قرآن و من(بررسی جایگاه قرآن در خودسازی)

تب‌های اولیه

13 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
قرآن و من(بررسی جایگاه قرآن در خودسازی)

سلام به همه اسک دینی ها


یکی از مهمترین گزاره هایی که از پایه های اصلی در زندگی ما محسوب می گردد؛ حق قرآن می باشد که از اهم حقوق است. قرار است ما در این تاپیک حق قرآن را از نگاه علم اخلاق و آثار اخلاقی عمل به قرآن در زندگی را بررسی کنیم.
به این سه محور دقت نمایید:
قرائت قرآن
2 ـ فهم قرآن
3 ـ عمل به قرآن.

و اين سه وظيفه از آيه 121 سوره بقره و آياتى مشابه آن به طور صريح استفاده مى شود:( الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاَوَتِهِ أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ) . « كسانى كه كتاب [ آسمانى ] به آنان داده ايم ، آن را به طورى كه شايسته آن است [ با تدبّر و به قصد عمل كردن ] مى خوانند ; آنانند كه به آن ايمان مى آورند و كسانى كه به آن كفر مىورزند آنانند كه زيانكارند » .راغب اصفهانى ، كه مورد توجه تمام علماى اسلام از تمام فرقه ها است ، در كتاب پرقيمت «مفردات» در لغت «تلو» آياتى را ذكر مى كند كه از آن آيات لزوم قرائت و وجوب فهم استفاده مى شود .تلاوت عامل ايمان ، تحقق اعتقاد پاك در قلب ، اخلاق حسنه در نفس و عمل صالح در اعضاى آدمى است.
تلاوت كننده قرآن به چهار بهره فوق العاده خواهد رسيد:
1 ـ عزّت بى ذلّت
2 ـ غناى بى فقر
3 ـ علم بى جهل
4 ـ حيات بى موت
كه شرح هر يك جزوه اى جدا مى طلبد و اين همه در كلمه « فلاح » و مشتقات آن نهفته است.از هنگام نزول اولين آيه كه در لحظه اول بعثت بود ، تا ولادت حضرت حجة بن الحسن العسكرى عجّل الله تعالى فرجه الشريف دويست و شصت و هشت سال مى شود ، در اين دوران رسول خدا و ائمه بزرگوار (عليهم السلام) در بين مردم بودند و همت آنان مصروف زمينه سازى براى قرائت ، فهم و عمل به كتاب خدا شد ، كه اگر اين سه واقعيت در زندگى تمام مسلمانان تحقق يابد ، دست هر شرّ ظاهر و باطنى از حيات آنان كوتاه و درهاى خير و بركتى به روى آنان باز خواهد شد .رسول خدا (صلى الله عليه وآله) مى فرمايد:
عَلَيْكَ بِتَلاوَةِ الْقُرانَ وَذِكْرِ اللهِ كَثِيْراً فَاِنَّهُ ذِكْرٌ لَكَ فى السَّماءِ وَنُورٌ لَكَ فِى الاَْرْضِ .
بنا بر نقل «ملا محمد باقر مجلسى» اين مرد كم نظير و آگاه به قرآن و روايات و خدمتگذار به نبوت و ولايت امير مؤمنان (عليه السلام)مى فرمايد:تَعلَّمُوا كِتابَ اللهِ تَبارَكَ وَتَعالى فَاِنَّهُ أحْسَنُ الْحَديثِ وَأبْلَغُ الْموْعِظَةِ وَتَفَقَّهُوا فِيْهِ فَاِنَّهُ رَبيْعُ الْقُلُوبِ وَاسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فِاِنَّهُ شِفاءٌ فِى الصُّدُورِ وَأَحْسَنُوا تِلاوَتَهُ فَاِنَّهُ أحْسَنُ القِصَصِ . « بر شما لازم است كتاب خدا را بياموزيد كه آن نيكوترين سخن و رساترين موعظه است . در تمام آيات تدبر و انديشه كنيد كه قرآن بهار دل ها و شكوفا كننده تمام استعدادهاى نهانى و معنويست . از نورش شفا بجوييد كه شفاى دردهاى سينه ها و آن را نيكو تلاوت كنيد كه حاوى بهترين سرگذشت هاست » .اين مطلب براى همه از روز روشن تر است كه علاج تمام دردهاى مسلمين ، در گرو رجوع به قرآن با كمك اهل بيت رسول خداست ، كه بنابر نقل اكثر كتب حديث ، ساعتى چند به پايان عمرش ، در حضور مردم در حالى كه به پله اول منبر به خاطر سختى درد و رنج بدنش تكيه كرده بود فرمود: اِنّى تارِكٌ فِيْكُمُ الثَقَلَيْنِ كِتابَ اللهِ وَعِتْرَتِى اَهْلِ بَيْتى لَنْ يَفْتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ ما إنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلُّوا مِنْ بَعْدى أبَداً . « دو چيز گرانبها را ميان شما باقى مى گذارم ; كتاب خدا و اهل بيتم را ، اين دو هرگز از هم جدا نمى شوند تا در كنار حوض بر من وارد شوند ، اگر به آن دو تمسك جوييد پس از من هرگز گمراه نخواهيد شد » .همه لغزش ها ، گمراهى ها ، در افتادن در ظلمات جهل ، ماديگرى و گرفتار آمدن به بند استعمار و استثمارگران و دچار آمدن به شهوات و اميال شيطانى ، محصول جدايى از قرآن ، اين برنامه جامع الهى است.

دورنمايى از حقايق قرآن


1 - اصول عقائد اسلامى كه نوعى از آن اصول سه گانه دين است : توحيد و نبوت و معاد، و نوعى عقائد متفرع بر آنها مانند لوح و قلم و قضا و قدر و ملائكه و عرش و كرسى و خلقت آسمان و زمين و نظائر آنها.
2 -
اخلاق پسنديده .
3 - احكام شرعيه و قوانين عملى كه در قرآن كريم كليات آنها را بيان فرموده و تفاصيل و جزئيات آنها را ببيان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم واگذار نموده است و پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم نيز بموجب حديث ثقلين كه همه فرق اسلامى بنحو تواتر نقل نموده اند بيان اهل بيت خود را قائم مقام و جايگزين بيان خود قرار داده است.

همانطور که استاد عرفان بزرگوار در پست قبلی اشاره کردند تلاوت قرآن تنها به معنای خواندن قرآن نیست بلکه تدبر در آیات وفهم آنها ونیز جامه ی عمل پوشاندن به آن، مهمترین وظیفه ی ماست ،که با بکارگیری آن به سعادت دنیا وآخرت خواهیم رسید. زمانی که،مبنای عقيده، فكر، تصميم و عمل خودرا قرآن قرار دهيم درواقع بهترین گزینش را داشته ایم.در آیات قرآن نیز کسانی که تدبر نکنند مورد مذمت قرار گرفته اند. بدون تدبر در آيات قرآن، درك حقيقت كلام خدا دست يافتني نيست.

در آموزه های اسلامی وروایات وارد شده ،از تلاوت وقرائت قرآن گرفته تا یادگیری وآموزش آن به دیگران وهمچنین تدبر وعمل به آن سفارشات پی در پی شده است واین خود نیز اهمیت این موضوع را می رساند.

متأسفانه خیلی از افراد تنها به ظاهر قرآن ورعایت آداب ظاهری آن برای قرائت توجه می کنند در حالی که قاری قرآن بایدهمراه با قرائت آن در معانى قرآن انديشه كند و از آياتش پند گيرد.ودر مرحله ی بعد ،عمل به قرآن را سرلوحه ی کارش قرار دهد.



براى مأنوس شدن با قرآن ، داشتن برنامه اى منظم و روزانه براى قرائت قرآن مفيد است وبه دنبال آن تدبر در قرآن و عمل به آن ، انسان را به تقواى الهى مى رساند و اين تقوا باعث مى شود که انسان خودنگهداری همه جانبه در برابر گناه داشته باشد.

قرآن كتاب خدا، كلام خدا و هديه محبوب است كه براي بشر فرستاده شده است، همانگونه كه محبوب را بايد محترم و بزرگ شمرد، هديه او را نيز بايد ارزشمند و عزيز دانست.اولين شرط حضور در محضر قرآن، بزرگ شمردن، برخورد مؤدبانه و همراه با احترام است چرا كه قرآن تجلي خداوند متعال است. جلوه خداوند است.همانگونه که خداوند بی نهایت است، قرآن هم بی نهایت است.

عظمت قرآن اقتضا مي كند انسان، با تواضع و به قصد تأثيرپذيري در پيشگاه كتاب خدا حاضر شود و با وضو و حضور قلب و رو به قبله آيات آن را تلاوت نمايد.

بنابراین بهره مندي از قرآن مستلزم پاكيزگي ظاهري و باطني است که منظور از پاکیزگی ظاهری همان تطهیر ومنظور از پاکیزگی باطنی استغفار از گناهان و تطهير درونی است.
هر چند تلاوت به تنهايي داراي ثواب و فضيلت است ولي هدف مستقل به حساب نمي آيد. هدف از تلاوت قرآن آشنايي با حق و بهره مندي از هدايت است؛ بنابراين رعايت آداب تلاوت زمينه ساز هدايت انسان و عمل به دستورات قرآن كريم مي باشد.

قرآن،بهترین وسیله ی سنجش و میزان است.


(اعرض نفسک علی کتاب الله)یعنی عرضه کن خودت را بر کتاب خدا. بنابراین بهترین معیار برای سنجیدن اعمال ورفتار وگفتار، قرآن است آنچه که منطبق با قرآن باشد مطابق حق وآنچه که بر خلاف قرآن باشد در جهت باطل است.


سینا;160618 نوشت:
عظمت قرآن اقتضا مي كند انسان، با تواضع و به قصد تأثيرپذيري در پيشگاه كتاب خدا حاضر شود و با وضو و حضور قلب و رو به قبله آيات آن را تلاوت نمايد.


با سلام و تشکر از اساتید گرامی

ببخشید استاد از نظر اخلاقی خانم ها چطور باید قرآن رو تلاوت کنند .

آیا با حجاب باید قرآن رو تلاوت کنند؟

سایه خورشید;160774 نوشت:

با سلام و تشکر از اساتید گرامی

ببخشید استاد از نظر اخلاقی خانم ها چطور باید قرآن رو تلاوت کنند .

آیا با حجاب باید قرآن رو تلاوت کنند؟

حجاب در هنگام خواندن قرآن واجب نيست ولكن اگر در هنگام خواندن قرآن نامحرمي شما را خواهد ديد واجب است حجاب رعايت شود، آن هم به خاطر حضور نامحرم .

سینا;160882 نوشت:
حجاب در هنگام خواندن قرآن واجب نيست

با سلام و تشکر

داشتن حجاب واجب نیست ولی یک نوع احترام است . درسته؟

سایه خورشید;160923 نوشت:
با سلام و تشکر

داشتن حجاب واجب نیست ولی یک نوع احترام است . درسته؟

دلیلى بر وجوب یا استحباب آن نداریم، ولى اگر مشکلى ایجاد نکند محترمانه‌تر محسوب مى‌شود.

نقشه بحث در این تاپیک
ما در این تاپیک در نظر داریم از زاویه اخلاقی به بررسی جایگاه قرآن در دین بپردازیم.قرآنی که بین ما مغفول واقع شده و از حکمت ها و هدایت هایش کم بهره ایم.
مباحثی که قصد طرح آنها را داریم از این قرار اند:

1- قرآن از دیدگاه آیات اخلاقی قرآن
2- قرآن از دیدگاه روایات
3- حق قرآن بر ما
4- تاثیر قرآن در زندگی دنیا و آخرت

بهترین کسی که می تواند از قرآن بگوید و این وسیله عظما، برای هدایت بشر را به ما معرفی نماید، خداست و آن هم در مطمئن ترین و علمی ترین و مستحکم ترین جا، که خود قرآن می باشد.

تا به حال به دنبال آیاتی بوده اید که قرآن را به شما معرفی کند؟

قرآن از خودش برای ما می گوید:



الم
﴿١﴾ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِي﴿٢﴾؛ الم«1» در [وحى بودن و حقّانيّت] اين كتابِ [با عظمت] هيچ شكى نيست ؛ سراسرش براى پرهيزكارانْ هدايت است.(البقره)

تا به حال با خود فکر کردید که :

:Black (14): سوال : در قرآن که هیچ شکی نیست پس چرا ما به قرآن اعتماد لازم را نداریم؟؟؟!!!

وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ﴿٢٣﴾فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ ۖ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ﴿٢٤﴾؛
واگر در «وحى بودن» آنچه ما بر بنده خود [محمّد صلى ‏الله ‏عليه و ‏آله] نازل كرديم ،در ترديد و شك هستيد پس سوره‏اى مانند آن بياوريد ، و براى اين كار شاهدان خود را [از فُصحا و بُلغاى بزرگ عرب] در برابر خدا فرا خوانيد ، اگر «در گفتارتان كه اين قرآن وحى نيست» راستگو هستيد.«23» و اگر اين كار را انجام نداديد ـ كه هرگز نمى‏ توانيد انجام دهيد ـ نهايتاً از آتشى كه هيزمش مردم و سنگ‏ هايند بپرهيزيد ؛ آتشى كه براى كافران آماده شده است«24»(البقره).

____>دنباله:

وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَ مَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾؛و يقيناً به سوى تو آياتى روشن نازل كرديم ، و به آنها جز بدكاران نافرمان كافر نمى‏ شوند.(البقره)

الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلَاوَتِهِ أُولَٰئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ ۗ وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿١٢١﴾؛ كسانى كه كتاب آسمانى به آنان عطا كرده‏ايم ، آن را به طورى كه شايسته آن است قرائت مى ‏كنند [و آن قرائت نمودن با تدبر و به قصد عمل است] اهل ايمان به آن [كتاب] هستند و كسانى كه به آن كفر مى‏ورزند فقط آنان زيانكارند.(البقره)

روشن است؟؟؟!!!


:Gig: پس چرا گمراهی ها ادامه دارد؟



_________> دنباله

هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَ أُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَ مَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُۗ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَ مَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٧﴾؛
اوست كه اين كتاب را بر تو نازل كرد كه بخشى از آن كتاب ، آيات محكم است [كه داراى كلماتى صريح و مفاهيمى روشن است] آنها اصل و اساس كتاب‏ اند، و بخشى ديگر آيات متشابه است [كه كلماتش غير صريح و معانى‏ اش مختلف و گوناگون است و جز به وسيله آيات محكم و روايات استوار تفسير نمى‏ شود] ولى كسانى كه در قلوبشان انحراف [از هدايت الهى] است براى فتنه‏ انگيزى و طلب تفسيرِ [نادرست و به ترديد انداختن مردم و گمراه كردن آنان] از آيات متشابهش پيروى مى‏ كنند ، در صورتى كه تأويل درست و حقيقى آنها را جز خدا و ثابت قدمان در دانش نمى ‏دانند «چيره‏ دستان در علم» مى‏ گويند: ما به آن ايمان آورديم ، همه [آيات چه محكم ، چه متشابه] از سوى پروردگار ماست . و [اين حقيقت را] جز صاحبان خرد متذكّر نمى‏ شوند.

شما جز کدام دسته اید؟

* در دلتان زیغ و کجی و انحراف و منیت است یا متصل به ثابت قدمانید؟

____________> دنباله قبلی




هَٰذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ﴿١٣٨﴾؛ اين [قرآن] براى مردم ، بيانگر [حوادث و واقعيات] و براى پرهيزكاران ، سراسر هدايت و اندرز است.(آل عمران)

آیا کدام یک از ما جزو متقین هستیم؟خوش به حال متقین


أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَ لَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا﴿٨٢﴾؛ آيا به قرآن [عميقاً] نمى‏ انديشند ؟ چنانچه از سوى غير خدا بود ، قطعاً در آن اختلاف بسيارى مى‏ يافتند.(النساء)

خداوند برای ما استدلال می آورد؟!!!

با سلام!
اگه این سوالم جاش اینجا نیست ،شرمنده ام!ببخشید!
از یکی از دوستان شنیدم که اگر در مجلسی،مثلا مسجد،صوت قرآن پخش بشه ،یا کسی با صوت قرآن بخونه ،اگه به صوت قرآن گوش بدیم ثوابش بیشتر از همخوانی و زمزمه کردن با قاری قرآنه!و بهتره که سکوت کنیم و فقط گوش بدیم!
آیا این مسئله درسته؟
سپاس فراوان!

ya zahra;163516 نوشت:
با سلام! اگه این سوالم جاش اینجا نیست ،شرمنده ام!ببخشید! از یکی از دوستان شنیدم که اگر در مجلسی،مثلا مسجد،صوت قرآن پخش بشه ،یا کسی با صوت قرآن بخونه ،اگه به صوت قرآن گوش بدیم ثوابش بیشتر از همخوانی و زمزمه کردن با قاری قرآنه!و بهتره که سکوت کنیم و فقط گوش بدیم! آیا این مسئله درسته؟ سپاس فراوان!

با عرض سلام و احترام خدمت سرکار ya zahra گرانقدر و تشکر از سئوال شما

هر چند همخوانی و زمزمه کردن با قاری قرآن اشکال شرعی ندارد اما در بهتر بودن و رجحان شرعی داشتن سکوت هنگام قرائت قرآن شکی نیست البته بحثی در این زمینه وجود دارد که از تفسیر نمونه برایتان نقل می کند تا موضوع خوب روشن گردد:

( وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ = هنگامى كه قرآن خوانده شود گوش فرا دهيد و خاموش باشيد تا مشمول رحمت خدا شويد.)
تفسير: به هنگام شنيدن تلاوت قرآن خاموش باشيد.
اين سوره (سوره اعراف) با بيان عظمت قرآن آغاز شده، و با آيات مورد بحث كه آنهم از قرآن سخن مى‏گويد، پايان مى‏پذيرد، هر چند بعضى از مفسران براى نزول نخستين آيه مورد بحث، شان نزولهايى ذكر كرده‏اند از جمله اينكه" ابن عباس" و جمع ديگرى گفته‏اند، مسلمانان در آغاز كار گاهى در نماز صحبت مى‏كردند، و گاهى شخص تازه وارد، به هنگامى كه نماز را شروع مى‏كرد، از ديگران سؤال مى‏كرد، چند ركعت نماز خوانده‏ايد،؟ آنها هم جواب مى‏دادند فلان مقدار، آيه بالا نازل شد و آنها را از اين كار نهى كرد.
و نيز از" زهرى" نقل شده: هنگامى كه پيامبر ص تلاوت قرآن مى‏كرد، جوانى از انصار همراه او بلند قرآن مى‏خواند، آيه نازل شد و از اين كار نهى كرد.
بهر صورت قرآن در آيه فوق دستور مى‏دهد:" هنگامى كه قرآن تلاوت مى‏شود، با توجه گوش دهيد و ساكت باشيد، شايد مشمول رحمت خدا گرديد" (وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ).
" انصتوا" از ماده" انصات" به معنى سكوت توأم با گوش فرا دادن است.
در اينكه آيا اين سكوت و استماع به هنگام قرائت قرآن در تمام موارد است، يا منحصر به وقت نماز و هنگام قرائت امام جماعت، و يا به هنگامى كه امام در خطبه نماز جمعه تلاوت قرآن مى‏كند، در ميان مفسران گفتگو بسيار است، و احاديث مختلفى در كتب حديث و تفسير در اين زمينه نقل شده است.
آنچه از ظاهر آيه استفاده مى‏شود اين است كه اين حكم، عمومى و همگانى است و مخصوص به حال معينى نيست، ولى روايات متعددى كه از پيشوايان اسلام نقل شده به اضافه اجماع و اتفاق علماء بر عدم وجوب استماع در همه حال، دليل بر اين است كه اين حكم به صورت كلى يك حكم استحبابى است، يعنى شايسته و مستحبّ است كه در هر كجا و در هر حال كسى قرآن را تلاوت كند، دگران به احترام قرآن سكوت كنند و گوش جان فرا دهند و پيام خدا را بشنوند و در زندگى خود از آن الهام گيرند، زيرا قرآن تنها كتاب قرائت نيست، بلكه كتاب فهم و درك و سپس عمل است، اين حكم مستحبّ به قدرى تاكيد دارد كه در بعضى از روايات از آن تعبير به واجب شده است.
در حديثى از امام صادق ع مى‏خوانيم كه فرمود:
يجب الانصات للقرآن فى الصلاة و فى غيرها و اذا قرء عندك القرآن وجب عليك الانصات و الاستماع.
" بر تو واجب است كه در نماز و غير نماز در برابر شنيدن قرآن سكوت و استماع كنى و هنگامى كه نزد تو قرآن خوانده شود، لازم است سكوت كردن و گوش فرا دادن" « تفسير برهان جلد 2 صفحه 57.» حتى از بعضى از روايات استفاده مى‏شود كه اگر امام جماعت مشغول قرائت باشد فرد ديگرى، آيه‏اى از قرآن تلاوت كند، مستحبّ است سكوت كند تا او آيه را پايان دهد، سپس امام قرائت را تكميل كند، چنان كه از امام صادق ع نقل شده كه على ع در نماز صبح بود و" ابن كوا" (همان مرد منافق تيره دل) در پشت سر امام ع مشغول نماز بود، ناگاه در نماز اين آيه را تلاوت كرد وَ لَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ (و هدفش از خواندن آيه اين بود كه به طور كنايه به على ع احتمالا در مورد قبول حكميت در ميدان" صفين" اعتراض كند) اما با اين حال امام ع براى احترام قرآن سكوت كرد تا وى آيه را به پايان رسانيد، سپس امام ع به ادامه قرائت نماز بازگشت، و" ابن كوا" كار خود را دو مرتبه تكرار كرد، باز امام ع سكوت كرد و" ابن كوا" براى سومين بار آيه را تكرار نمود، و على ع مجددا به احترام قرآن سكوت كرد، سپس حضرت اين آيه را تلاوت فرمود فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لا يُوقِنُونَ (اشاره به اينكه مجازات دردناك الهى در انتظار منافقان و افراد بى ايمان است و در برابر آنها بايد تحمل و حوصله به خرج داد) سرانجام امام سوره را تمام كرده و به ركوع رفت « تفسير برهان ج 2 صفحه 56. ».
از مجموع اين بحث روشن مى‏شود كه استماع و سكوت به هنگام شنيدن آيات قرآن كار بسيار شايسته‏اى است ولى به طور كلى واجب نيست، و شايد علاوه بر اجماع و روايات جمله" لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ" (شايد مشمول رحمت خدا بشويد) نيز اشاره به مستحبّ بودن اين حكم باشد.
تنها موردى كه اين حكم الهى شكل وجوب به خود مى‏گيرد موقع نماز جماعت است كه ماموم به هنگام شنيدن قرائت امام بايد سكوت كند و گوش فرا دهد، حتى جمعى از فقها اين آيه را دليل بر سقوط قرائت حمد و سوره از ماموم دانسته‏اند.
از جمله رواياتى كه دلالت بر اين حكم دارد حديثى است كه از امام باقر عليه السلام نقل شده كه فرمود:
" و اذا قرء القرآن فى الفريضة خلف الامام فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ‏ " : " هنگامى كه قرآن در نماز فريضه و پشت سر امام خوانده مى‏شود، گوش فرا دهيد و خاموش باشيد شايد مشمول رحمت الهى شويد" « تفسير برهان جلد 2 صفحه 57.».
و امام در مورد كلمه" لعل" (شايد) كه در اين گونه موارد به كار مى‏رود، سابقا هم اشاره كرده‏ايم كه منظور اين است براى اينكه مشمول رحمت خدا شويد، تنها سكوت و گوش فرا دادن كافى نيست، شرائط ديگرى از جمله عمل به آن دارد.
ذكر اين نكته نيز به مورد است كه فقيه معروف" فاضل مقداد" در كتاب" كنز العرفان" تفسير ديگرى براى آيه ذكر كرده است و آن اينكه، مراد از آن شنيدن آيات قرآن و درك مفاهيم آن و پى بردن به معجزه بودنش مى‏باشد.
ذكر اين تفسير شايد به خاطر آن است كه در آيه قبل، گفتگو از مشركان بود كه آنها در باره نزول قرآن بهانه‏جويى مى‏كردند، قرآن به آنها مى‏گويد:" خاموش شويد و گوش فرا دهيد تا حقيقت را دريابيد" « كنز العرفان جلد اول صفحه 195. [.....]».
هيچ مانعى ندارد كه مفهوم آيه فوق را آن چنان وسيع بدانيم كه مسلمان و كافر همه را در بر گيرد، غير مسلمان بايد بشنوند و سكوت كنند و در آن‏ بينديشند تا ايمان بياورند و مشمول رحمت خدا شوند، مسلمانان هم بايد گوش فرا دهند و مفاهيم آن را دريابند و به آن عمل كنند، تا رحمت خدا آنها را نيز فرا گيرد، زيرا قرآن كتاب ايمان و علم و عمل است براى همگان نه براى يك گروه معين.(1)

پی نوشت:
1. آیت الله مکارم شیرازی ، تفسیر نمونه ج 7 ص 71

موضوع قفل شده است