرزگي هاي سايبري
حافظ با بيت : «تو را زكنگره عرش مي زنند صفير// ندانمت كه در اين دامگه چه افتادست» مي خواهد بگويد زندگي بي هدف نيست و با هرزه گردي، هرزه شنوي، هرزه گويي، هرزه نويسي، هرزه خيالي، هرزه بيني، هرزه جويي، هرزه خندي، هرزه شكني(قبح شكني)، هرزه پذيري اخبار، هرزه سوزي انرژي، هرزه اعتمادي به هركس و...عمر عزيز خود هدر ندهيد. اگر به نواي عشق گوش كنيم ديگر موسيقي هاي لهوي براي ما جذاب نخواهد بود.

نواي بلبلت اي گل كجا پسند افتد

كه گوش و هوش به مرغان هرزه‌گو داري

نيز مي گويد اگر عاشق پير طريقت و مرشد وادي عرفان شويد سر از پا نشناسي و هر جايي نروي:

تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف تو
زان سفر دراز خود عزم وطن نمی‌کند
ساقی سیم ساق من گر همه جور می‌دهد
کیست که تن چو جام می جمله دهن نمی‌کند


(اقتباس از محمدحسين قديري، صد هزاران دام و دانه است اي خدا: زهرها و پادزهرهاي اخلاقي و تربيتي در فضاي مجازي، ج1، ص156)


صد هزاران دام و دانه ست اي خدا[=Tahoma][=tahoma][=&amp]
[/]
[/]
[/]

[=&amp]([/][=&amp] زهرها و پادزهرها ي اخلاقي و تربيتي در [/][=&amp]فضاي مجازي[/][=&amp] )
[/]


:Lflasher:[=&amp]مطالعه آنلاین کتاب[/]:Rflasher:


رهایی از اعتیاد سایبری

او گفت: هزار و يك روش دارد. چون وقت نيست من هزار تا اول را در يك دقيقه مي گويم.
همه با تعجب گفتند: هزار تا روش در يك دقيقه؟!!
گفت: بله.
گفتند: بفرماييد بيان كنيد!!
گفت: و اما روش هزارم توجه به قدرت اراده.
همه با تعجب گفتند: چرا يك دفعه رفتيد شماره هزار؟!
گفت: براي اين كه اين تكنيك اندازه هزار روش ارزش دارد.


*****
كو شيطان؟!
نماز كه تمام شد همراه آيت الله بهجت به سمت منزلشان حركت كرديم. يكي از بين جمع نزد ايشان آمد و با اصرار می گفت كه من می‌خواهم آدم بشوم، ولی نمی‌شود.
آقا فرمودند: چه کسی نمی گذارد؟!
گفت: شیطان.
استاد ناگهان با تغیّر به سوی او روی گردانیده و فرمودند: كو؟ کجاست؟
او با تعجب اين طرف و آن طرف نگاه كرد و گفت: کی؟
ایشان گفتند: شیطان کو؟! تا دستش را بشكنم، كوش؟
سپس گفتند: شیطان كاری ازش می‌آید؟!! خودت نمی‌خواهی، خودت را درست كن!


(اقتباس از محمدحسين قديري، صد هزاران دام و دانه است اي خدا: زهرها و پادزهرهاي اخلاقي و تربيتي در فضاي مجازي، ج1 و2.)


تلگرام و فرش های فرسوده

روزی مریدی نزد رهبر معبد رفت و به او گفت: من خیلی تنها هستم و احساس تنهايي مي كنم چون زنم به من توجه نمي كند؛ شبانه روز در كوچه پس كوچه هاي تلگرام و فضاي مجازي با دوستانش وب گردي و ول گردي مي كند. استاد مي بينم عزرائيل به سرعت به سويم مي آيد از بس فست فود خوردم. زنم آشپزي و خانه داري را فراموش كرده است هر موقع كارد به دستش مي گيرد دستش را مي برد چيزي نمانده از بي‌خوابي ديوانه شود. درست است كه «همسرم» است ولي انسان ديوانه هم سر نمي‌شناسد و مي‌ترسم سرم بر باد برود.


رئيس معبد سخت به حال نزار مرد زار زد و گفت چند نصيحت مي گويم بعد از ابلاغ سلام بنده به گوش همسرت برسان.:pir:


مريد يكايك پندها به زن گفت ولي نتيجه نداشت باز نزد استاد برگشت. استاد از زیر قالیچه ای که روی آن نشسته بود، اول سكه هاي تمام بهار آزاديش را بعد مابقي سكه هاي سه فصل ديگر زندگي خود را به او داد گفت: فرش هايت فرسوده است بهتر است شب عيدي تجديد فراش كني و شادي را با منزل آوري؟

مريد داشت پاشنه كفشش را بالا مي كشيد كه استاد با صداي ضعيف صدا زد شنيده ام فرش هاي كاشان و يزد و تبريز خوب هستند ولي من بودم فرش تبريز را مي گرفتم به خانه مي آيند و جلوه مي دهند.
:khaneh:

(محمدحسين قديري، شوخ طبعي هاي طلبگي، ج2، ص78.)


:khandeh:

:Nishkhand:اسکرین سیور
خوهر زاده ام تو خونه خوابیده بود داداشم از راه اومده میگه: خوابه؟
با شوخي میگم: پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!!!!:ghash:

:khandeh!:پماد سوختگی
رفتم خونه دوستم کامپیوترش خرابه. میگم پاوِرت سوخته کامل!
میگه یعنی یکی دیگه بگیرم ؟
به مزاح میگم: پَـــ نَ پَــــ سوختگیش جدی نیست پماد سوختگی بزنی خوب میشه:_loool:

:Nishkhand:مهارت زیاد
به حیف نون میگن: کامپیوتر بلدی؟
میگه: تا حدی.
میگن: بیا روشنش کن.
یه سوت میکشه و میگه: نه دیگه تا اون حد.:Lat:

:khandeh!:اخراجی ها
كلاس سخت افزار بودم. استاده گفت: اينو مي‌بينيد؟ به اين ميگن چاك رم,
يهو رفيقم احساساتي شد و داد زد: نوكرم
منم گفتم: فدايى دارى
جواب ادب و احترام ما حذف اون درس بود؟:crying:

:Nishkhand:عالم بی عمل
حيف نون تو فيس بوك به ديگران ‌گفته: استفاده از فیلتر شکن شرعا حرام است.
يكي در جوابش نوشته: ببينم عشقي، شما با قندشکن اومدید فیس بوک؟!:shad:


:kaf:





:sun:

خندیدن

موجب فراموشی مشکلات می شود.

چه انسان نیکوکاری ست آن کس که،


‌ فراموشی را به دیگران هدیه می‌ دهد...



22 فروردین روز ولادت@};- حضرت علی علیه السلام @};-بر شیعیان بخصوص بر مردان مبارک باد


روز تولد بزرگ مرد تاریخ بشریت ،
به عنوان
روز پدر و مرد، نام گذاری شده است،
@};-
امروز بر همه مردان خجسته باد@};-
:parvane:


در روز پدر به کعبه سر باید زد

بـر بام نجـف دوباره پر باید زد

در حسرت بوسه بر ضریـح مولا
صد بوسه به دستان پدر باید زد

:fireworks::fireworks::fireworks:



:khaneh::khaneh:

یه جوجه ای از یه جوجه ای خوشش اومد ازش قول گرفت كه وقتی بزرگ شد با او ازدواج کنه. جوجه هم قبول کرد. چند سال بعد به دیدنش رفت تا باهاش ازدواج کنه دید خروسه.


~:>=((~:>

از ماره هم مي‌پرسن: تا حالا عاشق شدي؟

ميگه: پدر عاشقی بسوزه كه 8 سال پای دختره همسايه نشستم، اما بعدش فهميدم شلنگه!:ghash:

نكته روان شناختي

به یاد ازدواج های اینترنتی افتادم که شش ماه از طریق فضای مجازی چت ارتباط برقرار می‌کنند گل میگن و گل می‌شنوند و تو افکار و رویاهاشون غوطه ور میشن بعد که وارد فضای حقیقی میشن و از نزدیک همدیگه رو می‌بینند...



تقوای مجازی

تقصیر خودم بود که با پای مجازی

یک روز شدم وارد دنیای مجازی


اول همه چی خوب و سرجای خودش بود
تا غرق شدم داخل دریای مجازی


کم کم که جلو رفتم و دیدم چه فضاییست
گویا شده بودم خود آقای مجازی


یک روز یکی برد مرا توی گروهش
پیوستم از آن روز به اعضای مجازی


تایید شد آنگاه صلاحیتم آن جا
طبق نظر مجلس شورای مجازی


دیدم همه هستند در آن جا قروقاطی
اصلا شده مانند اروپای مجازی


گفتم که چتِ با زن همسایه حرام است
گفتند مجاز است به فتوای مجازی


آن قدر صفا داشت که هر شب بکنی چت
با مژده و مژگان و پریسای مجازی


با دیدن یک عکس شدم عاشق فردی
که بود فقط داخل رویای مجازی


آدم شدم و رفتم از آن روز خصوصیش
گفتم که منم عاشق حوّای مجازی


آیا پدرت هست که یک روز بیایم
پیشش بکنم از تو تقاضای مجازی؟!


خوشحال شد و رفت و سر ثانیه برگشت
با جعبه ی شیرینی و بابای مجازی


آن روز، همان جا من و او عقد نمودیم
دادند به ما پول و هدایای مجازی


فردای همان روز که رفتم به سراغش
دیدم که طرف هست هیولای مجازی


گفتم تو مگر صاحب آن عکس نبودی
آن دختر خوش چهره و زیبای مجازی


خندید و به من گفت که آن عکس خودم نیست
برداشتم از توی فضاهای مجازی


جای لب و ابرو و رخ دخترک ناز
دیدم شده ام خام به لالای مجازی


حیف است بیایید جوانان وطن را
دعوت بنماییم به تقوای مجازی ...




شکسِ پیر و شکسِ جوان ;))

مادري از دختري خوشش آمد و براي پسرش پيامك داد كه اگر اجازه دهي برات خواستگاري كنم.
پسر گفت: نه ماماجون اين دختر از نظر زيبايي چنگي به دلم نمي زند!
مامان ناراحت شد و نوشت: مگه مي خواي با پرنده يا حيوان ازدواج كنه كه چنگ بزنه؟!
بعد چندتا كتاب را ورق زود دوباره به پسرش پيامك داد: ببين پسر گلم، من خير تو رو مي خوام اتفاقا شكسپير ميگه محبت و مهرباني زن دل من را بيشتر از زيبايي اش مي برد؟
پسر جواب: داد خب شكسپير زمان پيريش اينو گفته. اون موقع كه «شكسجوان» بود هم اين طوري بود؟ :>
نه شكپير هم ابتدا از نظر زيبايي همسرش چشماش سير شده بود.



:Graphic (29):


نكته روان شناختي:

ازدواج بايد روش مند و هوش مند براساس معيار و تناسب ها باشد ولي به دل نشستن مانند بليط سينما است اگر به طرف به دلتان ننشست اولين دور برگردان دور بزنيد. ولي لازم نيست اين را به طرف بگوييد. هر راستي را نبايد گفت البته دروغ هم نبايد گفت.

محمدحسين قديري، شوخ طبعي هاي طلبگي، ج2، ص67.



:Graphic (8):

:Graphic (7):

خستم

زنگ خونه معتاده را زدند گفتند كسي خونه نيست. معتاده گفت: هشتم ولي خشتم.
منم يه معتاد اينترنتيم.
یه جوک خيلي خيلي خنده دار جديد خفن بلدم، ولی حال ندارم تايپ كنم.
خستم. می فهمی؟ خسته.
ولی تو بخند، به من اعتماد کن.
:d





اشتباه فاحش
پسرخالم آی پدشو گذاشته بود رو زمین، منم فکر کردم از این ترازو دیجیتالیاس رفتم روش وایسادم.
x_x
هیچی دیگه بیچاره کور شد از بس گریه کرد.
crying

ای بی انضباط
موس بلوتوثي خریدم مامانم میگه: هیچی نشده سیمشو کندی؟! از بس که بی انضباطی.

:|

خجالتی
امروز بابام ازم پرسید گوشیتو فارسی کردی؟ گفتم: نه نبردم فارسیش کنم چون باید Root بشه. گفت: خب بده یکی ببره که روش بشه!

@-)

نامزدی اینترنتی
شما آف شيد.... نه اول شما آف شيد … نه اول شما ..نه اول شما....

:x:">

:Graphic (15):

کی برده...:-/

ﺩﯾﺮﻭﺯ ﮐﯿﺒﻮﺭﺩﻣﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺗﻤﯿﺰﺵ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﯾﯿﻢ
ﺳﻪ ﺳﺎﻟﺸﻪ ﺍﻭﻣﺪ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺍﺯﻡ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﻪ : ﺍﯾ ﭼﯿﻪ ؟
ﻣﯽ ﮔﻢ : ﮐﯿﺒﻮﺭﺩﻩ
ﻣﯽ ﮔﻪ : ﻣﻦ ﻧﺒﺮﺩﻡ !:d
ﻣﯽ ﮔﻢ : ﮐﯿﺒﻮﺭﺩﻩ !
ﻣﯽ ﮔﻪ : ﻣﻦ ﻧﺒﺮﺩﻡ !!:d
ﻣﯽ ﮔﻢ :"ﮐﯿﺒﻮﺭﺩ"
ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﭘﺎ ﺷﺪ ﺭﻓﺖ ﭘﯿﺶ ﻣﺎﻣﺎﻧﺶ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺨﺪﺍ ﻣﻦ ﻧﺒﺮﺩﻡ ...:d
ﯾﻌﻨﯽ ﮐﯿﺒﻮﺭﺩﻭ ﮐﻮﺑﻮﻧﺪﻡ ﺗﻮ ﺳﺮﻡ !
ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﺻﺪﺍﯼ ﭼﯽ ﺑﻮﺩ ؟
ﻣﯿﮕﻢ : ﮐﯿﺒﻮﺭﺩﻩ
ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﯿﮕﻪ : ﺑﺲ ﮐﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺑﮑﺶ ﻧﻪ ﺍﻭﻥ ﺑﭽﻪ ﺑﺮﺩﻩ ، ﻧﻪ ﻣﻦ ، ﻧﻪ ﮐﺲ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯼ ! ﺧﻮﺩﺕ ﮔﻤﺶ ﮐﺮﺩﯼ ! ﺗﻮ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺗﺎﻗﻪ ! ﭘﺎﺷﻮ ﺧﻮﺏ ﺑﮕﺮﺩ !!!~x(
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﯾﻪ ﺗﯿﻢ ﺗﺠﺴﺲ ﺣﺮﻓﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﻥ

ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ﻣﯿ ﮕﺮﺩﻥ:-"

:Graphic (6):

ده عامل نشاط بخش

امام صادق (عليه السلام): نشاط و شادي در ده چيز است:

قدم زدن، سواري،
در آب غوطه خوردن،
به سبزه نگريستن،
خوردن و آشاميدن،
به زن خوش سیما نگاه کردن (نگاه هاي مشروع: همسر و مادر و خواهر)،
آميزش جنسي،
مسواك زدن،

سر را با خطمي در حمام و جز آن شستن
و با مردمان هم سخن شدن؛

النُّشْرَه فِي عَشَرَه أَشْيَاءَ:

فِي الْمَشْيِ وَ الرُّكُوبِ وَ الِارْتِمَاسِ فِي الْمَاءِ وَ النَّظَرِ إِلَى الْخُضْرَه وَ الْأَكْلِ وَ الشُّرْبِ وَ النَّظَرِ إِلَى الْمَرْأَةِ الْحَسْنَاءِ و الْجِمَاعِ وَ السِّوَاكِ وَ غَسْلِ الرَّأْسِ بِالْخِطْمِيِّ فی الحمام ِوَ غیره وَ مُحَادَثَه الرِّجَالِ.[ محمد محمدي ري شهري، دانشنامه احاديث پزشكي، ج1، ص 98]

***********

براي مطالعه كتب زير به كتابخانه سايت دارالحديث رجوع كنيد.
1-هنر رضايت از زندگي، پسندیده عباس
2- جوان، شادي و رضايت از زندگي



دختر عفیف و کم رو
:khejalati:

يادش به خير قديما مي‌گفتن تره به تخمش مي‌ره حسني به باباش. ولي الان شايد تره به تخمش بره ولي خيلي ها رنگ و بويي از بابا و مامان نبرده اند:



شعر طنزی گفته‌ام خیلی قشنگ ** نقد کن اما بدون فحـش و جنـگ
دختری با مادرش در رختخـــواب** درد و دل می‌کرد با چشمی پر آب


گفت مادر! حالم اصلا خوب نیست** زندگی از بهر من مطلوب نیست
گو چه خاکی را بریزم بر سرم** روی دستت باد کــردم مادرم‼


سن من از 26 افزون شده** قلب من آتش گرفته خون شده
هیچ کس مجنون این لیلا نشد** شوهری از بهر من پیدا نشد


غم میان سینه شد انباشته*** بوی ترشی خانه را برداشته
مادرش چون حرف دختر را شنفت** خنده بر لب آمدش آهسته گفت:


دختـرم بخت تو هم وا می‌شود** غنچه ی عشقت شکوفا می شود
غصه ها را از وجودت دور کن** این همه شوهـر یکی را تور کن


گفت دختر: مادر محبوب من‼ ** ای رفیق مهـربان و خوب من
گفتـه ام با دوستـانم بارهـا ** من بدم می آید از این کار ها


در خیابان یا میان کــوچه ها ** سر به زیرم با وقارم هر کجا
کی نگاهی می‌کنم بر یک پسر ** مغز یابو خورده ام یا مغز خر؟؟


غیر از آن روزی که گشتم همسفر ** با سعید و یاسر و داود خطـر
با سه تاشون رفته بودیم سینما ** بگـذریم از باقی این ماجـرا


یک سری هم صحبت یاسر شدم** او خرم کرد آخرش عاشق شدم
یک دو ماهی یار من بود و پرید** قلب من از عشق او خیری ندید


مصطفای حاج قلی اصغر شله ** یه زمانی عاشق من شد بله
بعد هومن یار من فرهــاد بود ** البته وسواسی و حساس بود‼


بعداز این وسواسی پر ادعا ** شد رفیقم خان داداش المیرا
بعد اون من عاشق مانی شدم ** بعد مانی عاشق هانی شدم


بعد هانی عاشق نادر شـــدم ** بعد نادر عاشق ناصــر شدم
مادرش آمــــد میان حــرف او ** گفت: ساکت شو دیگه بی چشم و رو!


گرچه من هم در زمان دختری ** روز و شب بودم به فکر شوهری
لیک جز آنکه تو را باشــد پدر ** دل نمی‌دادم به هر کس این قدر


خاک عالم برسرت خیلی بدی ** واقعا که پوز مادر را زدی

:khandeh:


اخبار حاكي از اين است كه اين گروه از دختران در آخر به كوه پناه مي برند و به پژواك كوه دلخوش مي كنند جلوی کوه داد مي زنند: با من ازدواج می‌کنی؟
کوه هم پژواك مي كند: با من ازدواج می‌کنی؟
بعد آنها هم پاسخ مي دهند: البته كه ازدواج مي كنم.
:negah:


تذكر روان شناختي:‌

براساس تجارب مشاوره اي و دادگاهي پسران تمايل ندارند با دختراني كه اهل دوستي هستند ازدواج كنند و اگر هم ازدواج كنند در متن زندگي به هم بدبين هستند و معمولا زندگي آنها به شكشت منجر مي شود. در مشاوره ها زياد مي شنويم كه دختران مي‌گويند بعد از دو سال دوستي، پسر به من مي‌گويد ما به درد هم نمي‌خوريم يا خانواده من تو را نخواهند پذيرفت يا بهانه مي آورند كه من معتادم و يا سرطان دارم تا او را از سر خورد باز كنند.در يكي از تحقيقات گسترده امسال پسران الويت اولشان براي شريك زندگي، حيا و عفافش بوده است.


آفات دوستی

قلب پسرهاي بي قيد و هوسران مثل پارکينگي است که هيچ وقت تابلوي ظرفيت تکميل بر در آن ديده نمي‌شود و اما قلب دخترهاي كه به آن پسر صادقانه دل بسته اند مانند فرودگاهي است که مدت ماندن يک هواپيما در آن بستگي به برخاست اين هواپيما و فرود هواپيماي بعدي دارد.


*دوستي دختر و پسر برد و باخت ماديش يك به صد است. يعني كمي براي دختر لذت و تنوع داره ولي بقيه اش اضطراب است ولي براي پسر همه اش برد است چون خيلي راحت دختر را رها مي كنه و دنبال فرد ديگري مي رود. نو كه اومد به بازار كهنه ميشه دل آزار. تنها خداباوري و وجدان است كه مي تواند قلب مرد و زن را هماهنگ كند.


* مشاوره اي داشتم يك پسر شيرازي با 16-17 دختر و 4 تا زن شوهر دار دوست بود و به همه قول ازدواج داده بود. اين پسر بعد از چند هفته از ازدواجش مي گفت سر كردن با يك نفر يعني همسرم كشنده است ان هم براي يك عمر!!



ایمان گزینشی

قربون برم خدا رو یک بوم و دو هوا رو.


نمی دانم چرا برخی از مسلمانی فقط عاشق فریضه ازدواج موقت و ازدواج متعددند و دیگر عبادات را کشک هم به حساب نمی آورند؟!

اصلا ديگه كاري به اعلميت ندارند در به در دنبال اين مي گردند ببينيد كسي هست كه بگويد ازدواج موقت با دختر نيازي به اذن پدر نياز نداره.

ميگم مرجع شما ميگه اذن پدر به احتياط لازم واجب است.

ميگه مي گشتم يكي ميگه نيازي نيست.

میگم در احتياط لازم بايد برويد سراغ كسي كه بعد از مرجع شما رتبه علميش از همه بالاتر است.

ميگه من قانع نشدم.
ميگم من ميگم دو دو تا ميشه چهار تا حالا شما مي خواهي قانع نشي حرف ديگه اي اس. شما اگر بخواهي قلبت را عمل كنند و بهترين متخصص نباشد مي روي سراغ در دسترس ترين يا مي گرديد ببينيد بعد از آن متخصص حاذق چه كسي رتبه علمي اش بعد از اوست؟!!


|-)|-)|-)|-)|-)|-)


مردی سادات زیبا را می گرفتندی و بوسیدندی. بدو همی گفت این کار مر تو را سخت ناشایست است.
مرد سگرمه در هم کشید و گفت من برای جدشان همی این کار کردندی.
سیدی به غایت نازیبا و ژنده پوش یافتندی و گفتندی این هم یکی باشد از جمله سادات از بهر جدشان یا خدای با بوسه ای ملاطفت فرما
مرد اخمی کرد و و گفت: اصلا من ندانستمی که چرا باید هر کار سختی در عالم است بر دوش نحیف من باشد و همه ثواب های عالم را من ببرم.

تذكر:‌ داستان «شيب شهوت و چسب احساس» و داستان «الاغ لاغر مردني» را از كانال مؤلف ( زندگي آرام) بخوانيد.
https://t.me/zendegiearam110
(محمدحسین قدیری، شوخ طبعی های طلبگی، ص182).



عشق آتشین

فردي عاشق دختري بود و مي گفت در كره زمين يك نفر من را خوشبخت مي كند و تنها او است.

گوشش به حرف مشاور و والدين و...بدهكار نبود !!!

چند ماه بعد از ازدواج در دفترچه خاطراتش نوشت:

- زن تو زندگیت مثل ویروسه!!!


- اگه وارد زندگیت بشه:


- جیباتو Search می کنه!


- پولاتو Delete می کنه!


- خانوادتو Edit می کنه!


- ارتباط با دوستاتو Cut می کنه!


- دفترچه تلفن موبایلتو Scan می کنه!


- خوشیاتو Cancel می کنه!


- آخرش هم مخت Hang می کنه!!!



:Graphic (11)::Graphic (40):
:Graphic (11):

توکیوی ذهن من

حتی از توکیو و دهلی شلوغ تر است این ذهن!!! :d




نكته روان شناختي:
1- ذره بين وقتي قدرت اثرگذاري و سوزاندن دارد كه نور را متمركز مي‌كند. ذهني كه گرفتار هرزه گردي، وبگردي، ولگردي مي‌شود هرچيزي را مي‌بيند، هر چيزي مي‌شنوند، به هرچيزي فكر مي‌كند و خيال‌پردازي مي‌كند بدون شناخت دل به كسي مي‌بندد، «تمركز حواسي» نخواهد داشت به همين دليل مي‌بينيم كه حتي تيزهوش‌ترين دانشجويان وقتي در اين مرداب مي‌افتند ظرفت ذهن، جسمي، اجتماعي و معنوي آنان افت پيدا مي‌كند.


2- هنگام همسريابي چشمان باز باز، بعد از همسرگزيني چشمان نيمه باز. افرادي كه اهل ارتباط عشقي سايبري با نامحرم هستند گرفتار تنوع طلبي مي شوند و لذت پايدار زندگي زناشويي را از دست مي دهند.



خیانت همسر

مشاور: اگر شوهر شما اهل روابط نامشروع بود و نتوانستيد با امر به معروف غيرمستقيم و بعد مستقيم او را هدايت كنيد، اين جمله را زياد تكرار كنيد:
«با فکر کردن به هر حيواني ذهن خودم را باغ وحش نمي‌کنم!»


جهنمی یا بهشتی؟
يكي از علل خيانت همسران عدم تأييد همديگر، فقر روابط عاطفي و كلامي، تضعيف اقتدار مرد از سوي زن و تقويت اقتدار مرد از سوي نامحرم، عدم ارضاي نياز عاطفي زن از سوي شوهر و ارضاي نياز عاطفي زن از سوي نام محرم است. تلگرام و شبكه هاي مجازي اگر هدفمند و در زمان معين استفاده نشوند مشكلات زناشويي و خانوادگي به بار مي آورند. فردی از پروردگار در خواست کرد تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد خداوند پذیرفت او را وارد اتاقی نمود که جمعی از مردم در اطراف دیگ بزرگ غذا نشسته بودند همه گرسنه ناامید و در عذاب بودند هر کدام قاشقی داشت که به دیگ می رسید، ولی دسته قاشق‌ها بلندتر از بازوی آنها بود به طوری که نمی توانستند قاشق را به دهانشان برسانند عذاب آنها وحشتناک بود !
آنگاه خداوند گفت: اکنون بهشت را به تو نشان می‌دهم و او به اتاق دیگری که درست مانند اولی بود وارد شد دیگ غذا ... جمعی از مردم ... همان قاشق‌های دسته بلند ... ولی در آنجا همه شاد و سیر بودند آن مرد گفت: نمی‌فهمم!!!
چرا مردم اینجا شادند در حالی که در اتاق دیگر بد بختند؟ با آنکه همه چیزشان یکسان است؟
خداوند تبسمی کرد و گفت: خیلی ساده است در اینجا آنها یاد گرفته اند که یکدیگر را تغذیه کنند و هر کسی با قاشقش غذا در دهان دیگری می گذارد چون ایمان دارد که کسی هست که در دهانش غذایی بگذارد.


گربه وحشی و گرسنه شهوت

گفتم: کاري به شما ندارم که ميگي ماهواره را روي شبکه هاي ايراني تنظيم کرده ام، اما يک سؤال کلي مي‌پرسم: وقتي که کسي خونه نيست جوانان مجرد و مردان تنو طلب که ماهواره دارند هوس نمي‌کنند ديش را يه نيمه چرخي بدهند تا....؟


مكثي كرد و گفت: اگه انسان نجيب باشه نه.


خنديدم گفتم: د نشد كه بشدهاااا. اگه و مگه نداريم. سخن شما مثل اينه که بپرسم اگه موشي را جلوي گربه‌اي گرسنه رها کني آيا موش را مي‌گيره؟ شما هم در پاخ بگيد اگه گربه نجيب باشه نه؟ بابا، غريزه جنسي اکثر قريب به اتفاق مردان، گربة وحشي موش گيره. اگه خلوتي باشد. اين گربه گرسنه باشه و موشي در دسترس، خب حتما ميگردش ديگه. درسته؟


با شرم لبخندي زد و گفت: خب راستش حق با شماست، خيليا اينجا کم ميارن.

نكته روان شناختي
امروزه در اينترنت و ماهواره، صنعت سكس در كنار صنعت نفت منبع درآمدزايي است، ولي به قيمت اعتياد به پورنوگرافي، تجاوزهاي جنسي، خيانت همسران، رشد اختلالات جنسي ( ترنس سكچواليزم، هموسكچواليزم، مازخيسم، ساديسم، چشم چراني، عورت نمايي، یادگارخواهی همراه با مبدل پوشی، حيوان خواهي، مالش خواهي،) و تسريع و تقويت و تثبيت انحرافات جنسي (زودانزالي، واژينيسم، اعتياد جنسي، اعتياد به خودارضايي، اختلال‌های میل جنسی، اختلال‌های بیزاری جنسی، اختلال‌های انگیختگی جنسی، اختلال‌های ارگاسمی، اختلال‌های درد B104جنسی)، طلاق هاي عاطفي و پنهان، مشاجرات، تجاوز به كودكان. بد نيست بدانيد كه اين صنعت برپايه سياست‌هاي يهوديان در دنيا اداره مي‌شود.

حقه های سایبری

کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. بنابراين کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شدکه کلاه ها نیست. بالای سرش را نگاه کرد . تعدادی میمون را دید که کلاه را برداشته اند. فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کارراکردند. اوکلاه را ازسرش برداشت ودید که میمون ها هم از او تقلید کردند. به فکرش رسید که کلاه خود را روی زمین پرت کند.لذا این کار را کرد. میمون ها هم کلاه ها را پايين پرت کردند. او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد. سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد.پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش را تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند. یک روز که او از همان جنگلی گذشت در زیر درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد. او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت، میمون ها هم این کار را کردند. نهایتا کلاهش را روی زمین انداخت. ولی میمون‌ها این کار را نکردند. یکی از میمون ها از درخت پایین امد وکلاه را از سرش برداشت ودر گوشی محکمی به او زد و گفت: فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری.


:Graphic (7):


تذكرهاي روان شناختي
1-واقعا حيوانات نسبت به خطرها آگاه هشيار هستند كسي خم شود سنگي بردارد كلاغ با زيركي فرار مي‌كند. عاقل كسي است كه از تجارب تلخ و مثبت ديگران استفاده كند و ميان بر بزند نه اين كه مانند آنها را تكرار كند. اعتياد مطابق آمار، اینترنت حدود ده درصد از پایگاه های اینترنت مربوط به فساد اخلاقی و نود درصد مربوط به پایگاه های اطلاعاتی علمی است. اما متأسفانه نود درصد از جوانان گرفتار فساد اخلاقی می شوند. جوانان و حتي والدين زيادي معتاد و قربانی اینترنت شده اند و این در بسیاری از مواقع از اعتیاد به مواد مخدر خطرناک تر است. بیش از 50% تخت های بیمارستان های کانادا و آمریکا مختص به بیماران روانی است و بیش تر آنها افراد افسرده و معتادان به اینترنت هستند.
آيا پيشگيري بهتر از درمان نيست؟
آيا اين تجربه تلخ كشور كانادا را ما هم بايد تجربه كنيم؟
آيا والديني كه استفاده غيرهدفمند از اينترنت و شبكه هاي اجتماعي دارند مي توانند الگوي موفقي براي فرزندان خود باشند؟
آيا آسيب هاي تحصيلي، جنسي، ارتباط با نامحرم، سست شدن باورهاي ديني و فاصله گرفتن از والدين در كمين آنها نيست؟


2-با اين كه هر روز دادسراي جرايم رايانه اي و اينترنتي، پلیس فتا (پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات نیروی انتظامی جمهوری اسلامي ايران)، مشاوران درباره آسيب‌هاي فضاي مجازي سخن مي‌گويند و هشدارهايي مي‌دهند باز افراد زيادي درس نمي‌گيرند و همان آسيب‌ها تكرار مي‌شود.

(غلامعلی افروز، نقش رسانه ها در تربیت جوان، کانون گفتمان دینی، مركز مطالعات و پاسخ به شبهات حوزه علميه قم، ص10.)
(محمدحسين قديري، ماهنامه خانه خوبان، 1395.
نيز رك: صدهزاران دام و دانه است اي خدا: زهرها و پادزهرهاي اخلاقي و تربيتي در فضاي مجازي، ج2، ص186.)

اعتیاد سایبری

زندگی ما شده خاله بازی
گیر افتادیم تو دنیای مجازی


گیر افتادیم و خودمونو باختیم
چه دنیای عجیب غریبی ساختیم

کی واسه عشقش نامه می نویسه

چشم کی هر شب از جدایی خیسه

کی دیگه قبل خواب کتاب می خونه

بازم سوالم بی جواب می مونه

صبح تا غروب تو یوتویوب، توییتر

شب تا صبحم تُو چت روما شِر و ور

نمی شه فهمید دیگه کی با کیه

وقتی که فیس هممون بوکیه

چقد بگم دیگه منو تگ نکن؟

اخلاق من خوبه منو سگ نکن!

بعیده که بازم بیام تو والت

اما بجاش با سر میرم توالت!

میگی کاش این فاصله رو کم کنی

چقد می گیری منو لایکم کنی؟

میگم بذار ختم به خیرش کنم

یا بزنم عمتو شِیرش کنم!

پز میدی هی به تعداد فرندات

به فیل و اسبی که شدن کیش و مات

نوشتی ظرفیت تمومه مردم

دوستای نو بیان تو پیج بیستم

با عکس تابلوت که رو وال گذاشتی

دشمناتم میان برای آشتی

اگه بیان پای تورو ببوسن

بهتر از اینه که تو کف بپوسن

مرتیکه سن خر پیر و داره

پیام آی لاو یو واست می ذاره

شیطونه می گه با دوپا بپریم

دهن مهن یارو ...بگذریم!

بازار تو اگه زیادی داغه

از برکات عمل دماغه

با فتوشاپ میمونو داف می کنن

تک تک اندامتو صاف می کنن

می خوای حماقتو تمومش کنی

موی توی دماغتو مش کنی

قیافه رو خدا داده بمون پاش

هرجوری هستی باش ولی خودت باش

ما بازی خوردیمو اونا راضین

اونایی که شاهد این بازین

وقتی که کاری واسه ما نداشتن

هرچی بی کاره سر کار گذاشتن

منی که از من مجازی سیرم

کاش در دیوارمو گِل بگیرم

:Graphic (33)::Graphic (25):
:Graphic (25):

زندان ابد


زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست. دنبال او گشت. شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود، پیدا کرد. او در فکری عمیق فرو رفته بود. به دیوار زل زده بود. اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و فنجانی قهوه‌ می‌‌نوشید.

زن در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد پرسید: چی‌ شده عزیزم این موقع شب اینجا نشستی؟!
شوهرش از جا پريد و به خود آمد و گفت: هیچی‌ فقط اون وقت‌ها رو به یاد میارم؛ ۲۰ سال پیش که تازه همدیگر و ملاقات کرده بودیم، یادته؟!
زن که حسابی‌ تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد و گفت: آره یادمه!
شوهرش ادامه داد: یادته چه قدر عاشقانه با هم چت كرديم و فكر مي‌كرديم ليلي و مجنون حقيقي هستيم. يادته با هم قرار ملاقات تو خونه شما گذاشتيم و پدرت که فکر می‌کردیم مسافرته ما غافلگیر کرد؟!
زن در حالی‌ که روی صندلی‌ کنار شوهرش می‌نشست گفت: آره یادمه، انگار دیروز بود!
مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد: یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت: یا با دختر من ازدواج می‌کنی‌ یا ۲۰بيست سال می‌‌فرستمت زندان آب خنک بخوری؟
زن گفت: آره، عزیزم اون هم یادمه. یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و...!

مرد نتوانست جلوی گریه‌اش را بگیرد و گفت: اگه اون روز رفته بودم زندان، امروز آزاد می‌شدم.


:Graphic (26)::Graphic (53):



عشق آتشين
عشق هاي شيدايي قبل از ازدواج، به كشتي هاي زيباي كاردستي يا ماكت مي‌مانند. افراد با اين به روش به مقصد و مقصود نرسيده‌اند.
جالب است بدانيد كه وقتي به عنوان مشاور با اين افراد شيدا درباره ريسك بالايي اين ازدواج ها صحبت مي‌كنيم همگي يك حرف مي‌زنند: « نه از ما با بقيه خيلي فرق مي‌كند از ما عشق واقعي است.»


مکن کاری که بر پا سنگت آیو

جهان با این فراخی تنگت آیو

چو فردا نامه خوانان نامه خونند

تو وینی نامهٔ خود ننگت آیو


:Graphic (11):

یار دیجیتالی

زن شوهر كه در منزل وقت ندارند با همديگر گفتگو كنند. زن و شوهري در فضاي مجازي با هم اتفاقي روبه رو شدند مرد به او اين طوري ابراز عشق كرد::x


الا ای یار دیجیتالی من!
تو هستی باعث خوشحالی من


به قصد ساعد سیمین ساقی
به تو برخورد کردم اتفاقی


تو را در فیسبوکم اد نمودم
خودم را پیش پایت سد نمودم!


علاقه بین ما کم کم فرا شد
بساط لیلی و مجنون به پاشد


مرا کردی اسیر دام سایبر
برایم می‌کنی غش توی وایبر!


مرا هی می بری رویا سواری!
لب چشمه مرا جا می گذاری!


تلف شد عمر من، اما مجازی
هدر شد زندگی در شهر بازی!


زمانی عشق مجنون وایبری شد
که طعم بوسه هم استیکری شد!!


:Graphic (15):

هویت های ساختگی سایبری

هويت افراد در فضاي مجازي نامشخص است بنابراين دزد مي تواند خودش را عارف، پسر خودش را دختر، دختر خودش را پسر، زشت خودش را زيبا، بي دين خودش را ديندار، بيماري رواني خود را سالم، عليل خودش را ورزشكار حرفه اي، كم سواد خودش را نخبه، تنوع طلب خودش را عاشق سينه چاك يك نفر، و....جا بزند. متأسفانه وقتي ارتباط در فضاي مجازي ادامه پيدا كرد و خيالات به احساس رنگ آرماني زدند ما چيزي را كه هست و حقيقت دارد را نمي توانيم ببنيم، بلكه چيزي را مي بينيم كه مي‌خواهيم. دقت كنيد دقت كنيد دقت كنيد.
در مشاوره ها وقتي دو نفر به هم وابسته مي شوند مي بينيم كه شناختشان تعطيل مي‌شود كاري به آمار وحشتناك جدايي هايي كه براساس ازدواج هاي اينترنتي بوده ندارند و اين ارتباط را خاص و واقعي مي دانند. گاهي شدت وابستگي آن قدر بالا است كه دختري حاضر است برخلاف طبع زنانه اش زن دوم مردي يا همسر موقت جواني يا همسر پيرمردي شود و گوشش بدهكار هيچ كس نيست. و پل هاي ارتباطي با والدين خراب مي‌كند ولي وقتي وارد زندگي شده و باد احساس و هيجان كم شد و شناخت بيشتر شد و تفاوت ها خود را پر رنگ تر نشان دادند تازه به خود مي آيد كه چه كرده است. بنابراين جاي تعجب نيست.

در شعر زير پيرمردي با آي دي دروغ و نادرست بخواهد مخ دختري را بزند.
با دعوت یک عضو دلارای مجازی
من اَد شدم امسال به اعضای مجازی


هم “پیج” و “اکانتم” عملا ساختگی بود
هم عکس من از “فیک” ترین های مجازی


“پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد”
از بس که بلایند بلایای مجازی


اوقات خوش آن بود که با دانلود یک پارک
رفتیم به گلگشت و تماشای مجازی


چون پارک دانلود شده هم تحت نظر هست
ما مثل دو تا فرد مجزای مجازی


با فاصله از هم دم یک بوفه نشستیم
خوردیم دو تا ویفر و کوکای مجازی


یک دستفروش آمد و آهسته به ما گفت
دارم علف و شیشه اعلای مجازی


هرکس زده یک سر به فضا رفته و حالش
توپ است در آن گنبد مینای مجازی


گفتیم که ما نشئه یک بست مسیجیم
خوب است همین حالت زیبای مجازی


ویروس خزی آمد و در کار ارور زد
رفتم به کتک کاری و دعوای مجازی


البته بلا فاصله ویروس کشی شد
با سیلی و کف گرگی و تیپای مجازی


مامور یلی آمد و کت بسته مراد برد
با جرم ولنگاری و بلوای مجازی


در حبس، سه شب را به فلاکت گذراندم
پهلوی دو تا شبه هیولای مجازی


هم یار حقیقیم مرا لفت بفرمود
هم دلبر خوش قامت و رعنای مجازی


هیهات که فعال ترین عضو تلگرام
حالا شده این آدم تنهای مجازی


با پیج و اکانتی که معلق شده حتی
در وایبر و دور ترین جای مجازی

نکته روان شناختی در پست بعدی...

هویت های ساختگی

نكته روان شناختي
1-عشق سايبري: واقعيت اين است كه آمارهاي مشاوران و دادگاه ها نشان مي دهد كه: عشق‌هاي سايبري غالبا با چت و پيام شروع میشه با خيال‌پردازي رشد میکنه با تماس تلفني و خنده قوي مي شود با ملاقات و معاشقه به اوج مي رسد و با 110 تموم میشه!

من آنچه شرط بلاغ بگو گفتم

تو خواه نصيحت گير خواه ملال

ولي كسي هشدارهاي مشاوران را جدي نگيرد و از شكست ديگران و تجارب تلخ ديگران درس نگيرد به قول حافظ گرفتار ندامت و پشيماني خواهد شد: (مَن جَرَّبَ المُجَرَّب حَلَّت بِهِ النِّدامَه)


چندین چراغ دارد و بیراهه می‌رود
بگذار تا بیفتد و بیند سزای خوایش.


2- همسرگزيني سايبري: پيامبر فرمودند مؤمن زيرك و محتاط است. با توجه به ازدواج‌هاي ناموفق زياد و فريب‌ها، براي همسريابي اينترنتي فقط و فقط بايد سراع سايت‌هاي معتبري برويد كه از نظر حقوقي قابل پيگرد دارند. هرگز فريب اين را نخورد كه اول رابطه داشته باشيد تا شناخت‌تان كامل شود. براي كسي عكس نفرستيد. هميشه احتمال دهيد كه فرد مقابل ممكن است بر اثر اختلافي بخواهد از شما انتقام بگيريد. همان گونه اين موارد بسيار زياد بود است. اگر كسي پيشنهاد آشنايي داد سريع درخواست كنيد كه اين امر بايد با در جريان گذاشتن خانواده بايد دنبال شود. خيلي از افراد خام ابتدا ارتباطهاي مكرر دارند بعد كه به هم وابسته شدند ديگر دنبال تحقيق و شناخت بيشتر نيستند و به طور غيرمنطقي اصرار دارند كه بايد با طرف مقابل ازدواج كند. بسياري از پسران با دختران متعددي در ارتباط هستند و به همه قول ازدواج مي‌دهند وقتي بحث جدي شد به بهانه هاي مختلف مي گريزند اين جاست كه نقش اذن پدر در جلوگيري از فريب ها مشخص مي شود. اگر مزاحمت يا سوء استفاده اي بود باج ندهيد، از تهديدها نترسيد و به خواسته‌هاي تن ندهيد و حتما از دادسراي جرايم رايانه اي و پليس فتا كمك بگيريد.


3-معرفي كتاب: براي آشنايي بيشتر با آسيب هاي فضاي مجازي به كتاب «صد هزاران دام و دانه است اي خدا »در سايت انجمن گفتگوي ديني رجوع كنيد. ( محمدحسين قديري، ماهنامه خانه خوبان، 1395)

:Graphic (16):

رفیق شیر از روباه نمی ترسد:)>-

شير و خروسی با هم دوست بودند. روزي عزم سفر کردند. در بین راه شبي به محلی خوش آب و هوا رسیده و قصد استراحت داشتند. خروس براي خوابيدن بالای درخت کهنسالی رفته و به خواب رفت. شير پشت درخت خوابید. هنگام سحر خروس شروع به آواز خواندن كرد. در آن حوالی صدایش به روباهی رسید. روباه از طریق صدا خود را به پای درخت رسانید و از شوق گرفتن خروس، شير خفته را پای درخت را ندید. چون دسترسی به خروس را غیر ممکن دید، حیله آغاز کرد و به خروس گفت: اي مؤذن خوش صدا، از بالای درخت پائین بیا و اذان بگو تا با هم نماز جماعت بخوانیم.
خروس گفت: پيشنهاد خوبي است نزديك تر بيا تا با هم نماز بخوانيم.
چون روباه پای درخت رسید ناگهان با فریاد شير که به او حمله ور شده بود روبه‌رو شد و با سرعت پا به فرار گذاشت،
خروس فریاد زد: ای دوست پس كجا مي روي؟ بیا تا با هم نماز جماعت بخوانیم.
روباه در پاسخ گفت: می روم تجدید وضو کنم!!

نكته‌هاي روان‌شناختي
1- آمار وحشتناك طلاق: باتوجه به آمار وحشتناك طلاق هاي فيزيكي و عاطفي ازدواج هاي اينترنتي و مشاجرات، براي همسرگزيني بايد حساب شده، با احتياط، با مطالعه و كمك از تجارب والدين و مشاوران ازدواج اقدام كنيم وگرنه سرنوشت تلخي به احتمال قوي در انتظار ماست. با شير رفيق باشيد رفيق شير از روباره نمي ترسد
قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی


2- تافته جدابافته: بسياري از دختران و پسران با اين كه خود را تحصيل كرده و زرنگ در نظر مي گيرند گرفتار گزينش احساسي مي شوند و فكر مي كنند داستان آشنايي آنها يك امر استثنايي است و اين دو مي توانند همديگر را خوشبخت كنند چون دلشان به آنها دروغ نمي گويند. به ياد داشته باشيم ازدواج احساسي مانند ساختن برج روي رمل روان و زمين هاي زلزله خير است بنابراين هشيار باشيد تا تجارب تلخ ديگران را تجربه نكنيد با واقع بيني، هم انديشي با خانواده و مشاوران ازدواج و كتاب ها و نرم افزارهاي علمي مرتبط با ازدواج زندگي ضد زلزله بنا كنيم. چشم خود را در گزينش باز كنيم تا مثل افراد زيادي بعد از گناه و يا فريب خوردن و درمانده شدن ناداني و ندانم كاري خود را گردن خدا نيندازيم.


3- پدر به مثابه شير قوي: به دليل بسته بودن بافت‌ها در زندگي شهري روز به روز همسريابي (دائم يا موقت اينترنتي) بيشتر مي‌شود. اغلب سايت‌ها و كانال‌هايي كه در اين راستا به وجود آمده اند مطمئن نيستند. سودجويي، سوء استفاده جنسي و اخذي زياد است. والدين حكم شير در داستان بالا و حكم مهر استاندارد براي مشخص كردن خواستگار سالم از دغل هستند. خود را از آنها محروم نكنيد. در بسياري از مواقع وقتي پاي والدين به ميان مي آيد افرادي كه قصد ازدواج ندارند يا مي خواهند سوء استفاده كنند به فرار مي گذارند.

4- سايت هاي همسرگزيني معتبر: اگر به خاطر شرايط زندگي فردي يا اجتماعي ناچار شديد كه از سايت‌هاي همسريابي استفاده كنيد. حتما از سايت‌هاي معتبري كمك بگيريد كه زير نظر افراد معتير هستند و قابل بررسي و پيگردي حقوقي داشته باشند. ثبت نام در اين سايت ها با اشراف خانواده اين كار را انجام دهيد.

5- شناخت عميق منطقي: تجارب مشاوره‌اي مي‌گويد كه همسرگزيني متكي به گفتگوهاي دو نفره باشد قبل از رسيدن به شناخت همديگر، بهم وابسته مي‌شويد و اين يعني حركت كردند از لب پرتگاه در شب تاريك بدون چراغ. بنابراين از همان ابتدا بعد از معرفي، زمينه خواستگاري رسمي را فراهم اوريد و حتما براي شناخت عميق( نه سطحي) همديگر از كانال‌هاي متعدد مانند گفتگوهاي دونفره، گفتگو با اعضاي خانواده، گفتگو با عروس و داماد خانواده، تحقيق از همسايه‌ها و همكاران، كمك گرفتن از مشاوران ازدواج.

6- گزارش دهي: بعد از گفتگوهاي دو نفره حتما گزارشي از توافقات و شروط خود به خانواده ها بدهيد تا با توجه به اين شرايط با هم انديشي براي اين ارتباط تصميم بگيرند.


7- خروس زيرك باش: جوانان زيادي اصرار دارند كه ابتدا با هم گفتگو كنند عكس هاي همديگر را ببينند. اگر به توافق رسيدند والدين را از اين ارتباط آگاه كنند. متأسفانه
الف) در موارد بسيار زيادي دختران اسير پسران تنوع طلب مي‌شوند پسراني كه با دختران متعددي راحت رابطه برقرار مي كنند و قول ازدواج مي دهند. (دشمن دوست نما را، نتوان كرد علاج// شاخه را مرغ چه داند كه قفس خواهد شد؟)


ب) در بسيار از موارد هم دختر و پسر به هم وابسته مي شوند و گزينش آنها بدون تحليل منطقي و واقع بيني و براساس احساس است.


ج) موارد خيلي زياد هم پيش مي آيد كه دختر و پسر به اميد اين كه شرايط فراهم شود با هم گفتگوهاي متعدد و طولاني دارند و حتي خود را در عالم خيال زن و شوهر فرض مي كنند. محل زندگي خود را مشخص مي كنند حتي براي تعداد فرزند به توافق مي رسند، ولي وقتي داستان آشنايي همديگر را با خانواده بيان مي‌كنند خانواده ها به هيچ وجه با اين ازدواج موافقت نمي‌كنند. داستان شب تار جدايي را از كانال زندگي آرام ( @zendegiearam110) بخوانيد.


8- امتيازي كه گرز خواهد شد: دختري كه پدر و مادرش را غريبه مي داند و مدت زيادي با پسري بيگانه اي گفتگو مي كند ممكن است ابتدا از نظر آن پسر نمره مثبت بگيرد ولي بعدا همين اتو مي شود كه تو به نزديك ترين افراد زندگي ات را نامحرم دانستي و به من غريبه اعتماد كردي از كجا معلوم فردا اسرار زندگي را از من هم مخفي نكني؟ به ديگري اين طرح آشنايي نبندي؟


(محمدحسين قديري، ماهنامه خانه خوبان، 1395. محمدحسين قديري، صدهزاران دام و دانه است اي خدا: زهرها و پادزهرهاي فضاي مجازي، ج2، ص189.)

:ghalb::del:


تبسُّم در تبسُّم در تبسُّم
زمین چیده ست از ما تا به انجم

تمام کهکشان در رقص و آواز
و هر هفت آسمان گم در ترنم

:fireworks:

:sun:


تبسُّم در تبسُّم در تبسُّم
زمین چیده ست از ما تا به انجم
تمام کهکشان در رقص و آواز
و هر هفت آسمان گم در ترنم
*****
چراغانی ست امشب پلک زهرا
شعف می بارد از هر کلک زهرا
از این که آخرین شرق تبسم
تجلی می کند از سلک زهرا

*****
ولی عصر یا مولا کجایی ؟
امید مادرت زهرا کجایی ؟
کجایی ای ادامه اشک زینب ؟
هلا خون خواه عاشورا کجایی ؟

******
همه آیینه ها گم در پی توست
همه آیینه گم از هَی توست
من وما ، کعبه و بلخ و ارز گان
جلا جوش از می و مای و نی توست

******
و زهرا مادرت اسپند در دست
درفش زخمی فرزند در دست
سر کوچه دو عالم ایستاده ست
نبات و نُقل با لبخند در دست

:del:
:badkonaka:

ابلهان سایبری

از نظر روان شناختي سكوت، مقابله به مثل نكردن و توضيح و پاسخ ندادن به مزاحمان اينترنتي و تلفني دقيق ترين تكنيك روان شناختي براي رويارويي با آنها است. اين با مثل «جواب ابلهان خاموشي است» همخواني دارد. اگر دهن به دهن شويم و« قانون سكوت زحمت شكن» را رعايت نكنيم منتظر ادامه مزاحمت ها باشيم چون «ديوانه چون ديوانه ببيند خوشش آيد.»


مردي به زن و دخترش گفت: هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدین جيغ نكشين سرش، فورا هم با دمپایی نکوبين رو سرش…بی توجه از بغلش رد شين این کار از صدتا فحش براش بدتره.:khaneh:

:Graphic (4):

:Graphic (4)::Graphic (4):

:_loool:

عقل های آک بند


به مناسبت جشن و عيدي استادي نشسته بودندي و مردم و مريدان به گردش پروانه وار حلقت ارادت همي زده بودندي.
استاد نگاه نافذي به مريدان كردندي و گفتندي: اگر گفتيد براي چه من قش قش دارم همي مي خندم؟:ghash:
مردم و مريدان با تعجب سرها خاراندندي و عقلشان به جاي قد نداد لذا گفتندي يك صدا: چرا، يا استاد؟!:Gig:
استاد سري از روي تأسف به چپ و راست و بعد پايين و بالا تكان دادندي و گفتندي: آي آدماي عاقل، اگه چشم نداريد. گوش كه داريد؟ من اصلا كي خنديدمي؟
شاگردان كه مشغول خنديدن بودندي دهان خود به زور گل گرفتندي و سكوت فلسفي اختيار كردندي:moteajeb:
استاد چند قدمي بسان مشي فلاسفه مشائين زدند و بعد بلند بلند قش قش كنان و هرهر كركر كنان خنديدندي و گفتندي: حال اگر گفتندي چرا من همي خنديدمي؟:shad:
شاگردان اين بار همگي خواستند مچ استاد را باز كنند سراغ او رفتند و دست استاد را به زور همي مي كشيدندي. استاد آنها را دور كردندي و گفتندي شما را چه مي شود ترسانديد مرا.:ajab:
شاگردان گفتند از همين جا مچتان را همي كنيم و پاسخ سؤالتان همي گوييم: استاد، شما اصلا نخنديدندي؟:no:
استاد باز سرش را بدال منول تكان دادندي و گفتندي: خدايا من چه كنم از دست اين شاگردان عقل نما!:ghati:
زيرك ترين شاگردان گفت: استاد بگو بگو بگو چرا خنديدندي؟
استاد با محبت به او همي نگاه كرد و گفتتدي: حال كه تو اصرار داري. فقط دم گوش تو مي گويم. گوشت را بياور نزديك.:doosti:
شاگرد جلو همي رفت. استاد شروع كرد بلند بلند صبحت كردن. شاگرد چهره در هم كشيدندي و گفتندي: منو خيط مي فرماييد استاد؟!:gholdor:
استاد خنديد و گفت: نه، من به تو همي گفتمي گوشت را بياور جلو، تو ولي كل هيكلت را جلو آوردندي. چنين نيست شاگردان دلبندم؟:Nishkhand:
شاگردان همگي گفته استاد تصديق كردندي. بعد استاد گفت: خنده بدون دليل نشانه ...
همگي گفتند: ناداني است. :_loool:
استاد گفت: آفرين. خنده دوم من به اين خاطر بودندي كه آدمي زاده خودش را زبل خان، زنگ باشي و باهوش مي‌دانندي و اگر كسي آنها را نادان خطاب كند سرش در خطر بودندي.
بعد به شاگردان نگاه همي كرد و گفتندي: درست است. اي شاگردان داناي من؟:pir:
همگي با فخر و مباهات گفتندي:‌ صد البت.:ok:

استاد كه با عاقل خواندن مردم و مريدان جان عزيز خود از خطر برهانيده بودندي گفتندي: خنده من از اين استندي كه كمتر ديده شدندي كه مردم براي امر خطير ازدواج «كارخانه عقل» را به كار اندازندي، «زباله هاي تشريفات» و «آشغال تكلفات» و «بازيافت خرافات» را در كيسه كردندي و با مهر استاندار منطق، همسرش را برگزينندي، و خطرهاي ازدواج اينترنتي و اونترنتي از خود دور كردندي. وگرنه اين آمار طلاق پيدا و پنهان و مشاجرات خانوادگي چنين وحشتناك نبودندي. و العجب، اين كه ما چشم و گوش و هوش داريم و از حال زار زلزله زدگان صد ريشتري ازدواج عبرت همي نمي گيريم و بنيان خانه و خانواده بر پي و فنداسيون تدبير بنا همي نمي‌كنيم!!


شاگرد باهوش گفت: استاد شايد مردم مي ترسند اگر از عقلشان در همسرگزيني اينترنتي و اونترنتي استفاده كردندي آن ته كشيدندي چون منابع ملي انرژي و در فتنه مشاجرات نتوانستندي از آن براي كلك و فريب و دور زدن همسر همي كمك بگيرندي.

شاگرد مثبت انديشي گفت: استاد بهتر نيست ما مثبت نگر و به مردم خوش بين؟ بد است امانت داريم و عقلمان را آكبند همي نگه مي داريم؟ بد است امانت داري مي كنيم و امانت عقل را بدون استفاده دست نخورده به خداي خود تحويل همي مي دهيم؟
استاد قش قش قش بخنديدندي تا حدي كه نفس كم آوردندي و بعد كه سر حال آمدندي از شدت گرما گريبان چاك زدندي و گفتندي: شما هوشتون خوبه، ولي كمي ذهنتون كوره.:_loool:


(محمدحسين قديري، ماهنامه خانه خوبان، 1395.)


:Graphic (6):

اهل زندگی

از كجا بفهميم براي ازدواج چه كسي مناسب است؟
همین که پسر و يا دختر گوشی هوشمند نداشته باشن؛ به احتما خيلي قوي زن و يا مرد زندگین!!!:p
اگر مي خواين ببينين پسر يا دختري اعتياد سفيد ندارن و اهل زندگين اونا را ببرين مسافرت و اجازه ارتباط با اينترنت را ازشون بگيرين:
اگه ديدين چرت مي زنن،
خودشونو مي‌خارانن،
خميازه مي‌كشن، احساس كوفتگي عضلاني دارن،
تو خواب حرف مي زنن،
انگشتاشونو مثل افراد رعشه اي حركت ميدن

به درد زندگي نمي خورن [-x ولي ببريد بستريشون كنين تا ترك كنن خيلي ثواب داره هااا!;)

:Graphic (13)::Graphic (12):
:Graphic (12):


دوستی اینترنتی

دفترچه خاطرات يك دختر در روز آشنايي:
دوست داشتن را آن رفیق مجازی به من آموخت. او که نه با رنگ صدایم آشناست. نه برق نگاهم. و نه گرمی دستانم. بی هیچ چشمداشتی احوالم را می‌پرسد. و به انتظار سلام دوباره ام می‌نشیند. تا خلوت این دل زنگار گرفته را با کلمات پر محبتش بشکند. او همان است که صدایش با دل خاموشم هم آهنگ است. دوستش دارم به اندازه ذره ذره تنهایم و نهایت احساس خشکیده ام. او همان است که به دل ساده ام فهماند دوست داشتن چقدر زیباست!!!!

سه ماه بعد:
گاهی پای کسی می مانی …که نه دیدیش …نه می شناسیش. فقط حسش کرده ای …!تجمسش کرده ای؛
پشت هاله ای از …نوشته های مجازی …!روی پیج مجازی اش …!!!که هر روز می خوانی و …در جوابش می گویی
دوستت دارم دوست مجازی من.

صفحه اخر دفتر چه خاطرات، روز جدايي:
پدر سوخته نامرد، مي گفت تو تنها عشقم مني. لامصب انگاري قلبش پاركينگ طبقاتي بود و ذهنش شلوغ تر از توكيو. من كه به زور راهمو پيدا كردم و فرار. وقتي به بابا و مامانم نگاه مي كنم شرم مي كنم. اين مردک بيگانه اي را محرم كردم و محارمي را بيگانه مي دانستم.





نكته اي عرفاني

گويند عده ای از جوانان خدمت حضرت علامه حسن زاده آملی (حفظه الله) رسیدند و از حضرتش خواستند که آن ها را نصیحتی بفرمایند.
علامه فرمودند: سعی کنید با نامحرم رابطه نداشته باشید چه زن باشد چه مرد!!
گفتند: آقا مگر مرد هم نامحرم می شود؟
علامه فرمودند: هر کس با خدا ارتباط ندارد نامحرم است.

موضوع قفل شده است