جمع بندی لعان برای نفی تعلق فرزند با وجود آزمایش dna دیگر کاربرد ندارد

تب‌های اولیه

7 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
لعان برای نفی تعلق فرزند با وجود آزمایش dna دیگر کاربرد ندارد

با سلام
همانطور که می‌دانیم لعان برای اثبات زنای زن دایمی یا نفی فرزند او توسط مرد(شوهر) به کار می رود
اطلاعات بیشتر در اینجا
http://www.wikifeqh.ir/%D9%84%D8%B9%D8%A7%D9%86

حال فرض کنیم مردی به دروغ فرزند خود را با انجام لعان تکذیب نماید و با انجام اینکار از قبول وظایف پدری شانه خالی کند
بهتر نبود که با این پیشرفت های علمی حکم لعان برای نفی فرزند در قانون منسوخ و به جای آن از آزمایشdnaاستفاده شود

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد عامل

[="Arial Black"][="Blue"][="3"]

بسم الله الرحمن الرحیم



با عرض سلام و احترام
مقدمتا باید عرض کرد که لعان و قسم در مجامع قضایی و اجرای احکام فقهی متاخر از دلیل و بینه هستند. بنابراین تا زمانی که دلیل معتبر در دسترس باشد، نباید سراغ قسم یا لعان رفت. در برخی روایات هم در ضمن بیان حجیت علم قاضی، به این تقدم و تاخر اشاره شده است. بطوری که بعضی از انبیاء گذشته از قضاوت بین مردم شانه خالی می‌کردند و عذر می‌آوردند که چگونه حکم کنیم در حالیکه از کیفیت قضیه و موضوع بی اطلاع هستیم و به آن علم نداریم؟ خداوند به آنها می‌فرماید: با استناد شهادت و بینه و اگر نبود به قسم دادن طرف مقابل قضاوت کنید.(1)
بنابراین حصول علم از راه معتبر، قاضی را ملزم به حکمِ مطابق با دلیل خواهد کرد. الا اینکه اعتبار دلایل پزشکی مانند آزمایش DNA و دیگر آزمایشات علمی باید ثابت شده و از طرفی پذیرش این دلایل علمی جدید با مبانی مرجع نیز سازگار باشد.
با توجه به مطالب گذشته، غالب مراجع در این زمینه قائل به اعتبار علم قاضی شده و فرموده اند:

نکته: وجود احکامی مانند قسم و لعان به عنوان حکم جایگزین برای زمانی است که بینه و دلیل قطعی در دسترس نباشد و به عبارتی این احکام در طول هم اند؛ بطوری که اگر دسترسی به مرتبه متقدم میسر نبود، سراغ مرحله دوم می رویم. بنابراین حتی در صورت حجیت آزمایشهایی مانند DNA و ... به عنوان یک حکم جایگزین معتبر خواهد بود.


[/HR]1. عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ: فِي كِتَابِ عَلِيٍّ ص أَنَّ نَبِيّاً مِنَ الْأَنْبِيَاءِ شَكَا إِلَى رَبِّهِ الْقَضَاءَ فَقَالَ كَيْفَ‏ أَقْضِي‏ بِمَا لَمْ‏ تَرَ عَيْنِي وَ لَمْ تَسْمَعْ أُذُنِي فَقَالَ اقْضِ بَيْنَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ وَ أَضِفْهُمْ إِلَى اسْمِي يَحْلِفُونَ بِهِ...(کلینی؛ الكافي؛ ج‏7 ؛ ص414)[/][/][/]

فرض کنید شوهری همسر خود را در حالت زنا دید
و به جای قتل زانی و زانیه(با حصول شرایطی)
با مراجعه به محکمه مراسم لعان صورت گرفت
حال شوهر منکر الحاق فرزند به خود است
در صورتی که زن در آن حال وسیله ی پوششی ای مثل ک ا ن د وم را استفاده و در واقع از همسرش حامله است
طبق مواد زیر از قانون مدنی

ماده ۸۸۲ - بعد از لعان، زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی‌برند و همچنین فرزندی که به سبب انکار او، لعان واقع شده، از پدر و پدر از او ارث نمی‌برد لیکن فرزند مزبور از مادر و خویشان مادری خود و همچنین مادر و خویشان مادری از او ارث می‌برند.
و
ماده ۸۸۳ - هر گاه پدر بعد از لعان رجوع کند پسر از او ارث می‌برد لیکن از ارحام پدر و همچنین پدر و ارحام پدری از پسر ارث نمی‌برند.

هیچ صحبتی از ارجعیت دلیل(آزمایشdna) بر لعان نشده است
یعنی نفی فرزند با لعان پدر قطعیست
@@
طور دیگر مطرح می کنم
@@
یعنی می فرمایید به فرض سوال اگر مرد به دروغ ادعا کرد زن خود را با مردی اجنبی در حال کشتی عاشقانه دیده و کاری در آن لحظه نکرده و درخواست لعان داده است
محکمه بعد از اجرای لعان ،تعلق فرزند به شوهر را مورد بررسی قرار می دهد و یا قبل از آن با کمک شواهد علمی تعلق فرزند را بررسی می کند
در حالی که چنین موردی را جایی نخوانده ام
لطفا منبع بدهید

یک سوال مرتبط دیگر
چرا در ازدواج موقت که در حال حاضر مذهب شیعه به آن معتقد است
براحتی مرد می تواند فرزند خود را نفی کند(مثلا به دروغ)
تکلیف بچه چیست

به طور کلی با دو قاعده ی لعان و فراش می ‌توان فرزند را نفی نمود
در باب قاعده ی فراش به این لینک
http://iran-newspaper.com/Newspaper/BlockPrint/82200
و این مواد قانون مذکور رجوع کنید
ماده 1158: طفل متولد در زمان زوجیت ملحق به شوهر است مشروط بر اینکه از تاریخ نزدیکی تا زمان تولد کمتر از 6 ماه و بیشتر از 10 ماه نگذشته باشد.
ماده 1161: در مورد مواد قبل هرگاه شوهر با صراحت یا به طور ضمنی اقرار به ابوت خود کرده باشد دعوی نفی ولد از او مسموع نخواهد شد.
ماده 1162: در مورد مواد قبل دعوی نفی ولد باید در مدتی که به عادت پس از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل برای امکان اقامه دعوی کافی است اقامه شود و در هر حال دعوی مزبور پس از انقضای دو ماه از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل مسموع نخواهد بود.

صحبت کلی این است با آزمایشdna ,لعان و فراش برای نفی فرزند منتفی است

[="Arial Black"][="Blue"][="3"]سلام

علی پارساپور(a.p);938333 نوشت:
در حالی که چنین موردی را جایی نخوانده ام

در مورد سوال شما که بنده از چند مرجع تقلید، نظراتی رو در پاسخ اصلی بیان کردم. غالب این بزرگواران حصول علم را بر اماره مقدم کرده بودند.
اما اینکه چه رابطه ای بین فقه و قانون قضائی هست و چرا در برخی موارد عینیت نیست را باید از کارشناسان فقهی و حقوقی سایت جویا شوید.
در مورد ازدواج موقت هم اولا مرد باید با علم به عدم الحاق فرزند، آنرا نفی کند. ثانیا اگر زن یقین داشته و دلیل علمی مانند dna داشته باشد، همان بحث حصول علم و تقدم آن بر اماره خواهد بود که گذشت.

[/][/][/]

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

علی پارساپور(a.p);936571 نوشت:
با سلام
همانطور که می‌دانیم لعان برای اثبات زنای زن دایمی یا نفی فرزند او توسط مرد(شوهر) به کار می رود
اطلاعات بیشتر در اینجا
http://www.wikifeqh.ir/%D9%84%D8%B9%D8%A7%D9%86

حال فرض کنیم مردی به دروغ فرزند خود را با انجام لعان تکذیب نماید و با انجام اینکار از قبول وظایف پدری شانه خالی کند
بهتر نبود که با این پیشرفت های علمی حکم لعان برای نفی فرزند در قانون منسوخ و به جای آن از آزمایشdnaاستفاده شود


سلام
تا وقتی این آزمایش به هر نحوی ممکن نباشد حکم لعان کارکرد ظاهری خودش را دارد
یا علیم[/][/][/]

[="Arial Black"][="Blue"][="3"]

بسم الله الرحمن الرحیم



سوال:
آیا با وجود آزمایش DNA احکامی مانند لعان(برای نفی فرزند)، کارایی خود را از دست نمی دهند؟

پاسخ:
مقدمه؛ لعان و قَسَم در مجامع قضایی و اجرای احکام فقهی، متاخر از دلیل و بینه هستند. بنابراین تا زمانی که دلیل معتبر در دسترس باشد، نباید سراغ قسم یا لعان رفت. در برخی روایات هم در ضمن بیان حجیت علم قاضی، به این تقدم و تاخر اشاره شده است. بطوری که بعضی از انبیاء گذشته از قضاوت بین مردم شانه خالی می‌کردند و عذر می‌آوردند که چگونه حکم کنیم در حالیکه از کیفیت قضیه و موضوع بی اطلاع هستیم و به آن علم نداریم؟ خداوند به آنها می‌فرماید: با استناد شهادت و بینه و اگر نبود به قسم دادن طرف مقابل قضاوت کنید.(1) بنابراین حصول علم از راه معتبر، قاضی را ملزم به حکمِ مطابق با دلیل خواهد کرد. البته اعتبار دلایل پزشکی مانند آزمایش DNA و دیگر آزمایشات علمی باید ثابت شده و از طرفی پذیرش این دلایل علمی جدید با مبانی مرجع نیز سازگار باشد.

با توجه به مقدمه پیشین، غالب مراجع در این زمینه قائل به اعتبار علمِ قاضی شده و حکمِ مطابق با علمْ را کافی و بلکه لازم دانسته اند. در ادامه به نظر برخی مراجع در مورد اعتبار آزمایشات ژنتیک اشاره خواهد شد.

  • حضرت آیت الله صافی گلپایگانی(مد ظله): نَسَب، به استناد آزمایش های مذکور ثابت نمی شود ولی اگر کسی شخصا علم به نَسَب پیدا کرد، خودش موظف به تاثیر آثار آنست و الله العالم.
  • حضرت آیت الله فاضل لنکرانی(ره): اگر برای قاضی علم حاصل شود که کودک برای فرد مورد نظر است، کودک به او ملحق می شود.
  • حضرت آیت الله سید عبد الکریم موسوی اردبیلی(ره): اگر آزمایشات به قدری دقیق باشد که برای نوع افرادِ کارشناس نیز سبب قطع و یقین جهت انتساب فرزند به شخصِ آن مرد باشد، جهت انتساب فرزند به او کافی است.
  • حضرت آیت الله نوری همدانی(مد ظله): اگر علم حاصل شود، می تواند حکم به وجود نسب کند.
  • مقام معظم رهبری(مد ظله): حجیت ندارد، مگر در صورت حصول یقین.

بنابراین احکامی مانند قسم و لعان به عنوان حکم جایگزین، برای زمانی است که بینه و دلیل قطعی در دسترس نباشد و به عبارتی این احکام در طول هم اند؛ بطوری که اگر دسترسی به مرتبه متقدم میسر نبود، نوبت به مرحله دوم می رسد. بدین ترتیب حتی در صورت حجیت آزمایشهایی مانند DNA و ... احکامی مانند لعان، به عنوان یک حکم جایگزین معتبر خواهند بود.


[/HR]1. عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ: فِي كِتَابِ عَلِيٍّ ص أَنَّ نَبِيّاً مِنَ الْأَنْبِيَاءِ شَكَا إِلَى رَبِّهِ الْقَضَاءَ فَقَالَ كَيْفَ‏ أَقْضِي‏ بِمَا لَمْ‏ تَرَ عَيْنِي وَ لَمْ تَسْمَعْ أُذُنِي فَقَالَ اقْضِ بَيْنَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ وَ أَضِفْهُمْ إِلَى اسْمِي يَحْلِفُونَ بِهِ...(کلینی؛ الكافي؛ ج‏7 ؛ ص414).
2.
http://vakilghasemian.blogfa.com/post-15.aspx

[/][/][/]
موضوع قفل شده است