كتاب بي خيال درماني: نمره كمال گرايي افراطي شما چنده؟ بيا رايگان بسنج خودتو

تب‌های اولیه

1665 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
كتاب بي خيال درماني: نمره كمال گرايي افراطي شما چنده؟ بيا رايگان بسنج خودتو

سلام بر شما
ان شاالله قصد دارم كتابي بسيار مفيد و كاربردي در اختيار شما قرار دهم
شما هم مي توانيد به مناسبت بحث سؤال يا نظرات خودتان را بنويسيد و مطرح كنيد.
از مولف هم تشكر مي كنم كه كتابشان را در اختيارمان قرار دادند


نام كتاب: بي خيال درماني
به كوشش: م ح قديري
نشر دانا كتاب
1391
carefree theraphy or inAttention theraphy
[=Tahoma]



[=&amp]By: Mohammad Hosein Ghadiri[/]

[/]

بي خيال درماني
(
نگاهي فقهي روان شناختي به وسواس )

شايد اين معادل خوبي باشد براي بي اعنتا درمانيcarefree theraphy يا inAttention theraphy
بي خيال درماني در اين تاپيك به معناي بي خيال شدن از درمان نيست
بي خيال شدن نسبت به برنامه ريزي نيست
بي خيال شدن به معني جدي نگرفتن مشكل نيست
بي خيال درماني يعني اعتنا نكردن به افكار وسواسي و ترتيب اثر ندادن است
بي خيال درماني نداي مراجع تقليد است كه به وسواس در وضو، تلفظ و غسل اعتنا نكنيد
بي اعتنايي و بي خيالي در اين تاپيك نيز براي افرادي است كه مشكل و بيماري وسواس دارند و اين يك هديه الهي و سهل گيري خداوند به بيماران است
و اگر اين بي اعتنايي از فرد غيربيمار سر بزند به معناي بي قيدي به امور شرعي و اخلاقي است كه گناه دارد و مذموم است براي او.


اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ:

مِـنْ عِلْـمٍ لاَيَنْفَعُ
وَمِنْ دُعَاءٍ لاَ يُسْمَعُ
وَمَنْ قَلْبٍ لاَ يَخْشَعُ
وَمِنْ نَفْسٍ لاَ تَشْبَعُ


به نام خدایی که جان آفرید

سخن گفتن اندر زبان آفرید



نه بر اوج ذاتش پرد مرغ وهم


نه در ذیل وصفش رسد دست فهم


فهرست

پیش­ گفتار5
داستان: اختاپوس وسواس... 12
تعامل روان­ شناس و مشاوره مذهبی (علم و دین)18

رفع و دفع چند فکر سمی.. 27
1. حلول شطان در فرد وسواسی وگناه نابخشودنی.. 27
2. گناه­کار بودن فرد وسواسی.. 28
3. سخت­ گیری دین و سخت نویسی مَراجع و سخت گویی مسأله گویان.. 29
4. بایدها و نبایدهای دینی، هستة وسواس... 31
5. درمان، مخالفِ توکل به خدا 34
6. دستور مراجع، زورگویی .............34
7. اختلاف نظر مَراجع، عامل وسواس
8- اعتيادآور بودن داروها

توصیه­ های روان ­شناختی به مشاوران مذهبی.. 38
1. رفتاری.. 38
2. شناختی.. 38
3. عاطفی و هيجاني.. 39
4. روش هاي اجتماعي
5.تصویرسازی ذهنی.. 45
الف: معشوق درمانی50
ب: عشقم می­کِشه، مگه فضولی؟54
ج: نوح درماني
هـ : خضردرماني
مفهوم و معیار وسواس وکثرالشک... 55
مقدار آب لازم برای غسل و وضو. 67

وظایف شرعی فرد وسواسی 73
وسواسی­ ها و مسؤلیت­ هاي ما 93
بی­ خیالی مُراجع و به عهده گرفتن مَراجع. 96
وسواس و مسائل جنسی.. 99

داستان آغوش خدا
تمثيل درماني
آيت الله العظمي مظاهري و راهکارهاي عملي درمان وسواس
شك مقدس

وسواس در باورهای دینی.. 113

تردید و تکرار اعمال و الفاظ.. 118
عبادت دل­چسب، دام شیطان.. 128
وسواس، گردوی بی­ مغز..... 135
متعارف مردم، مُهر استاندارد. 139
همزیستی بیمار با دیگران.. 146
بینش وسواسی(یقین، گمان، شک، وهم و خیال)150
نذر و قسم فرد وسواسی.. 159
ناتوانی در کنترل ادرار، مدفوع، باد معده، منی.. 162
درمان وسواس فکری و عملی(شناختی، رفتاری، عاطفی)170
احکام مورد نیاز روان ­شناس و روان ­پزشک... 197
پیشگیری.. 214
بخش اول: یادگیری فقه، نیت و..224
بخش دوم: کثیرالشک... 225
بخش سوم: متفرقه. 233
زندگی آسان در سایه اصول فقه(اصاله الطهاره، اصاله الحلیه و...)245
بذله و شوخی درمانی.. 249
قصه و تمثیل درمانی.. 241
اصطلاحات فقهی مورد نیاز277
نمودار: اذکار و اعمال دینی برای دفع و رفع وسوسه. 273
منابع برای مطالعه بیشتر. 284
فهرست منابع (دینی و روان­ شناختی)286




*************
پرسش و پاسخ
1 // 2 // 3 //4 ///5
///6 //7// 8 //9//10
/// 11 //12//13
كليپ هاي صوتي و تصويري
طنز: نماز سه سوته

شکرستان قسمت وسواس
ضررهای وسواس
وسواسی ها بدانند!
آیا بیماری وسواس درمانی دارد؟
غسل غیر قران از انصاریان
مقدمه ای بر وسواس و درمان آن
مرد بدجور وسواس
شهاب مرادی - آیینه خانه
حاج آقاي راستگو
طنز

////////////////
مقالات
وسواس در کودکان
علت مغزی و عصبی وسواس
وسواس؛ علل، علائم و درمان
علائم وسواس
درمان‌ وسواس
وسواس فکری و درمان آن
مقایسه دو شیوه شناخت درمانگری اسلامی و شناخت درمانگری سنّتی
وسواس : درس اخلاق
نکته ای پیرامون کثیر الشک و وسواسی-حضرت آیت الله مکارم شیرازی

////////////////////
راه مقابله با مشکلات جوانی از دیدگاه نهج البلاغه
وسواسی وحشتناک
http://www.askdin.com/thread43384.html

[HL]جلد اول كتاب بي خيال درماني( نگاهي فقهي روان شناختي به وسواس)pdf
[/HL]


استفاده از مطالب اين كتاب
با ذكر مـنبـع بلا اشـــكال و موجب امتنان اســـت


منابع براي مطالعه بيشتر(سخنراني و كتاب)



اول
دوم
سوم
چهارم
پنجم
ششم(رساله مراجع تقليد)

نمودار
1. نمودار: راه های مقابله با استرس از نظر اسلام
2. جدول سبک اسلامی مدیریت زندگی
3. نمودار: تقویت خودکنترلی و اراده
4. نمودار: فواید شکر گزاری
5. نمودار: تقویت اراده
6- چكاوك خيال

نمودار نشانه هاي وسواس
اختلال شخصيت وسواس

پوستر

*رمــــــــــــــــالی ( مســـــتند شـــــوک)*

رمالي (صوتي)

دانلود پاورپوينت(40 فكر سمي)
مقالاتي درباره صبر
رضايت از زندگي
در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي( متن کتاب)

جوان، هيجان و خويشتنداري(متن کتاب)
نام کتاب : وسواس، شناخت و راه های درمان
دانلود: روزه، باشگاه خودکنترلی ( مقاله علمی )


راهکارهای عملی درمان وسواس
دانلود کتاب نگاهي قرآني به فشار رواني

متن کتاب جوان و نیروی چهارم زندگی(دانلود)

رابطه تقوا و خویشتن داری کودکی

******
بازي خلاقيت

[HL]آفریدگارا![/HL] داستان بلند خدایی‏ ات را به گوش تأمل و بندگی‏ ام بخوان و قصه شیرین خلقت خلیفه الهی ‏ام را از زبان شیرین الهامت برایم بازگو تا بلندای کرامت و فضیلت انسانی ‏ام را در آئینه تعجب و حیرت ملائکه نگران از پرستش‌مان باز بینم؛ همان‏ هایی که از سر دلواپسی، سر بر آستان کبریائی ‏ات فرود آوردند و گفتند: آیا می‏ خواهی کسی را بیافرینی که در زمین خون‏ریزی می‏ کند و فساد؟ و در جوابشان گفتی: من از این بشر چیزهایی می‏ دانم که شما از آن بی خبرید. [HL]
بی نیازا!
[/HL]در رود رفتارم تنها آب خلوص جاری ساز و رشته دراز خواسته‏ هایم را به ریسمان محکم استجابت و مهر خود پیوند زن.
[HL]معبودا! [/HL]وقتی که طلوع خورشید را در سجاده تکوینی تابش می‏ بینم، زمانی که رکوع خورشید را در افق ستایش می‏ بینم و لحظه ‏ای که به سجده و افول خورشید می‏نگرم، از عبادت خود خجل می ‏گردم؛
[HL]پس ای مهربان![/HL] خورشید فطرتم را در قیام و قعود دائمی نمازت درآور که:
«خوشا آنان که اللّه یارشان بی»[1]


[/HR] [1] . محمدحسين قديري، ماهنامه ادبي اشارات، خرداد 1381، شماره 61.






هنگام تنگ دستی در عیش کوش و مستی

کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را


پیش ­گفتار
بی ­خیال­ درمانی، کتابی است که مشتمل بر تمثيل درماني، قصه درماني، هشدارهاي روان شناختي به كارشناسان مذهبي به خصوص كارشناسان احكام شرعي است بخشي از اين كتاب حاصل گردآوری احکام و استفتائات[1] روان­ شناختی در خصوص وسواسِ با موضوعات دینی است که از رساله ­های توضیح المسائل و استفتائات مراجع و استفتائات نگارنده از مراجع، تدوین شده­ است. بی ­خیال­ درمانی به معنی دعوت به لاابالی­ گری و بی­ قیدی متعارف مردم و مؤمنان نیست. بلکه تکنیک های درمانی است تا بیماران به یقین، شک، تخیل و اوهام که همه از خطاهای شناختی هستند، ترتیب اثر ندهند. بی­ خیال­ درمانی- بی ­اعتنایی نسبت به شک زیاد و وسوسه­ های عملی و فکری- برگرفته از نسخة پیشگیرانه و درمانگرانة امامان و مَراجع تقلید ­است. بی­خیالی یا به اصطلاح مَراجع تقلید، بی­ اعتنایی به شک و یقین، در کلِ کتاب همچون شعاری در ضمن روش ­های درمانی رفتاری، جسمی، شناختی و عاطفی و تجسمی و معنوی دیگر بیش از همه تکرار شده است. بنابراین شیوه­ های درمانگری دینی وسواس متعدد است، ولی بی­ خیالی ستون آنهاست چون بی­خیالی یکی از راه­های مهم کاهش اضطراب است که یاری می­ کند بیمار فرد راحت­ تر با مشاوران و روش ­های درمانی دینی و روان­ شناختی قرار می­گیرد. به این نسخه شفا بخش که توصیه یک مرجع دینی به فرد وسواسی است، دقت کنید:«در هر چيزي‌ كه‌ شما را رنج‌ مي‌دهد صد در صد بي‌اعتنا باشيد، ذکر «لا اله‌َ الاِّ الله» را زياد بگوييد، مخصوصاً در موقع‌ وسوسه‌، قطعاً خوب‌ مي‌شويد.»[2]
استاد فاطمی­ نیا تحلیل عرفانی زیبایی دارند، می­ فرمایند:
آیت الله بهاءالدینی توصیه می­ کردند اگر شیطان دعوت­تان کرد به کار وسواسی به او محل نگذارید: الشیطانُ اذا عُصِی لَم یَعُد؛ [HL]شیطان اگر نافرمانی شود می­ رود و برنمی ­گردد.[/HL] و این به خاطر است که ما در جدال با شیطان یک «برگ برنده» داریم و این که می­ دانیم شیطان متکبر است و بدترین ضربه ­ای که می­ توان به متکبر زد این است که او را تحویل نگیریم و به او محل نگذاریم.[3]

ادامه دارد...


[/HR] [1]. استفتاء یعنی سوال از فتوی و رأی مجتهد در مسائل شرعیه کردن.
[2] . حسین مظاهری، راهکارهای عملی درمان وسواس، ص88.

[3] . رک: سخنرانی ایشان درباره وسواس، موجود در بخش مشاوره سایت اسک دین دات کام.

شیطان حقیقت یا مجاز؟
از نظر نقلی(آیات و روایات، کتب ادیان مختلف)، شهود و مکاشفة عرفای برجسته و ادلة فلسفی که اختیار و اراده را برای انسان ثابت می­کنند، وجود شیطان و لشکرش، حقیقت و واقعیت دارد. متدینان نیز به این امر واقف­اند. امّا کشیک­مان باید هشیارانه و شبانه­روزی باشد. اشتغالات روزانه، مکر این راهزن از یاد نبرد. نباید محسوس نبودن شیطان و نیرنگ­هایش و عادت بصری و ذهنی ما به عینیات و محسوسات، سبب غفلت ما از او شود. وقتی شیطان حتی در فریب دادن انبیاء که معصوم هستند طمع دارد، ما باید فوق العاده بهوش باشیم ساده گرفتن شیطان همان و ضربه خوردن همان.

دانی که چه گفت زال با رستم گُرد ** دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد



دیدیم بسی که آبِ سرچشمه خرد ** چون بیشتـر آمـد شتـر و بـار ببرد[1]

می ­گویند: خیاط ماهری بود که با زیرکی دزدی می­ کرد و از پارچه ­های قیمتی کش می­رفت. فردی که ادعای زرنگی کرد گفت من مچ او را می­ گیرم گفتند کار تو نیست. بالاخره با غرور رفت. پارچه را به خیاط داد. پارچه بد جوری چشم خیاط را گرفت. هنگام اندازه گیری شروع کرد از این در و آن در سخن گفت و شوخی کرد و سخنان شيرین گفت. مشتری مغرور سرش گرم سخنان خیاط شد و می­خندید. وقتی که از خنده چشمانش پر اشک می­ شد و چشمانش کمی بسته می ­شد خیاط کار خودش را می­کرد. چون پارچه گران­قیمت و زیبا بود خیاط چندبار این کار را کرد. مشتری غافل هم که غرق در سخنان او شده بود درخواست سخنان نغز و شیرین بیشتری کرد. خیاط گفت تا طلوع صبح هم از این سخنان خنده­دار و جذاب دارم بگویم ولی می­ ترسم پیراهنت تنگ شود.




[/HR] [1] . گلستان سعدی، باب اول: در سیرت پادشاهان.

مخاطب این کتاب
ادعا نداریم که درمان بیماری بدخیم وسواس صرفاً با نكات روان شناختي، تمثيلات و احکام شرعی موجود در این کتاب، محقق می­شود، اما بر حسب تجربه مراجع دینی و خودم اذعان داریم که آگاهی نسبت به این احکام اثر پیشگیرانه قوی­ ای دارد و در درمان وسوسه ­هایی که هنوز جان نگرفته ­اند، نقش بالایی دارد. این کتاب برای عموم متدینان(به غیر از خود افراد وسواسی) نوشته شده­است، امّا برای کارشناسان احکام شرعی و روان­ شناسان و روان ­پزشکان کارایی ویژه دارد. در این کتاب توصیه ­هایی کاربردی در ابعاد رفتاری، شناختی، عاطفی، تصویرسازی ذهنی برای کارشناسان احکام شرعی بیان شده ­است که آگاهی از آنها و آگاه کردن مردم، نقش پیشگیرانة قوی­ ای نسبت به وسواس دارد و از جهتی، مباحث مقدماتی، بینش آنان را نسبت به بیماری ­اختلال اضطرابی وسواس- بی­ اختیاری (OCD)[1] و اختلال شخصیت وسواسی – بی­ اختیاری(OCPD)[2] بالاتر می ­برد. و با در نظر گرفتن بعد روان ­شناختی بیماری به پاسخگویی احکام شرعی می ­پردازند. [HL]در دسترس بود آراء مراجع مختلف کار پاسخگویی آنها و اطمینان­ سازی مخاطب وسواسي يا در معرض وسواس را راحت می­ کند.[/HL][HL]
[/HL]
[HL]


[/HR][/HL] [1] .Obsessive-Compulsive Disorder

[2] . Obsessive-Compulsive Personality Disorder

از سویی هم، بخشي از مخاطبان این کتاب مشاوران و روان­ پزشکانی هستند. آنها روزانه بیماران وسواسی زیادی مواجهه می­ شوند که[HL] موضوع وسواس ­شان دینی[/HL] است. استفادة این مختصص از احکام و استفتائات وسواس و تکنیک­ های شناختی، عاطفی، رفتار دینی که در ضمن آنها و کتب مربط به وسواس از نظر اسلام بیان شده است، در کنار درمان شناختی رفتاری (CBT)[1] مهم است چرا که اکنون ثابت شده که انسان منحصر در جسم مادی نیست و هر بعدش درمان متناسب با خود را می­ طلبد. آنها با بیان نظرات مراجع مختلف، برای افراد مذهبی­ ای که زمینه ابتلا را دارند، نقش پیشگیرانه دارد. این کتاب با تبیين وحیانی ماهیت وسوسه و بیان این که انسان ابعاد «زیستی»، «روانی»، «اجتماعی» و «معنوی» دارد و درمان وسواس نیاز به درمان التقاطی متناسب با ابعاد رشد دارد، از کارشناسان مذهبی و روان­شناس دعوت کرده است در کنار هم برای ارتقا سلامت روان تعامل داشته باشند. یک بخش از احکام به استفتائات روان­ شناسان و روان ­پزشکان اختصاص یافته است.


[/HR] [1] . درمان شناختی رفتاری Cognitive Behavior Therapy نوعی روان‌درمانی است که به بیماران کمک می‌کند تا به درک افکار و احساساتی که بر روی رفتارشان تأثیر می‌گذارد، نایل گردند. درمان شناختی رفتاری در حال حاضر برای درمان تعداد زیادی از اختلالات، از جمله هراس‌ها (فوبیا)، اعتیاد، افسردگی و اضطراب به کار گرفته می‌شود. درمان شناختی رفتاری عموماً کوتاه مدت است و بر کمک به بیماران در پرداختن به یک مشکل خاص تمرکز دارد. در خلال دوره درمان، فرد یاد می‌گیرد که چگونه الگوهای فکری مخرّب یا مزاحمی که دارای تأثیرات منفی بر روی رفتارش هستند راشناسایی کند و تغییر دهد.

توجه به مجموع روایات مربوط به شک و وسواس نشان می­ دهد، گاهی مراد از وسواس در آنها دقیقاً همان بیماری است که در مباحث روان­شناسی بالینی و روان­پزشکی از آن بحث می­شود؛ بنابراین باید در درمان این بیماری از رهنمون­ های وحیِ خطاناپذیر در کنار روش­ های علمی(روان درمانی و دارو درمانی) مدد بگیریم. تحقیقات زيادي ثابت کرده­ اند معنویت و مذهب از ابعاد رشد انسان در کنار ابعاد زیستی، ژنتیکی، اجتماعی، شناختی، عاطفی، رفتاری، تجسمی و احساسی هستند.[1] فرانکل می­ گوید انسان سه زیست جسمی، ذهنی(روانی) و روحی دارد.[2] همة ایـن ابـعاد با هم، تعامل و تأثیر متقابل دارند؛ مـوج مشکلات یک یا چند بعد، به ابعاد دیـگر هم کشیده­ می­ شود مثلاً کسی که به اعتقاد کارشناس مذهبی بعد معنویش، متأثر از وسوسة شیطانی شده ­است، بعد اجتماعی(روابط نیکو) هم خراب می­ شود. نیز در بعد شناختی دچار توهم و خطاهای شناختی می­ شود، و...


[/HR] [1] . رک: روان­ درمانی و معنویت، اثر ویلیام وست، ص 10. معنویت و سلامت روان، اثر گری هارتز، ص20. بعد روانی هم ابعاد شناختی، رفتاری، حرکتی، عاطفی دارد. نیز برای مطالعه بیشتر به بحث لایه های شخصیت در نظریه لازاروس رجوع کنید.

[2]. ویکتور فرانکل، پزشک و روح، ص 18.

با توجه به این که از یک سو، کارشناسان ادیان، برای وجود شیطان، لشکرش و اهداف تخریب گرش، دلیل محکم نقلی و فلسفی آورده­اند. و از سوی دیگر، انسان با همه ابعاد یادشده­ اش با هم یک ماهیت و حقیقت دارد. می­ توانیم راحت نقش شیطان را در انسان که ماهیتی ذو ابعاد متعامل بپذیریم و به عنوان عاملی در کنار عوامل ژنتیکی، یا محیطی و... در نظر بگیریم و در همه موارد نقش شیطان خناس را هم مؤثر بدانیم حتی جایی که بیماری وسواس جنبه ژنتیکی در مجموع خانواده دیده­ می­شود؛ چرا که شیطان قسم­ خورده که مسیر هدایت، همه فرزندان آدم؛ سیاه و سفید، عرب و عجم، سالم و بیمار، خرد و بزرگ، زن و مرد، را لغزنده کند و مانع رسیدن او به خدا شود، در این کارزار به اعتراف خودش، فقط زورش به بندگان خالص خداوند نمی­ رسد­؛"قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ إِلاَّ عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ[1]"؛ شیطان به خدا گفت: به عزت تو سوگند، همه آنها را گمراه خواهم کرد، مگر بندگان خاص تو از میان آنها.


[/HR] [1] . سوره ص، 82-83.

روشن است که هر چه انسان از سلامت جسمی، ذهنی و روحی برخوردار باشد، بهتر می­تواند در آیات خدا تدبر کند و راه و راهنماشناسان وحیانی را تشخیص بدهد و این چیزی است که شیطان از آن تنفر دارد. اگر چه وسواس در فقه و اخلاق، عقاید و روان­ شناسی تعاریف خاص خود را دارند ولی همان­گونه که در مقدمه بخش چهارم خواهیم گفت، وسواس از یک واقعیت مُشکک(دارای درجه و رتبه و شدت و ضعف) با علل مختلف حکایت دارند. همة انسان­ ها در طول عمر خود درجاتی از آن، ضعیف یا شدید، را تجربه می­کنند. امروزه، روان­ شناسان علمی و روان­ شناسان­ دینی، متناسب و متناظر با هر بعد از ابعاد رشد انسان، از روش­ها و تکنیک­ های روان­درمانی به شکل التقاطی استفاده می­کنند. به عنوان مثال، در خانواده­ هایی که وسواس به شکل ژنتیکی و مشکلات هورمونی وجود دارد، درمان دارویی پر رنگ­تر باید دنبال شود.

معنویت درمانی یا درمان با معنویت و مذهب در درمان تركيبي و التقاطی جای خود را دارند و با وجود روان­ درمانی­ های از آنها بی ­نیاز نیستیم، بنابراین به استفتائات و احکام وسواسی، نیاز داریم؛ چون اولاً حدود شرعی را مشخص می­ کنند که روش ­های علمی هم نباید از آنها عبور کنند چون دست روش ­های علمیِ متکی به حواس از فهم مسائل ماوراء طبیعت مانند جن و زندگی بعد از مرگ و... کوتاه است و وحی متکی به علم نامحدود خدا با احاطه بر عالم غیب و شهود، برای کل زندگی ما برنامه دارد. و ثانیاً در ضمن آنها، کارشناسان اسلام شناس، دستورهای شناختی، رفتاری و عاطفی دینی برای رویارویی با وسواس ارائه می­دهند. در کل باید بپذیریم که در مسأله وسواس با دو نوع عوامل سرو کار داریم:
[HL] الف) عوامل خاص یا متافیزیکی[/HL]( ابلیس و لشکریانش، نفس اماره)؛ [HL]
ب) عوامل عام یا فیزیکی[/HL](هورمون­ها، ژنتیک، نقص عضوی- عصبی، یادگیری مشاهده­ای، سبک تربیت، تقویت­ها و..).[1]
انسان( معصوم و غیر معصوم، زن یامرد، عرب یا عجم، پیر و جوان، سالم و بیمار) در معرض همجمه­ های وسوسه­ های شیطان است. وقتی شیطان با وسوسه ­هایش که به تعبیر قرآن از چهار سو به سمت ما می­آید[2] و طمع در به بیراهه کشیدن انبیایی چون حضرت آدم را دارد[HL] پس باید مسأله را جدی­ تر بگیریم.[/HL]


[1]. فراموشی علل مختلف طبیعی و متافیزیکی دارد: آیت الله جوادی در تفسیر تسنیم جلد سوم ذیل آیه 36 می­گوید: «قرآن كريم انساء و مسلط كردن فراموشى را كار شيطان می¬داند؛ زيرا اين گونه نيست كه همه اقسام فراموشى، لازمه طبيعت انسانى باشد و شيطان در برخى از آنها اصلا دخالتى نداشته باشد؛ زيرا مى­فرمايد: و ما اَنسانيه الا الشيطان اَن اذكرَه؛ چون گاهى با اين كه همه نيروهاى مغزى، سالم و با نشاط است و همه امور مادى، مورد يا آورى است، در عين حال معارف الهى كاملا از ذهن رخت بر مى­بندد. به هر حال، اين قسم از وسوسه، اولين و مهم­ترين راه نفوذ شيطان است.»

[2]. ثُمَّ لآتِیَنَّهُم مِّن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ: اعراف، 17.

اهمیت احکام وسواسی
چند امر اهمیت گردآوری احکام وسواسی را زیاد کرده بود؛ برخی افراد استعداد ابتلاء به وسواس با موضوعات مذهبی( [HL]تکرار، تردید، اجتناب از آلودگی، تقارن، افکار مزاحم و توهین آمیز به مقدسات و..[/HL]) دارند که مطالعه این کتاب نقش پیشگیرانه برایشان دارد. عدة زیادی تکلیف شرعی خود را از کارشناسان مذهبی جویا می­ شوند که طبیعی است کارشناس نسبت به همه مسائل و آراء مراجع حضور ذهن ندارد و این مجموعه کمک­شان خواهد بود. از سویی هم این کتاب، برای روان ­پزشکان و روان­ شناسان بالینی در کنار روش ­های درمانی دیگر مفید خواهد بود چرا که بعدی از وجود انسان به عنوان بعد معنوی پذیرفته شده است و متناسب با آن روش پیشگیری و درمانی نیاز داریم و در آخر این که روش­های روان­ شناختی مغایر با وحی با الگویی که این کتاب ارائه می­ دهد کنار زده می­ شوند. در این کتاب «عین عبارات مَراجع مختلف» آورده شده است که می­ تواند برای فرد شکاک اطمینان بخش باشد، این کتاب از مسائل و استفتائات از توضیح المسائل، استفتائات نگارنده از سایت برخی ازمراجع تقلید گردآوری شده است. روان درمانگر یا کارشناس احکام شرعی می­تواند متناسب با زمان و نوع وسواس [HL]«عین عبارت مَرجع تقلید را به مُراجع»[/HL] خود نشان دهد یا برایش بخواند، و یا کپی آن قسمت را در اختیارش قرار دهد. در این کتاب آراء مختلف مراجع جمع آوری شده است تا مطالعه آن جنبه پیشگیرانه قوی از وسواس داشته باشد ودر زمان لازم وسواسی را با آن مطمئن کنیم.

احکام خاص وسواسی
اگر با این کتاب بتوانیم به مردم و افراد وسواسی و شکاک بفهمانیم که آنها در موضوعات مورد ابتلای خود مانند مسافر، حائض، جنب، کهنسال، احکام خاص دارند، سهم زیادی در پیشگیری و درمان و بازآفرینی(سلامت روان) داشته ­ایم؛ همان‌گونه كه برخلاف عموم پیرکهن سالی که بیمار و ناتوان است نباید روزه بگیرید و یا مسافر باید نمازش را شکسته بخواند و...افراد وسواسي، نیز احكام خاص خود را دارد؛ همه مراجع در بحث احکام کثیرالشک به اتفاق می فرمایند: وسواسی و کثیرالشک باید بی­ خیال شک خود باشد و به آن اعتنا نکند، هرچند شکش در نمازهای دو یا سه­ رکعتی باشد که برای افراد متعارف این شک­ ها باطل کننده نماز اند. [HL]مراجع هم گفته ­اند حتّی یقین افراد وسواسی اعتباری ندارد چون وهم و تخیل است و وقتی یقین آنها اعتباری نداشته باشد، جایی برای توجه و اعتناء آنها به شک و ظن نم ی­ماند.[/HL][HL][1]


[/HR][/HL] [1] . حسین، مظاهری، راهکارهای عملی درمان وسواس، ص37.

[HL]تمثيل درمانگري[/HL]
همان ­گونه که فرد وسواسی اگر مسافر باشد نمی ­گوید نماز دو رکعتی به[HL] دلم نمی­ نشیند[/HL] یا اگر حائض باشد نمی­ گوید، الان که نماز نمی­ خوانم، احساس گناه دارم، باید به این بینش برسد که حکم شرعی آنها در برخی از موارد، متفاوت از متعارف مردم است و لازم است وظیفه خود را انجام دهند.
آنها باید به یاد داشته باشند آن جمله ­ای را که خداوند تبارک و تعالی به شیطان گفت. هنگامی که خداوند به او امر کرد که بر آدم سجده کن او نافرمانی کرد و به خدا گفت اجازه بدهید من سجده نکنم در عوض عبادتی خواهم کرد که همه انگشت به دهن بمانند و کسی تا قیامت آن چنان تو را پرستش نکرده باشد. خداوند به او گفت: عبادت چیزی است که من مشخص می کنم نه چیزی که تو می­ خواهی انجام دهی.

در یک تحلیل روان­ شناختی می ­توان گفت وسواسی­ ها تردید در طهارت و تکرار کردن عبادات را همچون سپری برای کاهش اضطراب خود گزینش می ­کند؛ بنابراین از شاهراه اخلاص و بندگی به جاده خاکی تمرد از دستور خدا می­ روند. [HL]اگر عبادات وسواس ­گونه امتیاز و کمال محسوب می­ شد، امامان، عارفان و مراجع، اعظم وسواسی­ ها بودند.[/HL] و اگر این امر سازمان روان و اراده آنان را به طور کامل به هم ریخت، بسیاری از بیماران در امور مالی مانند بدهی، خمس و حق الناس هم وسواس­ گونه رفتار می ­کردند، در حالی که این نوع بسیار به ندرت یافت می­ شوند.
کار وسواسی ­ها یادآور سه ضرب المثل زیر است:
«کاتولیک­ تر از پاپ»
و «کاسة از آش داغ ­تر» و
«شاه می ­بخشد، وزیر نمی ­بخشد».
وسواسی­ های متناسب با شرایط، فرهنگ، یادگیری، خاطرات گذشته و...سپرهای مختلفی(دینی، بهداشتی، متافیزیکی، خرافی و...)برای دفاع در برابر اضطراب­ شان انتخاب می ­کنند.
تذکر:
[HL]آیت الله مظاهری[/HL] تنها فقهیی هستند که کتابی مستقل در زمینه وسواس نوشته­اند عنوان وسواس و راهکارهای درمان است که مؤسسه فرهنگی مطالعاتی الزهرا آن را چاپ کرده­ اند. در قسمت دوم کتاب به 200 استفتاء در خصوص شک و وسواس پاسخ داده­اند. علاقه ­مندان و نیاز مندان می­توانند برای دانلود این کتاب و 5 سخنرانی در زمینه وسواس، به سایت ایشان رجوع کنند.
پیشنهاد و انتقاد
از شما خوانندگان و کارشناس محترم درخواست می ­کنم انتقاد و پیشنهادتان را به صورت پیام خصوصی برای من بفرستید

1391

پانزده ماه رمضان،

مصادف با میلاد امام حسن مجتبی
[HL]
[/HL]
[HL]

هیچ كُنجی بـی دد و بی دام نیست

جـز به خـلوتگاه حـق آرام نیست


[/HL]




[/HR] [1] . حوزوی و روان­ شناس بالینی.

[=Calibri][=Calibri][=B Lotus]




[=Calibri][=Calibri]1. [=B Lotus]معنی واژه ها و اصطلاحات فقهی[=B Lotus](مشاهده متن).
[=Calibri][=Calibri]2. واژه ها و اصطلاحات فقهى[=B Lotus](مشاهده متن)
[=Calibri][=Calibri]3. [=B Lotus]واژه‌ها و اصطلاحات فقهی[=B Lotus] (مشاهده متن).
[=Calibri][=Calibri]4. [=B Lotus]اصطلاحات فقهی[=B Lotus] (مشاهده متن فارسی) و[=B Lotus]المصطلحات الفقهية[=B Lotus] (مشاهده متن عربی).

[=Calibri][=Calibri]5. [=B Lotus]5 فايل صوتي دربارۀ وسواس از آيت‌الله مظاهري[=B Lotus](دانلود صوت).
[=Calibri][=Calibri]6. [=B Lotus]راهکارهای عملی درمان وسواس، آیت الله حسین مظاهری،[=B Lotus](دانلود کتاب).
[=Calibri][=Calibri]7. [=B Lotus] احكام پزشكان و بيماران از آیت‌الله فاضل لنكراني[=B Lotus]( مشاهده متن كتاب).
[=Times New Roman]8. [=B Lotus] رساله موبايلی و كامپيوتری مراجع(دانلود کتاب)[=B Lotus].
[=Times New Roman]9. [=B Lotus] کتاب احكام روابط زن و مرد[=B Lotus](دانلودکتاب).
[=Times New Roman]10. [=B Lotus]احکام خانواده در پرتو فقه اسلامى[=B Lotus](دانلود کتاب).
[=Times New Roman]11. [=B Lotus]استفتائات تربیتی - روان شناختي[=B Lotus](مشاهده متن کتاب).
[=Times New Roman]12. [=B Lotus] مشکلات جنسی جوانان[=B Lotus](دانلود کتاب).
[=Times New Roman]13. [=B Lotus] کتاب احکام پزشکی آیت الله مکارم شیرازی[=Times New Roman])[=B Lotus]دانلودکتاب).
14. [=B Lotus]مصطلحات فقهی به زبان ساده[=B Lotus]([=B Lotus]دانلود مقاله[=B Lotus]).
15. [=B Lotus]کتاب ارتباط با ارواح[=Times New Roman])[=B Lotus]دانلود کتاب).
16. [=B Lotus] سخنى درباره ازدواج موقّت[=B Lotus] از آیت الله مکارم[=B Lotus](دانلود مقاله).
17. [=B Lotus]احکام خانواده: مطابق با فتاوای حضرت امام خمینی (ره)([=B Lotus]مشاده متن کتا
18. [=B Lotus]رساله احکام پزشکی آیت الله مکارم[=B Lotus] (دانلود کتاب).
19. [=B Lotus]خود ارضایی و پیامدها و درمان[=B Lotus]( مقاله).
20. [=B Lotus]تقویت اراده از منظر دین و روان‌شناسی دکتر آقا تهرانی[=B Lotus] (مجموعه سخنرانی).
21. [=B Lotus]آرامش در قرآن، معمار منتظرین[=B Lotus] (دانلود مجموعه سخنرانی).
22. [=B Lotus]بررسی مساله ازدواج، معمار منتظرین[=B Lotus] (دانلود مجموعه سخنرانی).
23. [=B Lotus]آرشیو درس‌هایی از قرآن استاد قرائتی[=B Lotus](متن و دانلود صوت).
24. [=B Lotus]ازدواج و خانواده آیت الله مظاهری[=B Lotus]( سخنرانی [=Times New Roman]–[=B Lotus] دانلود).
25. [=B Lotus]موانع ازدواج آیت الله مظاهری[=B Lotus]( سخنرانی [=Times New Roman]–[=B Lotus] دانلود).
26. [=B Lotus]آيين همسردارى آيت الله ابراهيم امينی[=B Lotus](دانلود کتاب).

کتاب مشاوره زیر گنبد فیروزه­ای منتشر شد
خبرگزاری رسا ـ کتاب «مشاوره زیر گنبد فیروزه ای» به همت انتشارات مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی منتشر شد. به گزارش خبرگزاری رسا، کتاب «مشاوره زیر گنبد فیروزه ای» مجموعه از استفتائات فقهی در حوزه مشاوه روان­ درمانی اثر محمد حسین قدیری به همت انتشارات مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی قدس سره الشریف منتشر شده است. این اثر با که با همکاری حجت الاسلام سید محمد تقی علوی تدوین یافته به مباحث علمی مختلف مبتلا به در حوزه مشاوره و روان­ درمانی می­ پردازد که به صورت پرسش و پاسخ­های فقهی در این حوزه گردآوری شده است.«تفاوت روان­ درمانی و مشاوره»، «ازدواج ­های فامیلی»، «روان‌درمانی خانواده»، زمان استفاده از خانواده درمانی»، «آموزش عاطفی» و «انواع ارتباطات غیر کلامی» از بخش­های این کتاب است.کتاب «مشاوره زیر گنبد فیروزه­ای (1)» در 138 صفحه از سوی مؤسسه امام خمینی روانه بازار نشر شده است.

فهرست مطالب



مقدمه.

[HL]فصل اول: راهنمایی، مشاوره و روان‌درمانی

[/HL]

راهنمایی..

مشاوره

روان‌درمانی..

تفاوت روان‌درمانی و مشاوره

[=Calibri]تفاوت روان‌شناس و روان‌پزشک (اعصاب و روان)

سؤال متخصص.

سؤال مُراجع..

[HL]فصل دوم: بیماری‌های روانی

[/HL]

روان‌نژندی (نِوروز)

روان‌پریشی (سایکوز)

سؤال متخصص....

سؤال مُراجع..

[HL]فصل سوم: مشاورة ژنتیک

[/HL]

تعریف مشاورة ژنتیک....

خدمات مشاورة ژنتیک....

ازدواج‌های فامیلی..

علل اختلالات ژنتیکی..

سؤال متخصص....

سؤال مُراجع..

[HL]فصل چهارم: مشاورة ازدواج و خانواده‌درمانی

[/HL]

مشاورة ازدواج..

روان‌درمانی خانواده

خانواده‌های نیازمند به درمان..

زمان استفاده از خانواده‌درمانی..

انواع نظریه‌های خانواده‌درمانی..

اهداف خانواده‌درمانی..

زوج‌درمانی..

فرق زوج‌درمانی و خانواده‌درمانی..

طلاق‌درمانی‌..

ازدواج‌درمانی..

سؤال متخصص....

سؤال مُراجع..

[HL]فصل پنجم: فنون و شرایط مکانی مشاوره

[/HL]

رابطة حرفه‌ای..

انتقال.

آموزش عاطفی..

انواع انتقال.

تحلیل انتقال مثبت...

اظهار عشق و مسائل جنسی.

مهارت‌ها و فنون..

انواع ارتباطات غیرکلامی

گوش دادن فعال

احترام و پذیرش بدون قید‌و‌شرط..

رازداری..

اصالت یا همخوانی

محیط مشاوره

سؤال متخصص.

سؤال مُراجع..

تلفن و آدرس سایت مراجع تقلید.

منابع..

دانلود: کتاب احکام روان شناختی

فایل های پیوست شده

[HL]حديث لشكريان عقل و لشكريان جهل[/HL]

سماعه گويد خدمت حضرت صادق عليه السّلام بودم و جمعى از دوستانش هم حضور داشتند كه ذكر عقل و جهل به ميان آمد حضرت فرمود: عقل و لشكرش و جهل و لشكرش را بشناسيد،
سماعه گويد من عرض كردم قربانت گردم غير از آنچه شما به ما فهمانيده ‏ايد نمي دانيم.
حضرت فرمود خداى عز و جل عقل را از نور خويش و از طرف راست عرش آفريد و آن مخلوق اول از روحانيين است. پس بدو فرمود پس رو او پس رفت سپس فرمود پيش آى پيش آمد خداى تبارك و تعالى فرمود: تو را با عظمت آفريدم و بر تمام آفريدگانم شرافت بخشيدم سپس جهل را تاريك و از درياى شور و تلخ آفريد باو فرمود پس رو پس رفت فرمود پيش بيا پيش نيامد فرمود: گردن‏كشى كردى؟ او را از رحمت خود دور ساخت سپس براى [HL]عقل هفتاد و پنج لشكر[/HL] قرار داد. چون جهل مكرمت و عطاء خدا را نسبت به عقل ديد دشمنى او را در دل گرفت و عرض كرد پروردگارا اين هم مخلوقى است مانند من. او را آفريدى و گراميش داشتى و تقويتش نمودى من ضد او هستم و بر او توانائى ندارم آنچه از لشكر به او دادى به من هم عطا كن فرمود بلى ميدهم ولى اگر بعد از آن نافرمانى كردى ترا و لشكر ترا از رحمت خود بيرون ميكنم عرض كرد خشنود شدم پس هفتاد و پنج لشكر به او عطا كرد. و هفتاد و پنج لشكرى كه به عقل عنايت كرد (و نيز هفتاد و پنج لشكر جهل) بدين قرار است:
1- نيكى و آن وزير عقل است و ضد او را بدى قرارداد، كه آن وزير جهل است؛
2- و ايمان و ضد آن كفر؛
3- و تصديق حق و ضد آن انكار حق؛
4- و اميدوارى و ضد آن نوميدى؛
5- و دادگرى و ضد آن ستم؛
6- و خشنودى و ضد آن قهر و خشم؛
7- و سپاسگزارى و ضد آن ناسپاسى؛
8- و چشم داشت رحمت خدا و ضد آن يأس از رحمتش؛
9- و توكل و اعتماد بخدا و ضد آن حرص و آز؛
10[HL]- [/HL][HL] و نرم دلى و ضد آن سخت دلى[/HL]؛
11- و مهربانى و ضد آن كينه ‏توزى؛
12- و دانش و فهم و ضد آن نادانى؛
13- و شعور و ضد آن حماقت؛
14- و پاكدامنى و ضد آن بى‏باكى و رسوائى؛
15- و پارسائى و ضد آن دنياپرستى؛
16- و خوش رفتارى و ضد آن بدرفتارى؛
17- پروا داشتن و ضد آن گستاخى؛
18- و فروتنى و ضد آن خودپسندى؛
19- و آرامى و ضد آن شتابزدگى؛
20- [HL]و خردمندى و ضد آن بي خردى[/HL]؛
21- و خاموشى و ضد آن پرگوئى؛
22- و رام بودن و ضد آن گردنكشى؛
23- و تسليم حق شدن و ضد آن ترديد كردن؛
24- و شكيبائى و ضد آن بيتابى؛
25- و چشم‏ پوشى و ضد آن انتقام‏جوئى؛
26- و بى ‏نيازى و ضد آن نيازمندى؛
27- و به ياد داشتن و ضد آن بى‏ خبر بودن؛
28- و در خاطر نگه‏داشتن و ضد آن فراموشى؛
29- و مهرورزى و ضد آن دورى و كناره‏ گيرى؛
30- [HL]و قناعت و ضد آن حرص و آز[/HL]؛
31- و تشريك مساعى و ضد آن دريغ و خوددارى؛
32- و دوستى و ضد آن دشمنى؛
33- و پيمان دارى و ضد آن پيمان‏ شكنى؛
34- و فرمانبرى و ضد آن نافرمانى؛
35- سرفرودى و ضد آن بلندى جستن؛
36- و سلامت و ضد آن مبتلا بودن؛
37- و دوستى و ضد آن تنفر و انزجار؛
38- و راستگوئى و ضد آن دروغگوئى؛
39- و حق و درستى و ضد آن باطل و نادرستى؛
40- [HL] و امانت و ضد آن خيانت[/HL]؛
41- و پاكدلى و ضد آن ناپاكدلى؛
42- و چالاكى و ضد آن سستى؛
43- و زيركى و ضد آن كودنى؛
44- و شناسائى و ضد آن ناشناسائى؛
45- و مدارا و رازدارى و ضد آن راز فاش كردن؛
46- و يك روئى و ضد آن دغلى؛
47- و پرده‏پوشى و ضد آن فاش كردن؛
48- و نمازگزاردن و ضد آن تباه كردن نماز؛
49- و روزه گرفتن و ضد آن روزه خوردن؛
50- [HL] و جهاد كردن و ضد آن فرار از جهاد[/HL]؛
51- و حج گزاردن و ضد آن پيمان حج شكستن
52- و سخن نگهدارى و ضد آن سخن چينى؛
53- و نيكى بپدر و مادر و ضد آن نافرمانى پدر و مادر؛
54- و با حقيقت بودن و ضد آن رياكارى؛
55- و نيكى و شايستگى و ضد آن زشتى و ناشايستگى؛
56- و خودپوشى و ضد آن خود آرائى؛
57- و تقيه و ضد آن بى‏ پروائى؛
58- و انصاف و ضد آن جانبدارى باطل؛
59- و خودآرائى براى شوهر و ضد آن زنادادن؛
60- [HL]و پاكيزگى و ضد آن پليدى[/HL]؛
61- و حيا و آزرم و ضد آن بى‏ حيائى؛
62- و ميانه روى و ضد آن تجاوز از حد؛
63- و آسودگى و ضد آن خود را به رنج انداختن؛
64- و آسان‏ گيرى و ضد آن سخت‏ گيرى؛
65- و بركت داشتن و ضد آن بى‏ بركتى؛
66- و تندرستى و ضد آن گرفتارى؛
67- و اعتدال و ضد آن افزون‏ طلبى؛
68- و موافقت با حق و ضد آن پيروى از هوس؛
69- و سنگينى و متانت و ضد آن سبكى و جلفى؛
70- [HL]و سعادت و ضد آن شقاوت[/HL]؛
71- و توبه و ضد آن اصرار بر گناه؛
72- و طلب آمرزش و ضد آن بيهوده طمع بستن؛
73- و دقت و مراقبت و ضد آن سهل انگارى؛
74- دعا كردن و ضد آن سرباز زدن؛
75- و خرمى و شادابى و ضد آن سستى و كسالت؛
76- و خوشدلى و ضد آن اندوهگينى؛
77- مأنوس شدن و ضد آن كناره گرفتن؛
78- و سخاوت و ضد آن بخيل بودن.
پس تمام اين صفات ([HL]هفتاد و پنجگانه[/HL]) كه لشكريان عقلند جز در پيغمبر و جانشين او و مؤمنى كه خدا دلش را به ايمان آزموده جمع نشود اما دوستان ديگر ما برخى از اينها را دارند تا متدرجا همه را دريابند و از لشكريان جهل پاك شوند آنگاه با پيغمبران و اوصياءشان در مقام اعلى همراه شوند و اين سعادت جز با شناختن عقل و لشكريانش و دورى از جهل و لشكريانش بدست نيايد خدا ما و شما را بفرمانبرى و طلب ثوابش موفق دارد.
[در متن جنود عقل و جهل را 75 ذكر كرده و در توضيح 78 و ظاهرا بعضى به عبارت ديگر تكرار شده‏].
اصول كافى-ترجمه مصطفوى، ج‏1، ص: 24

اگر دقت كنيم مي بنييم كه با وسواس داشتن لشكريان عقل كم مي شوند و لشكريان جهل زياد تر
سؤال
كجاهاي در صفات بالا عقل ضعيف مي شود در بيماري وسواس؟
شما كاربران محترم مي توانيد با توجه با حديث بالا موارد را نام ببريد

به عنوان نمونه
63- و آسودگى و ضد آن خود را به رنج انداختن؛

كسي كه وسواس دارد خود را به تكلف و سختي مي اندازد در حالي كه اسلام دين سهله و سمحه و راحتي است


اختاپوس وسواس1

[=B Mitra]
[=B Mitra]وسواس یکی از بیماری‌های روان‌شناختی شایع است که دلایل مختلفی سبب بروز آن می‌شود. این بیماری، علاوه بر آنکه آسیب‌های روحی فراوانی را از خود به جا می‌گذارد، در مسیر بندگی نیز افراد مبتلا را با سرعت‌گیرهای دشواری روبرو می‌کند. غلبه بر این مشکل، در صورتی که پیشرفت زیادی کرده باشد و شدت و زمان ابتلای به آن زیاد باشد، بدون کمک گرفتن از مشاوران حاذق، ممکن نیست. ولی در برخی از افراد، وسواس ناشی از ندانستن و کج‌فکری است. در سخنی با این عزیزان، نکته‌هایی را یادآور می‌شویم.
[HL]1.‌ از کاه وسوسه تا کوه وسواس: [/HL]وسوسه مانند بهمن است؛ همان گونه که بهمن از یک گوله برف شروع می‌شود و به توده بزرگ تبدیل می‌شود، وسوسه نیز از کاه شروع و به کوه تبدیل می‌شود. وسوسه مانند بوته‌های تیغ بیابانی است؛ وقتی تازه رشد کرده باشد با اندکی کشیدن از ریشه در می‌آید ولی اگر زمانی از رشدش بگذرد، کندن آن کار حضرت فیل است؛ به همین دلیل در احکام وسواس، به بی‌اعتنایی به آن سفارش جدی شده‌ایم.
[HL]2.‌ ارتباط مؤثر:[/HL] وظیفه داریم با ظرافت و امر به معروف درست، دیگران را از وسواس منع کنیم. مسخره کردن، تذکر در جمع، خندیدن و گوشه کنایه زدن، نسبت دادن آنها به شیطان و گناه کار بودن و رفتارهایی از این دست، وسواس را تشدید می‌کند.
[HL]3. جوشکاری انسانی: [/HL]افراد وسواسی به دلیل اضطراب زیاد، تمایل به گوشه‌گیری دارند. با ظرفت آنها را به جمع بکشانیم.
[HL]4.‌ شعله‌ای اضطراب:[/HL] در آتش‌سوزی باید منابع اشتعال‌زا را از آتش دور کنیم تا مهار شود. در وسواس هم باید از هر چه که سبب اضطراب می‌شود، فاصله بگیریم تا شعله‌های وسواس کاهش یابد.
[HL]5.‌ حقیقت بندگی: [/HL]عبادت چیزی است که خدا خواسته نه چیزی که میل ما می‌طلبد. مراقب باشیم شیطانی به نام عبادت، کلاه گل و گشادی سرمان نگذارد که تا روی ناف‌مان بیاید!
[HL]6.‌ پیشگیری: [/HL]لازم است کارشناسان دین احکام را طوری بیان کنند و بنویسند که ایجاد وسواس نکند. حتماً اعلام کنند که احکام وسواسی جداگانه است. مراقب باشند با توجه به سابقه فرد، نگرش او، سخن اطرافیان و... رفتار و سؤالات وسواس‌گونه را از زهد و تقوا جدا کنند و با تشویق نابجا سبب تشدید وسواس نشوند.
[HL]7.‌ احکام وسواسی‌ها:[/HL] همان گونه که مسافر، مریض و معلول احکام خاصی دارند، فرد وسواسی هم احکام خاص خود را دارد. زمانی که توان فرد در تمام کردن کار به دلیل وسواس بودن کم شده، از تکلیف او هم کاسته می‌شود.
[HL]8.‌ عینک عرف:[/HL] همان طور که نابینا برای مصون ماندن از خطر از افراد بینا کمک می‌گیرد، افراد وسواسی که به دلیل بیماری، بینش‌شان کج و معوج می‌بیند و توهم را واقع می‌پندارند، براساس دستور دین و عقل باید از عینک عرف مردم و حامیان اطراف خود کمک بگیرید.

ادامه دارد.......[=B Mitra][=B Mitra]

[=B Mitra][=B Mitra]اختاپوس وسواس2

[HL][=B Mitra][=B Mitra]9.‌ بی‌خیال درمانی:[/HL][=B Mitra][=B Mitra] افراد وسواسی نگران آخرت خود نباشند. مراجع فرمودنده‌اند: شما به وسواس‌تان بی‌خیال باشید، قیامت‌تان گردن ما. وسواسی بودن به معنی پلید بودن نیست. عیب وقتی است که ما دست روی دست بگذاریم و سیل وسوسه بیاید و خانه‌مان را ویران کند. برخی از بزرگان هم گرفتار وسواس شده بودند که با راهنمایی دستورات دین و سماجت با وسواس کشتی گرفتند و پیروز شدند.
[HL]10. روان درمانی و دارو درمانی: [/HL]کمک از روان‌پزشک(دارو درمانی) و روان‌شناس بالینی(روان درمانی) در درمان وسواس لازم است. بزرگان دین و اخلاق1 توصیه می‌کنند با دقت و تلاش، اجازه ندهید وسواس ریشه‌دار شود و در این مبارزه اهمال‌کاری نکنید، ولی اگر به هر دلیلی وسواس شدید شد، باید از روان‌پزشک و روان‌شناس بالینی کمک بگیرید. ضرب‌المثل «با توکل بر خدا زانوی اشتر ببند»، ریشة روایی و همخوانی معنایی با باورهای دینی دارد. از سویی دیگر، خود خدا گفته از اسباب طبیعی و متخصص کمک بگیریم و به همین دلیل امام حسن(ع) و حسین(ع) برای امام علی(ع) قبل از شهادت‌شان پزشک آوردند. امام صادق(ع) می‌فرماید: یکی از پیامبران بیمار شد؛ پس گفت: خود را درمان نمی‌کنم تا هم او که بیمارم کرده است، شفایم دهد. خداوند تعالی به او وحی کرد: تا خود را درمان نکنی، شفایت ندهم؛ زیرا شفا دادن از من است.2 جابربن عبدالله انصاری می‌گوید: همراه پیامبر خدا(ص) بودم. حضرت از بیمارى عیادت کرد و به او فرمود: «آیا برایت طبیبى فرا نخوانیم؟». بیمار گفت: آیا تو، اى پیامبر خدا، به این کار فرمان مى‏دهى؟! پیامبر فرمود: «آرى، خداوند، هیچ دردى فرو نفرستاده، مگر اینکه درمانى نیز برایش فرو فرستاده است».3
[HL]11. دامن زدن به مشکل: [/HL]اگر فردی که متخصص نیست، با آیه یأس خواندن، مانع دارو درمانی فرد وسواسی شود و پا توی کفش متخصص کند و ادعا کند که دارو درمانی برایت مفید نیست، ضامن ضررهای بیمار است و گناهکار.
[HL]12. کفه سنگین سود: [/HL] متخصص هم می‌داند داروهای وسواس، مانند هر داروی دیگر، عوارضی دارند، ولی قطعاً مجموعه عوارض داروها، خیلی کمتر از عوارض خود بیماری است؛ بنابراین باز هم صرفه با دارو درمانی است نه توقف و گیر کردن در دام اختاپوس وسواس.
[HL]13.‌ کار درمانی:[/HL] بی‌کاری، مهم‌ترین عامل رشد خیالات واهی و وسواسی است. همان گونه که اگر در باغچه چیزی نکاریم، پر از علف هرز می‌شود، اگر ذهن‌مان را با ارتباط کلامی مثبت با خدا(قرآن، ذکر و دعا)، با ائمه( توسل، خواندن زیارت نامه و..) با دیگران مشغول نکنیم، درگیر کارهای خلاقانه نشویم و آن را راکد بگذاریم، محل رشد فکرهای تکراری می‌شوند. در یک ظرف جای یک چیز است؛ پس اجازه ندهید ظرف ذهن‌تان با افکار خودآیند وسواسی پر شود. [1]

[=B Mitra][=B Mitra]پی نوشت :
[1] . آیت الله مظاهری، راهکارهای عملی درمان وسواس، ص6؛ مکارم اخلاق، ج2،ص180، ح2465؛ محمد محمدی ری شهری، دانشنامه احادیث پزشکی، ص39. به نقل از ماهنامه فرهنگی، اجتماعی و آموزشی قدر ، [=B Mitra]محمدحسین قدیری، شماره 57، دی 1391
[=B Mitra][=B Mitra][=B Mitra][=B Mitra]

حامی;534469 نوشت:

[HL]حديث لشكريان عقل و لشكريان جهل[/HL]

سماعه گويد خدمت حضرت صادق عليه السّلام بودم و جمعى از دوستانش هم حضور داشتند كه ذكر عقل و جهل به ميان آمد حضرت فرمود: عقل و لشكرش و جهل و لشكرش را بشناسيد،
سماعه گويد من عرض كردم قربانت گردم غير از آنچه شما به ما فهمانيده ‏ايد نمي دانيم.
حضرت فرمود خداى عز و جل عقل را از نور خويش و از طرف راست عرش آفريد و آن مخلوق اول از روحانيين است. پس بدو فرمود پس رو او پس رفت سپس فرمود پيش آى پيش آمد خداى تبارك و تعالى فرمود: تو را با عظمت آفريدم و بر تمام آفريدگانم شرافت بخشيدم سپس جهل را تاريك و از درياى شور و تلخ آفريد باو فرمود پس رو پس رفت فرمود پيش بيا پيش نيامد فرمود: گردن‏كشى كردى؟ او را از رحمت خود دور ساخت سپس براى [HL]عقل هفتاد و پنج لشكر[/HL] قرار داد. چون جهل مكرمت و عطاء خدا را نسبت به عقل ديد دشمنى او را در دل گرفت و عرض كرد پروردگارا اين هم مخلوقى است مانند من. او را آفريدى و گراميش داشتى و تقويتش نمودى من ضد او هستم و بر او توانائى ندارم آنچه از لشكر به او دادى به من هم عطا كن فرمود بلى ميدهم ولى اگر بعد از آن نافرمانى كردى ترا و لشكر ترا از رحمت خود بيرون ميكنم عرض كرد خشنود شدم پس هفتاد و پنج لشكر به او عطا كرد. و هفتاد و پنج لشكرى كه به عقل عنايت كرد (و نيز هفتاد و پنج لشكر جهل) بدين قرار است:

1- نيكى و آن وزير عقل است و ضد او را بدى قرارداد، كه آن وزير جهل است؛
2- و ايمان و ضد آن كفر؛
3- و تصديق حق و ضد آن انكار حق؛
4- و اميدوارى و ضد آن نوميدى؛
5- و دادگرى و ضد آن ستم؛
6- و خشنودى و ضد آن قهر و خشم؛
7- و سپاسگزارى و ضد آن ناسپاسى؛
8- و چشم داشت رحمت خدا و ضد آن يأس از رحمتش؛
9- و توكل و اعتماد بخدا و ضد آن حرص و آز؛
10[HL]- [/HL][HL] و نرم دلى و ضد آن سخت دلى[/HL]؛
11- و مهربانى و ضد آن كينه ‏توزى؛
12- و دانش و فهم و ضد آن نادانى؛
13- و شعور و ضد آن حماقت؛
14- و پاكدامنى و ضد آن بى‏باكى و رسوائى؛
15- و پارسائى و ضد آن دنياپرستى؛
16- و خوش رفتارى و ضد آن بدرفتارى؛
17- پروا داشتن و ضد آن گستاخى؛
18- و فروتنى و ضد آن خودپسندى؛
19- و آرامى و ضد آن شتابزدگى؛
20- [HL]و خردمندى و ضد آن بي خردى[/HL]؛
21- و خاموشى و ضد آن پرگوئى؛
22- و رام بودن و ضد آن گردنكشى؛
23- و تسليم حق شدن و ضد آن ترديد كردن؛
24- و شكيبائى و ضد آن بيتابى؛
25- و چشم‏ پوشى و ضد آن انتقام‏جوئى؛
26- و بى ‏نيازى و ضد آن نيازمندى؛
27- و به ياد داشتن و ضد آن بى‏ خبر بودن؛
28- و در خاطر نگه‏داشتن و ضد آن فراموشى؛
29- و مهرورزى و ضد آن دورى و كناره‏ گيرى؛
30- [HL]و قناعت و ضد آن حرص و آز[/HL]؛
31- و تشريك مساعى و ضد آن دريغ و خوددارى؛
32- و دوستى و ضد آن دشمنى؛
33- و پيمان دارى و ضد آن پيمان‏ شكنى؛
34- و فرمانبرى و ضد آن نافرمانى؛
35- سرفرودى و ضد آن بلندى جستن؛
36- و سلامت و ضد آن مبتلا بودن؛
37- و دوستى و ضد آن تنفر و انزجار؛
38- و راستگوئى و ضد آن دروغگوئى؛
39- و حق و درستى و ضد آن باطل و نادرستى؛
40- [HL] و امانت و ضد آن خيانت[/HL]؛
41- و پاكدلى و ضد آن ناپاكدلى؛
42- و چالاكى و ضد آن سستى؛
43- و زيركى و ضد آن كودنى؛
44- و شناسائى و ضد آن ناشناسائى؛
45- و مدارا و رازدارى و ضد آن راز فاش كردن؛
46- و يك روئى و ضد آن دغلى؛
47- و پرده‏پوشى و ضد آن فاش كردن؛
48- و نمازگزاردن و ضد آن تباه كردن نماز؛
49- و روزه گرفتن و ضد آن روزه خوردن؛
50- [HL] و جهاد كردن و ضد آن فرار از جهاد[/HL]؛
51- و حج گزاردن و ضد آن پيمان حج شكستن
52- و سخن نگهدارى و ضد آن سخن چينى؛
53- و نيكى بپدر و مادر و ضد آن نافرمانى پدر و مادر؛
54- و با حقيقت بودن و ضد آن رياكارى؛
55- و نيكى و شايستگى و ضد آن زشتى و ناشايستگى؛
56- و خودپوشى و ضد آن خود آرائى؛
57- و تقيه و ضد آن بى‏ پروائى؛
58- و انصاف و ضد آن جانبدارى باطل؛
59- و خودآرائى براى شوهر و ضد آن زنادادن؛
60- [HL]و پاكيزگى و ضد آن پليدى[/HL]؛
61- و حيا و آزرم و ضد آن بى‏ حيائى؛
62- و ميانه روى و ضد آن تجاوز از حد؛
63- و آسودگى و ضد آن خود را به رنج انداختن؛
64- و آسان‏ گيرى و ضد آن سخت‏ گيرى؛
65- و بركت داشتن و ضد آن بى‏ بركتى؛
66- و تندرستى و ضد آن گرفتارى؛
67- و اعتدال و ضد آن افزون‏ طلبى؛
68- و موافقت با حق و ضد آن پيروى از هوس؛
69- و سنگينى و متانت و ضد آن سبكى و جلفى؛
70- [HL]و سعادت و ضد آن شقاوت[/HL]؛
71- و توبه و ضد آن اصرار بر گناه؛
72- و طلب آمرزش و ضد آن بيهوده طمع بستن؛
73- و دقت و مراقبت و ضد آن سهل انگارى؛
74- دعا كردن و ضد آن سرباز زدن؛
75- و خرمى و شادابى و ضد آن سستى و كسالت؛
76- و خوشدلى و ضد آن اندوهگينى؛
77- مأنوس شدن و ضد آن كناره گرفتن؛
78- و سخاوت و ضد آن بخيل بودن.
پس تمام اين صفات ([HL]هفتاد و پنجگانه[/HL]) كه لشكريان عقلند جز در پيغمبر و جانشين او و مؤمنى كه خدا دلش را به ايمان آزموده جمع نشود اما دوستان ديگر ما برخى از اينها را دارند تا متدرجا همه را دريابند و از لشكريان جهل پاك شوند آنگاه با پيغمبران و اوصياءشان در مقام اعلى همراه شوند و اين سعادت جز با شناختن عقل و لشكريانش و دورى از جهل و لشكريانش بدست نيايد خدا ما و شما را بفرمانبرى و طلب ثوابش موفق دارد.
[در متن جنود عقل و جهل را 75 ذكر كرده و در توضيح 78 و ظاهرا بعضى به عبارت ديگر تكرار شده‏].
اصول كافى-ترجمه مصطفوى، ج‏1، ص: 24

اگر دقت كنيم مي بنييم كه با وسواس داشتن لشكريان عقل كم مي شوند و لشكريان جهل زياد تر
سؤال
در بيماري وسواس، در صفات بالا چه جايي لشكر عقل ضعيف مي شود؟

زير موارد مهم تر خط كشيده شده است.
در مورد زير دقت كنيد
دقت و مراقبت اينجا به معني اطاعت از سخن خدا نه كم نه زيادتر. در وسواس ما ميل خودمان را بر سخن خدا مقدم مي داريم و در واقع لشكر عقل را ضعيف مي كنيم
73- و دقت و مراقبت و ضد آن سهل انگارى


در دایـره قسـمت مـــا نقـطة تســلیمـیم

لطف آن چه تو اندیشی حُکم آن چه تو فرمایی
فکر خود و رأی خود در عالم رندی نیست
کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی



نماز كه تموم شد، مردم يكي يكي از مسجد خارج شدن. حاج آقا سجاده‌اش رو جمع كرد. قرآني برداشت و نزديك ياسر اُومد، نشست و شروع به تلاوت قرآن كرد. نمازهاي پي ­درپي ياسر جايي براي بازكردن سرصحبت نميذاشت. حاج آقا به تلاوتش ادامه داد تا بالاخره بعد از سلام یکی از نمازهاش، رو كرد به ياسر و با تبسم گفت: - ياسر جان! اضافه كار معنوي برداشتي؟
نه حاج آقا، من نماز خودم رو هم بخوانم كلاهم رو بالا مي ندازم.
- مدتيیه ازم خيلي سؤال مي‌پرسي، وضوها و نمازهايت توجه نمازگزاران رو به خود جلب كرده ­است.
شرمنده‌ام حاج آقا، راستش خودم هم اين كارها رو دوست ندارم. آره، خودم هم متوجه شده‌ام، مردم نگاه عجيبي به من مي‌كنن امّا.... ياسر كلامش را ناتموم گذاشت و سري از روي تأسف تكان داد.
حاج آقا که منتظر شنیدن سخن او بود گفت: امّا چي؟ - اين روزها نه وضوهام نه نمازهام، هيچ‌كدام، «[HL]به دلم نمي‌نشينن[/HL]». يه حسي بهم ميگه، تكرار كن تا عبادتت كامل بشه و فردا به «[HL]احساس‌گناه[/HL]» و «عذاب وجدان» مبتلا نشی و قیامت گیر نباشی. به همين دليل، دوباره اعمالم رو به جا ميارم تا خدا ازم راضي بشه. حاج آقا قرآن را بست و بوسيد و كنار ياسر چهار زانو روي زمين نشست و گفت: با يه داستان چطوري؟
ادامه دارد.......


قسمت دوم
لبخندتلخي زد و گفت بفرماييد گوشم با شماست.
«وه كه چه زيبا بود و باشكوه. همه فرشته‌ها در صفوفي منظم در برابر فرمان خدا تسليم شدن و مقابل حضرت آدم پيشاني خشوع بر مُهر اخلاص گذاشتن. منظره‌اي بسيار حيرت‌انگيز و تحسين‌برانگيز بود. به قدري كه زبان‌سخنرانان و قلم نويسندگان تا به امروز نتونستن به قلة ‌وصفش صعود كنن و هيچ پرندة خيالي نتونسته همه ابعادش رو بر بوم انديشه‌اش بکشد. سراسر عرش رو سكوت معنوي فراگرفت. در اين ميان شيطانِ شيدا همچنان تمام قد ايستاده بود. نگاهي به ملكوتيانِ گوش به فرمان مي‌كرد و نگاهي به عظمت خدا. به او امر شد تو هم در برابر جانشين من، سر احترام به زمين بندگي بذار. غُل غرور و زنجير تكبر تاب و توان هركار مثبتي را ازش گرفته بودن. به دست و پا افتاد، شروع كرد به چك و چونه زدن. نداي رحماني روشنيد: در يك كلام، اگه خواسته يا حرف حسابي داري، شفاف بگو؟
خدايا! من غافل‌گير شدم. خوابم، بیدارم؟! راستش پاک گیج شدم، من گُلواره كجا و آدم گِلواره كجا؟ به من يه «فرصتي» بده؛ من رو از اين یه تكليف معاف كن تا چنان عبادتي در محراب كبريايی ات كنم كه همة جن و انسان تا قيامت، انگشت حيرت به دهان بگيرن و از«فكر انجامش» فرو بمونن. قبولِ؟ و خداوند به او گفت: تو از معناي دقيق عبادت غافلي، خوب گوشات رو باز کن:«عبادت چيزيه كه منِ خدا مي‌خوام، نه اون چيزي كه توی بنده‌، مي‌خواي»
عاشق تصویر و وهم خویشتن*** کی بود از عـاشـقـان ذوالمنن؟[1]
بله یاسر جان! ته ته این گونه عبادت­ها خودپرستی است نه خداجویی.
چشـم آخِربین[2] تـوانـد دیـد راسـت*** چشم آخُربین غرورست و خطاست


[/HR] [1] . مثنوی معنوی. ذالمنن: خداوند که صاحب نعمت است.

[2] . مثنوی معنوی. آخِربین: عاقبت ­اندیش و معنانگر. آخُربین: ظاهربین و مادی ­نگر

قسمت سوم
داداش من! اگه دقت کرده باشی. من عمداً به خاطر تو و امثال تو، مدتیه که شب­ها بعد از نماز دربارة شک زیاد در نماز و احتیاط­ های افراطی صحبت می­کنم. حرومه کسی که زیاد شک میکنه به شکّش عمل کنه. بعد صمیمانه دست ياسر را در دست خود گرفت، كمي فشرد و گفت: ياسر جان! مراقب باش. شيطان دزد ناشی نیست که به کاهدون بزنه. تو یه جوون شریف و پاکی هستی. سرمایه و حساب بانکی معنوی تو زیاد شده، اتفاقاً براي همینه که شیطان میخواد، با زرنگی با «دانة دو رنگ خیرخواهی» و «بند و كمند عبادت» از جاده بندگی، بکشوندت تو خاکی. اینا رو بهت دارم میگم تا قبل از اين كه كمرتو به زمين داغ رسوايي بخوابونه، با تمرین در «باشگاه خودپايي و خودسازی» خودت رو براي كُشتي باهاش آماده كنی.
عزيز من! خدا خودش گفته نمي‌خوام «شهد دينم» را با سخت‌گيري دركام‌تون تلخ كنم. [HL]ما نباید کاسة داغ­ تر از آش بشیم. بابا حاکم بخشیده، وزیر هم باید ببخشه.[/HL]
[HL]دو تکنیک مَشتی[/HL] که خودِ خدا گفته بهت آموزش میدم که فوت کوزه ­گیریه. باهاش میشه شیطان را ضربه فنی و فیتیله­ پیچ کنی.
می خوای بهت بگم یا الان خسته­ ای و حوصله نداری؟
نه حاج آقا، سراپا گوشم. اگه دیدی زياد داري شك مي كني، اولاً، بزن به رگ بی­ عاری و بي‌خيالی.
ثانیاً، قُد بازی دربیار و حال شیطون رو بگیر، نذار بازیت بده و به ریشت بخنده همه چیز رو به نفع خودت بگیر.
- به نفع خودم؟ چطوری؟!
ادامه دارد..

قسمت چهارم
- خوشم اومد معلوم شد حواست با منه. یعنی اگه شیطون گفت نمازت درست نیست، بهش بگو فضول رو بردن جهنم گفت هیزم­ هاش تره. بگو درسته. اگه گفت لباست نجسه، بگو دلم می خواد، اگه شک کردی ترشحی به بدن رسیده، بگو نرسیده. اصلاً ، بابا نترس به گردن منِ روحانی، بزن به سیم آخر و به شیطون بگو «[HL]عشقم کشیده[/HL]» نمازم باطل باشه، لباسم نجس باشه، [HL]مگه تو فضولی؟![/HL] من نخوام نمازم قبول باشه چه کسی رو باید دید؟
- امّا من می خوام نمازم قبول باشه و به دلم بنشینه.
حاج آقا لبخندی زد و گفت: برای حال و روز شما بی­ خیالی عین عبادت است ولی همین بی­ خیالی در شرایط من اشکال داره و به معنی بی­ قیدیه. من هم حال و روز شما را پیدا کنم وظیفه ­ام اینه که
بی ­خیال شکّم بشم و به آن اعتنا نکنم. در مسیر رشد، گاهی لازم است برای پریدن از گودالی کمی عقب عقب رفت تا با توان بیشتری بپریم. ظاهر را نبین. همین بی ­خیال شدن­ ها اگر چه ظاهرش برای تو که بیماری، برخلاف شرعه، ولی در شرایط روحی تو چون خود خدا خواسته عین عبادته و میشه نور خدا رو تو همین بی ­اعتنایی و بی خیالی دید:

[HL] در خـرابات مُغان[1] نــور خــدا مـي­ بينم
اين عجب بين كه چه نوري ز كجا مي بينم[/HL]

کسی که گرفتار وسواس شده است، ممکنه در خیال و اوهام بیمارگونة خود، دستور خدا به بی­خیال شدن به شکّ را، برخلاف مسیر بندگی بدونه، در حالی که باید افتخار کنه که براساس نظر مراجع دین، در جهت همان گِرادی که خداوند داده و در جاده بندگی در حرکته. از این جهت او مانند آن بسیجییه که در جبهه ترکشی خورده و زخمی شده­. او نباید هیجانی و برخلاف نظر پزشک یا دستور فرمانده، عمل کنه و بدون توجه به شرایط جسمی و روحی ­اش، به خاطر احساس گناه کاذب تصمیم بگیره دزدکی دوشادوش رزمندگان در عملیاتی مهم شرکت کنه. وظیفه و در آن شرایط ماندن در استراحتگاه و رسیدگی به خودش است. اگه او لجاجت کنه و استراحت نکنه، و در شرایط سخت درگیری با دشمن قرار بگیره هم وضعش بدتر میشه و هم زحمت دیگران را هم زیاد میکنه. باید دید تکلیف ما در هر شرایطی چیه و همون را عمل کنیم و سر از خود کاری نکنیم. خدا هم بار تکلیف بیماران ذهنی و جسمی، را متناسب با شدت بیماری آنها­ سبک­تر کرده است­. ما راه و چاه را نمی­دونیم راه بلدمون هم باید خدا باشه و بس. پس شیش دونگ حواسمون بایه جمع باشه، گوش ندادن به امر خدا، خودرأیی، خودبینی و خروج از جاده بندگی و افتادن در مسیری است که شیطان راهش را سوا کرد از خدا. فقط بایه دید اوس کریم از ما چه خواسته و تسلیم باشیم. تو دل این بندگی، شادی و جشن جانشینی خدا است.
الغرض مشکل به قول حافظ با دو سه پیمونه شراب حل میشه؟ [HL]باید یه لات هفت خط بشی. [/HL]
- یاسر که پاک گیج شده بود گفت: لات بشم؟! والاّ من قاطی کردم از شما این سخنان را می­ شنوم راستش مگه، حاج آقا! خود خدا تو قرآنش ننوشته شراب خوردن حرومه وگناه داره.
- حاج آقا لبخندی زد و گفت: الان روشنت می ­کنم.
اگر مكر و دسيسه شيطان را دست كم بگيريم كلاه سرمون مي ريره، .
گویند: خیاط ماهری بود که با زیرکی دزدی می­ کرد و از پارچه ­های قیمتی کش می­رفت. فردی که ادعای زرنگی کرد گفت من مچ او را می­ گیرم گفتند کار تو نیست. بالاخره با غرور رفت. پارچه را به خیاط داد. پارچه بد جوری چشم خیاط را گرفت. هنگام اندازه گیری شروع کرد از این در و آن در سخن گفت و شوخی کرد و سخنان شيرین گفت. مشتری مغرور سرش گرم سخنان خیاط شد و می­خندید. وقتی که از خنده چشمانش پر اشک می­ شد و چشمانش کمی بسته می ­شد خیاط کار خودش را می­کرد. چون پارچه گران­قیمت و زیبا بود خیاط چندبار این کار را کرد. مشتری غافل هم که غرق در سخنان او شده بود درخواست سخنان نغز و شیرین بیشتری کرد. خیاط گفت تا طلوع صبح هم از این سخنان خنده ­دار و جذاب دارم بگویم ولی می­ ترسم پیراهنت تنگ شود.
ولي اگر مكر به ظاهر ساده شيطان رو جدي و پيچيده به حساب آورديم مي توانيم براي مهارش برنامه بريزيم. بله اگر شيطان مكار است[HL]مؤمن واقعي هم محتاط، قالتاق و زیرکه،[/HL] این مضمون احادیث است. شیطون نمی ­تونه سرش کلاه بذاره. تو قمار عشق هم، همة هستیش رو برای خدا می­بازه و این قماربازی­ های حروم را بچگانه می­ دونه. شرابی بایه بخوریم که همه چیز غیر از خدا رو از مغزمون بپرونه. بایه با نوشیدن جام­ های پیاپی ذکر و یاد خدا، مست و غرق در جمال و جبروتش بشویم. اون وقت تسلیم حکم خدا می شیم.

ای درد تـــوام درمــان در بستر ناکــامی
و ای یــاد تــوام مـونس در گـوشـه تنهـایی
در دایـرة قسـمت مـــا نقـطة تســلیمـیم
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی
فکر خود و رأی خود در عالم رندی نیست
کفر است در این مذهب خودبینی و خودرأیی
زیـن دایـره مینـا خونیـن جــگرم مـی ده
تا حـل کنـم ایـن مشکل در سـاغـر مینـایی
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
شادیت مبـارک بـــاد ای عاشــق شیــدایی



[/HR]
[1] . شرابخانه مجوسان و راهبان به استعاره مراد میکده معرفت است.

قسمت پاياني
- اوس کریم گفته بی اعتنا و بی خیال باشی به وسواس هات، نمازهات رو قبول می کنم. ممکنه ظاهرش از نظر شما دوری از خدا و بی قیدی باشه ولی این بی خیالی عین وصال به حق است. عماریاسر در ظاهر دوستی خودش را با پیامبر زیر فشار شکنجه دشمن انکار کرد ولی قرآن میگه قلبش لبریز از ایمانه. نترس! ایمانت با بی خیالی محکم میشه که سست نمیشه، بگو چون خدا گفته بی خیال باش میخوام بزنم به سیم آخر و بی خیالِ نسبت به طهارت و نجاست بشوم، میخوام نمازی بخونم که به دلم نچسبه و غسل و وضوی باطل بگیریم. در واقع این دهن کجی به شیطونِ متکبّره و شیطون چون از ازل به تکبر شناخته شده، بی محلی به او بدترین زجر و شکنجه است.
من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آن چــــه را جـانان پسنـدد
- باید فقط به خدا بگیم چشم. چی بگیم؟ یاسر جان!
- چ چشم.
- بعد قرآن را باز کرد و آیه ای را نشان یاسر داد و گفت یاسر جان این آیه را با ترجمه و بدون عجله بخون:
- «وَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»؛
و بسا چيزي را خوش نداشته باشيد، حال آن که خير شما در آن است. و يا چيزي را دوست داشته باشيد، حال آنکه شرّ شما در آن است. و خدا مي¬داند، و شما نمي دانيد.
- پس خدا می دونه و ما نمی دونیم.
ندانم خوش یا که ناخوش کدام است خوش آن باشد برمن که او می پسندد.

- اینا رو من از خودم نمی گم آیت الله بهاء الدینی، عارف، میگفتن: الشیطانُ اذا عُصِیَ لم یَعُد؛ شیطون رو «[HL]کم محلی[/HL]» کنی میره و پشت سرش رو نگاه هم نمیکنه. اگه،میخوای زود برگردی و مثل بقیه نمازگزاران بشی راه همینه که گفتم، اگه هم خدای نکرده، میخوای بری و تو دام شیطون بیفتی همین مسیری را که بهت داره نشون میده و داری میری، مستقیم برو خیلی زود بهش میرسه.
-[HL] ا...اما عبادتی که با بی اعتنایی باشه، به دلم نمینشینه.[/HL]
- لازم نیست به دلت بنشینه. یادت نره که شیطون در سرزمین دل من و تو نفوذی و جاسوس دارد او هم هم دست و هم داستان شیطون رجیم است.
- جاسوس؟!
- نفس امّاره رو میگیم. پس به پناه بردن به خدا دلمون قرصِ قرصِ باید باشه. تا اوس کریم رو داریم غمی نداریم. خدا فرموده بی خیال باش و اعتنا نکنه تا قبول کنم. او که نعوذ بالله زیر قولش نمی زنه. چطوری خدا از کسی که روزه براش ضرر دارد، روزه نمی خواد؟ از شما هم که اضطراب زیاد داری، تکلیف سنگین نمی خواد. برای چی؟ تا زودتر حالت خوب بشه و بعد اعمالت رو مثل بقیة مردم انجام بدی. این دو تکنیک را که گفتم اسلحة خوبی هستن، برای جنگ با شیطون نیازش داری از خودت دورشون نکن. در واقع، دو بالی هستن که خدا به تو در این شرایط هدیه داده و تو رو تا خود خدا می رسونن. از خدا قبول كن و شاكر باش.
- یعنی قیامت ایرادی نمیگیرن؟!
- شما این طوری عمل کن و نترس مراجع تقلید گفتن شما اعتنایی به وسواس نداشته باش، قیامت شما با ما. اگر قیامت گیر افتادی، که نمی افتی، بگو من اسلام شناس و متخصص نبودم و از مرجع تقلیدم پرسیدم او به من این طوری گفت. با سنگِ «[HL]چهار قل[/HL]» و سلاحِ «[HL]لااله الاالله[/HL]» او افکار مزاحم و وسوسه ها رو بِران. مراقب باش شیطون بی¬پدر، به اسم عبادت سرت كلاه گِل و گشادی سرت نذاره که تا روی نافت بیاد. به اسم عبادت، خطاي شيطان رو تكرار نكني. آخه اون هم گفت من آدم را سجده نمی¬کنم در عوض عبادت خیلی بیشتری می¬کنم. عبادت همونیه که خدا میخواد نه اونی که دل من و تو می¬خواد.
خسته ات نکنم. ياسرجان! دیدم دوست داری بیشتر بدونی کمی بحثم طول کشید.
- خیلی خیلی لطف کردید. ممنونم که به فکرم هستید. تلاش می کنم، آره سخته ولی تلاش می کنم روش هایی که گفتید را بکار بگیریم.
- با تبسم دستی به شانة یاسر زد و گفت. خجالت هم نکش. «[HL]با ما به از این باش ه با خلق جهانی[/HL]» بیشتر به من سر بزن. اگه روزهای بعد سؤال یا سخنی داشتی در خدمتت هستم. «كسي كه جغد راهنماش باشه، راهبريش به‌سوي خرابه‌هاست». هر كسي متناسب با شرايط جسمي و روحي خود تكليف مخصوص به خودش رو داره. اگه اعمالت رو تكرار كني مثل اينه كه در سفری که باید نمازت را شکسته بخونی، بگويي. نماز چهار ركعتي كامل‌تره، دو رکعتی به دلم نمي‌نشينه و نماز چهار ركعتي بخواني.
یاسر در حالی که نم نم اشک از چشماش می بارید به حاج آقا التماس دعا گفت. حاج آقا در حالی که ایستاده بود عبایش را رو دوشش تنظیم می کرد، گفت. دعات می کنم ولی دعای بدون حرکت مانند کمان بدون زه است که تیرش به هدف نخواهد نسشت. تلاش كن. «علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد». منم دعات مي‌كنم تو اين مبارزه كم نياري وگرنه نهال وسواس در وجود ریشه می دواند لازم میشه با دارو اون رو بخشکانی. بعد قرآن را با ادب تمام بوسید رفت.

هدیة پایانی


« وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ»[1]؛


و بسا چيزى را ناخوش داشته باشيد كه آن به سود شماست و بسا چيزى را دوست داشته باشيد كه به زيان شماست، و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانيد.


and it may be that you dislike a thing while it is good for you, and it may be



that you love a thing while it is evil for you, and Allah knows, while you do not know


تبصره: شرکت­ ها و کارخانه ­ها برای محصولاتشان دفترچه راهنما می­دهند و شیوة استفاده و راه­های افزایش بازده و جلوگیری از آسیب­ها را آموزش می­دهند و برای محصولات خود، با شرایطی، گارانتی در نظر می­گیرند. خداوند خالق و هستی بخش، برای این که بازده­مان بالا رود و آسیب نبینیم. دفترچه راهنمای دین و عقل فرستاده است اگر برخلاف دستورالعمل خدا عمل کنیم به بیراهه می­رویم و غول تردید و گمراهی ما را زندانی می­کند. یکی از دستورالعمل­ های خدا هنگامی که ذهن­مان گرفتار گردباد وسواس و گرداب تشویش و شک است،[HL]بی­ خیال شدن نسبت به افکار خودمان و حرکت در نور افکار متعارف مردم است. فرد وسواسی ممکن است نپسندد، ولی خداوند که بر همه چیز احاطه دارد آن را به نفع او می­داند. مانند داروی تلخی که بیمار نمی­ پسنند ولی باید برای اجتناب از بیماری شدید و رسیدن به سلامتی با رغبت بنوشد.


[/HR][/HL] [1] . بقره، 216.

[=b rose]تعامل روان شناسي و مشاوره مذهبي
[=Times New Roman][=Times New Roman][=IranNastaliq]([=Times New Roman][=Times New Roman][=IranNastaliq]علم و دين )

«در جاده زندگی جاودانه، برای رسیدن به بندگی و بهشت قرب الهی، فقط جهان­ بینی توحیدی، مَرکب تیز و بی ­نقص است، به نشانه ­های راهنمایی و رانندگی عقل و شرع توجه کنیم، با سرعت مجاز اعتدال( نه افراط و نه تفریط) حرکت کنیم، مراقب دوربین مخفی و ناظران دائمی ملکوت باشیم و از چراغ قرمزها محرمات عبور نکنیم و باید قدر چراغ سبزهای واجبات و چراغ زرد مباحات خدا را بدانیم با احتیاط از چراغ چشمک زن مکروهات بدون آلودگی گذر کنیم و در ایستگاه­ های عبادت، بنزین بزنیم تا در راه نمانیم. با نگاهی درآینه عبرت، از تاریخ درس بگیریم تا گرفتار دیو راه نشویم[1]»


[/HR]
[1] . از نگارنده.

وسواس یکی از زیر شاخه­ های اختلالات اضطرابی[1] است. به عبارت دیگر، افراد وسواسی همگی اضطرابی هم هستند. اگر بیمار وسواسی را به چراغ نفت سوزی تشبیه کنیم، فتیله آن، وسواس و منبع نفتی آن، اضطرابش است. شعله های این چراغ، نشان­ه ها، سطوح و عمق وسواس را نشان می ­دهد. همان­ گونه که با ته کشیدن نفت، یا پایین کشیدن فتیله شعله کم سو می­شود و با بالا رفتن فتیله یا رسیدن نفت بیشتری به آن شعله زیادتر می­شود، با کاهش اضطراب و نشانه­های (شناختی، رفتاری، اجتماعی، و..) آن وسواس هم ضعیف­ تر می­ شود و با افزایش اضطراب و نشانه ­هایش، وسواس شدیدتر می شود.
نباید کاری انجام شود که بیماران وسواسی از بیماری­شان که اغلب مهمان ناخوانده است و برخلاف میل او به خانه ذهن و دل او آمده است، احساس کم ­ارزشی، منفور خدا و ائمه بودن، نامقبولیت و طردشدن، شرم و خجالتی کنند چون اضطراب­شان بالا می­ رود و بیماریشان شدیدتر می­ شود و از درمان و متعارف و اجتماع فاصله می ­گیرند و افسرده هم می ­شوند. با کمک کرد تا شیوه­ های سازنده تنش­ زدایی و رویارویی با اضطراب را آموزش ببینند و قدرت تحمل اضطراب­ شان بالا رود و به وسواس ­شان اعتنا نکنند و عبادات تکراری انجام ندهند و از سویی هم بیماری خود را از متخصص مذهبی یا روان­ شناس یا روان پزشک مخفی نکنند.
باید بگوییم که همه ما به حکم انسان بودن در معرض بیماری(جسمی، ذهنی-روان­ شناختی و روحی- اخلاقی) هستیم[2]. امام علي(ع)فرمود: «هر زنده ­اي را دردي هست و هر بيماري را درماني است».[3] وقتی باید از بیماری شرم کنیم، از طرد اجتماعی نگران باشیم، ترس از دوری از رحمت خدا داشته باشیم که باهمالکاری و آگاهانه ، دست روی دست بگذاریم و بیماری ریشه بدواند و کام زندگی را برای خود و اطرافیان مان تلخ کند.


[/HR] [1] . اختلالات اضطرابی شامل اختلال پانیک(وحشت­ زدگی)، هراس از محیط باز و..، هراس اجتماعی، وسواس فکری و عملی، تنیدگی پس ضربه ای و تنیدگی حاد و اضطراب فراگیر است. رک: ترجمه کامل هندبوک کاپلان روان­پزشکی،ص 133-138.

[2] . در مباحث روان ­شناسی وقتی صحبت از روان می­شود مقصود ذهن و سیستم عصبی است. بنابراین اختلالات روانی یعنی اختلالات ذهنی. ولی در مباحث دینی و اخلاقی روان همان روح، قلب، دل، عقل، جان است که اشاره به بعد ملکوتی و روحانی انسان دارد.

[3] .آمدی، غرر الحكم، حديث 7274 و 7275، به نقل از دانشنامه احادیث پزشکی، اثر محمدی ری شهری،ص40.

خدمات متقابل دین و علم (کارشناس مذهبی و روان­شناس)
بسیاری از یافته ­ها، روش­ های و نظریه­ های علم انسانی، قابل استفاده و احترام است و ما تعصبی در پذیرش آنها نداریم ولی علوم انسانی غربی در روش ­شناسی[1]، معرفت­ شناسی[2]، هستی­ شناسی[3] و انسان­ شناسی[4] محدود به حس و تجربه محسوس و عینی است. خدمت دین و فلسفه اسلامی به شناخت بشر این است که او را از تنگ نظری حس­گرایی غربی نجات می­دهد. راه‌هاي کسب معرفت منحصر به حس نيست و از همه راه‌هايي که انسان‌ها در اختيار دارند – مانند عقل، شهود عرفاني انسان‌هاي برجسته‌تر، و معارف وحياني که انسان‌هاي ممتازي به نام انبيا مي‌توانند مستقيماً از خداي متعال تلقي کنند- مي‌توان به معرفت دست يافت و حتي اعتبار بسياري از اين‌ها از ادراکات حسي -که منشأ science هستند- بيش‌تر مي‌باشد.
تنگ نظری علمی و محدود کردن خود به محسوسات راه شناخت کافی برای برنامه ریزی برای زندگی واقع ­بینانه را از ما می_گیرد از سویی دیگر، در حوزه بهداشت روانی(پیشگیری، درمان و بازآفرینی) ما کارمان ناقص خواهد بود.
برای نمونه به بیماری وسواس دقت کنید. با این که وجود شیطان و یاران او امر واقعی و انکار ناپذیر هست و او منشأ بسیاری از وسوسه­ ها هست ما در علوم غربی می­ بینم که با محدود کردن بشر به بعدی جسمی راه کمک به او را سدّ کرده ­اند. علم متکی بر روش تجربی و حسی Science نمي‌تواند بيش از بعد مادي انسان را بررسي و اثبات کند، و به همين دليل حتي ادعا مي‌شود که انسان چيزي غير از بدن نيست و روحي وجود ندارد، بلکه روح همان فعل و انفعالات مغز و سيستم اعصاب است.[5] با پذیرش رسمی معنویت به عنوان بعدی در کنار ابعاد دیگر رشد( جسمی، اجتماعی، روانی)، از سوی سازمان بهداشت جهانی عملاً مشاوران و روان درمانگران زیادی در سطح نظری و بالینی آن بُعد را در فعالیت­ های خود لحاظ کردند. دین و روان­ شناسی تعامل تنگاتنگی پیدا کرده­ اند و خدمات متقابلی به یکدیگر ارائه می­ دهند[6].
ما هم به «[HL]روان شناسی­ دین[/HL]» نیاز داریم و هم به «[HL]روان شناسی ­دینی[/HL]». فرق است بین «روان شناسی­ دین» و «روان شناسی­ دینی»؛ روان شناسی دینی علمی است که از وحی تغذیه کرده و در بستر دین رشد کرده است و با کمک از منابع وحی به مطالعه ذهن و فرایندهای ذهنی می­ پردازد. ولی روان شناسی دین با کمک از علم روان شناسی به مطالعه دین و دینداری و دیندارن و آثار دینداری پردازیم.[7]


[/HR] [1] . تمرکز و توقف بر روش تجربی و بی­توجهی به روش نقلی و وحیانی و فلسفی و شهودعرفانی

[2] . تنگ کردن دایره شناخت به امور حسی و تجربی.

[3] . در کيهان‌شناسي، نظريه پيدايش تصادفي عالَم، شهرت جهاني دارد و بر اساس آن، اصل پيدايش جهان به اين صورت تبيين مي‌شود که در يک ماده متراکم انفجاري پيدا شده است و کهکشان‌ها، منظومه‌هاي شمسي مختلف، اجرام سماوي، و... بر اثر همين انفجار پديد آمده‌اند. اگر از آن‌ها سؤال شود که چرا در اين ماده انفجار رخ داده است، مي‌گويند تصادفا چنين اتفاقي افتاده است. معناي اين پاسخ، پذيرش اين نکته در متافيزيک است که ممکن است بعضي از پديده‌ها بدون هيچ علتي به وجود آيند. تصادف به معناي پيدايش پديده‌اي بدون علت است، در حالي‌که ما در متافيزيک به طور قطعي ثابت مي‌کنيم که چنين چيزي محال است و هيچ پديده‌اي بدون علت نمي‌تواند تحقق پيدا کند. پس بسياري از نظريات علوم بر يک اصل متافيزيکي نادرست –مانند امکان تصادف- مبتني است.

[4] . محدود کردن انسان به بعد جسمانی و ادعای این که انسان چيزي غير از بدن نيست و روحي وجود ندارد، بلکه روح همان فعل و انفعالات مغز و سيستم اعصاب است.

[5] . محمدتقی مصباح یزدی، طرحي جامع براي اسلامي سازي علوم، هفته نامه پرتو، شماره638،91/05/11( این سخنرانی در دوم خرداد سال1391در کنگره بين‌المللي علوم انساني بيان شده است).

[6] . مسعود آذربایجانی، مجله پژوهش و حوزه، مناسبت های دین و روان­شناسی، بهار 1385،شماره 25، ص 6-18.

[7] . رک: مقدمه ای بر روان شناسی دین اثر مسعود آذربایجانی، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

[=Times New Roman][=Times New Roman][=IranNastaliq]شوخي را جدي بگيريد





[=Times New Roman][=Times New Roman][=IranNastaliq]دريافت نرم افزار ( talabegi2.exe [=Times New Roman][=Times New Roman][=IranNastaliq] )
class: cms_table

[/TD]
[TD]
[TD][/TD]

****

دريافت صوت1 زمينه (منم سرگشته حيرانت اي دوست - پيشنهاد حقير)

[=Times New Roman][=Times New Roman][=IranNastaliq]نسخه موبايلي اين برنامه

الان تعداد بازديد كننده شوخ طبعي ها و حكايات طلبگي بيش از 320000نفر رسيده است


امروزه معنويت و مذهب به عنوان بعدي از ابعاد رشدي انسان مورد توجه روان شناسان و روان پزشكان است. مؤسس معنادرمانی، ویکتور فرانکل در کتاب پزشک و روح اعتقاد دارد که زیست انسان سه بعد روحانی، ذهنی(روانی) و جسمانی دارد[1]. فرانکل اعتقاد دارد خدمات پزشکی، روان درمانی و معنا درمانی با هم تعامل دارند. هر کدام در برخی حوزه ها درمان اختصاصی هم دارند به عنوان نمونه، معنادرمانی برای برخی بیماری­ها(خلاء وجودی، بی­ معنایی در زندگی و..)درمان اختصاصی دارد و روان درمان حق ورود ندارد و برخی جاها هم معنا درمانی حق ورود در حوزه روان­درمانی و خدمات پزشکی ندارد. او می­ گوید:« درمانگری که بعد معنوی شخصیت انسان را نادیده می­ گیرد، در واقع از ذخیره معنوی یا روحانی خود چشم پوشیده یا اساساً آن را به درستی نشناخته است»[2].
او در کتاب خدا در ناخودآگاه می­ گوید براساس تحقیقات علمی ثابت شده است که خدمات روحانی، نقش زیادی در درمان بیماری­ها دارد بر همین اساس در تگزاس، برخی از عالمان دینی، دوره­ های عمومی پزشکی را هم می­ بینند و برای افزایش امید و روحیه، و کمک به یافتن معنای زندگی و رنج، بیماران در بیمارستان­ ها حاضر می­ شوند. این خدمات روحانی نقش زیادی در درمان بیماری جسمی و درمان خلاءهای وجودی و بی­معنایی و در نتیجه افسردگی دارد. فرانکل می­ گوید:« اگر بیماری عمیقاً معتقد به اصول مذهبی است، دلیلی ندارد که روان­ درمانگر از این اعتقاد و منبع روحانی، برای یاری به او استفاده نکند. در مانگر باید خود را جای بیمار بگذارد و مسائل را از دید او ببیند»[3].

ویلیام وست، نویسنده کتاب روان­ درمانی و معنویت می­ نویسد: «انجمن مراقبت مذهبی و مشاوره» به عنوان یک سازمان، از طریق گردهمایی و انتشار مقالات، زمینه همکاری متخصصان مذهبی و درمانی را فراهم کرده ­است. مذهب و معنویت، در حقیقت مهم­ تر از آن است که به انحصار عالمان دین در آیند[4].» ­

**

برای استفاده از این کتاب جهت پیشگیری و درمان وسواس، بايد[HL] روان شناس و روان­ پزشک[/HL] و [HL] كارشناس مذهبي و به خصوص مشاور احکام شرعی[/HL] با هم تعامل داشته باشند. کارشناس مذهبی به ایشان اصول مذهب درمانی و درمان با مذهب را آموزش دهد و کمک کند تا در تعارض بین یافته­ های علمی و وحی، حکم خدا کنار گذاشته نشود و متخصص روان شناس و روان­ پزشک به کارشناس مذهبی شیوه ­های ارتباط با افراد وسواسی و بیان احکام شرعی با دقت­ های روان­ شناختی را یاد بگیرند.
استفتائات فقهي، مربوط به احکام دین است و شنیدن این مسائل از کارشناسان مذهبی یا حداقل روان شناسان یا روان پزشکان متدین، اثر بخش ­تر است[5]. باتوجه به این که ممکن است، بسیاری از کارشناسان احکام شرعی و مشاوران مذهبی[6] با ماهیت مرضی و روان ­شناختی وسواس و علل مختلف آن آشنا نباشند، لازم است آنها از روان­ شناسان و روان­ پزشکان متدین، و روان­ شناسانی که تخصص حوزوی- دانشگاهی[7] دارند، جهت بینش افزایی کمک گرفته شود. بسیاری از مواقع بیماران مذهبی که وسواس شدید دارند، درمان دارویی یا روان­ درمانی را نمی­ پذیرد، حضور کارشناس مذهبی محبوب و قابل اعتماد مُراجع در راضی کردن او به قبول درمان دراویی و استمرار بر آن، مؤثر است.
اين كتاب بيشتر براي مردم جنبه پيشگيرانه دارد ولي براي بيماران، روش این کتاب، «[HL]خوددرمانی[/HL]» نیست، روان­ شناسان، روان ­پزشکان و مشاوران مذهبی مي توانند از آن جهت ارتقاء سلامت روان(پیشگیری، درمان، بازآفرینی) استفاده كنند. چرا که بسیاری از افراد وسواسی ممکن است با مطالعه استفتائات این کتاب بیشتر به وسواس خود دامن بزنند[HL] آیت ­الله مظاهری برای وسواسی مطالعه رساله و استفتائات مراجع را اصلاً جایز نمی ­دانند[/HL].[8] بنابراین به جاست که متخصص متناسب با فرد و نوع وسواسش از استفتائات این کتاب برای بهبود و درمان افراد مدد بگیرد.
به عنوان نمونه برای رفع و دفع وسواس ذکر لااله ­الاالله توصیه شده است، اما اگر فردی نسبت به تلفظ این ذکر شریف وسواس داشته باشد و در جا بزند و نسسبت به همين ذكر وسواسي شوند، لازم توصیه دیگری کرد یا نوع ذکر را به گونه ­ای دیگر به او تلقین کرد مثلاً آن را به بنویسید و به گردان آویزد، همان گونه که اگر فردی نتواند دارویی را بخورد ممکن است به او تزریق شود. بنابراین می­توان به همین فرد گفت مثلاً در جایی خلوت در سجاده خود بنشین و این ذکر را با توجه معنای آن در ذهنت بیاور. به هرحال باید با تحلیل روان فرد مقابل از تکنیک­ها و روش­ها به گونه­ای کمک بگیریم که فایده بخش باشد نه بی­فایده و آسیب­ زا.
نکته: در بسیاری از تحقیقات جدید غربی بعد معنوی و روح لحاظ شده، روان­ شناسان کشیش در کلیسا خود را منحصر به روش تجربی – حسی نمی­ کنند ولی متأسفانه هنوز برخی از متخصصان در کشور با انکار معنویت روح و متافیزیک و روش­ های زندگی ساز وحیانه، نام جهل مرکب خود را روشن فکری و تجدد می ­نامند. این افراد حتی یافته ­های تجربی را که گاهی اثبات و گاهی رد می ­شوند را بر یافته و آموزه های حتمی فلسفی و وحی مقدم می­ شمارند و بدون تدبر و غربال زدن به يافته هاي روان­ شناسان مل
حد و سكولار را همچون وحی خطاناپذیر می ­پذیرند. به عنوان مثال دقت ندارند که سخنان آلبرت الیس و فروید با نوع جهان بینی سكولاري جبری و يا ملحدانه­ ای که دارند، سره و ناسره و زهر و عسل مخلوط است.


[/HR] [1] . ویکتور فرانکل، پزشک و روح، ص 18.

[2] . همان، ص 24و 20.

[3] . ویکتور فرانکل،انسان در جستجوی معنا، ص184.

[4] . ویلیام وست، روان­درمانی و معنویت، ص 192.

[5] . بی­ تردید ارتباط کلامی(دعوت به آرامش، یادخدا) و غیر کلامی( سیمای روحانی، لباس روحانیت، چهره مذهبی، انگشتر، نوع نگاه روحانی، کیفیت نشستن، وقار و..)برای مراجع مذهبی مهم و آرامبخش است.

[6] . با تخصصی شدن رشته ­ها در حوزه­ های علیمه، متخصصان و مشاوران احکام شرعی پتانسیل خوبی برای پیشبرد روان درمانگری و سلامت روان هستند.

[7] . مانند طلاب روان­ شناس که از مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) فارغ التحصیلان شده­اند.

[8] . حسین مظاهری، راهکارهای عملی درمان وسواس، ص42.


سبب ­شناسی متافیزیکی و طبیعی
همان گونه که دایرة هستی شناسی، و معرفت­شناسی و انسان شناسی و روش ­شناسی اسلامی وسی ع­تر از امور فیزيکي و طبیعی است، لازم است در کنار سبب شناسی طبیعی در بیماری­ ها سهمی هم برای عوامل متافیزیکی( شیطان، روح، دعا، و..) قائل شویم. در سبب شناسی و کشف علل وسواس باید دو گونه عوامل متافیزیکی و طبیعی را در نظر بگیریم. در کشف علل متافیزیکی دست حس و عقل ما بدون کمک وحی به جایی نمی­رسد بنابراین باید از روایات معتبر و آیات کمک بگیریم.
به عنوان نمونه دقت کنید: قرآن كريم از یاد بردن و مسلط كردن فراموشى را كار شيطان می­ داند؛ زيرا همه اقسام فراموشى، لازمه طبيعت انسانى نیست و شيطان در برخى از آنها دخالت دارد زيرا در داستان حضرت موسی و شاگردش حضرت يوشع مى­ خوانيم: «[HL]وَمَا أَنسَانِیهُ إِلَّا الشَّیْطَانُ أَنْ أَذْکُرَهُ[/HL]»[1]؛ [ يوشع گقت]و فقط شیطان بود که از [بيان سرگذشت ماهي را] یاد من برد که آن را برای تو یاد کنم.
گاهى با اين كه همه نيروهاى مغزى، سالم و با نشاط است و همه امور مادى، براي ياد آورى فراهم است، در عين حال معارف الهى كاملا از ذهن رخت بر مى بندد.
به هر حال، اين قسم از وسوسه، اولين و مهمترين راه نفوذ شيطان است.
[HL]گاهى نيز شیطان صورت ذهنى حاضر نزد انسان را با اين كه به ضرر اوست به نفع وى جلوه مى­ دهد،[/HL] كه در تعابیر آيات، هم به عنوان «تزيين» آمده : وزَيَّنَ لَهُم الشيطانُ اعمالَهم[2] و هم به عنوان «تسويل و املاى شيطان» از آن ياد شده است :[HL]«الشَّیْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَاَمْلَى لَهُمْ[3]»[/HL]؛ شیطان کارهای بدشان را برای آنها زینت داد و آرزوهایشان را طولانی کرد. و گاهى مبتلاى به آن به عنوان جاهل مركب (كسى كه نمى داند كه نمى داند، يا مى پندارد كه مى­ داند) مطرح شده است : «[HL]يَحسَبُون اَنَّهم يُحسِنُونَ صُنعا[/HL]».[4]
امّا به هرحال، متخصص و فرد وسواسی تا کشف همة علل نباید دست روی دست بگذارند، اگر خانه­ ای در حال سوختن باشد ما نباید تمام وقت­مان را صرف این کنیم که چه کسی خانه را آتش زده است یا منبع آتش کجا بوده است؟

[HL]تمثيل روان شناختي[/HL]
باید دو کار مهم انجام شود یکی اورژانسی است و آن حفظ وسائل باقی مانده و دور کردن آنها از آتش، و دوم شناسایی ریشه آتش افروزی و مهار کردن آتش و پیشگیری از حوادث بعدی. توصیه هایی که در ضمن مسائل و استفتائات این کتاب آمده است برخی جنبه پیشگیرانه، عده ­ای تسکینی و بخشی اثر درمانی و بازتوانی دارند، بنابراین باید جدی گرفته شوند. اما در کل چون ثابت شده­است که ریشه وسواس، اضطراب است باید از هر روش دینی و علمی مقبول شرع، برای کاهش اضطراب کمک بگیریم.


[/HR] [1] . کهف، 63

[2] . نحل، 63: شيطان براي مردم عملشان را زينت مي­دهد.

[3] . محمد، 25.

[4] . بگو : آیا شما را آگاه کنیم که کردار چه کسانی بیش از همه به زیانشان بود؟آنهایی که کوشش شان در زندگی دنیا تباه شد و می پنداشتند کاری نیکو می ­کنند. کهف، 103و104. رک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج3، آیه 3-36.


تضاد دین و علم
بسیاری از تحقیقات علمی مؤید آموزه ­های معتبر دینی هستند. دین و علم با هم تعامل و بده بستان دارند. اگر جایی یافته­ های علمی با آموزه­ های معتبر دینی تعارض داشتند باید دقت کنیم ببینیم آیا روش­ ها و ابزارهایی درستی انتخاب کردیم. آیا تعارض ظاهری است یا عمیق و جدی. اگر تعارض جدی بود، باید آموزه­ های دینی اسلام را که معتبر و متکی به وحی خطاناپذیرند، مقدم کنیم چرا که خداوند که حکیم، قادر و عالم مطلق است احاطه بر سود زیان بشر دارد و دستوراتش سعادت بخش است پس باید:

به هستی یزدان گواهی دهیم ***روان را به دین آشنایی دهیم


مذهب درمانی و درمان با مذهب
دین مخالف کشف علل و اسباب در طبیعت نیست، یکی از معجزات قرآن و اسلام پیشگویی­ های علمی است که علم با الهام از آنها نیز به برخی رسیده است. علم و دین با هم در ستیز نیستند که خدمات متقابل دارند. کشف اسباب و علل طبیعی برای مهارت­ های شغلی، ارتباطی، خودیابی، سلامت جسم و ذهن و درمان اختلالات جسمی و ذهنی، تولید و...مورد تأیید، حمایت و تشویق دین است. دین با پوشش چترگونه خود و احاطه به زوایای زندگی دنیوی و اخروی و با تشخیص آب و سراب ­، چاه­ ها و راه ­ها، خیابان­ ها و بیابان­ ها، چارچوبی برای حرکت علم است. در درمان اختلالات روانی باید از علم و دین، هر دو، کمک گرفت، مگر اینکه علم در عمل با آموزه­ های معتبر دینی تعارض و تضاد عمیق داشته باشد که در اینجا سخن خدا که خالق بشر است مقدم است.

[HL]متأسفانه برخی از متخصصان[/HL] از این حقیقت و فلسفه علمی که زیر بنای آن است با محدود کردن دایره علم به محسوسات، خود را محروم و دیگران را به بیراهه می­برند. نمونه آن کار مشاورانی است که برای کاهش اضطراب به جای استفاده از روش­ های مسأله مدار و هیجان مدار سازنده جوان تشنه را گرفتار روش­ های مخرب هیجان مدار مانند خودارضایی، دوستی دختر و پسر، تجویز اختلاط بی­مرز نامحرم، موسیقی لهوی نه مفید و متعالی و..[1].می­ کنند.
فرانکل در کتاب خدا در ناخودآگاهش می‌گوید در تگزاس بیمارستان‌هایی وجود دارد که در آن خدمات روحانی - پزشکی به بیماران می‌شود. روحانیون با گذراندن دوره‌های عمومی، پزشکی در اتاق بیماران حاضر می‌شوند تا برای تسریع در درمان و امیدوار کردن آنها از عمیق‌ترین باورهای فطری و و مذهبی‌شان مدد بگیرند. و تحقیقات متعدد علمی اثربخشی خدمات روحانی- پزشکی را تأیید کرده‌اند. برای درمان وسواس همان­گونه که در دنیا رایج است، باید از درمان­های التقاطی استفاده کرد، بنابراین در کنار شناخت درمانی و رفتار درمانی و دارو درمانی، از روش­ های تصویرسازی ذهنی، رفتاری، شناختی و عاطفی در مذهب درمانی و درمان با مذهب کمک بگیریم.
امروزه درمان­ های التقاطی و ترکیبی در روان­ درمانی امری است مقبول و عقلایی. [HL]«مذهب درمانی»[/HL] و [HL]«درمان با مذهب»[/HL]در درمان وسواس هرچند موضوع وسواس مذهبی نباشد مثلاً مربوط به بهداشت یا تقارن اشیا باشد، در کنار شیوه­های درمانی دیگر لازم است. مذهب درمانی با بیان آثار و فوائد فردی، معنوی، شناختی، بهداشتی و جسمی، روان شناختی و... دینداری فرد را در داشتن باورهای دینی مصمم تر می­ کند. همان گونه که ثابت شده است جهان بینی توحیدی عمیق و انجام فرائض دینی در سایه باورهای مذهبی سبب آرامش و کاهش اضطراب(که ریشه وسواس است) می‌شود[2]. در درمان با مذهب فرد بعد از اعتقاد به مذهب و دین به شکل تعبدی به دستورات آن دل می‌بنند و آنها را جهت درمان و پیگشیری در حوزه جسم و روح و ذهن به‌کار می‌گیرد[3]. مذهب دستورات خاص( مثل خواص برخی آیات و اذکار، ذکردرمانی، توبه ­درمانی، رفع خطاهای شناختی، خرافه زدایی، بی­اعتنایی به وسوسه و انصراف دادن توجه به امور خوشایند، شستن سر با صدر، خضاب کردن، خوردن خرما، یاد اهل بیت، الگو قرار دادن متعارف متدینین و....)برای پیشگیری از وسواس و رویارویی با آن دارد[4]. هرچه قدر نسبت مذهب درمانی( اصل جهان بینی توحیدی داشتن) و درمان با مذهب( عمل به توصیه­ های دینی) سهل انگاری شود، ریشه­ های وسواس بیشتر در وجود ما پیشروی می کنند، به­ گونه ­ای که ریشه­ کن کردن آن بسیار سخت خواهد شد که لازم است هم از دارو درمانی(روان­ پزشک) و هم روان درمانی(روان­ شناس بالینی) استفاده کنیم[5].


[/HR] [1] . بنابر نظر مشهور فقها در تقسیمی می­ توانیم موسیقی را به چهار قسم تقسیم کرد: موسیقی مبتذل و لهوی حرام، موسیقی مباح( مثل موسیقی حماسی در جنگ)، موسیقی مفیدغیر لهوی( برای درمان و افزایش تولید) و موسیقی متعالی مانند تواشیح، تلاوت قاریان و نغمات دعا و نیایش.

[2] . مسعود آذربایجانی، مقدمه بر روان ­شناسی دین، فصل آخر، و مسعود آذربایجانی، روان­شناسی دین از دیدگاه ویلیام جیمز، فصل آثار دینداری، ص 241-286،

[3].رک: محمد عثمان نجاتی، حدیث و روان‌شناسی، ص 265-333. در این صفحات از بهداشت روان و روان درمانی با حج، ذکر و یاد خدا، قرآن، دعا، توبه،نماز، ایمان، روزه و...بحث شده است. نیز رک : درمانگری با قرآن اثر حسین انصاریان( برای دانلود به سایت ایشان رجوع کنید.) قرآن درمانی، حسن عبدالحسین الصالحی، کاظم عابدینی مطلق (مترجم)، زینب شبانکاری (مترجم). قرآن درمانی روحی و جسمی، سیدمحسن موسوی، محسن آشتیانی.عسل درمانی: شگفتی قرآن کریم، جمشید خدادادی، محمدهادی موذن جامی (مقدمه)، روان درمانی اسلامی: درمان با قرآن،محمدرضا کریمی بختیاری- روان درمانی اسلامی: درمان با قرآن، محمدرضا کریمی بختیاری.
[4] . حسن عرفان، جزوه وسواس، مرکز تحقیقات نور، ص20- 60.

[5] . حسین مظاهری، راهکارهای عملی درمان وسواس، ص42. نیز رک: سخنرانی استاد فاطمی نیا درباره وسواس ، سایت اسک دین بخش مشاوره.


[=&quot]«وَ مَنْ یرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهیمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَه؟»

[=&quot]و چه كسى، جز سبک مغز و سفیه، از آيين ابراهيم روى مى ‏گرداند؟
[=&quot]

[=&quot]

And who forsakes the religion of Ibrahim but he who makes himself a fool,

[=&quot]بقره،130[=&quot]



[=&quot] « یار همیشگی »[=&quot]
[=&quot]امام علی عليه السلام:[=&quot]
[=&quot]تَعَلَّمُوا العِلمَ... لِأَنَّهُ... الأَنيسُ فِي الوَحشَةِ، والصّاحِبُ فِي الغُربَةِ، والمُحَدِّثُ فِي الخَلوَةِ؛[=&quot]
[=&quot]دانش فراگيريد؛ چرا كه در تنهايى، همدم و در غربت، همره و در خلوت، همصحبت است.[=&quot]
[=&quot]علم و حكمت در قرآن و حديث، ص 46 [=&quot]

بسم الله الرحمن الرحیم

«ادْعُ إِلى‏ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ » النحل : 125


نرم افزار شهر الله خدمت کاربران عزیز تقدیم می شود :


توضیحات:

نرم افزار«شهر الله» مجموعه پرسشهای برگزیده ماه مبارک رمضان در حوزه: قرآن و حدیث، کلام و عقاید، اخلاق و عرفان، تاریخ و سیره، مشاوره تربیتی و فقه و احکام که توسط کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی پاسخ داده شده اند را ارائه داده است.
فایل های پیوست شده

[h=1]دانلود: روزه، باشگاه خودکنترلی ( مقاله علمی )[/h]
باشگاه خودكنترلي روزه، تكنيكي بسيار قوي براي مقابله با وسواس است.


نام کتاب : وسواس، شناخت و راه های درمان
بازدید : 67239
تاریخ درج : 1389/4/11
پدیدآورنده : حیدری نراقی، علی محمد
مترجم / مصحح : -
ناشر : انتشارات میثم تمار
محل نشر : قم
سال نشر : 1388
تعداد جلد : 1
صفحات : 199
قطع : رقعی
زبان : فارسی

فهرست مطالب
نتایج جستجو *
شناسنامه کتاب
* وسواس، شناخت و راه های درمان
* مقدمه
* بیماری خطرناک وسواس
انگیزه وسواسی
درمان وسواسی
اسلام و افکار وسواسی
درمان وسواس
تقویت جسمی
توبیخ ها و شماتت ها
الگوهای خطرناک
تاکتیک مهرطلبی
تأثیرات اجتماع
واژه وسواس
چرا به خدا پناه می بریم؟
انسان در برابر طوفان وسواس
شناخت امواج شیطان
راه های وسوسه شیطان
چیزهایی که باعث اذیت شیطان می باشد
همزات شیاطین چیست؟
آیا ترس در انسان، غریزی است؟
ترس های نابجا
درمان بیماری ترس
فکر چاره جویی
ترس های مفید
ترس های مضر
ترس از فال بد
مبارزه اسلام با خرافات
بشر و ستاره شناسی
پندار نادرست
ترس و تضعیف جسم و جان
ترس های گوناگون
درمان عیوب موروثی
ترس بر اثر سوءِ تربیت
تربیت بر اثر بیم و امید
عوارض ترس
مبارزه با منشأ ترس
یازده سال گرفتار وسواس
انواع وسواس
وسواس های فکری
دل، محل خطور
حدیث نفس مؤاخذه ندارد
موارد دیگر وسواس
نقل نظر مرجع تقلید
تأثیر روح در بدن
اتحاد نفس و بدن
تلفات بیماری های روحی
فرسودگی بدن
مبارزه با نگرانی ها
رهایی از نگرانی
فال بد و نگرانی
تلقین رنج آور
روان پزشکی و ایمان
نیروی نامحدود
دنیای کنونی و نگرانی
آیا نگرانی ها، مهارشدنی است؟
برنامه روان شناسان
اسلام و مبارزه با نگرانی ها
دگرگونی ها و تحولات جهان
نگرانی یا بلای بزرگ
اسلام و مبارزه با نگرانی ها
ترس از آینده
تجزیه و تحلیل افکار طوفانی
درهم شکستن کابوس وحشت
کاهش نگرانی ها
اندرزی سودبخش
اندوه بی پایان
نگرانی و سیمای عبوس
گشاده رویی و مسرت خاطر
فریاد و تشدید نگرانی
تفاوت آموزش های دینی و علمی
طرح یک سؤال
ام سلیم و ابی طلحه
ابعاد وسواس
شناخت وسواس
نشانه های وسواس
داستان وسواس ها
دستور پیامبر برای غسل
وسواس در غسل
آب استنجا
راه حل عملی برای وسواسی
وسواس در نماز
اختصار نماز
پرهیز از نماز جماعت و مردم
علاج وسواس
اسب دوانی و تیراندازی
شرکت پیغمبر صلی الله علیه و آله در اسب دوانی
شناکردن
مسافرت و جهان گردی
مسافرت و سلامت جسم
مسافرت و ازدیاد معلومات
شفای الهی
ذکر و درمان وسواس
سدر
انار و سیب
آب باران، زعفران، تربت امام حسین علیه السلام
نمک، مسواک و خلال
تلقین
قطع و یقین وسواسی لازم نیست
طهارت چیست؟
بیان مرحوم میرزا ابوالقاسم قمی رحمه الله
حکایت
* احکام وسواسی
نگارنده
* منابع و مآخذ
آثار منتشر شده مؤلف